آیا م.چ رهبر آذربایجان جنوبی است؟

 

در خبرها و پیامهایی که توسط اعضا و طرفداران حزب "گ" در ارتباط با سفر رهبر این حزب به ترکیه به سایتهای خبری مخابره شده است ازایشان بعنوان رهبر تورکهای آذربایجان جنوبی یاد شده است. با توجه به اینکه حرکت ملی آذربایجان مراحل بسیار حساسی را می گذراند علاقمند به سو استفاده دشمنان آذربایجان از طرح بعضی مسائل در اینترنت نیستیم. واقعیت اینست که ترس از درآمدن ازچاله وافتادن درچاه ما را وادار می کند علیرغم اینکه می دانیم براحتی مارک خائن و مامور اطلاعات نثار مان خواهد شد اما مسئولیت تاریخی ایجاب می کند که بدون پرداختن به حاشیه یادآور شویم که هیچ انتخابی در هیچ جمعی و یا درهیچ رفراندومی از سوی ملت آذربایجان آقای چ بعنوان رهبر انتخاب نشده است. کما اینکه فراموش ننموده ایم که آقای چ در مصاحبه با گوناز تی وی ادعا نمود که حتی حاضر به پذیرش پست و مقام کدخدائی در آذربایجان نیزنیست. بنا براین قبل از ایجاد هر گونه سو تفاهم و کش یافتن بحث خواهشمندیم طرفداران سایت گ و شخص آقای چ با ارائه توضیحات لازم از همه ملت آذربایجان پوزش بطلبند. بایستی خاطر نشان کنیم که در صورت ادامه این سیاست علیرغم میل باطنی مان متاسفانه مجبور خواهیم شد طی مقالات تحلیلی و خبری به افشا قدرت طلبان و تمامیت خواهان در حرکت ملی آذربایجان بپردازیم. در شرایطیکه برادران و دوستان فعالمان در زندانها بسر می برند هرگونه موج سواری و ادعای رهبری از سوی هرکس و هر گروهی خیانت به آرمانهای ملی آذربایجان است.

 

آراز تورک اوغلو

تبریز

بير اؤنملي ايضاح

 

چئشيدلي يازي لاردا گاموح ليدري دوکتور ماحمود علي چهرگانلي اوزونو گاموح ليدري بيلديرمک اوچون تنقيد و حتی تخريب اولونور.

منجه گاموح تشکيلاتي نا بيز باشقا تشکيلات لار کيمي باخماليق و گاموح هئچ واقت بوتون گونئي حرکاتي نه رهبرليک سؤزونو آچماييب دير.گاموحون آدي "گونئي آذربايجان ميللي اويانيش حرکاتي "اولاراق چوخ لاري فيکر ائديرلر بو تشکيلات بوتون گونئي ده اولان حرکتلري اوزونه نيسبت وورماق ايسته يير.

منجه نئجه کي "مجمع روحانيون مبارز" و يا "روحانيت مبارز" بوتون ملا لاري تمثيل ائتمير. و يا "مجمع دانشگاهيان آذربايجاني" بوتون آذربايجاندا اولان دانشگاه آدام لاريني تمثيل ائتمير.بلکه يالنيز او تشکيلات دا اولان اويه لري تمثيل ائدير. و گاموحون آدي گونئي آذربايجان ميلي اويانيش حرکاتی اولاراق بوتون گونئي ده اولان حرکتلر اويه لري تمثيل ائتمير.بلکه بير تشکيلات اولاراق اؤز اويه لرين تمثيل ائدير. و بير تشکيلاتين حاقيدير اوزونه ليدر و... سئچین.و دوکتور چهرگاني گاموح ليدري سؤزو بوتون دوز دور. بونا توخوشانلارين يا ساوادلاي آزدير يا دا ميلت دوشمني ديرلر.

 

حسن.ا

 

توضیحاتی در باره دستگیری مجید ماکوئی

 

        5 شنبه 18\3\85 مثل هر روز به نبال اخبار جديدي اؤ اوضاع موجود بودم كه با خبر جالبي مواجه شدم :

        راني در مورد وضعيت مجيد ما ويي...

        به دليل اينكه أقاي ماويي از دوستان صميمي و عزيز بنده مي باشند بر خود وظيفه دانستم كه اطلاعاتي در مورد ايشان بدهم :

        أقاي ماكويي به همراه 5 نفر اؤ دانشجويان دانشطاه اروميه به هنام تشييع جنازه شهيد فرزاد اسدپور دستير شده اند كه طي دو روز اخير 2 نفر از اين 6 نفر أؤاى شده اند و بر طبق اطلاعاتي كه از اين 2 نفر كسب كرده ايم ( و مسلما كاملترين اطلاعات مي باشد ) حال عمومي همه 4 نفر باقي مانده مساعى بوده و تنها راني اين افراد در مورد خانواده هايشان و نيز وضعيت نا معلوم امتحانات ايشان مي باشد .

        حال از نويسنده خبر ياد شده خواهش دارم كه در مورد صحت و سقم خبرها دقت فرمايند و اصل صداقت را در خبر هاي ارسالي رعايت فرمايند زيرا كه نتيجه اين نوع اخبار تنها راني خانواده  و دوستان اين عزيزان مي شود و ه بسا كه باع برخي كارهاي احساسي و غير منطقي شود كه در شرايط فعلي اصلا صلاح نيست.

        به آزادي همه فرزندان آذرباجان.

 

لجنی به نام ایران را بشناسیم و آن را به زباله دان تاریخ بیندازیم

 

 

ญญญ
ญญญญญญ
این روزها که نهضت مدنی ملت تورک آذربایجان برای اولین بار در 28 سال عمر نظام فاشیستی ایران را به مد ت چند هفته به چالش کشیده وستونهای این رژیم خشونت پرست  نژاد پرست وتوتالیتر را به لرزه درآورده است که البته خونهای مقدس جوانان تورک شهید هزینه این نهضت مقدس شده اند. دراین شرایط دلقکان عالم سیاست در داخل وخارج همگی به میدان آمده اند تا از این فرصت سوء استفاده نموده و برای خود کلاهی بدوزند اما آنان همگی مغلوب تجربه وآگاهی حرکت ملی آذربایجان خواهند شد . دیگر همانند انقلابهای مشروطه وانقلاب 1979(1357)  ملت تورک آذربایجان برای ایران فارسها مبارزه نخواهد کرد و حاصل خون مقدس شهیدانش را دو دستی تقدیم مشتی فاشیست و شوونیست فارس نخواهد کرد کاری که رهبران و فعالین سیاسی ساده لوح وایده آلیست آذربایجان در انقلاب مشروطه و انقلاب 1979 انجام دادند و بدون طراحی مبانی صحیح نظری فعالیت سیاسی مدرنشان که میبایست بر مبنای هویت ملی و منافع ملی تورکهای آذربایجان جنوبی تبیین می شد عملا به جاده صاف کن منافع نامشروع فاشیسم فارس در آذربایجان تبدیل شدند. نتیجه انقلاب مشروطه و قهرمانیهای ستارخان و باقرخان و شهدای تقدیم شده در راه آن که مبنای نظری آن با تعریف هویت ملی ایران بر مبنای زبان فارسی  عملا به سرکوب و تحقیر هویت ملی تورکهای آذربایجان منجر شد و با به قدرت رسیدن سلسله پهلوی در کودتای سوم اسفند 1299 به پنجاه و هفت سال استثمار و استعمار فرهنگ  اقتصاد و سیاست آذربایجان توسط  فاشیستهای فارس منجر شد. تاسف بارتر اینکه روشنفکرانی که بنای تعریف هویت مدرن ایران بر مبنای هویت زبانی فارس را گذاشتند مشتی روشنفکرنمای ابله تورک مانند فتحعلی آخوند زاده  عبدالرحیم طالبوف  زین العابدین مراغه ای  مستشارالدوله تبریزی   سیدحسن تقی زاده  احمد کسروی  تقی ارانی   خلیل ملکی و...از طیف های چپ وراست روشنفکری بودند که بدلیل فقدان آگاهی نظری از مبانی هویت ملی و هویت زبانی دولت- ملت (Nation_state) با اوهام ایده آلیستی شان مثلا در راستای وحدت سرزمین خیالی ایران در مقابل دو قدرت استعماری زمان یعنی روس و انگلیس و یا ایده خیالی جامعه بی طبقه عملا" آب به آسیاب فاشیسم فارس ریختند و ملت تورک آذربایجان را به زندان 100 ساله فاشیسم فارس انداختند که رهایی از آثار زیانبار آن در کوتاه مدت امکانپذیر نخواهد بود.                                                       
ایران شبه مدرن در 150 سال اخیر علیرغم وجود هویت های ملی متکثر تورک  عرب  کرد  بلوچ  ترکمن  قشقایی و... با تفسیر توتالیتر و فاشیستی صرفا" بر مبنای هویت زبانی فارس تعریف شده است و بدین ترتیب حکومت مطلقه متمرکز این کشور را به جهنمی برای ملل غیر فارس ساکن در آن تبدیل کرد و اصلی ترین هدف حکومت مرکزی آن نابودی و اضمحلال هویت های ملی غیر فارس در هویت فارسی بود. تلاش برای نابودی و استحاله هویت های ملی غیر فارس با ارائه مبانی فلسفی و تاریخی نژادپرستانه از تاریخ ایران در حوزه های فرهنگی  سیاسی  اقتصادی و... به صورت هماهنگ از سوی دستگاه حاکم توتالیتر پهلوی و جمهوری اسلامی اعمال شده است.
انقلاب ضد آپارتاید و ضد فاشیسم ملت تورک آذربایجان که در صدمین سالگرد انقلاب مشروطه و در هفته پایانی اردیبهشت ماه سال 85 از دانشگاهها شروع و سپس به درون شهرها گسترش یافت و رژیم فاشیستی با گسیل نیروهای ضد شورش فارس زبان از مناطق مرکزی و جنوبی ایران دستان خود را به خون مقدس بیش از 50 نفر از شهدای آذربایجان آلوده کرد همچنین تعداد زیادی از فعالین سیاسی تورک زخمی و هزاران نفر دستگیر و زندانی شدند که طبق اخبار موثق برای اعتراف گیریهای ساختگی همگی تحت شکنجه های شدید روحی وجسمی قرار دارند.
قیام انقلابی ملت تورک آذربایجان که مدنی  دموکراتیک  هویت طلبانه و مبتنی بر درخواست حقوق ملی سیاسی  فرهنگی  اقتصادی و بویژه حق تعین سرنوشت و تشکیل دولت ملی تورکهای آذربایجان جنوبی می باشد پاسخی به بیش از صد سال انکار هویت ملی تورکهای آذربایجان و پایان دادن به سیاست آسیمیلاسیون ملت تورک در قوم کویر نشین فارس است.
تلاش مشتی نویسنده جیره خوار فارس و آسیمیله شده های تورک برای تقلیل دادن این انقلاب ریشه دار ملی تورک  به موضوع لجن پراکنی ورق پاره ایران و از سوی دیگر بایکوت خبری رژیم فاشیستی فارس و هماهنگی جوجه روشنفکران فارس و خود فروختگان تورک در بایکوت خبری انقلاب ملت تورک همگی درس عظیمی برای ساده لوحان طرفدار فدرالیسم یا خیالبافانی که به دلیل عدم آشنایی با مبانی فلسفی نظامهای توتالیتر و فاشیستی فارس هنوز در رویای تعامل و گفتکو با جوجه روشنفکران فاشیست فارس یا گروههای سیاسی جیره خوار دولت فاشیست فارس به سر می برند و از سوی دیگرنقطه عطفی برای اکثریت ملت تورک و فعالین سیاسی آن که عمیقا" معتقد به پایه ریزی و طراحی مبانی نظری و عملی استقلال ملت تورک در شرایط مساعد داخلی و بین الملی فعلی هستند می باشد .
مبارزه مدنی و غیر خشونت آمیز ملت تورک با تکیه بر تجمع گسترده جمعیت و به استیصال کشیدن عوامل سرکوب رژیم در شرایط فعلی بهترین و کم هزینه ترین راه برای کشاندن توده های ملت تورک به خیابانها و وادار کردن گام به گام رژیم فاشیستی به عقب نشینی است. گام نخست بعد از تظاهراتهای عظیم ملت تورک در اوائل خرداد ماه آماده کردن افکار عمومی ملت تورک برای مراسم چهلم شهدای قیام اخیر همزمان با سالگرد مراسم ملی کنکره عظیم قلعه بابک می تواند با اجتماع میلیونی  ملت تورک  در تبریز ( باتوجه به ممانعت رژیم از حضور ملت در قلعه بابک که در تبریز امکان جلوگیری رژیم از گردهمایی ملت از تمامی شهرهای آذربایجان به طور نسبی وجود ندارد ) به شکل تحصنی عظیم آغاز و تا زمان وادار کردن رژیم فاشیستی فارس به عقب نشینی در مقابل خواستهای ملی ملت تورک ادامه یافته و از طریق خبرگزاریهای معروف جهانی صدای استقلال خواهی تورکهای آذربایجان جنوبی به شکل مدنی به مجامع جهانی و سازمانهای بین المللی و دولتها رسانده شود ودر مناسبتهای دیگر ملی آذربایجان (مانند 16 فروردین سالگرد  تشکیل حکومت شیخ محمد خیابانی  14 مرداد سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه  22 شهریور سالگرد سقوط حکومت خیابانی  21 آذر سالگرد تشکیل حکومت ملی پیشه وری  29 بهمن 1356 واول خرداد سالهای آتی و...) این اجتماعات تداوم یابد تا زمانی که هم در داخل ودر صحنه سیاست منطقه ای وبین المللی استقلال دولت ملی تورک آذربایجان جنوبی مشروعیت کافی به دست آورده و اعلام گردد. انسجام ملی بر سر هدف استقلال ضرورت هماهنگ کردن قدرت ملی متشکل از تمامی قشرها و طبقات اجتماعی ملت آذربایجان را میطلبد.  و بدون قدرت منسجم ملی نه در صحنه سیاست داخلی  نه منطقه ای و نه بین المللی نمی توان راهی برای حضور ملت تورک آذربایجان جنوبی بعنوان ملتی مستقل در صحنه سیاست بین الملل یافت .
آنانکه ذلیلانه با التماس و خواهش (مجمع دانشگاهیان آذربایجان) و با ساده لوحی تصور می کنند با به اصطلاح استراتژی ؟! التماس و خواهش می توانند از رژیم فاشیست فارس برای ملت شرافتمند آذربایجان حق و حقوقی هر چند ناچیز و در چارچوب قانون اساسی فاشیسم فارس (که البته نظامهای فاشیستی هیچ وقت حتی پایبند قوانین خودشان هم نیستند ) بدست آورند  اینان نه در تئوری و نه در عمل ابدا" آشنایی با سیاست داخلی و بین المللی ندارند و دچار توهم آشنایی با سیاست و خدای ناکرده رهبری حرکت ملی آذربایجان هستند.در خصوص مواضع بسیار مشکوک مجمع دانشگاهیان آذربایجان در قبال قیام اخیر انقلابی ملت تورک باید گفت که درک آنان از سیاست بویژه به معنای نئورئالیستی آن درکی ساده لوحانه وفاقد نگرش علمی است.
نقش قدرت در سیاست داخلی و بین المللی همانند نقش پول در اقتصاد است. کسی که بدون پول وارد بازار شود مسلما" نخواهد توانست چیزی را خرید نماید.به همان سان هم در سیاست داخلی و هم در سیاست بین المللی ملتی که فاقد قدرت است منافع ملی خود را بدست نخواهد آورد و با خواهش و التماس نیز حقی به او تعلق نخواهد گرفت. در سیاست داخلی و بین المللی حق بر بستر قدرت حیا ت می یابد. و بر همین اساس و ضرورت گریز ناپذیر و حیاتی است که تلاش مداوم انجام می شود تا وسیعترین میزان قدرت در اختیار باشد.
برای توانمند سازی قدرت ملی تورکهای آذربایجان جنوبی به عنوان ملتی کهن در منطقه و جهان ابتدا بایستی رابطه دانش و قدرت را به مفهوم میشل فوکویی آن فهمید و بر این اساس گفتمان هویت ملی و منافع ملی سرکوب شده تورکهای آذربایجان را در میان ملت تورک بسط داد. البته در 15 سال بعد از فروپاشی شوروی گفتمان مستقل هویت و منافع ملی تورکهای آذربایجان توسط فعالین فرهنگی و سیاسی آذربایجان با سرعت قابل توجه در میان ملت تورک بسط داده شده است و موفقیت قابل توجهی در زمانی محدود بدست آورده است اما هنوز راه درازی برای بسط کامل این گفتمان در میان ملت تورک وجود دارد تا انسجام ملی بر سر هدف استقلال و تشکیل دولت ملی آذربایجان حاصل گردد.
قیام انقلابی اخیر ملت تورک بویژه در روز دوشنبه اول خرداد ماه در تبریز (و البته سایر شهرهای کوچک و بزرگ آذربایجان ) منبع قدرتی ایجاد کرد که بلافاصله در سیاست داخلی وخارجی اثرات خود را بر جای گذاشت .دولت همان روز دوشنبه وزیر فاشیست فرهنگ و ارشاد اسلامی خود رامامور فریب و ظاهرا" دلجویی از ملت تورک کرد وروز سه شنبه 2/3/1385 روزنامه ایران توقیف و دو نفر از عاملان ایران جمعه بازداشت و زندانی شدند. این حرکت آگاهانه و منسجم ملی تورکهای آذربایجان بر علیه فاشیسم فارس شاید در نوع خود در درون شهرها در صد سال اخیر بی نظیر بود.اما قدرت تاثیر گذاری آن حداقل در صحنه سیاست داخلی در اندازه همان تعطیل کردن روزنامه ایران ودلجوییهای فریبکارانه چند وزیر فاشیست بود که البته باز از انگ زدن به ملت تورک(تحت عناوین عوامل بیگانه و اراذل و اوباش و... ) پرهیز نداشتند .
برای تداوم حفاظت از منافع ملی و وادار کردن دولت فاشیست فارس و حامیان نظری آن یعنی جوجه روشنفکران فارس و فارس زده داخلی وخارجی بایستی طیف ها و قشرهای بیشتری از ملت تورک آذربایجان وارد تظاهراتها وتحصن های خیابانی شود تا با قدرت ملی افزون تری منافع ملی تورکهای آذربایجان هم در سیاست داخلی و هم در سیاست بین المللی مطرح و پی گیری گردد . به ویژه جبران ضعف در خبررسانی و ضعف در دیپلماسی در سیاست بین الملل بایستی توسط فعالین حرکت ملی در خارج جبران گردد و به جای رقابت های کودکانه شخصی تعقیب منافع ملی به شکل منسجم در اولویت کار آنان قرار گیرد. البته انتظار رسیدن به تمامی اهداف ملی در قالب منافع ملی درپی تظاهرات دو هفته ای منطقی نیست و بایستی نخبگان و فعالان حرکت ملی ملت را برای مبارزه ای سنگین و طولانی مدت جهت رسیدن به هدف والای استقلال ملی آماده نمایند. قیام انقلابی  ملی ومدنی با این حجم نمی تواند به اراجیفی مانند ا صول 15 19 و48 قانون اساسی فاشیسم فارس تقلیل بیابد که عده ای از فرصت طلبان وتشنگان قدرت اعم از تورک وفارس یا روشنفکران عافیت نشین فارس ظاهرا" طرفدار دموکراسی  حقوق بشر  پلورآلیسم واومانیسم  لیبرالیسم و... باطنا" فاشیست ونژاد پرست در پی ماهی -گرفتن از این وقایع وخون مقدس شهدای آذربایجان برای اهداف کثیف خود هستند. که البته فعالان حرکت ملی آذربایجان اجازه چنین سوء استفاده ای را در داخل وخارج به کسی نخواهند داد.         
در پی قیام انقلابی و مدنی ملت تورک آذربایجان دلقکان و فرصت طلبان عرصه سیاست داخلی وخارجی هر کدام به نحوی به حرکت در آمده اند تا از این قیام ملی برای اهداف کثیف و نا مشروع خودشان بهره ای ببرند . در این قسمت و البته مقالات بعدی ما به سوابق و گرایشات فکری وعملی این لجن-  های عالم سیاست صریحا" اشاره نموده و آنان را به حضور شریف ملت تورک آذربایجان معرفی خواهیم کرد البته بعضا" ذکر نام تک تک این افراد مقدور نخواهد بود اما طیف فکری و جریان سیاسی وابسته آنان را فاش ومعرفی خواهیم کرد. در هر صورت هدف ما شناساندن دشمنان و خائنان به منافع ملی آذربایجان و از این طریق جلوگیری از سوار شدن این فرصت طلبان بر موج در حال رشد حرکت ملی آذربایجان می باشد و در ادامه نیز در همین راستا مطالبی را خواهیم نگاشت.
-
اولین طیف و جریان فکری که ماهیت ضد انسانی  فاشیستی و غیر دموکراتیک خود را به نمایش گذاشتند  روشنفکران و روزنامه نگاران فارس و یا تورکان فارس زده که مدام از دموکراسی  حقوق بشر  اومانیسم  پلورالیسم  لیبرالیسم و... داد سخن می دهند بودند. اینان نشان دادند که حقوق بشر و دموکراسی را صرفا" برای فارسهای کویر نشین می خواهند و وقتی می بینند در این ایران اشغالی  ملل دیگری مانند تورک  عرب  کرد  بلوچ  ترکمن  گیلک و... بر شناسایی هویت ملی  منافع ملی و حقوق انسانی خود تاکید می کنند و با قتل عام  دستگیری  شکنجه   تبعید  محرومیت از حقوق فردی و اجتماعی و... از سوی رژیم فاشیست فارس روبرو می شوند این جوجه روشنفکران فارس یا سکوت توام با رضایت را در پیش می گیرند و یا بدتر از آن به جای محکوم کردن اعمال ددمنشانه فاشیسم فارس نگرانی خود را از تجزیه ایران و حاکم شدن ملتها بر سرنوشت خود اعلام می دارند.
اکثریت قاطع اینان در یک سال اخیر یعنی از وقایع خونین خوزستان در بهار 1384 و کشتار جوانان عرب توسط فاشیسم فارس  وقایع خونین کردستان در تابستان 1384 و جنایات رژیم در بلوچستان و آذربایجان در بهار سال جاری (1385) نه تنها به سکوت خبری در مقابل این جنایات رژیم پرداختند  بلکه به بایکوت اخبار قیامهای ملی و دموکراتیک و هویت خواهانه ملل ساکن در این جغرافیای اشغالی به نام ایران عملا" به یاری فاشیسم فارس بر خواستند. لازم است این فاشیستهای نظریه پرداز و مدعی دروغین حقوق بشر و لیبرالیسم و دموکراسی و پلورالیسم و... را تاحد امکان نام برد . البته احزاب و گروههای سیاسی فارس یا احمقها و خود فروختگان آذربایجانی که در شهرهای آذربایجان برای احزاب فاشیسم فارس مستقر در تهران  در آذربایجان دفتر باز کرده اند از جمله این فاشیستهای ضد آذربایجانی می باشند. نامهای شناخته شده و سردمداران نظری و عملی فاشیسم فارس عبارتند ازمسعود بهنود– محمد نوری – عبدالکریم سروش – بابک احمدی – حمید احمدی – نقیب زاده – سیف زاده – احمد ساعی – محمود سریع القلم– سید جواد طباطبایی – موسی غنی نژاد – هر میداس باوند – ورجاوند – محمد رضا تاجیک – تاج زاده – سعید حجاریان – عماد الدین باقی – محسن کدیور- مهاجرانی – محمدعلی ابطحی – شیرین عبادی – پیروز مجتهد زاده – عبدالله رمضان زاده – هادیان – سمتی –ابومحمد عسگرخانی – الهه کولایی و... اینان توجیه کنندگان  نظری فاشیسم فارس و تعریف هویت ملی ایران بر مبنای نژاد پرستی فارس و تز نابودی ملل غیر فارس در این جغرافیای اشغالی موسوم به ایران در شرایط فعلی می باشند.
سردمداران عملی فاشیسم فارس در شرایط