سخنران
آقای
زاگرس خسروی از
مسئولین
کومله –(
سازمان
انقلابی
زحمتکشان
کردستان
ایران) :
موضوع
بحث :
ایران یک
ملیتی یا چند
ملیتی.
از
علاقه مندان
به شرکت در
این بحث
دعوت می شود.
چهارشنبه
07.06.2006 ساعت 21 به
وقت اروپای
مرکزی
آدرس
رووم
Iran
Ahwaz Goftemane Madani
E-Mail
ahwaz_hma@yahoo.com
|
|
||
|
به
گزارش
خبرگزاري
فارس از
تبريز، محمد
حجازي امروز
در همايش
بزرگ و
شكوهمند «لبيك
يا خامنهاي»
بسيجيان
استان
آذربايجان
شرقي در
ورزشگاه
تختي اين شهر
افزود: مردم
غيور تبريز و
آذربايجان
پاسخ دندان
شكني به
دشمنان نظام
دادند و آنها
را مأيوس
ساختند. |
ساعت
چهارونیم عصر
روز سه شنبه 2خرداد
اورمیه
خیابان
امام پر از
جمعیتبود
،بیشترشان
نیروهای
امنیتی بودند
که مرتب لباس
پوشیده ودگمه
های
پیراهنشان را
تا آخر بسته
بودند همه
ریش انکارد
شده داشتند
وباقیافه نا
ملایم در میان
جمعیت در
خیابان امام
قدم می زدند.
جمعیت رفته
رفته بیشتر می
شد قلبم در
سینه می طپید
کبوتر کوچک
سینه ام هوای
آزادی را حس
کرده بود او
برای آزاد شدن
بیشتر از من
عجله داشت. هر
از گاهی نفس
عمیق می کشیدم
وکمی آرام
میشدم قدم می
زدم وبا خودم
فکر می کردم
یعنی اورمو
باز هم در خواب
همیشگی خود
کمر تبریز را
خواهد شکست
قلبم از تصور
تلخش به درد می
آمد و با خود
میگفتم ای
قلعه فتح
نشدنی تورک
بیدار شو ودست
تبریز غرق در
خونت را بگیر .مگر
می توانی مرگ
وجان دادن
برادرت را
ببینی وسکوت
کنی ؟نه هرگز.بغض
گلویم را می
فشرد که صدایی
از میان جمعیت
بلند شد هارای
هارای من
تورکم...بیست
نفر بیشتر
نبودند که
آنهم در محاصر
لباس شخصی ها
بود در هر صورت
باید به آنها
می پیوستیم ما
برای فداشدن
برای هویتمان
وحقوق پایمال
شده مان درطول
تاریخ ، باید
فریادمان را
بلند می کردیم
تا گوش
نژادپرستان
را کر کند .
برای این عمل
مقدس وضو
گرفته بودیم
تا در راه وطن
با وضو جان
دهیم به آن
گروه نزدیک
شدیم ترس تمام
وجودم را
گرفته بود چون
جان شیرین است
ودست شستن از
آن سخت ولی دست
شستن از خود
وهویت خود
سختتر، چاره
ای نبود .علی
دستم را گرفت
وشهادتین
گفتیم و وارد
گروه شدیم
حالا که وارد
گروه شده بودم
حالا آرامتر
شده بودم می
ترسیدم ولی
راحتتر ،در
میان هوای
متعفن اسارت
ترسیدن هم رنج
آور است دستم
را بلند کردم
وتمام کینه
وحسرت دوری از
خود ، و زبان
مادریم ،و یک
عمر تحقیر
نژادی را یکجا
فریاد زدم
هارای هارای
من تورکم .-
اورموهیچگاه
در طول تاریخ
هویت خود را
فریاد نزده او
در زمان حمله
ارامنه هم در
سکوت به آزادی
رسید ولی حالا
باید فریاد می
زد او باید دست
تبریز را می
گرفت تبریزی
را که برای حق
طلبی حتی
منتظر خدا هم
نمی نشیند ولی
تو چی ای مادر
مهربانم
اورمو ؟ای
مادر مهربان
وصبورم امروز
روسفیدمان کن
ای (سولو شهر)
بلند شو از چه
می ترسی از
مرگ> اگر بلند
نشوی که مرگت
حتمی است
اینکه زندگی
نیست زندگی تو
و من در بیداری
ممکن است نه در
کما .نیروهای
امنیتی در
میان گروه یا
در اطراف
خیابان همه
چیز را در
کنترل داشتند
با ما حرکت می
کردند دستشان
را آرام بلند
می کردند
ولی شعار نمی
دادند مثل
اینکه
پانتومیم
اجرا می کردند
نیروهای
انتظامی هم در
کنار لباس
شخصی ها ما را
زیر نظر
داشتند ترس
گروه کوچکمان
را که حالا
نزدیک به صد
نفر شده بود به
اینسو وآنسو
می راند و من
را یاد مثل بره
ای می انداخت
که گرگ مادر
برای درنده
شدن طوله هایش
می اندازد
جلوی طوله
هایش تا تمرین
درندگی کنند و
چه تمرین
کریهی ،با این
تداعی بیشتر
ناراحت می شدم
تا کی این مردم
در کنار
خیابان
خواهند
ایستاد واین
بازی تلخ را
نظاره خواهند
کرد ناچار در
طول خیابان
امام بالا
پایین می
رفتیم که به
ایالت رسیدیم
به چشمهای
مردم تماشاچی
نگاه می کردیم
ومی گفتیم (هر
کس که بی طرفدی
فارسدان دا بی
شرف دی) وهنوز
میدان را دور
نزده بودیم که
خیل عظیم
انسانها را در
کنارمان
دیدیم حالا
همه مردم در
خیابان امینی
وکاشانی
وامام هم صدا
هویت تاراج
شده شان را
فریاد می زند
وما را به وجد
می آوردند پس
اورموبیدار
شده وهرگز به
خواب نخواهد
رفت نمی دانم
چه شده بود که
همه در لحظه به
ما پیوستند
مردها زنها
حتی پیر زنها
وبچه ها .به
طرف عطایی می
رفتیم مردم
فریاد می زدند
بیز ائولمیه
راضییق
بابکین
سربازییق
حالا می
توانستم درک
کنم چرا بابک
در زمان
شهادتش در زیر
شکنجه دشمن
جان داد او جان
داد تا ملتش
نمیرد او تکه
تکه شد تا
آذربایجان
همیشه سربلند
ویکپارچه
باشد وخواهد
بود حالا هم به
بابکهایی که
در آغوشش
پرورده می
بالد تا امروز
فریاد صدها
هزار نفریشان
در اورمیه
پایه های
استبداد
موهوم آریایی این
نژادی ابداعی
انگلیس را به
لرزه در آورد.
در
میان جمع
احساس تولدی
دوباره
وزیباتر را
داشتم حالا می
توانستم
احساس قطره را
در رسیدن به
دریا درک کنم
آری دریا بودن
زیباتر
ازقطره ای در
سفیدی آسمان
بودن یا غریبه
ای در سیاهی
خاک بودن است و
امروز دریای
خروشان اورمو
من را هم در
خود جای داده
بود . نیروهای
انتظامی از
میان مردم
بیرون رفته
بودند آنها هم
از عظمت حرکت
بی نظیر اورمو
انگشت به دهان
مانده بودند
خیل عظیم
انسانها
نمودی از روشن
فکری مردم
آذربایجان در
عصر حاضر بود
که با وجود
فرایند
اسیمیلاسیون
یا هضم فرهنگی
در بیفرهنگی
در طول نیم قرن
اخیر واقعا
دور از انتظار
بود موج
خروشان به طرف
دفتر روزنامه
ایران رسید
وآن را به آتش
کشید تا بگوید
ادبیات آلوده
وبی اصالت
فارس حتی آگر
آتش هم باشد
خاکستر ودود
خواهد شد.
حالاساعت 7.5بود
وهمه
خیابانها
وکوچه های
بزرگ شهر پر
بود از مردم
مردمی که از
تبعیض نژادی
به تنگ آمده
بودند دوباره
ازمیان کوچه
ها گذشتیم تا
به خیابان
ولفجر رسیدیم
سنگی به شیشه
خورد
وساختمان
کهنه در آتش
سوخت با اینکه
در چند ساعت
اخیر این همه
جمعیت اگر می
خواستند همه
شهر را بر سر
مسئولان
ویران می
کردند ولی این
کار را نکردند
تا دوباره
تاریخ از نگاه
ونگرش زیبا
وپر عظمت
فرزندان
اتیلا وبابک
وستار وپیشه
وری ...شرمسار
شود فقط
ساختمان صدا
وسیما که تجلی
آشکار سیاست
خیانتکارانه
ونژادپرستانه
فارس است در
آتش قهر این
ملت سوخت وقتی
سنگ به شیشه
خورد
ناخودآگاه
فریاد شادی
سردادم همه
همدیگر را در
آغوش گرفتند
یکی از بچه ها
اهل همدان بود
او می
گفت پسر تو که
می گفتی
امیدی به
اورمو نیست .
اورمو که
سنگ تمام
گذاشت کاش من
هم یک روز
همدان تاراج
شده ام را مثل
اورمیه ببینم
و بمیرم سخنش
دوباره بغض
چندین ساله را
بیدار کرد در
گلویم احساس
سوزش می کرد
. او همیشه از
هضم زودرس
همدان در
منجلاب پان
فارسی ناله می
کند همدان در
اثر مهاجرت
فارسها به آن
شهر پاک ترکیب
جمعیتیش نصف
به نصف رسیده است
ولی روزی
دوباره
خورشید آزادی
خواهد دمید و
یخ های سرد و
بی روح پان
فارسی را ذوب
خواهد کرد در
آنروز همدان
هم به آغوش
آذربایجان
تکه تکه شده از
کینه شیطان
پرستان باز
خواهد گشت پس
به امید دیدار
فردایی در
همدان ،در آذر
بایجان که
درفش خونینش
را برافرازیم
...
سالاملارلا
تبریزدن
گلن خبرلره
گؤره دونن
گئجه
َآذربایجان
میلی حرکتی فعاللاریندان
اولان یاشار
خاکپور، مجید
همتی، علی قلی
نژاد و مصطفی
برزگر توتوقلانیبلر.
دونن گئجه
تبریزده
اططلاعات و
امنیتی
نیرولار بو
میلی
چالیشقانلارین ائولرینه
تؤکولرک
اونلاری
توتوقلامیشلار.
1385- جی ایل
بابک قالاسی
مراسیمینین
تاکتیک لری
تیرین 9-10 جو
گونلری
1-قالا
مراسیمی عرفه
سینده
اطلاعات
مامورلارینین
تئلفون
واسیطه سیله
فعالارین جلب
ائتمه سی
قانون سوزدور,بو
قانون
سوزلوغا قئید
سیز
قالمالییق.
2-اینتیظامی
نیرولار
بوتون
گوجلریله
قالانی
موحاصیره
ائدیب ,
مراسیمین
گئدیشینده
انگل تؤرتمک
ایستییه جکلر.
بودا
مراسیمین
اؤنمیندن
ایره لی گلیر.بیزه
ایسه "دایانیب"
,
"دیرنمک"
دوشر.
3-آذربایجانین
بوتون
شهرلریندن
آخیب ,
قالایا ساری
گله جه ییک .هر
یئرده
قاباغیمیزی
آلسالار
اوردا یئنیب
دوراجاییق .
گئری دؤنمک
یوخدور.
4-بوگون
شوونیست لرین
استراتژییاسی
"تهدید" و "تحقیر"
دیر. بو سیاست
قالا مراسیمی
عرفه سینده
یوکسک سویه یه قالخیر.
بیز
آذربایجان
میللی
فعالاری ,
بو سیاستینی
بوشا
چیخارمالییق .
5-بسیجی لر
بیزیم میللی
قارداشلاریمیزدیلار
. اونلارلا
قارشی –
قارشیا
دورماق ایسته
مه ریک.
مراسیمی
انگلله مه
لرینی ایسه
هئچه
سایمالییق .
6-قالا گونو
شوجاعتلی و
عاغیللی
داورانماغیمیزلا
,
آذربایجانی
نه سویه ده
سئودیگیمیزی
و آذربایجان
اوغروندا نه
حدده
چالیشماغیمیزی
ایثبات ائده
جه ییک .
7-قالا
مراسیمی
میللی بیر
مراسیم
اولدوغوندان ,
هئچ جوره
جیناحی
تبلیغاتا باش
وورمایاجاییق.
8- مراسیم جوما
گونو سحر چاغی
باشلاناجاقدیر.جوما
آخشامی (پنج
شنبه ) هئچ
جوره سیاسی
گؤستریشه
قاتیلمایاجاییق
.
9- قالانین
طبیعی چئوره
سینی ساغلام
ساخلایالیب
و قورویالیم.
بابک
قالاسی نه
دئمک دیر
1.
بابک
قالاسی
مراسیم لری
دونیا سویه
سینده مطرح
اولونموش
و
آذربایجانلیلارین
میللی ایستک
لرین عکس
ائتدیرن
تایسیز سیاسی
تشبوث دور . بو
مراسیمی بوش
توتماق بؤیوک
بیر میللی
ایتگین لیک
ساییلیر.
2.
بابک
قالاسی
آذربایجانین
میللی
آزادلیغین
اوغروندا
موباریزه
آپارانلارین
سیغیناجاغی
اولموش . "ایسلام-زردوشت"
یوخسا "تورک-عرب"
قارشیلیغینی
عکس ائتدیرمز.
3.
بابک
قالاسی "دیرنمک
و دایانماق"
عنعنه سینین
سیناق یئری
دیر.
4.
بابک
قالاسی
آذربایجان
میللی
حرکتینده
چالیشان
گروهلار و
جیناحلارین
بیرلیک سیمگه
سی دیر .
شوعارلاریمیز
یا آزادلیق
یا اؤلوم.................
باشقا یولو
یوخ آرتیق
آذربایجان
میللتی.....................قبول
ائتمز ذیللتی
بابک دن بیزه
قالمیش.............دیره
نیش ,
دایانیش
تاریخ بویو
بیزه تانیش..............دیره
نیش ,
دایانیش
بابکین
قالاسی.......................آزادلیق
ساواشی
بابکین
قالاسی.......................هویت
ساواشی
" جمعی از
فعالین جنبش
دانشجویی
آذربایجان"