زماني
که هر بي
تنباني شاعر
ميشود ! (تشکيلات
سراسري)
صداي آزاديخواهي آذربايجان به همه تلنگر زده است. اين تلنگر بيشتر در تشکيلاتي تاثير داشته که تا قبل از اين به مخالفت با نظام معروف بودند. اينان در پي تقويت نظام در سرکوب آذربايجان همت گمارده اند. از حيثيت سياسي نداشته اشان مايه ميگذارند تا آذربايجان سرکوب شود
در اين راه دست به هر حيله اي ميزنند. طنز و هجو از اين برنامه هاست. بعد از بيانيه هاي خاينانه و ابراز همدرديهاي تمساح گونه ٫ هم اينک بصورت آشکار به هويت ٫ فرهنگ و زبان آذربايجان توهين ميکنند
تا
به کي پشت نقاب
آزادي بيان ٫
عقده هاي نژاد
پرستانه خود
را خالي
خواهيد نمود؟
نشريه اينترنتي ؛ عصر نو ؛ هجونامه اي منتشر نموده است. تاريخ ٫ فرهنگ و هويت آذربايجان را به سخره گرفته و با زبان طنز (به سبک پارسي - توهين) نيات واقعي خود را بازگو ميکند *
شايد اينان ميانديشند آذربايجان قدرت پاسخگويي ندارد؟ و شايد بدين وسيله ميخواهند از نفرتي که روزنامه ايران شعله ور کرده است بکاهند؟ ولي هر چه هست نفرت آذربايجان از ايران ٫ شوونيسم فارس و وسايل منفورش (تشکيلات سراسري و بوقهاي غربي) کم شدني نيست. اين شعله روزبروز سرختر و گيراتر ميشود. آتش زیر خاکستري بود که با تکاني شعله ور شد. زمان دارد نزديک ميشود
زماني که دشمنان آذربايجان از تفکر به آن نيز هراس دارند. اينک همه چهار دست و پا به تماميت ارضي (قلمرو شوونيسمي) چسبيده اند و حقوق بشر را نقض ميکنند ٫ اما با آزادي بيان احمقانه خود به هويت و شخصيت انسانها ميتازند. ننگ بر شما باد و شرم بر پدران شما
شعر
کذايي و طنز
نژاد پرستانه
منتشر شده در
سايت عصر نو
شعری از مولانا حنظله بادگلویی (توهين به مولاناي تورک)
نه خبر دیر؟ ( استفاده از لغات تورکي در هجويات براي ابراز همفکري با نويسنده کلمه نمنه در کاريکاتور ايران)
هموطن
ترک آذری!
نه خبر دیر؟ (
اشاره به ترک
شدگان آذري٫
شاخه اي از
نژاد موهوم
آريايي)
گشته شعارت «برابری»! نه خبر دیر؟
رفته
ز یادت کزین
شعار چه آمد
بر سرت ای ترک آذری؟! نه خبر دیر؟ (اشاره غير مستقيم به سرکوبهاي وحشيانه شوونيسم در گذشته)
رفته ز یادت کزین مطامع بیجا
پیشه وری گشت یکوری! نه خبر دیر؟ (ابراز شادماني از سرکوب حکومت ملي آذربايجان)
گر
که تو را رو
دهند، میکنی
آخر
جنبش خود را سراسری! نه خبر دیر؟ ( ترس از همه گیر شدن استقلال خواهی)
ما که ستودیم نقش باقر و ستار (اشاره غير مستقيم به کشتار دلاوران آذربايجاني و تهديد دلاوران امروزي)
وآنهمه رزم و دلاوری. نه خبر دیر؟
ما که ستودیم طعم کوفتهات را
کوفت چو کردیم و پرخوری. نه خبر دیر؟
ما
که نشاندیم در
کنار رجالت
در
صف مردان
لشکری.
نه خبر دیر؟ (اشاره
غير مستقيم به
خودفروختگاني
که در دستگاه
شوونيسم به
کاسه ليسي
مشغولند)
صحبت «آنا دیلی» چرا و چرا این
بحث زبانهای مادری؟ نه خبر دیر؟
گر که زبان تو مادریست، به خانه (زبان مادري ما بايد در خانه بماند ولي زبان مادري پارسها ! بايد سراسري شود!)
با ننهات کن سخنوری! نه خبر دیر؟ (خان راضي به رسميت زبان ما ميشود ولي نوکر نه)
داخل
خانه، «آنا
دیلی» ست
زبانت
داری در خانه سروری. نه خبر دیر؟ (زبان مادري تنها در خانه ! استدلال انساندوستانه)
لیک
چو بیرون ز
خانه پای
نهادی
لفظ تو باید شود دری! نه خبر دیر؟ (تاکيد بر تحميل زبان دري)
جان
من، این «فارسی
بیلمیرم» ببر
از یاد
ورنه خوری چند توسری! نه خبر دیر؟ (تهديد علني به کشتار مخالفان)
جای
«برادر» اگر
بگوئی «قارداش»
صاف برندت کلانتری! نه خبر دیر؟ (آذربايجانيان گفتند: هاراي هاراي من تورکم ٫ و اکنون در بيدادگاههاي نظام و زیر شکنجه وحشيانه آنها اعتصاب غذا کرده اند)
جای «چورک»، نان بگوی و جای «ایکی»، دو (تشویق به تغییر زبان و نیز یاد دادن زبانی که همه فهم باشد. شما اگر بگویی چورک ، آن نانوای زنجانی که در سراسر ایران نانوایی دارد منظور شما را نخواهد فهمید !)
تا بدهندت دو بربری. نه خبر دیر؟
خر
بُوَد «ایشّک»،
توسّعاً ملا
نیز
گاه بُوَد شخص رهبری. نه خبر دیر؟ (توهين به نژاد تورک و ملاهايي که خودشان بر سر قدرت آورده اند)
فنّ بیان سخت لازم است که روزی (يعني تورکي زبان کاملي نيست و داراي نواقص بيشماري است ٫ پس دري که زبان کاملی است ياد گرفته شود!)
«قم» نکنی «گم» به سرسری! نه خبر دیر؟ ( به سخره گرفتن ابلهانه لهجه تورکي - نميفهمند هر زباني صداها و لهجه خود را داراست و طرز ادای اصوات در هر زبانی متفاوت است)
نیز به «قاری» اگر که «گاری» گوئی
طرد کند چون تو مشتری. نه خبر دیر؟
خنده ی گهگاه نیست خنده ی قهقاه
نیست فزونی چو کمتری. نه خبر دیر؟
الغرض
ای هموطن، تو
نیز کمابیش
همچو
منی روز داوری.
نه خبر دیر؟
همچو
منی از لحاظ
قامت و قدّت
نیز به چاقیّ و لاغری. نه خبر دیر؟ ( در اين بند به حقوق بشر و برابري کذايي اشاره ميکند٫ همه چيز پارسي شد و برابري تنها به قد و قامت رسيد و قيامت)
گیرم
یکچند بوده
است زبانت
بسته
به بندِ
ستمگری! نه خبر
دیر؟
من
سنه قوربان»،
دگر به این «آنادیلی»»
پیله نکن، ترک آذری! نه خبر دیر؟ ( در اين بند کوشيده است که بصورت غیر مستقیم تورکي را تحميلي معرفي کند و زبان ما را آذري پهلوي بشناساند – این بند اشاره به ممنوعیت زبان تورکی ندارد چون شاعر از زبان تورکی بیزار است)
نام چنین شعر هست طنز، برادر! (با اين بند ميخواهد خود را دانشمند و عادل معرفي کند که کارش خنداندن مردم است با تحليل مسايل روزمره ، بنابراین هر کس اعتراض کند با طرفداران آزادی بیان شوونیسمی و طنز پارسی روبرو میشود که خواستار آزادی انتشار روزنامه ایران هستند ولی روزنامه های جمهوری آذربایجان را که کاریکاتور رهبران ایران را چاپ کرده اند مستحق اعدام میدانند)
طنز بدان این دریوری! نه خبر دیر؟
گو ز من امّا به شاعری که سرودش
طرف نبندی ز شاعری! نه خبر دیر؟
این
«نه خبر دیر» در
آخر همه ابیات
گاه
چه بیربط
آوری! نه خبر
دیر؟
شاعر
شعر دری به
مملکت پارس
یافت نگردد بدین خری! نه خبر دیر؟ (چون در شعر پارسي کلمات تورکي وارد کرده ٫ خود را سزاوار خريت ميداند! توهين به نژاد تورک)
مسعود انتظار
۰۴/۰۶/۲۰۰۶
گلاسگو
http://www.asre-nou.net/1385/khordad/8/m-hanzale.html*
http://www.baybak.com/Baybak/?p=1384*
|
هاراي
هاراي من
تورکم
تجمع
عظيم مردم قم
در راستاي
اعتراض به
توهين هاي
مکرر رسانه
هاي دولتي و
درخواست
رسمي شدن
زبان تورکي
زمان:
سه شنبه 16
خرداد ساعت 7
عصر
مبدا
حرکت:
1.
ميدان شهدا
2.
ميدان
مطهري
مرکز
تجمع: ميدان
آستانه حضرت
فاطمه
معصومه (س)
شعارها:
هاراي
هاراي من
تورکم
تورک
ديلي رسمي
اولسون
تورک
ميللتی
اوياقدير
اؤز
ديلينه
داياقدير
و
...
|
دو نقشه جغرافیائی از فارستان آینده