|
|
بازداشت
شدگان در
زندانهای
تبریز شکنجه
می شوند
این امر
به
منظوراعتراف
گرفتن از
بازداشت
شدگان مبنی بر
ارتباط آنها
با کشورهای
خارجی صورت می
گیرد.مقامات
جمهوری
اسلامی طبق
اظهارنظرهایی
مدعی شده اند
آمریکا و
اسرائیل در
ناآرامی های
آذربایجان
نقش داشته اند.بسیاری
ازدستگیر
شدگان در
اعتصاب غذا به
سر می برند و
در نتیجه آن و
شکنجه های
شدید وضعیت
برخی از
بازداشت
شدگان وخیم می
باشد.در
اردبیل
نیزوضعیت
مشابه تبریز
می باشد.
در شهر
اردبیل
بسیاری از
فعالین حرکت
ملی
آذربایجان
بازداشت شده
اند.تعداد
بازداشت
شدگان این
شهربیش از 1000
نفر می باشد.بازار
اردبیل نیمه
تعطیل است و جو
نظامی بر شهر
حاکم می باشد.اوضاع
درشهر میانه
هم کاملا غیر
عادی است.شهر
میانه برای
دومین بارطی 20روز
اخیر صحنه
اعتراضات به
سیاستهای
فاشیستی
حکومت بود.
دیروز
پنج شنبه عصر
هزاران نفر در
این شهر در
اعتراض به
برخوردهای
خشونت آمیز
جمهوری
اسلامی با
تظاهرات
شهرهای تبریز,ارومیه,نقده,اردبیل
و....به
خیابانها
ریختند.جمعیت
معترض که
بیشتر آنها را
جوانان
دبیرستانی
ودانشجویان
تشکیل می
دادند با سر
دان شعارهای
ملی خواستار
رسمیت یافتن
زبان ترکی
شدند که با
دخالت
نیروهای پلیس
خیابانهای
شهر میانه
برای اولین
بار شاهد
درگیری مردم
با نیروهای
رژیم بود.هنور
آمار دقیقی از
تعداد دستگیر
شدگان,مجروحان
و احتمالا
کشته شدگان
گزارش نشده
است.
|
|
|
جمعه
12 خرداد ماه
سال 1385 |
|
شکنجه در زندان و مساجد تبریز |
|
بر
اساس اخبار
دریافتی از
زندان تبریز
برخی از
زندانیان در
این زندان که
در
ارتباط با
اعتراضات
مردمی اخیر
بازداشت شده
اند توسط
ماموران
اداره
اطلاعات
شکنجه و
ضرب و شتم می
شوند.در میان
کسانی که
شکنجه شده
اند از شکنجه
شدید منجر به
جراحت و
خونریزی
داخلی یک
خلبان و یک
دانشجو خبر
رسیده است.جوان
دانشجو که به
شدت شکنجه
شده است
مجبور به
گفتن سخنانی
مقابل
دوربین بوده
است.از آن
جوان خواسته
اند به
ارتباط با
آمریکا
اعتراف کند.برخی
دیگر از
کسانی که پس
از دستگیری
به زندان
تبریز منتقل
شده اند از
ضرب و شتم خود
در
پایگاههای
بسیج برخی
مساجد
تبریز خبر
داده اند.
همچنین
خانواده های
پنج زندانی
شناخته شده
مراغه ای در
زندان تبریز
نگرانی
خود نسبت به
وضعیت
فرزندانشان
را اعلام
کرده اند.طبق
اخبار واصله
حامد
یگانه پور
دانشجوی
مراغه ای که
ناراحتی
قلبی دارد به
بند ویژه
زندان که محل
حبس اشرار
است منتقل
شده است.دیگر
دانشجوی
مراغه ای
یاشار
حکاک پور
مراغی در
بند مالی است
و سه
بازداشتی
دیگر از مراغه
به نامهای
داود
عظیم زاده(معلم)-مجید
پژوهی فام
(استاد
دانشگاه) و
علی رضا حقی
در قرنطینه
زندان
نگهداری می
شوند.با
اینکه به
خانواده های
ایشان اعلام
شده است برای
حکاک پور
۲۰ میلیون
و برای چهار
نفر دیگر هر
کدام ۱۰
میلیون
تومان وثیقه
حاضر کنید
اما هیچکدام
از زندانیان
هنوز به
دادگاه برده
نشده اند.
|
نماينده
اروميه در
گفتگو با روز:
با
وقايع
آذربايجان
نظام هوشيار
شد

سهيل
آصفي
۱۲
خرداد ۱۳۸۵
در پيوند
با ناآرامي
هاي گسترده در
مناطق آذري
زبان کشور،
جواد
جهانگيرزاده،
نماينده
اروميه [آذربايجان
غربي] و عضو
کميسيون
امنيت ملي و
سياست خارجي
مجلس اسلامي
در گفتگو با
روز از "هوشياري
نظام" متعاقب
حوادث اخير
براي "کاهش"
وقوع چنين
حوادثي در
آينده مي گويد.
آقاي
جهانگيرزاده،
کميسيون
امنيت ملي
مجلس، دلائل
عمده نا آرامي
هاي اخير را،
جدا از انتشار
يک
کاريکاتور،
در چه مي بيند؟
يکي از
مسئولين سابق
"ضعف تدبير"
مقامات دولت
کنوني را دليل
اصلي اين نا
آرامي ها
عنوان کرده...
بله، ايشان
گفته اند که
دلايل اين
حادثه ناشي از
"ضعف تدبير"
است. من نه
دنبال تطهير
کسي هستم و نه
دنبال محکوم
کردن کسي، اما
معتقدم تدبير
در مدت هفت ماه
يا هشت ماه
حضور يک دولت
ظهور نمي کند.
طبعا
بسترهايي
براي ايجاد
نارضايتي در
ميان مردم
آذربايجان در
طول سال هاي
گذشته وجود
داشته که شما
به يک باره
چنين واکنش
گسترده اي را
مي بينيد. من
باور نمي کنم
که همه تيراژ
روزنامه
ايران در طول
يک روز فروش
رود. من باور
نمي کنم که همه
ستون هاي يک
روزنامه توسط
همه مردم
خوانده شود. من
باور نمي کنم
تيراژ "ايران
جمعه" که بر
طبق گفته
مسولين آن يک
دهم تيراژ
روزنامه هست
در همه جا
بگردد و اينکه
کسي بيايد
ستون کودکان
را هم بخواند و
بعد در اين
ستون به
کاريکاتوري
نگاه کند که در
آنجا کلمه اي
که خيلي هم ريز
است و به راحتي
ديده نمي شود
را ببيند. من
باور نمي کنم
که همه اين
حوادث خيلي
راحت اتفاق
افتاده باشد و
ناشي از سهو و
قصور باشد و به
يک باره عمومي
شود و باعث
رنجش خاطر
مردم با قدمت و
فرهنگ
آذربايجان
شود.
گمان
مي کنيد چه
اهدافي مي
تواند پشت اين
صحنه گرداني
هاي احتمالي
باشد؟ مساله
الان فقط
مربوط به اين
يک هفته و
آذربايجان
نيست، وضعيت
کردستان،
خوزستان،
سيستان و
بلوچستان و...
را هم که حتما
مستحضريد.
چرا؟
من اينها را در
پشت سر يک سري
حوادث متوالي
مي بينم. مانند
خوزستان،
کردستان،
سيستان و
بلوچستان و
آذربايجان.
وقتي اينها را
کنار هم مي
گذارم نمي
توانم به
راحتي بپذيرم
که اين حوادث
ناشي از "ضعف
تدبير" است يا
ناشي از وقوع
يک اتفاق و
حادثه.
اتفاقات و
حادثه ها جرقه
هستند. قبلا
زمينه سازي
شده است و آن
جرقه هم در
موعد مقرر زده
مي شود.
و فکر
مي کنيد چه
اراده اي پشت
ماجرا هست؟
مثلا از خارج
هدايت مي شود
يا...؟
ببينيد بوش در
دور دوم رياست
جمهوريش گفت
که در مورد
ايران طرحي که
مي شود دنبال
کرد تا به سقوط
حکومت جمهوري
اسلامي
بيانجامد اول
اغتشاش از
درون هست و دوم
فشار از بيرون.
اما ضرورت
اوليه فشار از
بيرون، فشار
از درون است.
باز اگر قرائن
را کنار هم
بگذاريم
نبايد باور
کرد که اين
اتفاقات به
راحتي روي مي
دهد. در عين
حال تلاش جدي
برخي از شبکه
هاي جديد
الولاده
تلويزيوني که
نقطه هدف آنها
هم در ماه هاي
اخير مردم
آذربايجان
بود، بسيار
موثر بود.
مثل
کدام شبکه ها؟
حالا نمي
خواهم نام
ببرم.
منظور،
شبکه هاي
فارسي هست که
از لس آنجلس
برنامه پخش مي
کنند؟
بله. اگر نام
ببرم اساسا
باعث بزرگ شدن
اينها مي شود.
شما
به "بسترها"
اشاره کرديد.
واقعا آقاي
جهانگيرزاده
گمان مي کنيد "بسترها"
چقدر حائز
اهميت است؟
منظور، عدم
توزيع
عادلانه
امکانات،
قدرت و ثروت
است. در طول
اين بيست و هفت
سال، چقدر
جمهوري
اسلامي
توانسته يک
ثبات نسبي را
در مناطق
مختلف کشور از
حيث امکانات
بوجود
بياورد؟...
براي شما مثال
مي زنم. آقاي
غني بلوريان،
عضو پلنوم
چهارم حزب
دموکرات
کردستان، در
کتابي به نام "برگ
سبز" مطلبي را
آورده است. در
اوائل کتاب
شما مي بينيد
در سي بهمن،
چند روز پس از
بيست و دوم
بهمن سال 57 که
مردم ايران
انقلاب
خودشان را به
پيروزي
رساندند،
پادگان
مهاباد توسط
عناصر حزب
دموکرات خلع
سلاح مي شود و
به تصرف در مي
آيد. تقريبا يک
ماه پس از
پيروزي
انقلاب
اسلامي به
روايت غني
بلوريان
پادگان سنندج
توسط ضد
انقلاب تسخير
مي شود. در ماه
اول سال 58 بيش
از ده هزار نفر
نيروي مسلح به
رهبري
عبدالرحمان
قاسملو در
محوري ترين
خيابان هاي
شهر اروميه به
نمايش و رزم
نظامي اقدام
مي کنند. يک
ماه از عمر
انقلاب گذشته
بود و نمي
توانست همه
نيازهاي مردم
را برآورده
کند. من اخيرا
در مناطق
کردنشين شهر
خودم عنوان مي
کردم که اگر
اين احزاب
چنين ادعاهاي
تجزيه طلبانه
و منازعه آميز
را با جمهوري
اسلامي ايران
نداشتند، حجم
تجهيزات،امکانات
مالي و معنوي
که براي
نگهداشت
امنيت در طول
ساليان گذشته
صرف شده مي
توانست صرف
امکاناتي
مانند
آسفالت،آب و
برق و.. منطقه
بشود. ما در
خيلي از مناطق
که مي گرديم مي
بينيم مردم از
تفکرات سياسي
تجزيه طلب
احساس تنفر مي
کنند. مردم آب
و برق مي
خواهند. تمدن
مي خواهند.
حرف
ما هم اينجا بر
سر عدم توزيع
عادلانه
امکانات هست
در زمينه سازي
بروز چنين
حوادثي...
در طول سال هاي
گذشته بحث عدم
توزيع
عادلانه ثروت
در مناطق
مختلف کشور
مطرح بود. اين
مساله فقط
مربوط به
آذربايجان هم
نيست. شما اگر
رشد ثروت را در
برخي از مناطق
کشور با بخش
قابل توجهي از
ساير مناطق
بسنجيد
خواهيد ديد که
حجم سرمايه
گذاري ها و
ثروتي که در
آنجا وجود
دارد اصلا
قابل قياس
نيست. طبيعي
است که رشد
بيکاري در اين
مناطق بيشتر
باشد. سطح دانش
و تحصيلات
دانشگاهي در
اين مناطق
کمتر است.
مراکز
بهداشتي و
درماني و
راهها کمتر
است.
در
مورد حوزه
انتخابيه
شما، اروميه [
آذربايجان
غربي] امکانات
چطور است
الان؟
در همه
آذربايجان
غربي که با سه
کشور خارجي هم
مرز هست و از
اين جهت بي
نظير است،
بزرگترين
مبدا ورودي
کشور در
آنجاست شما يک
کيلومتر
آزادراه نمي
بينيد!
شما
در گفته
هايتان به حزب
دموکرات
کردستان
ايران و دکتر
عبدالرحمان
قاسملو اشاره
کرديد. ولي حزب
دموکرات هيچ
گاه شعار "تجزيه
طلبي" نداد.
اينطور نيست؟
درست است. ولي
وقتي شما
بوکان را،
مهاباد را،
سنندج را،
سردشت،
اشنويه و
پيرانشهر و...
را از پيکره
کشور جدا مي
کنيد و در آنجا
نمي گذاريد
نيروهاي
نظامي وارد
شوند، صدها
شهيد مي گيريد
و تلاش مي کنيد
دولت مرکزي را
تضعيف کنيد...
من با خروجي و
محصول آنها
کار دارم نه با
شعارهايشان.
شعارهاي آنها
هيچ تناسبي با
عملکردشان
نداشت.
در
ناآرامي هاي
اخير که به
کشته و زخمي
شدن بسياري هم
انجاميد،
آنطور که
شاهدان عيني
مي گويند
بسياري از
شعارهاي مردم
در جهت
نارضايي از
سيستم حاکم
بود. کميسيون
امنيت ملي
مجلس چطور
نگاه مي کند به
کيفيت اين
اعتراضات؟
من نمي خواهم
سهم بندي کنم و
درصد مشخصي
بدهم. اگر به
موضوع نگاه مي
کنيم صرفا از
موضع نارضايي
از حکومت
مرکزي نگاه
نکنيم. به
مجموع حوادث و
علت ها رجوع
کنيم.
به هر
حال شعارهايي
داده شد... در
نقده که ديديد
اوضاع چطور
بوده...
در نقده اي که
شما شاهد آن
اتفاقات
بوديد خود
مردم براي
آزادسازي
شهرشان و
مبارزه با ضد
انقلاب
شهيدان
فراواني را
تقديم انقلاب
کردند. مردم
نسبت به نظام
به شدت
وفادارند و من
نمي توانم
باور کنم مردم
رو در روي نظام
قرار گرفته
اند.
شعارها...
من شعارهايي
را که توسط چند
نفر داده شده و
در يک فضاي
احساسي
احيانا اکو
پيدا کرده و
واکنش هايي را
بر انگيخته با
مجموع بيست و
هفت هشت سال
مشاهده از
نزديک خودم
عوض نخواهم
کرد. مردم نسبت
به
انقلاب،کشور
و رهبري به شدت
وفادارند. شما
شاهد
راهپيمايي
هاي آرام و
شکوهمند مردم
بوديد که در
کنار اعتراض
به اقدام
روزنامه
ايران در عين
حال نسبت به
مباني انقلاب
هم اظهار
وفاداري
کردند.
برخي
ها اين نوع
راهپيمايي ها
را "حکومتي"
عنوان مي کنند...
نه،نه،نه. در
روز اول
راهپيمايي
اروميه که
بسيار وسيع
بود بخش زيادي
از نيروهاي
معترض هم حضور
داشتند اما
هيچگاه سطح
شعارهاي خود
را به سطح
اصطکاک با
نظام نکشيدند.
طبيعي است
مانند همه جاي
دنيا ميزان
موافقان و
مخالفان
متفاوت است. در
کشور ما
الحمدالله
آزادي وجود
دارد و افرادي
مي توانند
نسبت به نظام
سياسي خودشان
اعتراض کنند و
اين نظام
سياسي آنقدر
ظرفيت دارد که
زمينه بروز
اين اعتراضات
را فراهم مي
کند. هر
راهپيمايي که
در کشور انجام
شود به معناي
مخالفت
صددرصد با
نظام جمهوري
اسلامي نيست.
وقتي سطح
بيکاري در يک
جامعه بالا مي
رود طبيعي است
که واکنش هاي
هيجاني هم
بيشتر شود.
در
جريان اين
ناآرامي ها
تعداد زيادي
دستگير و
مفقود شدند که
اطلاعاتي از
سرنوشت آنها
در دست نيست.
کميسيون
امنيت ملي
مجلس چه
برنامه اي
دارد براي
پيگيري
سرنوشت اين
افراد؟
کميسيون
امنيت ملي و
سياست خارجي
از همان اولين
ساعت ها نسبت
به پيگيري اين
موضوع حساس
بود و قطعا
پيگيري ها به
عمل خواهد آمد.
اين پيگيري ها
بايد مربوط به
برآوردها پيش
از وقوع
حادثه، درون و
پس از حادثه
باشد. من
معتقدم بروز
اين جريانات
به نظام سياسي
کشور هوشياري
داد و احتمال
اينکه در
آينده اين
وقايع کاهش
يابند زياد
است.
سازمان
جندالله
ايران به
استحضار عموم
مردم
بلوچستان و
ايران مي
رساند:
كه در پي
جنايتهاي ضد
بشري رژيم
ايران در طي
هفته هاي اخير
كه بيش از 10 نفر
از جوانان
مظلوم بلوچ را
با طرح جرائمي
دروغين از
قبيل راهزني و
حمل اسلحه و
... ،"
توسط
جلادي
خونخوار بنام
" آخوند محمد
ابراهيم
نكونام" كه از
تهران به
بلوچستان
بعنوان رئيس
كل دادگستري
استان براي
بدار آويختن
مبارزين و
مردم عادي
بلوچ
اعزام
شده است " به
شهادت
رسانيده است
.
امروز
دادگاه عدالت
سازمان
جندالله
ايران
در جواب
جنايتهاي
رژيم آخوندي
در پي "اعدام
كردن بسياري
از جوانان
بيگناه
بلوچ
،" تصميم گرفت
حكم قتل يكي از
گروگانهاي
جنايتكار
رژيم آخوندي
افسر سپاه
پاسداران
بنام"
زاهد
شيخي
"را
صادر و وي را
محكوم
به مرگ و اعدام
نمايد.
سازمان
جندالله
ايران تاكيد
مي كند كه خون
جوانان
بلوچ
كمرنگتر از
خون افسران و
سرهنگهاي
جنايتكار
رژيم آخوندي
نيست و در
برابر هر
جوان
بلوچي كه
اعدام ميكنند
، يكي از
گروگانها به
خاك و خون
كشيده خواهند
شد.
سازمان
جندالله
ايران به رژيم
ايران هشدار
مي دهد : كه دست
از جنايتهاي
خود
قتل و
كشتار مردم
بيگناه دست
بردارد و اگر
رژيم ايران به
جنايتهاي خود
ادامه دهد در هفته
آينده
دادگاه عدالت
سازمان يكي
ديگر از
گروگانها را
محكوم به
اعدام خواهند
كرد.
سازمان
جندالله
ايران
پیرامون
حوادث اخیر
آذربایجان
بیانیه
سازمان ادوار
تحکیم (شاخه
های
آذربایجان
شرقی – زنجان –
اردبیل)
حوادث
اخیر در
شهرهای بزرگ و
کوچک
آذربایجان در
پی چاپ
کاریکاتور
توهین آمیز در
روزنامه
ایران فریاد
اعتراض
هموطنان ترک و
فعالان مدنی
هویت طلب
آذربایجان
بود که در اثر
بی توجهی
سیاست گذاران
حکومتی به
تنوع و تکثر
قومی و مذهبی و
به رسمیت
نشناختن حقوق
ابتدایی و
اولیه آنها در
طول دهه های
اخیر طعم تلخ
تبعیض و تحقیر
را چشیده اند .
بزرگی حادثه
این بار به حدی
بود که بایکوت
خبری و تحلیلی
رسانه های
دولتی و غیر
دولتی و بی
توجهی محافل
روشن فکری و
اکثر رسانه
های خبری
تاثیری در
کاستن از
واقعیت نداشت
و اعتراض های
گسترده مردم
نه تنها سیاست
های حاکمیت و
مجریان قانون
بلکه کنشگران
سپهر سیاسی و
پرچم داران
دمکراسی
خواهی و حقوق
بشر را نیز به
چالش طلبید .
اعتراضات و
راهپیمایی
های گسترده و
آرام
شهروندان
آذربایجان –
که قانون
اساسی بر آزاد
بودن آن صحه می
گذارد – که در
کنار اعتراض
به چاپ
کاریکاتور
خواستار ریشه
یابی و عذر
خواهی مقامات
عالیه مسئول و
همچنین به
رسمیت شناختن
تکثر فرهنگی ،
مذهبی و قومی
از طریق رسمی
کردن تحصیل به
زبان مادری و
اعاده حقوق
تمام اقوام و
مذاهب موجود
در ایران نیز
بودند ، در
برخی از شهرها
با دخالت و بی
کفایتی
نیروهای
انتظامی و
امنیتی به
خشونت کشیده
شد و افزایش
خشونت
متاسفانه
منجر به کشته و
زخمی شدن
تعدادی از
هموطنانمان
در شهر های
مختلف
آذربایجان و
همچنین آسیب
دیدن اماکن
عمومی شد لذا :
۱- ضمن اعتراض
شدید به نقض
آشکار حقوق
بشر در سرکوب
اعتراضات و
توسل به قوه
قهریه از سوی
مسئولین
امنیتی و
انتظامی
هشدار می دهیم
که توسل به
خشونت عریان و
پنهان و تحدید
و ارعاب و
بازداشت های
گسترده نه
تنها گره
مسائل قومی را
نخواهد گشود
بلکه با تعمیق
بیش از پیش
شکافهای قومی
موجب بروز و
تکثیر چنین
حوادثی به شکل
خطرناک تر در
آینده خواهد
شد که عواقب
جبران
ناپذیری را به
منافع ملی و
همبستگی
عمومی وارد
خواهد ساخت .
حل مساله صرفا"
در گرو تدبیر و
واقع بینی در
مورد مسائل
قومی در ایران
و بازبینی
سیاست های
ناکارامد و
غلط گذشته و
پذیرش
مطالبات به حق
و دمکراتیک
نظیر اصول
چهارده و
پانزده قانون
اساسی می باشد
.
۲- برای کاستن
از التهابات و
تنش های بوجود
آمده ،
پیشنهاد می
کنیم یک کمیته
حقیقت یاب بی
طرف متشکل از
نهادهای مدنی
و فعالان حقوق
بشر در ایران
تشکیل شده و با
بررسی عوامل و
عناصر دخیل در
خشونت های غیر
انسانی اخیر
خصوصا" در شهر
های تبریز ،
ارومیه ، نقده
، اردبیل به
تخلفات پیش
آمده که منجر
به وقوع چنین
حوادث تلخی
شده است ،
رسیدگی نموده
و نتیجه بررسی
های خود را
در اختیار
افکار عمومی
قرار دهند .
٣- به نخبگان،
روشن فکران و
فعالان سیاسی
مدعی دمکراسی
خواهی و حقوق
بشر متذکر می
شویم که دامن
برچیدن و ساحل
نشینی در قبال
مسائل مبتلا
به قومی و
مذهبی کشتی
طوفان زده و
موریانه
خورده جامعه
ایران و
نادیده
انگاشتن
واقعیت های
بدیهی جامعه
متکثر ایران ،
شانه خالی
کردن از زیر
بار مسئولیت
اجتماعی می
باشد که لاجرم
منجر به
مواجهه آنان
با سوالات و
قضاوت های
بنیان کن و
اندیشه سوز
نسل های آینده
و وجدان های
بیدار خواهد
شد . رفتار غیر
مسئولانه و
سکوت تامل
برانگیز
داعیه داران ،
حاملان و
پیشقراولان
جامعه مدنی ،
حقوق بشر ، صلح
طلبی و
دمکراسی
خواهی در قبال
چنین حوادثی و
نظیر آن از
جمله رفتار
غیر انسانی و
قرون وسطایی
با دراویش
نعمت الهی آن
هم در بیخ گوش
منادیان دین
داری و
مسلمانی به
گونه ایست که
گویی در منشور
حقوق بشر به حق
برخورداری از
حقوق قومی ،
زبانی و مذهبی
هیچ اشاراتی
نرفته است !؟
۴- مصرانه از
هم میهنان ترک
می خواهیم که
ضمن حفظ آرامش
و پیگیری مدنی
و مسالمت آمیز
مطالبات خویش
، از هر گونه
اقدام و سخنی
که زمینه ساز
تشدید خشونت و
ایجاد شکاف و
حساسیت های
فرهنگی و
زبانی شود ،
بپرهیزند.
۵- معتقدیم که
توقیف
روزنامه
ایران و
بازداشت
روزنامه
نگاران تلاشی
است برای
انحراف از
مساله اصلی که
هیچ انسان
آزادیخواهی
خواستار آن
نیست
بنابراین با
تاکید بر خطای
فاحش انجام
گرفته در
روزنامه
ایران و لزوم
جبران خسارت
های معنوی
ناشی از آن ،
خواستار رفع
توقیف " ایران
" و آزادی تمام
بازداشت
شدگان حوادث
اخیر می باشیم.
٨/٣/٨۵
|
1)merend tutulanlari:aldiqimiz malumata qora merendin qirxlar
dostaqinda 27 nefer azerbaycan chalishqani dostaqdadirlar. bunlarin 6
neferin adi alda olunb:
qoca zade, shaji, salman abazari, oruc amiri, amin muvahidi
2) azerbaycan shahidlari xatirasina bir choxli faalar 3 gun azaye
umumi elan edarak sambolik olaraq etisab edmishlar o cumladan muhandis
sarafi
3) merendida sharji adda bir oqlan 18 yashli shikanca ichinda
batardan yaralidir....
|