كميته
پيگيري و
هماهنگي
رخدادهاي
اخير
آذربايجان در
دادستاني كل
كشور تشكيل شد
تهران-
خبرگزاري كار
ايران
به دستور
دادستان كل
كشور كميته
پيگيري و
هماهنگي
رخدادهاي
اخير در
ارتباط با
كاريكاتور
روزنامه
ايران(جمعه) در
دادستاني كل
كشور تشكيل شد.
به گزارش "ايلنا"،
دري نجفآبادي
در اين جلسه
ضمن تجليل از
تلاشهاي
نهادهاي
اطلاعاتي,
انتظامي,
امنيتي و
قضايي در
مديريت مناسب
وقايع اخير, بر
تداوم
هماهنگي و
همكاري ارگانهاي
ذيربط در جهت
كنترل و
مديريت بهينه
بحرانها
تاكيد كرد و
هوشياري
بيشتر، حضور
بهموقعتر
و برخورد قاطعتر
با عوامل اصلي
تحريكات و
تشنجها را
خواستار شد.
دادستان كل
كشور همچنين
حضور حكيمانه
علما و نخبگان
و هوشياري
مردم هميشه در
صحنه اقصا
نقاط كشور به
خصوص خطه
آذربايجان را
عاملي موثر در
خنثيسازي
توطئه دشمنان
و غرضورزان
دانست و بر
ضرورت حفظ
وحدت و انسجام
ملي آحاد مردم
تاكيد كرد.
وي ضمن اعلام
آمادگي
دادستاني كل
كشور در
همكاري با
نهادهاي
ذيربط در امر
برقراري
امنيت از
دادسراها و
دادستانهاي
سراسر كشور
خواست با
هماهنگي
مقتضي با
نهادهاي
امنيتي،
اطلاعاتي و
انتظامي،
تدابير قضايي
لازم را در
برخورد با
عناصر فرصتطلب
و اغتشاشگر
داشته باشند.
پايان پيام
تحليل Irish sun از تنش هاي قومي در ايران : اقليتهای ايران خواسته اي غير منطقي ندارند و فقط بر احقاق تضمين هايي که در چارچوب قانون اساسي برايشان در نظر گرفته شده، پا فشاري مي کنند
روزنت
"روز"، عباس
ويليام سميعي
: واشنگتن- در
آخرين هفته
ماه مي،
هزاران
ايراني
در شهر تبريز
واقع در شمال
غربي ايران
دست به
تظاهرات زدند
و در طي هفته
گذشته
در دانشگاه
هاي پنج شهر،
اين تظاهرات
ادامه داشت.
علت اعتراض،
چاپ
کاريکاتوري
در
روزنامه
دولتي "ايران"
بود که در آن
پسر بچه اي به
زبان فارسي با
يک سوسک حرف مي
زد و
يک سوسک بزرگ
چون نمي
فهميد، از او
به زبان آذري
مي پرسد: "چي مي
گي؟"
آذري
زبان
هاي ايران که
حدودا يک
چهارم جمعيت
کشور را تشکيل
مي دهند، عملا
در اين
کاريکاتور
مورد توهين
قرار گرفته
اند. اين آشوب
در زمان بدي
براي دولت
ايران اتفاق
افتاد،
زماني که بايد
با وجود تنش
هايي که اتحاد
داخلي را بهم
مي زند به
استقبال از
نگراني
هاي بين
المللي که
درمورد
برنامه هاي
اتمي اش وجود
دارد، برود.
فارسي
زبان
هاي ايران،
کمي بيش از
نيمي از جمعيت
69 ميليون نفري
ايران را
تشکيل مي
دهند؛
اما
در اين ميان
اقليت هاي
قابل ملاحظه
اي چون عرب ها،
بلوچ ها و کرد
ها در کنار
آذري
زبان ها قرار
مي گيرند.
بعلاوه بعضي
از اين گروه
هاي قومي،
مذهب سني
دارند و
نه
شيعه. قانون
اساسي ايران
حقوق قومي و
مذهبي اقليت
ها را تضمين
کرده است، اما
در حقيقت
دولت مرکزي به
فارسي زبان
هاي شيعه
مذهب، قدرت
بيشتري داده
است.´
درگيري
قومي
اخير که در
ايران اتفاق
افتاد، يکي از
آخرين وقايعي
بود که در سال
جاري بوقوع
پيوست.
در اواسط ماه
مارس در جنوب
شرقي ايران که
قوم بلوچ درآن
ساکنند و يک
ميليون
و
چهارصد
هزارنفر
جمعيت دارند،
گروهي از بلوچ
ها با عنوان
جندالله
مسئوليت حمله
به خودرو
هاي دولتي را
برعهده
گرفتند که
درآن واقعه 20
نفر کشته شدند.
جندالله
تعدادي
را هم
به گروگان
گرفت که اعلام
کرد يکي از
آنها را که عضو
سپاه
پاسداران
انقلاب
اسلامي
بود، کشته است.
دست کم 12 نفر در
حملات مشابهي
در هفته دوم
ماه مي کشته
شدند.
هيچ کس
مسئوليت
انفجار 8 مي را
در کرمانشاه
که محل سکونت 4
ميليون و
هشتصد
هزار
کرد است، به
عهده نگرفت،
اما در ماه
ژوييه سال 2005
شليک گلوله از
سوي ماموران
امنيتي
به يک جوان
کرد، در تعداد
زيادي از شهر
هاي شمال
غربي، منجر به
تظاهرات و
کشته
شدن عده اي از
شهروندان و
ماموران پليس
شد. از ماه
آوريل سال
گذشته، حوادث
خشونت
بار زيادي
بوقوع پيوسته
که بمب گذاري
هاي جنوب غربي
که 2 مليون عرب
زبان در
آنجا
زندگي مي کنند
را هم شامل مي
شود؛ هدف اين
بمب گذاري
استحکامات
دولتي بود که
منجر
به کشته شدن
مردم بيگناه
شد.
واکنش
هميشگي دولت
مرکزي به نا
آرامي هاي
قومي
ترکيبي
از سرکوب و
قرباني کردن
ديگران بوده
است. بعنوان
مثال، اوايل
ماه مارس، دو
مرد
به دليل دست
داشتن در بمب
گذاري هاي ماه
اکتبر گذشته
در جنوب غربي
ايران، اعدام
شدند.
آنها شب قبل از
اعدام، در
تلويزيون
دولتي اعتراف
کردند که
ايرانيان
ساکن
کانادا
و انگلستان
آنها را براي
ايجاد نا
امني، آموزش
داده بودند.
دولت
عموما
عوامل
تحريک کننده
خارجي را
محکوم مي کند.
خشونت در جنوب
غربي کشور، به
دلايل
تاريخي
هميشه منسوب
به انگليسي
هاست، چون
نيروهاي
انگليسي در
عراق در آن
قسمت از
مرز
عراق و ايران،
مستقر شده اند.
در نماز جمعه 19
ماه مي تهران ،
که توسط راديو
در سرتاسر
کشور پخش مي
شد، آيت الله
امامي
کاشاني،
وقايع جنوب
شرقي کشور را
به گردن
آمريکا
و اسرائيل
انداخت. او
همچنين افزود
که کشتار هاي
اخير به منظور
ايجاد تنش
ميان
شيعيان و سني
هاست. او در
ادامه گفت که
چنين وقايعي
امنيت کشور را
به خطر مي
اندازد.
واکنش
هاي رسمي به
آشوب هايي که
بعد از چاپ
کاريکاتور
سوسک آذري
زبان
بوجود
آمده بود،
همان واکنش
هميشگي بود.
کاريکاتوريست
بازداشت و
روزنامه هم
توقيف
شد و
انگشت
اتهامات هم
عوامل بيگانه
را نشانه رفت.
بر اساس گفته
گزارشگران
بدون
مرز،
دو روزنامه
نگار آذري
بدون داشتن
اتهامي،
بازداشت شدند.
اخيرا،
روش دولت
براي
برخورد با
مسائل قومي
نتيجه عکس
داده است. اين
مي تواند
نيروي خوبي
براي
اضمحلال
گروه هايي که
از لحاظ
جغرافيايي
جدا مانده اند
باشد، اما در
عين حال کنترل
کردن
خشم عرب زبان
ها، آذري زبان
ها، بلوچ ها و
کرد ها و اقليت
هاي ديگر، اگر
هم زمان
اتفاق بيافتد
کار سختي است.
اگر اين وقايع
با شورش هاي
ديگر مثل
تظاهرات
اعتراضي
دانشجويان که
در 23 و 24 مي در
تهران اتفاق
افتاد،
همزمان بشود،
آنوقت رژيم
مي
فهمد که کنترل
اين وضعيت کار
دشواري است.
در هر
صورت، اقليت
هاي ايران
جدايي
طلب
نيستند و
امتياز هاي
ويژه اي هم نمي
خواهند. هويت
آنها ايراني
است و بسياري
از آنها
در جنگ ايران و
عراق از
کشورشان دفاع
کردند و تعداد
زيادي از آنها
در دولت و
مجلس
هستند. وقتي
چنين اقليتي
اعتراض مي
کند، خواسته
اي غير منطقي
ندارد و فقط بر
احقاق
تضمين هايي که
در چارچوب
قانون اساسي
برايش در نظر
گرفته شده، پا
فشاري مي
کند.
اين حقوق شامل
حق استفاده از
زبان مادري در
رسانه هاي
محلي و قائل
نشدن تبعيض
در
مورد آنهاست.
همچنين
بيکاري و
محروميت هم
روي مناطقي که
در آن ساکن
هستند، چند
برابر
مناطق ديگر
کشورتاثير
گذاشته است.
رژيم ايران،
حقوق اقليت ها
را نا ديده مي
گيرد
و نگراني ها و
مخاطرات شان
را به حساب نمي
آورد.
منبع:
آيريش سان، 30
مي 2006
نماينده
رهبرى در
دانشگاه ها:
دانشگاه را
متشنج مى كنند
تا نمره
بگيرند
مهر:
حجت الاسلام
محمديان رئيس
نهاد
نمايندگى
مقام رهبرى در
دانشگاه ها در
تحليل ناآرامى
هاى دانشگاه
ها گفت: هدف
غايى نهاد
دانشگاه
رسيدن به
توليد علم و
جبران خلأهاى
جامعه با روش
هاى علمى است
ولى بخشى از
جريان هاى
سياسى درون
دانشگاه به
شدت فضاى علمى
دانشگاه را
تحت تاثير
قرار مى دهند و
بعيد نيست كه
افرادى در
طراحى
برنامه
هايى براى
افول علمى
دانشگاه ها
نقش بازى مى
كنند، افرادى
هستند كه براى سرپوش
گذاشتن بر
مشكلات
تحصيلى شان
فضاى دانشگاه
را متشنج مى
كنند تا فشار
بياورند و نمره
بگيرند. وى
افزود: قطعاً
دانشگاه
محلى براى رشد
سياسى است ولى
گاهى بازى هاى سياسى
به قدرى غلبه
مى كنند كه
رسالت اصلى
دانشگاه به
فراموشى
سپرده مى شود و شاهد اين
مدعا آن است كه
بعضى از
افرادى كه در
اين وادى
هستند با افت
تحصيلى
مواجهند