|
خبری
جدید از
ماکو! صبح
امروز
تاریخ 8
خرداد 1385
دوشنبه طی
حمله
وحشیانه
رژیم ایران
به خانواده
یکی از
فعالین
حرکت ملی
آذربایجان
جنوبی تکین
ماهارلی (تقی
پاشاپور) که
اکنون در
خارج از
ایران به سر
می
برد،ماموران
اداره
اطلاعات
شهرستان
ماکو دو تن
از برادران
وی به
نامهای
شهرام و
باقر
پاشاپور را
به جرم
فعالیتهای
پان
تورکیستی
دستگیر
کردند. مامورین
اداره
اطلاعات
ماکو پس از
بازرسی
منزل و
مغازه
ایشان دو
دستگاه
کامپیوتر، 150
عدد سی دی و
مقداری
کتاب و
لوازم شخصی
به همراه
خود بردند.
والدین
برادران
پاشاپور طی
اعتراض به
برخورد غیر
اخلاقی و
غیر قانونی
به این
عملکرد
مامورین
اطلاعات
تهدید به
زندان و
شکنجه شده
اند. قیام
ملی
آذربایجان
همزمان با
سایر شهرها
در ماکو نیز
ادامه دارد... آتیلا.ماکی
|
|
|
|
محمد
رضا نجف
تمرایی
زنوز" دانشجوی ترم
4 دانشگاه
شهید رجایی
که دیروز در
جلوی مجلس
شورای
اسلامی
بازداشت
شده بود،
امروز
دوشنبه 8/3 بعد
از تحمل یک
روز
انفرادی
آزاد شده
است |
|
قلعهزهاك
30 قرن مسكوني
بود |
|
تهران _ خبرگزاري
ميراث
فرهنگي: گروه
استانها: قلعه
زهاك* كه بر
اساس بررسي
هاي سطحي
باستان
شناسي از
هزاره دوم
پيش از ميلاد
تا دوران
تيموريان
مسكوني بوده
در 6 فصل مورد
كاوش قرار
گرفته است.
گزارش «جواد
قندگر»،
سرپرست كاوش
در قلعه زهاك در
مورد نتايج
كاوش هاي اين
قلعه را مي
خوانيد. موقعيت
قلعه (آژدهاك،
زهاك) قلعه
آژدهاك (زهاك)،
در 16
كيلومتري
جنوب شرقي
شهر سراسكند
مركز
شهرستان
هشترود و در
ارتفاعات
كوه سرمهلو
واقع شده و
دو رودخانه
قرانقو و شوي
چاي مانند
خندق
دورتادور آن
را گرفته است. تاريخچه
بررسي و
پيشينه قلعه
اژدهاك در سال 1830م
كلنل مونت
ايت انگليسي
منطقه
باستاني
قلعه اژدهاك
را كشف و آن
را آتشكدهاي
كهن معرفي
كرد. در سال 1840م
راوالينسون
انگليسي از
محل بازديد
كرد و بر
خلاف نظر
مونت ايت آن
را قلعهاي
ساساني
دانست. در سال 1963
كارل شيپ از
محل بازديد و
پاويون
موجود را
بررسي و
گزارش
مستندي با
عكس ارايه
كرد. در سال 1350
مرحوم
محمدتقي
مصطفوي از
محل بازديد و
ويرانههاي
آن را بقاياي
دژي از
اعتلاي قرون
وسطي و
چهارطاقي
موجود را
پاويون و از
تاسيسات
دوران
ساساني
معرفي كرد.
وي نخستين كسي
بود كه
بقاياي
محوطه
مسكوني ما
قبل تاريخ
قلعه اژدهاك
را نيز
شناسايي كرد
و آن را
متعلق به
دوره مادها
دانست. در
سال 1971 ولفرام
كلايس،
باستانشناس
آلماني، در
سفري
تحقيقاتي به
استان
آذربايجان
شرقي با
تشويق و
راهنمايي
كارل شيب مان
محل قلعه
اژدهاك را
بررسي و
گزارش جامعي
ارايه داده
است و
بالاخره
حفاريهاي
علمي باستانشناختي
قلعه از
پاييز سال 1379
به سرپرستي
جواد قندگر و
اعضاي هيات
به ترتيب
حسين
اسماعيلي
عتيق معاون
هيات و محمد
رحمتپور
عضو هيات و
تعدادي از
دانشجويان و
فارغالتحصيلان
رشته باستانشناسي
مقاطع
كارشناسي و
كارشناسي
ارشد
دانشگاه
تربيت مدرس
تهران و
دانشگاه
آزاد اسلامي
ابهر آغاز شد
و تا كنون شش
فصل آن انجام
شده است.
نتيجه 6 فصل
حفاري در
قلعه زهاك در
4 محور قابل
بيان است. تالار
آجري و
ملحقات آن اين
مجموعه در
محوطهاي كه
معماري آن
كلا روي صخره
احداث شده به
دست آمده.
ابعاد اين
تالار 11×11 متر
از داخل كه
با احتساب
قطر ديوارها
ابعاد
بيروني آن 15×15
متر است شيوه
آجرچيني
ديوار دقيقا
همانند
آجرچيني
بناي
چهارطاقي و
فاصله آن با
بناي
چهارطاقي 30
متر است اصل
قرينهسازي
در اين بنا
به طور كامل
رعايت شده
است. به طوري
كه از سمت
داخل در چهار
جهت ودر هر
ديوار يك
طاقچه بزرگ
به طول 3 متر و
عمق 60 سانتيمتر
و ارتفاع 30
سانتيمتر
از كف تالار
ايجاد شده كه
چهار نيمستون
گچي تزييني
در داخل و دو
نيم ستون
ظريف در لبه
خارجي دارند.
علاوه بر اين
طاقچهها يك
طاقچه كوچك
به عرض 5/1 متر و
عمق 60 سانتيمتر
و ارتفاع 30
سانتيمتر
از كف تالار
به صورت
قرينه در
چهار جهت بنا
تعبيه شده
است. اين
تالار از
چهار جهت
داراي ورودي
است كه در
سمت ديگر
طاقچه بزرگ
احداث شده و
وروديهاي
چهارگانه به
چهار راهرو
منتهي ميشوند.
سازه
اصلي بنا از
آجرهايي به
ابعاد 32×32 و
ضخامت 7 تا 8
سانتيمتر
با ملات گچ
كه در منطقه
فراوان يافت
ميشود
ساخته شده
است و از
صخره موجود
به جاي پي
بنا استفاده
شده و پس از
مسطح كردن كف
صخره سازه را
روي آن اجرا
كردهاند. كف
تالار هنگام
ساخت با گچ
اندود شده و
اين عمل به
طور متوالي
تكرار شده
است به طوري
كه چندين
لايه كف در
محل ديده ميشود.
همه ديوارها
با گچ اندود
شده و اين
عمل نيز به
كرات انجام
گرفته است.
تعداد زيادي
قطعات گچبري
از داخل آوار
به دست آمده
كه نشانگر
تزيين
ديوارهاي
تالار به
وسيله گچبريهاي
متنوع است. با توجه
به نقوش گچبريها
كه تعدادي از
آنها با تم
مذهبي
آراسته شدهاند
و اينكه
تالار از
چهار جهت
ورودي دارد
انتخاب آن به
يك مكان
مذهبي و
احيانا به
مذهب مهري
مورد توجه
است. بناي
آجري
چليپايي شكل
و ملحقات آن اين بنا
شامل يك
تالار
چليپايي شكل
و دو اطاق تودرتو
در ضلع غربي
و شمالي است.
نوع آجرچيني
آن شبيه بناي
چهارطاقي و
تالار است كه
همزماني
ساخت اين سه
بنا را نشان
ميدهد. بنا
از خارج و
داخل با گچ
اندود شده و
كف آن با
اندود گچ و
آجر فرش
هموار شده
است كل بنا
از آجرهايي
به ابعاد 32×32 و
به ضخامت 5 و 6
سانتيمتر
با ملات گچ
ساخته شده
است راه
دسترسي بنا
از دو جهت
غربي و شرقي
است. در قسمت
غربي اين بنا
يك اطاق
مستطيل شكل
با همان سازه
احداث شده كه
با راهرويي
به بناي
چليپايي
مرتبط ميشود.
مجموعه
بناهاي خشتي
و سنگي غالب
بناهاي به
دست آمده از
نوع بناهاي
خشتي و سنگي
هستند كه در
جوار بناهاي
آجري تالار و
چليپايي
ساخته شده و
به همديگر
مرتبط هستند.
سنگهاي به
كار رفته در
اين سازهها
عموما سنگ
رودخانهاي
هستند. تنها
در يك تالار
كه در فصل
ششم به دست
آمده از سنگهاي
شكلدار و
حجاري شده
استفاده شده
است. مانند
سازههاي
آجري تمامي
سطوح بناهاي
خشتي و سنگي
نيز با گچ
اندود و بعضا
رنگآميزي
شدهاند. برج
ديدهباني
مدور با سنگ
لاشه و ملات
گچ اين برج
دايرهاي
شكل در قسمت
غرب قلعه
قرار گرفته و
برخلاف ساير
برجها، كه
در داخل و
ميان
ديوارهاي
تدافعي قلعه
قرار دارد در
داخل قلعه و
به فاصله 6
متري ديوار
اصلي آن واقع
شده است كه
در نتيجه
حفاريهاي
فصل چهارم از
زير آوار
بيرون آورده
شد. اين برج
از نظر مصالح
ساختماني و
نوع ساخت همدوره
با ساير
تاسيسات
قلعه و به
شكل دايرهاي
كامل است با
ديوارهايي
به قطر 90/2
سانتيمتر.
اندازه قطر
داخلي برج 90/5
سانتيمتر
است كه داراي
چهار نورگير
است. اين برج
پس از حفاري
مرمت كامل شد.
فصل ششم
كاوشهاي
باستانشناختي
قلعه زهاك
هشترود
همچون سالهاي
گذشته از
اواسط
تابستان سال
1384 آغاز شد. در
اين فصل
فعاليتهاي
كاوش روي شش
عدد تراشه با
ابعاد 10×10 متر
جمعا در
زميني به
ابعاد ششصد
مترمربع در
قسمت شرقي
مجموعه
متمركز گشت و
80 روز ادامه
پيدا كرد. اندازه
هر كادر به
عرض 72
سانتيمتر و
ارتفاع آن در
حال حاضر
نامعلوم است.
چرا كه به
علت فرو
ريختن
ديوارها
تعيين
اندازه
ديوارها
فعلا
غيرممكن است
و تخمين زدن
و تعيين
ارتفاع اين
كادرها ممكن
نيست و ما
نميدانيم
كه اين
كادرها تا
زير سقف
ادامه داشتهاند
يا نه ولي از
آوار به دست
آمده و تعداد
قطعات گچكاريهاي
رنگآميزي
شده مكشوفه
چنين
استنباط ميشود
كه رنگآميزي
تنها در بخش
انتهايي
نزديك به كف
اجرا شده است
در داخل هر
يك از كادرها
از يك رنگ
استفاده شده
و رنگهاي به
كار رفته به
ترتيب از سمت
غرب به سمت
شرق عبارتند
از قرمز _ آبي _
قرمز _ آبي _
زرد _ قرمز _
سبز لجني. هنرمند
نقاش با
مهارت تمام
اين رنگآميزي
را اجرا كرده
به طوري كه
در انتهاي
ديوار شمالي
كه در قسمت
شمال شرق
زاويهاي با
ديوار ضلع
شرقي به وجود
آورده است.
نيمي از كادر
و ديوار ضلع
شمالي و نيم
ديگر آن در
ديوار ضلع
شرقي قرار
گرفته و سبز
لجني در اين
دو نيمه كادر
به طرز
زيبايي اجرا
شده است. كف اطاقها
و راهروهاي
به دست آمده
با گچ اندود
شده است در
كف يكي از
اطاقها از
سنگ و گچ و به
صورت پلاك با
اندازه 22×37
سانتيمتر كفسازي
شده است و
اين كف در
زير ديوار
خشتي شمال
اطاق نيز
وجود دارد و
نشانگر اين
مساله است كه
از قبل از
احداث اين
بناي خشتي
بناي ديگري
وجود داشته
كه تخريب شده
و فقط كف آن
باقي مانده
است. در ضلع
شرقي اين
قسمت از
محوطه و در
داخل دو عدد
تراشه
مجموعه
زيبايي از
ديوارهاي
برجاي مانده
از يك بناي
باشكوه سنگي
به دست آمد
كه نوع سنگهاي
به كار رفته
سنگ گچ است و
ابعاد سنگها
بسيار بزرگ
هستند و روي
بعضي از
قطعات سنگ
نقوش گل و
گياه حجاري
شده است ضمنا
دو عدد ته
ستون زيبا
نيز از اين
محل متعلق به
دوره اشکاني
کشف شده کف
اين قسمت با
موزاييک کف
سازي شده است
و رنگ سنگ
هاي به کار
فته در
موزاييک
سفيد و
لاجوردي است.
در اين
قسمت
خودداري شد و
پس از ريختن
خاک الک شده
روي موزاييک
ها با اندود
کردن کاهگل
پوشانده
شدند تا در
شروع فصل
هفتم حفاري
با حضور
کارشناس
مرمت آثار
اقدام به خاک
برداري و
بلافاصله در
محل به تثبيت
موزائيك
اقدام گردد.
با توجه به
موارد بالا و
از روي يافتههاي
باستانشناختي
و پلان
معماري اين
قسمت چنين به
نظر ميرسد
كه اين
مجموعه محل
زندگي
حكمران يا
فرمانده شهر
يا قلعه بوده
و جنبه
حكومتي
داشته باشد.
اميد است در
فصول آتي
كاوش
اطلاعات
دقيقتري
مبني بر
چگونگي
استفاده از
اين مجموعه
به دست آيد.
از داخل
آوارها
تعدادي
قطعات گچبري
نيز به دست
آمد كه نقوش
به كار رفته
در آنها نقوش
هندسي و گل و
گياه هستند
نوع گچ به
كار رفته در
اين گچبريها
نيز متفاوت
از نوع
مكشوفه در
حفاريهاي
قبلي است در
گچبريهاي
به دست آمده
از سالهاي
قبل نوعي گچ
دانه درشت
استفاده شده
بود ولي در
اين گچبريها
از نوع
ريزدانه
استفاده شده
و در مجموع
نقوش آنها
نيز متفاوت و
زيبا هستند.
برجستهترين
نقش بدست
آمده در گچبريهاي
اين فصل از
حفاري نقش
گردونه
خورشيد كه دو
قطعه از آنها
جهت ترميم به
موزه
آذربايجان
انتقال داده
شد. همزمان
با كاوشهاي
باستانشناختي
فصل ششم و در
ادامه
برنامه مرمت
سالهاي قبل
قسمت اعظم
ديواره سنگي
واقع در ضلع
جنوبي اين
مجموعه
موسوم به
قلعه دختر
مورد مرمت
قرار گرفت و
با مصالح
مشابه ديوار
يكي از برجها
و نيز قسمتهاي
فرو ريخته
ديوار تعمير
شد. قلعه
آژدهاك (زهاك)، به
شماره 429 در
فهرست آثار
ملي به ثبت
رسيده است. *برخي
نام اين قلعه
را در نگارش
با (ض و ح ) مي
نويسند اما
از آنجا که
اين قلعه
مربوط به پيش
از اسلام
بوده و از
آغاز عصر آهن
زندگي در آن
جريان داشته
است،
استفاده از
نام (ضحاک) در
نگارش براي
آن نادرست
است. چرا که (ضحاک)
واژه اي عربي
و به معناي
فرد خنده رو
است. ضحاک شخصيتي
است در
شاهنامه
فرودسي. بوميان
منطقه اين
قلعه را به
نام زَهَنک
مي خوانند و
کلمه زَهاک
به نام محلي
آن نزديک است. |
جلسه
هيأت عالي
نظارت بر
مسايل قوميتها
برگزار شد
وزراي كشور،
اطلاعات و
ارشاد اسلامي
نيامدند
عليرغم
برنامه قبلي
براي حضور
وزراي كشور،
اطلاعات و
فرهنگ و ارشاد
اسلامي در
جلسه هيأت
عالي نظارت با
موضوع بررسي
مسايل قوميتها،
وزرا و رئيس
سازمان صدا و
سيما به اين
نشست نيامدند.
|
|
به
گزارش
ايرانيوز،
قرار بود تا
نشست بررسي
مسايل قوميتها
با حضور وزراي
كشور، فرهنگ و
ارشاد
اسلامي،
اطلاعات و
رئيس سازمان
صدا و سيما و
نمايندگان
مناطق ترك
زبان كشور در
كمسيون تلفيق
مجلس برگزار
شود اما به
دليل عدم حضور
وزرا و رئيس
سازمان صدا و
سيما، اين
جلسه به صورت
غير علني و با
حضور
نمايندگاني
از اين
وزارتخانهها
برگزار شد.
هنوز جزئياتي
از اين جلسه
منتشر نشده
است.
بنام
خدا
نامه
سرگشاده احمد
حکيمیپور به
مسئولين کشور
در
خصوص حوادث
اخير
آذربايجان
سئل
گلنده تئز
آينيسان
سئل بير ايکی
بند آپارار
بند
آپاراندا
آينيسان
سئل دولانيب
کند آپارار
چه
ابلهانه و
سخيفانه است
که قيام عمومی
و سراسری ملت
آذربايجان را
در حد اعتراض
به يک طرح و
مطلبی مندرج
در يک روزنامه
دولتی پايين
آوردن. راستی
اين کوتهبينی
و اصرار
لجوجانه و در
عين حال
وقيحانه در
کوچک نشان
دادن مسائل تا
کجا و تا کی؟
آنان که هشدار
اميد زنجان را
در سال 73 تحت
عنوان "فردا
دير است!" را
به تمسخر و هيچ
گرفتند و هر
ندای
دلسوزانه و
خيرخواهانه
را با چماق پانتورکيست
و تجزيهطلب
کوبيدند و با
سادهسازی
مسائل پيچيده
يک ملت هر گونه
زمزمه هويتخواهی
و عدالتطلبی
و مطالبه حقوق
اوليه و طبيعی
را با انواع
انگهای
رنگارنگی که
عمدتاً
شايسته
خودشان بود در
گلو خفه کردند
بهتر است
امروز چشمان
بسته و بخوابزده
خود را کمی باز
کنند تا
ببينند نتيجه
انکار واقعيتهای
مسلم حقوقی و
قانونی و عينی
از طرف آنها در
طول سالهای
گذشته، اين
مملکت را به
کجا کشانده
است.
و
امروز
آذربايجان
بپا خواسته
است.
آذربايجانی
که به گواه
تاريخ به ندرت
بپا میخيزد،
اما وقتی
برخواست تا به
نتيجه نرسد از
پای نمینشيند.
امروز ملتی که
از تبار بابک،
شاه اسماعيل
خطايی،
کوراغلو،
قاچاق نبی،
مصطفی خان
ميانجی، شيخ
شاميل، شيخ
محمد
خيابانی، ثقة
الاسلام،
ستارخان،
باقرخان،
ميرجعفر پيشهوری،
حکيمه بلوری،
مهدی باکری،
شفيعزاده،
محمد اشتری،
دادمانها و ...
هستند، ملتی
که در طول
تاريخ اين
مملکت را
ايران کردند
بيش از اين
تحمل نخواهند
کرد تا
مهمانان شأن و
حرمت
صاحبخانه را
تخريب و تحقير
کنند.
چقدر
بايد بخاطر
اينکه کيان
کشورمان آسيب
نبيند کوتاه
بياييم؟ از
اين همه تحمل و
خويشتنداری
سوء استفاده
تا کی؟ ديگر
همه مرزهای
ملی، دينی،
اخلاقی و
اصالت ملتی که
ستون اصلی
خيمه اين کشور
رنجديده و در
عين حال راست
قامت میباشد
مورد هجوم
ناجوانمردانه
قرار گرفته
است: حق حيات،
حق خود بودن و
ابراز هويت،
حق برخورداری
از حداقلهای
حقوق فرهنگی،
اقتصادی و
سياسی. کار
بجايی رسيده
است که حتی
فرصتی برای
طرح مسالمتآميز
خواستهها در
برابر خانه
ملت داده نمیشود
و با برخورد
امنيتی و
پليسی کمترين
امکان تعامل
مدنی و طرح
مسائل از ما
دريغ میشود. "هر
چند از نظر من
نسبت ايران به
آذربايجان
نسبت عموم و
خصوص مطلق است
و يکی بدون
ديگری معنا
ندارد و مسئله
ايران مسئله
آذربايجان و
مسئله
آذربايجان
مسئله کل
ايران است".
اين هشدار کسی
است که نزديک
پنجاه ماه از
بهترين ايام
عمر خود را
برای دفاع از
آب و خاک و
کيان اين کشور
در جبهههای
مختلف
گذرانده و
افتخار 30 درصد
جانبازی را
دارد.
آيا ما
بيگانه شدهايم!؟
نگاهها
و رفتارهای
برتریطلبانه
و تبعيضگرايانه
و خودی-غير
خودی کردن
اقوام ساکن
ايران که
نشانههای
اعمال خط شوم
يکسانسازی و
يکدست کردن
اجباری کشور
متنوع و
متکثرمان میباشد
به حد کافی
آسيب به ريشهها
و پايههای
وحدت و
پايداری اين
ممکلت زده است.
تا خيلی دير
نشده اقدام
عملی برای
آشتی ملی
بسيار ضروری
است.
-
از
کل مردم ايران
و همه اقوام
شريف ساکن در
آن علیالخصوص
از ملت غيور
آذربايجان و
ساير تورکزبانان
ايران توسط
بالاترين
مقام اجرايی
عذرخواهی شود.
-
وزيران
مربوط به اين
مسئله در حوزه
فرهنگی و
امنيتی از کار
برکنار و يا
بهتر است
خودشان
استعفاء
بدهند.
-
عاملين
خونريزی مردم
شهرهای
آذربايجان
خصوصاً
تبريز،
اورميه،
نقده، مشکينشهر
و ... و کسانی که
حکم شليک تير
به سر و سينه
ملت
آذربايجان را
دادهاند
محاکمه و
مجازات شوند.
-
نگاه
توطئهانديش و
دشمن ديدن
منتقدين کنار
گذاشته شود.
-
مشارکت
کليه اقوام در
مديريت کشور
برجسته و عينیتر
شود.
قلب و
جسم
آذربايجان
اين شير بيشه
هميشه تاريخ
کشور مجروح و
زخمی است. اين
زخم مرحم میخواهد.
مبادا بر آن
نمک پاشيده
شود! اينقدر
اين ملت را کم
شعور تصور
نکنيد که به
صرف گفتن بهبه
و چهچه و بارکالله
و ماشاء الله
همه چيز تمام
میشود.
اگر
روزی به فکر
بحث و گفتگوی
منطقی شديد -
چيزی که
تاکنون لااقل
برای يک بار هم
شخصاً شاهد آن
نبودهام –
قطعاً
نمايندگان
طيفهای مختلف
حرکت ملی
آذربايجان با
کمال ميل
پيشنهادها و
حرفهای خود
را به طور شفاف
و منطقی مطرح و
دنبال خواهند
کرد. قطعاً من
ناچيز نيز به
سهم خود برای
چنين مهمی
انجام وظيفه
خواهم کرد. اين
فرصت آخر را
دريابيد! قبل
از اينکه خيلی
دير میشود.
ياشا
ياشا
آذربايجان
توپراقلارين
لعل مرجان
پايدار
باد کشور
ايران
احمد
حکيمیپور
8/3/1385
|
||
|
علي
نيكزاد در
گفتوگو با
خبرنگار
فارس در
اردبيل
افزود: عدهاي
از افراد كه
در اغتشاشات
اخير اردبيل
حضور داشته و
دستگير شدهاند،
نه هويت
اردبيلي و نه
هويت استاني
دارند بلكه
تعدادي
افراد
نامعلوم
هستند كه از
طريق سرويسهاي
بيگانه
حمايت ميشدند. |