انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران رفع توقيف روزنامه ايران را خواستار شد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

به دنبال چاپ و انتشار يك كاريكاتور در روزنامه‌ي ايران جمعه ‌٢٢ /‌٢ /‌١٣٨٥ كه موجب ايراد اتهام توهين به اين نشريه شده است،هيات نظارت بر مطبوعات پس از گذشت ده روز اقدام به توقيف موقت روزنامه‌ي ايران كرد و متعاقبا كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه به تصميم قضايي بازداشت شده، مدير مسوول روزنامه ايران تحت تعقيب قرار گرفت.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران در چارچوب قوانين و مقررات جاري كشوري و حقوق صنفي روزنامه‌نگاران از توقيف موقت روزنامه‌ي ايران و بازداشت دو روزنامه‌نگار ابراز تاسف كرده، فاراغ از ماهيت مطلب منتشر شده اعتقاد دارد:

‌١- توقيف موقت مطبوعات با قانون مطبوعات صرفا در صلاحيت مراجع و محاكم قانوني است و هيات نظارت بر مطبوعات به‌جز در موارد خاص فاقد چنين اختياري است.

‌٢- براي تحقيقات مقدماتي از متهمان پرونده (همان‌گونه كه در مورد مديرمسوول محترم روزنامه برخورد شد و قابل تقدير است) نيازي به بازداشت كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه نيز نبوده و لذا خواستار آزادي نامبردگان در اسرع وقت است.

‌٣- انجمن با توجه به حساسيت‌هاي موجود در كشورمان اكيدا به همكاران روزنامه‌نگاران توصيه مي‌كند نسبت به رعايت كامل قانون مطبوعات و اخلاق حرفه‌اي توجه و دقت نظر كافي به عمل آورند تا امكان بيشتر و بهتري براي انجام رسالت حرفه‌اي و استفاده از آزادي مطبوعات فراهم آيد.

‌٤- انجمن با توجه به موارد پيش گفته خواهان آن است از روزنامه‌ي ايران در اسرع وقت رفع توقيف شود تا اين روزنامه و همكاران بتوانند امكان توضيح مواضع خود نسبت به موضوع پيش آمده را داشته باشند و از اين طريق به خدمات خود به جامعه و فضاي رسانه‌اي كشور ادامه دهند.

‌٥- انجمن صنفي ضمن ابراز نگراني نسبت به امنيت شغلي و استقلال حرفه‌اي كاركنان روزنامه ايران كه در پي توقيف آن بيكار شده‌اند اميدوار است با رفع توقيف از روزنامه امكان بازگشت به كار تمامي آنها فراهم آيد.

انتهاي پيام

رييس جمهور:
توطئه دشمن براي ايجاد اختلافات قومي اين بار نيز با هوشياري مردم شكست خورده است

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهور عصر يكشنبه در جلسه هيات وزيران، توطئه دشمنان براي ايجاد اختلافات قومي در كشور را نتيجه شكست آنان از ايستادگي ملت ايران در موضوع هسته‌يي دانست و گفت: دشمنان به دليل اين كه هنوز نتوانسته‌اند ملت بزرگ ايران و خداپرستي، ايمان و ولايت‌مداري آنان را بشناسند، خيال كرده‌اند با اين توطئه سخيف مي‌توانند راه به جايي ببرند در حالي كه اين بار نيز اين توطئه با هوشياري مردم شكست خورده است.

به گزارش ايسنا، دكتر احمدي نژاد تصريح كرد: مردم آذربايجان به صورت خودجوش و بدون حمايت دولت و احزاب و گروه‌ها به حركت درآمده و از عزت خود دفاع كرده و هوشياري خود را به رخ كشيدند و اكنون بهترين راه براي دشمنان دست برداشتن از خباثت‌ها و بازگشت به راه انبياء يعني راه نجات بشريت است.

رييس جمهور هم‌چنين به برگزاري طرح هجرت 3 در تابستان امسال به منظور بهره‌گيري از اوقات فراغت جوانان دانشجو و دانش‌آموز براي سازندگي هرچه بيشتر كشور اشاره كرد و گفت: اين طرح كه بايد با حمايت همه وزارتخانه‌ها، دستگاه‌ها و استانداري‌ها در قالب بسيج سازندگي انجام گيرد سبب مي‌شود از ظرفيت بسيار عظيمي در تابستان امسال براي پيشرفت كشور استفاده شود و همت، انرژي و هيجان جوانان پرشور وطن با سازندگي، توليد، عمران و آباداني گره خورده و تفكر سازندگي فراگير شود.

دكتر احمدي نژاد با اشاره به ديدار نمايندگان مجلس با مقام معظم رهبري در سالروز افتتاح مجلس شوراي اسلامي ضمن اعلام تشكر و قدرداني مجموعه دولت از تأييدها و رهنمودهاي حكيمانه و راهگشاي ايشان تاكيد كرد: اطمينان مي‌دهيم كه اين دولت به عنوان دولت خدمت به مردم پايبند به ارزش‌هاي انقلاب اسلامي است و با همكاري و همدلي از عزت، اقتدار و حقوق ملت ايران در خارج و داخل كشور دفاع خواهد كرد و خوشحاليم همكاران ما در دولت زندگي خود را وقف خدمت به مردم كرده‌اند.

رييس جمهور همچنين با اعلام تسليت مجدد دولت و ملت ايران به دولت و ملت اندونزي به دليل وقوع زلزله در اين كشور و كشته شدن تعداد زيادي از مردم اندونزي، بر ارسال سريع كمك به زلزله زدگان اندونزي تاكيد كرد.

بنا بر گزارش وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي نخستين محموله كمك‌هاي هلال احمر جمهوري اسلامي ايران امروز به اندونزي ارسال شده است.

در اين جلسه همچنين تعدادي از پيشنهادهاي دستگاه‌هاي اجرايي به تصويب رسيد

جمشيد برزگر

تقارن اعتراضات قومی و نارضايتی های عمومی

ادامه اعتراضات و درگيری ها در استان های آذربايجان غربی، شرقی، اردبيل و زنجان حکايت از آن دارد که تدابير مقامات مسئول در جمهوری اسلامی برای پاسخگويی به مطالبات و خواسته های مطرح شده چندان کارآمد نبوده است.

هرچند، اعتراض ها نخست در واکنش به کاريکاتور و مطلب منتشر شده در روزنامه ايران آغاز شد، اما ادامه و گسترش تظاهراتی که در مواردی به خشونت و درگيری نيز کشيده شده و شعارهای مطرح شده در اين تظاهرات نشان می دهد که اکنون دامنه اعتراض ها، مسايلی به مراتب عمده تر را در برگرفته است.

نخستين موج اعتراض ها، بيانگر خشم ناشی از اين تلقی بود که گردانندگان روزنامه ايران، به عمد آذری ها را مورد توهين و تحقير قرار داده اند؛ اما با وجود توقيف روزنامه ايران و بازداشت سردبير ايران جمعه و کاريکاتوريست اين روزنامه و حتی به رغم دلجويی های گسترده مقامات بلندپايه جمهوری اسلامی، از شدت اعتراضات کاسته نشد.

از همين رو می توان نتيجه گرفت که در ريشه يابی دلايل و زمينه های بروز چنين اعتراضاتی، نبايد برای موضوعاتی نظير انتشار يک کاريکاتور توهين آميز نقشی بيش از يک عامل تسريع کننده يا محرک مقطعی در نظر گرفت.

در واقع، رويکردهای حاکميت و سياست های طولانی مدت اعمال شده در قبال جمعيت غير فارس زبان يا غير شيعه ايران در بيش از دو دهه گذشته، زمينه های مساعدی را برای عميق تر کردن شکاف های قوميتی، زبانی و تقسيم جامعه به اقليت و اکثريت فراهم کرده است.

بر همين اساس، اين تصور بيش از هر زمان ديگر در ايران پر رنگ تر شده که حقوق شهروندانی که به دلايل و اسامی گوناگون تحت عنوان اقليت شناخته شده اند، رعايت نمی شود.

اما شکاف های قوميتی، مذهبی و زبانی تنها شکاف های فعال در جامعه ايران نيستند و حوزه قدرت سياسی فقط خود را با چنين چالش هايی رو در رو نمی بيند.

در اين ميان، همزمان با فزونی نارضايتی های عمومی که در اشکال و ابعاد متفاوت نظير اعتراضات دانشجويی يا اعتراض زنان در جامعه بروز می يابد، ناآرامی های منطقه ای و قومی نيز به طور محسوس و فزاينده ای در ماه های اخير افزايش پيدا کرده است.

به اين ترتيب، تقارن نارضايتی های عام با ناخرسندی های ويژه در هر منطقه، عملا شرايطی را پديد آورده که در نقاط مختلف ايران، انبارهای آماده پنبه، برای شعله ور شدن منتظر جرقه ای کوچک باشند.

تاکيد بر سياست های قهری، توسل به سرکوب و ناديده گرفتن مطالبات بی پاسخ مانده، حتی اگر موجب مهار و کنترل اعتراضات در کوتاه مدت شود، پيامدهای دراز مدت به مراتب منفی بيشتری به دنبال خواهد داشت.

در عين حال، به نظر می رسد رويکرد ديگر حاکميت آن بوده است که نارضايتی های عمومی را بی اهميت جلوه دهد و به همين دليل، حتی در اظهارات مقامات بلندپايه و موضع گيری های رسمی، ابعاد قومی و زبانی اين اعتراضات بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، حال آنکه بخشی از شعارهای مطرح شده در اعتراضات دربرگيرنده مطالباتی فراگيرتر از خواسته های قومی و منطقه ای بوده است.

 

 

دستگيري دو تن از دانشجويان دانشگاه علم و صنعت
بنا به اخبار دريافتي از دانشگاه علم صنعت در تجمع هفتم خرداد مقابل مجلس شوراي اسلامي دو تن از فعالين دانشجوئی  اين دانشگاه دستگير شده اند.
1-   فرشاد فرشيد فر
2-   رضا مهدي زاده

بی‌لیاقتی پشت بی‌لیاقتی

نامه‌ی سه فعال سياسی: حکایت اعتراض مردم ترک‌زبان کشور در واقع درد مشترک کردها ، بلوچ‌ها ، ترکمن‌ها و بالاخره تمامی فارس‌های کشور است. مردم ناراضی و خسته هستند ، خسته از توهین‌های روزانه به شعور و عقلشان ، خسته از بیکاری و گرسنگی ، خسته از سرکوب و اختناق ، خسته از تجاوز به حریم زندگیشان و دهها نارضایتی دیگر.

 

Sun / 28 05 2006 / 17:10

به نام خدا

در جمهوری اسلامی معلوم نیست رهبری چه نوع اشتباهی باید مرتکب شود تا مشمول حکم عدم لیاقت گردد ! و از کار خود برکنار شود ؟ در هفته‌ای که گذشت سه بی لیاقتی از سوی رهبری و عوامل تحت امرش منجر به سه حادثه بحرانی گردید که یکی از آنها در ابعادی بزرگ و خون آلود ملتی را به عزا نشاند. نخستین بی لیاقتی در دانشگاه امیر کبیر توسط عوامل امنیتی و نمایندگی رهبری شکل گرفت. اینان با اخلال در روند برگزاری انتخابات انجمن اسلامی منتخب دانشجویان و تمهید مقدمات برای مراسم نمایشی دفن شهدا در دانشگاه که در واقع سوء استفاده آشکار از شهداء برای سرکوب دانشجویان و توهین به تمامی شهداء و خانواده‌های گرامی آنان است ، اعتراضات دانشجویان را بر انگیختند. تظاهرات دانشجویان حسب معمول با نمایش قدرت بسیج و تهدید آنان مواجه شد. اما اتحاد و یکپارچگی و واکنش محکم دانشجویان آنها را متواری ساخت. آنگاه دانشجویان به عنوان اعتراض دفتر نهاد نمایندگی رهبری را تسخیر کردند و خواهان پاسخگویی مقامات و بخصوص شخص رهبری برای توهین به حریم دانشجو و دانشگاه شدند. این حرکت دانشجویان بلافاصله با عقب نشینی مقامات مواجه شد و از خیر آن مراسم توهین آمیز دفن شهدا هم گذشتند. رهبری باید پاسخگوی اصلی می‌بود که پاسخی نداشت و نداد.
حادثه دوم به دانشگاه تهران بر می‌گردد. در این دانشگاه که فردی روحانی و غیر دانشگاهی به ریاست منصوب شده تا بیش از پیش استقلال دانشگاه را فدای خواسته‌های نیروهای امنیتی بکند ، ٩ نفر از اساتید با سابقه و بعضا مخالف وضع موجود را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی به بهانه بازنشستگی از کار برکنار کردند. این عمل بلافاصله با اعتراض دانشجویان مواجه شد و وقتی دامنه این اعتراضات به کوی دانشگاه تهران کشید ، حسب معمول نیروهای پیراهن شخصی و گروه‌های سرکوب‌گر شبه فاشیستی که مستقیما زیر نظر رهبر هدایت می‌شوند به تجمع دانشجویان حمله کردند ، نزدیک بود که دوباره حمله آنان فاحعه ١٨ تیر را تکرار کند اما این بار مقاومت سازمان دهی شده دانشجویان ، لباس شخصی‌ها را وادار به فرار کرد. حاصل این رویارویی ده‌ها زخمی و کشته در کوی دانشگاه تهران بود. شعار‌های دانشجویان علیه رهبری زبان حال ملتی بود که جانش از زور گویی عوامل حکومت به ستوه رسیده و راه صلح آمیز برای انتقاد و اعتراض قانونی و عزل حاکمان بخصوص شخص رهبری را ندارد.
اما حادثه سوم به لحاظ بزرگی و ابعاد در تمامی تاریخ جمهوری اسلامی کم سابقه است. وقتی کاریکاتوری توهین آمیز نسبت به هموطنان ترک زبان در روزنامه دولتی ایران به چاپ رسید. ابتدا با اعتراض گسنرده دانشجویان ترک در دانشگاه‌های سراسر کشور مواجه شد و آنگاه به تدریج تمامی شهر‌های بزرگ و کوچک استان‌های زنجان و آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی و اردبیل و پاره‌ای از نقاط دیگر کشور به این اعتراض پیوستند. پاسخ مناسب به این اعتراضات ، استعفای وزیر ارشاد و عذر خواهی رئیس جمهور به عنوان رئیس دولت از مردم ترک زبان کشور بود. اما بلافاصله عوامل رهبری بحران را گسترش دادند. رهبری و عواملش دوباره تصمیم داشتند که سیاست مشت آهنین را تکرار کنند. رهبر معتقد است نباید به مردم رو داد چون در این صورت خواسته‌های بعدی را مطرح می‌کنند لابد انتهای خواست معقول و منطقی عزل و استعفای رهبری است. لذا تصمیم به سرکوب و چنگ و دندان نشان دادن به ملت گرفت. غافل از آنکه وقتی این مشت آهنین بر سندان پولادین یک ملت کوبیده شود ، تو خالی از آب در می‌آید. ابتدا کاریکاتوریست بی گناه و یک روزنامه نگار بخت برگشته بازداشت شدند. آنگاه به مقابله و سرکوب ملت پرداختند. این کار بی خردانه در نقده به خون کشیده شد و ١٣ نفر از مردم جان باختند. . در سیستان و بلوچستان و کرمان گزارشها از کشته شدن و زخمی شدن ده‌ها نفر و بازداشت جمع کثیری حکایت می‌کنند. حسب معمول سانسور رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها و رسانه‌های خبری از اطلاع رسانی مردم جلوگیری می‌کنند. همان روش قدیمی استفاده از گروهی لباس شخصی و مزدور حکومتی برای سرکوب مردم در اینجا هم به کار گرفته شد. اما این بار با مقابله مردم ، لباس شخصی‌ها مجبور به فرار شدند ، ماشین تبلیغاتی رهبری شروع به اتهام زنی به مردم ترک زبان کرده و جالب تر آنکه در شرایطی دم از ملی بودن و تمامیت ارضی کشور می‌زند که نه رهبری و نه هیچ یک از دست اندر کاران حکومت تا کنون نشان نداده‌اند دلی در گرو ایران و ایرانیت دارند بخصوص رهبری که با سیاست نگاه به شرق که به وزارت حارجه ابلاغ کرده ، نشان داده به چه راحتی دریای خزر را دو دستی تقدیم روسها می‌کند. او حاضر است برای حفظ خود با دادن امتیازات متعدد به روس‌ها و افراشتن پرچم آنها بر سر در حکومت و بیت خودش خود را تحت الحمایه یک قدرت خارجی قرار دهد. وقتی حکومتی با ملت خودش قهر می‌کند و رو در روی آنها می‌ایستد ، چاره‌ای جز تکیه به اجنبی نخواهد داشت.
حکایت اعتراض مردم ترک زبان کشور در واقع درد مشترک کردها ، بلوچ‌ها ، ترکمن‌ها و بالاخره تمامی فارس‌های کشور است. مردم ناراضی و خسته هستند ، خسته از توهین‌های روزانه به شعور و عقلشان ، خسته از بیکاری و گرسنگی ، خسته از سرکوب و اختناق ، خسته از تجاوز به حریم زندگیشان و دهها نارضایتی دیگر.
مسئله قومیت‌ها یکی از مهمترین مسائل امروز جامعه ایران است و دستیابی به حقوق اقوام مختلف در چهارچوب خانواده بزرگ ملت ایران از اولویت‌های مهم جنبش اجتماعی مردم ایران است. شکل گیری ساختار دموکراتیک و غیر متمرکز مناسب‌ترین راهکاری است که به نا ملایمات موجود در حوزه قومیت‌ها پایان می‌دهد.
١٧ سال است که آقای خامنه‌ای غرق در اوهام خودش مشغول جنگ با دشمن خیالی جهانی است. هر مخالف و ناراضی را با مارک و اتهام جاسوسی و مزدور خارجی دستگیر و سرکوب می‌کند. حتی اگر کسی نطری غیر از او داشته باشد هم با همین اتهام مواجه می‌شود. این مالیخولیای "دشمن بازی" تبدیل به بیماری مفرط و پارانوئیایی شده که در تاریخ ایران به بیماری شاهان معروف است. او به زمین و زمان مشکوک است. پشت هر نوشته و کتاب و نمایشنامه و سخنرانی و اعتراضی دست دشمن عجیب و غریبی که ساخته و پرداخته ذهن بیمار او ست ،می بیند. و البته هزینه این بیماری را نیز ملت ایران با دستگیری ، زندان ، شکنجه و کشتار می‌پردازد. نادر شاه در اواخر عمرش همین بیماری را گرفته بود و دمار از روزگار ملت ایران در آورد تا جایی که بالاخره سردارانش او را کشتند و ملت نفس راحتی کشید. به همین دلیل مقام رهبری ما از این ترس فرماندهان قشون را دائما تعویض می‌کند. غافل از آنکه از دست سرنوشت نمی‌تواند فرار کند. و آنچه در حق مردم بدی کرده گریبانش را خواهد گرقت. محمد رضا شاه پهلوی در آبان سال ٥٧ وقتی که از اعتراضات مردم مستاصل شده بود به سراغ مخالفین خودش رقت و از آنها پرسید که پرا وضع اینجوری شده و از آنها کمک خواست. معروف است که وقتی از دکتر امینی پرسید که چرا مردم علیه او شعار می‌دهند. او پاسخ چالبی داد و گفت " اعلیحضرت یک عمر به این مردم دهن کجی کردند حالا مردم به شما دارند دهن کجی می‌کنند " مقام رهبری ١٧ سال است چشمش را بر خواسته‌های مردم بسته و گوشش را گرفته تا نشنود و به مردم دهن کجی می‌کند. ماشین سرکوبی درست کرده تا هر صدای مخالفی را خاموش کند. فکر می‌کند یک تنه به اندازه همه عالم و آدم می‌فهمد و مردم فقط باید همچون یک گله گوسفند مطیع منتظر رهنمود‌ها و تحلیل‌های مقام رهبری باشند. گروهی بله قربان گو و کوتوله دور و بر خودش جمع کرده تا هرچه گفت بگویند سمعا و طاعتا . فرمایشات پیامبر گونه کردید و به چشم انجام می‌دهیم و عده‌ای را هم بسیج کرده با اتوبوس به این طرف و آن طرف بروند و به نفعش شعار دهند و به مردم جمله کنند. می‌گویند وقتی اسکندر ایران را فتح کرد و به معلمش ارسطو نامه نوشت که چه صلاح می‌دانی من تمام مدیران این کشور بزرگ را جمع کنم و یک شبه همه آنان را بکشم و آدم‌های خودم را در تمام کار‌های کشور بگمارم تا بتوانم همه امور را در دستان خودم بگیرم. ارسطو به او جواب داد هرگز این کار را نکن چون اولا در تاریخ این ننگ برای تو باقی می‌ماند که بزرگان یک کشور را کشتی و ثانیا وقتی این کار را کردی ناچار می‌شوی کار‌های بزرگ را به دست آدم‌های کوچک بدهی و آنگاه آن مملکت خراب و ویران می‌شود و دیگر کشوری باقی نمی‌ماند تا تو به ریاستش دلخوش باشی. بدبختی ما اینست که مقام رهبری ما تاریخ نمی‌خواند و اگر هم بخواند چیزی یاد نمی‌گیرد چون خود را عقل کل و ده‌ها بار بهتر از ارسطو می‌داند ظاهرا او نیازی به نصیحت و شنیدن اندرز دیگران ندارد.
باید از مقام رهبری پرسید که آیا این دولت کوتوله و مجلس دست نشانده‌ای که درست کرده ، در مواجهه با این بحران می‌توانند کار عاقلانه و مدبرانه‌ای بکنند یا همچون وزیر کشور خون ریز ایشان تنها سیاستی که بلد هستند سرکوب و آدم کشی و زندان هست. شعار او اینست که " هر ایرانی یک زندان داشته باشد". باید از مقام رهبری پرسید که چرا رئیس جمهوری منصوب او که انشاءهای بی سر و ته برای مقامات دنیا می‌نویسد. و در شهرستان‌های مختلف شوهای تبلیغاتی می‌گذارد و وعده‌های صد من یک غاز می‌دهد ، الان به آذربایجان و شهر‌های محنت زده ترک زبان کشور مسافرت نمی‌کند؟ چرا به نقده نمی‌رود تا ببیند چگونه مردم را از دم تیغ گذرانده‌اند؟ چرا بدتر از سلف خود که در بحران‌های کشور یا ساکت بود یا غایب صدایش در نمی‌آید؟ به راستی رهبری و رئیس جمهور منتخبش جرات می‌کنند در همین تهران به یکی از دانشگاه‌ها بروند و به سئوالات دانشجویان بخصوص دانشجویان ترک زبان پاسخ بدهند. البته به دانشجویان واقعی نه دانشجویان وارداتی که مقام رهبری با اتوبوس از این دانشگاه به آن دانشگاه دنبال خودش می‌کشید و سالن را از آنها پر می‌کرد. دانشجویان واقعی هم ناچار می‌شدند که کارت عضویت آنها در بسیج را به در و دیوار دانشگاه بزنند.
اگر در هر کجای دنیای دموکراتیک بود با بی لیاقتی‌هایی بسیار کمتر از این هم رئیس حکومت استیضاح و ناچار از استعفا می‌شد. اما متاسفانه به موجب قانون اساسی فعلی کشور ، رهبری همچون قمری است که وقتی از مدار زمین خارج شد ، کسی به او دسترسی ندارد. یک بار که رهبر شد ، کسی نمی‌تواند او را عزل کند. مجلس خبرگان هم که اسما مسئول این کار است ، بدلیل آنکه از فیلتر شورای نگهبان منصوب رهبری رد شده ، یک کاسه مطیع و فرمانبردار رهبری و منتطر رهنود‌های او است. جالب است که این مجلس بی خاصیت تا کنون برای نمونه و لااقل دلخوش کردن مردم ، حتی یک سئوال هم از این همه ندانم کاری و خرابکاری رهبری نکرده است. واقعا مگر می‌شود رهبری که این همه سازمان و تشکیلات مملکت از رادیو و تلویزیون تا سپاه ، از ارتش تا نیروی انتطامی از قوه قضائیه تا بنیاد مستضعفان و ده‌ها سازمان ریز و درشت دیگر مستقیما و به موجب قانون زیر نظر اوست. در طی ١٧ سال ، حتی یک اشتباه هم نکرده باشد؟ واقعا چگونه است این آقایان روحانی که آبروی خودشان را با عضویت در مجلس خبرگان برده‌اند ، حتی زحمت یک سئوال از رهبری را هم تا کنون به خود نداده‌اند؟. در همین ماجرای سرکوب هم وطنان ترک زبانمان آیا نباید پرسید که چرا حد اقل نمایندگان آذربایجان در مجلس خبرگان از رهبری یک سئوال علنی نمی‌کنند؟ درست است که مجلس خبرگان از وکلای سفارشی و فرمایشی مقام رهبری پر شده است ولی حد اقل از باب انسانیت و آزادگی انسانی هم که شده یک وکیل فرمایشی هم می‌تواند با هموطنان هم زبانش همدردی کند و بپرسد که آخر چرا؟
این چنین است که رهبری که به موجب قانون اساسی تمام اختیارات مملکت را بدست دارد و به هیچکس هم پاسخگو نیست ، وقتی از دایره عدالت و مدیریت سالم و عقلایی خارج می‌شود ،راهی برای عزل او نداریم. تنها چاره کشور فشار بر حکومت از راه اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز است تا بتوان در نهایت از طریق یک همه پرسی با نظارت نهاد‌های بین المللی و بی طرف تکلیف این نظام و رهبری آن را معلوم کرد.
حرف و سئوال بسیار است اما لاجرم باید قلم در کشید. طولانی شدن این مطلب یکی به این دلیل است که هر قسمت آن با نظر بخشی از دوستان ما در ایران نوشته شده است که در حال حاضر از ترس جو دستگاه امنیتی رهبری صلاح نمی‌دانند که اسم خود را زیر این نوشته بگذارند ولی حال که ما سه نفر موقتا خارج از ایران و دور از دسترس بازجویان و امنیتی‌های قوه قضائیه رهبری هستیم از ما خواسته‌اند تا حرف دل آنها را بنویسیم و امضا کنیم

والسلام
علی افشاری – محسن سازگارا – اکبر عطری

كثرت‌گرايی، راه حل مناقشات قوميتی

سركوب‌های سياسی و فرهنگی و اعمال تبعيض قوم‌های مسلط بر اقليت، زمينه رودررويی‌های نژادی و قومی را فراهم می‌كند. ديرباز، تصورات تهی از پايه‌های خردمندانه و نيز تبعيض و ندانم‌كاری‌های سلطه‌ورزانه، پيامدهای سياسی مهمی برای كشور به‌دنبال داشته است.

 

Sun / 28 05 2006 / 14:18

نشست ماهانه ماهنامه نامه با موضوع "قوميت‌ها و حقوق بشر"، در حالی برگزار شد كه اوج‌گيری مناقشات قومی بار ديگر كشور را در آستانه چالشی تازه قرار داده است.
مناقشات اخير زمينه‌ای را فراهم آورد تا "مسأله‌ای به نام قوميت‌ها" به عنوان زمينه شكل‌گيری بحران فراگير، بيش از گذشته نگاه فعالان سياسی و اجتماعی را به خود معطوف كند.
نامه كه در دو شماره اخير با برگزاری ميزگردهايی اهميت مسأله قوميت‌ها را خاطرنشان كرده بود در نشست ارديبهشت ماه با حضور حسين شاه‌اويسی عضو شورای مركزی حزب ملت ايران و دكتر محمد شريف، عضو شورای عالی نظارت كانون مدافعان حقوق بشر به اين مسأله نگاهی دوباره داشت.
سخنرانان اين نشست با اشاره به واكنش اقليت‌های ترك زبان در واكنش به كاريكاتور روزنامه ايران به طرح ديدگاه‌ها و نظرات خود درباره مسأله قوميت‌ها و نيز حقوق بشر پرداختند.
شاه‌اويسی در اين نشست ترجيح داد مسأله قوميت‌ها را از نگاه ناسيوناليسم-پلوراليسم بررسی كند و شايد از همين رو بود كه برخورد آرا و نظرات مخالف و موافق را نخستين گام شكل‌گيری دموكراسی عنوان كرد.
وی گفت: از ديرباز، تصورات تهی از پايه‌های خردمندانه و نيز تبعيض و ندانم كاری‌های سلطه‌ورزانه، پيامدهای سياسی مهمی برای كشور به‌دنبال داشته است.
اين فعال سياسی، تسلط يك قوم بر دستگاه دولتی و رها كردن ديگر اقوام را سرچشمه نارضايتی دانست و اظهار داشت: سركوب‌های سياسی و فرهنگی و اعمال تبعيض قوم‌های مسلط بر اقليت، زمينه رودررويی‌های نژادی و قومی را فراهم می‌كند.
وی در عين حال گفت: در دوران معاصر ايران، استعمار و امپرياليسم نيز در رودررويی‌های قومی نقش بسزايی داشته‌اند.
شاه‌اويسی، تبعيض‌های قومی را مهم‌ترين علت بروز عقب ماندگی‌های سياسی و اجتماعی دانست و افزود: انسان امروز تنها به تفسير جهان قانع نيست، خود را منفعل نمی‌داند و از همين رو مايل است تا آن‌جا كه می‌تواند منشا تحول و اثر باشد.
عضو شورای مركزی "جبهه متحد كُرد"، اظهار داشت: جامعه‌ی توسعه