در اردبيل و
يك رو زپيش از
برگزاري
تظاهرات روز
شنبه
رضا كاظمي
بازداشت شد
يك
روز پيش از
برگزاري
تظاهرات روز
گذشته، شنبه 6
خرداد در
اردبيل رضا
كاظمي
روزنامه نگار
و نويسنده اين
شهر توسط
ماموران
دولتي
بازداشت شد.
هنوز خبري از
وي در دست نيست.
رضا كاظمي
نويسنده و عضو
هيات تحريريه
هفته نامه هاي
يارپاق، آراز
و ياشماق مي
باشد و تاكنون
مقالات زيادي
از وي در زمينه
ادبيات و
مسائل
اجتماعي به
زبان تركي
آذرباجاني به
چاپ رسيده است.
وي دو سال پيش
نيز توسط
مامورين
دولتي دستگير
و مدتي را
در
بازداشتگاه
به سر برده بود.
م.اورومچو
يكشنبه
7 خرداد 1385
مجيد
حسيني دستگير
شد
در تجمع
امروز
آذربايجاني­هاي
در مقابل مجلس
شوراي اسلامي
نزديك به 200 نفر
دستگير
شدند. فعلاً از
اسامي
دستگيرشدگان
و وضعيت آنان
اطلاعي در دست
نمي­باشد.
تاكنون
دستگيري مجيد
حسيني از منبع
موثق تأييد
شده و پيگيري
جهت اطلاع از
وضعيت ديگر
دستگيرشدگان
ادامه دارد.
حسن دمیرچی در خانه خود در تبریز دستگیر شد
دیشب
ساعت 11 حسن
دمیرچی
بهمراه پسر
بزرگ خود
بابک
در خانه خود
مورد حمله
وحشیانه
نیروهای
اطلاعاتی
رژیم قرار
گرفت و
دستگیر
شده به مکانی
نامعلوم برده
شد.
از خانه وی
بمقدار 2 ماشین
سی دی ، کتاب و
وسایل
دیگر از جمله
کامپیوتر
غارت
شد. وی از
عارضه قلبی
رنج می برد و
وضعیت
جسمانی
او بسیار وخیم
می باشد.
خاموش
باد صدای شوم
دشمنان
آذربایجان
ابوالفضل
وصالی
چاپ
كاريكاتور و
مطالب وقيح و
توهينآميز
عليه تمامي
تركزبانها
در روزنامه
ايران با
اعتراضات
گسترده
دانشجويان و
دانشگاهيان
تبريز مواجه
شد.
دانشجويان
معترض و
خشمگين
دانشگاههاي
تبريز با
ابراز انزجار
و نفرت نسبت به
چاپ مطالب
موهن كه طي آن
تركزبانها
به سوسك و محل
زيست و تغذيه
آنها توالت
قلمداد شده
است، خواستار
برخورد جدي
مسئولان
ذيربط با
عاملان و
آمران اين
توهين ركيك و
آشكار به
ميليونها نفر
تركزبان
گرديدند.
گر چه
روزنامه
ايران در
شماره 27
ارديبهشت و در
پي اعتراضات
جامعه
دانشجويي و
فرهنگي
آذربايجاني و
تماسهاي
اعتراضآميز
شهروندان تركزبان
بطور گذرا و
سطحي اين خطاي
فاحش و توهين
غيرقابل بخشش
را به يك فرد
ربط داده و با
يك عذرخواهي
كوچك از كنار
اين قضيه
تفرقهانگيز
و ضد امنيت ملي
گذشته است اما
عمق ماجراي
توهين و اهانت
عليه يك جمعيت
بزرگ كه
داراي تمدن
چندهزار
ساله در ايران
و شايد چند دههزار
ساله در جهان
است، برخلاف
ادعاي
مسئولين
روزنامه
ايران نميتواند
ناشي از يك
اشتباه سهوي و
قصور تنها يك
فرد در
روزنامهاي
باشد كه
وابسته به
دستگاه دولتي
بوده و از
منابع بيتالمال
اداره ميشود.
تشبيه
كردن تركزبانها
به حيوان زباننفهم
كه جمعيتي
بالغ بر 30
ميليون نفر در
سطح كشور در
لهجههاي
مختلف آن تكلم
ميكنند
مرتبط با
جرياني است كه
شايد نطفة آن
در حكومت و
سياستهاي
رضاخاني بسته
شده و به رغم
گذشت بيش از 27
سال از
سرنگوني
حكومت پهلوي و
روي كار آمدن
نظام جمهوري
اسلامي كه
تحقيقا مردم
آذربايجان
نقش اصلي را در
اين تحولات
ايفا كردهاند،
همچنان ادامه
دارد و هر از
گاهي و به
انحاء و در
برهههاي
مختلف خود را
نشان داده است.
چگونه
ميتوان باور
كرد كه توهين و
تحقير به ملت
تركزبان
بزرگ و تمدنساز
آذربايجان كه
صفحات تاريخ
مشحون از
پيشتازي،
جانفشاني،
آزاديخواهي،
فرهنگپروري
و دينداري
آنان است و
بزرگان و
ستارگان بيشماري
در عرصههاي
ادب و سياست و
علم همچون
علامه امينيها
و طباطبائيها،
علامه جعفری
ها و شیخ محمد
خیابانی
ها، ستارخانها
و باقرخانها،
بابكها و كوراوغليها،
پروينها و
شهريارها،
پروفسور
هشترودي
ها و شبستريها،
شهيد باكريها
و هزاران
دلاور ديگر و
حتي رهبر
انقلاب
اسلامي را در
دامان خود
پرورده است،
تنها ناشي از
اشتباه و خطاي
يك فرد بوده
است در حاليكه
حافظه مردم
تركزبان
ايران ماجراي
توهين آشكار
به اصطلاح
رسانه ملي صدا
و سيماي دولتي
كه با چاپ
پرسشنامههاي
سخيف و خفتآور
به تحقير اين
ملت پرداخته
است را فراموش
نكرده است.
آيا
بيمهري به
مناطق تركنشين
كشور و كاهش
اعتبارات
عمراني اين
مناطق اتفاقي
است، آيا
مسكوت گذاشتن
اصل 15 قانون
اساسي كه
اجراي آن در
سال 1366 با امضاء
آيتاله
خامنهاي
رئيسجمهور
وقت، هاشمي
رفسنجاني
رئيس مجلس وقت
و ميرحسين
موسوي نخستوزير
وقت و با تصويب
در مجلس شوراي
اسلامي به
وزارت آموزش و
پرورش ابلاغ
شده است يك
مسئله تصادفي
است، آيا
اجراي نقشهاي
مضحك و پست
سريالهاي
تلويزيوني
فارسي با لهجه
تركي عقبه
فکری ندارد،
آيا برخورد و
دستگيري
جواناني كه در
سالگرد تجاوز
ارامنه به خاك
كشور شيعه
جمهوري
آذربايجان که
منجر به آواره
شدن صدها هزار
نفر زن و كودك
و پير و به
شهادت رسیدن
هزاران جوان
مسلمان مدافع
وطن شده است و
انگ تجزيهطلبي
زدن به آنها
قابل تامل
نيست در
حاليكه
راهپيمايي
بزرگ چندينهزار
نفري ارامنه
در پايتخت
جمهوري
اسلامي ايران
و با حجاب آنچناني
تحت عنوان
گراميداشت
خاطره كشتهشدگان
ارامنه در
منازعه با
سربازان
تركيه مجاز
شمرده ميشود؟!
آيا
كمتوجهي به
فعال كردن
پتانسيلها و
منابع غني و
نيز پرورش و
شكوفا كردن
استعداد
جوانان اين
مرز و بوم در
مقايسه با
ساير مناطق و
تاخير و تعلل
در احداث و يا
تكميل پروژههاي
ملي در مناطق
تركنشين
شمال غرب كشور
براي مردمان
آذربايجان
تباید شائبهانگيز
باشد؟!
آري،
مردم تركنشين
و آذربايجان
جفاها و بيمهريهاي
زيادي را در
نظامي تجربه
كردهاند كه
خود نقش اصلي و
اساسي را در
بوجود آمدن و
دفاع از آن
ايفا كردهاند
اما تاكنون
كمتر به رنج و
درد آنان توجه
شده است.
اما
توهين و تحقير
غيرقابل تحمل
روزنامه
دولتي ايران
كه بدون هیچ
استثناء قائل
شدن و با
گستاخي و بيشرمي
تمام تركزبانها
را به حيوان
زباننفهم و
سوسك و نجسخور
توالت تشبيه
كرده است، تكتك
آحاد مردمي كه
خود و آباء و
نياكانشان به
زبان تركي
تكلم كردهاند
و ميكنند را
شامل ميشود،
چه آنانكه در
مصدر
مسئوليتهاي
بزرگ نظام
قرار دارند و
چه آنانكه به
عنوان يك
شهروند تركزبان
در جغرافياي
كشور ايران
زندگي ميكنند
و بر مسئولين
نظام است كه به
عنوان مدافع
حقوق تمام
اقوام و مليتهاي
ايران، ريشه
اين تفكرات
نژادپرستانه
و شوونيستي را
خشكانده و
جوابي قاطع به
عاملان و
آمران اين
اقدام تفرقهانگيز
و آتشافروز
بدهند تا صدای
شوم دشمنان
آذربایجان
قهرمان برای
همیشه خاموش
شود.
جمعآوري
چاپ دوم
روزنامه نداي
آذرآبادگان
توسط ماموران
اطلاعات
نيروي
انتظامي
تبريز
چند
هزار نسخه چاپ
دوم روزنامه
نداي
آذرآبادگان
چاپ تبريز كه
مطالب آن
اختصاص به
انعكاس
اعتراضات
گسترده مردم و
جامعه
دانشجويي
دانشگاههاي
شمال غرب
كشور داشت قبل
از توزيع از
سوي ماموران
اطلاعات
نيروي
انتظامي
توقيف شد.
اين در
حالي بود كه
چاپ اول اين
روزنامه روز
يكشنبه 31
خرداد با
استقبال غيرمنتظره
مردم سريعا به
فروش رفته بود.
ابوالفضل
وصالي سردبير
روزنامه نداي
آذرآبادگان
گفت: ممانعت از
توزيع چاپ دوم
و توقيف چند
هزار نسخه
روزنامه از
سوي ماموران
اطلاعات
نيروي
انتظامي در
حالي صورت
گرفته است كه
هيچگونه
ابلاغي از سوي
مسئولين
قضايي و
فرهنگي براي
جلوگيري از
انتشار چاپ
دوم روزنامه
انجام نگرفته
است.
وصالي
اضافه كرد: جاي
بسي تعجب است
كه روزنامه
ايران عليرغم
چاپ مطالب
سخيف و موهن
عليه فرهنگ و
مليت جمعيت
بزرگ
آذربايجانيان
كه باعث جريحهدار
شدن احساسات
ميليونها
مردم تركزبان
ايران شده است
همچنان به
انتشار خود
ادامه ميدهد
و تاكنون هيچ
مقام مسوولي
در كشور در
قبال اين حركت
زشت فرهنگي و
تفرقهافكنانه
روزنامه
دولتي ايران
عكسالعملي
نشان نداده
است.