اعلامیه
هیات سیاسی –
اجرایی
سازمان
فدائیان خلق
ایران (اکثریت)
پیرامون
میتینگ روز
یکشنبه آذربایجانی
ها در مقابل
مجلس
هشدار
میدهیم: مراقب
تحریکات
وتوطئه ها
باشیم!
آذربایجانی
های مبارز!
شما
در اعتراض
یکپارچه اتان
علیه تحقیر و
تبعیض نسبت به
زبان ترکی بر
حقید؛
تظاهرات
مسالمت آمیز و
مدنی شما با
هدف طرح
خواستهای
فرهنگی اتان
نشان از آگاهی
و اراده شما
دارد؛ و تجمع
روز یکشنبه
شما در برابر
مجلس حکومت
برای اعلام
خواستهای ملی
آذربایجانیها
بیانگر
پیگیری شما در
تحقق این
خواستها است.
بر
پایه آگاهی
های قابل
اتکا، دعوت به
گردهمایی روز
یکشنبه در
مقابل مجلس با
استقبال
وسیعی روبرو
شده است. حتی
سرکوب
تظاهرکنندگان
در بسیاری از
شهرهای
آذربایجان
توسط
حکومتگران
نیز که کشته و
مجروح شدن
تعدادی از
اهالی شهرها و
بویژه نقده را
در پی داشته و
تاکنون به
بازداشت صدها
نفر منجر شده
است،
نتوانسته
کمترین خللی
بر اراده شرکت
کنندگان در
متینگ فردا
وارد آورد.
درست در چنین
شرایطی که
ساعاتی بیش به
برگزاری این
گردهمایی
نمانده است،
پاره ایی
اخبار و
شایعات نگران
کننده میرسد
که نشان از
برخی توطئه ها
و تحریکات
خطرناک دارد.
در میان این
شایعات دو
علامت خبری
جای درنگ
دارند و هشدار
دهنده اند.
اول
اینکه، توطئه
ایی در کار است
بر اساس آن
محافلی در
نیروهای
امنیتی و
نظامی جمهوری
اسلامی به
عوامل خود
سفارش کرده
اند که روز
یکشنبه به
میان جمعیت
رفته و از موضع
همراهی با
تظاهرکننده
گان، شعارهای
ضد فارس و
تجزیه طلبانه
سردهند و در
همان حال
گردهمایی را
به خشونت
تشویق کنند.
دوم
آنکه،
تحریکاتی از
سوی برخی
جریانهای
افراطی در کار
است که بر پایه
آن، قسط دارند
این گردهمایی
را به
جولانگاهی
برای ابراز
کینه علیه
زبان فارسی،
توهین به هم
میهنان غیر
آذربایجانی و
دشمنی با برخی
مظاهر ادب و
هنر ایران
مبدل سازند.
آذربایجانی
های مبارز!
منابع
توطئه ها و
تحریکات
متفاوت اند
اما
عملکردهای
آنها در
انطباق با هم و
تکمیل کننده
یکدیگرند. این
توطئه ها و
تحریکات علیه
حرکت
دموکراتیک
آذربایحانیها،
بر ضد وفاق و
دوستی همه
مردم ایران و
تضعیف و به
انحراف
کشاندن جنبش
دموکراتیک
کشور است.
اینها دامی
علیه آزادی و
دموکراسی و
برای حفظ و
تقویت تبعیض و
دیکتاتوری
است. اینها یا
بهانه سرکوب و
یا زمینه ساز
سرکوبند.
هشیار باشیم و
متحد و
یکپارچه مانع
از تحقق توطئه
ها و تحریکات
احتمالی شویم.
از همان آغار
متینگ دهان به
دهان همگان را
در جریان چنین
نقشه و برنامه
های شوم و نیز
تحریکات
ماجراجویانه
قرار دهیم.
هشیار
باشیم و هشدار
دهیم!
هیات
سیاسی-اجرایی
سازمان
فدائیان خلق
ایران (اکثریت)
6
خرداد ماه 1385
كالبدشكافي
مسئله قوميت
در آذربايجان
علي
محمدي
ايرانلو
در
روزهاي اخير
واكنش و
اعتراضات
گسترده مردم
آذربايجان
نسبت به اهانت
روزنامه
ايران و گمانهزنيهاي
كارشناسان و
مسئولان در
ريشهيابي
اين اعتراضات
از مهمترين
رويدادهاي
سياست داخلي
كشور در اوايل
خردادماه سال
85 تلقي ميشود،
بر اين اساس در
سطور فوق تلاش
گرديده مسائل
اخير
آذربايجان از
ابعاد مختلف
مورد بررسي
قرار گيرد.
قوميتها و
چالشها:
به مجموعهاي
از جماعت
انساني كه از
يك منشا و نژاد
برخاستهاند
و داراي زبان و
فرهنگ و تاريخ
مشترك ديرينهاند
«قوم» گفته ميشود
و به مجموعهاي
از اقوام كه در
درون مرزهاي
يك كشور معين
زندگي ميكنند
و تابعيت
مشترك و دولت
آن را دارند «ملت»
گفته ميشود و
انسجام قوميتها
و ملتسازي،
تابعي از «هويت
ملي» است. در
واقع موضوع «هويت
ملّي» يكي از
مهمترين
مؤلفههاي
تثبيت نظامهاي
سياسي بوده كه
انسجام ملي و
آرامش سياسي
از مهمترين
دستاوردهاي
آن است. به
همين لحاظ
صاحبنظران
سياسي
معتقدند
جوامع سياسي
در مرحله گذار
به فرآيند
توسعه بايستي
»حران هويت» را
پشت سرگذاشته
و به هويت ملّي
كه ابزار ملّتسازي،
مشاركت سياسي
و توسعه است،
برسند. در واقع
يكپارچگي و
همگونگي ملي
كه خود از
منابع ملي
قدرت هر كشوري
تلقي ميشود،
خود تابعي از
روند «هويت
ملي» ميباشد،
كشورهاي با
تنوع قومي در
مرحله گذار از
بحران هويت با
چالشي بس مهم
مانند شكافهاي
قومي، زباني و
مذهبي مواجه
هستند. اين
شكافها از
موانع رسيدن
به هويت ملّي
به «معناي
گذرا از ارزشهاي
پيشيني مانند
نژاد، تبار،
زبان و مذهب به
ارزشهاي
پيشيني مانند
منابع
اقتصادي
مشترك، حكومت
مشترك و احساس
روان شناسانه
مشترك ملّي»1
هستند، لذا
تلاش براي
اتخاذ تدابير
و سياستهاي
موثر براي
همگرايي ملي
كه قطعاً
رهيافت آن
رويكردهاي
قهري و
ميليتاريستي
نخواهد بود به
عنوان يك
ضرورت ايجابي
در مهار هر
گونه واگرايي
قوميتي از اهم
وظايف حاكميتهاست.
همگونگي ملي و
راهكارها:
يك پيمايش
تاريخي از
نظامهاي
سياسي نشانگر
آن است دولتهايي
كه با انتخاب
سياست «يكپارچگي
ملي» از روشهاي
قهري و اهرم
زور استفاده
نمودهاند
عملاً
نتوانستهاند
در دراز مدت بر
چالش قوميتها
فائق آيند.
اينگونه نظامهاي
سياسي با
فراهم شدن
حداقل شرايط
چالشزاي
قوميتي مثل
تضعيف حاكميت
مركزي، اهانت
به شأن و منزلت
قومي و دخالت
فرصتطلبان
داخلي و خارجي
با بحرانهاي
قوميتي و
مسئله
واگرايي قومي
– مذهبي مواجه
شدهاند. به
نظر ميرسد
بهترين
رهيافت، حركت
به سوي
همگونگي ملي
با انتخاب و
اتخاذ شيوههاي
دموكراتيك
است كه در اين
راستا خرده
فرهنگها و
هويتهاي
قومي محلي با
شعار «وحدت در
عين كثرت» به
رسميت شناخته
ميشوند و
سامان سياسي و
ملي محور
برنامههاي
دولت قرار ميگيرد.
بيشك اين امر
در انتخاب
استراتژي سهگانه
«عدالت در
توزيع قدرت»، «عدالت
در توزيع ثروت»
و «عدالت در
منزلت» بين
قوميتها
ميسر خواهد شد.
مسئله قوميتها
در ايران و تركهاي
آذربايجان:
واقعيت اين
است كه مسئله
قوميتها
بدان صورت كه
در كشورهاي
ديگر وجود
داشته در
ايران مطرح
نبوده است. در
طول تاريخ اين
كشور هويتهاي
قومي و زباني
بيشتر در قالب
ايلات و عشاير
تجلي يافته
است تا به صورت
اقوامي واحد و
يكدست. حتي
موارد متعددي
از اختلافات و
برخوردهاي
ايلياتي در
ميان كردها و
تركها و...
وجود داشته
است.
تا پيش از دهه 1300
در ايران
هيچگونه جنبش
قومي كه حاكي
از سياسي شدن
شكافهاي
قومي – مذهبي و
زباني بوده
باشد ؛ مشاهده
نمي شود تنها
ظهوردولت
مدرن و متمركز
در اين سالها
بود كه ايلات و
عشاير را در
قالب اقليت
قومي و زباني
رودروي دولت
مركزي قرار
داد. رضا خان
سياست اسكان (تخته
قاپو) را در
مقابل ايلات و
عشاير در پيش
گرفت و با
استفاده از
ارتش منظم،
قدرت عشاير را
در هم شكست
وآنها را خلع
سلاح نمود. اين
تقابل بين
دولت مركزي و
ايلات و عشاير
در قالب حاد
شدن مسائل
قومي، زباني و
مذهبي تجلي
يافت و آنها را
در مقابل دولت
بسيج نمود. در
دوره پهلوي
دوم نيز «پان
فارسيسم» اساس
برنامههاي
دولت قرار
گرفت و
يكپارچگي
قومي وتسلط
فرهنگ غالب
فارسي با
ابزارهاي
متفاوت ادامه
يافت2.
عوامل گسست
همگونگي ملي
وتشديدواگرايي
قومي – مذهبي،
در بعد از
انقلاب نيز
ادامه يافت. در
اين خصوص با
وقوع انقلاب
اسلامي كه
اقتدار حكومت
مركزي رو به
ضعف نهاد
بازهم شكافهاي
اجتماعي
پديدار شد.
درگيريها در
استانهاي
مرزي
ازكردستان
آغاز گشت و به
نقاط مرزي
ديگر ازجمله
خوزستان و
گنبد كاووس
كشيده شد كه با
تقويت تدريجي
حكومت مركزي
اين شكافها
به سمت انسجام
هدايت شد. ليكن
در طول بعد از
انقلاب و حتي
در سالهاي
اخيرنيز اين
گونه جريانها
با خصلت
واگرايي
قوميتي به
صورت پراكنده
مشاهده شده
است كه در صورت
عدم به
كارگيري
تدابير منطبق
بر عقلانيت
سياسي بازهم
شاهد اين گونه
جريانها
خواهيم بود. پر
واضح است از
بين اقوام
مختلف ايراني
تركهاي آذري
در طول تاريخ
كمترين گرايش
به سمت
واگرايي قومي
ـ مذهبي داشتهاند
به طوري كه در
ادغام خود در
تمام لايههاي
اجتماعي،
سياسي و
فرهنگي حتي در
سطوح بالاي
جامعه
بيشترين سهم
را دربين
اقوام ايران
داشته و به يك
همگونگي و
ادغام ملي
رسيدهاند3.
نگارنده بر
اين اعتقاد
است دلايل
اصلي اين امر
يعني موفقيت
آذربايجانيها
در گرايش به
همگرايي ملي،
دو عامل مذهب و
امكان حضور
موثر در سطوح
مختلف قدرت
بوده است. در
واقع با بررسي
نخبگان موثر
در راس هرم
قدرت نظام
سياسي در بعد
از انقلاب،
مشاهده ميكنيم
كه تركهاي
آذري بيشترين
نقش را بر عهده
داشتهاند
حضور مقام
معظم رهبري،
آيتالله
موسوي
اردبيلي،
ميرحسين
موسوي، و
تعداد زيادي
از شخصيتهاي
ترك آذري
گوياي نقش
آذربايجانيها
در تصميم گيريهاي
سطح بالاي
كشور بوده است.
در اين خصوص
بايد گفت مردم
آذربايجان به
اسلام و تشيع و
پيروي از نهضت
عاشورا،
ايراني و سپس
آذري بودن در
طول تاريخ
افتخار نمودهاند
و اين مقولهها
را هيچگاه در
عرض هم
ندانسته و
هميشه بر هويت
ملي پافشاري
كرده اند.
نگاهي به نقش
آذريها در
تحولات
تاريخي
گذشته، همه
گوياي حس وطن
پرستي مردم
قهرمان
آذربايجان
بوده است:
مقاومت
آذربايجان در
برابر يورش
عثماني،
ايستادگي
قهرمانانه در
برابر تجاوز
روس، نقش
آفريني تعيين
كننده در
پيروزي نهضت
مشروطيت،
مشاركت جدي در
نهضت ملي شدن
صنعت نفت، از
بين بردن
توطئه پيشه
وري در تجزيه
آذربايجان،
آفرينش جنبش
تاريخي 29
بهمن، تأثير
گذاري در
پيروزي
انقلاب
اسلامي و در
نهايت ايفاي
نقش تاريخي در
دفاع مقدس با
حماسه سازان
لشگر 31 عاشورا
همراه با مردم
ايران اسلامي
همه و همه
بيانگر
حضورتعيين
كننده مردم
غيور
آذربايجان در
تاريخ ايران
عزيز بوده است.
آسيبشناسي
اعتراضات
آذريها در
روزهاي اخير:
هر چند اهانت
روزنامه
ايران همچون
جرقهاي بود
كه آذريها را
به واكنش
واداشت اما
روند روبه
گسترش اين
اعتراضات كه
بعضاً همراه
با خشونت
گرديده نشان
ميدهد كه
مسئله بوجود
آمده فراتر از
توهين يك
روزنامه بوده
و ميبايستي
با تعمق بيشتر
آن را مورد
كالبد شكافي
قرار داد. لذا
در بررسي و
ريشه يابي
اعتراضات
اخير در
آذربايجان
مسايل را بايد
يكسويه تفسير
نكرد نبايد
برابر تئوري «توطئه»
كه هميشه در
طول تاريخ اين
كشوردستاويز
اصلي مسئولان
حاكميتي و عدهاي
از كارشناسان
سياسي بوده
است ريشه چالشهاي
اجتماعي و
سياسي كشور را
در خارج از
مرزها جستجو
كرد (شاه نيز
دليل اصلي
واژگوني
حكومت خود را
دخالت
بيگانگان ميدانست)
در اين خصوص
نگارنده بر
اين باور است
در ريشه يابي
مسائل اخير
آذربايجان
بايد از سه
منظر مسئله را
مورد بررسي
قرار داد.
الف: سوءتدبير:
آقاي هاشمي
رفسنجاني در
همايش ‹‹تنوع
فرهنگي و
همبستگي ملي ››
كه درهفته
گذشته برگزار
گرديد علت
اصلي مسائل
بوجود آمده در
آذربايجان را
سوء تدبير
خواند. در واقع
بايد گفت در
طول سالهاي
گذشته بعضا
سياستهايي
دركشور به
مرحله اجرا در
آمده كه روند
مسائل قوميتي
را در آذريها
تشديد و تحريك
نموده است كه
خود نشانگر
سوء تدبير ميباشد
كه به پارهاي
از آنها اشاره
ميگردد:
1ـ طي سالهاي
اخير در
مهمترين
رسانه كشور
بارها
آذربايجانيها
به تحقير
كشيده شدهاند،
تهيه برنامههايي
كه در آن تركها
پايين ترين
موقعيت
اجتماعي را
داشتهاند (
آذربايجاني
را در نقش
دربان يا
درلباس رفتگر
شهرداري و...
نشان دادهاند).
2ـ نگاهي به
روند توسعه در
استانهاي
آذري نشين با
بيش از 30
ميليون نفر
جمعيت و
مقايسه آن با
روند توسعه در
استانهايي
نظير اصفهان،
كرمان، يزد
تناقض انگيز
بوده است.
3ـ حركتهاي
فرهنگي غلط كه
نشانههايي
از گرايش به
تفكر پوشالي «پان
فارسيسم» بوده
و نمونه آن را
انتخاب شعار
ستارگان
پارسي براي
تيم ملي
فوتبال در جام
جهاني آلمان
شاهد بوديم كه
با اعتراض
نمايندگان
آذري خنثي
گرديد و...
ب ـ دخالت
بيگانگان:
صاحب نظران
سياسي
معتقدند يكي
از عوامل مهم
در مسئله
قوميتها در
ايران
تحريكات
فراملي از سوي
قدرتهاي بين
المللي است ))4
در اين
راستاتلاش
آمريكا براي
ايجاد غائلههاي
قومي در ايران
و اظهار نظر
مقامات
آمريكايي و
صهيونيستي در
باكو در حمايت
از ايده
آذربايجان
واحد همه
شواهد محكمي
است كه رد پاي
بيگانگان را
در شعله ور
نمودن مسائل
اخير
آذربايجان
نشان ميدهد.
ج) فرصت طلبان:
سالها است عدهاي
با آرمان
وايده «پان
تركيسم» زندگي
ميكنند و
روياي تجزيه
ايران و تشكيل
آذربايجان
واحد را در سر
ميپرورانند.
اين عده كه از
حمايت مردمي
برخوردار
نبوده و با
چالشي به نام «بحران
هويت» روبهرو
هستند با فرصتطلبي
و طرح مسائل و
مشكلات قومي و
دامن زدن به
آنها در شرايط
خاص در صدد
رسيدن به
اهداف غير
مشروع خود
هستند و در اين
خصوص قطعاً
نقش اين
اپورتونيستها
در مسائل اخير
آذربايجان و
به آشوب كشيدن
اعترافات
آرام مردمي
غيرقابل
اجتناب است.
بر اين اساس
نظام جمهوري
اسلامي
بايستي با
تدبير و رفع
چالشهاي
قوميتي
آذربايجان
انسجام ملي را
كه با سياست
همگرايي ملي
ميسر خواهد
بود به مرحله
عمل در آورد و
فرصت طلبان
بدخواه را نا
اميد سازد.
لذا نگارنده
اميدوار است
نظام در كنار
اقدامات جدي
ديگر تدابير
لازم را با
نظارت شوراي
عالي انقلاب
فرهنگي و با
محوريت
نيروهاي
معتقد به
انقلاب
اسلامي،براي
تشكيل
فرهنگستان
زبان و ادبيات
آذري انجام
دهد و به منظور
اجرايي كردن
اصل پانزدهم
قانون اساسي
برنامه ريزيهاي
لازم جهت
تدريس زبان
ادبيات آذري
با محتوايي در
شأن نظام
جمهوري
اسلامي و در
مناطق آذري
نشين و در
محدوده اصل
مذكور انجام
دهد.
در پايان بايد
به اين واقعيت
اشاره كرد كه
فرزندان شاه
اسماعيل صفوي (
كه براي اولين
بار با ايده
تشكيل دولت
مركزي
قدرتمند نظام
ملوك
الطوايفي را
منسوخ و
ايراني
قدرتمند را به
جهان عرضه كرد)،
ستارخان و
باقرخان آذري
بودن خود را در
طول تاريخ در
هويت ملي و
ايراني بودن
جستجو كردهاند.
علي محمدي
ايروانلو عضو
شوراي شهر
سلماس از
استان
آذربايجان
غربي
ياداشتها:
1- فصلنامه
مطالعات
راهبردي، پيش
شماره اول،
بهار 1377 ص51
2- مرتضي
محمد،ميرزايي،
تراژدي
شورها،تهران،
انتشارات
روزنه، ص136
3- همان،ص140
4- حميد احمدي،
قوميت و قوم
گرايي در
ايران،
اطلاعات
سياسي،اقتصادي،
شماره 116-115،
فروردين و
ارديبهشت 1376،
صص 70-