مروری
بر رسانه ها در
روز شنبه ششم
خرداد ماه 1385
بخش
رسانه ای جنبش
دانشجوئی
آذربایجان با
هدف آشکار شدن
مواضع افراد و
گروههای
سیاسی مختلف
در قبال
آذربایجان
وهمچنین
ایجاد زمینه و
بستر جهت
اتخاذ
تصمیمات
منطقی و به دور
از احساس برای
فعالین سیاسی
آذربایجان
اقدام به جمع
آوری این
مجموعه نموده
است. در پاره
ای از این نقطه
نظرها نکات
قابل توجهی
برای فعالان
سیاسی
آذربایجان
وجود دارد.
امید است
دانشجویان و
سایر
روشنفکران
آذربایجانی
با خواندن و
ارائه تحلیل
های بجا و
منطقی در
شرایطی که
سرعت وقوع
تحولات در
منطقه بسیار
بالاست
بتوانیم با
اخذ تصمیمات
درست از هر
گونه شکست و
انحراف مسیر
حرکت ملی
آذربایجان
جلوگیری
نماییم. جنبش
دانشجوئی
برای چندمین
بار متوالی از
عموم ملت شریف
آذربایجان می
خواهد که با
خونسردی تمام
با سر دادن
شعارهای ملی
از افتادن در
تله رفتارهای
خشونت آمیز
رژیم خودداری
نموده و به این
ترتیب ضمن
شناساندن
حرکت ملی
آذربایجان به
دنیا به عنوان
حرکتی مدنی و
صلح آمیز
سیاست سرکوب
این حرکت را از
سوی شونیسم
خنثی نماید.
هیچ دلیل و
توجیهی برای
سرکوب یک حرکت
ملی و مدنی
وجود ندارد.
اما هر گونه
اقدام خشونت
آمیز زمینه
برخورد خشونت
آمیز از سوی
شونیسم را
فراهم خواهد
آورد. رسمی شدن
زبان یک
اکثریت و سایر
مطالبات ملی
یک سری
مطالبات
کاملا بحق و
قانونی بوده و
هیچ شخص حقیقی
و حقوقی هرگز
توان سرکوب
آنرا نخواهد
داشت.
گله جک
بیزیمدیر
درسهایی
از حوادث اخیر
آذربایجان
مریم
اصلانی
اردبیلی
•
حوادث اخیر
نشان دادند که
چاره راه نه
افراط است و نه
تفریط (نتیجه
بدیهی که برای
چند هزارمین
بار استخراج
می شود). نه سخن
گفتن حماسی از
نژاد پاک آریا
و پارسی دیدن
همه کس و همه
چیز راه حل است
و نه پشت پا
زدن به هرچه
ایرانی است و
شعار علیه
اقوام مختلف و
گاه اساسا بی
ارتباط با
موضوع اعتراض
...
اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه ۵
خرداد ۱٣٨۵ - ۲۶
می ۲۰۰۶
حوادث
جاری در
آذربایجان،
برای همه
کسانی که به
مسائل ایران
توجه دارند،
حاوی درسهای
مهمی است. در
این نوشته
کوتاه هدف
اشاره به چند
مورد از
اینهاست. اما
قبل از آن
اشاره به چند
نکته ضرورت
دارد. من در حد
وسع خود تلاش
کرده ام تا
اخبار و
تفاسیر را
دنبال کنم و
مطمئنا موفق
به مطالعه همه
آنها نشده ام.
بنابراین
نوشته حاضر
جامع و شامل
نیست.
درسهایی که
باید آموخت
۱. اعتراضات
هفته های اخیر
را نمی توان و
نباید محدود
به مطلب طنز و
کاریکاتور
روزنامه
ایران نمود. من
به عنوان یک
ایرانی ترک
زبان علی رغم
آنکه از
کاریکاتور
مزبور خشمگین
و آزرده شدم
اما به هیچ وجه
با دستگیری
کاریکاتوریست
و توقیف یک
روزنامه
موافق نیستم و
خواستار
آزادی
کاریکاتوریست
و انتشار
روزنامه
ایران می باشم.
این به معنای
عفو است نه بی
اهمیت جلوه
دادن آن مطلب.
در واقع
اعتراضات را
باید فوران
خشمی دانست که
از چندین دهه
قبل به این سو
انباشته شده
است: نگاهی
اجمالی به
محتوای
برنامه های
رادیویی و
تلویزیونی و
مطبوعات و کتب
منتشره و بعضی
سایتهای
اینترنتی
گویای گوشه یی
از حجم توهین و
تحقیرهایی
است که تحمل می
کنیم. اما چرا
اعتراضات در
این مقطع رخ
دادند؟
در این باره به
چند نکته می
توان اشاره
کرد: شاید نسل
امروزی اقوام
به اندازه
نسلهای سابق
تاب تحمل
محرومیت و
تحقیر را
ندارد و از طرف
دیگر آنان
نسبت به
نسلهای سابق
اطلاع بیشتری
از مفاهیمی
مانند
دموکراسی و
آزادی و...
دارند. این
نکته می تواند
توضیح دهد که
چرا عمده
فعالان قومی
مثلا
آذربایجانی
جوانان
دانشجو می
باشند.
بنابراین
اعتراضات و
مطالبات را
نباید به یک
کاریکاتور و
طنز محدود
دانست.
۲. این حوادث،
شاید معادل یک
دهه کار
فرهنگی و
تبلیغاتی،
هویت قومی در
آذربایجان (در
سراسر این
نوشته لفظ
آذربایجان به
استانهای
فعلی
آذربایجان
محدود نبوده و
شامل مناطق
شمالغرب و ترک
نشین است) را
برجسته و مهم
نمود. هویتی که
گمان می رود
ضعیف بوده یا
تضعیف شده بود.
بنابراین
گویی، پس از
این حوادث
باید از منظر
دیگری به
قضایای ایران
و آذربایجان
نگریست.
٣. در ادامه
نکته فوق،
حادثه اخیر را
می توان، از
لحاظ
تأثیرگذاری،
همچون یازده
سپتامبر، در
مقیاس کوچکتر
یا ۱۱ سپتامبر
ایران خواند.
پس از این
وقایع، چه
فعالین قومی و
حکومت اسلامی
و چه گروههای
مخالف و معارض
و اصلاح طلب،
نمی توانند بی
توجه به وقایع
مسیر خود را
ادامه دهند و
ناگزیر از
اتخاذ موضعی
در این عرصه
اند.
۴. حوادث اخیر
اگر در پرتو
حوادث دیگر
نقاط قومی
ایران در
یکسال اخیر
نگریسته شوند (هر
چند که هر کدام
علل و دلایل
متفاوتی می
توانند داشته
باشند)، معلوم
می شود که کشور
را صرفا از نظر
روشنفکران
مرکز نشین نمی
توان مطالعه
کرد و آنگاه
تجویزات خود
را کامل و بی
نقص دانست. در
واقع اگر
ایران را
فردایی باشد،
باید که با
اجماع و
اجتماع
نخبگان و
صاحبنظران
همه مناطق
ایران و از
طریق مفاهمه و
مکالمه به دست
آید. از منظر
حکومتی نیز
برای رسیدن به
شکوفایی،
استقرار
دموکراسی
واقعی و
باثبات، گوش
سپردن به آرا و
صداهای حاشیه
نشین واجب و
لازم است
همچنین
روشنفکران و
اصلاحگران و
اصلاح طلبان،
اگر از این
منظر به حوادث
بنگرند در آن
فرصتهایی
میتوانند
ببینند:
اولاّ این
اتفاقات،
نکات و نقاطی
را که از چشم
انداز آنان
مخفی بود
آشکار ساخته و
در افقشان
پدیدار نمود،
لذا تصویری
دقیق تر و کامل
تر از جامعه
ایرانی کسب
کنند.
ثانیا- معلوم
شد که نیروهای
بالقوه یی
وجود دارند که
در تأمین و
تحکیم
دموکراسی به
کار آیند.
البته در
استفاده از
این نیروها
باید از ذکاوت
واحتیاط
برخوردار بود.
۴. حوادث اخیر
نشان دادند که
چاره راه نه
افراط است و نه
تفریط (نتیجه
بدیهی که برای
چند هزارمین
بار استخراج
می شود). نه سخن
گفتن حماسی از
نژاد پاک آریا
و پارسی دیدن
همه کس و همه
چیز راه حل است
و نه پشت پا
زدن به هرچه
ایرانی است و
شعار علیه
اقوام مختلف و
گاه اساسا بی
ارتباط با
موضوع اعتراض.
البته نمی
توان انکار
کرد که در هر
تجمعی گاه
احساسات جمعی
از حالت رفتار
حسابگرانه
خارج می شود و
مطالبی مطرح
می شود که در
حالت عادی
مقبول نیست
همچنین همه
افراد نظر
واحدی ندارند
و می کوشند
اجتماعات را
به سمت اهداف
خود سوق دهند.
این امر را در
تحلیل حوادث
نباید از نظر
دور داشت و همه
معترضین را به
یک چشم و دارای
یک ایده دید .
راه حل درغالب
اوقات
بینابین است؛
وحدت در کثرت و
کثرت در وحدت.
قبول کثرت و در
عین حال تأکید
بر نقاط
اشتراک و قبول
وحدت در عین
پذیرش آزادی و
فضای لازم
برای بروز و
حضور کثرت ها.
۵. یافتن این
نقاط بینابین
کار سهل و ساده
یی نیست و لازم
است
روشنفکران و
اهل نظر در این
ساحت به مداقه
و تأمل
بپردازند.
۶. باز نبودن
فضای فرهنگی و
مدنی کشور، می
تواند راه را
برای
رادیکالیسم
هموار کند. در
فضای باز
امکان طرح و
نقد آرا و
عقاید وجود
دارد و از این
رو بسیاری از
عقاید افراطی
و ناصحیح می
توانند نقد و
تحلیل شوند و
راه حلهای
عقلی ارجحیت
یابند اما در
فضای بسته و
تنگ، گروهها و
آرا
رادیکالیزه
می شوند و عرصه
برای گفتگو و
تحکیم
دموکراسی
تنگتر می گردد.
مریم اصلانی
اردبیلی -
دانشگاه
تهران
در
میان دو توحش
فواد شمس
•
بیایید در عین
این که از لحاظ
سبک زندگی
متکثر و
متفاوت هستیم
اما این شعار
را سر دهیم که
تنها یک نژاد و
قوم در جهان
وجود دارد و آن
هم نژاد و قوم
انسانی است.
بیایید در عین
این که در ظاهر
با زبان های
گوناگون با
یکدیگر سخن می
گویم اما
مفاهیم اصلی
را با یک زبان
به هم منتقل
کنیم و آن هم
زبان انسانی
باشد! ...
اخبار روز: www.iran-chabar.de
سهشنبه ۲
خرداد ۱٣٨۵ - ۲٣ می ۲۰۰۶
درگیری
های اخیر شهر
تبریز و دیگر
شهر های
آذربایجان
زنگ خطر بزرگی
است که نشان می
دهد جامعه ما
در حال از هم
گسیختگی از
درون می باشد.
تحقیر و سرکوب
انسان های
ساکن در جامعه
ما به بهانه ی
اقلیت قومی
بودن و به زبان
دیگر سخن گفتن
را در کنار
محرومیت شدید
اقتصادی
بگذارید تا
بتوانید عمق
فاجعه ای را که
در این سه دهه
رخ داده است را
بهتر درک کنیم!
در مقابل اما
این تحقیر
واکنش
غیرعقلانی را
در قالب پان
های رنگارنگ
ظهور می کند.
ناسیونالیسم
عظمت طلب
ایرانی که از
زمان رضا خان
سعی در یکسان
سازی تمام
انسان ها و
ارای تفاوت
های طبیعی آن
ها داشت اکنون
در قالب جدیدی
با مخلوطی از
بنیاد گرایی
اسلامی
معجونی را
ساخته که شرنگ
تلخش در گلوی
تک تک افراد
جامعه ما اثر
خواهد کرد.
در مقابل هم
پان ترک ها و
پان های دیگر
هم به جای آن
که تضاد های
واقعی و اصلی
مردم تحت ستم
خود را پی
گیرند با طرح
شعارهای
فاشیستی و
خواست ها ی
ارتجاعی
انحراف بزرگی
را در سر راه
خواست های به
حق خلق های تحت
ستم برقرار می
کنند.
اکنون در این
شرایط ما در
میان دو توحش
ناسیونالیستی
گیر افتاده
ایم!
ناسیوتالیسم
ایرانی و
شوونیسیم
قومیتی که در
این میان تنها
قربانیانش حق
مردم تحت ستم
ساکن در
سرزمین ماست!
این یک حق
بدیهی است که
هر انسانی به
زبان مادری
خود سخن بگوید
با فرهنگی خاص
خود زیست کند و
هویت فرهنگی
خود را آنگونه
که می خواهد
تعیین کند نه
ان گونه که
حاکمان جامعه
به او تحمیل می
کنند. هر
انسانی ورای
قومیت زبان و
نژاد خود
بتواند از
امکان های
برابری برای
پیشرفت و
زندگی
برخوردار
باشد.
به نظر من راه
مقابله با
اختلافات
قومی و یا
سرکوب خواست
قوم های ساکن
در جامعه ما نه
تقویت هویت
انتزاعی و
غیرواقعی و
دروغین و
فاشیستی رضا
خانی به نام
هویت ایرانی و
نه تقویت پان
های رنگارنگ
پان ترکی و پ
ان کردی و پان
عربی است. که
این ی قی ن ا
خواست فاشیست
های حاکم
جامعه ما است
تا تضاد های
اصلی را
فراموش کنیم و
به درگیری ها
کاذب
بپردازیم. می
خواهند
زندانیان
سیاسی را چه در
تهران چه در
تبریز و چه در
سنندج فراموش
کنیم. می
خواهند سرکوب
و پایمال کردن
حق کارگران
ترک و فارس و
کرد و گیلک و
عرب را فراموش
کنیم . می
خواهند ستم
مضاعف بر زنان
جامعه مان را
حال از هر قوم
و نژادی که
هستند را
فراموش کنیم.
بلکه تنها راه
جامعه ما
برای برون رفت
از این بحران
این است که
تمام انسان ها
با حفظ هویت
مادری خود حفظ
زبان مادری
خود و احترام
به تکثر
فرهنگی حاکم
در جامعه ما در
شرایطی برابر
از امکان های
برابر
استفاده کنند.
می بایستی
مرزها را
برداشت نه آن
که بر این
مرزهای موجود
مرزها ی جدید و
کوچک تری
افزود. کرد و
ترک و ارمنی و
ترکمن و عرب و
بلوچ و تهرانی
و اصفهانی و لر
و گیلکی و و هر
انسانی که در
جامعه ما زیست
می کند ، تماما
انسان هایی
هستند برابر
در جامعه ما که
می توانند در
عین این که
تکثر فرهنگی
خود را حفظ
کنند در کنار
هم با وحدت و
اتحاد خواست
های واقعی
دموکراتیک و
آزادی
خواهانه و
برابری
طلبانه خویش
را در قالب
جنبش های
دموکراتیک
سراسری مثل
جنبش کارگری و
زنان و
دانشجویی
احقاق حقوق
قومیت ها و
اقلیت ها پی
گیرند.
بیایید در عین
این که از لحاظ
سبک زندگی
متکثر و
متفاوت هستیم
اما این شعار
را سر دهیم که
تنها یک نژاد و
قوم در جهان
وجود دارد و آ
ن هم نژاد و
قوم انسانی
است. بیایید در
عین این که در
ظاهر با زبان
های گوناگون
با یکدیگر سخن
می گویم اما
مفاهیم اصلی
را با یک زبان
به هم منتقل
کنیم و آن هم
زبان انسانی
باشد!
بیایید تمام
مرزها را
نابود سازیم و
سراسر جهان را
وطن خویش
سازیم! این
تنها را ه برون
رفت از توحش
حاکم کنونی
است!
به نقل از بی
بی سی
هشدار
به برخورد
شديد با
تجمعهای
اعتراض آميز
در آذربايجان
ايران
در حالی
که گزارشها
حاکی از ادامه
نا آرامی قومی
در آذربايجان
ايران است،
استانداری
آذربايجان
غربی هر گونه
تجمع اعتراض
آميز در اين
استان را
غيرقانونی
اعلام کرده و
هشدار داده که
با اين تجمعات
بشدت برخورد
خواهد شد.
نا آرامی
در استانهای
آذربايجان
شرقی و غربی در
شمال غرب
ايران در پی
چاپ
کاريکاتوری
در روزنامه
ايران، ارگان
خبرگزاری
جمهوری
اسلامی آغاز
شد که شمار
زيادی از ترک
زبانان ايران
آن را توهين به
خود تلقی
کردند و دست به
تظاهرات
اعتراض آميز
در برخی از
شهرهای
استانهای
آذربايجان
شرقی، غربی،
اردبيل زدند.
با اينکه
حکومت ايران
نيز در آغاز به
همراهی با
اعتراض
کنندگان
پرداخت،
اقدام به
توقيف
روزنامه
ايران و
بازداشت يکی
از سردبيران و
کاريکاتوريست
روزنامه کرد و
به نوبه خود
راهپيماييهای
اعتراض آميزی
با حضور
مسئولان محلی
در آذربايجان
ترتيب داد،
تظاهرات
اعتراض آميزی
در اين منطقه
از ايران
ادامه يافت که
طی آن به
ساختمانهای
دولتی حمله شد.
از جمله
عمده ترين
خساراتی که طی
اين حملات به
بارآمده،
ويرانی نيمی
از ساختمان
صداوسيمای
مرکز
آذربايجان
غربی در
اروميه است که
به آتش کشيده
شده است.
مقامهای
ايرانی ادامه
اين حرکتهای
اعتراضی را به
دخالت عوامل
خارجی نسبت می
دهند و دهها تن
در ارتباط با
اين حرکات
بازداشت شده
اند.
اکبر
هاشمی
رفسنجانی،
رئيس مجمع
تشخيص مصلحت
ايران در خطبه
های نمازجمعه
تهران گفته
است: " عوامل
نفوذی نيز از
اتفاقات رخ
داده در اين
مناطق سوء
استفاده کرده
اند و اين بايد
برای همه ما
اعم از آذريها
و غير آذريها
درس و هشدار
باشد، درس
بگيريم که
دشمن ما بيکار
نيست، توطئه
می کند و از
دريچه های
کوچک وارد می شود
و فتنه می کند".
رحيم
قربانی،
استاندار
آذربايجان
غربی با صدور
پيامی اين
حرکات اعتراض
آميز را در حال
تبديل شدن به
حرکات
ضدانقلابی
توصيف کرده و
گفته است: "زمانی
که کليت نظام
روی اين حرکت
حساس شد و آن
را تقبيح کرد
چه لزومی دارد
در شهرها و
خيابانها
هجوم بکشيم و
به ارگانها
خسارت وارد
کنيم، اين
حرکات
سازماندهی
شده است و
ضرورت دارد که
جلوی آن گرفته
شود".
جمشيد
محمدزاده،
معاون سياسی و
امنيتی
استاندار
آذربايجان
غربی نيز در
جمع
خبرنگاران
گفته است: "برهم
زدن امنيت
عمومی جريانی
هدايت شده از
بيرون
مرزهاست ...
آمريکا ۷۵
ميليون دلار
برای ايجاد
تفرقه در داخل
کشور ايران
اختصاص داده
است و امروز
شواهد و قرائن
نشان می دهد
اين اعتبار در
بحث قوميتها
هزينه می شود".
همزمان
با نا آرميهای
آذربايجان
ايران، عده ای
نيز در مقابل
سفارتخانه
ايران در
باکو، پايتخت
جمهوری
آذربايجان
دست به
تظاهرات و
پرچم ايران را
به آتش کشيده
اند.
منابع
خبری ايرانی
پوشش چندانی
به نا
آراميهای
شهرهای ترک
نشين نداده
اند اما
گزارشهای
خبرگزاريهای
جمهوری
آذربايجان
حاکی از اين
است که طی اين
نا آراميها،
تظاهرکنندگان
با مأموران
انتظامی و
امنيتی درگير
شده اند و اين
درگيريها
تلفاتی بر جای
گذاشته است.
اين در
حالی است که
فرمانده
نيروی
انتظامی
آذربايجان
غربی هرگونه
تيراندازی
بسوی
تظاهرکنندگان
را تکذيب کرده
و معاون
استاندار اين
استان نيز
اينکه از
تظاهرکنندگان
دستگير شده،
سلاحی به دست
آمده باشد را
تکذيب کرده
است.
ايران طی
يک سال گذشته
شاهد نا
آراميهای
قومی در مناطق
کردنشين، عرب
نشين، بلوچ
نشين خود بوده
اما بروز اين
گونه نا
آراميها به
مناطق ترک
نشين با توجه
به جمعيت قابل
ملاحظه آنان
در ايران بر
اهميت آن
افزوده است.
علی
يونسی، وزير
اطلاعات
پيشين ايران
سال گذشته در
آخرين نشست
خبری خود
هشدار داده
بود که
مهمترين
چالشهای پيش
روی امنيتی
ايران در
آينده از جانب
مسائل قومی و
اجتماعی
خواهد بود
گفتگو
با بستگان يکی
از کشته شدگان
نا آراميهای
آذربايجان
ايران
طی
روزهای اخير و
در ادامه نا
آرامی در
آذربايجان
ايران،
گزارشهايی از
منابع خبری در
جمهوری
آذربايجان و
همچنين منابع
غيررسمی خبری
در داخل ايران
منتشر شده است
حاکی از اينکه
درگيری
نيروهای
انتظامی و
امنيتی با
تظاهرکنندگان
در اين منطقه
تلفات جانی در
برداشته و
کشته هايی
برجای گذاشته
است.
اين در
حالی است که
نيروی
انتظامی
ايران هرگونه
تيراندازی
بسوی
تظاهرکنندگان
را تکذيب کرده
و منابع
ايرانی هيچ
گزارشی حاکی
از بروز تلفات
جانی طی نا
آراميهای
آذربايجان
منتشر نکرده
اند.
در اين
ميان، دو تن از
شهروندان
مشگين شهر در
استان اردبيل
طی گفتگو با
بخش فارسی بی
بی سی از کشته
شدن يکی از
بستگان خود به
نام جليل
عابدی طی اين
نا آراميها
خبر داده اند
که به گفته
آنان در ساعت
نه و نيم
پنجشنبه شب
گذشته (چهارم
خرداد) جان خود
را از دست داده
است.
به گفته
آنان، جليل
عابدی هنگامی
که در تظاهرات
شرکت داشته
هدف گلوله
قرار گرفته و
به علت اصابت
گلوله به سر
وی، درجا کشته
شده است.
مقصود
عابدی در مورد
حادثه ای که به
گفته وی، پسر
عمويش جليل
عابدی طی آن به
قتل رسيده است
می گويد: "گروهی
از دانشجويان
و دانش آموزان
بوديم که در
خيابان اصلی
مشگين شهر در
حالی که به
زبان ترکی
شعار سر می
داديم و بسوی
ساختمان
فرمانداری
حرکت کرديم که
در آنجا با
نيروهای
انتظامی و
اطلاعاتی
درگير شديم".
او ادامه
می دهد: "من با
جليل عابدی در
اول صف بوديم و
شعار می داديم
که فردی که
لباس شخصی به
تن داشت بسوی
ما چند گلوله
شليک کرد که
يکی از آنها
منجر به فوت
جليل عابدی شد".
يکی ديگر
از بستگان
جليل عابدی می
گويد جنازه
مقتول مورد
کالبد شکافی
قرار گرفته و
هنگامی که روز
جمعه اين
جنازه به
خانواده وی
تحويل داده
شده، از اعضای
خانواده تعهد
گرفته شده است
که در مراسم
تدفين وی شعار
داده نشود و به
آنان گفته شده
که جنازه در
صورتی تحويل
داده خواهد شد
که مهمانانی
که برای شرکت
در مراسم
تدفين وی آمده
بودند، محل را
ترک کنند.
|
|
مقصود
عابدی |
به گفته
وی، هنگام
تدفين جنازه،
گورستان در
محاصره
مأموران
نيروی
انتظامی بوده
است.
نا آرامی
در آذربايجان
ايران در پی
چاپ
کاريکاتوری
در روزنامه
ايران، ارگان
خبرگزاری
جمهوری
اسلامی آغاز
شد که شمار
زيادی از ترک
زبانان ايران
آن را توهين به
خود تلقی
کردند و دست به
تظاهرات
اعتراض آميز
در برخی از
شهرهای
استانهای
آذربايجان
شرقی، غربی و
اردبيل زدند.
با اينکه
حکومت ايران
نيز در آغاز به
همراهی با
اعتراض
کنندگان
پرداخت،
اقدام به
توقيف
روزنامه
ايران و
بازداشت يکی
از سردبيران و
کاريکاتوريست
روزنامه کرد و
به نوبه خود
راهپيماييهای
اعتراض آميزی
با حضور
مسئولان محلی
در آذربايجان
ترتيب داد،
تظاهرات
اعتراض آميزی
در اين منطقه
از ايران
ادامه يافت که
طی آن به
ساختمانهای
دولتی حمله شد.
از جمله
عمده ترين
خساراتی که طی
اين حملات به
بارآمده،
ويرانی نيمی
از ساختمان
صداوسيمای
مرکز
آذربايجان
غربی در
اروميه است که
به آتش کشيده
شده است.
در حالی
که گزارشها
حاکی از ادامه
نا آرامی قومی
در آذربايجان
ايران است،
مقامات اين
منطقه هر گونه
تجمع اعتراض
آميز را
غيرقانونی
اعلام کرده و
هشدار داده
اند که با اين
تجمعات بشدت
برخورد خواهد
شد.
مقامهای
ايرانی ادامه
اين حرکتهای
اعتراضی را به
دخالت عوامل
خارجی نسبت می
دهند و دهها تن
در ارتباط با
اين حرکات
بازداشت شده
اند.
اکبر
هاشمی
رفسنجانی،
رئيس مجمع
تشخيص مصلحت
ايران در خطبه
های نمازجمعه
تهران گفته
است: " عوامل
نفوذی نيز از
اتفاقات رخ
داده در اين
مناطق سوء
استفاده کرده
اند و اين بايد
برای همه ما
اعم از آذريها
و غير آذريها
درس و هشدار
باشد، درس
بگيريم که
دشمن ما بيکار
نيست، توطئه
می کند و از
دريچه های
کوچک وارد می شود
و فتنه می کند".
جمشيد
محمدزاده،
معاون سياسی و
امنيتی
استاندار
آذربايجان
غربی نيز در
جمع
خبرنگاران
گفته است: "برهم
زدن امنيت
عمومی جريانی
هدايت شده از
بيرون
مرزهاست ...
آمريکا ۷۵
ميليون دلار
برای ايجاد
تفرقه در داخل
کشور ايران
اختصاص داده
است و امروز
شواهد و قرائن
نشان می دهد
اين اعتبار در
بحث قوميتها
هزينه می شود".
همزمان
با نا آرميهای
آذربايجان
ايران، عده ای
نيز در مقابل
سفارتخانه
ايران در
باکو، پايتخت
جمهوری
آذربايجان
دست به
تظاهرات و
پرچم ايران را
به آتش کشيده
اند.
ايران طی
يک سال گذشته
شاهد نا
آراميهای
قومی در مناطق
کردنشين، عرب
نشين و بلوچ
نشين خود بوده
اما بروز اين
گونه نا
آراميها در
مناطق ترک
نشين با توجه
به جمعيت قابل
ملاحظه آنان
در ايران
اهميت خاصی
يافته است.
علی
يونسی، وزير
اطلاعات
پيشين ايران
سال گذشته در
آخرين نشست
خبری خود
هشدار داده
بود که
مهمترين
چالشهای پيش
روی امنيتی
ايران در
آينده از جانب
مسائل قومی و
اجتماعی
خواهد بود
تقارن
اعتراضات
قومی و
نارضايتی های
عمومی
جمشيد
برزگر
ادامه
اعتراضات و
درگيری ها در
استان های
آذربايجان
غربی، شرقی،
اردبيل و
زنجان حکايت
از آن دارد که
تدابير
مقامات مسئول
در جمهوری
اسلامی برای
پاسخگويی به
مطالبات و
خواسته های
مطرح شده
چندان کارآمد
نبوده است.
هرچند،
اعتراض ها
نخست در واکنش
به کاريکاتور
و مطلب منتشر
شده در
روزنامه
ايران آغاز
شد، اما ادامه
و گسترش
تظاهراتی که
در مواردی به
خشونت و
درگيری نيز
کشيده شده و
شعارهای مطرح
شده در اين
تظاهرات نشان
می دهد که
اکنون دامنه
اعتراض ها،
مسايلی به
مراتب عمده تر
را در برگرفته
است.
نخستين
موج اعتراض
ها، بيانگر
خشم ناشی از
اين تلقی بود
که
گردانندگان
روزنامه
ايران، به عمد
آذربايجانی
ها را مورد
توهين و تحقير
قرار داده
اند؛ اما با
وجود توقيف
روزنامه
ايران و
بازداشت
سردبير ايران
جمعه و
کاريکاتوريست
اين روزنامه و
حتی به رغم
دلجويی های
گسترده
مقامات
بلندپايه
جمهوری
اسلامی، از
شدت اعتراضات
کاسته نشد.
از همين
رو می توان
نتيجه گرفت که
در ريشه يابی
دلايل و زمينه
های بروز چنين
اعتراضاتی،
نبايد برای
موضوعاتی
نظير انتشار
يک کاريکاتور
توهين آميز
نقشی بيش از يک
عامل تسريع
کننده يا محرک
مقطعی در نظر
گرفت.
در واقع، رويکردهای حاکميت و سياست های طولانی مدت اعمال شده در قبال جمعيت غير فارس زبان يا غير شيعه ايران در بيش از دو دهه گذشته، زمينه های مساعدی را برای عميق تر