خبری در مورد سایت شمس تبریز

 

بدون شرح

 

 

در خواست اصلی و فرعی پیشنهادی جمعی از تجمع کنندگان در مقابل مجلس

 

در طول يكصد سال گذشته تمام اقوام و ملل ساكن در ايران شاهد سياستهاي شوونيستي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي تبعيض­آميزي بوده­اند كه هويت وجودي ايران را، در يكسان­سازي هويتي بصورت عيني يا ذهني دانسته است.

 سياست يكسان سازي فرهنگي و هويتي ساكنان ايران در قالب شعار «كشور پاک ـ زبان پاک ـ ملت پاک» در زمان حكومت پهلوي آغاز گرديد. سردمداران شوونيزم فارس به خوبي به اين امر واقف بودند که نخستين گام براي از بين بردن يک ملت تحقير آن ملت و از بين بردن زبان آن ملت مي­باشد. لذا تاريخ بيش از هفت هزار ساله اين مملكت به خاطر توجيه نمودن اينكه اين سرزمين مخصوص آريايي­ها و پارسها بوده و در 2500 سال پيش ظهور يافته است، تحريف گرديد. زبان­هاي اقوام و ملل غيرفارس اين كشور به عنوان زبان­هاي تحميلي وحشي­هاي مغول و عرب!! مطرح گرديد و انواع ذهنيت­سازيها و القائات صورت گرفت تا مردمان غير فارس زبان، الينه شده و باور كنند كه براي عزيز و انسان شمرده شدن بايد هويت ذاتي خود را کتمان کرده و به جاي آن هويت كذايي را اكتساب نمايند.

 اگرچه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 تاحدودي اين سياستها تعديل گرديد، و در قانون اساسي در اصل 15 و 19 و 20 بر اعطاي محدود حقوق اقوام و ملل تأكيد شد، ولي امروزه پس از گذشت نزديک سه دهه از عمر جمهوري اسلامي ايران هنور هم كه هنوز است، آرزوي نزديک به 70 درصد مردمان غيرفارس زبان كشور، - که همانا ظهور عدالت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است- در دل مانده و برآورده نگرديده است.

 امروزه آذربايجان شاهد پسرفت اقتصادي مي­باشد. آذربايجاني كه در عصر مشروطه از لحاظ اقتصادي در رتبه اول قرار داشت، امروز استان­هايش در رتبه­هاي مياني و آخر جدول پيشرفت و توسعه قرار دارند. استان­هاي آذربايجان به مهاجر فرست­ترين استان­ها تبديل شده­اند. در يك كلام اينکه  ثروت­هاي طبيعي استان­هاي حاشيه­اي استحصال و صرف توسعه استان­هاي مركزي مانند اصفهان، يزد، کرمان، سمنان، تهران، مركزي و ... مي شود و با ايجاد توهم تجزيه در مناطق آذربايجان، كردستان، خوزستان و بلوچستان، صنايع مادر، استراتژيك و اشتغال­زا را تنها در استان­هاي مركزي ايجاد كرده و اين مناطق را ناامن معرفي مي کنند.

  سيستم مديريت سياسي كشور بيش از حد عرصه را بر فعالان ملل و اقوام ساكن در اين سرزمين تنگ كرده است. متأسفانه از ديدگاه اكثر احزاب مركزنشين، سياستمدران و مديران اين كشور، فعاليت بر اساس منافع قومي ـ ملي جرمي امنيتي به حساب آمده و با عنوان­هايي چون تجزيه­طلب، پان­تورکيست، پان­عربيسم و ... روبرو مي­شود.

  علاوه بر سياست داخلي، متأسفانه در عرصه سياست خارجي نيز شاهد بي­اعتنايي به احساسات مردماني هستيم كه بنا به واقعيت­هاي تاريخي با مردمان كشورهاي همجوار و همسايه داراي علايق و احساسات مشترك فرهنگي و سياسي هستند. نمود بسيار واضح آن ارتباط سياسي و اقتصادي بسيار حياتي دولت جمهوري اسلامي ايران با كشور متجاوز ارمنستان مي­باشد. طبق آموزه­هاي دين مبين اسلام كه انقلاب اسلامي نيز با تكيه بر آن پيروز گرديد، ارتباط با هر كشوري كه جان و مال و سرزمين مسلمانان را مورد تجاوز قرار دهد، حرام و باطل است. پس چگونه است كه در بدترين شرايط كه دولت ارمنستان خاك جمهوري مسلمان آذربايجان را اشغال و بيش از 5/1 ميليون انسان را آواره و ده­ها هزار زن، كودك و مرد مسلمان شيعه را قتل­عام كرد، كشور ما رابطه خويش را با اين كشور متجاوز حفظ، و به عنوان تنها تأمين كننده سوخت آن عمل كرد؟  

  آنچه كه امروز در كشور ما تحت «حركت ملي آذربايجان» مطرح مي­شود، حركتي مدني، هويت­طلب، عدالتجو و مردمي است كه تمامي اقشار ملت آذربايجان را در خود جاي داده است. که سابقه تاريخي فعاليت­هاي قومي ـ ملي در اين كشور بويژه در آذربايجان به تاريخ معاصر بعد از مشروطيت برمي­گردد. جنبش آزاديستان شيخ­محمد خياباني، حكومت ملي (1325-1324)، جنبش خلق مسلمان اوايل انقلاب و در نهايت «حركت ملي آذربايجان» در زمان حال نشانگر مبارزه مردمي است كه هويت ملي خود را مورد تعرض ديده و در جهت دفاع از هويت و منافع ملي خود به حركت درآمده است.

 با اين حال! انتظار ميرفت با روي کار آمدن دولت نهم که شعار عمل به اصول اعتقادي اسلام را سرلوحه خويش قرارا داده بود شاهد بروز اين گونه اعمال غير انساني نباشيم. ولي متاسفانه برنامه فرهنگي اجرا شده توسط دستگاههاي فرهنگي  دولت نهم مويد وجود و عمق ريشه  افکار شونيستي مسولين مربوطه مي باشد. که  اقدام روزنامه دولتي ايران خط بطلاني ديگري است بر عدم وجود نگرش شونيستي در دولت جديد.

 روزنامه ايران با زير پا گذاشتن اخلاق مطبوعاتي و رسالت رسانه اي خود، به 35 ميليون شهروند مسلمان و تورک آذربايجان اهانت کرد و آنها را به سوسکهاي نجاست خوار مستراحهاي فارس تشبيه نمود که بايد نسلشان از زمين کنده شود.

 اين روزنامه که از طريق بودجه عمومي کشور اداره و وظيفه اطلاع رساني، اخلاق پروري و فرهنگ سازي را در جامعه مي­بايست ايفا كند نقش آفرين صحنه شوونيسم شده و اينچنين گستاخانه و بي­پروا ملت بزرگ آذربايجان را مورد حمله فاشيستي خود قرار داد.

  در پي توهين روزنامه ايران، ملت آذربايجان در يک حرکت خود جوش و مدني جهت اعتراض به اين عمل غير انساني و شوونيستي به پا خاست و با برگزاري تظاهرات، ميتينگ و تجمعات مسالمت آميز انزجار و نفرت عميق خويش را از اين عمل قبيح به جهانيان نشان داد.

 دانشجويان و ملت آذربايجان با وحدت و همبستگي کامل به پا خواسته و از ارزشهاي ملي و هويتي خود دفاع جانانه­اي نمودند. عليرغم بايکوت شديد خبري حاکم بر فضاي آذربايجان شدت اقدامات و تجمع­هاي سراسري بقدري قابل توجه بود که باعث حيرت و شفتگي تحليلگران سياسي شده است.

 ولي بايد گفت که اين اعتراض، تنها اعتراض به يك كاريكاتور نيست، بلكه اعتراض به 84 سال توهين و تبعيض نسبت به تركهاي كشور ايران است. اين اعتراض، اعتراض به سيستم فكري-سياسي تبعيض ملي در ايران است كه  بناي آن حدود 100 سال پيش پي ريزي شده است.  حتي اگر اين كاريكاتور محصول سهو باشد نه عمد (البته چنين فرضي مشكوك مي­باشد)، باز مي­توان ريشه اين سهو را در اين سيستم تبعيضي جستجو كرد كه چنين سهوكاراني را پرورش مي­دهد. چه بسا تعدادي از اين سهوكاران ترك نيز باشند. اين سيستم فكري و سياسي غلط حتي انسانهايي را پرورش مي­دهد كه تيشه بر ريشه خود مي­زنند.

پس، اعتراض­هاي گسترده اقشار مختلف مردم در هفته اخير نه تنها اعتراض به يك كاريكاتور بلكه در اعتراض و در راستاي نابودي يك سيستم فكري-سياسي فاشيستي-شووينيستی-آپارتايدی و ويرانگر در ايران است. كاريكاتور و مطلب نوشته شده در روزنامه ايران نمود كوچكي از اين سيستم تبعيضي است كه متاسفانه در قرن 21 هنوز گريبان مردم ايران را رها نكرده است.

 بايكوت و سانسور خبري حوادث اخير آذربايجان سندي ديگري است دال بر وجود سيستم آپارتايد ملي در ايران. سيستم آپارتايدي كه گاه دلقكهايي را پرورش مي­دهد كه زبان تورکي را به عمد يا سهو وسيله تفريح و مسخره مي­كنند و گاه مخبران و روزنامه­نگاران و سياستمداراني كه هنوز وجود و حقوق غير فارس­زبانها را در ايران باور ندارند.

 

-  وضعيت گذشته و حال نشان مي­دهد كه سياست­هاي فرهنگي اعمال شده در اين مملكت نه سياست يك جريان سياسي است و نه سياست يك گروه، بلكه اين نظر به يقين تلقي مي­شود كه سياست كشورداري در اين سرزمين بر اين اساس استوار گرديده است كه تنها بايد يك زبان، يك فرهنگ و يك هويت به رسميت شناخته شده و تقويت گردد. سياست­هاي فرهنگي اعمال شده نيز همين مسئله را به اثبات مي­رساند. ميلياردها تومان از بودجه اين كشور صرف تقويت فرهنگ، زبان، تاريخ و هويت حدود 30 درصد از جمعيت اين كشور مي­گردد. فرهنگ، زبان، تاريخ و هويت بقيه 70 درصد مردمان اين كشور نه تنها از اين بودجه­ها بهره­مند نمي­شوند.

 لذا ما شرکت کنندگان در ميتينگ مقابل مجلس شوراي اسلامي مورخه 7/3/1385 خواستار:

 خواسته های اصلی:

 1.- به رسميت شناخته شدن زبان تورکي، جلوگيري از كاربرد لفظ مجعول "آذري زبان" در ارگان­ها، مكاتبات و اسناد رسمي كشور و آموزش به زبان مادري در مدارس مناطق تورک‌نشين کشور (بخاطر گستردگی ملت تورک در سراسر ايران، در سراسر ايران بايد امکان آموزش به زبان مادری از مهد کودک تا دانشگاه فراهم شود)

2.- تأسيس و راه‌اندازي شبکه­هاي راديويي- تلويزيوني سراسري، شبکه محلي تهران، خبرگزاري و روزنامه­هاي کثيرالانتشار دولتي به زبان تورکي و  تأسيس فرهنگستان زبان و ادبيات تورکي و ايجاد کرسي اين زبان در دانشگاه­هاي کشور

 خواسته های فرعی:

 3.- اجراي اصول 15، 19 و 20 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و تغيير اين قوانين در راستای به رسميت شناخته شدن ملت آذربايجان و زبان و مليت ساير ملل ايران

  4.- اختصاص 5 ميليارد تومان (دلار) بودجه فوق العاده از صندوق ذخيره ارزي  به عنوان بودجه ويژه جهت جبران خسارات حوادث اخير و عقب ماندگی­های اقتصادی آذربايجان و تگميل پروژه­های عقب ماندة آذربايجان همچون اتوبان تهران-تبريز، پل ميان­گذر درياچة اورميه، راه آهن ميانه-تبريز، کريدور شمال-جنوب، ...

  5.- به رسميت شناختن همايش ساليانه ملت آذربايجان در قلعه بابك، عدم ايجاد محدوديت براي شركت­كنندگان وجلوگيري از هرگونه برخوردهاي نامتناسب امنيتي  و انجام همکاريهاي لازم جها برگزاري مراسم چهلم شهداي حوادث اخير در قلعه بابک و وارد کردن روز تولد بابک (9 تير) در تقويم رسمی کشور بعنوان "روز تولد بابک، قهرمان ملی آذربايجان"

  6.-به رسميت شناختن کشته شدگان حوادث اخير به عنوان شهيد و حمايت مالي و معنوي از خانواده هاي آنان و مجازات و قصاص عاملين به شهادت رساندن اين عزيزان و جبران خسارت­های مادی و معنوی وارده به خانواده­های اين شهيدان و ساختن بنای يادبود در تمام شهرهای آذربايجان بعنوان شهيدان حرکت ملی آذربايجان و نام گذاری خيابان ها بنام اين شهيدان و وارد کردن اين روز بعنوان روز شهيد آذربايجان در تقويم سراسری کشوری

 7.- مبارزه جدي با انديشه­هاي تورک‌ستيزانه، رفع نشانه­هاي آپارتايد قومي، نژادي و زباني و قطع تداوم تفكرات نژادپرستانه رژيم منحوس پهلوي (بخصوص در ابعاد فرهنگي ) و مجازات کردن توهين کنندگان به ملل ايران و تصويب قوانين قضايی در اين راستا

  8.- اعاده کليه اسامي تاريخي مناطق جغرافيايي آذربايجان (بخصوص نام­هاي تاريخي آذربايجان مطابق آخرين تقسيمات کشوري در دوران مشروطيت به استان­هاي اردبيل و زنجان، قزوين، همدان، اراک) و به رسميت شناخته شدن ايالت آذربايجان متشکل از شهرها و استان­های فوق و برگرداندن شهرهايی همچون سونقور، قوروه، بيجار، آستارا، و ... به مام آذربايجان و رفع موانع موجود در نامگذاري به اسامي تورکي

 9.-تشكيل كميته "شوراي پيگيري حقوق ملت آذربايجان" متشكل از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، فعالين حركت و ارگانهاي مرتبط

 10.-       اجازه تشييع جنازه كشته­شدگان  حوادث اخير در فضاي آرام و  عدم ممانعت از حضور اقشار مختلف مردم در آن

 11.-    آزادي سريع و بي قيد و شرط تمامي زندانيان سياسي آذربايجان و دستگير شدگان اخير و محاکمه و مجازات کساني که در آذربايجان به سوي ملت آتش گشوده­اند و يا تظاهرکنندگان  را مورد ضرب و شتم قرار داده­اند

  12.-       رفع توقيف از نشريات آذربايجاني، كه در حوادث اخير و يا قبلاً  از انتشار آنان ممانعت به عمل آمده است

  13.-    . استيضاح وزير ارشاد به جهت تعلل در برخورد مناسب با حوادث اخير و  واستيضاح وزير کشور به خاطر برخورد نا مناسب با تظاهرات کنندگان و  عذرخواهي رئيس جمهور از ملت آذربايجان به جهت مسئول مستقيم انتخاب مدير مؤسسه مطبوعاتي ايران و اعلام تبريك عيد نوروز به فارس زبانان و ناديده گرفتن بقيه اقوام و ملل ايراني

 

 14.-           لغو هرگونه سياستي که مي‌تواند موجب تغيير در توازن ترکيب جمعيتي بومي در غرب آذربايجان ‌و ساير شهرهای مرزی آذربايجان شود.

 15.-       توقيف کامل روزنامه "ايران"به عنوان سمبل سرآغاز مبارزه جدي با شوونيزم فارس و توقف کامل آپارتايد قومي و ملي در ايران

16.- قطع کامل روابط سياسی-تجاری-فرهنگی با کشور ارمنستان

17.- به پايان رساندن سياست پان فارسيسم (اتحاد افغانستان، تاجيکستان، ايران) و عدم معرفی کردن ايران بعنوان کشور فارسی و پرشييا و معرفی ايران بعنوان کشور کثيرالمله و به رسميت شناخته شدن تمام ملل و اقوام ايران در قانون اساسی

 18.- برداشتن مرزهای فرهنگی بين دو سوی آذربايجان و احداث پل­های دوستی و صلح بر روی رود مرزی آراز

19.- عدم نامگذاری دريای خزر بعنوان مازندران

20.- چاپ اسکناس به زبان تورکی آذربايجانی در کشور در کنار اسکناس های به زبان فارسی

21.- مرمت آثار باستانی و ملی آذربايجان و جلوگيری از تخريب آنها. مخصوصاً پاک سازی گرداگرد  ارک تبريز به شعاع 500 متر و ساختن بنای فرهنگستان زبان و ادبيات تورکی آذربايجان در کنار ارگ تبريز

22.- ايجاد امکانات توريستی در آذربايجان

23.- ايجاد خانة دوستی کشور آذربايجان در تبريز و خانة دوستی کشور تورکيه در اورميه

24.- فراهم کردن امکانان کشاورزی مدرن در شهرهای آذربايجان مخصوصاً دشت مغان و قوشاچای (مياندواب).

25- جلوگيری از به زير آب سدها رفتن محوطه های باستانی آذربايجان و تخصيص بودجه جهت مطالعه و کاوش در اين محوطه ها

26. برگرداندن آثار تاريخی و باستانی آذربايجان به موزه های تبريز، اورميه، اردبيل، قزوين، همدان، و زنجان

27.- تأسيس بنياد نشر آذربايجان جهت حمايت از انتشار کتاب های تورکی آذربايجانی و مطالعه و تدوين کتب تاريخی و ادبی آذربايجان

28.- احداث ريل قطارهای سريع السير و همچنين فرودگاه در همة شهرهای آذربايجان و همچنين چند بانده کردن مسيرهای ترانزيتی آذربايجان و توجه به جادة ابريشم

29.- به رسميت شناختن ملت تورکمن و قشقايی و تورک خراسان و تورک خلج بعنوان ملت های تورک ساکن در ايران

30.-رفع تمامی موانع قانونی و ... سرمايه گذاری در آذربايجان

31.- نصب مجسمه های انديشمندان، بزرگان، قهرمانان و ... ملی آذربايجان در تمام شهرهای آذربايجان و ايران

32.- انتقال مزار شريف ستارخان سردار ملی و صفرخان ساوونار ملی به تبريز

33.-  وارد کردن ايام تاريخی و تولد و فوت بزرگان ملت آذربايجان در تقويم رسمی کشوری

دولت بايستی قبل از 8-9 تير 1385 که همزمان با قورولتای ملی آذربايجان است در اين موارد تصميم بگيرد. در غير اينصورت، مسئوليت تمام عواقب عدم تمکين خواسته های ملت آذربايجان بر عهدة دولت و نظامی جمهوری اسلامی خواهد بود.

 ر پايان بار ديگر اعلام مي کنيم براي جلوگيري از هرگونه انحراف در مسير حرکت ملي آذربايجان در اين شرايط حساس تاريخي ما نيز همصدا با دوستان عزيزمان اعلام ميداريم که با توجه به احتمال سو استفاده عوامل شونيزم از تجمعات بحق و قانوني دانشجويان  برخورد منطقي، مدني و فعال به عنوان استراتژي مطلوب فعالين حرکت­ در مقابل اعمال تحريک برانگيز شونيست­ها ست و در صورت عدم تحقق خواسته هاي به حق و قانوني خويش همچنان به تظاهرات مسالمت آميز خويش ادامه خواهيم داد.

 والسلام

 شرکت کنندگان ميتينگ مقابل مجلس شوراي اسلامي

7/3/1385