مروری بر
مطالب و اخبار
رسانه های
داخلی فارس
زبان
آنچه
که در این
نوشته ها جلب
توجه می نماید
اینست که
روزنا مه
نگاران و
روشنفکران
مزدور فارس نه
اینکه نمی
توانند بلکه
مطلقا نمی
خواهند که ملت
آذربایجان را
درک کنند. آنها
با بی شرمی
تمام ملت سی
میلیونی تورک
را تحت عنوان
آذری زبانها
خطاب می کنند.
گویا گوش آنها
صدای خروشان
این ملت را که
فریاد می زند "
هارای هارای
من تورکم" را
نمی شنوند.
مطالب مطرح
شده در زیر ملت
شریف
آذربایجان و
دانشجویان
آذربایجانی
را در مسیر
مبارزه ملی
خود مصصم تر می
کند. ظاهرا
اینها هرگز
نمی خواهند
وجود و حضور
این ملت تورک
اکثریت را
قبول کنند. ملت
نجیب
آذربایجان به
قدری تا بحال
با طما نینه و
با اخلاق با
اینها برخورد
نموده است که
آقایان دچار
سو تفاهم شده
اند. این
آقایان تنها
زمانی صدای ما
را خواهند
شنید که دیگر
مجالی برای
عذر خواهی و
قبول خواسته
های ما
نخواهند داشت.
این ملت
بایستی با
حضوری پرشکوه
و مدنی صدای
مظلوم خود را
به تمامی دنیا
برساند. این
ملت بایستی
خون شهیدان
خود را پاس
بدارد. حضور
میلیونی در
مقابل مجلس
شورای اسلامی
در هفتم خرداد
ضربه بسیار
بزرگی به
شونیسم خواهد
زد. اینبار
صدای پرشکوه
ما اخبار و
نوشته های
انحراف آمیز
آنها را در
جهان از
اعتبار ساقط
خواهد نمود. در
شرایطیکه بیش
از نصف جمعیت
ساکن در تهران
تورک می باشد
در این
تظاهرات
بایستی چندین
میلیون انسان
شرکت کند.
امروز روز
حساس و تاریخی
برای
آذربایجان
است. هر
آذربایجانی
بی احساس و بی
مسئولیت با بی
تفاوتی خود بی
احترامی
بزرگی به
شهدای
آذربایجان
خواهد نمود. ما
طرفدار صلح،
آرامش و آزادی
هستیم. زبان سی
میلیون تورک
بایستی به
عنوان زبان
رسمی شناخته
شود. زمان
تحقیر و تحمیق
میلیتها سپری
شده است.
آذربایجان
دیگر نمی
خواهد سر
ایران باشد.
آذربایجان
تنها یک چیز می
خواهد و آنهم
رسمیت بخشیدن
بزبان تورکی و
اعطای حق
تعیین سرنوشت.
جنبش
دانشجوئی
آذربایجان
گله جک
بیزیمدیر.
راديو
فردا : اعتراض
آمیز نسبت به
انتشار یک
کاریکاتور در
روزنامه
دولتی ایران
در
برخی شهرهای
استان
آذربایجان
روز پنجشنبه
نیز ادامه
یافت. در مشکین
شهر، نقده و
پارس
آباد از عصر
پنجشنبه این
تظاهرات شدت
پیدا کرده و با
برخورد
ماموران
انتظامی
مواجه
شد. پیمان
پاکمهر
روزنامه
نگار در ایران
در مصاحبه با
رادیو
فردا
می
گوید:
پیمان
پاکمهر:
درگیری
ها در شهرهای
پارس آباد،
مشکین شهر و
نقده
از عصر امروز (پنجشنبه)
بیشتر شده و تا
کنون ادامه
داشته. در شهر
پارس آباد
هزاران
تن تجمع کردند
از حوالی ساعت
چهار و پنج
جلوی
فرمانداری
حضور یافتند
که فرماندار
وقتی آمد
سخنرانی کند،
مانع سخنرانی
او شدند. تجمع
کنندگان
خشمگین در
پارس
آباد
حمله کردند به
بانک ها و
مراکز خصوصی و
صندوق قرض
الحسنه
قوامین را نیز
به آتش
کشیدند.
اما امروز عصر
اوضاع در
مشکین شهر
خیلی شدیدتر و
وخیم تر از
سایر شهرهای
استان
اردبیل بود.
هزاران تن در
میادین شهر
تجمع کردند،
دفتر روزنامه
ایران را به
آتش
کشیدند. ابتدا
این تجمع آرام
بود، ولی در
ساعات پایانی
عصر خشنتر شد و
یکباره
مجددا
درگیری از
ساعت شش به بعد
آغاز شد به
طوری که به سوی
ساختمان
فرمانداری که
مجاور
اداره
اطلاعات است
نزدیک شدند. با
پرتاب سنگ
شیشه های
فرمانداری را
شکستند.
در
مشکین شهر
بیشتر علیه
دولت شعار می
دادند و
خواهان
استعفای صفار
هرندی بودند و
آقای
احمدی نژاد را
نیز به باد
انتقاد
گرفتند. در
ساعات پایانی
این درگیری ها
کمی افزوده
شد و به درگیری
بین پلیس و
مردم انجامید
که گفته می شود
تعدادی در
پارس آباد
و
همچنین مشکین
شهر دستگیر
شدند و با
اتوبوس به
مراکز امنیتی
و انتظامی
منتقل شدند.
همچنین
در نقده هم
ساعت حدود پنج
هزاران تن از
طرف میدان
امام به سمت
خیابان
شهرداری
و در نهایت
اداره ارشاد
حرکت کردند. در
آنجا یگان
ویژه راه را
بسته بود و
درگیری
پیش آمد و وقتی
فرماندار
برای سخنرانی
در جمع مردم
حاضر شد، مانع
سخنرانیش
شدند
و شنیده شده که
اتومبیل
فرماندار را
نیز مورد حمله
قرار دادند و
به آن آسیب
رساندند
و پلیس هم برای
متفرق کردن
مردم از گاز
اشک آور
استفاده کرده.
صدای شلیک
تیر
هوایی نیز در
این شهر شنیده
شده که گفته می
شود تعدادی هم
در این درگیری
ها مجروح
شدند و هم
اکنون نیز
تعدادی از
مردم در مقابل
بیمارستان
شهر نقده تجمع
کردند.
خبرگزاري
دانشجويان
ايران - تهران
سرويس:
سياسي
دفتر
تحكيم وحدت (طيف
علامه) در
اطلاعيهاي
از شهروندان و دانشجويان
تركزبان
خواست در
چهارچوب
روشهاي مدني
مواظب
جريانات
مشکوک که با
دامن زدن
به اختلافات،
وحدت داخلي
جريانات
دموکراسيخواه
را هدف گرفتهاند
باشند.
به گزارش
گروه دريافت
خبر خبرگزاري
دانشجويان ايران
(ايسنا)، در
اين اطلاعيه
با محكوم كردن
اهانت به ترک
زبانها و با
اشاره به جريحهدار
شدن احساسات
هموطنان ترک
زبان، آمده
است: واقعيت
اين است که
مفهوم امنيت ملي
جدا از حفظ
هويت شهروندي
اقليتها و
قوميتهاي
معزز ايراني
نيست. عدم
رعايت حقوق
بنيادين و بر
آورده نشدن
مطالبات
اوليه قومي که
حق طبيعي هر
شهروندي است، ضربات
جبرانناپذيري
بر پيکره هويت
ملي و ميثاق
داخلي و
تماميت ارضي
خواهد زد.
هرگز
فراموش نکرده
ایم روزهایی
را که این
آقایان در
دانشگاههای
آذربایجان
مار را به پان
تورکیسم
محکوم می
نمودند. از یاد
نبرده ایم
روزهایی را که
این آقایان
همگام با
شونیزم
حکومتی فارس
در مقابل
مراسم های
فرهنگی و مدنی
دانشجویان
سنگ اندازی می
نمودند. از یاد
نبرده ایم
روزهائی را که
در جلسات پرسش
و پاسخ سوالات
ملی
دانشجویان
آذربایجان را
طرح ننموده و
در سطل آشغال
می انداختند.
هنوز از یاد
نبرده ایم 19
اردیبهشت 1374
را، روزی را که
در آن اعضا
دفتر تحکیم
وحدت در
دانشگاه
تبریز همگام
با نیروهای
امنیتی و به
عنوان شاخه
دانشجوئی
آنها به سوی
دانشجویان
آذربایجانی
حمله می بردند.
دیگر دوران
تحمیق
آذربایجان
سپری شده است.
جنبش
دانشجوئی
آذربایجان و
ملت مبارز آن
نیازی به
نصیحتهای
متمدنانه
آقایان ندارد.
ملت
آذربایجان تا
زمانیکه به
حقوق خود دست
نیافته به
مبارزه خود
ادامه خواهد
داد.
گله جک
بیزیمدیر
يك خطاي
مطبوعاتي و
واكنشي كه در
ان ريشههاي
مستحكم ملي و
مذهبي وجود
دارد در روزهاي
اخير پرده از
دسيسه دشمنان
ايران اسلامي
كنار زد و بار
ديگر بر
هشياري و
وفاداري
مردم اين
سرزمين اعم از
آذري ، كرد ،
بلوچ ، تركمن ،
عرب ، لر ،
فارس و .... تاكيد
كرد
" ايران
جمعه " كه با
تيراژ محدودي
در كشور منتشر
ميشود جمعه
بيست و
دوم ارديبهشت
در
كاريكاتوري
در بخش كودكان
خود دچار
خطايي سهوي شد
كه روزنامه
ايران در
تيراژ وسيع از
غفلت پيش امده
پوزش خواست
.
در سوي
ديگر ماجرا
هموطنان آذري
زبان احساسات
پاك و ملي خود
را كه ناشي از
رنجش از
اين خطاي سهوي
رسانهاي بود
نشان دادند كه
اگر غير از اين
بود جاي
نگراني و
حساسيت
داشت .
اين
احساسات نشان
داد ملت
فرهيخته و
فهيم ايران از
كنار هيچ
خطايي به
سادگي عبور
نميكند
و با هوشياري
خود مانع از
تحقير
ايرانيان از
هر قوميتي ميشود
. شايد رمز
تحكيم و
يكپارچگي
سرزمين ايران
با وجود اقوام
مختلف و
برقراري
زندگي مسالمتآميز
ميان
قوميتهاي
مختلف ، همين
هوشياري و
حساسيت بجا
باشد.
اما انچه
در اين روزها
بيش از پيش
اشكار شد ، ضعف
فهم بيگانگان
از درك وحدت و
همدلي
ايرانيان است .
درك ناكافي
انان از اين
شرايط منجر به
واكنشها و
تحليلهايي
گرديد كه
به رغم هدفمند
بودن ،
ناشيانه جلوه
كرد.
مردم
اقصي نقاط
ايران ميدانند
كه ايجاد
اختلاف ميان
قوميتها و
دامن زدن به
تفاوتهاي
فرهنگي و
زباني و تلاش
براي
بزرگنمايي
مطالبات صنفي
و نارضايتي از
عملكرد بخشهاي
مختلف دولتي ،
بطور جدي در
دستور كار
قدرت هاي غربي
براي ايجاد
شكاف و هرج
و مرج در
ايران است
.
اين
دسيسه در زمانهاي
مختلف بروز
يافته اما با
هوشياري مردم
خنثي شده اما
به رغم
انكه اينگونه
شيوههاي
تكراري و فاقد
كاربرد ، اثر
خود را از دست
داده همچنان
مايه
اميد برخي
دولتهاي
غربي است
.
از اغاز
اجتماعات
اذري زبان در
اعتراض به
كاريكاتور
هفته نامه
ايران جمعه ،
مجموعه
رسانهاي غرب
با پيشتازي
رسانههايي
همچون بيبيسي
و صداي آمريكا
تحليلها
و
ارزيابيهاي
تكراري و بياساس
خود را مطرح
ساختند .
عبارتهايي
همچون "
نارضايتي
گسترده عمومي
" ، " شرايط در
آستانه
انفجار " و
" متزلزل
شدن حاكميت "
بارها از زبان
به اصطلاح
تحليلگران و
صاحبنظران
اين رسانهها
طرح ميشود
تا شايد به
اميدهاي دست
نيافتني خود
نزديك شوند
.
همين
رسانهها
امروز در
برابر
تظاهرات
گسترده مردم
تبريز كه در
دفاع از وحدت و
يكپارچگي
نظام جمهوري
اسلامي ايران
بود ، سكوت
نمودند و در
اينجا اصل
صداقت و بيطرفي
در خبر را
فراموش كردند.
در كنار
اين رسانهها
، برخي سايتهاي
خبري داخلي كه
ضديت انان با
نظام جمهوري
اسلامي
اشكار است و
خود را منجي
دمكراسي و
حقوق ملت ميدانند
به همكلامي با
بيگانگان
پرداختند و
چنان وانمود
كردند كه شورش
و قيام سراسري
عليه جمهوري
اسلامي ،
مناطق
اذرينشين
كشور را فرا
گرفته است اما
زهي خيال باطل
كه مردم ترك
زبان آذربايجان
شرقي و غري در
دو روز اخير در
راهپيماييهاي
گسترده خود كه
براي بيان
خواستها
و آرمان
هايشان
برگزار شد بر
پيوند
ناگسستني خود
با نظام
جمهوري
اسلامي ايران
تاكيد كردند و
حركات مشكوك
فرصت طلبان را
محكوم نمودند
.
سايتهاي
خبري فاقد
شناسنامه و
مشكوك ان چنان
از وقايع چند
روز گذشته
تبريز و اروميه
ذوق زده شده
بودند كه حتي
در مواردي از
رسانههاي
بيگانه نيز
جلوتر رفتند
غافل از
اين كه مردم
ايران زمين
اعتمادي به
كلام و سخن
انان ندارند.
چند
خبر از بی بی
سی
اعتراض
قومی و
دانشجويی در
ايران:
مطالباتی که
روز به روز
انباشت می شود
احمد
زيدآبادی
کارشناس
مسائل سياسی
ايران
تظاهرات
آذريهای
ايران در
اعتراض به چاپ
کاريکاتوری
در روزنامه
دولتی ايران و
بروز درگيری و
تشنج در کوی
دانشگاه
تهران در
اعتراض به
بازنشسته
کردن اجباری
شماری از
استادان
باسابقه حقوق
و علوم سياسی
اين دانشگاه،
محافظه
کاران حاکم بر
ايران را
غافلگير کرده
است.
از آغاز
جنبش اصلاح
طلبی در
ايران،
محافظه کاران
هر نوع اعتراض
عمومی به
سياستهای
جاری کشور را
به اقدامهای "تحريک
آميز" اصلاح
طلبان نسبت می
دادند و بر اين
تصور بودند که
اگر نيروهای
شاخص اصلاح
طلب مهار و
منزوی شوند،
به تبع آن،
اعتراضهای
سياسی و
اجتماعی در
ايران نيز به
پايان خواهد
رسيد.
با پيروزی
محمود احمدی
نژاد در
انتخابات
رياست جمهوری
سال گذشته،
محافظه
کاران مطمئن
شدند که
استراتژی
آنها در جهت
منزوی سازی
اصلاح طلبان
به ثمر نشسته و
با دور شدن
آنها از قدرت،
دوره ای از
ثبات سياسی در
انتظار جامعه
ايران خواهد
بود.
اما اينک
با بروز سلسله
وار حوادث
خشونت آميز
در استانهای
سيستان و
بلوچستان،
خوزستان،
کردستان و
آذربايجان و
گسترش
اعتراضهای
کارگری و
دانشجويی، نه
فقط ثبات مورد
نظر محافظه
کاران عملی
نشده است،
بلکه اغلب
کارشناسان
بيم دارند که
با ادامه بی اعتنايی
دولت ايران به
مطالبات
انباشت شده
اقشار مختلف
اجتماعی و
استفاده از
ابزارهای
امنيتی برای
مقابله با
معترضان،
جامعه ايرانی
دستخوش
آشوبهای
غيرقابل
کنترل شود.
در واقع،
بروز برخی از
اعتراضهای
خشونت آميز
چه در دوران
معروف به
اصلاحات و چه
در روزهای
اخير را می توان
در درجه نخست
به نوع درک و
نگاه جناح
محافظه کار
ايران از
پديده های
سياسی و
اجتماعی نسبت
داد.
محافظه
کاران ايران
در تمام طول
دوران رياست
جمهوری محمد
خاتمی اصولاً
منکر واقعی
بودن هر نوع
درخواست
عمومی برای
کسب حقوق
برابر
شهروندی،
آزادی،
دموکراسی،
امنيت قضائی و
مشارکت در
امور سياسی
بودند و تمام
مشکلات کشور
را به "وضع
معيشتی" مردم
تقليل می دادند
و مسبب وضع
نابسامان
اقتصادی را
نيز اصلاح
طلبان معرفی
می کردند.
با چنين
نگاهی به
مسائل جامعه
ايران،
محافظه کاران
پس از تسخير
تمام نهادهای
حاکم، راه بی اعتنايی
به مطالبات
قومی، سياسی و
فرهنگی جامعه
را در پيش
گرفتند و در
عين حال با عزل
و نصبهای وسيع
در دانشگاهها
در جهت اهداف
سياسی خود،
زمينه تحريک
دانشجويان را
فراهم آوردند.
نتيجه اين
بی اعتنايی
اينک در
اعتراضهای
کارگری، قومی
و دانشجويی
بروز پيدا
کرده است.
پرسشی که
اکنون مطرح
است اين است که
آيا
اعتراضهای
اخير موجب
تجديد نظر
محافظه کاران
در رفتارشان
خواهد شد؟
برخی
رسانه های
متعلق به
محافظه کاران
در روزهای
اخير
اعتراضهای
دانشجويی را
به آنچه "تحريکات
اصلاح طلبان
افراطی" می
نامد نسبت
داده اند که به
زعم آنها "از
خارج خط می
گيرند"، گو
اينکه همين
لحن را در
برخورد با
اعتراض
آذريها به
دليل حساسيت
موضوع به کار
نمی گيرد.
در پاسخ به
اعتراض جمعيت
آذری، دولت
اقدام به
توقيف
روزنامه
ارگان خود (روزنامه
ايران) و
بازداشت
سردبير و
کاريکاتوريست
مشهور آن کرده
است.
در واقع
نوع برخورد
حکومت با
معترضان، چه
آنجا که
دانشجويان را
تحريک شده
معرفی می کند
و چه آنجا که
برای فرو
نشاندن
اعتراضها،
روزنامهای
را توقيف و
روزنامه
نگاران را
بازداشت می کند،
هيچکدام
اصولی به نظر
نمی رسد و اگر
اين رويه
ادامه يابد،
احتمالاً فقط
بر التهاب
فضای سياسی می
افزايد.
بیاعتنايی
به مطالبات
اجتماعی از
سويی و
پيشگيری از
ايجاد هر نوع
تشکيلات
مستقل سياسی
برای جذب و
هدايت اقشار
معترض، نه فقط
مشکلی نمی
گشايد بلکه
صرفاً به
مطالبات عادی
صورتی افراطی
داده و
اعتراضها را
نيز از قالب
مدنی خود خارج
کرده و به
راههای خشونت
آميز و
شورشگری می
کشاند.
بی
بی سی
دلايل
نا آرامی در
تبريز: ريشه
های قومی يا
انعکاس
نارضايی
عمومی در کشور
صادق صبا
تحليلگر
مسائل ايران
در بی بی سی
دولت
ايران در
اقدامی
غيرمنتظره
برای خاموش
کردن نا آرامی
گسترده بين
مردم
آذربايجان
ايران
روزنامه
دولتی "ايران"
را که با چاپ
کاريکاتوری
در روز جمعه 22
ارديبهشت (سيزدهم
مه) گذشته خشم
آذری های کشور
را برانگيخته
بود موقتاً
تعطيل کرد.
محمدحسين
صفار هرندی،
وزير ارشاد و
فرهنگ اسلامی
که وزارتخانه
او ناشر اين
روزنامه رسمی
کشور است، با
حضور در
تلويزيون
سراسری کشور
از مردم
آذربايجان
عذرخواهی کرد
و
کاريکاتوريست
روزنامه هم که
سوسکی را به
تصوير کشيده
بود که به زبان
آذری سخن می
گفت ستگير شده
است.
نا آرامی
گسترده در
تبريز اين
پرسش اساسی را
مطرح می کند که
ريشه های آن در
چيست؟
آيا
اعتراض اصلی
هزاران نفری
که روز دوشنبه
به خيابان های
تبريز ريختند
اين بود که به
آنها به عنوان
آذری اهانت
شده يا اينکه
اين تظاهرات
نشانه
نارضايی
عمومی در کشور
است که رنگ
قومی به خود
گرفته است؟
در ظاهر،
قضيه نا آرامی
در تبريز در
ادامه
رويدادهای
مشابهی در
مناطق ديگر
کشور است که در
آنها
اقليتهای
قومی يا مذهبی
زندگی می کنند.
در ماههای
اخير اقدامات
مسلحانه بلوچ
ها افزايش
يافته و آنها
در دو اقدام
جداگانه در
بلوچستان و
کرمان با بستن
جاده حدود چهل
نفر را کشته
اند.
در
خوزستان نيز
که اعراب
ايرانی زندگی
می کنند در چند
ماه گذشته بمب
هايی منفجر
شده که تلفات
جانی به همراه
داشته است.
شهرهای
کردستان
ايران و حتی
کرمانشاه نيز
اخيراً شاهد
اقدامات
خشونت آميز
بوده است.
در رويداد
اخير نيز قضيه
با چاپ
کاريکاتوری
در روزنامه
ايران آغاز شد
که آذري ها آن
را توهين به
خود دانستند و
در اعتراض به
آن به خيابان
های تبريز
آمدند که منجر
به درگيری با
نيروهای
انتظامی شد.
ولی به رغم
ظاهر قضيه نمی
توان نا
آراميهای
اخير در مناطق
اقليت نشين
ايران را
دارای ريشه
های مشابه
دانست.
آذری ها
حدود بيست و
پنج درصد
جمعيت هفتاد
ميليونی
ايران را
تشکيل می دهند
و مثل اکثريت
مردم ايران
شيعه مذهب
هستند.
آذری ها در
دولت ايران و
در ارتش کشور
حضور قابل
توجهی دارند و
بسياری از
تجار مهم کشور
و از جمله در
بازار تهران
آذری اند.
بسياری از
اديبان،
شاعران و
دانشمندان
کشور اهل
آذربايجانند
و اصولاً آذری
ها در جامعه
ايران ادغام
شده اند.
استان های
آذربايجان
ايران گرچه
مناطق
فقيرنشين
دارد و بسياری
از مردم اين
منطقه
مجبورند برای
يافتن کار به
نقاط ديگر
کشور بروند
ولی
آذربايجان در
مقايسه با
بلوچستان يا
کردستان جزء
مناطق فقير
کشور محسوب
نمی شود.
ولی با
وجود موقعيت
مهم آذری ها در
جامعه ايران،
روشنفکران و
بسياری از
مردم اين
منطقه از
تبعيض فرهنگی
گلايه دارند و
از اينکه فارس
زبانان در
لطيفه های خود
آذری ها را
سخره می کنند
ناراضی اند.
بنابراين
موقعی که
روزنامه رسمی
کشور مطلبی
اهانت آميز در
باره آنها
منتشر می کند
طبيعی است که
با توجه به اين
زمينه
نارضايی مردم
دست به اعتراض
می زنند.
ولی برخی
از کارشناسان
معتقدند که در
آذربايجان
نيز مثل مناطق
ديگر کشور
بسياری از
مردم از سياست
های کلی دولت
جمهوری
اسلامی
ناراضی اند و
آنها از هر
فرصتی
استفاده می
کنند که خشم
خود را نشان
دهند.
ولی دولت
ايران
معمولاً نا
آرامی در
مناطق اقليت
نشين کشور را
به سياستهای
دشمنان خارجی
ايران ربط می
دهد و بخصوص
آمريکا و
انگلستان را
متهم می کند که
به توجه به
مناقشه هسته
ای ايران
درصدد دامن
زدن به برخورد
قومی و مذهبی
در کشورند تا
حکومت را از
درون تضعيف
کنند.
نکته مهم
ديگر اين است
که برخی از
روزنامه های
محافظه کار
انتقاد کرده
اند که چرا
مردم
آذربايجان
برای نشان
دادن اعتراض
خود به چاپ اين
کاريکاتور در
مواردی دست به
خشونت زده و
مثلاً دفتر
روزنامه
ايران را در
بعضی شهرها به
آتش کشيده اند.
يک پاسخ
شايد اين است
که دولت ايران
حتی اعتراضات
مسالمت آميز
را تحمل نمی
کند.
از سوی
ديگر مردم
ايران در دوره
حکومت اسلامی
راههای ديگر
اعتراض را از
رهبران سياسی
کشور ياد
نگرفته اند و
کارشناسان می
گويند دولت
جمهوری
اسلامی هم در
اين سالها در
موارد متعددی
هر گاه به
موضوعی
اعتراض داشته
هواداران خود
را تشويق به
اقدامات
خشونت آميز
کرده است که
آخرين نمونه
آن اعتراضات
به چاپ
کاريکاتوری
در دانمارک
است که در آن
به پيامبر
اسلام توهين
شده بود.
بی
بی سی
مرز
شوخی با
حساسيتهای
قومی تا
کجاست؟
انتشار
کاريکاتوری
در هفته نامه
ايران جمعه
اعتراض شمار
زيادی از ترک
زبانان ايران
را برانگيخته
که آن را دارای
مضمونی توهين
آميز نسبت به
زبان مادری
خود دانسته
اند.
اين
کاريکاتور در
گوشه ای از
صفحه کودک و
نوجوان هفته
نامه ايران
جمعه و طی
مطلبی با
ادبيات
کودکانه با
عنوان "چه
کنيم که
سوسکها
سوسکمان
نکنند" چاپ
شده که محتوای
آن ارتباطی با
مسائل حساسيت
برانگيز قومی
ندارد.
مسئولان
هفته نامه نيز
بارها تأکيد
کرده اند که
هدف از اين
کاريکاتور
اهانت به ترک
زبانان نبوده
است.
با اين حال
اعتراض ترک
زبانان ايران
به اين
کاريکاتور تا
آنجا
بالاگرفته که
مجلس و قوه
قضائيه ايران
نيز وارد عمل
شده اند،
روزنامه
ايران توقيف و
سردبير ايران
جمعه و
کاريکاتوريست
آن بازداشت
شده اند،
نمايندگان
مجلس نيز قصد
استيضاح وزير
ارشاد را
دارند.
ترک
زبانان ايران
که درصد قابل
توجهی از
جمعيت اين
کشور را تشکيل
می دهند
همواره نسبت
به برخی از
برخوردهايی
که در قالب طنز
و شوخی با زبان
و فرهنگ آنان
می شود ابراز
نارضايتی
کرده اند و
آگاهان بر اين
عقيده اند که
حرکتی
اعتراضی
کنونی ميان
ترک زبانان
ايران را
نبايد به حساب
واکنش به چاپ
يک کاريکاتور
در صفحه کودک و
نوجوان يک
هفته نامه
گذاشت بلکه
بايد آن را
سربازکردن
زخمی قلمداد
کرد که طی گذر
سالهای دراز
متورم و چرکين
شده است.
سرزمين
ايران در
سراسر تاريخ
خود زيستگاه
قوميتهای
مختلف با
زبانهای
گوناگون بوده
و اين قوميتها
هزاران سال در
قالب ملتی
واحد با
يکديگر
همزيستی
داشته اند.
اکنون با
توجه به
معادلات و
وضعيت دنيای
معاصر و با در
نظر گرفتن
جايگاه ايران
در منطقه و
مسائلی که پيش
روی اين کشور
وجود دارد،
برانگيخته
شدن
حساسيتهای
قومی در ايران
را چگونه
ارزيابی می
کنيد؟
سایت
اخبار روز
پیرامون
اعتراضات
اخیر مردم
آذربایجان
درد بزرگ و
مشترک همه ی
مردم ایران
استبداد و
دیکتاتوری
است
•
هنوز گرد و
غبار بحرانی
که حکومت
ایران با
همدستی سایر
بنیادگرایان
اسلامی در
کشورهای عربی
و مسلمان
نشین، در مورد
«کاریکاتورهای
محمد» بر پا
کرده بود، فرو
نخوابیده
است، که بحران
آفرینان خود
درگیر بحران
دیگری شده اند
که باز ظاهرا
از یک
کاریکاتور
منشاء گرفته
است. شیوه ای
که حکومت ...
اخبار
روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه ٣
خرداد ۱٣٨۵ - ۲۴ می ۲۰۰۶
هنوز گرد و غبار بحرانی که حکومت ایران با همدستی سایر بنیادگرایان اسلامی در کشورهای عربی و مسلمان نشین، در مورد «کاریکاتورهای محمد» بر پا کرده بود، فرو نخوابیده است، که بحران آفرینان خود درگیر بحران دیگری شده اند که باز ظاهرا از یک کاریکاتور منشاء گرفته است. شیوه ای که حکومت گران در تهران برای فرونشاندن این بحران پیشه ساختند، همان شیوه ای است، که به کشورهای غربی در جریان بحران پیشین توصیه می کردند: توقیف روزنامه ها و بگیر و ب