ناسيوناليست
هاي فارس
آخرين ميخ را
بر تابوت يک
پارچگي
ايران
ميکوبند .
ياشار
گولشن
جنبش
انقلابي
مردم
آذربايجان که
با خيزش
دانشجويان
تورک در بيست و
دوم ارديبهشت
به بهانه اعتراض به کاريکاتور و
نوشته نفرت
انگيز
روزنامه
ارگان دولتي
ايران شروع
شده است وارد
مراحل حساسي
ميشود . اين
مسا له صرفا
تظاهرات چند
نفر و هزار نفر
نيست . تمام
مردم تورک در
ايران به حرکت
آمده و براي
دفاع از هويت
انساني تورک
ها (و به طبع آن
همه مليت هاي
ايراني تحت
ستم ملي در
ايران ) در
مقابل رژيم
جمهورِ
اسلامي قرار
گرفته اند و
براي احقاق
حقوقي که
بستر وجود يک
جامعه انساني
است به
خيابانها
آمده اند .- به
خاطر آنکه
هويت وجودي
آنها را آنطور
که هست به
شناسند و نه
اينکه مثل
هيتلر به
خواهند بر روي
آنها هويت
فرضي به
گذارند ودر
کشور خود زبان
و ادبيات
بيگانه را
برآنان تحميل
کنند .
مبارزه
کنوني تورک
ها يک مبارزه
ضد فاشيستي ،
ضد
ناسيوناليستي
و ضد آپارتايد
است . در اين
مبارزه،
مذهبي ها در
کنار غير
مذهبي ها ،
کارگران در
کنار
بازاريان ،
زنان و مردان و
نوجوانان و
خلاصه همه
آنهايي که
احساس
انساني
دارند ، داراي
منافع مشترک
هستند . مشابه
آن احساسي که
مبارزين
فرانسه در
مقابل يورش
فاشيسم و
نازيسم
هيتلري
داشتند و
مشابه آنکه
سياهان
افريقاي
جنوبي در
جريان مبارزه
با آپارتايد
داشتند .
اگر
مدعيان آزادي
و دموکراسي
در سازمانهاي
سراسري
جمهوريخواهان
و چپ ها کوچکترين
صداقت در شعار
هاي
آزاديخواهي
خود دارند ،
اگر حتي باور
کنيم که سکوت
آنها پيش از
اين بدين دليل
بوده که زمينه
عيني براي
حمايت از
مطالبات ملي
مردم در ايران
نميديدند،
اينک که مردم
تورک به خروش
آمده و در طلب
حقوق طبيعي
خود هستند
ميتوانستند
جبران مافات
کرده و با
ابراز پوزش از
رفتار گذشته
همراه مردم در
مقابل فاشيسم
افسار گسيخته
مبارزه کنند .
متاسفانه
رفتار
اپوزيسيون
مدعي
دموکراسي
آخرين اميدي
را که براي
نشان دادن
کوچکترين
تحرکي ميشد
به اين
امامزاده هاي
بي معجزه
تاکنون داشت
بر باد ميدهد
وقايع
چند روز اخير
نشان داده که
ناسيوناليسم
افسار گسيخته
آريايي و
شوونيسم فارس
آن چنان در
افکار به
اصطلاح
روشنفکران
ايراني ريشه
دوانده که
اميدي به
درمان آن نيست
. در حالي که
ميليونها
مردم به جان
آمده تورک
آذربايجان در
زير سنگين
ترين فشار
نظامي و
سياسي
جمهوري
اسلامي به پا
خواسته اند ،
اپوزيسيون به
اصطلاح
دموکرات که
قادر نيست حتي
چند صد نفر را
در داخل ايران
بسيج کند به
جاي پيوستن به
رود خروشان
مردمي که در
طلب ابتدايي
ترين حقوق
انساني خود
هستند . در
کنار جمهوري
اسلامي با
سمپاشي
وتضعيف جنبش
ملي مردم
تورک (جنبشي که
اين توان را
دارد که در
نهايت به
آزادي سراسر
ايران منتهي
شود) قرار
گرفته است .
مقايسه
اطلاعيه ها و
اظهار نظر هاي
مقامات
جمهوري
اسلامي با
اطلاعيه ها و
اظهار نظر هاي
افراد و
تشکيلات مدعي
دموکراسي که
پس از سکوت
موذيانه در
ده روزاول
حرکات
اعتراضي
دانشجويان و
پس از مشاهده
قيام سيصد
هزار نفري
تبريز وگسترش
آن به تمام
شهرهاي
آذربايجان در
شوک اين قيام
توده اي،
اعلاميه هاي
مثلا همدردي
صادر کرده
اند، هر ناظري
را ناباورانه
به اين نتيجه
ميرساند که
تا چه حد
رسوبات
باورهاي
عميقا
ناسيوناليستي
و شووينيستي
و در نهايت
فاشيستي
مدعيان آزادي
و دموکراسي
قوي و دير پا
است .
آنها
هنوز فرياد و
شعار مردم
آذربايجان را
که ميگويد "هاراي
هاراي من
تورکم" قبول
ندارند و
همچنان آنها
را آذري يا
آذري زبان
ميخوانند .
هنوز به آن
باور
شووينيستي
نژادپرستانه
اي که مردم
تورک ايران را
زائيده اي از
هويت جعلي
آريايي
ميدانند
پايبند هستند .
با تعارفات و
حرفهاي سطحي
از قبيل
هموطنان آذري
زبان، آذريان
عزيز،
قوميتها و
امثال اينها
زبان و هويت و
وجود انساني
آنها را به
مسخره کشيده و
در کنار آن به
سمپاشي در
خصوص جوهر
واقعي حرکت
آنها مي
پردازند .
انصافا نمونه
اي سراغ
نداريم که در
طول يک ربع قرن
استقرار
جمهوري
اسلامي و در
جريان
تلاطمات توده
اي، مواضع
اپوزيسيون
رژيم جمهوري
اسلامي با
خود اين رژيم
آن چنان که در
مورد چگونگي
بر خورد به
حقوق تورک هاي
ايران ديده
ميشود چنين
هماهنگ باشد .
گويي يک اتاق
فرمان همه
اينها را
يکسان حرکت
ميدهد .
تمام
سايت ها و
تشکيلات
اپوزيسيون
سراسري فارس
بدون استثنا
اخبار واقعي
را که توسط
نيروهاي
مبارز از داخل
آذربايجان
فرستاده
ميشود بايکوت
کرده و در
مقابل از
گزارشات يک
مامور
اطلاعاتي که
خود را وابسته
به جبهه ملي
معرفي ميکند
و تماما
گزارشات خبري
جعلي و
مغرضانه
ميفرستد
استفاده
ميکنند .
اظهار
نظرها و
مطالبي که
نمونه وار از
مقالات و
بيانيه هاي
اشخاص و
تشکيلات
سياسي خارج
از کشور همراه
با دو اظهار
نظر وابستگان
جمهوري
اسلامي در
زير ميايد
مشتي از خروار
است که نشان
ميدهداين
هماهنگي تا
چه حد عميق و
اساسي است .
آيا اين
هماهنگي
تصادفي است و
يا واقعا
واقعا خبري
است .؟ آيا
ناسيوناليسم
کور فرقه گراي
فارس در مقابل
قيام توده اي
امروز مردم
تورک و قيام
فرداي کردها ،
بلوچها ،
عربها ، لر ها
دارد جبهه
هماهنگ با
جمهوري
اسلامي درست
ميکند؟ . اگر
چنين نيست ( که
قطعا در مورد
برخي از
تشکيلات
سياسي در
خارج گمان اين
دور از ذهن است
) پس سکوت يا
سمپاشي در
مقابل اين
خيزش توفنده
مردم که نويد
دهنده آزادي
انسان از قيد
ناسيوناليسم
سلطه طلب بوده
ومبشر کسب
برابري ملي و
دموکراسي
واقعي است
چيست ؟.
استاندار
آذربايجان
غربي
اظهار
داشت: آنها با
اختصاص اين
بودجههاي
كلان تلاش
دارند به
فرهنگ غني
ايران اسلامي
ضربه وارد
كنند و در اين
رابطه
ماهوارهها و
رسانههاي
مختلف را فعال
و به خدمت
گرفتهاند.
استاندار
آذربايجان
غربي تاكيد
كرد: بدون
ترديد آنها
تلاش دارند
قوميتها و
خرده فرهنگها
را در كشور
تحريك كنند.
وي ادامه داد:
آمريكا توسط
عدهاي از
افراد خود
فروخته
ناآگاه و
گروهك هاي
داخلي به مليت
، فرهنگها و
قوميتها نفوذ
ميكند و نظام
بهدنبال كشف
ريشههاي اين
مسايل كه به
استكبار
جهاني برميگردد،
است.
استاندار
آذربايجان
غربي گفت : جاي
پاي سازمان
جاسوسي
آمريكا "سيا"
در اغتشاشات
اخير شهر
اروميه ديده
ميشود.
رحيم قرباني
روز پنجشنيه
در گفتگو با
ايرنا افزود:
ريشه اين
مشكلات در دست
آمريكاست و
سردمداران
كاخ سفيد با
اختصاص
۷۰ميليون
دلار بودجه كه
آن را رسما و
علنا اعلام
كردهاند، به
دنبال رخنه در
فرهنگ و تجزيه
كشور هستند.
اين
نيروهاي سياه
که عناصر اصلي
طرح امثال
مايکل لدين و
رژيم اسراييل
براي به جان هم
انداختن ترک
ها و کردها و
عرب ها و بلوچ
ها و ارمني ها
در ايران چند
مليتي و راه
اندازي حمام
خون و تکه پاره
کردن ايران
هستند, طبعا در
ميان
دانشجويان
ايران جايي
ندارند و
سواستفاده
آنها از
مطالبات برحق
ملي بر
دانشجويان
پوشيده
نخواهد ماند.
استاندار
آذربايجان
غربي تاكيد
كرد: بدون
ترديد آنها
تلاش دارند
قوميتها و
خرده فرهنگها
را در كشور
تحريك كنند.
کيهان
تهران
دو
عامل هست كه
غفلت از
آنهامي تواند
اين زمينه را
بارور سازد:
اول، برخي
محروميت ها در
اكنون هم
اخباري وجود
دارد كه نشان
مي دهد برخي
گروه هاي
سياسي در
فعاليت هاي
آينده خود روي
برانگيختن
حساسيت هاي
قومي و ايجاد و
تقويت تقابل «مركز
- پيرامون»
حساب ويژه اي
باز كرده اند.
اين در حالي
است كه
آمريكايي ها
هم ظرف چند ماه
گذشته بارها
اعلام كرده
اند
اميدوارند
بتوانند با
تبديل مسئله
قوميت ها در
ايران به يك
معضل امنيت
ملي از ظرفيت
هاي آن براي
تضعيف دولت
استفاده كنند.
متأسفانه گاه
ديده مي شود كه
در داخل كشور و
حتي در ميان
مسئولان
مياني نيز
بعضي در دام
اين پروژه
رسواي دشمن
گرفتار مي
آيند و آتش
بيار معركه مي
شوند. در اين
ترديدي نيست
كه آنچه در
روزنامه
ايران اتفاق
افتاده
كاملاً سهوي و
از سر غفلت
بوده است، با
اين وجود آيا
رواست كه بعضي
از وكلا و
مسئولان عنان
و اختيار از كف
بدهند و با سر
و صدا كردن و
ايراد نطق هاي
شورانگيز و
تحريك آميز،
در آتش اين
احساسات آني و
سوء تفاهم هاي
بي اساس
بدمند؟
سايت
روشنگري
در
واقع چيزي که
در جريان
اعتراض برحق
دانشجويان به
روزنامه
ايران درخور
توجه جدي است
تلاش گروههاي
فاشيست و قوم
پرست و جدايي
طلبان آذري
براي بهره
برداري
موذيانه از
اين ماجراست.
اين گروهها که
آشکارا و
پنهان بعد از
تبديل شدن
تجزيه ايران
به يک گزينه
آمريکا براي
آينده ايران و
تمرکز
گروههايي
مانند مايکل
لدين بر
گروههاي قومي
و مطالبات
آنها و تشکيل
کنفرانس
دراين زمينه
بسرعت رشد
کرده اند, بر
همان زمينه اي
عمل مي کنند که
رژيم جمهوري
اسلامي با
سياست تبعيض
نهادينه شده
اش بستر آن را
فراهم کرده؛
آنها به جنگ
کرد و ترک دامن
مي زنند. آنها
در راستاي
ماموريت تکه
پاره کردن
ايران و دامن
زدن به کينه و
نفرت ملي,
کردها و ارمني
ها و ساير خلق
هاي ايران را
عملا بدتر از
سوسک مي دانند
و عظمت طلبي
ملي آنها که با
جنبش گرگ هاي
خاکستري
ترکيه هم کيش
است به منابع
مالي خارج و
تحريکات
آشکار
کشورهاي
همسايه و
امکانات آنها
وابسته است.
اين
سايت
اخبار روز-
بيانيه
گروه
هاي افراطي «هويت
طلب» که به جاي
تاکيد بر
مشکلات مشترک
و منافع مشترک
همه ي مردم
ايران،
کوشيدند و باز
هم مي کوشند
مردم
آذربايجان را
در برابر ساير
مردم ايران و
به ويژه «فارس»ها
قرار دهند و
جنگ ترک و فارس
ايجاد کنند و
شمشير نبرد
عليه «فارسيسم»
را تيز کنند. و
نه تنها فارس
ها. آن ها مشوق
و مبلغ دشمني
بين ترک و کرد
ارمني شده اند.
اين دشمني ها،
خواست و عقيده
ي مردم ايران
نيست و از خارج
از مرزهاي
کشور وارد مي
شود، به تقويت
روند
دموکراتيک در
جامعه ي ما کمک
نمي کند و به
سود تحقق نقشه
هايي است که
تضعيف و تجزيه
ايران را هدف
خود قرار داده
اند.
سايت اخبار روز-
سعيد کرامت
.
شعارهاي مطرح
شده در
اعتراضات
تبريز نشان
داد که پرچم،
افق و آرمان
ناظر بر آن
حرکت آرمان يک
جنبش ارتجاعي
بود و نه تنها
قابل دفاع
نيست، بلکه
بايستي
قاطعانه در
مقابل آن
ايستاد و آنرا
افشا کرد.
سايت
روشنگري
خوشبختانه
اخباري که از
تبريز ميرسد
حاکي است که
بسياري از
فرهيختگان
تبريز خود از
شعارها و
حرکات
انحرافي
نگرانند. بيم
هوشمندانه آن
ها مايه اميد
آزاديخواها ن
ايران است که
امروز بيش از
هميشه به
همبستگي همه
مردم ايران از
همه مليت ها،
هشياري در
برابر توطئه
هاي دشمنان
دروني و
بيروني، و
تکيه همه
جانبه بر اصول
دمکراسي نياز
دارند تا
سرنوشت شان
بازيچه
معامله يا
تصفيه حساب
دشمنانشان
نگردد و
بتوانند به
نيروي يکديگر
سرنيزه رژيم
را بشکنند و
سرنگوني آن را
به استقرار
دمکراسي و
خواست هاي
دمکراتيک خود
پيوند دهند
سايت
ديدگاه - حسين
مراد بيگي(حمه
سور)
در
عربده کشي
ارتجاعي قومي
شرکت نکنيد!
پيرامون
رويدادهاي
اخير شهر
تبريز
دانشجويان،
جوانان! عربده
کشي قومي
اعتراض ما
نيست. ارتجاع
محض است
سايت
ديدگاه - بهرام
رحماني
در
اين حرکت
اعتراضي مردم
تبريز،
جريانات «پان
ترکيست» اعم
از طرفداران «آتاتورک»،
«گرگهاي
خاکستري»،
طرفداران «الچي
بي»، رييس
جمهور سابق
جمهوري
آذربايجان و
طرفداران
فردي به نام «چهرگاني»،
اين حزبالهي
جنگطلب
ديروزي که
امروز پرچم «دمکراسي»
بوش در مرکز «دوستي
ترک - آمريکايي»
در آمريکا بر
دوش گرفته و...،
سعي کردند
حرکت اعتراضي
مردم حقطلب و
آزاديخواه
تبريز بر عليه
تبعيض و تحقير
و نابرابري
جمهوري
اسلامي را به
ميداني براي
طرح شعارهاي
عفبمانده و
پان ترکيستي و
عقبمانده
تبديل کنند.
سايت
سازمان
کارگران
انقلابي
ايران ( راه
کارگر)-اميرجواهري
لنگرودي
سفره
گشادآقاي
مايکل ليدين
در موسسئه
انترپرايز
آمريکا که
پيشتر،
جماعتي بدان
پاسخ مثبت
داده بودند
وگرد سفره
فراخ ايشان
گرد آمدند
تا از آن نمد
براي مردم تحت
ستم ايران
کلاهي دوزند
را همه ما شاهد
بوديم و
همينطور
سفرش
ليد
ين به
ايران، را
نبايد از ياد
برد۰ نبايد در
تحرکات
خياباني مان،
با تبليغات
کُور،
سرکوب
عظمت
طلبانه رژيم
کمرنگ
را نماييم
وعرصه را بر
سبعيت سران
رژيم باز
گذاريم و
مبارزه زنده و
واقعي را
به هيچ گيريم و
به بيراهه
بکشانيم
اين
تفسير از واژه
و مفهوم «فارس»
ميکوشد تا
نخست زبان
فراقومي ،
فرانژادي
وفراملي
فارسي را به
فارسي زبانان
ايران امروزي
منتسب و منحصر
کند و نقش و
اهميت ،
فرهنگي و هويت
ساز و پيوند
بخش ِِاين
زبان رادر
تاريخ
درازدامن
کشور ما ،
درميان اقوام
وتيرههاي
گوناگونِ
ايراني
ناديده
انگاشته و آن
را هم عرض با
ديگر زبانها
و گويشها و
خرده زبانهاي
رايج درايران
فرا نمايد. و
بدين گونه
فارسي گويان
ايران را «ملت»
يا «قوم» ويژهاي
به نام «قوم
فارس» يا «ملت
فارس» بنامد،
تا از اين طريق
بتواند،
تئوريهاي
دشمن ساخته و
زنگار زدهاي
که ايران را
کشوري «کثيرالملّه»
ميخوانند و
مدعي وجود «ستم
ملي» ازسوي «ملت
ستمگر فارس»
برضد «ملتهاي
ستم ديده و
متعدد ساکن
ايران» هستند،
اعتبار
بخشيده و در
جهت تحقق
اهداف آشکار و
پنهان و
صدساله برخي
همسايگان
طمعکاربه کار
اندازد و براي
مطالبات
هذيان آلود
ِبرخي
خردباختگان،
يا مزدبگيران
سياسي دستگاه
نظري فراهم
سازد وهم عنان
با برنامهها
و اميال
قدرتهاي
بدسگال جهاني
و تحريکات بين
الملي ، براي
اقداماتِ
تفرقه افکن و
فتنه
انگيزداخلي
مشروعيت
حقوقي و
انساني تدارک
بيند!
سايت
ايران امروز-
اسماعيل وفا
يغمائي
نميدانم
آرش را کجا ميتوانم
پيدا کنم؟
يا تهمتن را؟
يا آريو برزن
را؟
يا فردوسي و
يارانش را؟
ميخواهم به
آنها بگويم!
کاميونها و
قطارها دارند
ميآيند
و بر فراز سر
آنها ارهها و
تبرها
پروازکنان!
و کساني که
کلاهشان را
پائين کشيدهاند.
حزب
کمونيست
کارگري ايران
اين
شعارها بايد
توسط مردم طرد
شود و جريانات
قومپرست بايد
منزوي شوند.
بيانيه
حزب حکمتيست
در مورد
اعتراضات در
آذربايجان
نه هويت
قومي، نه هويت
مذهبي، زنده
باد هويت
انساني
نبايد
گذاشت بر گردن
مردم طوق قومي
بياندازند در
اين تحرکات
شرکت نکنيد
****
جنبش
توده اي جاري
در آذربايجان
براي روز هفتم
خرداد
تظاهرات
ميليوني
تورک هاي
تهران را
سازمان ميدهد .
شعارهاي اين
تظاهرات
درخواست
تغيير قانون
اساسي و
برسميت شناخت
زبان تورکي (
و طبعا زبان
هاي ديگر
ايران ) و حق
تحصيل به زبان
مادري و خود
مختاري منطقه
ايست . اين حد
اقل ها در
بيانيه جبهه
دانشجويي
آذربايجان
بروشني مطرح
شده است . اگر
در ادعاي
دموکراسي
براي مردم
ايران صادقيم
، اگر به حقوق
اوليه انسان
ارج مينهيم و
اگر طرفدار
ناسيوناليسم
کور و
شووينيسم
افسار گسيخته
آريايي
نيستيم ، به
خاطر سعادت
مردم سراسر
ايران و رهايي
از اين بختک صد
ساله استبداد
و بيعدالتي و
خلاصي از دهشت
فقر، بايستي
در کنار اين
حرکت قرار به
گيريم . بدون
قيد و شرط ،
بدون اما و اگر
، بدون هشدار و
اخطار
موذيانه در
مورد دشمنان
خيالي و
تجزيه طلبي ،
بدون بستن اين
حرکت به
بيگانگان ، و
بدون افزودن
شعارهاي بي
محتواي حاشيه
اي و تنها و
تنها در زير
شعارهاي
اعلام شده
جنبش
دانشجويي به
حمايت از اين
راه پيمائي
مدني که
ميتواند نقطه
چرخش قطعي به
حساب آيد به
پيونديم . شايد
اين آخرين
فرصتي است که
مردم ايران از
جنگ ويرانگر
در انتظار و
بختک استبداد
شووينيستي و
مذهبي به سوي
يک فرداي
روشني رهسپار
گردند که در آن
همه ملت هاي
ساکن ايران در
کنار هم با
احترام به
يکديگر و در
برابري کامل
حقوق بسر
به برند .
اگر
در گفتار خود
براي
دموکراسي ،
براي جلوگيري
از جنگ
ويرانگر
خارجي ، براي
اجتناب از
تبديل ايران
به يوگوسلاوي
و در نهايت
براي استقرار
يک کشور مدني
و آزاد صادقيم
، بدون ذره اي
ترديد بايستي
افکار
ويرانگر
ناسيوناليسم
فرقه گراي
آريايي را به
کناري گذاشته
و از مطالبات
توده هاي تورک
ايران که زبان
حال همه ملت
هاي در بند
ايران است
بدون قيد و شرط
پشتيباني
کنيم .
فردا
خيلي دير است
.