خیلی مهم و
فوری
در پی
آماده شدن
برای تجمع
میلیونی هفتم
خرداد در
مقابل مجلس
شورای اسلامی
رژیم به تکاپو
افتاده است.
ضمن دعوت به
هوشیاری از
تمامی فعالین
آذربایجان می
خواهیم که با
قدرت تمام در
تظاهرات
مقابل مجلس
شرکت نمایند.
بر اساس
اخبار
دریافتی از یک
منبع موثق
جنبش
دانشجوئی و
آسمک چندین تن
از فعالین
دانشجوئی و
حرکت ملی در
زنجان توسط
اطلاعات رژیم
دستگیر شدند.
دستگيری
نفر از فعالان
حرکت مللی
آذربايجان در
زنجان
امروز
پنجشنبه
چهارم خرداد
ساعت يازده و
ربع ماموران
اطلاعاتی با يورش
به مغازه آقای
صفری در زنجان
ايشان را به
همراه دو نفر
ديگر دستگير
کرده و به
اداره
اطلاعات
زنجان برند .
تا اين لحضه
هيچ گزارشی از
وضعيت اين
افراد در
دسترس
نيست.
اسامی
افراد دستگير
شده عبارتند
از
1.
آقای
بهروز صفری
2.
آقای
سعيد متين پور
3.
آقای
جليل غنی لو
حرکت
مللی
آذربايجان –
زنگان
گله جک
بیزمدیر
خبرهای
پشت پرده از در
گیری ها در
اورمیه
62
نفر در اورمیه
دستگیر شده
اند
یکی
از اعضای
گروهک پژاک در
جمع آتش
زنندگان
سلختمان صدا و
سیما دستگیر
شده است -
نیروی
انتظامی از
دخالت
ناشیانه سپاه
و بسیج در
برخورد با
مردم گلایه
کرده است
اورمونیوز:
بر
اساس خبرهای
موثق دریافتی
تا کنون در
اورمیه 62 نفر
از تظاهرات
کنندگان
دستگیر شده
اند. بنا بر
خبرهای موثق
دریافتی، در
جریان آتش
سوزی در
ساختمان صدا و
سیما یک نفر از
نیروهای
گروهک
تروریستی
پژاک توسط
ماموران
دولتی دستگیر
شده است. از
جزییات این
خبر هنوز
اطلاعات
دقیقی در دست
نیست اما در
روزهای اخیر
فعالین حرکت
ملی
آذربایجان در
اورمیه
خواهان ایجاد
آرامش در شهر و
بیان خواسته
های مردم به
شیوه ای
دموکراتیک و
مدنی هستند تا
بهانه ای به
دست نیروهای
دولتی جهت
سرکوب آنی این
خواسته ها
داده نشود.
این
در حالی است که
شب گذشته و در
جریان یک
میزگرد
تلویزیونی که
از شبکه
استانی سیما
پخش می شد حجت
الاسلام فیض
رییس
دادگستری
استان
آذربایجان
غربی ضمن
اعلام
دستگیری عده
ای از افراد در
جریان
ناآرامی های
سه شنبه شب گفت
که اکثر این
افراد به
اشتباه
دستگیر شده
اند و به زودی
آزاد خواهند
شد. وی از
تعداد دستگیر
شدگان آمار
دقیقی ارائه
نکرد و گفت که
هنوز منتظر
تکمیل پرونده
دستگیر شدگان
هستیم.
در عین حال ایسنا روز گذشته گزارش داد؛ رييس مركزاطلاع رساني نيروي انتظامي آذربايجان غربي، تعداد پروندههاي تشكيل شده براي حوادث روز گذشته اروميه را 15 فقره اعلام كرد..
سرگرد شهنام رضايي در گفتوگو با خبرنگار «حوادث» ايسنا، وضعيت فعلي شهر را آرام توصيف كرد و افزود: در جريان حوادث روز گذشته، 15 پرونده براي اغتشاشگران تشكيل شده كه همگي از عوامل تخريب اماكن دولتي آتش زدن ساختمان صدا و سيما بودند..
وي
افزود: از
نيروهاي
انتظامي نيز 3
تن بر اثر سنگ
پراني عدهاي
زخمي شده اما
از مردم عادي
كسي زخمي نشده
و تيراندازي
نيز صورت
نگرفته است.
سرگرد رضايي
اضافه كرد: در
خصوص حوادث
احتمالي
امروز نيز
نيروهاي
پليس آمادگي
لازم را كسب
كردهاند و در
صورتي كه
تحركاتي نظير
شورش و تخريب
اموال عمومي
صورت گيرد، به
مقابله با آن
خواهند
پرداخت.
وي
در خصوص كشف
اسلحه از برخي
معترضان در
جريان حوادث
روز گذشته،
گفت: هيچ موردي
در اين خصوص به
ما گزارش نشده
است. غفاری آذر
فرماندار
اورمیه نیز
ضمن غیر
قانونی اعلام
کردن هر گونه
تجمع در
اورمیه گفت: تا
زماني كه
تخريب اموال
عمومي صورت
نگرفته بود
كسي دستگير
نشد اما پس از
آن عدهاي كه
دست به تخريب
زدند ، دستگير
و بازداشت
شدند كه آمار
آنها هنوز
دقيق و كامل
نيست.
وی
در پاسخ به
سوالي در خصوص
كشف و ضبط چند
قبضه اسلحه از
تعدادي از
معترضان گفت:
در اين مورد
گزارشي
دريافت نكردهايم
اما اگر چنين
موردي پيش آيد
اين افراد
محكوم خواهند
شد.
اما
خبرهای موثق
دریافتی حاکی
از دستگیری 62
نفر در این
درگیری ها می
باشد. هم چنین
و بر اساس این
خبر، تعداد 10
نفر از
مامورین
نیروهای
دولتی در اثر
درگیری با
مردم مجروح
شده اند.
این
در حالی است که
نیروی
انتظامی در
آخرین جلسه
شورای تامین
استان، از "دخالت
های ناشیانه"
نیروهای سپاه
و بسیج در
برخورد با
مردم ابراز
گلایه کرده
است. بنا بر
شنیده ها
مسئولین
نیروی
انتظامی
علیرغم پیش
بینی به آتش
کشیده شدن
دفتر روزنامه
ایران در
اورمیه هیچ
گونه پیش بینی
نسبت به به آتش
کشیده شدن
ساختمان صدا و
سیما نکرده
بودند.
خبرهای
تکمیلی
متعاقبا
ارسال خواهد
شد
لحظه
ارسال خبر
ساعت 1:30
پنجشنبه
4 خرداد 1385
سلام
آذربایجان
ملت شرف
آذربایجان
فرزندان بابک
و ستار خان
درود بر همت بالایتان
در مبارزه با
آپارتاید و
عوامل آن
فراموش نکنید
کسی را که در
این اواخر
بدترین
توهینها را به
ملت
آذربایجان
نموده است و با
وجود کتکهایی
که از جوانان
ترک در یکی از
برنامه هایش
خورده آدم
نشده و اخیرا
دوباره شروع
به گفتن اراجیف
به ملت ترک و
نموده و این
بار با عنوان
این که جک
نمیگویم و
بیان خاطره میکنم
بیشرمی را به
حد اعلا
رسانده و سعی
در القای
واقعی بودن
جفنگیاتش به
حاظرین بد
تر از خود
میکند اینک
آذربایجان به
فرزندی نیاز
دارد که جان بر
کف نهاده و با
گوشمالی
محکمی به حمید
سگ صفت درس
عبرتی به تمام
رهروان او
بدهد تا هیچ
پارس آریایی کثیفی
دیگر جرات این
غلطها را نکند
. کرج
/آلقین
بر
همگان است که "
گون آذ " را
تقویت نموده و
به مسیر
هاتبرد
برسانند
حرکت
آذربایجان پس
از سالها اینک
به نقطه اوج
خود رسیده است.
مبارزه
سالیان
متمادی
مبارزان
آذربایجان ،
از اول و دوم
خرداد شروع به
نتیجه دادن
کرده و روز به
روز بیشتر و
گسترده تر خود
را نمایان می
کند. مردم هر
روز قوی تر و
منسجم تر از
روز پیش در
صحنه حضور می
یابند. مردم در
این چند روز
اخیر شعور ملی
خود را نشان
دادند. و
در حقیقت
آذربایجان در
این روزها سخن
میگویند.
البته
در این میان
نقش رسانه ها
بسیار قابل
توجه است.
متاسفانه
بغیر از چند
سایت که آنها
هم با مشکلات
فراوانی
روبرو هستند ،
ما سایت های
خبری که
بتوانند
اخبار را لحظه
به لحظه
انعکاس دهند و
ملت را از وضع
شهرها آگاه
کنند ، نداریم.
به عنوان
نمونه دیروز
در چندین شهر
تجمع و حتی
ناآرامی بود ،
بگونه ای که از
برخی شهرها
اخبار شهادت
هموطنانمان
بگوش می رسید.
ماراغا ، قوشا
چای ،مرند و
سویوق بولاغ (مهاباد)
از جمله این
شهرها بود ،
اما متاسفانه
آنگونه که
باید این
خبرها انعکاس
نیافت.
هرچند
که انعکاس
بسیار کمرنگ
این خبرها هم ،
فقط توانست در
بین عده ای از
هموطنان ، آن
هم عمدتا
دربین فعالان
مطرح گردد. چرا
که بسیاری از
هموطنان از
سایتهای خبری
حرکت آشنایی
ندارند و یا
بعضا بدلیل
مشغولیت در
تظاهراتها
امکان بررسی و
مطالعه
سایتها را
ندارند.
در
این میان وجود
یک رسانه
تصویری در این
فضا می تواند
نقش موثری را
ایفا نماید.
این رسانه
تصویری اینک
وجود دارد ولی
مشکل اساسی
این است که
امکان دسترسی
بدان برای
اغلب جامعه
بسیارمشکل
است. "گون آذ"
رسانه تصویری
حرکت که نقش آن
در یک ساله
اخیر بسیار بر
همگان آشکار
است ، بدلیل
اینکه در مسیر
تل استار قرار
دارد بسیاری
از هموطنان
امکان دسترسی
بدان را
ندارند. لذا در
چنین موقعیتی
بر همگان است
که این
تلوزیون ملی
را تقویت
نموده وبه
مسیر هاتبرد
برسانند.آمدن
این تلوزیون
در این موقعیت
حساس به مسیر
هاتبرد می
تواند حرکت را
منسجم تر به
پیش برده و
برای همیشه
این کانال
رادر بین مردم
جا بیاندازد ،
لذا عموم
هموطنان ، علی
الخصوص
دوستان هموطن
اروپایی می
توانند در این
چند روز با
ایجاد صنوق
هایی در بین
راهپیمایان
در اروپا و
آمریکا و در
دیگر کشورها
امکان کمک
رسانی به این
کانال
تلوزیونی را
فراهم نمایند
تا شاید این
کانال در اسرع
وقت با حضور در
مسیر هاتبرد
به راهپیمایی
های ملت جهت و
انسجام بخشد.
به
امید پیروزی
آذربایجان
تبلیغات نژاد پرستانه در سایت حکومتی بازتاب
ايرانيان،
مديون فردوسي
زهرا
شريفزاده
امروز
بعد از
مسلماني، دو
چيز ديگر باعث
افتخار است؛
يکي ايراني
بودن و ديگري
زبان فارسي و
اگر فردوسي
نبود، اين دو
يا نبود يا اگر
بود، چيز
ديگري بود که
معلوم نيست که
چقدر جاي
افتخار داشت.
بيترديد
تاريخ
شكوهمند
ايران زمين
سرشار از
حماسهها و
دلاوريها و
از خودگذشتگيهاي
ملتي بزرگ است
كه فردوسي آن
را به
زيباترين
شيوه به رشته
نظم كشيده است.
او با درک نياز
زمانه خود
تاريخ و
سرگذشت قوم
ايراني را که
به فراموشي
سپرده شده
بود، به زبان
شيرين و شيواي
فارسي با
استادي تمام
به نظم درآورد
و فرهنگ و
قوميت ايراني
را از خطر سقوط
و زوال نجات
داد و اين بزرگترين
منتي است که
فردوسي بر ما
دارد که همانا
او سبب احيا و
ابقاي تاريخ
ملي ماست.
هرچند جمعآوري
اين تاريخ را
فردوسي نکرده
و عمل او تنها
اين بوده است
که کتابي را که
پيش از او
فراهم آمده
بود، به نظم
آورده است،
وليکن همين
فقره کافي است
که او را زندهکننده
آثار گذشته
ايرانيان به
شمار آورد.
چنانکه خود او
اين نکته را
متوجه بوده و
فرموده است: «عجم
زنده کردم
بدين پارسي»
بيترديد در
تمامي طول
تاريخ ادب و
فرهنگ جهان،
شاعري به
كردار حكيم
ابوالقاسم
فردوسي پاي بر
زمين خاكي
نگذاشته است.
چه حكيم
عاليقدر طوس
در كار ادب و
خرد سرآمد
روزگار خود و
سرآمد
روزگاران است
و نوع بشر
تاكنون مانند
او را نديده
است.
ايران زمين در
تمامي
روزگاران
سرآمد قدرت
نظامي،
فرهنگي،
اقتصادي،
سياسي و سمبل
كشورهاي بزرگ
جهان بوده است.
كمي خود را
باور كنيم و
دست به كار
شويم و با
بزرگان خرد و
دانش مانند
حكيم
ابوالقاسم
فردوسي آشتي
كنيم كه او ما
و ايران را
دوست ميدارد
و در دل
شاهنامهاش
راهكارهايي
دارد كه انسان
را به شگفتي وا
ميدارد.
فردوسي اوايل
حيات را به کسب
مقدمات علوم و
ادب گذرانيد و
از همان جواني
شور شاعري در
سر داشت و از
همان زمان
براي احياي
مفاخر
پهلوانان و
پادشاهان
بزرگ ايراني
بسيار کوشيد و
همين طبع و ذوق
شاعري و شور و
دلبستگي او بر
زنده کردن
مفاخر ملي،
باعث بوجود
آمدن شاهکاري
برزگ به نام «شاهنامه»
شد.
شاهنامه
فردوسي که
نزديک به
پنجاه هزار
بيت دارد،
مجموعهاي از
داستانهاي
ملي و تاريخ
باستاني
پادشاهان
قديم ايران و
پهلوانان
بزرگ سرزمين
ماست که
کارهاي
پهلواني آنها
را همراه با
فتح و ظفر و
مردانگي و
شجاعت و
دينداري
توصيف ميکند.
شاهنامه
فردوسي هم از
حيث کميت هم از
جهت کيفيت
بزرگترين اثر
ادبيات و نظم
فارسي است،
بلکه ميتوان
گفت يکي از
شاهکارهاي
ادبي جهان
است، حتي به
جرأت ميتوان
گفت: که
شاهنامه معظمترين
يادگار ادبي
نوع بشر است.
فردوسي کسي
است که در يكي
از سالهاي
دهه
دومِِ سده
چهارم هجري
خورشيدي در
خانوادهاي
«دهقان» در
روستاي «پاژ» (/پاز/باز/فاز)
از بخش
طابَران (/طَبَران)
شهر «توس» (/طوس)
زاده شد. از
اشارههاي
خود شاعر و
نوشتههاي
كساني چون «نظامي
عَروضي» برميآيد
و خانواده
فردوسي،
همچون ديگرْ
خاندانهاي
دهقان در آن
زمان، داراي
ثروت و مُكنت و
آب و زمين
كشاورزي بوده
و ميتوانستهاند
از راه درآمد
زمينهاي
خود، در
آسودگي و
كامروايي
نسبي به سر
برند.
ميتوانيم
بدين برآيندِ
منطقي و
باوركردني
برسيم كه
دوران كودكي و
جواني
چُنين
بزرگْمردي در
چُنان
خانواده گشاده
دست و بهروز و
فضاي فرهنگپروري،
به بيهودگي
نگذشته و او با
رهنموني
استادان و
پرورشگراني
فرهيخته و دلسوز
به كار آموزش و
پرورش فرهنگي
و ادبي و هنري
سرگرم بوده
است. هنگامي كه
در سال 359 ه. خ.
دقيقي
سراينده هزار
بيت گُشتاسْپنامه،
در رويدادي
كشته شد،
فردوسي سي و
نُه يا چهل سال
داشت و بيگُمان
تا آن زمان
آزمونهايي
را در كار
حماسهسرايي
و ساختار هنري
بخشيدن به
روايتهاي
پهلواني
ديرينه از سر
گذرانده و به
احتمال زياد،
نخستين نگارش
برخي از
داستانها را
به پايان
رسانده بود. او
با دريافت
ويژگيها و
تَنِشهاي
زمانه،
ضرورتِِ
تدوينِِ بيدرنگِ
حماسه ملّي و
احرازِ
هويّتِِ قومي
و فرهنگي و
زباني
ايرانيان را
به خوبي احساس
ميكرد و
تشخيص ميداد
و شايستگي و
توانايي
لازم براي بر
دوش گرفتن
بارِ امانتي
چُنين بزرگ و
سنگين را در
خود ميديد.
از اين رو كارِ
ناتماممانده
شاعرِ
پيشگامِ خود
را بر دست گرفت
و اين راه
دشوار و
سنگلاخ را تا
پايان پيمود و
بار را به
شايستگي به
منزل رساند.
فردوسي پس از
آنکه تمام
وقت و همت خود
را در مدت سي و
پنج سال صرف
ساختن چنين
اثر
گرانبهايي
کرد، در پايان
کار آن را به
سلطان محمود
غزنوي که تازه
به سلطنت
رسيده بود،
عرضه داشت، تا
شايد از سلطان
محمود، صله و
پاداشي
دريافت نمايد
و باعث ولايت
خود شود. سلطان
محمود هم نخست
وعده داد که
شصت هزار
دينار به
عنوان پاداش و
جايزه به
فردوسي
بپردازد. ولي
اندکي بعد، از
پيمان خود
برگشت و تنها
شصت هزار درم
يعني يک دهم
مبلغي را که
وعده داده بود
براي وي
فرستاد.
و فردوسي از
اين پيمان
شکني سلطان
محمود رنجيده
خاطر شد و از
غزنين که
پايتخت
غزنويان بود
بيرون آمد و
مدتي را در سفر
به سر برد و
سپس به زادگاه
خود بازگشت.
علت اين پيمانشکني
آن بود که
فردوسي، مردي
موحد و پايبند
مذهب تشيع بود
و در شاهنامه
در ستايش
يزدان سخنان
نغز و دلکشي
سروده بود،
شاهنامهاي
که در آن يک
دوره تاريخ
پرشکوه ايران
از آغاز تا
روزگار آمدن
اسلام به
ايران در سينه
خود جاي داده
بود و گوشههاي
زيبايي از
زندگي انسان
ايراني را نيز
در خودش
بازتاب داده
است و در آن
تمام جنبههاي
زندگي نياکان
خود را از
موضوعات
خانوادگي و
روابط افراد
با يکديگر
گرفته تا
مسائل بلند
انساني و شيوه
زندگي توأم با
مسالمت و
همزيستي
همگاني را در
خلال حوادث آن
ملاحظه ميکنيم،
ولي سلطان
محمود، پيرو
مذهب تسنن بود
و به علاوه
تمام شاهنامه
در مفاخر
ايرانيان و
مذمت ترکان آن
روزگار که
نياکان سلطان
محمود بودند،
سروده شده بود.
همين امر باعث
شد که وي به
پيمان خود
وفادار نماند
اما چندي بعد
سلطان محمود
از کرده خود
پشيمان شد و
فرمان داد که
همان شصت هزار
دينار را به
طوس ببرند و به
فردوسي تقديم
کنند ولي هديه
سلطان روزي به
طوس رسيد که
فردوسي با سر
بلندي و
افتخار حيات
فاني را بدرود
گفته بود و در
گذشته بود.
و جالب اين است
که دختر والا
همت فردوسي از
پذيرفتن هديه
پادشاه
خودداري نمود
و آن را پس
فرستاد و
افتخار ديگري
بر افتخارات
پدر بزرگوارش
افزود.
امروزه ما
افتخار ميکنيم
که همه ايراني
هستيم و هر کجا
که هستيم با
زبان شيرين و
پرشکوه فارسي
سخن ميگوييم.
سعدي شيرينسخن،
حافظ رازدار،
مولاناي عارف
و ديگر شاعران
و نويسندگان
خوشنام
ايراني همه از
سرچشمه زباني
سيراب و سرشار
شدهاند که
فردوسي، بناي
استوار آن را
پيش از آنان پي
افکنده است.
آري فردوسي
همان شاعري
است که بسيار
ساده توانسته
در توحيد
خداوند سخن
بگويد:
خداوند
دارنده هست و
نيست
همه چيز جفتست
و ايزد يکيست
و همچنين روشن
و خالصانه
توانسته به
پيامبر و
خاندان او
اظهار ارادت
نمايد چنانکه
در يک بيت گفته
است:
منم بنده اهل
بيت نبي
ستاينده خاک
پاي وصي
و هنوز پس از
هزار سال، ملت
فارسي زباني
مثل ايران که
دانايي و
توانايي را با
هم همراه ميبيند،
ميتواند در
مقام ستايش از
دانش اين شعار
بلند فردوسي
را روي جلد
کتابها و
سردر
آموزشگاههاي
خود با
سرافرازي
بنويسد که:
توانا بود هر
که دانا بود
ز دانش دل پير
برنا بود
و با صداي بلند
به فراگيران و
نوآموزان خود
اعلام کند که:
ز دانش به اندر
جهان هيچ نيست
تن مرده وجان
نادان يکيست
و ما از خداي
بزرگ مي
خواهيم که ما
در شناخت بهتر
و بيشتر معارف
ديني و ملي
ياري نمايد