فاشیسم
کارتونی فارس
به حمایت
نیستانی آمده
است!
دلقک
بزرگ، ماهی
صفت کجاست؟!
مانا
نیستانی،
کاریکاتوریست
آلت دست
روزنامه
ایران، متولد
سال 1352 در تهران
است . او صد در
صد از
یک پدر و مادر
فارس زبان در
شاهرودی
متولد شده
و به هیچ وجه
آذربایجانی
نیست. جالب
اینکه برادر
مانا با نام
توکاف متولد
همان شاهرود
است و نزدیک به
50 سال دارد.
البته
محل تولد
نیستانی و
نژاد وی اصلا و
اصلا مهم نیست.
چخه او آرایی
باشد و یا غیر
آرایی چیزی از
قبح مطلب کم
نمی کند.این
اقدام نفرت
انگیز او و
سخنان
متکبرانه و
توهین امیز
مدیر مسئول
روزنامه
ایران، نائب
رییس مجلس،
استاندار
آذربایجان و
چند نماینده
انتصابی آذری
زبان مجلس است
که به همه جای
آذربایجان
آتش زده است.
اما چون مدیر
مسئول کذاب و
فحاش روزنامه
ایران کوشید
تا نیستانی را
بقول خود آذری
زبان جا بزند
تا مگر سبب
سستی در اراده
ملت تورک
آذربایجان
شود.
از
طرف دیگر مردم
آذربایجان
مجدانه می
پرسند
نویسنده متون
ایران جمعه در
دو تاریخ 22 و 29
اردیبهشت چه
کسانی هستند؟!
ادبیات
بکار گرفته
شده در این دو
روز، به حدی
کثیف و متعفن
است که طبق
اظهار نظر یکی
از نویسندگان
دقیقا باید با
نام ادبیات
مستراحی
ایران شناخته
شود.
این
ادبیاتی است
که مدعیان
صاحبان قلم و
فرهنگ دوست،
در صفحه کودک و
نوجوان
روزنامه
ایران، تقدیم
اطفال معصوم
این سرزمین
کرده اند.
اکنون
با اعلام شدن
نام نیستانی ،
گروهی در
تلاشند تا از
او دفاع کنند.
اما نیستانی
آیا جای دفاعی
برای خود
گذاشته است؟
کارتونی
که او کشیده
واجد دو
کارکتر است: در
کاراکتر اول
فردی با زبانی
که در متن
نوشته از آن با
نام زبان
سوسکی یاد شده
است در حال
صحبت کردن به
زبان عجیب و
غیر قابل فهمی
است. کاراکتر
دوم سوسک
کثیفی است که
روی صندلی
نشسته و می
گوید: نمنه؟!
متن
با تصویر
کارتون کاملا
در ارتباط است.
این دو را نمی
توان از هم جدا
کرد.
کاریکاتور
بدون متن
معنای خود را
ازدست می دهد و
متن بدون
کاریکاتور
قصد نویسنده
را بیان نمی
کند.
البته
تلاشهای
شدیدی از جانب
ارگانهای
رسمی شده تا
فقط
کاریکاتور را
مورد تاکید
قرار دهند. این
در حالی است که
متن اساسی
ترین بخش مطلب
چه کنیم تا «
سوسکها
سوسکمان
نکنند» می
باشد. اما کلید
ورود به این
تاریکخانه
متعفن همان یک
کلمه تورکی
صحبت کردن
سوسک است.
اما
اکنون برای
دفاع از تعفن
عالمگیر
روزنامه
ایران و اقدام
به شدت موهن
آن، برخی به
دست و پا
افتاده اند.
روزنامه
ایران بیانیه
با نام «ما همه
اهل ایرانیم»
داده است که
ارزش چندانی
ندارد و بیشتر
حکایتگر آه و
فغان بسته شدن
روزنامه است.
یکی
دو بیانیه از
جانب برخی از
کاریکاتوریستهای
فارس منتشر
شده است.
کوشیده اند
بگویند که
اشتباهی رخ
داده و
نیستانی
تعمدا چنین
نکرده است.
مردم ببخشند و
به خانه های
خود بروند همه
چیز در امن و
امان است.
حتی
نیک اهنگ کوثر
کاریکاتوری
در دفاع از
نیستانی
کشیده که ممکن
است خودش را
نیز به مصیبت
رفیقش
گرفتار کند.
اینها
با چه روئی
از نیستانی
دفاع می کنند
وقتی که
اگاهانه ملتی
را به لجن
کشیده است؟!
از
همه بدتر دفاع
ابراهمی نبوی
از نیستانی
است.
اقای
نبوی هرگر
مجموعه ای از
لینکهای
جوکفارسی
رکیک شما را که
با لحن-فارسیهای
نفرت انگیز و
علیه ملت
آذربایجان
اجرا کرده
بودید و
در گوشه سایت
صدای آمریکا
گذشاته بودید
را فراموش نمی
کنم.
همچنین
یادتان رفته
است که ماه
گذشته با چه
قباحت شرم
آوری در
برنمامه زنده
صدای فارسی
آمریکا شرکت
کردید و به
اجرای یکی از
سخیفترین
برنامه های
تاریخ زندگی
خود پرداختند
و بقول خود
حسنی را با
لهجه تورکی
مسخره کردید؟ !
اکنون
در جدیدیترین
اظهار نظر خود
نوشته اید:
این
داستان
کاریکاتور
روزنامه
ایران و
دستگیری مانا
نیستانی
کاریکاتوریست
خوب و خلاق
کشور دارد بیخ
پیدا می کند ....
ترک ها خودشان
مهم ترین
تولید کننده
های جوک های
آذری
برای
مردم ایران
هستند، اکثر
کسانی که جوک
های آذری را
برای دیگران
با لهجه خوب
تعریف می
کنند یا
خودشان ترک
هستند یا
پدرشان یا
هرسه، علیرغم
همه این موارد
و شوخی
ها
ما اصلا سابقه
قضاوت قومی
نداریم. هرگز
شنیده نشده و
دیده نشده که
شخصی بخاطر
تعلق
به یک قومیت
مورد قضاوت
قرار بگیرد یا
موقعیتی را از
دست بدهد. با
همه این تفاصیل
معلوم نیست
چرا ما باید از
اینکه دیگران
با لهجه و زبان
ما شوخی می
کنند
ناراحت
بشویم؟
البته، به نظر
من اشکالی
ندارد که
ناراحت هم
بشویم، اما
چرا کتک می زنیم
و چرا شهر را
به هم می
ریزیم؟ مطلب
روزنامه
ایران را نگاه
کردم، می شود
از این
روزنامه
شکایت کرد و
لابد یک
مجازات مشخص
قانونی هم
برای آن درنظر
گرفت، اما جان مادرتان،
این مانا
نیستانی را
آزاد کنید!
این
هم از آقای
نبوی که فکر می
کند همه مثل او
فکر می کنند!
راستی
دلقک بزرگ
ماهی صفت کجا
است؟ چرا او به
حمایت نیامده
است؟!