به یاد شهدای 1 خرداد  تبریز

آذربایجان همه را مات کرد!

       دیروز تبریز و آذربایجان یکصدا شعار استقلال سر داد و همه تحلیلگران سیاسی و مقامات فارسگرای آذربایجان را مات و مبهوت قدرت خود کرد آنها که انتظار چنین حماسه ای را نداشتند شروع به سمپاشی و مسموم کردن فضا از طریق جبرنگاران جیره خوار خود کرده اند و می خواهند عظمت کار تبریز را با این سمپاشی ها کوچک کنند.

        آذربایجان دیروز مزد کار چندین ساله جوانان تورک را داد و آنها را به مبارزه برای برچیدن آپارتاید زبانی، اقتصادی، سیاسی... مصمم تر کرد. دیروز در حالی که  در بالکان یک کشور مستقل به نام مونتنه گرو(قاراداغ) متولد می شد در آذربایجان ملتی به میدان مبارزه آمده بودکه جز استقلال چیز دیگری نمی خواست. همه آذربایجان یکپارچه برای بدست گرفتن سرنوشت خود به پا خواسته بود و جواب رد بر سینه کسانی که با شعارهای عوام فریبانه و با سوئ استفاده از این شعارهای زیبا همانند حقوق بشر و دموکراسی می خواهند ما را دوباره به زنجیر بکشند زد. ما هیچ وقت برای فدرالیزم خون نمی دهیم. حالا که خون جوانان تورک آسفالت خیابانهای تبریز را رنگین کرده است اگر استقلال خود را بدست نیاوریم به خون شهدا دیروز تبریز خیانت کرده ایم.  مبارزه برای استقلال و حاکمیت ملی بدون سپری کردن لحظه ای باید ادامه داشته باشد.

دشمن در خیال خود فکر می کرد آذربایجان را کنترل کرده است و تورکها نمی توانند بیشتر از آن چیزی که آنها می خواهند تلاش کنند و همه فعالیتهای آنها تحت کنترل خواهد بود ولی آنها به انرژی پنهان و به قدرت پنهان ما باور نداشتند. آنها نمی دانند که تورکها یک قدرت پنهان دارند که در مواقع حساس این انرژی می تواند کارهای ناممکن را ممکن کند. چه کسی فکر می کرد در حالی که کابینه امنیتی-نظامی بر سر کار آمده است و اکثر نمایندگان و وزراء از سرداران سپاه هستند  آذربایجان یک تنه در مقابل فاشیزم آریائی قد علم کند و پنجه در پنجه فاشیسم بیاندازد

تلاش "مزدوران فرهنگی"* پان فارسیست برای تحریف تاریخ تورکان و آذربایجان و همچنین آموزش این تاریخ جعل شده به مقامات تازه به دوران رسیده تا حالا نتوانسته است تاریخ درخشان ملت ما را در زیر سیاهی شب  مخفی کند و ادبیات آموزش داده شده به مقامات جمهوری اسلامی توسط مزدوران فرهنگی هم نتوانسته ملت ما را از هویت و هستی خود غافل کند. مسئولان جمهوری اسلامی هم از ادبیات پان فارسیستها استفاده می کنند چرا که این ادبیات را از آنها یاد گرفته اند مثل هموطنان آذری زبان.

تبریز و تمام آذربایجان دیروز ثابت کرد که برای دفاع از موجودیت، زبان و تاریخ خود آماده است و این را جوانان تورک دیروز با خون خود بر آسفالت خیابانهای تبریز ثبت کردند. این خونها ضامن وحدت تورکها و حافظ میراث تاریخی و زبان ما خواهد بود

تلاش تمامی آذربایجانیان در دنیا باید برای انسجام"اراده ملی" بر محور استقلال شتاب بیشتری بگیرد همه آنان که زبانهای خارجی می دانند هر کدام باید به عنوان یک مترجم دردهای ملت ما باشد برای انسانهای دیگر،  دیگر خواب شبانه نباید ما را ازفعالیتهای ملی خودمان غافل کند.آقایان خارج نشین چرا یک سایت انگلیسی زبان راه نیانداخته اید؟ چرا گروهای ترجمه ندارید که اخبار داخل را ترجمه کرده و به خبرگزاریهای بین المللی بفرستید؟ تا کی باید اخبار و حوادث آذربایجان بایکوت شوند؟ آقایان و خانم هائی که برای آذربایجان تلاش می کنید در هر کشوری که زندگی می کنید سعی کنید به زبان آن کشور یک سایت ایجاد کنید مثلا درفرانسه به زبان فرانسوی، در انگلیس به زبان انگلیسی، در آلمان به زبان آلمانی... چرا صدای ما را به دنیا منعکس نمی کنید؟ مگر ترجمه اخبار و حوادث آذربایجان به زبان انگلسی چقدر وقت شما را می گیرد؟

آذربایجان امروز نباید یک قدم هم از حقوق قانونی خود عقب نشینی کند تمام حقوق مدنی خود را خواستار شویم از همه مهمتر رسمی شدن زبان تورکی و آموزش آن از دوران پیش دبستانی و یک کانال 24 ساعته تورکی. همچینین حالت تهاجمی حرکت ملی آذربایجان باید حفظ شود همه فعالین شهرها و محلات باید در گروه های چند نفر ارگانیزه شده و خود را برای روز آزادی اماده کنند.

 

*. این ترکیب را از مقاله آقای رزمی به نام مساله ملی در آذربایجان وام گرفته ام

 

ائلخان تورک اوغلو

 

 

 

 

نمونه ی شبنامه های دانشجویان دانشگاه علامهد طباطبایی تهران

 

قیام مردم آذربایجان بر علیه سالها تبعیض و تحقیر: یا مرگ یا آزادی

 

«المک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم»

تبریز دیروز شاهد خون بود و فریاد، یا مرگ بود یا آزادی.

[ساعت 4. اینجا تبریز است.]

مردم فوج فوج به خیابانها ریخته اند:«هارای هارای من تورکم»

مرد و زن، پیر و جوان برای دفاع از حق سرکوب شده به سالیانش به خیابانها ریخته اند. حقی که پدرانمان ستارخان، پیشه وری، شریعتمداری، صفرخان برای گرفتنش چه خونها که نداده اند .

امروز یکم خرداد هشتادو پنج جوانانمان غرق خون شدند، پلیس فاشیستی به گاز اشک آور وباتوم بسنده نکرد...ملتمان رو به گلوله ها فریاد زدند: دایان! بات سینمه آذربایجانا دیمه.

اینجا آذربایجان است،

چگونه می خواهی جلوی این عشق به وطن را بگیری ؟چگونه پاسخ خون جوانانمان را می دهی ؟

همه مامورانت را بیاور، همه نیرویت را بیاور، ما با عشق به زبانمان، فرهنگمان، هویت مان و تاریخ مان به مقابلتان می آییم.

شهیدانمان را که امروز با خون خود خیابانهای تبریز را گلگون کردند زنده خواهیم کرد.

تولد دوباره مان را جشن خواهیم گرفت.

                         سن یانماسان

                                        من یانماسام

                                                     بیز یانماساق

                                                                   نئجه چیخار قارانلیقلار آیدینلیغا

اینجا سرزمین تورک است،

خون ملتمان به هدر نخواهد رفت، انتقام همه ظلم هایی که بر ما رفته است را خواهیم گرفت.

گلجک بیزیمدیر

مسئله، تنها مسئله ی یک کاریکاتور نیست

در پی توهین روزنامه ایران در قالب کاریکاتوری به مردم آذربایجان حرکت های اعتراض آمیز گسترده ای از دانشگاه های آذربایجان و تهران آغاز و در نهایت با تظاهرات گسترده مردم تبریز در روز دوشنبه 1/3/1385 به اوج خود رسید. این کاریکاتور از جنبه های گوناگون قابل بررسی بود. روزنامه ایران ارگان رسمی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران وبه عبارت دیگر سخنگوی دولت محسوب می شود. با اعتراضات گسترده دانشجویی، این روزنامه در دو شماره پیاپی سعی در بی اهمیت جلوه دادن کاریکاتور مذکور و همینطور اعتراضات صورت گرفته نمود و حتی این اعتراضات را به طرفداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز نسبت داد، سازمان تربیت بدنی نیز محل بازی این تیم را بلافاصله به شهر دیگری تغییر و در نهایت این بازی را لغو کرد. اما واقعیت جز این بود. اعتراض کنندگان طرفداران تیم تراکتورسازی  نبودند و مسئله نیز تنها مسئله چاپ یک کاریکاتور نبود. مسئله این بود که دمل زخمها و تحقیرها و توهین ها و تبعیض های رواداشته شده بالاخره سر باز کرده و کاسه ی صبر این ملت پر شده است...

آذربایجان علیرغم تاریخ درخشان و با شرایط بسیار مساعد جغرافیایی برای پیشرفت و توسعه، روز به روز بیشتر به حاشیه رانده شده، صدا و سیما، آموزش و پرورش، تاریخ، سیاست خارجی و همه ی ارگانهای رسمی دولتهای ایران بر علیه تاریخ، هویت، فرهنگ، زبان، اجتماع و اقتصاد آذربایجان بسیج شده است.

 حرکتهای آزادیخواهانه شیخ محمد خیابانی، سید جعفر پیشه وری و آیت الله شریعتمداری برای نجات و آزادی آذربایجان توسط شوونیسم فارس به شدیدترین وجه ممکن سرکوب شده است و آخرین آن نیز اینگونه رقم می خورد:

دوشنبه 1/3/85 ... چندین کشته و صدها زخمی... گلوله هایی که باید در چشم وجان شوونیستها و نوچه های کاریکاتوریست و..._شان می نشست، قلب جوانان تبریز را گلگون کرده است. آیا تجمع در خیابانهای تبریز و دفاع از شان وشرف انسان آذربایجانی باید با گلوله پاسخ داده شود؟

آری! برای ملت آذربایجان بار دیگر ثابت شد که برای رهایی و نجات و آزادی خود جز مبارزه ای خونین گزینه ی دیگری نیست.

بنابراین مسئله، مسئله ی یک کاریکاتور نیست که با عذرخواهی یا توقیف این نشریه پایان پذیرد

این آغاز راه است...                                                                                                         www.Azadtribun.net