گام بعدی

 

روز دوشنبه اول خرداد ماه سال 85 بعد از سالیان بسیار طولانی تبریز از خوابی که بر این شهر قهرمان تحمیل شده بود ، بیدار شد . مردم تبریز در اجتماعی که از طرف دولت انتظار نمی رفت به بیش از ده هزار نفر برسد ، حماسه آفرید و بیش از صد هزار نفر ( بدون احتصاب مردمی که به هر دلیلی به عنوان تماشاگر به خیابانها آمده بودند ) شروع به اعتراض بر علیه شووینیزم موجود در کشور کردند . چیزی که باعث شوکه شدن نیروی انتظامی و مسئولان شد و تمام تدابیر آنها را نقش بر آب کرد .

کمترین نتایج  این حرکت به شرح زیرند :

1 - شکسته شدن بایکوت خبری  که در صدا و سیما و روزنامه های کشور جاری بود و به هیچ وجه حاضر نبودند که به این موضوع اهیمت بدهند . بلافاصله بعد از متشنج شدن تبریز ، وزیر ارشاد و استانداری آذربایجان شرقی قول همکاری برای محاکمه عاملان این توهین دادند اما  نگاه آنها به حدی نسبت به قضیه ساده بود که به نظر می رسد بیشتر مردم را تحریک نماید . حتی یک جمله هم حاکی از تاسف عمیق از زبان این دو مسئول کشور شنیده نشد . سخنان وزیر ارشاد در همین حد بود :

 

“در مورخه 22 اردبهشت یکی از روزنامه در تیراژ پایین خود در روز جمعه که تقریباًیک دهم تیراژ روزهای عادی آن است کاریکاتوری را به چاپ رساند که در آن به هموطنان آذری زبان توهین شده بود.به نظر ما این موضوع از دو نقطه سرچشمه می گیرد یا از حماقت شخص و یا از شیطنت های احتمالی برای سوءاستفاده که ما هر دو را محتمل دانسته و پیگیری می کنیم.بعد از درج این خبر با این روزنامه تماس گرفته شد و خوشبختانه طراح کاریکاتور از کار بر کنار و سر دبیر آن نیز به علت اهمال کاری توبیخ سخت شد.روزنامه نیز سه مرتبه در صفحه اول از هموطنان آذری زبان عذرخواست.متاسفانه عده ای از این مسله سوء استفاده کرده و با تکثیر مطالبی که ربطی به موضوع اخیر نداشته به مردم گفتند که گویا روزنامه فوق این اهانت ها را کرده است.و این باعث رنجش هم وطنان آذری زبان گردید.جلسه رسیدگی به تخلفت نشریات فردا تشکیل خواهد شد و به این مسله نیز در آن رسیدگی می شود 

 

2 – شروع یک حرکت تازه در مسیر بیداری مردم آذربایجان . واقعیت این بود که در شروع کار چشمان زیادی با حیرت به این موضوع می نگریستند اما بعد از گدشت حدود یک ساعت اغلب مردم تبریز به این اعتراض پیوستند و هم بستگی خود را اعلام کردند . به دلیل شعارهای بسیار جالبی از قبیل “آذربایجان یاشاسین “ مردم به راحتی جذب این اعتراض می شدند . کمتر آدربایجانی را می توان یافت که بتواند در مقابل این نوع شعارهای ملی آذربایجان بیس تفاوت باشد . این حرکت ترس زیادی در دولت ایران ایجاد کرد ، اما ترس ملت آذربایجان را به کلی از بین برد .

 

اما جدای از این مساله که این حرکت چگونه باید به پیش برده شود و تا چه زمانی باید ادامه پیدا کند ، به نظر می رسد روش دیگری به عنوان روش مکمل باید در این اعتراض به صورت کاملا قانونی اجرا شود . این روش شکایت رسمی به دادگاه مطبوعات بر علیه روزنامه ایران و نویسنده مطلب است . این موضوع می تواند از طرف مردم عادی و یا در حالات بهتر توسط نجبگان و فعالان صاحب نام تورک زبان انجام گیرد . این کار یکی از حقوق قانونی هر شهروند ایرانی است و هر چقدر تعداد شکایات بیشتر باشد می تواند تاثیر بیشتری در این روند داشته باشد .

طبق بند 30 از قانون مطبوعات :

 

ماده - 30 انتشار هر نوع مطلب مشتمل بر تهمت يا افترا يا فحش و الفاظ ركيك يا نسبتهاي توهين آميز و نظاير آن

نسبت به اشخاص ممنوع است .مدير مسئول جهت مجازات به محاكم قضايي معرفي ميگردد ،و تعقيب جرائم مزبور موكول به شكايت شاكي خصوصي است و در صورت استرداد شكايت تعقيب در هر مرحلهاي كه باشد متوقف خواهد شد .

تبصره - 1 در موارد فوق شاكي( اعم از حقيقي و حقوقي )ميتواند برأي مطالبه خسارتي كه از نشر مطالب مزبور بر او وارد آمده به دادگاه صالحه شكايت نموده و دادگاه نيز مكلف است نسبت به آن رسيدگي و حكم متناسب صادر نمايد"

 

طبق این ماده و تبصره آن هر شخص می تواند در صورت توهین به دادگاه مطبوعات ( و یا حتی داداگاههای عمومی ) شکایت کرده و حقوق از دست رفته خود را طلب کند .

البته این موضوع نباید به هیچ وجه حرکت فعلی مردم آذربایجان را متوقف نماید و بیشتر از قشر نخبه جامعه انتظار می رود که همگام با حرکت مردم و به طور موازی نسبت به این اعتراض نیز اقدام نمایند.

این کار بدون شک باعث تشکیل داداگاه علنی و مطرح شدن تعدادی از خواسته های مردم خواهد شد و نشان خواهد داد که مردم آذربایجان به هیچ وجه از حقوق قانونی خود نمی گذرند .

 

یاشاسین آذربایجانین اویانیش حرکتی

هارای تبریزلی

 

 

 

خبر از دانشگاه تهران

 

روز چهرشنبه ساعت داوزده و نیم در مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گرد هم می پآییو و شعار

 یاشاسین آذربایجان و هارای هارای من تورکم

را سر می دهیم

 

 

خبر

علی دایی روزنامه ایران را محکوم نمود.

 

خبر

کاریکاتوریست بازداشت شد.

 

همچنان تجمعات را تا رسیدن به اهداف حرکت ملی آذربایجان ادامه داده و فریب شونیزک را نمی خوریم.

 

گله جک بیزیمدیر

 

 

بازداشت در مرند

 

پدر حمید محمد پور بازداشت شد. از وی خواسته شده است که فرزندش را تحویل مقامات امنیتی دهد.

همچنین خبر میرسد محل کار مسعود حبیب وند پلمپ شده و خودش نیز توسط اطلاعات دستگیر شده است.

قرار است امروز ملت شریف مرند ساعت 6 عصر مقابل مسجد المهدی تظاهرات نمایند

 

گله جک بیزیمدیر

 

خبر از دانشگاه خواجه نصیر

 

شهیدیدین قانی باتماز                  آذربایجان دیلینی آتماز

 دوم خرداد از ساعت 12.50 دقیق دانشجویان خواجه نصیر مقابل این دانشگاه به تظاهرات پرداختند. در این مراسم دانشجویان روزنامه ایران را به آتش کشیده و شعار شهیدین قانی باتماز                 آذربایجان دیلینی آتماز را داده و مارش ملی آذربایجان را همصدا با هم خواندند. در لحظه مخابره خبر درب دانشگاه توسط حراست بسته شده است و دانشجویان در محاصره قرار دارند.

 

گله جک بیزیمدیر

شاعر محبوب آذربایجان استاد هوشنگ جعفری توسط نیروهای دولتی وامنییتی در خانه خود محبوس شده است 

شاعر محبوب آذربایجان استاد هوشنگ جعفری توسط نیروهای دولتی وامنییتی در خانه خود محبوس شده است ما ترکان زنجان خواهان آزادی بی قید شرط ایشان هستیم

ملت آذربایجان اقلیت نیست بلکه اکثریت است  

يك منبع آگاه در حوزه معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز در گفت وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا گفت‌‏ : روزنامه ايران طنزي را نوشته كه به اقليت آذري توهين شده و بر اساس اين طنز , اغتشاشاتي در مناطق ترك‌‏نشين به وجود آمده است . به همين دليل و به خاطر تحريك احساسات قومي ، بر اساس بند 5 ماده 6 قانون مطبوعات , هيات نظارت ، فعلا روزنامه ايران را توقيف كرده است.

 

جواب به این منبع آگاه

ادبیات خود را عوض کنید آذربایجان فقط و فقط تورک است

ملت آذربایجان اقلیت نیست بلکه اکثریت است

مبارزه ادامه دارد

گله جک بیزیمدیر 

 

Dunen (85.3.1) Tebriz xalqinin Fars shovunizmine qarshi mitinqinde yaralanan 22 nefer, bu gun (85.3.2) seher saat 10:00 iradelerinde SHOHEDA xestexanasindan namelum yere apariliblar. Onlarin ikisi bash nahiyesinden gullelenmishdiler ki umumi veziyetleri qeyri sabit deyerlendirilib.
 
Bu mitinqde shehid olanlarin birinin adi ise artiq bellidir:
"VEHiD  BAVERNiYA"
 
 AZERBAYCAN $EHiDLERiN MUBAREK
 


http://www.kayhannews.ir/850302/2.htm
 
 

 
طبل بد صدا

اين روزها، «بي توجهي» يا «شيطنت» يك روزنامه نگار در چاپ كاريكاتوري اهانت آميز نسبت به هموطنان آذري زبان، اعتراض هايي را در پي داشته است. اين در حالي است كه مسئولان روزنامه ايران بلافاصله بعد از پي بردن به ماجرا، با فرد خاطي برخورد كرده و ضمن قطع همكاري با وي، از اقدام ناپسندي كه به «عمد» يا به «خطا» صورت پذيرفته بود پوزش خواسته اند.
بنابراين، اگرچه اعتراض اوليه هموطنان آذري زبان منطقي و طبيعي بوده است ولي در پي برخورد با فرد خاطي و پوزش روزنامه ايران، ادامه اين اعتراض ها غيرطبيعي و بيرون از روال معمول در اينگونه موارد به نظر مي رسد چرا كه، اقدام روزنامه ايران، نهايتاً از دو حالت خارج نبوده است.
حالت اول، آن كه رخداد مورد اشاره، فقط يك «خطا» بوده و غرض ورزي يا نيت سوئي در كارنبوده است. مخصوصاً آن كه نمونه هاي فراوان ديگري از اينگونه خطاها با موضوعاتي به مراتب مهم تر- حتي نسبت به مقدسات- در مطبوعات و صدا و سيما سابقه داشته و احتمال تكرار آن در آينده نيز وجود دارد.
حالت دوم؛ اين كه، آنچه در روزنامه ايران اتفاق افتاده تنها يك «خطا» نبوده بلكه نشانه يك «خط» حساب شده و توطئه كينه توزانه است و كاريكاتور مورد اشاره، يكي از نمونه ها است!
در هر دو حالت، ادامه اعتراض ها توجيه منطقي ندارد. و بايد ريشه آن را در جاي ديگري جستجو كرد. چرا كه، اگر كاريكاتور ياد شده را مصداق حالت اول- يعني فقط يك «خطا»- تلقي كنيم، تاوان خطا، تذكر دادن به خطاكار و نهايتاً تنبيه و مجازات او خواهد بود كه اين اقدام از سوي روزنامه ايران صورت پذيرفته و روزنامه از مردم و خوانندگان نيز به خاطر آن پوزش خواسته است. ممكن است گفته شود كه خطاكار بايد به مراجع قانوني معرفي شود كه اين درخواست نيز براي روشن شدن اصل ماجرا، درخواستي منطقي است. بنابراين با فرض ياد شده- يعني حالت اول- ادامه اعتراض ها نمي تواند توجيه منطقي و قابل قبولي داشته باشد.
و اما، حالت دوم از اساس منتفي است، چرا كه «خطا» اگر سابقه قبلي در همان موضوع داشته و به طور مكرر نيز ادامه پيدا كند مي تواند «خط» تلقي شود و در غير اين صورت با هيچ منطق و استدلالي نمي توان، آن را يك «خط» و يا «توطئه حساب شده» دانست. بنابراين، با نگرش از اين زاويه نيز، ادامه اعتراضات كمترين توجيه منطقي نداشته و غيرطبيعي به نظر مي رسد.
در ايران امروز- و ديروز هم- مسئله و معضلي بنام ترك و فارس وجود خارجي نداشته و ندارد. و صاحبان اين دو زبان به اندازه اي درهم آميخته اند كه تفكيك آنها از يكديگر نه فقط غيرممكن بلكه مضحك به نظر مي رسد. امروزه در نظام اسلامي، بسياري از مقامات بلندپايه آذري زبان هستند و تمامي آنها قبل از آن كه فارس يا آذري باشند، خود را مسلمان ايراني مي دانند.
روزنامه ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست و شمار فراواني از كاركنان اين روزنامه آذري زبان هستند و نكته درخور توجه اين كه طراح كاريكاتور مورد اشاره نيز يك آذري زبان است!
چه كسي مي تواند و يا حق دارد كه في المثل، شهيد باكري، شهيد شفيعي، و هزاران شهيد آذري زبان ديگر را منحصر به هموطنان آذري بداند و به همان اندازه، چقدر مضحك و كودكانه است كه كساني، شهيد همت، شهيد بروجردي و هزاران شهيد فارس زبان را، در انحصار فارس زبان ها تلقي كنند؟ آنان همه فرزندان اسلام و ايران هستند. آيا خنده دار نيست تصور كنيم، برادران عرب زبان خوزستاني تنها به اين علت كه خوزستان به اشغال عراق درآمده بود به ميدان هاي جنگ شتافتند؟ اگر چنين باشد، مگر ارتش بعث عرب زبان نبود؟ و آيا به همين اندازه مضحك نيست كه حضور دهها هزار رزمنده آذري زبان را در جبهه هاي جنگ غيرمنطقي تلقي كرده و استدلال كنيم مگر آذربايجان مورد حمله قرار گرفته بود كه آن عزيزان به مقابله با مهاجمان رفتند؟!... همين محاسبه درباره مسئولان بلندپايه كشور هم مصداق روشني دارد و در مورد عالمان برجسته ديني و مراجع بزرگوار تقليد نيز...
به يقين، اعتراضات اخير نمي تواند از سوي توده هاي شريف آذري زبان باشد و ريشه را بايد در نقطه ديگري جستجو كرده و آن را توطئه اي دانست كه كاريكاتور اهانت آميز- و درخور اعتراض و عتاب- فقط بهانه آن است.
طي چند ماه گذشته، مخصوصاً دو ماه اخير كه چالش هسته اي ايران به نقطه سرنوشت سازي رسيده، و يكپارچگي ملت در دفاع از حق مسلم خود پشت دشمنان بيروني را به لرزه انداخته است، تقريباً همه روزه شاهد اظهارنظرهاي صريح و بي پرده از سوي استراتژيست ها و دولتمردان آمريكايي و صهيونيستي هستيم كه دامن زدن به تفاوت هاي قومي و زباني را يكي از راه كارهاي مؤثر براي ايجاد شكاف در صف به هم پيوسته ملت ايران دانسته و بر آن تأكيد ورزيده اند.
بديهي است كه علي رغم خيال خام دشمنان بيروني و دنباله هاي شناخته شده داخلي آنها، هموطنان شريف آذري زبان بسيار باهوش تر و فرهيخته تر از آنند كه در اين توطئه مورد سوءاستفاده دشمنان تابلودار و قسم خورده اسلام و ايران قرار گيرند. و تهمت همراهي آنان با توطئه گران اتهام ناروا و بزرگي است كه اين روزها رسانه هاي صهيونيستي و آمريكايي بر طبل بد صداي خود مي كوبند.
حسين شريعتمداري