پلاتفرم
شورای
دموکراتیک
اتحاد ملی
آذربایجان (شورای
ملی)
هموطنان
عزیز!
تنظیم
دقیق
فعالیتهای "حرکت
ملی
آذربایجان"
نیاز امروز
آذربایجان
جنوبی است. جهت
رسیدن به حقوق
ملی چارهای
جز تبدیل شدن
به مرکز قدرت
نداریم و این
واقعیتی
انکارناپذیر
است. متحد کردن
نیروهای
گسترده
آذربایجان
جنوبی تحت "سیستم
فکری با
محوریت
آذربایجان" و
یا به بیان
دیگر تفکری
خارج از سیستم
فکری فارسگرا
و تبدیل آن به
مانند یک
نیروی شوم در
ایران ضرورتی
تاریخی است.
تحلیل
فعالیت 15-10 ساله
حرکت ملی
آذربایجان،
تلاشهای صورت
گرفته در طی 8-7
ماه گذشته به
وسیله "گروه
اتحاد ملی
آذربایجان" و
همچنین بررسی
نظرات و
پیشنهادهای
هموطنان از
راههای مختلف
پلاتفرم حاضر
را به وجود
آورده است.
مجموعه نوشته
و گفتههای
هموطنان صاحب
نظر و نیز
تحلیل
موفقیتها و
ناکامیهایی
که در مراحل
جدید حرکت
مشاهده شده
است، راهی این
چنین پیش
رویمان قرار
می دهد.
پلاتفرمی
که تحت عنوان "شورای
دموکراتیک
اتحاد ملی
آذربایجان"
تقدیم کردهایم،
در راستای
عهدی که با
ملتمان بستهایم
و ضمن وفاداری
به اصولی که
مورد بحث قرار
گرفتند، تهیه
شده است. شرط
عبور از مراحل
آمادگی جهت
برگزاری
رفراندم در
بین مردم
آذربایجان
جنوبی {ترکهای
آذربایجان
جنوبی{
که حق تعیین
سرنوشت ملی را
محقق سازد، به
روشنی حس میگردد.
ضمن تشکر از
همه هموطنانی
که در مسیر
ایجاد این پل
اتحاد اندیشههای
خود را نوشته و
یا شفاهاً
بیان کردند،
آرزو میکنیم
که پلاتفرم
حاضر برای
ملتمان مفید و
پر ثمر باشد.
گروه
اتحاد ملی
آذربایجان
پلاتفرم
اتحاد
شورای
ملی اتحاد
دموکراتیک
آذربایجان (شورای
ملی)
1- پیش
گفتار
اراضی
ملی
آذربایجان با
500 هزار
کیلومترمربع
وسعت و جمعیت
تقریبی 50-40
میلیون نفر در
غرب آسیا بین
کشورهای
مختلف تقسیم
شده است. از
طرفی در 80 هزار
کیلومتر از
سرزمین که
دراروپا جای
دارد، دولتی
مستقل با نام
جمهوری
آذربایجان
تشکیل یافته
است. بر اساس
اسناد معتبر
تاریخی (طبری،
یعقوبی و ...)
مرزهای
آذربایجان از
داغستان تا
داغستان
ترسیم شده است.
در تمامی این
اراضی یعنی از
اراک – همدان و
ری تا کوههای
قفقاز وجود
آثار ترکهای
آذربایجان و
نیز تکلم به
زبان ترکی
آذربایجانی –
صرف نظر از
بعضی شهرها که
دو زبانه
هستند – خود
سند زندهای
در تأیید این
واقعیت است.
این حقیقت در
شرایطی خود را
بروز می دهد که
با پایان
یافتن حاکمیت
سلاله ترک
قاجار بر
کشوری که
ممالک محروسه
نامیده می شده
است و با شروع
حاکمیت پهلوی
تاکنون
همواره مورد
غارت ملی و
آسیمیلاسیون
فرهنگی قرار
داشته ایم.
این
حقیقت تلخ را
قبول کنیم که
سرزمین
ملیمان
آذربایجان در
نتیجه این تکه
– تکه شدن، 200 سال
گذشته را با
مشکلات بزرگ
روبرو گشته،
تحت آزار و
اذیت و
آسیمیلاسیون
قرار گرفته و
هویت ملی اش
انکار شده است.
اما زبان
مقتدر، تمدن،
موسیقی،
ادبیات و به
طور کلی فرهنگ
غنی مانع
نابودی ملت
آذربایجان
شده است. ترکهای
آذربایجان در
طول تاریخ هفت
هزار ساله خود
در منطقه،
خدمات
فراوانی به
تمدن جهان
داشته و برای
حفظ ارزشهای
ملی – انسانی
قهرمانان
بزرگی
پرورانده است.
این در حالی
است که هجوم
افکار و
اندیشههای
شونیستی
همواره
آذربایجان را
با نیستی و
نابودی مواجه
کرده است. با
توجه به اینکه
عامل اساسی
تمام این
بدبختیها
پراکندگی و
عدم اتحاد
بوده است، در
شرایط کنونی،
آذربایجانیها
خصوصاً
روشنفکرانی
که همیشه
مظلوم واقع
شدهاند، برای
همبستگی و
اتحاد
راهکارها و
افکار
متفاوتی را
ارایه دادهاند.
انساندوستی و
صلح دوستی که
خصوصیات ملی
ماست و نیز
احترام به
حقوق ملتها و
رعایت قوانین
بینالمللی در
تمامی فعالیتهایمان
نشان دهنده
راستی و درستی
راهیست که در
پیش گرفته ایم.
سیاست
فارسگرایی
حاکم بر ایران
در قرن گذشته
آسیمیله شدن
ملتهای دیگر
را موجب گشته
است. اگرچه محو
و نابود کردن
آذربایجانیها
که اکثریت
جمعیت کشور را
تشکیل می دهند
و در زمانهای
مختلف برای به
دست آوردن
حقوق خود قیام
کردهاند،
ممکن نشده با
این وجود
سیاست
فریبکارانه
حکومت مرکزی و
نامناسب بودن
شرایط بینالمللی
ما را از رسیدن
به ابتداییترین
حقوق ملی و
انسانی خویش
محروم ساخته
است. فقدان حتی
یک کلاس آموزش
زبان مادری
برای 30 میلیون
ترک
آذربایجانی
یک حقیقت باور
نکردنی است،
این حقیقت تلخ
در حالی عیان
میشود که
آذربایجان
پیشرو تمام
انقلابها و
تحولات در
یکصد سال اخیر
بوده است. ولی
نه مبارزات
ستارخان و
انقلابهای
شیخ محمد
خیابانی و سید
جعفر پیشهوری
و نه مقاومتهای
آیت الله
شریعتمداری
رهبر دینی
آذربایجانیها
هیچکدام
نتیجهبخش
نبودند. به
همین دلیل است
که ارتقای "حرکت
ملی
آذربایجان"
به کانون قدرت
یک ضرورت
تاریخی محسوب
میشود.
آذربایجانیها
به منظور
تأمین حقوق
ملی، باید
تاریخ تحریف
شده خویش را
اصلاح کرده،
آموخته و در
دایرهای
مستقل از
تفکرات فارسگرا
متحد شوند.
مخالفت
با علم، تاریخ
و واقعیات
عملی منطقی
نیست. در شرایط
کنونی جهان،
روابط گرم و
صمیمانهای که
بین سرزمینهای
مختلف
آذربایجان و
نیز افراد و
عناصر آن
ایجاد شده
است، در
راستای تأمین
حقوق ملی
آذربایجان
جنوبی ضروری و
در عین حال
ناکافی است. به
وجود آمدن
وحدت معنوی
نگاه
امیدوارانه
به آینده را
ممکن میسازد.
حل مسایل و
مشکلات
آذربایجان
جنوبی بوسیله
ما ممکن خواهد
بود. مایی که
اقتدارمان با
اتحادمان شکل
خواهد گرفت.
آذربایجان
جنوبی که 80-75
درصد اهالی و
اراضی
آذربایجان
واحد را تشکیل
می دهد به علت
رویارویی با
سیاستهای
حیلهگرانه
سیستم فارس
گرا باید هر
مسئله را به
دقت مورد سنجش
قرار دهد. در
این شرایط
فعالان "حرکت
ملی
آذربایجان"
جهت مقابله با
نیرنگهای
شونیستهای
قدار باید
سیاستهای
عاقلانهتر و
سطح بالایی را
در پیش گیرند.
گام اول برای
پیشبرد این
سیاست وحدت
تمام نیروهای
داخل در "سیستم
فکری به
مرکزیت
آذربایجان"
در پیرامون
پلاتفرمی با
نقاط مشترک
مشخص است.
اگر
از زاویه ای
متفاوت نگاه
کنیم،
نیروهایی که
در دنیا برای
دموکراسی
مبارزه میکنند،
میدانند که
بزرگترین
مانع
دموکراسی در
ایران شونیسم
فارس بوده و
تنها نیرویی
که بتواند در
مقابل آن
مقاومت کند "حرکت
ملی
آذربایجان"
میباشد. نگاه
مثبت تمام
دموکراتها به
قرار گرفتن ما
در کانون قدرت
که با وحدتمان
امکانپذیر
است، مورد
انتظار میباشد.
این نشان می
دهد که از طرفی
برقراری
رولبط
دیپلماتیک با
ملتها و از طرف
دیگر مراجعه
به بیاننامه
حق تعیین
سرنوشت ملی
شماره 1541 سال 1960
سازمان ملل
متحد راه را
برای حل منطقی
این مسایل باز
خواهد کرد.
همراه با این
بیانیه،
یادآوری حقوق
اقتصادی،
اجتماعی و
مدنی سند
سازمان ملل
متحدA
2200
به
شماره (XXI)
که در سال 1966
کشورهای عضو
از جمله ایران
- که آذربایجان
جنوبی هم در
ترکیب آن قرار
دارد – امضا
کردهاند،
ضروری مینماید.
تصریح این
پیماننامه در
ضمیمه(1) عیناً
از نشریه AZE/95AH/12 حقوق بشر
سازمان ملل
متحد دفتر
باکو نقل شده
است.
با
توجه به این
موارد وحدت
اشخاص،
موسسات و
تشکلهای
اجتماعی، ملی -
سیاسی که در
راه آزادی
آذربایجان و
حق تعیین
سرنوشت خود
مبارزه میکنند،
در قالب شورای
ملی ضروری به
شمار میآید.
2- شرایط
عمومی
2.1-
شرایط عضویت
در شورای ملی:
تمامی تشکلها
و اشخاصی که "سیستم
فکری به
مرکزیت
آذربایجان" و
این پلاتفرم
را قبول میکنند،
صرفنظر از
وابستگیشان
به هر
ایدئولوژی،
مذهب و جهانبینی
خاص می توانند
در "شورای ملی"
عضو باشند.
تعریف "سیستم
فکری به
مرکزیت
آذربایجان در
ضمیمه شماره(2)
همین پلاتفرم
آمده است. در
هر حال هدف
اساسی از این
اصطلاح عدم
پیروی از
سیاست
شونیستی
فارسگرا در
ایران و
پیوستن به
سیاست
آذربایجانگرا
میباشد.
2.2- مکانیزم
فعالیت اعضای
"شورای ملی":
این
مکانیزم با
تکیه به
استناد
مقررات موجود
در نظامنامه
به دو صورت شکل
میگیرد:
2.2.1- افراد
این
اعضا به عنوان
ناظران بر
اساس برنامه و
نظامنامه "شورای
ملی" فعالیت
میکنند. آنها
در مسیر تکامل
شورای ملی
شرکت داشته و
در راه اهداف
آن به
فعالیتهای
تشکیلاتی،
تبلیغاتی و ...
میپردازند.
2.2.2- تشکلها
تشکلهای
عضو در شورای
ملی با حفظ
استقلال خود
در جهت اهداف
عمومی سازمان
فعالیت میکنند.
فعالیتهای
انجام شده در
شورای ملی با
مرامنامه
هیچکدام از
تشکلهای عضو
مغایر نبوده و
مطابق با آنها
تنظیم می-شوند.
تعداد فعالین
تشکلها در
شورای ملی به
تعداد اعضای
تشکلها بستگی
دارد.
3- الگوی
اتحاد
وحدت
میتواند بر
اساس
ایدئولوژی،
تاکتیک، هدف
مشترک، دشمن
مشترک و ... صورت
بگیرد. همچنان
که در ماهیت
حرکت ملی نیز
وجود دارد،
توجه به درد
ملت بدون
ارجحیت طبقهای
خاص هدف اساسی
تشکیلات
خواهد بود.
راهی
جز وحدت و
اتحاد تحت یک
پلاتفرم واحد
برای حرکت ملی
آذربایجان
متصور نیست.
اگر هم باشد،
اجرای آن
بسیار مشکل
خواهد بود.
"شورای
ملی اتحاد
دموکراتیک
آذربایجان"
به اعتبار
مضمون و نیز به
دلیل
ضرورتهای
تاریخی - به
شرط عدم توجه
صرف به منافع
گروهی از طرف
اشخاص و
تشکلها - مدلی
بسیار مناسب
برای اتحاد
است. نام
اختصاری آن "شورای
ملی" میباشد.
4- اهداف
مشترک
4.1- دیدگاه
عمومی و
پرنسیپها
افکار
عمومی
آذربایجانیها
- به ویژه - در
مورد اهدافی
که پیش روی
شورای ملی
اتحاد
دموکراتیک
آذربایجان
قرار خواهد
داشت، باید در
نظر گرفته شود.
همچنین
بنا به
ضرورتها
مفاهیم اصولی
ذیل مد نظر
خواهند بود:
4.1.1-
اهداف در
چارچوب حقوق
بینالملل
منطبق بر
قواعد و
قوانین
خواهند بود.
4.1.2-
باید
راهکارهایی
جهت کارهای
تشکیلاتی و
تبلیغاتی به
صورت آشکار در
آذربایجان
جنوبی
اندیشیده شود.
4.1.3-
به منظور
دستیابی تمام
گروهها به این
پیوستگی باید
تاکتیکی
مشترک تا یک
نقطه مورد نظر
به کار گرفته
شود.
4.1.4-
قابلیت
انطباق بر
واقعیات،
افکار عمومی
جهان و حوادثی
که در دنیا روی
میدهد، باید
وجود داشته
باشد.
2.4- اهداف:
هر
فرد و تشکل ضمن
فعالیت برای
رسیدن به
مقاصد زیر در
آذربایجان
جنوبی در
قالب "شورای
ملی" تلاش
خواهد نمود.
بعد از رسیدن
به اهداف مورد
نظر کناره
گیری از شورای
ملی و یا تغییر
پلاتفرم ممکن
خواهد بود. به
این منظور
اصول مندرج در
پایان بند 4-3
پلاتفرم عملی
میشوند.
4.2.1- مسئله
اساسی تعیین
سرنوشت ملی
آذربایجان
جنوبی است.
طبق
تعاریف
سازمان ملل
آذربایجانهای
جنوب ملت تلقی
شده و دارای حق
تعیین سرنوشت
میباشند. جهت
درک این
مفاهیم ضمیمه
"3" که خلاصه ای
از گزارش تهیه
شده از بیانیههای
سازمان ملل
توسط دکتر
پروفسور Tom Hoddeji
استاد
دانشگاه
کمبریج آمده
است. آن گونه
که مشاهده میشود،
هر ملت با
تعیین کردن
سرنوشت خود به
وسیله
رفراندم میتواند
با دولت مستقل
دیگر و با حقوق
برابر
فدراسیون
تشکیل داده یا
با کشور دیگری
دولت واحد و
متحدی را به
وجود آورد و یا
مستقلاً به
حیات سیاسی –
اقتصادی خود
ادامه دهد. با
توجه به شرایط
دردناکی که در
اثر سیاست
آسیمیلاسیون
در آذربایجان
جنوبی حاکم
شده است، برای
دستیابی ملت
به هویت حقیقی
مراحل آمادگی
برای رفراندم
نیاز است.
4.2.2-
مرحله آمادگی
برای رفراندم:
در
این مرحله
اعضای "شورای
ملی" فعالیت
خود را بر روی
پنج موضوع زیر
متمرکز میکنند.
بعد از اجرای
این پنج ماده
در جغرافیای
ملی
آذربایجان
جنوبی و گذشت
زمان لازم
رفراندم
عمومی در بین
اهالی این
سرزمین به
اجرا در میآید.
حق
تعیین سرنوشت
ملی به معنای
تعیین موقعیت
خود در بین ملل
دنیا و طبق
اصول بینالمللی
است. روشن است
که رأی ملت
تعیین کننده
شیوه زندگی
خواهد بود.
برای سنجش این
خواسته
رفراندم
مناسبترین
راه خواهد بود.
اما
ملت ما که در
صد سال گذشته
به زبانش قفل
زده شده،
تاریخش تحریف
گشته، مورد
تحقیر قرار
گرفته و هویت
ملیاش غارت
شده است، باید
از مرحله
آماده سازی
برای رفراندم
عبور کند و این
واقعیتی غیر
قابل انکار
است. به این
دلیل همان طور
که در بالا
آمده است،
بندهای زیر به
عنوان مراحل
آمادگی برای
رفراندم قبول
شده و باید
مدتی بعد از
اجرای بندهای
مرحله آمادگی
رفراندم صورت
پذیرد.
4.3- در
دوره آماده
سازی برای
رفراندم
4.3.1-
لازم است 30-25
میلیون
آذربایجانی
که در
جغرافیای ملی
آذربایجان
جنوبی زندگی
میکنند،
خواندن و
نوشتن به زبان
مادری (ترکی)
را از کلاس اول
تا پایان
دانشگاه فرا
گیرند. 10-7
میلیون ترک که
در سایر نقاط
زندگی می
کنند، برای
حفظ زبان و
هویت خود باید
صاحب مدارس به
زبان مادری
شوند.
4.3.2-
باید پخش
برنامه به
زبان ترکی و با
شیوه ادبی آن
از رادیو و
تلویزیون در
جغرافیای ملی
آذربایجان
جنوبی به
مرحله اجرا در
آید. امکانات
لازم برای
فعالیت
دموکراتیک
مطبوعات به
زبان ترکی
باید فراهم
شود.
4.3.3-
زبان ترکی
آذربایجانی
باید مانند یک
زبان رسمی و
دولتی در
جغرافیای ملی
آذربایجان
جنوبی به کار
گرفته شود.
4.3.4-
باید به تبعیضهای
اقتصادی و فقر
در آذربایجان
جنوبی خاتمه
داده شود.
فقر
اقتصادی در
مراکز
آذربایجان؛
تبریز،
اورمیه،
اردبیل و
زنجان به حدی
رسیده است که
اهالی به
دنبال تکه
نانی سرزمین و
خانه خود را
ترک کرده و به
شهرهای دیگر
مهاجرت میکنند.
70 سال تبعیض
اقتصادی
اکثریت بزرگی
را در خط فقر
نگهداشته است.
جهت رفع این
مشکل باید
ظرفیتهای
وسیع اقتصادی
در آذربایجان
جنوبی به کار
گرفته شده و
گرسنگی و فقر
از بین برود.
4.3.5-
باید بیانیههای
"حقوق بشر"، "حقوق
کودک - زن -
کارگر" و
حقوقو سیاسی
سازمان ملل
متحد با تمام
شرایط آن مورد
اجرا واقع
شوند.
بر
اساس این
بیانیهها
تأمین حقوق
زنان طبق
استانداردهای
بینالمللی،
مقابله با نقض
حقوق کودکان
از قبیل تأمین
رایگان
احتیاجات تا
سنین مشخص و
عدم گماردن
آنها به
کارهای سخت،
دستیابی ملت
به شغل و تحصیل
با شرایط
برابر، تأمین
آزادی فکر و
اندیشه برای
همه، شناسایی
فرصتهای
برابر برای
همه انسانها،
حق ایجاد
سندیکاهای
آزاد و
دموکراتیک
کارگری، لغو
حکم اعدام،
تأمین امکان
زندگی، کار و
اندیشه آزاد
برای همه و ...
باید مورد
توجه قرار
گیرند.
دقت!
اهداف
قید شده در این
پلاتفرم فقط
یکسال مانده
به پایان
مرحله آماده
سازی با توجه
به شرایط میتوانند
مور تجدید نظر
قرار گیرند. به
این منظور در
کنگره عادی و
یا اجلاس غیر
رسمی بر اساس
پیشنهادهای
وارده شرایط
جدید تطبیق
داده میشوند.
بدیهی است که
در آن شرایط
پیشنهادهای
مورد قبول
نمایندگان
قابل تأیید
هستند.
5-
مکانیزم
فعالیت شورای
ملی
بنا
بر اصول
دموکراتیک
فوقالذکر
فعالیت شورا
برای دسترسی
به حقوق ملی
باید بر اساس
اصول
دموکراتیک
صورت گیرد. به
منظور تنظیم
دقیق و نتیجهبخش
این فعالیت
بهترین شیوه
باید با شرکت
مردم تعیین
شود. از این
منظرالگوی
فعالیت شورای
ملی پس از
برگزاری
کنگره نخستین
با شرکت
نمایندگان
همه ارگانهای
شورای ملی
تهیه و به
ارگان اجرا
تقدیم میشود.
پس از تقدیم
الگوی فعالیت
توسط ارگان
اجرایی به
مردم و مذاکره
آن، نتیجه
یکبار دیگر
توسط
نمایندگان
تشکیلات مورد
مذاکره قرار
گرفته و شکل
نهایی آن پس از
تأیید به
مرحله اجرا
گذاشته خواهد
شد.
6- پرنسیپهای
همکاری با ملتهای
دیگر ساکن در
کشور
6.1- همکاری با
ملتهای دیگر
تنها بر اساس
احترام
متقابل و
قواعد
دموکراتیک
ممکن است.
6.2-
این همکاری
تنها با شوراها
و اتحادیههای
ملی امکانپذیر
است.
6.3-
ملت ترک
آذربایجان نه
تجاوز میکند
و نه تجاوز
دیگران را
تحمل میکند.
دستهایی را
که برای دوستی
دراز شدهاند،
فشرده و قادر
به عقب راندن
کسانی که
تهدید کننده
هویت ملی و
تمامیت ارضی
آنها باشند،
خواهد بود.
7- مسایل
مالی
هزینهها،
مصارف و مسایل
مالی از طریق
حق عضویت، کمکها
و سایر فعالیتها
تأمین میشود.
8- سیستم
تشکیلاتی
شورای
ملی اتحاد
دموکراتیک
آذربایجان (شورای
ملی) در
زمانهای
مناسب کنگره
برگزار خواهد
کرد. اولین
کنگره در حکم
کنفرانس
تأسیس میباشد.
اشخاص و تشکلهایی
که پلاتفرم
حاضر را تأیید
کردهاند،
کمیته اجرا از
میان خود
برگزیده و
نظامنامه و
برنامه "شورای
ملی" را تهیه
خواهند کرد.
این گروه در
عین حال
کارهای
مقدماتی
اولین کنگره
را نیز باید
انجام بدهند.
نمایندگان
حاضر در
کنفرانس
تأسیس (اولین
کنگره) بعد از
تأیید
نظامنامه
برنامه
پیشنهادی به
اجرا گذاشته
میشود.
9- رمز
شورای ملی
پارچه
آبی رنگ که
سمبل تاریخی
ملت ترک به
شمار میآید،
با ستارههایی
در میان و
تصویری از
ستارخان در
قسمت بالای
سمت راست آرم
شورای ملی است.
ضمایم:
ضمیمه(1):
مواد
اساسی سند بینالملل
در خصوص حقوق
اقتصادی،
اجتماعی و
مدنی (حق تعیین
سرنوشت)
ماده
1:
1-
تمامی ملتها
از حق تعیین
سرنوشت
برخوردار
هستند. آنها با
توجه به این حق
می توانند به
طور آزادانه
حقوق سیاسی
خود را تعیین و
شرایط توسعه
اقتصادی،
اجتماعی و
مدنی خود را
تأمین کنند.
2-
تمامی ملتها
برای رسیدن به
اهداف خود بر
اساس اصل
منافع متقابل
از حق همکاری
اقتصادی بینالمللی
و بدون آسیب
رساندن به
تعهدات که از
حقوق بینالملل
ناشی میشود،
از حق استفاده
آزاد از منابع
و ثروتهای
طبیعی خود
برخوردار
هستند. هیچ
ملتی را در هر
شرایطی نمیتوان
از امکانات
زندگی مخصوص
به خود محروم
کرد.
3-
کشورهای
امضاء کننده
سند مذکور، از
جمله
کشورهایی که
مسئولیت
اداره سرزمینهای
غیر مستقل و
تحت قیمومیت را
دارند، باید
بر طبق مواد
نظامنامه
سازمان ملل
متحد در
راستای اجرای
اصل حق تعیین
سرنوشت
اهتمام نموده
و این حق را
محترم
بشمارند.
تصریح ماده
اول سند با
تصریح ماده
اول سند بینالملل
درباره حقوق
مالکیت و
سیاسی در کل به
همدیگر شباهت
دارند. اصل حق
تعیین سرنوشت
در ماده اول هر
دو سند از
اهمیت ویژهای
برخوردار است.
چرا که اجرای
این حق اولین و
اساسیترین
شرط احترام و
رعایت حقوق
بشر بوده و در
امر تأمین
دفاع از حقوق
انسانی و
تقویت
مکانیزمهای
آن نقش حیاتی
دارد. از زمان
تأسیس سازمان
ملل در سال 1945 در
مذاکره
موضوعاتی از
قبیل
استقلال، عدم
مداخله و
دموکراسی
برای حق تعیین
سرنوشت که در
جامعه جهانی و
سیستم حقوق
بینالملل نقش
محوری داشت،
به عنوان
اولویت اول
توجه ویژهای
شد. حق تعیین
سرنوشت که هم
جنبههای
داخلی و هم
جنبههای
خارجی دارد،
در سالهای
اخیر به جز از
مستعمرات و
کشورهای
اشغال شده در
کشورهای دیگر
نیز به دلیل
درخواست بعضی
گروهها موجب
بروز بحثهایی
شده است. حق
تأمین آزاد
توسعه
اقتصادی،
اجتماعی و
مدنی ملتها
در متن حقوق
مشخص شده سند
آزادی عمل در
فعالیتهای
اقتصادی،
اجتماعی و
مدنی را شامل
میشود.
وظایف
کشورهای عضو:
ماده2:
1-
هر کشورامضاء
کننده سند
مذکور هم به
تنهایی و هم در
همکاری با ملل
دیگر شرایط
لازم برای کمک
و همکاری در
سطوح اقتصادی
و فنی و نیز
مخصوصاً با
وضع و اعمال
قوانین به
منظور تأمین و
اجرای تدریجی
و کامل حقوق
مورد نظر در
سند با
استفاده از
حداکثر
امکانات
موجود خود
مسئولیت
اجرای امور را
به عهده میگیرند.
2-
کشورهای
امضاء کننده
سند مذکور
اجرای حقوق
تصریح شده در
سند را صرف نظر
از نژاد، رنگ،
زبان، دین،
وضعیت سیاسی و
عقیده
متفاوت، منشأ
ملی و
اجتماعی، وضع
مالکیت، تولد
و ویژگیهای
دیگر به دور از
تبعیض متعهد
میشوند.
3-
کشورهای در
حال توسعه ضمن
ارزیابی وضع
حقوق بشر و
تواناییهای
اقتصاد ملُی
میتوانند
میزان تأمین
حقوق اقتصادی
مصرٌح در سند
را برای
افرادی که
شهروند آن
کشور نیستند،
مشخص کنند.
ضمیمه(2):
سیستم
فکری به
مرکزیت
آذربایجان
"سیستم
فکری به
مرکزیت
آذربایجان"
توسط افراد
مختلف به
اشکال
کوناگون
تعریف شده است.
اگرچه بعضیها
کاربرد این
اصطلاح را
صحیح نمیدانند،
با این حال به
دلیل نقش مهمی
که در اتحاد
حرکت ملیمان
میتواند
داشته باشد،
رسیدن به
تعریفی واحد
از این اصطلاح
شایستگی دقت
بیشتری را
دارد. با توجه
به مباحثات
انجام شده میتوان
به این نتیجه
رسید که تعریف
صحیح این
نظریه که از
پایههای
اتحادمان میباشد،
اندیشه
آذربایجانگرا
با تفکر ترک
محوری میباشد.
همگام با درک
ضرورت حل
مسایل ملتهای
منطقه و دنیا
در کل همه
کسانی که حل
مشکل
آذربایجان را
اولویت خود میدانند،
در چارچوب این
سیستم قرار میگیرند.
ضمیمه(3):
مفاهیم
ملت و سرنوشت
ملی
برای
درک مفاهیم
ملت و تعیین
سرنوشت ملی
پذیرش تعاریف
"سازمان ملل
متحد" که بر
اساس نظر
کمیسیونها و
اسناد مختلف
حاصل شده است،
ضروری است.
خلاصه گزارش
که توسط استاد
دانشگاه
کمبریج
پروفسور دکتر Tom
Haddeji
ارایه شده
است، در ذیل
آمده است.
حق
تعیین سرنوشت
از دید
گزارشگران
ویژه سازمان
ملل:
اساس
اسناد سازمان
ملل حوادث
تاریخی و
معاصر (گزارش]
(Critescu اسناد
سازمان ملل [E/CN.
4/Sub. 2/404/rev. 1 (New York, 1981) و
حقوق افراد
منسوب به
اقلیتهای
زبانی، دینی و
قومی (گزارش (Capototorti
]
اسناد سازمان
ملل E/CN. 4/Sub.
2/384/rev. 1 (New York, 1979) [
و مسایل مرتبط
با این دو
مفهوم می باشد.
بر پایه این
گزارشها، هر
جمعیتی که
ادعای به
رسمیت شناخته
شدن و حق تعیین
سرنوشت داشته
باشد، باید
دارای
معیارهای
پیشنهادی (مفهوم
ملت) باشد:
الف)
دارا بودن
زبان، دین و یا
فرهنگ
متفاوت،
ب)
تاریخ و گذشته
متفاوت،
ج)
اراده مبتی بر
حفظ هویت
متفاوت و
اعتماد به
استقلال خود،
د)
دارا بودن
سرزمین واحد و
مشخص،.
متد
تعیین سرنوشت
در عمل:
همه
ملتها از حق
تعیین سرنوشت
برخوردارند.
به واسطه این
حق، حقوق
سیاسی خود را
بطور آزاد
تعیین کرده و
میتوانند
امور
اقتصادی،
اجتماعی و
فرهنگی خود را
آزادانه
اداره کنند.
چارچوب این حق
بر اساس رأی
شماره 1541 مجمع
عمومی سازمان
ملل در سال 1960 پس
از کسب حق
استقلال
سرزمینی بر
طبق یکی از
گزینههای ذیل
مشخص شده است:
الف)
ظهور به شکل یک
کشور حاکم و
مستقل،
ب)
شرکت آزادانه
در دولت کشوری
دیگر در مقام
یک کشور مستقل
(فدرال –
کنفدرال)،
ج)
اتحاد با کشور
مستقل دیگر و
تشکیل کشوری
واحد،.
اگرچه اين قرار در رابطه با سرزمينهای تحت حاکميت واسطههای غير که موضوع گزارشهای خواسته شده بنا بر ماده 37 قانون ملل متحد و با عطف مخصوص وضع شده باشد، با اين حال هيچ منعی برای مشخص گشتن همان موقعيت در مورد تمام ملتهايی که از حق تعيين سرنوشت &