ما اعتراض مي کنيم، پس هستيم            کيان صفری                  1/3/1385

 

   روان شناسان در علت يابي تمسخر و توهين ديگران به دلايل متعددي اشاره مي کنند. عدم بلوغ فکري و سلامت رواني، احساس حقارت، کج فهمي و غلطانديشي از دلايل عمده به شمار مي آيند.

   با لحاظ موارد فوق، توهين کننده ممکن است از سلامت فکري، ذهني و رواني برخوردار نبوده و يا از احساس حقارت شديد رنج مي برد که با تمسخر ديگران سعي دارد بر کمبودها، ناکاميها، نداشته ها و شکستهاي خود سرپوش بگذارد که خودبرتربيني غير واقعي عمدتاً حاصل چنين پديده رواني است. چنانچه ذکر شد، کج فهمي سبب بروز رفتار ناشايست توهين به ديگران ميشود. برخيها شوخ طبعي، طنز و اهانت را از همديگر تشخيص نداده و اين کج فهمي موجبات تمسخر ديگران را فراهم ميکند.

   روزنامه ايران، ارگان رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران با درج مطلبي به اصطلاح طنز در تاريخ 22/2/85 به ميليونها انسان ترک و آذربايجاني اهانت نمود. سؤالی که به ذهن خطور می کند اين است: علت يا علل رفتار اهانت بار اين روزنامه کدامند؟ اين روزنامه عليرغم بروز اعتراضات و انتقادات فراوان ضمن تجرّی و به دور از منطق در نشر مطالب سخيف در روزهاي بعد اصرار ورزيد که آسيب شناسي چنين رويکردي مهم و دقت برانگيز مي نمايد!

   واقعيت امر اين است که تبليغ و ترويج سيستم فکري خاص در 80 سال گذشته از سوي برخي دولتها و جريانهاي فکري و سياسي زمينه ساز بسياري از کج فهميها و غلط انديشيها شده است. ناگفته پيداست که انگاره يک کشورـ يک فرهنگ ـ يک زبان ـ يک ملت پوچ و بي معني است و تلاشهايي که در ابعاد مختلف و با هزاران شيوه ـ از جمله تحقير ديگر ملل ـ براي يکسانسازي صورت مي گيرد، نه تنها کسي را به منزل مقصود نخواهد رساند، بلکه بر مشکلات و نارضايتيها خواهد افزود. در کشوري کثيرالمله همچون ايران به جاي برخورد علمي و واقع گرايانه با مسئله ملي، پيشبرد رويکرد نژادپرستانه و باستان گرايانه از سوي برخي محافل و جريانها نشان از سطحي نگري دارد.

   از اساسهاي تفکر شونيستي تبعيض و تحقير ديگر ملل است. عقب ماندگي اقتصادي آذربايجان در نتيجه سياستهاي تنگنظرانه و تبعيض آلود، اظهر من الشّمس است و تخريب و تضعيف هويت ترکي بی نياز از بازگويي است. جمعيت 30 ميليوني ترک مدرسه اي براي تحصيل به زبان مادري اش نداشته و زبان و ادبياتش در هيچ دانشگاهي آموخته نمي شود، صاحب يک کانال تلويزيوني رسمي نيست و دهها اجحاف ديگر که ذکرشان تکرار مکررات خواهد بود. در اين وانفسا جاي بسي تأسف است که فرهنگ، زبان و موجوديت آذربايجان نه تنها حمايت و تقويت نميشود، بلکه آماج گستاخيها و حملات ويرانگر نيز قرار مي گيرد.

   اهانتهاي مکرر به هويت ترک و آذربايجاني در برنامه هاي مختلف راديو و تلويزيون، مطبوعات و حتي در متون کتابهاي درسي در سالهاي گذشته دردآور و تعجب برانگيز است. در جامعه اي که با وجود آموزه هاي ديني رعايت حرمت و کرامت انساني واجب و ضروري شمرده مي شود، تمسخر و اهانت مکرر به شأن انسانها چه مفهومي مي تواند داشته باشد؟ تکرار اهانتها و عدم برخوردهاي لازم از سوي مراجع ذيربط با مرتکبين هم نکته قابل تأمل ديگري است. به راستي چه بايد کرد؟! در خصوص اهانت روزنامه ايران منطق حکم مي کرد که قبل از وقوع اعتراضات و درخواستهاي مردمي و دانشجويي براي پيگيري مسئولين قضايي و اجرايي کشور که دستگاههاي عريض و طويل نظارتي را در اختيار دارند، بايد با موضوع برخورد مناسب نموده تا شايد بخشي از آسيبهاي وارده را جبران مي کردند. با اين وضع شگفتا که نه تنها با خاطيان هيچ برخورد مناسبي نمي شود، بلکه معترضين و دفاع کنندگان از حقوق اوليه و انساني خويش سرزنش و حتي تهديد مي شوند!

   اقدام روزنامه ايران در اهانت آشکار به هويت ميليونها ترک مسلمان و ملت آذربايجان را مي توان از مصاديق بارز "تروريسم فرهنگي" قلمداد و مراجع قضايي بايد با اين "جنايت فرهنگي" برخورد لازم معمول و مسبب يا مسببين آن را به عنوان جنايتکار فرهنگي معرفي و مجازات کنند.

   اهانت نشريه مذکور يک روي سکه است و روي ديگر سکه قيام و اعتراض آگاهانه و مدني اقشار مختلف ملت به خصوص دانشجويان و دانشگاهيان آذربايجاني است. در حالي که به دلايل متعدد بر فضاي سياسي ـ اجتماعي کشور رکود نسبي حکمفرماست، اعتراضات گسترده اما آرام دانشجويان آذربايجاني در سنگرهاي علم و آگاهي ـ عليرغم گذشت ده روز از انتشار مطالب موهن ـ که همچنان ادامه دارد، نشان داد، دانشجويان در بطن جنبش دانشجويي همچنان پيشقراولان حرکت ملي آذربايجان بوده و در دفاع از مرزهاي کرامت، حرمت و هويت انسان آذربايجاني و منافع ملي اش مصمم و با اراده هستند. برگ زرين ديگري بر تاريخ اين مرز و بوم در دفاع از برابري، عدالت، دمکراسي و شأن انساني افزوده مي شود و آذربايجان بايد به خاطر پرورش نسلي آگاه در دامان خويش بيش از پيش بر خود ببالد.

   اعتراض به شکل آرام و مدني حق هر شهروندي است. نهاد و فطرت آگاه هر انساني در برابر اهانت و تحقير ملي توانايي سکوت و بي تفاوتي را ندارد. امروز با هر ترک و آذربايجاني که هم صحبت شوي به اقدام اهانت آميزي که بر عليه هويت و مدنيتش صورت گرفته، معترض است. اين اعتراض نشانگر عمق آگاهي و شعور فرهنگي و سياسي ملت آذربايجان و شکست برنامه هاي تمامي جريانهاي فکري و سياسي است که نابودي زبان و هويت ترکي و آذربايجاني را در سر مي پرورانند. آذربايجان و آذربايجاني اعتراض مي کند، چون واقعيتي غير قابل انکار است.

   نکته اي که نمي توان به سادگي از کنار آن گذشت، خودداري از هر گونه خشونت ورزي در اين اعتراضات است. به نظر مي رسد که قشر آگاه و متعهد دانشجويي، دانشگاهي و فعالين هويت جو به لحاظ درک عميقي که از شرايط موجود دارند، راه را بر هر گونه اقدام نسنجيده بسته و امکان هر گونه سوء استفاده احتمالي را از بدخواهان خواهد گرفت.

 

کیان صفری از دانشجویان فعال آذربایجانی دهه هفتاد در دانشگاه تبریز

گله جک بیزیمدیر