همگام با سایر شهرهای آذربایجان

دانشگاه آزاد سویوق بولاق به دفاع از شان تورکها برخاسته است

 

براساس اخبار رسیده، دانشجویان دانشگاه آزاد سویوق بولاق(مهاباد)، اقدام به تهیه طومار اعتراض آمیز شدیدالحنی علیه اهانتهای تعفن بار روزنامه ایران در مورد زبان تورکی و ملت آذربایجان نموده و با سایر دانشگاههای این ایالت اعلام همبستگی کرده اند.  گفته می شود تاکنون بیش از 600 تن از دانشجویان تورک این شهر آذربایجانی، مبادرت به امضا این طومار نموده اند.

دربرخی از گزارشها از احتمال آغاز تحصن قریب الوقوع در این دانشگاه  خبر می رسد.

 

تورک میللتچی...سویوق بولاق

بنابه اخبار واصله فردا شنبه دانشجویان سراسری و آزاد دانشگاه های زنجان با هماهنگی یکدیگر در اعتراض به اقدام موهن روزنامه ایران جاده سراسری تبریز-تهران را مسدود خواهند کرد   

برلین شهرینده کاریکاتورا قارشی اعتراض نمایشی

 

شنبه گونو مای آیی نین 27 – ده ساعات 19 – 17  آراسیندا برلین شهرینده یاشایان آذربایجانلیلارایرقچیلیغا قارشی اولان آلمان تشکیلاتلاریله بیرلیکده  ایران اسلام جمهوروسو ائلچی لی قارشیسیندا اعتراض نمایشی کئچیره جکلر. اعتراض ایران اسلام جمهوروسونون رسمی فاشيستی "ایران" غزه تینده  تورکلره اولان  تحقیر و توهینلره قارشی اولاجاق . بوتؤ سویداشلاردان دعوت اولوربو نمایشده اشتراک ائدیب و اؤز نیفرتلرینی فارس شوونیزمینه و اونون حامی سی اولان دیکتاتور اسلام جمهوروسو رژیمینه بیلدیرسینلر.

یاشاسین آذربایجان !

یاشاسین تورک وارلیغی !

 

گونئی آذربایجان ملّی اویانیش حرکاتی نین اوروپا تشکیلاتی

تدارکات کمیته سی طرفیندن

برلین – احمد یزدانی

 

 

آدرس :

Botschaft der islamische Republik İran

Podbielskiallee 65-67

14 195 Berlin

U- Bahn Podbielskialle

Saat : 17-19

Gün : 2006-05-27

اگر تورک نبود، حیاء هم نبود!

 

اهانت بی شرمانه روزنامه ایران به ملت صبور، محجوب و مظلوم آذربایجان به حدی شنیع، مهوع و متعفن است که می تواند تمامی انسانهای مودب   اقصی نقاط  جهان را به خشم  وا دارد.

در کجای جهان میتوان سراغ گرفت یک روزنامه رسمی، همه صفحه کودک و نوجوان خود را به بیان مطالبی اختصاص دهد که سراسر مملو از کلمات و مفاهیم کثیف، زشت و مشمئز کننده است؟!

این چه روزنامه زبون و چه ادبیات منفوری است که با بکارگیری مبتذلترین جملات، به کودکان و نوجوانان معصوم و تشنه ادب و اخلاق می آموزد که جهت امحاء نسل سوسکهایی که تورکی صحبت می کنند بهتر است ازرفتن به توالت اجتناب کنید؟!

چرا مدیرمسئول روزنامه ایران به رغم مشاهده اعتراضات وسیع دانشگاهیان علیه اهانت زننده روزی نامه اش، به خود اجازه میدهد که بگوید «دیگر عذر خواهی نخواهیم کرد» و سپس در اهانتی بزرگتر در تاریخ 29اردیبهشت، درست در همان صفحه، عکس العملهای طبیعی و بدیهی ملت آذربایجان را در بستر ادبیاتی متعفنتر از قبل، به تمسخر گیرد؟!

در واقع اهانت رکیک و مکرر روزنامه ایران به تورکها را می توان نقطه عطفی در پروژه طولانی مدت تحقیر و تضعیف اقوام و ملل غیر فارس زبان ایران دانست.

دهها سال است که «سید کریم» های کافه های فساد و« ماهی صفت» های مجالس کساد، از یکطرف و فروغی های فاشیست و ورجاوندهای شوونیست از طرف دیگر، دست به دست هم داده اند تا از طریق تحقیر زبان و قومیت تورک و تحریف تاریخ و تمدن ملت آذربایجان، پایه های حمیت تورکی و مایه های غیرت آذربایجانی را بخشکانند.

اما مشتی رجاله چگونه می توانند زبان قوی وغنی وهمچنین تمدن قدیم وعظیم ملت آذربایجان را به سخره گیرند، تحقیر کنند و تضعیف بنمایند؟!

موسسه   فرهنگی ستارخان، ضمن محکوم کردن اقدام نفرت انگیز روزنامه ایران اعلام می دارد:

1-     آنچه که روزنامه ایران مرتکب آن شده است تحت عنوان یک جنایت فرهنگی، توسط یک گروه حقیقت یاب دولتی مورد تحقیق و تفحص قرار گیرد،

2-     قوه قضایه موظف است با تمام قدرت و بدون ذره ای اغماض، با عوامل این جنایت شنیع فرهنگی برخورد کند،

3-     نمایندگان مجلس شورای اسلامی موظف به پی گیری موضوع این اهانت متعفن بوده وضروری است جهت   دفاع از حقوق موکلین خود به ابزارهایی چون طرح سئوال و استیضاح متوسل شوند.

موسسه فرهنگی ستارخان ضمن حمایت قاطع از تمام اعتراضات مدنی دانشگاهیان و دیگر اقشار مردم آذربایجان اعلام می دارد که تا حصول به همه خواسته های معترضین، مجدانه پی گیر این موضوع بسیار مهم خواهد بود.

حیاء، ادب ومتانت مشخصه های اصلی فرهنگ ملت تورک آذربایجان است. موسسه فرهنگی ستارخان، ضمن اعلام احترام عمیق به همه هموطنان آزاده، نفرت شدید خود را از شوونیسم ابراز می دارد و بر این جمله قصار اجدادی تاکید می کند:

براستی اگر تورک نبود، حیاء هم نبود!

 

 

 بیانیه موسسه فرهنگی ستارخان

 

طومار زیر به امضای بیش از ۲۵۰۰ تن از دانشجویان واساتید دانشگاه آزاد مراغه رسیده است

متن طومار بدین شرح است:

ما جمعی از دانشگاهیان دانشگاه آزاد مراغه ضمن محکوم کردن توهین به ترکها در روزنامه ایران(ارگان رسمی دولت جمهوری اسلامی)،اینگونه اقدامات موهن از سوی هر ارگان رسمی که باشدرادر جهت تقرفه دانسته و خواهان پاسخگویی دولتی که با شعار عدالت پا به عرصه گذاشته است می باشیم

بدیهی است که چنین اعمالی نه تنها ربطی به عدالت ندارد بلکه نشان دهنده تفکرات به شدت شوئونیستی و فاشیستی در گردانندگان وحامیان روزنامه مزبور است

ما خواهان برخورد شدید با اهانت کنندگان به سی و پنج میلیون ترک آذربایجانی در نشریات سراسری وتوقف توهین به ترکها در صدا وسیما می باشیم

 

در شب عید 729مین سالگرد رسمیت زبان تورکی،اهانت روزنامه ایران به تورکها حساب شده بود

 

تورک سئور

 

اهانت شنیع روزنامه ایران به زبان و هویت ملت تورک آذربایجان، اقدامی کاملا هدایت شده و تعمدی است.

روزنامه ایران جمعه مورخه 22/2/85 در شرایطی تورکها را به سوسک ِ مدفوع خوار تشبیه کرده و خواهان عدم قضای حاجت ِ فارس زبانها برای ریشه کنی نسل آنها شده است که درست فردای آنروز مقارن با 729مین سالگرد رسمیت زبان تورکی بفرمان قارامان اوغلو است. این روز بزرگ در جهان تورک به نام «دیل بایرامی» معروف بوده و جشن گرفته می شود.

لازم به ذکر استکه در 13 ماه مه 1277(برابر با 23 اردیبهشت ماه)، فرمان بسیار مهمی توسط   قارامان اوغلو یکی از پادشاهان سلجوقی در شهر قونیه صادر شد که نقطه عطفی در تاریخ زبان و ادبیات تورکی محسوب می شود.این فرمان عبارت بود از:

بو گوندن سونرا دیواندا، درگاهدا و بارگاهدا، مجلیسده و مئیداندا، تورکجه دن باشقا دیل قوللانیلمایاجاغدیر. 

اکنون به سختی می توان باور کرد که بین اهانت متعفن روزنامه ایران و این جشن بزرگ ارتباطی وجود نداشته باشد.

 

اگر می خواهید آذربایجان آرام شود وزیر ارشاد را عزل کنید

 

اعتراضات ملت آذربایجان علیه اهانت شدیدا مشمئز کننده روزنامه ایران، اعتراضاتی کاملا مردمی ، خودجوش و البته آگاهانه است.

تجمعات و تظاهرات  سریع و وسیعی که از روز دوشنبه در شهرهای تبریز، اردبیل، اورمیه، زنجان، مراغه، قزوین، خوی، بناب، سراب، کرمان، اصفهان، همدان، خلخال، نقده، قوشاچای ... صورت گرفته و همچنان ادامه دارد صرفا به معنای اعتراض به اقدام موهن یک روزنامه فاشیستی نیست.

دست کم طی 28 سال گذشته که ملت آذربایجان خالق قیام 29 بهمن، عامل پیروزی 22 بهمن، فدائی جنگ ایران و عراق و... بوده اند با حیرت شدید و البته صبری عمیق، شاهد تحقیر بی شرمانه زبان و فرهنگ و نیز تحریف وقیحانه تاریخ و هویت خود از سوی نهادهای حکومتی و یا مراکز پان فارسیستی وابسته بوده اند.

طی این مدت هیچ دولتی در قبال این نسل کشی فرهنگی نه تنها از خود واکنش نشان نداده بلکه تا حد ممکن امکانات سخت افزاری و نرم افزاری لازم را جهت پیشبرد هر چه بیشتر این پروژه دراختیار کارگزاران شونیسم قرار داده است.

متولیان امر فرهنگ در ایران، بارها زبان فارسی را به رغم اختصاص آن به اقلیت فارس زبان، رمز وحدت و هویت ملی ایران(کثیرالمله) دانسته و برای رشد و گسترش ان در کشور و اقصی نقاط جهان بودجه هنگفتی را اختصاص داده اند.

اما متولیان مذکور نه تنها تاکنون هیچ کمکی به اجرای اصل کم ارزش 15 قانون اساسی در راستای تعلیم زبانهای دیگر ملل و اقوام ایران نکرده اند بلکه در کمال تعجب، بخش بزرگی از امکانات فرهنگی این مملکت را به منظور فارس سازی مناطق غیر فارس نشین و اضمحلال برخی از زبانهای کثیرالانتشار و  علی الخصوص زبان تورکی با 30 الی 35 میلیون متکلم صرف کرده اند.

همچنین متاسفانه صحنه گردانان امور فرهنگی این کشور با تنگ نظری و کوته بینی های مشهود خود همانند دوران پهلوی بصورت آشکاری در باتلاق پان فارسیسم در غلطیده اند.

در حال حاضر آریا گرائی، کوروش پرستی و فردوسی ستایی افراطی به حدی در لایه حاکمان رسوخ کرده است که شعار تیم ملی را ستارگان پارسی می گذارند، در تعریف کوروش از پیغمبر اسلام (ص) هم عبور می کنند و فردوسی و شاهنامه را اساس ایرانیت معرفی می کنند.

مثلا اقای صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در کابینه ای که به شدت به اصول گرایی معروف است و خود او نیز بیش از هر وزیر دیگری شهره به فوندامنتالیسم شیعه می باشد در 25 اردیبهشت ماه در همایش «پژوهشی در آثار و احوال فردوسی» گفته است:

  «فردوسی‌زدایی مقدمه ایران‌زدایی و حماسه‌زدایی از این سرزمین و ملت است. دولتهای زورمدار و سلطه‌گر زمانی که قصد کشوری را می‌کنند، باید پیش از آن ارزش‌های اخلاقی و باید و نبایدهای آن را بزدایند و روح حماسی را در آنان بمیرانند تا راحت به مقاصد خود دست یابند.

او حمله کردن و فحش و ناسزا دادن به فردوسی را نمونه‌ای از چنین اقدامات دانست و افزود: اقدام علیه این شخصیت برجسته ادبی ایران زمین مقدمه‌ای بود برای آنکه کشور را به دشمن بسپاریم.

وی ادامه داد: حمله به فردوسی در واقع حمله به همان پشتوانه‌های غنی اعتقاد ملی و هجمه علیه کسی است که در تمامی صفحات و جای جای اثر بی‌نظیرش (شاهنامه) یاد و نام خدا موج می‌زند.»

این در حالی است که فردوسی به دلیل مجموعه ای از اشعار غیر عقلانی، غیر مردمی، قدرت ستا، زن ستیز و ضد قومی اش از جایگاه محبوبی در بین اقوام غیر فارس ایران بخصوص تورکها، اعراب و مازندرانیها برخوردار نیست.

اکنون چنین وزیری مسئول خبرگزاری جمهوری اسلامی و نیز روزنامه دولتی ایران است.

بنابراین مسئولیت آن چه که در روزنامه ایران جمعه نوشته شده است تنها بر عهده مسئولین مستقیم این مجموعه نیست. بی تردید نقش شخص وزیر ارشاد و سیاستهای قوم گرایانه اش بیش از پیش در این افتضاح تاریخی مشهود است.

در وهله اول توقیف کوتاه مدت روزنامه ایران و ضرورت برخورد قضایی با همه عوامل متهم این اهانت رکیک امری کاملا بدیهی است.

همچنین اگر مسئولین می خواهند که آذربایجان خشمگین آرام گیرد بهتر است بسرعت مقدمات استیضاح و عزل وزیر ارشاد را مهیا کنند و به رییس صدا و سیما نیز در خصوص قطع برنامه های نژاد پرستانه و قوم ستیز اخطار کاملا جدی دهند.

 

ائلشن اکینچی

هويت پنهان

(پيرامون اعتراضات اخير در آذربايجان)

عليرضا جوانبخت قولونجو

quluncu@gmail.com

 

آيا نويسنده مطلب "چه كنيم تا سوسكها سوسكمان نكنند" كه در روزنامه ايران روز جمعه 22 ارديبهشت به عنوان طنزي براي كودكان چاپ شد، مي دانست كه بعد از مشاهده نوشته اش توسط تركهاي آذربايجان چه اتفاقي خواهد افتاد؟ آيا او خبر داشت كه تنها بعدِ چند ساعت از خوشحالي به خاطر چاپ مطالبي كه براي خنداندن مخاطبش نوشته بود، در موقعيتي قرار خواهد گرفت كه  ممكن است هر انسان داراي حواس پنجگانه را به گريستن وادارد؟ آيا سردبير و يا هر فرد ديگري كه مسئول كنترل چنين صفحاتي در ارگان رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران است، هنگام كنترل اين مطالب احتمال تحريم روزنامه در بسياري از شهرهاي آذربايجان را پيش بيني مي كرد؟

 

شكي نيست كه هيچ كدام نمي دانستند. زيرا كم اهميت ترين بعد لطمات آن نوشته، يعني زيانهاي مادي ناشي از تحريم روزنامه به نوبه خود ضربه سنگيني بر اين روزنامه وارد كرده است، اگرچه روزنامه ايران منبعي غني همچون بيت المال را جهت تأمين منابع مالي خود در اختيار دارد.

 

مي پذيريم كه هيچ انساني اهانت را تحمل نمي كند، خصوصاً اگر لبه تيز اين اهانت، ارزشها و هويت ملي و فرهنگي او را هدف قرار داده باشد. با اين وجود خيلي ها _ مثلاً من كه تا حدودي از نزديك با مبارزه هويت طلبانه تركهاي آذربايجان مرتبط هستم _ با مشاهده خيزش دانشجويان آذربايجاني در دفاع از ارزشهاي ملت آذربايجان به شدت غافلگير شدند.

 

در طول اين سالها شاهد اهانت هاي بيشماري بودم كه بر ملت آذربايجان روا داشته اند. اهانت هايي كه به هيچ وجه كمتر از اين آخري نبوده است. بگذاريد مثالي بگويم؛ چند ماه قبل برنامه اي تلويزيوني به اسم صندلي داغ را از كانال 2 تلويزيون ايران تماشا مي كردم، مجري (مجري هنر پيشه اي به اسم احمد نجفي بود، او كلمه "ايروني" را طوري تلفظ مي كند كه خواهي نخواهي متوجه مي شوي ايراني مورد نظر او شخصي است كه به شدت به كورش و فردوسي و ن‍ژاد آريا عشق مي ورزد) از مهمان برنامه كه گوينده خبر در تلويزيون و ترك آذربايجاني است، پرسيد كه اهل كجاست؟ و او جواب داد كه ترك هستم ولي مجري با حالتي ملامتگر اظهار داشت كه چنين اشتباهي از او بعيد است و از اين پس بايد خود را آذري بنامد. يعني مقابل چشمان هزاران آذربايجاني به يك خانم تحصيلكرده ترك آذربايجاني گفته شد كه تا كنون در مورد هويت خود اشتباه مي كرده است و او بايستي هويت خود را با كلمه اي بيان كند كه پدران و مادرانش هيچ وقت آن را نشنيده بودند.

 

و بسيار است اهانت هايي از اين قبيل و تمامي آنها از تريبونها و رسانه هايي صادر مي شود كه از بيت المال براي آنها هزينه مي گردد و در صورت رعايت حدافل حقوق شهروندي تركهاي آذربايجان همين رسانه ها بايستي در خدمت ترويج و گسترش زبان تركي و فرهنگ آذربايجاني مي بودند.

و درون همين رسانه ها اسباب پيشرفت فرزنداني از همين مرز و بوم نيز فراهم است و البته لازمه آن چشم بستن در برابر تحريفات آشكار و پنهان تاريخ و هويت آذربايجان و حتي معاونت در تخريب اين فرهنگ است، فرهنگي كه فارسِ غالب خرده فرهنگ مي نامدش.

 

به دليل مشاهده اين اهانت و نديدن عكس العملي و هزاران دليل ديگر كه در اين گفتار نمي گنجد، اين جوشش قشرهاي مختلف در آذربايجان_ كه ادامه هم دارد_ در اعتراض به روزنامه "ايران" بسياري را غافلگير كرد. دهها هزار دانشجوي آذربايجاني در شهرهاي اورميه، تبريز، اردبيل، تهران، همدان، زنجان، قزوين و... تحصن اعتراض آميز برگزار كردند، روزنامه مذكور در بسياري از شهرهاي آذربايجان تحريم شد و ...

 

با اين حال اين موجهاي خيره كننده در عين ماهيت غافلگير كننده خود دليلي نه چندان پنهان نيز داشت، و آن متفاوت بودن توهين اخير از حيث قابل فهم بودن براي تمام اقشار اعم از آگاهان مسائل فرهنگي و افراد عادي با اهانت هاي حتي شديدتر قبلي بود. اگر اهانت هاي روزهاي گذشته هويت فرهنگي و ملي آذربايجان را هدف قرار مي داد _ مفاهيمي كه در جوامع رشد يافته از منظر شعور ملي ملموس هستند_ توهين اخير بي واسطه به شخصيت انساني ترك آذرزبايجاني حمله كرده بود.

 

اتفاقات اخير خيال بسياري از روشنفكران آذربايجاني را كه از بحران هويت انسان آذربايجاني رنج مي بردند آسوده كرد. روشنفكراني كه به خاطر آنچه كه "بي تفاوتي تركهاي آذربايجان نسبت به حملات مكرر به هويت ملي آنان" مي ناميدند تا حدودي دچار يأس شده بودند.

 

اين بار بايد_دوست و دشمن_ همه قانع شده باشند كه آذربايجاني به پاسداشتِ هويت خود اهميت مي دهد. اما اين اهميت دادن در مورد ابعادي از هويت ملي اوست كه با شخصيت انساني او عجين شده باشد. از اينرو در شكلگيري تيپ مدرن انسان آذربايجاني مسائلي است كه بايد در مركز توجه قرار گيرد. لازم است براي او نه فقط مشخص  بلكه ملموس هم بشود كه نداشتن حتي يك كلاس درس در مدارس، نداشتن حق خواندن و نوشتن به زبان مادري، تحريف نام ملتي با سابقه بسيار كهن و ... بزرگترين توهينهايي است كه ممكن است در قرن حاضر بر ملتي روا گردد.

 

ملموس كردن چنين واقعيتي تنها با آگاه كردن بيشتر و هر چه بيشتر ترك آذربايجاني و آشكار ساختن ابعادِ ممكن است، او بايد تاريخ، فرهنگ و زبان خود را به خوبي بشناسد، در نهايت در مسير سيستم فكري به مركزيت آذربايجان قرار گيرد. و همين مسأله نيز جهتگيري آتي فعالان سياسي و فرهنگي آذربايجان را  مشخص مي كند.

 

29 ارديبهشت 1385

اورميه