اخبار از
مراغه
دانشجویان
دانشگاه
آزاد مراغه
نیز همگام با
سایر
دانشجویان
ترک
دانشگاههای
کشور امروز به
اطلاع رسانی
در مورد مطالب
شوئونیستی
وضد
انسانی روزنامه
ایران
پرداختند
دانشجویان
قصددارند
فردا
چهارشنبه راس
ساعت
13 اقدام به
تجمع نمایند
وبه این عمل
روزنامه
ایران اعتراض
کنند
دانشجویان
دانشگاه
مراغه پس از مشاهده
توهین
شوئونیست
ایران امروز را
در جوش وخروش
به سر بردند.
تبریز
دانشگاهیندا
ایران گونده
لیگینه قارشی
وئریلن
شعارلار
6300 نفرلیک
متینگ ساعات 11.30
دان
باشلایاراک
ساعات 14 قده ر
سه شنبه گونو
26/2/1385 دوام
ائتمیشدیر. و
ئریلن
شعارلار
ایچینده
بونلار گوزه
چارپیردی
هارای
هارای من
تورکم
آزادلیق
آزادلیق
تورکون
دیلی اولن
دئییل فارس
دیلینه چونن
دئییل
توتولانلار
آزاد اولسون
ائرمنی محکوم
اولسون
گونش هله
سونمه ییب
تورکون دیلی
اولمه ییب
یاشاسین
آذربایجان
بو متینگ
ده 2 دفعه
آذربایجان
میللی مارشی
اوخونموشدور/
تبریز
دانشگاهی,
غلوم تربیتی
تویرنجی سی،
حسین.الف
سه شنبه
نهاردان
سونرا
بسمه
تعالي
افسوس وصد
افسوس...
تا كي بايد
افسوس خورد و
هيچ نگفت.باز
هم تحقير وباز
هم نيرنگ وباز
هم …..
سكوت
تاكي؟!
بار
ديگرشوينيست
چهره ي زشت
وپليد خودرا
ازپشت پرده
هاي ريا و
عدالت وآزادي
هويدا ساخت.
دانشجويان
عزيز
وانسانهاي
خردمند ومنصف
پس از
توهينات
وتحقير هاي
صداو سيما ،
شوينيست
درروزنامه ها
نيز رخنه كرد
روز 22اريبهشت
ماه روزنامه ي
ايران اقدام
به چاپ
كاريكاتور
مغرضانه اي
كرد كه ذهن
انسانهاي
آزاد انديش را
به ستوه ودرد
مي آورد . در
اين شماره ما
شاهد آن هستيم
كه به هويت
وفرهنگ ملتي
عظيم اهانت
شده است و اين
سوال بي جواب
باز در اذهان
تداعي مي شود
براي چه وتا
كي؟؟!!
آيا
روزنامه هاي
آذربايجاني
توقيف مي
شوندتا
روزنامه هاي
ديگردرفضايي
بهتر رسالت
خود را به
انجام رسانند
؟؟!!
آيا رسالت
آنان اهانت به
شعوروحيثيت
انسانهاست
واي بر كساني
كه راز بقاي
خويش را
درتحقير
ديگران مي
دانند وايمان
به انسانيت
خود را به دشمن
مي فروشند؟
جمعيت
اسلامي
دانشجويان
دانشگاه
زنجان همچنان
كه در قبال
توهين نشريه ي
دانماركي _از
سوي غير
مسلماناني كه
داعيه حكومت
علوي ندارند _به
ساحت پيامبر
اعظم
واعتقادات
مسلمانان را
محكوم كرده
اين بار نيز
اين عمل
قبيحانه
روزنامه
ايران را كه
درجمهوري
اسلامي
اجازه
نشردارد را
محكوم كرده
وخواهان
توقيف
روزنامه ضد
ايراني ايران
را دارد .وباز
هم سئوال كه چه
دستهايي در
پشت پرده وجود
دارد كه مي
خواهد شيعيان
ومسلمانان
تورك ايران
راتحقير كند.
چه سودي براي
آنان وجود
دارد؟؟
سه شنبه 26
اردیبهشت 1385
ایران:
غلط کردم
آذربایجان:
بهیچوجه کافی
نیست
متعاقب
اوج گیری
مبارزات ملت
آذربایجان
علیه
کاریکاتور و
متن به شدت
اهانت آمیز
روزنامه
ایران،
مسئولین این
روزنامه بیش
از پیش دچار
وحشت شده
و در شماره
روز
چهارشنبه (27
اردیبهشت ماه
1385) و در صفحه
اول، با مطلبی
تحت عنوان «حرمت
ایرانی » از
کاریکاتور و
متن اهانت
آمیز مذکور به
با لحن
متفاوتی
عذرخواهی
کرده است.

اما
آیا می توان
چنین اهانت به
شدت رکیکی را
با یک
عذرخواهی و یا
حتی یک «غلط
کردم» غلیظ،
تمام یافته
تلقی کرد؟!
اکثریت
آذربایجانی
ها معتقدند طی
هشتاد و پنج
سالی که از
حاکمیت رژیم
کودتایی فارس
بر ایران می
گذرد ملل
ایران بخصوص
ملت تورک
آذربایجان،
به انحاء
مختلف آماج
قتل عامهای
خونین،
تحریفهای
سخیف و
فحاشیهای
خفیف شوونیسم
هار فارس
قرار گرفته
اند.
لهذا
آنچه که در
روزنامه
ایران بعنوان
اهانتی رکیک و
کریه علیه
زبان، هویت و
فرهنگ تورکان
آذربایجان به
منصه ظهور
رسیده است هر
گز یک حادثه
صرف نیست بلکه
به منزله فاز
جدیدی از
پروژه سازمان
یافته ای است
که طی دوران حاکمیت
غاصبانه
فاشیستهای
فارس، تحت
برنامه تورک
ستیزی کلید
خورده است.
در
واقع وقتی صدا
و سیما،
مطبوعات
فارسی، کتب
درسی،
سایتهای
فارسی زبان
اینترنتی،
انتلئکتوئلهای
کوکلوس کلن
آریایی و حتی
شماری از
آخوندهای
متحجر فارس،
دنیا را از
زاویه نژاد
برتر آریان و
خون پاک پارسی
می بینند و
انواع و اقسام
دروغها و
اهانتها را
متوجه تورکان
می کنند چگونه
می توان سکوت
کرد و تنها به
یک عذرخواهی و
حتی «غلط کردم»
بسنده نمود؟!
تا
زمانی که در
ایران
آپارتاید،
تورک را « ترک
خر» میگویند،
زبان و فرهنگ
ما را رسما در
صدا وسیما
تحقیر می کنند
و از صدر تا
ذیل مجامع
فارس گرا،
جوکهای به شدت
رکیکی علیه
تورکها،
گیلانیها و
عربها می
گویند قطعا
سکوت و سکون در
برابر چنین
اهانتهایی به
معنای خفتی
بزرگ برای
تورکان
غیرتمند
آذربایجان و
دیگر ملل
تحقیر شده
ایران است.
من
یقین می دانم
آنچه که در
روزنامه
ایران روز
جمعه، تحت
کاریکاتور
موهن مذکور
نوشته شده است
به منزله پرده
برداری از
پروژه نژاد
کشی مخوفی
علیه ملت
آذربایجان
است که اکنون
در قالب طنزی
رکیک ارایه می
شود.
در
این مقطع حساس
تنها اقدامی
که می تواند
سبب تشفی خاطر
ملت خشمگین
آذربایجان
شود توقیف
روزنامه
ایران و
همچنین محاکمه
کاملا علنی
مدیر مسئول،
سردبیر صفحه،
طراح
کاریکاتور و
نویسنده متن
صفحه است.
یاشار
غازیانلی
بسم الله
الرحمن
الرحيم
یا
ایهاالذین
امنوا لایسخر
قوم من قوم... (حجرات، 11)
یا
ایها الناس
انا خلقناکم
من ذکر و انثی
و جعلناکم
شعوبا و قبائل
لتعارفوا ان
اکرمکم
عندالله
اتقیکم (حجرات،
13)
در
متون اسلامی و
قانون مجازات
اسلامی توهین
به یک «شخص» با
ضمانت اجرای
کیفری مواجه
است، چگونه
توهین به
فرهنگ چندین
میلیون
شهروند ترک
این سرزمین
نادیده گرفته
می شود؟!
احترام به
هویت و فرهنگ
ملی از حقوق
اولیه
انسانها در
سرزمینهای
چندملیتی است.
در حالی که بیش
از 200 سال از
تدوین اسناد
حقوق بشری
مبتنی بر
احترام به کرامت
انسانها
میگذرد، و
همین گونه رفع
ستم ملی و قومی
دوران پهلوی
از اساسی ترین
آرمانهای
انقلاب مردم
ایران در سال 1357
بود، هنوز حق
برابری و
کرامت
انسانها در
این سرزمین
پایمال می شود.
توهین شرم
آور و
شوونیستی
برنامه ریزی
شده در
روزنامه
ایران -
ارگان رسمی
خبرگزاری
جهموری
اسلامی ایران (که
با هزینه
بودجه عمومی
بایستی در جهت
اعتلابخشی
فرهنگ مردم
این سرزمین و
ازجمله
آذربایجانیها
گام بردارد)-
یادآور
دیدگاه های
قرون وسطایی
برتری بینی
قومی و انحصار
گرایانه
فارسی در قرن
بیست و یکم و
در دوره دولت
مهرورز! نشان
از دروغ بودن
شعار برابری
اقوام و
فرهنگها در
این کشور دارد.
در حالی که
عقب ماندگی
اقتصادی و
اجتماعی و
تبعیضهای
رواداشته شده
بر اقوام
غیرفارس
ایران نیاز
شدید به جبران
وضعیت اسفبار
آنان را اقتضا
میکند، این
عمل شرم آور بی
شک آنان را به
بهبود این
وضعیت در دولت
جمهوری
اسلامی مأیوس
می نماید.
بدینوسیله
ما دانشجویان
ترک دانشگاه
علامه
طباطبایی
تهران ضمن
محکوم کردن
این عمل
شوونیستی و
نژادپرستانه
که به کرات در
جراید و رسانه
های عمومی
دیده می شود،
خواهان موارد
زیر هستیم:
1.
برخورد
قاطعانه و
محاکمه رسمی
عاملان
انتشار این
کاریکاتور
موهن چاپ شده
در مورخه
22/2/ 1385 و عذر
خواهی رسمی
مدیر مسئول
روزنامه
ایران و انجام
اقدامات
لازم جهت
دلجویی از
مردم
آذربایجان،
2.
رعایت
اصول متضمن
برابری اقوام
در قانون
اساسی و وضع
قوانین
پیشگیرانه
جهت جلوگیری
از توهین به
هویت ملل
ایرانی،
3.
بسترسازی
اجتماعی و
فرهنگی برای
ریشه کنی هر
گونه برتری
بینی قومی و
نهادینه سازی
فرهنگ برابری
نگری و احترام
به هویت
دیگری،
4.
جبران
عقب نگه
داشتگی
اقتصادی و
اجتماعی
اقوام غیر
فارس ایران.
سهيل
تقديم مى كند
چه
كنيم كه سوسك ها
سوسكمان
نكنند؟
|
|
|
|
ماه
خرداد كم كم
نزديك مى شه و
فصل امتحانات
داره از راه مى رسه.
اين هيچ ربطى
به مطلب
امروزمون
نداشت و فقط
گفتم تا يه كم
حالتون گرفته
شه. يكى از
چيزهايى كه با
خرداد مى آد،
گرماى هواست و
يكى از
چيزهايى هم كه
با گرما مى آد،
سوسكه. چند
سالى مى شه كه
ورژن هاى
جديد سوسك و
پشه به بازار
اومدن كه چهار
فصل هستن و
سرما و گرما
حاليشون نيست.
اما به هر حال
گرماى هوا
باعث مى شه
ورژن هاى
قديمى هم بيان
به ميدون و اون
وقته كه سارا
از توالت بپره
بيرون و جيغ
بزنه: «ماماااان...
سوكس! سوكس!»
سارا به سوسك
مى گه سوكس!
خدايى مخ اين
بچه ُقلفه،
حرف زدن هم
بَلَت نيست!
البته سوسك
ترسيدن
نداره، اما
مشكل اينه كه
خيلى پرروئه و
آدم نمى دونه
چى كارش كنه.
هر كس ديگه اى
روشو واسه ما
زياد كنه سه
سوته سوسكش مى كنيم،
اما سوسك رو كه
نمى شه
سوسكيد. چون
خودش سوسك هست.
اينجاست كه
لازم مى شه
چند تا فن
يادتون بدم تا
جلوى سوسك ها
سوسك نشيد!
>روش اول:
گفتمان>
بعضى ها
معتقدن كه آدم
نبايد از همون
اول بره سراغ
خشونت ورزى،
چون كه حيفه،
مزه اش مى ره.
پس اول بايد
سعى كنيم خيلى
متمدنانه
بشينيم سر يه
ميز و با سوسك ها
گفت وگو كنيم.
اما مشكل
اينجاست كه
سوسك، زبون
آدم حاليش نمى شه.
دستور زبان
سوسكى هم
آنقدر سخته (هنوز
هيچ كى درست
نفهميده كدوم
فعل هاشون ing
مى گيره) كه
هشتاد درصد
خود سوسك هام
بلد نيستن و
ترجيح مى دن
به زبون هاى
ديگه حرف بزنن.
وقتى سوسكا
زبون خودشونو
نمى فهمن،
شما چه جورى
مى خواين
بفهمين؟! واسه
همين مذاكره
به بن بست مى رسه
و روش هاى
شيرين خشونت آميز
لازم مى شه!
>روش دوم: قطع
منابع غذايى>
قبل از اينكه
دست به دمپايى
شين و خين و
خين ريزى راه
بندازين بد
نيست از روش هاى
اساسى ترى
مثل قطع منابع
غذايى
استفاده كنين.
مى دونين كه
سوسك ها
بيشتر توى
چاهك توالت
زندگى مى كنن
و غذاى اصلى شون...
آره ديگه،
همونه! پس براى
اينكه دستشون
به غذا نرسه
بايد يه مدت،
توليدات
خوراكى اونا
رو تعطيل كنين.
يعنى طرف
توالت نرين. دو
ماه كه به جاش
توى باغچه و
پاى درخت ها
كارتونو
كردين، هم
غذاى سوسكا ته
مى كشه و از
گشنگى منقرض
مى شن، هم گل ها
بهتر رشد مى كنند
و باغچه تون
سرسبز مى شه!
>روش سوم:
حيوانات
شكارچى>
همون جور كه
گفتم، سوسك
توليدات ما رو
مى خوره،
خيلى از
موجودات _ مثل
مرغ _ سوسك رو
مى خورن بعد
ما هم اون
موجودات رو مى خوريم
و از اين طريق
توليداتمون
رو دوباره به
مصرف مى رسونيم.
به اين قضيه مى گن:
چرخه غذايى.
يكى از راه هاى
مبارزه با
سوسك،
استفاده از
موجوداتيه كه
توى اين چرخه
از سوسك تغذيه
مى كنن؛
كلاغ،
مارمولك،
قورباغه و
منصور از سوسك خورهاى
معروف هستن (آخه
يه بار يواشكى
لاى ساندويچ
منصور سوسك
گذاشتيم،
اونم نفهميد و
تا تهش خورد!)
مى تونين يكى
از اين
حيوانات
شكارچى رو
نزديك محل
زندگى سوسك ها
نگه دارين تا
نسلشون رو
منقرض كنه،
مثلاً
قورباغه ول
كنين توى
توالت. البته
بايد شرايطى
فراهم كنين كه
قورباغه
احساس آسايش و
رفاه كنه و
همون جا
بمونه: حمام،
جكوزى، مبل هاى
راحتى،
تلويزيون و دى.وى.دى پلير،
يخچال و
فريزر، خلاصه
همه چى. اما
يادتون باشه
توى يخچالش
فقط آبليمو و
سس و خردل
بذارين، چون
اگر قورباغه
يه يخچال پر از
مرغ و ماهى
داشته باشه،
ديوونه است
بره سوسك شكار
كنه؟!
بعد از دو ماه،
نسل سوسك هاتون
منقرض مى شه،
فقط مسأله
اينه كه به جاش
يه اتاق پر از
بچه قورباغه
دارين (توالت
خونه رو كه نمى شه
دست قورباغه
مجرد سپرد،
خوبيت نداره!)
نظر منو
بخواين مى گم
منصور رو
بذارين توى
توالت، خرجش
هم كمتره!
>روش چهارم:
دمپايى>
مى گن يه روز
سوسكه مى ره
پيش روانشناس
و مى گه: «دكتر،
من شب ها خواب
بد مى بينم.»
دكتر مى گه: «چه
خوابى؟» سوسكه
جواب مى ده: «يه
كمد پر از
دمپايى!»
دمپايى قديمى ترين
سلاح بشر
مقابل سوسك هاست.
اينطور كه
تحقيقات
باستان شناس ها
نشون مى ده،
انسان هاى
اوليه يك
ميليون سال
قبل، دمپايى
رو براى كشتن
سوسك اختراع
كرده بودن و
چند قرن بعد
تازه فهميدن
كه مى شه
پوشيدش.
وقتى سوسكى
دمپايى مى خوره
تو سرش، چپه مى شه
و لنگ هاش مى ره
هوا و بى حركت
مى مونه. اما
گول نخورين،
نود درصد
مواقع، خالى
بنديه و طرف
داره فيلم مى آد.
فهميدن اين
قضيه آسونه: يه
پر مرغ
بردارين و شكم
سوسكه رو
قلقلك بدين.
سوسك ها خيلى
قلقلكى ان،
طاقت ندارن و
غش غش مى خندن.
اون وقت محكم
بزنين تو سرش
تا ريقش
دربياد.
> روش پنجم:
حشره كش >
دو جور حشره كش
داريم: خوراكى
و غيرخوراكى.
سوسك كش هاى
غيرخوراكى يا
اسپرى هستن كه
خيلى سريع عمل
مى كنن و آدم
درجا خفه مى شه
يا محلول كه
بايد ريخت توى
راه فاضلاب. به
نظر من بايد
توى مدارس به
بچه ها آموزش
بدن كه عوض
چيپس و پفك و
خوراكى هاى
غيرمفيد،
محلول سوسك كش
بخورن تا قوى و
بزرگ بشن. آخه
از وقتى ما توى
دستشويى
محلول
ريختيم،
سوسكامون اين
هوا قد كشيدن و
حسابى _ دستم
به چوب _ رو
اومدن!
سوسك كش
خوراكى يه جور
خميره كه بوى
كف پاى خسرو رو
مى ده و بايد
با دست به صورت
قنبولى هاى
ريز ريز
گيگيلى اش
كنى تا اندازه
دهن سوسك ها
بشه، وگرنه
ممكنه خداى
نكرده يه وقت
لقمه تو
گلوشون گير
كنه و خفه شن.
وقتى لقمه ها
حاضر شد، يه
چيز كوچيك
باقى مى مونه،
اون هم اينكه
سوسك ها رو
راضى كنين
قنبولى ها رو
بخورن.
دانشمندان
علوم تربيت
سوسكى معتقدن
كه براى غذا
دادن به سوسك
نبايد از
خشونت
استفاده كرد و
تشويق بهترين
راهه. يعنى
خودتون دو سه
تا لقمه اش رو
بخورين تا
سوسكه تشويق
شه،اما اگه با
مزه كف پاى
خسرو خيلى حال
نمى كنين، بى خيال
دانشمندان
شين، با دو تا
انگشت، دماغ
سوسكه رو محكم
بگيرين، همين
كه دهنشو باز
كرد كه نفس
بكشه، لقمه رو
بچپونين تو
حلقش!
> روش ششم: فنون
كشتى >
|
|
|
|
اگه
دمپايى و پيف پاف
دم دستتون
نبود چاره اى
نيست، بايد
دست خالى با
سوسكه طرف شين.
اينجور
مواقع، فنون
كشتى مى تونه
كمكتون كنه.
روبروى سوسكه
وايسين و دست
راستو
بندازين دور
گردنش و شاخ به
شاخ، يعنى شاخ
به شاخك شين.
بعد در يك فرصت
مناسب دست چپ
رو قلاب كنين
دور پاى عقبش و
سگكشو بكشين و
وقتى خاك شد،
مايه فتيله پيچ
رو جمع و جور
كنين و
بتابونيدش.
البته اگه اين
روش جواب
نداد، خيلى
تعجب نداره
چون چند سالى
هست كه ورزش
كشتى ما افت
كرده، تازه
سوسك هام
استاد بدل
كردن فن هستن!
> روش هفتم:
تنبيه يكى،
عبرت همه>
گنده لات
سوسك ها رو كه
همه ازش حساب
مى برن پيدا
كنين و حالشو
بگيرين تا
عبرت سايرين
بشه. سيستمش
اينه كه سوسكه
رو مى گيرين و
مجبورش مى كنين
گوشه توالت رو
به ديوار
وايسه، سه تا
پاشم بالا
ببره (آخه چهار
تا پا داره)
آفتابه پر از
آبو هم دو دستى
بالاى سرش
بگيره، يه
كلاه بوقى هم
بذارين رو كله اش
بعد همه سوسك هاى
مقيم توالت رو
جمع كنين تا
ببينن.
بعضى ها
معتقدند اين
كار، نتيجه
معكوس مى ده و
سوسك عقده اى
مى شه و رو به
خلاف هاى
سنگين تر مى آره،
پس بهتره همون
با دمپايى
بكوبين تو سرش
تا خيال همه
راحت شه!
>روش هشتم:
جلوگيرى از
توليد مثل>
سوسك ها تا
پشت لبشون سبز
مى شه، فرتى
زن مى گيرن و
بچه دار مى شن.
اونم هر دفعه
پنجاه، شصت تا.
اينجوريه كه
بعد از يكى دو
ماه، دو تا
سوسك مى شن
هزار تا. يكى
از راه هاى
مبارزه با
سوسك ها سخت
كردن شرايط
ازدواج
اونهاست.
مثلاً براى
اقامت هر سوسك
توى چاهك
توالت، ده
ميليون پول
پيش و ماهى
چهارصد هزار
تومن كرايه
بخواين،
اينجورى
عمراً كسى
دخترش رو به يه
سوسك تازه
بالغ آس و پاس
بده. اگه اداره
نظام وظيفه هم
همكارى كنه و
سوسكا رو ببره
سربازى كه
ديگه عالى مى شه،
چون تا سوسكه
بخواد كارت
پايان خدمت
بگيره، مرده!
>روش نهم>
اگه تمام اين
روش ها رو به
كار بستين و
جواب نداد،
چاره اى نيست.
بايد همون
كارى رو كنين
كه چند ميليون
ساله سوسك ها
و آدم ها دارن
انجام مى دن:
همزيستى
مسالمت آميز!
اگه تحمل ريخت
سوسك براتون
خيلى سخته، مى تونين
يه كار ديگه هم
بكنين:
سوسكتون رو
بفرستين
جراحى
پلاستيك كنه و
شبيه بلبل و
قنارى شه _ كار
آقاى رمضانى
رو هم توى صفحه
۴ببينين _ بعد
يه عمر به خوبى
و خوشى كنار هم
زندگى كنين!
ماه خرداد
داره مى رسه و
به هر حال
گرفتارى هاى
خودشو داره كه
بايد باهاشون
ساخت. مثل همين
امتحانات كه
هيچ ربطى به
مطلبمون
نداشت و باز
گفتم تا يه بار
ديگه حالتون
گرفته شه!