جوابيه
در اعتراض
شديد به مقاله
" خطر زرد را
جدي بگيريم"
كه در سايت
گويا و سايت
ملي مذهبيون
درج نشد! :
تبلور
فاشيسم در
مقاله " خطر
زرد را جدي
بگيريم*"
اگر
زماني محمود
افشار و هم
مسلكانش با
تئوري هاي
نژاد پرستانه
شاه زمان خود
را تشويق به
نابودي زبان
تركي در ايران
مي كردند و جدا
كردن اطفال
ترك از
مادرانشان را
پيشنهاد مي
نمودند ،
امروز نوچه
هاي آنها گام
پيش گذاشته
اند و دولت
ايران را در
كشتار كودكان
ترك تشويق مي
كنند. اين مسخ
شدگان سيستم
شونيستي
آريايي
آشكارا و بي
پروا از حمايت
حكومت ايران
از رژيم غاصب ارمنستان
سخن مي رانند
تا وحشيگري
هاي خود در
قاراباغ را
تكرار نموده و
جنين مادر
باردار
آذربايجاني
را از شكمش
بدرند. اين
درنده خويان
سيستم
شونيستي كه
توان شنيدن
سخنان مقامات
جمهوري
آذربايجان را
ندارند ،
نسخه مجازات
را براي مردم
بي دفاع اين
خطه مي پيچند.
آنها نه با
سركوب حقوق
ميليونها ترك
آذربايجاني
در مرزهاي
ايران ارضا مي
شوند و نه با
كشتار 25000
آذربايجاني
بي دفاع و يك
ميليون آواره
قاراباغ در
جمهوري
آذربايجان!
شخصي كه
خود را
كارشناس
ادبيات فارسي
معرفي مي كند
در مقاله " خطر
زرد را جدي
بگيريم "
سبوعانه
خواهان حمايت
دولت ايران از
جنايات
ارمنستان
غاصب جهت
كنترل
احساسات و
مطالبات ملي
ملت
آذربايجان يا
به قول خود
ايشان پان
تركيسم مي شود.
در جايي ديگر
وي از انتشار
چند مجله
ماهانه و فصل
نامه و چند
نشريه
دانشجويي به
زبان تركي در
ايران براي
25-30 ميليون ترك
ايراني معترض
مي گردد و وجود
آنها را دليلي
بر حمايت تل
آويو و
واشنگتن از
حركت ملي
آذربايجان مي
شمارد!
نشرياتي كه از
لحاظ تيراژ
قابل مقايسه
با تيراژ چاپ
اشعار فردوسي
نيست اين
كارشناس ارشد
ادبيات فارسي
را مي آزارد و
اين اندك را كه
بدون
حمايتهاي
دولتي و با همت
عده اي
دلسوخته
فرهنگ و هويت
مادري خويش
منتشر مي شود
نيز براي
جمعيتي نزديك
به نصف ايران زيادي
مي بيند. آيا
آذربايجانيها
براي چاپ چند
كتاب و
روزنامه به
زبان تركي به
كمك تلاويو
احتياج
دارند؟! اگر
اين چنين است
پس هزينه كتب
فارسي انبوهي
را كه
در مدح
پادشاهان
باستاني و
تحقير و تحريف
هويت ملتهاي
غير فارس چاپ
مي شود و دهها
شبكه
تلويزيوني
لوس آنجلسي را
چه كسي تامين
مي كند؟!
آيا اين
تنگ نظري كه
اين افراد را
از ديدن زبان
تركي به خط
لاتين هراسان
مي سازد و توان
ديدن آثار
باشكوه دده
قورفود و كور
اوغلو را از
آنها مي گيرد
از اين حقيقت
ناشي نمي شود
كه سيستم
آموزشي ما كه
به سرطان
نژادپرستي
دچار شده است
به جاي پرورش
انسانهاي
واقع بيني كه
وجود فرهنگها
و ملتهاي
متفاوت را
كنار يكديگر
بپذيرد
انسانهايي با
چنان غرور و
تكبر كاذبي مي
پروراند كه
ملت خود را
يگانه صاحب
ايران مي
پندارند؟ و در
راه حفظ و
صيانت يادگار
پادشاهان
خونريز
باستاني حكم
خفه نمودن صدا
و جاري نموده
خون ملتهاي
غير فارس را
صادر مي كنند ؟!
كارشناس
ارشد ادبيات
فارسي كه به
سياست علاقه
مند است و
آرشيوي از
سخنان مقامات
جمهوري
آذربايجان را
بايگاني و
منتشر نموده
است ، مدعي خطر
زرد فراتر از
خطر سرخ براي
ايران مي
گردد، اما وي
بايد به جاي
ترسيدن و
ترساندن از خطر
زرد ، حقيقت
زرد را
بپذيرد. اگر
سخنان ائلچي
بيگ و نصيب
نصيبلي خطري
براي ايران
محسوب مي گشت
اكنون بايد
اسراييل و
آمريكا به
دنبال 26 سال
سخنراني
مقامات ايران
عليه اين
كشورها از
نقشه
جغرافيايي
زمين محو مي
شدند! حقيقت
اين است آنچه
اين كارشناس
ادبيات فارسي
را هراسان
ساخته است
سخنان مقامات
آذربايجان
نيست بلكه
واهمه حقيقي
از حقيقت زرد
است كه سعي در
انكار و
بايكوت آن
دارد وآن اينكه
25-30 ميليون ترك
در ايران( به
قول ايشان از
نوع زردش و
همنوع با
زردهاي باكو و
استانبول) تحت
تبعيضهاي
شديد فرهنگي و
اقتصادي و
سياسي زندگي
مي كنند و
كارشناسان
ادبيات فارسي
آنها را
انيراني (=غير
ايراني) معرفي
مي نمايند. اگر
امروز مركز
گرايان و
تهران نشينان
كه سنگ ايراني
بودن را به
سينه مي زنند و
آذربايجان را
جزئي از ايران
مي دانند اين
حقيقت را
نپذيرفته و به
بهانه هاي
واهي امنيت
ملي و وحدت ملي
بر سياستهاي 84
سال تبعيض ملي پافشاري
كنند، قطعا
بايد سخن حق را
از زبان
مقامات
جمهوري
آذربايجان
شنيد و جاي
ملامت و تعجب
نيز نخواهد
داشت اگر اين
سخنان با
استقبال
تركان ايران
برخوردار شود.
آنچه مي
توانست غير
عادي باشد
بي تفاوت
بودن
آذربايجانيها
در جمهوري
آذربايجان
نسبت به وضعيت
بحراني و
مغاير با حقوق
بشر
همخانواده
هاي خود در
ايران است.
همانگونه كه
سكوت ما در
مقابل
مظلوميتهاي
فلسطيني ها به
دور از انصاف
است و
همانگونه كه
زنداني زندان
اوين با
اعتصاب غذا و
مقاومت خود
خواهان جلب
نظر جهاني به
نقض حقوق بشر
در ايران است.
باري
ديگر به عنوان
يك ترك
آذربايجاني
اعتراض خود را
نسبت به
اظهارات غير
منطقي و غير
انساني
نويسنده " خطر
زرد را جدي
بگيريم"
اعلام مي دارم
و اظهار
اميدواري مي
كنم كه صاحبان
قلم در ايران
از نفوذ افكار
شونيستي و
فاشيستي در
نوشته هاي خود
پرهيز كنند تا
بتوان زمينه
را براي
همزيستي
مسالمت آميز و
همكاري
ملتهاي منطقه
فراهم نمود.
ياشار
تبريزلي 31
جولاي 2005
http://news.gooya.ws/politics/archives/033979.php*
http://www.mellimazhabi.org/news/072005news/2707AGHILI.htm