در مرحله دوم انتخابات از هیچ کاندیدایی حمایت نمی کنیم.

 

مرحله اول نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری انجام شد و هیچکدام از کاندیداها توانائی پیروزی در این مرحله را بدست نیاورد. هاشمی رفسنجانی، یکی از چهره های اصلی و پایه ای نظام جمهوری اسلامی با احمدی نژاد، که چهره ای کاملاً ناشناخته و درجه چندم محافظه کاران است، در سوم تیر ماه به رقابت با هم خواهند پرداخت.

دوره اول این انتخابات دو شگفتی بزرگ داشت. شگفتی اول رای بسیار بالای مهدی کروبی و شگفتی دوم صعود ناگهانی احمدی نژاد به مرحله دوم. تمامی نظر سنجی ها که در جریان انتخابات از طرف سازمانهای دولتی و غیر دولتی به عمل می آمد، حاکی از رای بالای معین و رفسنجانی و قالیباف بود. هیچکدام از این نظر سنجی ها اینچنین وضعیتی را پیش بینی نمی کرد.

آقای مهدی کروبی در واکنش اعتراض آمیزی که نشان داد، وزارت اطلاعات و وزارت کشور را مقصر قلمداد کرد و گفت:"اگر سایر نظر سنجیهای وزارت اطلاعات نیز، این چنین باشد وای به حال مملکت" ایشان بدین طریق تلویحاً به طرف کشی ارگانهای دولتی و حکومتی، به ضرر کاندیدایی خاص و به نفع کاندیدای معین معترض شد.

آقای کروبی در مصاحبه ای با خبرگزاریهای داخلی و بین المللی بعمل آورد، هم به نظر سازیهای هدفمند ارگانهای دولتی اعتراض کرد و هم نحوه شمارش آراء را زیر سوال برد. ایشان به ورود طرفدارانه و غیر قانونی بسیج در عرصه انتخابات اعتراض کرد و تقلب در شمارش آرا به ضرر خود و به نفع احمدی نژاد را منتفی ندانست. آقای کروبی در اعتراض شدید الحن خود نسبت به این اتفاقات، خواستار دخالت رهبری در جلوگیری از این تقلبات شد و تهدید به تظاهرات و اعتراضات خیابانی نمود. البته خواسته و تهدیدی که بنا به دلایلی ناگفته، هرگز اجرا و اعمال نشد. آقای کروبی با عقب نشینی آشکاری که کرد از تمامی مسئولیتهای حکومتی خود استعفا نمود و از عزم خود مبتنی بر تشکیل یک حزب قدرتمند خبر داد. کروبی تا این لحظه بر خلاف جریانات سیاسی متعدد شکست خورده مرحله اول، که هر کدام از کاندیدایی خاص در مرحله دوم حمایت می کنند. از هیچ کاندیدای حمایت نکرد.

در این میان احمدی نژاد خود را پیروز اصلی می داند. او در رابطه با وقوع هر گونه تقلب در انتخابات سکوت کرده است. خبرات مربوط به دخالت بسیج و تخلف در شمارش آرا به نفع خود را که در محافل و مجامع مطرح است، نشنیده می گیرد. حضور ناگهانی برخی از اعضای شورای شهر تهران به همراه تعداد زیادی موتور سوار چفیه بر دوش بسیجی در محوطه ستاد مرکزی شمارش آرای تهران را هیچ اتفاق نامتعارفی نمی داند و اعتراضات آقای کروبی و معین نسبت به روند شمارش آرا و وصول رای در پای صندوقها را پشیزی نمی گیرد. احمدی نژاد البته که سعی دارد، خود را بر حق جلوه دهد و حمایت نظامیان از خود را محق بداند و صد البته او برای غیر نظامی و عاطفی و مردمی نشان دادن خود، تبسم و خنده مونتاژی جلو دوربین را هرگز از یاد نمی برد. او همه چیز را طبیعی و ساده جلوه می دهد، ولی هرگز نمی تواند عطش کسب قدرت را در پشت نگاههایش مخفی نگه دارد و هرگز موفق به پاکسازی ادبیات خود از تراوشات انتقام جوئی خشونت طلبانه نشده است. امروز در کوچه و خیابان تمامی شهرها و آبادیهای ایران، احمدی نژاد را نماینده نظامیان و بسیجیان، در انتخابات ریاست جمهوری می دانند و ورود او به مرحله دوم را ناشی از تقلب و تخلفاتی می دانند که معین و کروبی نسبت به وقوع آنها اعتراض می نمایند. مردم در پشت پرده تقلبات و تخلفات مورد اعتراض معین و کروبی، حضور نظامیگری را حس می کنند. الهه کولایی، وجود چنین قدرتی و چکیده مجموعه دخالت های غیر قانونی نظامی گری را در عبارتی این چنین خلاصه کرد:"در یک لحظه ای اراده ای قاهر وارد میدان شد و روند طبیعی را به نفع کاندیدایی خاط تغییر داد."

دکتر معین نیز در مصاحبه ای که با خبرگزایها انجام داد با عباراتی دیگر وقوع این گونه تخلفات را تایید نمود.

احمدی نژاد با چنین وضعیتی به مرحله دوم راه یافته است و خود را پیروز واقعی میدان می داند. حزب الله تهران در بیانیه ای که به حمایت از احمدی نژاد صادر کرده در صورت پیروزی احمدی نژاد خبر از برخورد با با بد حجابی و بی بند و باری را داده است و رودر روئی با آمریکا را تشویق کرده است. خود احمدی نژاد نیز این همه را با سکوت رضایت مند تایید می کند. صدها مورد از این مسائل است که ماهیت نظامی و بنیاد گرا و ضد دموکراتیک احمدی نژاد را افشا می کند. حال مرحله دوم انتخابات در سوم تیر نیز انجام خواهد یافت. مردم ایران بالجبار در مقابل دو گزینه رفسنجانی یا احمدی نژاد قرار گرفته اند. آیا مردم مجبورند به انتخاب یکی از این دو گزینه اقدام کنند؟ بسیاری را عقیده بر مجبوریت مردم است. آنان تئوری بد وبدتر را مطرح می کنند. آنان انتخابات دو سال پیش فرانسه را که در آن ژان ماری لوبن(احمدی نژاد فرانسه) قصد تصاحب کرسی ریاست را داشته مثال می آورند. مردم را به شرکت در انتخابات به نفع هاشمی دعوت می کنند. در این میان برخی از کسانی که در مرحله اول تحریم کرده بودند و حاضر به رای دادن به معین یا کروبی نبودند، نیز تغییر نظر داده و برای جلوگیری از صعود احمدی نژاد حاضرند به هاشمی رای دهند. ولی نگارنده چنین عقیده ای ندارم. نگارنده در مرحله اول انتخابات برخلاف اکثریت هویت گرایان آذربایجان که در تحریم ماندند، در پای صندوق حاضر شدم و به معین رای دادم. اینجانب از همان لحظه ای که(یک هفته به آغاز رای گیری) یقین کردم در جبهه تحریم شکاف یجاد شده و عده ای برای شرکت در انتخابات عزم جزم کرده اند، سیاست تحریم را ناکارآمد یافتم و تغییر نظر دادم. از همان لحظه ای که عده ای رهبری طلبانه و خود سرانه عظمت و شکوه مقدس حرکت ملی آذربایجان را در خواسته های 28 ماده ای خود به گدائی افکندند، و بدبختانه عده ای از شخصیتها و رجال و گروهها سیاسی- فرهنگی حرکت نیز بر پای آن امضا زدند، سیاست تحریم را پیشاپیش شکست خورده یافتم و با تغییر رای، به جایگاه سیاسی اولیه و قبل از تحریم خود عقب نشستم و طبق معمول از آخرین طیف نزدیک به اپوزیسیون حاکمیت حمایت کردم.

نگارنده در دوم خرداد 76 خود یکی از تلاشگران واقعه بودم و در روی کار آوردن خاتمی هزینه های زیادی را متحمل شدم و معتقدم که تئوری دوم خرداد و آشکار و اکتیو شدن تضادهای درون حکومتی، جنبش دموکراسی ایران و منجمله حرکت ملی آذربایجان را با گامهای بلند و سریع به پیش برد. ولی امروز جنبش دوم خرداد دیگر ماهیت مترقی و مردمی خود را از دست داده است. این جنبش فقط در صورتی می تواند ماهیت مترقی و مردمی خود راحفظ کند که با یک تغییر فاز قابل لمس، به همکاری و همپیوندی با نیروهای دموکرانیک سیاسی-اجتماعی برون حاکمیتی رو نماید. در غیر این صورت این جنبش قادر به انجام هیچ کاری برای جنبش دموکراسی ایران نخواهد بود.

ما می توانستیم با تحریم همه جانبه و فراگیر نیروهای سیاسی کشور و از آن جمله حرکت ملی آذربایجان، جبهه ای واحد از نیروهای دموکراتیک سراسر کشور را بوجود آوریم و نیروی درون حکومتی جنبش دوم خرداد را متمایل به همکاری و همخوانی با این جبهه نمائیم. از این طریق امکان اجرای تئوری فشار از پایین و چانه زنی از بالا وجود داشت و می توانستیم بتدریج تغییرات ساختاری مورد نظر جنبش موکراسی ایران و حرکت ملی آذربایجان بوجود آوریم. ولی شکاف درون جبهه تحریم،عملاً ایجاد چنین جبهه متحدی را زیر سوال برد وسیاست تحریم پیشاپیش قبل از اجرا شکست خورد.(البته کسانی که تحریم می کنند تا نظام مشروعیتش را از دست بدهد، بگذار در خوش خوابی رویایی خود باقی بمانند. این جانب جواب این تئوری بی ریشه و غیر عملی را در جزوه "تحریم انتخابات ورابطه آن با مشروعیت نظام" که در جریان انتخابات مجلس هفتم نوشتم، داده ام.)

آنروز که عده ای فاضلانه و رهبری طلبانه با ادبیات بزرگ خاندانی طرح اولیه خواستهای ملت آذربایجان را در 28 ماده غیر عملی و کودکانه سر هم بندی کردندو اقتدار و عظمت حرکت ملی آذربایجان را با اعتقاد راسخشان به وصول آنها در چارچوب نظام موجود، در قفس کوچک، تنگ نظریهای زشت و چرکین به بند کشیدند و آنرا در آستانه انتخابات منتشر نمودند و از طرف ملت آذربایجان در نشریات محلی مصاحبه فرمودند که هر کدام از کاندیداها از این خواست ها حمایت کند به او رای خواهیم داد، در واقع سیاست تحریم از اساس شکست خورد و غایت نهایی و و هدف اساسی و ماهوی خود را از دست داد. دیگر تحریم جز انفعال چیز دیگری نمی توانست باشد. به همین دلیل اینجانب در آخرین لحظات از تحریم عقب نشستم و به سیاست حمایت از آخرین طیف نزدیک به اپوزیسیون حاکمیت روی آورده و به معین رای دادم. ولی معین به مرحله دوم راه نیافت. کروبی نیز که بعد از معین نزدیک ترین طیف درون حکومتی به اپوزیسیون بود، اجازه صعود به محله دوم را نیافت. بجز این دو نفر، از دیدگاه اپوزیسیونی، هیچ یک از بقیه کاندیداها تمایل ونیاز به همکاری و یارگیری از اپوزیسیون ندارند. دو کاندیدای باقی مانده در مرحله دوم، هاشمی و احمدی نژاد، هر کدام به مرکز خاصی از حکومت وابسته هستند و هیچکدام برای حفظ موقعیت خود در حکومت نیاز به همکاری با اپوزسیون ندارد. احمدی نژاد از نظر اعتقادات آرمانخواهانه و بنیادگرانه خود، اصلاً موجودیت اپوزیسیون را نا حق و مردود می داند و هاشمی علی رغم تشبثات مدرن گرایانه که از خود نشان میدهد، از آنجائی که در درون حکومت از اهرمهای قدرتمند اقتصادی و سیاسی برخوردار است، برای حفظ موقعیت خود در حکومت نیازی به همکاری با اپوزیسیون ندارد. در شرایط حاظر اگر نیروی اپوزیسیونی به قصد حفظ امنیت به حمایت از هاشمی برخیزد، اشتباه می کند، نباید انتظار هیچ گونه حمایت از طرف هاشمی را داشت. شاید اظهار نظری مبنی بر همدردی از طرف رفسنجانی بشنویم، ولی هیچ حمایت و همکاری عملی از ایشان نخواهیم دید.

در چنین حالتی طرح این سوال که حمایت از کدام کاندیدا به نفع جنبش دموکراسی ایران خواهد بود، کاملاً گمراه کننده و اشتباه آمیز است. جنبش دمکراسی ایران در هر حالت، پیروزی هاشمی و یا احمدی نژاد، با سرکوب مواجه خواهد شد. فقط نوع و جنس سرکوب فرق خواهد کرد. احمدی نژاد به سرکوب طالبان منشانه جنبش دمکراسی و حقوق بشر بر خواهد خواست، و هاشمی به سرکوب مدرن گرایانه و سرمایه محورانه جنبش دمکراسی و حقوق بشری اقوام وملل مختلف ایران اقدام خواهد کرد. واقعیت این است که مبارزه پارلمانتاریستی جنبش دمکراسی ایران در این انتخابات، با شکست تلخی مواجه شده است. این شیوه کار در این شرایط نتیجه مثبت و مردمی به دست نخواهد داد.

از نظر گاه جنبش دمکراسی و حقوق بشری، اگر شرکت در مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری، معقول و منطقی می نمود، با حذف معین و کروبی، شرکت در مرحله دوم غیر معقول و غیر منطقی می نماید. جنبش دمکراسی و حقوق بشری اقوام و ملل مختلف ایران، باید باور کند که فرصتای زیادی را بیهوده از دست داده اند و اینک باید سیاست دفاعی خود در مقابل تهاجمات احتمالی را هر چه مستحکم تر و نفوذ ناپذیر تر سازد.

 

حسن ارک