پولها و واحدهاي پولي دولتهاي توركي و آزربايجاني در ايران

 

مئهران باهارلي

 

 

حديث پارسي بر اسكناس، واترمارك فردوسي در چك

 

جاي گرفتن اخبار پول و اسكناس در تيتر اول اخبار اقتصادي كشورهاي جهان، امري طبيعي است. اما جاي گرفتن پول و اسكناس در تيتر اول اخبار مربوط به مساله ملي، امري شگفت و مختص ايران است:

 

الف- چندي پيش بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران اقدام به چاپ اسكناسي كرد كه بر آن حديثي در باره قابليتها و برتريتهاي خارق العاده قوم پارس نقش بسته بود. و با اين عمل خود اسكناس جمهوري اسلامي را به ورق پاره تبليغاتي حزبي نژادپرست و قوميتگرا تبديل نمود. اين اقدام تحريك كننده و فراافكنانه در كوتاه مدت به هدف خود مبني بر تعميق هر چه بيشتر شكاف موجود بين دو ملت ترك و فارس و جدا ساختن هر بيش از پيش تركان از دولت جمهوري اسلامي نائل شد. تركان و آزربايجانيان در اعتراضي خودجوش به فارسيگري فزاينده جمهوري اسلامي، به تحريم گسترده اين اسكناس پارسي زده دست زدند.

 

ب- مسئول اداره اسكناس و اوراق بهادار بانك ملی ایران، اعلام نموده است كه آرم بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران بر چك هاي نظام بانكي كه به صورت "واتر مارك" در خمیره كاغذ آنها وجود دارد، در آینده نزديك به تصویری از "فردوسی" تغییر خواهد یافت. همانگونه كه همه مي دانيم فردوسيگري براي دولت جمهوري اسلامي و قوميتگرايان فارس، -جدا از ارج ادبي اين شاعر برجسته تاجيك- مترادف با فارسيگري و ناسيوناليسم فارسي؛ و براي ملت ترك، مترادف با نژادپرستي، زن ستيزي و دشمني با ترك و عرب است. با اين وصف اين اقدام جمهوري اسلامي، حاوي پيامي بسيار صريح براي ملت ترك و آزربايجانيان است.

 

ج- با به سرازيري افتادن ارزش پول دولت ايران، چند سالي است كه زمزمه حذف سه صفر از اسکناس ها و تغییر واحد پولي به یک واحد تازه به نام عربي "نور" و يا  توركي "تومان" به گوش می رسد. برخي با انداختن صفرها، برخي با تغيير واحد پولي، برخي با نام تومان و يا نور مخالفت مي كنند.

 

آنچه كه امروز بر سكه‌ها و اسكناس‌ها و چكهاي دولت جمهوري اسلامي مي گذرد، نه به لحاظ زبان نوشته جات (فارسي)، نه به لحاظ واحدهاي پولي (حذف واحد تومان)، نه به لحاظ احاديت پارسيگرانه بر آنها و واترماركهاي فردوسي گرايانه در آنها، نشاني از تكثر ملي و زباني مردمان ايران، سنن تاريخي و ديرين ضرب سكه و چاپ اسكناس در اين كشور، ادامه كاربرد رسمي و دولتي زبان توركي در صدور و انتشار اسناد دولتي و رسمي و همچنين سنت استعمال واحدهاي پولي با نام توركي ندارد. برعكس، اخبار فوق نشان از تصميم راسخ سران جمهوري اسلامي به ادامه و تشديد فارسيگري و ترك ستيزي منسجم و نهادينه شده در تمام اركان دولت و اجتماع و كشاندن آن به عرصه سكه و اسكناس و چك حتي به بهاي فراافكني ملي و تعميق آن دارد.

 

ايدئولوژي تاريخ رسمي و پول دولتهاي تورك ايران

 

قوميتگرايان فارس به هنگام مطرح شدن موضوع حقوق ملل ساكن در ايران معاصر و ستم ملي دولتي اعمال شونده بر آنها، همواره مبحث را منحرف نموده به موضوعات تاريخي و باستاني مي پردازند. اما اينان به هنگام بررسي و انتقال داده هاي تاريخي نيز، گزينشي عمل كرده و بسياري را تحريف و يا حذف مي نمايند. يكي از عمده ترين اين داده هاي تاريخي تحريف و حذف شده توسط قوميتگرايان فارس، واقعيت كاربرد زبان توركي در يك هزار سال اخير به عنوان زباني رسمي و دولتي در ايران است. تاريخ رسمي و دولتي ايران و قوميتگرايان فارس با سرپوش گذاردن بر اين واقعيت تاريخي، سعي كرده اند كه مردمان و ملل ساكن در اين كشور را از آگاهي به تاريخ واقعي شان محروم نگاه دارند و در اين راه به طور نسبي موفق نيز شده اند. ناآگاهي بر حقايق تاريخي منحصر به توده هاي فارس زبان و حتي ترك نبوده، بسياري از نويسندگان، فرهنگيان و سياسيون ترك نيز از آن نصيب برده اند. چنانچه در نوشته هاي برخي از آنها، غالبا به جمله قالبي اقتباس شده از ادبيات قوميتگرايان فارس برخورد مي شود كه گويا در تاريخ ايران، زبان فارسي همواره زبان ادبي و دولتي، زبان توركي زبان سلاطين و ارتشها، و زبان عربي زبان ديني و علمي بوده است. اين ادعا تماما بي پايه و نادرست است.

 

به گواهي صدها و هزاران سند و مدرك تاريخي موجود، زبان توركي -در برخي دوره ها به همراه فارسي و اغلب بدون آن- همواره يكي از زبانهاي رسمي و نوشتاري دولتهاي توركي حاكم بر ايران امروزي و به عبارت ديگر زباني دولتي بوده است. از نمادهاي بارز و بسيار مهم "رسميت" نوشتاري و "دولتي بودن" زبان توركي، كاربرد آن در مكاتبات ديپلماتيك خارجي (به عنوان مثال نامه هاي تركي شاهان صفوي به پادشاهان كشورهاي اروپائي)، ثبت عهدنامه هاي بين دولتها به زبان تركي و استفاده از آن در صدور فرامين و اسناد رسمي دولتي و بويژه در چاپ پول (سكه و اسكناس) است. آشكار است كه هر زباني كه در مناسبات رسمي بين سران دولتها، صدور فرمانها، مكاتبات نهادهاي گوناگون دولتي، در عرصه ديپلماسي بين المللي و در صدور فرامين و اسناد و مدارك رسمي دولتي و در چاپ اسكناسها و ضرب سكه ها بكار رود، بي شك زباني رسمي و دولتي است. با اين وصف زبان توركي كه در تاريخ دولتهاي تورك حاكم بر اراضي ايران امروزي در همه عرصه هاي فوق بكار رفته، اقلا در يك هزار سال اخير در اين كشور زباني رسمي و دولتي بوده است.

 

زبان تركي بايد به اسكناسها بازگردد

 

به دنبال دست به دست گشتن حاكميت سياسي از تركان به فارسان بدست استعمار بريتانيا و توسط كودتاي پهلوي، نوعي انقطاع بين تاريخ قديم و جديد كشور و حافظه تاريخي مردمان ايران و بويژه ملت ترك رخ داده است. اين گسست تاريخي آثار مخرب خود را بر همه عرصه هاي حيات اجتماعي، فرهنگي و سياسي مردمان و دولت ايران گذارده است. پول و سياستهاي پولي دولت ايران نيز يكي از اين عرصه هاي آسيب ديده است. از نمادين ترين آثار تخريبي گسست ناميمون مذكور در سياستهاي پولي دولت ايران، پايان دادن به كاربرد زبان توركي در ضرب سكه و چاپ اسكناس توسط دولت، و منحصر شمردن اين امتياز براي زبان فارسي است. واقعيت اين است كه كاربرد انحصاري زبان فارسي در چاپ پول و اسكناس از ابداعات استعمار بريتانيا در ايران است. پيش از آن، زبان توركي به همراه ديگر زبانهاي عمده رايج در ايران (عربي، در مقاطعي از زمان فارسي،...) از طرف سلاطين و شاهان تورك در مناسبات و اسناد رسمي من جمله ضرب سكه و چاپ اسكناس بكار مي رفته است. اين سياست زباني كثرتگراي دولتهاي توركي و آزربايجاني حاكم بر ايران، نشان از سعه صدر، تعهد به مداراي بين ملتها، حمايت بي طرفانه از زبان هاي ملل عمده ساكن در كشور، واقع بيني در مورد تكثر ملي مردمان تحت حاكميت خود و تقيدشان به اصل تمثيل برابر اين تكثر ملي در سطح دولتي ميباشد. و اينها همه آنچيزهايي است كه ايران و مردمان آن در سده گذشته و هم اكنون از آنها محروم اند.

 

انكار تنوع ملي يك كشور و سنن تاريخي يك دولت - مانند استعمال زبان تركي بر اسكناسها و سكه ها در ايران- نمي‌تواند و نبايد به سياست رسمي آن دولت تبديل شود. دولت ايران مي بايست پاسخگوي دليل عدم كاربرد زبان تركي بر اسكناسها، و ترك نمودن سنن هزار ساله دولتهاي حاكم بر اراضي ايران فعلي در چاپ سكه و اسكناس باشد. شعارهاي بي محتواي اخوت و برابري ملل مسلمان ساكن در ايران و مبارزه با استعمار و استكبار و تهاجم فرهنگي مي بايد عينيت يابند. آنچه خواست مردمان و ملل ساكن در ايران از بانك مرکزی و جمهوري اسلامي در امر سياست‌گذاري ضرب سكه و اسكناس است، توجه به سنن تاريخي موجود ضرب سكه و چاپ اسكناس در ايران، توجه به تكثر ملي و زباني مردم ايران و لزوم انعكاس اين تكثر ملي و زباني و سنن تاريخي در عرصه اسناد دولتي و در راس آنها كاربرد دوباره زبان توركي در ضرب سكه و چاپ اسكناس است. اين اقدام هم چنين از مهمترين نشانه هاي پاكسازي نظام به ارث مانده از استعمار خارجي و ذهنيت استعمار داخلي در ايران و تحقق اخوت و برابري ملل ساكن در آن خواهد بود. در اين رابطه حتي ايده تبديل واحد پول به "تومان" توركي كه واحد رسمي و داراي تاريخ در ايران و واحد غیررسمی پول کشور است نيز مي تواند مطرح شود. دولت جمهوري اسلامي ايران همچنين مي بايد از تبديل كردن اسكناسهاي اين كشور به ورق پاره هاي احزاب قوميتگراي افراطي و نژادپرست – با چاپ احاديث پارسيگرايانه بر اسكناسها و جاي دادن تصوير شخصيتهايي كه سمبل نژادپرستي فارسي اند مانند فردوسي در واترماركها- دست بردارد. اين اقدامات كه از احزاب حاشيه اي افراطي قابل انتظار است، در شان يك دولت نيست. به همه حال تا زمانيكه شاهد اسكناس هاي ايراني بدور از سمبلها و نوشته هائي با مضمون نژادپرستانه و آپارتايد ملي، كه در آنها زبانهاي عمده ملي رايج در ايران و بويژه تركي به تساوي حضور دارند نباشيم؛ به بيطرفي زباني و ملي دولت، تساوي و برابري واقعي مردمان و ملل ساكن در ايران، سهيم بودن آنها در قدرت و دولت و پايان يافتن حاكميت قوميتگرايي افراطي فارسي، نژادپرستي آريايي و ذهنيت استعماري انگليس در حاكميت و دولت ايران مي بايست بديده شك نگريست.

 

سكه ها، گواه دولتي بودن زبان تركي در ايران

 

سكه ها و اسكناسها فقط ارزش مبادلاتي و پولي نداشته بلكه از جنبه هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي، تاريخي، هنري، تزئيني، ملي، حكومتي، زبانشناسي، خط شناسي، ديني و مذهبي جامعه‌ اي كه در آن ضرب و چاپ مي‌شوند، نيز قابل تأمل و بررسي اند. سكه شناسي شاخه مهمي از باستانشناسي است كه توانسته است بزرگترين خدمت را براي روشن شدن تاريخ گذشته و ابهامات تاريخي، تمدن هاي دنياي قديم و ملل مختلف بنمايد. سكه هر دوره نشان دهنده عادات و آداب، خط و زبان، هنر، نقاشي، تزئين، نمايش پوشاك مردم و پادشاهان، مذهب و تمدن آن دوره است. تصوير شاهزادگان، پادشاهان و فرمانروايان، نوع كلاه، لباس، آرايش مو و ديگر تزئينات كمك بسياري به شناسايي عادات و آداب و رسوم ملل مي كند. مطالعه نقشهاي روي سكه ارتباط مستقيم با تاريخ هنر دارد. سكه به لحاظ اتقان تاريخي و به عنوان يك سند مهم مانند سنگ قبرهاي باستاني، با اسناد رسمي قابل مقايسه است، حتي به سبب آنكه از سوي دولت و مقامات رسمي صادر شده، خود عليحده سندي رسمي و دولتي بشمار مي آيد. بسياري از اطلاعات صحيح و دقيق روي سكه‌ها نه تنها بر بسياري از متون تاريخي، خاطرات و ديگر منابع تاريخي ترجيح دارد بلكه تنها منبع مربوط به يك دولت و ملت به شمار مي‌آيد.

 

سكه ها و اسكناسهاي دولتهاي توركي و آزربايجاني نيز به عنوان اسناد و يادگارهاي ملي داراي اهميت فوق العاده اي براي تاريخ تورك بوده، حاوي اطلاعات قطعي و غيرقابل انكار در عرصه تبيين مولفه هاي هويت ملي خلق ترك و آزربايجان، سنت دولتمداري توركي و آزربايجاني و بويژه تاريخ رسميت و دولتي بودن زبان توركي در ايرانند. علي رغم اين، تاكنون عبارات و نوشته هاي توركي بكار رفته بر سكه ها و اسكناسهاي دولتهاي توركي و آزربايجاني حاكم بر اراضي ايران امروزي به طور مستقل و جامع بررسي نشده و اهميت كاربرد زبان توركي در سكه ها و اسكناسها، بررسي مقايسه اي نوشتجات توركي و مسائل حقوقي مربوطه در دول توركي حاكم بر ايران تدقيق نگرديده اند. اين امر بسيار مهم در تاريخشناسي رسمي و دولتي فارسي بلكل ناديده گرفته شده است. در اين نوشته به نيت پر كردن اين خلا، نگاهي گذارا به كاربرد زبان توركي در پولها و نامهاي توركي پولها و واحدهاي پولي دولتهاي توركي و آزربايجاني در بستر رسميت و دولتي بودن زبان توركي انداخته شده است.

 

در لزوم رايج كردن دوباره نامهاي توركي پولها و واحدهاي پولي تورك

 

رايج كردن دوباره نامهاي توركي پولها و واحدهاي پولي تاريخ تورك و آزربايجان، از موثرترين روشهاي مبارزه با انقطاع تاريخي در پيوستگي هويت ملي خلق ترك؛ زنده نگاهداشتن خاطره سنت دولتمداري آن؛ همچنين غني تر نمودن زبان نوشتاري و محاوره اي تركي معاصر در ايران و آزربايجان مي باشد. كاربرد واحدهاي پولي تورك با نامهائي مانند "تنگه"، "سوم" و "تييين"، همچنين باعث نزديكتر و محكمتر شدن پيوند هويتي و زباني تركان ايران با ملل تورك معاصر مي گردد. در اين استقامت پيشنهاد مي شود:

 

١ - از كاربرد كلمات فارسي و غيرتركي براي ناميدن پول و واحدهاي پول (پول، اسكناس، سكه، ....) خودداري شود.

٢ – به جاي كلمات فارسي، كلمات تركي موجود مانند آقچاAqça  (پول)، يارماقYarmaq  (سكه)، چاوÇav  (اسكناس)، بيچه كBiçək  (چك)، تانقاTanqa  (حواله، برات)، قامدوQamdu  (كارت اعتباري)، تومنTümən  (بزرگترين واحد پول)، سومSom  (واحد پولي متوسط) و تييينTiyin  (كوچكترين واحد پول) به طور گسترده اي استعمال شوند.

٣- از كاربرد نام پولهاي تورك كه در زبان معاصر تركي داراي معاني ديگري اند، مانند گٶن، پاخير، ياستيق، باجاقلي، باش آچيق و ... به عنوان نام پول و واحد پولي خود داري شود.

 

عبارات تركي بر سكه ها و اسكناسهاي دولتهاي توركي و آزربايجاني حاكم بر اراضي ايران امروزي

 

نوشته هاي توركي بسيار پيشتر از آنكه نخستين كلمات فارسي بر پولها ظاهر شوند، بر پولهاي دولتهاي توركي و آزربايجاني حاكم بر اراضي ايران امروزي بكار رفته اند. كاربرد زبان فارسي بر سكه ها در اراضي ايران امروزي، پديده اي نسبتا جديد بوده و مربوط به قرن شانزده در عصر صفويان و حمله اشرف افغان به فارسستان آنهم در فرم شعر است. پيشتر از آن زبان فارسي هرگز بر سكه ها بكار نرفته بود، در حاليكه زبانهاي توركي، عربي، مونقولي و چينيو  خطوط مربوطه در ضرب سكه هاي دولت هاي توركي حاكم بر ايران بكار مي رفتند.

 

قريب به تمام دولتهاي توركي حاكم بر آزربايجان و ايران امروزي، زبان، كلمات، عبارات و نوشته هاي توركي را در پولها (سكه ها، اسكناسها)، دامقاهاDamqa  (مهرها)، طغراها، توقيعات، يارليقهاYarlıq  (فرمانها)، نامه ها و ديگر اسناد رسمي دولت خويش بكار برده اند. خطوط بكار برده شده در ثبت اين نوشتجات توركي، يك و يا تعدادي از خطوط زبان توركي مانند عربي و اويغوري، چيني حتي رونيك گٶك تورك بوده است. به عبارت ديگر  دولت‌هاي تورك و آزربايجاني حاكم بر ايران امروزي، هويت ملي توركي خود را دست كم با اصرار بر نقش و نقر نوشتجات توركي و كاربرد خطوط و سمبلهاي توركي بر روي سكه‌ها و اسكناسهايشان نشان مي ‌داده اند. اين امر، ادامه سنت نقر نوشته جات و سمبلهاي توركي بر سكه ها، از سوي دولتهاي توركي باستان است. چنانچه بر روي سكه برنزي خاقان گٶك تورك غربي (اون اوخها) (٥٧٦ ميلادي) داتو (تاردو) نوشته اي به معني "تركها، خاقان ترك" و بر روي ديگر آن علامت كماني ديده مي شود. (قلمروخاقانات گٶك تورك به مركزيت دره اورخون، در قرون شش تا هشت ميلادي از كره تا درياي خزر و درياچه بايكال گسترده بود).

 

مونقولها، ايلخانيان (هولاكوييها)، جلايريان (ايلكانيها)، چوپانيان، اينجوييان (آل مظفر)، تيموريان (گوركانها و ميرانشاهها)، قاراقويونلوها (بهارلوها)، آغ قويونلوها (بايندريان)، صفويان (قزلباشها)، افشاريه و قاجاريان از دولتهاي توركي و آزربايجاني هستند كه اقدام به ضرب سكه به زبان توركي نموده اند. زبان تمام اين خاندانها و سلاله ها به جز گوركانيان، تركي آزربايجاني بوده است. در اين ميان جمهوري (حكومت ملي) آزربايجان تاسيس شده در سالهاي جنگ جهاني دوم، نخستين دولت توركي و آزربايجاني در ايران و آزربايجان جنوبي است كه اسكناسهاي ملي و ديگر اسناد دولتي خود را، منحصرا به زبان تركي چاپ و نشر داده است.

 

نوشته هاي توركي بر سكه ها و اسكناسهاي دولتهاي توركي-آزربايجاني حاكم بر ايران فعلي را مي توان در چهار گروه زير دسته بندي كرد:

 

١- حروف با الفباي گٶك ترك: دولتهاي تورك و آزربايجاني حاكم بر ايران، در نقر نوشتجات توركي بر سكه هايشان، از خطوط توركي مانند عربي و اويغوري استفاده نموده اند. اما كاربرد خطوط توركي باستاني بر اين سكه ها نيز ديده شده است. يكي از جالبترين نمونه هاي كاربرد خط توركي باستاني، مربوط به دوره دولت توركي آزربايجاني آغ قويونلو و يا بايينديرهاست. آغ قويونلوها و يا بايندريه مانند ديگر دول توركي، داراي يك علامت رسمي (دامغا - تمغا) بودند كه بر خلاف قاراقويونلوها آنرا تقريبا روي تمام سكه هايشان مي توان ديد. حتي از آغ قويونلوها سكه اي بجا مانده كه نقش آن صرفا علامت تمغاي مذكور بوده و بدون هر گونه نوشته اي است. اين علامت ماخوذ از حرف “با” در الفباي گٶك تورك به حالت افقي است كه در ضمن هجاي اول كلمه باييندير (نام ايل موسس و حاكم آغ قويونلوها) مي باشد. علامت بدين صورت است:  

 


٢- نامها، القاب و عناوين توركي: بر سكه و اسكناسهاي دول توركي و آزربايجاني، عمموما نامها٬ القاب و عناوين سلاطين به زبان توركي (خان
Xan ٬ خاقانXaqan ، قاآنQaan ، باهاديرBahadır -بهادر٬ ايلخانİlxan ٬ اولوقUluq -الغ، به يگBəyg -بيگ...) و يا مونقولي (“قورخان-گورگان- كورگه ن- كوره كه ن”، “ايرمئچين نورچيİrmeçin Nurçi “ لقب گيخاتو به معني جواهر گرانبها بر چاوها و يا اسكناسهاي وي) و به يكي از خطوط توركي اويغوري، عربي (كوفي، نستعليق،...) و حتي چيني و تبتي نگاشته شده است.

 

٣- عبارات توركي: كاربرد عبارات توركي بر پولها اصلي رايج و قاعده اي دولتي بوده است. به عنوان نمونه دور تا دور نخستين اسكناسها ويا چاوهاي تورك عباراتي به خط توركي ختائي و يا اويغوري درج شده است. اما مهمتر از آن، عبارت نمادين سؤزوموزSözümüz  (سوزيموز، سوزيميز، سيوزمز به معني امر ما، فرمان ما، دستور ما) ويا بعضا سؤزوم (سوزوم، سزم به معني امر من، فرمان من، دستور من) است كه بسيار پيشتر و بعدتر از چاوها تا دوره افشاري، و در مقياسي بسيار گسترده تر بر اسناد رسمي و دولتي بكار مي رفته است. اين عبارت، معادل اصطلاح مونقولي Üge Manu كه بر سكه‌هاي برخي از سلاطين مونقول و نيز تورك (تيمور لنگ) نقر مي شد است، و علاوه بر يارليقها (فرامين)، بر بسياري از يارماقها (سكه ها)ي دولتهاي توركي و آزربايجاني حاكم بر اراضي ايران امروزي نيز ضرب شده است. از جمله: “سوزوموز”  در بعضي سكه هاي كوركانيان؛ “سوزيموز” در سكه امير تيمور (١٣٦٩-١٤٠٤): “سلطان الاعظم غياث الدين امير تيمور كوركان خلد الله ملكه، سوزيموز”؛ “سوزوم” در سكه هاي الغ بيك گوركان كه پدربزرگ خود امير تيمور را ستايش مي‌كرد و طرفدار سرسخت سنت‌هاي توركي-موغولي بود (١٤٤٧- ١٤٤٩)، “الغ بيك كوركان بن امير تيمور كوركان، سزوموز، ضرب.....”، "امير تيمور كورگان هيممتيدين، اولوغ بگ كورگان، سٶزومƏmir Timur Kürgən himmətidin, Uluğ Bəg Kürgən, Sözüm" (با عنايت معنوي امير تيمور گوركان، فرمان ما اولوغ‌ بيگ گوركان) (تيمورTimur, Dəmir  به معني آهن؛ اولوقUluq, Uluğ  به معني اعظم و كبير؛ قورخان-گورگان- كورگه ن-Kürgən  به معني رهبر جنگي و لقبي مشخص كننده نسب فاميلي و وابستگي قومي شاهزادگان – در تركي معاصر كوره كه ن  Kürəkən داماد- است. لقب كوره كن را تيمور و برخي از جانشينان او كه به پيروي از وي، خود را از دودمانِ چنگيزخان مي‌دانستند بكار مي‌بردند)؛ “سيوزوميز” در سكه هاي حسن علي قراقويونلو٬ اوزون حسن آغ قويونلو٬ يعقوب ابن اوزون حسن آغ قويونلو٬ رستم بيك بن مقصود بن اوزون حسن آغ قويونلو٬ شاه صفي صفوي٬ عباس ثاني صفوي و ....

 

 

٤- جملات توركي: در بعضي از پولهاي دولتهاي توركي و آزربايجان حاكم بر اراضي فعلي ايران كاربرد جملات كامل توركي ديده مي شود. مثلا بر سكه هاي سلسله هاي موغولي تورك، عباراتي توركي مانند “قوتلوق بولسونQutluq Bolsun “ (به تركي امروزي “قوتلو اولسونQutlu Olsun “=مبارك باد) چاپ شده است. بر سكه هاي چنگيزخان عبارت تركي “قاآن العاديل، چنگيز خان′ينگ يارليغيQaan əl-adil, Çəngiz Xan’ıñ Yarlığı “ (حكم شاهنشاه عادل، چنگيز شاه) ديده ميشود. نمونه ديگر گٶن (اسكناس چرمي) نادرشاه افشار است كه بر آن جمله  كوتاه توركي “پوست شتر، حكم نادر، دئمه گؤتورDemə Götür “ نوشته شده بود.


٥- نام واحدهاي توركي پول: در تاريخ دولتهاي توركي و آزربايجاني حاكم بر اراضي فعلي ايران، نام بسياري از واحدهاي پولي هم در زبان مردم و هم به طور رسمي داراي منشا توركي بوده كه بسياري از آنها بر پولها نيز نقش بسته اند. مهمترين و نمادينترين نمونه از اين دسته نامهاي رسمي واحدهاي پولي به زبان توركي، واحد پول “تومن
Tümən “ است كه از دوره مونقولها بر پولها نقش بسته و تا قرن اخير در اسكناسهاي قاجاري و پس از آن تا امروز بكار رفته است. همچنين نام بسياري از پولها و واحدهاي پولي دولتهاي توركي آزربايجاني در فولكلور و امثال و حكم تركي تا به امروز حفظ شده است (“ايكي قيرانİki qıran “، “بئش قوروشBeş quruş “، “اون شاهيOn şahı “، “يوز آلتينYüz altın “، “آغ آقچاAğ aqça “، “قاراپولQara pul “...)

 

همانگونه كه در زير ديده خواهد شد، تعدادي از نامهاي واحدهاي پولي بكار رفته در زبان فارسي منشا توركي دارند. اما بقيه نامهاي واحدهاي پولي رايج در اين زبان نيز فارسي نيستند، به عنوان نمونه "ريال" (اسپانيائي، از رئگاليس لاتين)، "پول" (اوپولوس Obolos يوناني)، "اسكناس" (روسي، از Assignat فرانسوي)، "درهم" (دراخما Drachma يوناني)، "دينار" (دئنارييوس Dēnārius لاتيني)، "فلس" (عربي، از اوپولوس Obolos يوناني)، "ساتير" (سغدي)، "قران" (عربي)،...  در واقع نام هيچ واحد پولي در تاريخ حاكميت دول تورك و آزربايجاني بر سرزميني كه امروز ايران ناميده مي شود -به جز موارد استثنائي چون شاهي و يكي دو نام ديگر- فارسي نبوده است. همچنين، اكثريت مطلق نامهاي واحدهاي پولي در زبان فارسي -چه توركي و چه غير توركي-مانند تاريخ خود آنها، به علت نبود سنت دولتمداري در ميان قوم فارس، در رابطه با دول توركي حاكم بر آنها در هزار و چند سد سال اخير، بويژه در ارتباط با نام سلاطين و پادشاهان تورك و آزربايجاني (عباسي، ناصري، نادري، اشرفي، غازي، ربعي، ...)  و در نتيجه بخشي از تاريخ پول دولتهاي توركي و آزربايجاني مي باشند.

 

پولها و واحدهاي پولي دولتهاي توركي و آزربايجاني در ايران

 

توركان نخست معاملات و پرداختهاي خود را به صورت جنس به جنس و يا “پایاپای” انجام میدادند. سپس به ترتيب پولهاي “كاغذي” و “چرمي” و پس از آن ضرب “سکه” پیش آمد تا اینکه اولین پول کاغذی به نام “چاو” در قرن هفتم-هشتم نهم ميلادي در چین چاپ و نشر گردید. در دوره دولتهاي توركي پس از اسلام واحدهاي پولي نامهايي با ريشه توركي – مونقولي- آلتائي (تومان، ‌آقچه، تنگه،...)، هندي (مهر،...) و اروپايي (منات، ريال، ليره،...) داشته اند.  در زير به برخي از نام پولها و واحدهاي پولي دولتهاي توركي آزربايجاني حاكم بر ايران كه داراي منشا توركي اند اشاره مي شود:

 

معاملات پاياپاي:

 

پاياپاي Payapay تركيبي تركي (پايPaya+پايpay) به معني دانگ در مقابل دانگ، سهم براي سهم است. در معاملات پاياپاي، در مقابل مال و يا خدمت، مال پرداخت مي شود. اين مال در ميان تركان باستان عمدتا محصولات كشاورزي كه در عصر خود مهم و باارزش بوده اند، مانند تاريقTarıq ، اۆرÜr  (اۆيۆرÜyür ، اوگورÜgür ، يوگورYügür ) و كپه زKəpəz