ترکمانغير از ملت تركمن نیست.           ت . اوغلی

 

جنبش انقلابی ملت قهرمان ترک آذربایجان که همواره درطول تاریخ نهضتهای آزادیخواهانه نقش پیشرو خود را بخوبی ایفا نموده اند مایهء افتخار سایر ملل ایران بویژه ملت ترک ترکمن میباشد .

تجزیه وتحلیل این حرکت نوین ملت بزرگ ترک (آذربایجان)باهمهءشدت وضعف هایش ویا نقد سازندهءآن درحال حاضر ودراینجا مدنظر نمیباشد،لیکن تذکر چند نکته از جانب ما (ترکهای ترکمن)بسیار لازم وحائز اهمیت بنظر میرسد:

1-      حرکت های آزادیخواهانهء مردم بایستی با آگاهی سیاسی وخودآگاهی ملی توِأم باشد وصرف به تحرک واداشتن توده وار مردم با استفاده از تحریک پذیری عاطفی آنها در مقاطع مختلف بدون سازماندهی وعمق بخشی به خودآگاهی های اساسی ومنطقی مردم هرچند بعنوان ایجاد حرکتهای نمادین وتبلیغی میتواند مورد بهره بردری قرار گیرد لیکن درنهایت خطر آسیب پذیری جنبش ملی به سبب ابتلا به "پوپولیسم" ویا "لمپنیسم سیاسی"ونهایتا" انحراف از اصول وخواستهای اولیه جنبش را درپی خواهد داشت(چنانچه قبلا بارها شاهد آن درنهضتهای پیشین بوده ایم).

2-      واحد های مختلف ملی،صنفی،سیاسی واجتماعی تحت ستم هیئت حاکمه ایران علیرغم خواستهای متنوع دارای اشتراک منافع وهدفی مبتنی بر محو حاکمیت ستمگرانه وغیر انسانی سیستم فعلی موسوم به جمهوری اسلامی واستقرار مناسبات حکومتی دموکراتیک وعادلانه در ایران میباشند بنابراین وجود دشمن مشترک باعث پیوند خوردن این خواستهای به یکدیگر وایجاد ضرورت ارتباط وهماهنگی وهارمونی در قیامهای انقلابی مردم ایران،میگردد.

ازهم گسیختگی وپراکندگی،همچنین انقطاع در قیام های حق خواهانهء مردم در نقاط مختلف خواست حکومت جهت خرید زمان لازم برای تجدید قوا وجمع وجور کردن ،سازماندهی وسرکوب یک به یک وبه نوبت این جنبشها میباشد ،لذا جهت ایجاد این فرصت سعی میکند با به انحراف کشاندن خواستهای واحد های مختلف والقاء این مسئله که این جنبش ها ماهیتا به یکدیگر متفاوت هستند واهدافی کاملا جداگانه دارند مانع از نزدیکی واتحاد عمل این واحدها گردد،این همان تکنیک قدیمی "تفرقه بینداز وحکومت کن میباشد".متاسفانه رگه هائی از سعی در ایزوله کردن جنبش ملی خلق ترک آذربایجان در اظهارات منسوبین به این جنبش (بلکه ناخودآگاهانه)،رویت میشود که بایستی با تعمق بیشتری به آن پرداخت.

 

3-      نهضت های ملی قدرت خود راازپشتیبانی ملت ومشروعیت (حقانیت)خواستهای خود کسب مینمایند،لذا بدون توجه به مقارنت این دواصل امکان شکست ویا انحراف نهضتها همواره درکمین میباشد وحکومت پیوسته درصدد گرفتن حداقل یکی ازاین عناصر ،از جنبشها میباشد –وجود حمایت مردمی بدون داشتن مطالبات وشعارهای به حق میتواند نهضت را با مقابلهء سایر واحدهای ملی وسیاسی اجتماعی مواجه سازد همانگونه که" فارسیسزم" در ایران دچارآن گشته است.ازاین رو بایستی از دگردیسی ارتجاعی "ناسیونالیسم ترک" به"شونیسم ترک"وگرفتاری دردام توطئهء ایزوله کردن آن بشدت پرهیز نمود.

 

(اظهار این جملات که"ملت ترک خود به تنهائی قادربه گرفتن حق خود است ویا ما نیازی به فلان ملت دیگر ویکی شدن با آن نداریم"که تلویحا ویا مضمونا عنوان می شود ،ونیز حمله به جریانات وگروههای سیاسی دیگر که در مقاطعی با ما اختلاف نظر دارند،ودچارشدن به عُجب یا غروربیش ازحد،بی تردید باعث ضربه خوردن به جنبش پرهزینهء ملت ما خواهد بود.ما توجه برادران وخواهران روشنفکر ترک آذربایجان را اکیدا به این موضوع مهم جلب میکنیم.)

درج مطلبی تحت عنوان"ترکمان غیرازملت ترکمن است "درسایت های مختلف آذری که توسط بعضی ها به آن لینک نیز داده شده است صرف نظر از مسائل محتوائی آن که به هیچ وجه علمی ومستند وحقیقی نمیباشد،ازنظر سیاسی وتبعات حاصله از چالشهای ورود به مباحث اتنیکی برای نهضت فراروی ما گران تمام خواهد شد،زیرا این همان پروژهء ایجاد تفرقه بین صفوف واحدهای ملی ضد استبدادی وحق طلب ایران است.لذا ما بدون اینکه با موشکافی وبررسی دقیقتر این نوع اظهارات غیر مسئولانه وبه غایت ضعیف وبی پایه ،خودرا آلودهء این روش ضد انقلابی کرده باشیم توجه نویسنده ودرج کننده ولینک دهندگان به این مطلب را به چند نکته جلب میکنیم وازآن درمیگذریم.

 

الف- ملت بزرگ ترک در تاریخ به دو گروه اصلی ترکهای اویغور (شامل قزاق ها،ازبک ها،قرقیز هاو...)همچنین ترکهای اوغوز(شامل ترکمن ها،آذری هاوعثمانی ها) میشود البته خاستگاه همهء ترکها ترکستان است که فعلا درحوزه جغرافیائی چین قراردارد وقبل از اینکه اصطلاح ترک به ترکهای آذری ویا ترکیه اطلاق شود آنها صاحب این عنوان بوده اند .برای آگاهی بیشتر به این مسائل توصیه میشود به مطالعه بیشتر ودقیقتر تاریخ وبه عنوان مثال کتابهای "اوغوزها" نوشته پروفسوردکتر فاروق سومر که به فارسی هم ترجمه شده ویا "تاریخ ترکیه"نوشته پروفسور دکتر یاشار یوجل وپروفسوردکترعلی سویم که به زبا ن ترکی است  ،بپردازید.

ب- درتاریخ ایران همواره از خلق ترکمن با عنوان ترکمان یا تورکمان یادشده است زیرا ادبیات حکومتی ایران شدیدا تحت تاثیر اعراب بوده است آنها ترکمن را ترکمان یا تورکمان تلفظ نموده ومینویسند،درمورد ترکمنهای عراق وسوریه نیز علیرغم اینکه آنها نام خودرا همواره ترکمن بیان کرده ومینویسند بازهم اعراب از املاء ترکمان یا ترکمانی درمورد معرفی ایشان استفاده میکنند همانطور که مازندرانی های همسایهء ترکمنستان جنوبی به مردم ترکمن از گذشته تا حال ترکمان اطلاق مینمایند ومنظورشان هم همان ترکمن است ونه چیز دیگر.

 

از نظر ما برخلاف دشمنان یکپارچگی ملت بزرگ ترک ،نه تنها ترک با ترکمن یا ترکمان فرق نمیکند بلکه همهء ترک ها اعم از آذری وعثمانی ذاتا ترکمن هستند واین موضوع را ترکهای ترکیه بخوبی دریافته وبه آن افتخار میکنند اما درمورد خویشاوندان ما درآذربایجان ظاهرا مدتی بایستی برای قبول این واقعیت زمان سپری کنند.!

 

 

ج- دومطلب از دو جا برای مقایسه وبدون شرح در زیر می آوریم تا ضمن اعتراض منطقی وعلمی به مطالب نوشته شده توسط برادرمان م/ ب که بسیار نیز نسبت به ایشان علاقمندیم ونیز پرهیز از ورود اختلاف انگیز به جزئیات مطلب از نویسندگان مطالب اینچنینی خواهشمندیم آنرا به عنوان یک ترکمن ودرک احساسات مربوط به او بخوانند شاید بتوانند درک نمایند ما چه میگوئیم،ما قصد نداریم فعلا هیچ اتهامی متوجه نویسندهء محترم ونشردهندگان مطلب سراسر تحریف وجعل تاریخ شدهءزیر نمائیم فقط بخاطر مصلحت ملت بزرگ ترک اما اکیدا بار دیگر به نسبت عواقب وتبعات نامیمون گشوده شدن جبهه ءداخلی بین ترک ها با انتشار چنین مطالبی ،به نیروهای دلسوز ومسئول وانقلابی برادرانمان هشدار میدهیم.(مطلب زیر تاحدودی خلاصه وتعدیل شده است).

 

 

           1           منظور از ترکمان یا تورکمان درمتون تاریخی غیرازملت ترکمن است.

 

ּ توركمان در گذشته يكى از نامهاى قديمى بكار برده شده براى تسميه خلق ترك آذربايجاني و يا واحدهاي ايلي تشكيل دهنده اين خلق٬ بويژه از سوى مولفين عرب و در مناطق عربى بوده٬ امروزه نيز عمدتا در اشاره به زير گروههاي طائفه اي-سياسي و تاريخي خلق ترك در سرزمينهاي عربي مانند عراق٬ سوريه٬ اردن بكار ميرود.

 

-         تركمن امروزه نام يك ملت مستقل استּدر حاليكه توركمان٬ نام ملت مستقلي نيست بلكه در گذشته و امروز كمتر براي مشخص نمودن گروههاي طائفه اي-سياسي خلق ترك در آزربايجان و تركيه و دياسپوراي تركان آذربايجاني در عراق و سوريه بكار ميرود....

 

پس از ظهور دول تركي آزربايجاني قاراقويونلو و آغ قويونلو و پس از ظهور مذهب علوي قزلباشي و آغاز كشمكش آزربايجان و تركيه (صفوي-عثماني) اشتقاق در معني و فرم كلمه تركمن رخ داده و فرم جديد توركمان با معني جديدي ظهور كرده و نام تركمن منحصرا براي ناميدن گروه ملي تركمن ساكن در شرق درياي خزر بكار رفته استּ در نتيجه ائتنونيم تركمان از آغاز كاملا غيروابسته و مستقل از نام اصلي تركمن مربوط به شرق درياي خزر و آسياي ميانه بوده استּ

...استּبواقع از آنجائيكه همه تركان آزبايجان اصلا توركمن به معني قديمي اوغوز و يا ترك مسلمان بوده اند٬ محدود و منحصر نمودن ايلات آغ قويونلو به نام تركمان٬ آغاز تشكيل دو ائتونيم توركمان و تركمن و اشتقاق معني بين آنها شمرده ميشودּ

 

-          

البته در عراق براي ناميدن دياسپوراي آزربايجاني ساكن در اين كشور٬ فرم تركمن بكار مي رود٬ اما از آنجاييكه در اين كشور گروههاي تركمن (شرق درياي خزر) حضور ندارند٬ اين كاربرد نه چندان درست٬ مشكل بزرگي در داخل عراق ايجاد نمي كند (در روابط ملي اين گروه با آزربايجان و تركمنستان البته مشكلاتي ببار مي آورد) اما در ايران كه هم ملت تركمن و هم زيرگروههاي توركمان ملت ترك ساكن اند٬ نمي توان براي ناميدن هر دوي اينها از نام تركمن استفاده نمودּبلكه ميبايست براي ناميدن ملت نخست كه در آسياى ميانه و شمال شرق ايران مسكون است٫ از فرم "تركمن" و براي ناميدن زيرگروه ملت ترك كه در كشورهاى عربى (عراق٫ سوريه٫ اردن و لبنان و فلسطين) ساكنند ٬ از فرم "توركمان" اسفاده نمودּ

 

همانگونه كه معلوم است نادرشاه افشار٬ سياست جمع آوري تركهاي آذربايجاني خاورميانه (شرق تركيه٬ ايران٬ آذربايجان٬ خراسان٬ عراق و افغانستان) در زير چتر اداره دولتي تركي آذربايجاني واحدي را تعقيب مي نموده استּ وي در مراودات خود با دولت عثماني٬ و در همين راستا بر خواست الحاق عراق و آذربايجان به خاك دولت تركي افشاري اصرار كرده است. وي براي اثبات حقانيت خود چنين استدلال ميكرد كه مناطق مزبور (بخصوص مناطق غربي آذربايجان كه به خاك عثماني ضميمه گشته است و مركز تركان آذربايجاني عراق كركوك-موصل) در ازمنه سالفه به سلاطين "توركمان" تعلق داشت كه به سبب اختلاف انگيزي شاه اسماعيل به دولت عليه عثماني انتقال يافته است. (حد غربي آذربايجان در داخل خاك عثماني شهر ارزينجان است كه شاه اسماعيل حركت تاريخي خويش را به آسياي صغير از آنجا آغاز نموده بود) همچنين وي در مكاتبات خود با دولت عثماني٬ اين خاندان را به عنوان بزرگترين خاندان توركمانها – گروهي كه منسوبيت خود بدانها را نيز تاكيد ميكند- توصيف كرده و در نامه هاي متعددي به عثمانيها كه برخي از آنها به تركي آذربايجاني نوشته شده اند (از جمله به سلطان عثماني محمود اول و فرزندش) به دفعات بر ترك بودن خويش تاكيد نموده و خويشاوندي قومي خويش با آنها را متذكر ميشود. آشكار است كه در تمام اين مكاتبات٬ مراد نادرشاه افشار از توركمان٬ نه خلق تركمن در شرق درياي خزر٬ بلكه شاخه غربي تركان اوغوز (آزربايجان و تركيه) بوده استּ

 

در ايران جدائى و ظهور دو خلق متشخص و جدا به نام ترك و تركمن ٬ روندى است كه پيش از هزار سال قبل با مهاجرت بخشى از اوغوزان به آذربايجان و آناتولى آغاز و در طول قرون ١١ تا ١٣ ميلادى با تاسيس دول تركى قاراقويونلو- آق قويونلو-صفوى-افشار و قاجار در خاك آذربايجان و آناتولى در خاك آذربايجان به پايان رسيده است و پس از اين دوره٬ ترك و تركمن به عنوان دو خلق و ملت متشخص جداگانه وارد صحنه تاريخ شده اندּ اكنونن اين دو خلق٬ دو خلق جداگانه٬ با دو تبار جداگانه (فيزيوتيپ نژادى٬ قيافه ظاهرى)٬ دو لهجه جداگانه٬ دو ادبيات جداگانه٬ دو الفباى جداگانه (هم الفباى لاتينى ٬ هم الفباى عربيشان از هم متفاوت است)٬ دو سيستم اعتقادى تاريخى جداگانه (تركمنان تاريخا سنى حنفى٬ تركان تاريخا علوى-شيعه) ٬ دو سرزمين نياخاكى گوناگون و وطن تعريف شده گوناگون (آذربايجان٬ تركمنستان)٬ دو دولتى كه با آن پيوستگيهائى دارند (تركمنستان٬ آذربايجان-تركيه) و٬ּּּּ مىباشندּاين تكامل نتيجه تجريد استּو در نتيجه امروز از دو خلق جداى ترك و تركمن مىبايد سخن راندּ

در دنياى فعلى تنها دو خلق با نام ملى ترك وجود دارند كه هر دو نيز متعلق به اوغوز غربى اند: شاخه شرقى اوغوز غربى و يا خلق ترك آذربايجان (در ايران شامل شمال غرب٬ شمال شرق و جنوب اين كشور٬ در آذربايجان٬ در عراق٬ در شرق تركيه و ּּּּ) و خلق ترك (در تركيه٬ در بالكان و در قبرس)ּ اين دو خلق خود را با نام ملى ترك مىنامند و به جز ايندو همه ملل و اقوامى كه زبانشان داخل به گروه زبانهاى تركى محسوب مىشود داراى اسامى ملى ديگرى بجز ترك مانند ازبك٬ تاتار٬ اويغور٬ تركمن٬ قزاق٬ قيرقيز٬ وּּּּ مىباشندּ براى ملت تركمن٬ "تركي" نه اسم مليت بلكه اسم خانواده زبانى است٬ اما براى خلق ترك در ايران-آزربايجان-قبرس-بلغارستان و ּּּ ترك علاوه بر نام خانواده زبانى٬ مشخصا نام مليت اين خلقها نيز مىباشدּ بنابراين در ايران خلق تركمن به لحاظ ملى تركمن و به لحاظ خانواده زبانى ترك است٬ در حاليكه خلق ترك در ايران هم به لحاظ نام ملى ترك و هم به لحاظ خانواده زبانى ترك استּ البته اين دو مليت داراى دو زبان اند كه به يك خانواده زبانى تعلق دارد كه آنهم خانواده زبانهاى تركى استּ و از اين جهت اين دو خلق متعلق به ملل تركى زبان شمرده مىشوندּ

البته خلق تركمن با ما يعنى خلق ترك٬ داراى زبانى است كه متعلق به يك خانواده زبانى است (تركى) و فرهنگهايمان داراى نقاط و جهات مشترك و حتى يكسان بسيارى است
ּ اما على رغم اين٬ در ايران و خاورميانه دو خلق تماما جداگانه ترك (منظور ترك آذربايجانى است) و تركمن به منصه ظهور رسيده استּ پس از اين نيز مىبايست كه مانند گذشته٬ زيرگروههاى گوناگون خلق تركمن به امر ادغام و جوشش ميان خود و ايجاد ملت تركمن و زير گروههاى گوناگون خلق ترك به امر ادغام و جوشش ميان خود و ايجاد ملت ترك حركت كنندּ و در واقع روند موجود نيز همين استּآنچه ممكن و ضرورى است اين است كه ما به جاي پرداختن به فانتزي توران و ملت بزرگ اوغوز و ּּּּ همه گروههاى بدون صاحبى كه در ضمن خود را ترك مىنامند و ترك مىدانند و در سراسر ايران پخش شده اند نزديك شده و از همه جهات با آنها ادغام و جوشش نماييمּ

از طرف ديگر مخلوط كردن دو خلق ترك و تركمن٬ كه در ايران خود را دو خلق جداگانه مىدانند و به واقع نيز از هر جنبه دو خلق جدايند٬ و آنها را به صورت مصنوعى به يكديگر بخيه زدن٬ انديشه اى بر ضد روند ملت شوندگى خلق ترك در ايران است
ּ

 

 

حركت ملي دمكراتيك ترك در ايران هدفي و يا احتياجي مانند يگانگي ملي با ملت تركمن نداردּ نزديكي فرهنگي و همسويي سياسي و خويشاوندي زباني دو خلق ترك و تركمن به معني ادغام و يگانگي اين دول ملت نيستּ مگر نزديكي فرهنگي و سياسي دو خلق قزاق و تاتار در روسيه به معني انكار هويت ملي هر كدام و ايجاد ملتي مصنوعي از اين دو است؟

ּ در دنيا تنها دو خلق وجود دارند كه نام ملىشان ترك مىباشد يكى ما (خلق ترك در ايران-آذربايجان) و ديگرى خلق ترك تركيهּ

 

ما (يعنى خلق ترك) ساكن در ايران و خلق تركمن٬ دو ملت جداگانه هستيم كه در ايران ساكنيم٬ زبانهاى ملى خود را به دو نام متفاوت (تركمنى و تركى) مىناميم ּتنها وجه مشترك خلق تركمن با ما خلق ترك٬ تعلق هر دو زبان ملى تركى و تركمنى به يك خانواده زباني است كه اين خانواده زبانى نيز ٬ تصادفا تركى نام داردּ اما وجود كلمه تركى در نام اين خانوداه زبانى٬ همانگونه كه گفته شد٬ دليل بر اين نيست كه نام ملى خلق تركمن٬ نيز ترك استּ نه خير! در ايران تنها يك ملت به نام ملى ترك وجود دارد و آن هم مائيم و نه تركمنانּ

ּ


از اين زاويه
٬ اينكه خلق ترك و روشنفكران آن٬ پاره هاى گوناگون خود را (قاشقائى٬ּּּ) به صورت گروههاى قومى جداگانه اى تلقى نمايد و از طرف ديگر گروههاى قومى حقيقتا جدائى مانند خلق تركمن را به شكل پاره اى از گروه ملى خود بشمارد٬ رفتار و تلقى اى تماما خطا و صددرصد زيان آور بوده و يكى از بزارگترين موانع در روند ملت شوندگى خلق ترك در ايران را تشكيل مىدهدּ

 

.


سؤزوموز
مهران بهاري
http://mehran1.persianblog.com/

2        آیا براستی هرکجا ی تاریخ کلمه ترکمان یا تورکمان آمده منظور غیر از ملت ترکمن بوده است_؟!!

 

....گروه تركمانان استرآباد بر دو خيل هستند؛يموت وگوكلان وهر دو خيل مركبند از دو فرقه ي «چاروا» و «چمور». فرقه ي چاروا كه همان چهارپاداران هستند، مال وشتروحشم دارندو فرقه ي چمور آن فرقه هستند كه شتر ندارند.
طايفه ي يموت مركب ازدوتيره است:«شرف» و«چوني». خيل يموت مركب از دوازده طايفه است وهر طايفه مركب ازچندين تيره ، طايفه و اوبه. «جعفرباي» ، «آتاباي»، «يلقي»،«داز»،«دوجي»،«بدراق»،«سلاخ»،«ايمر»،«كوچــك»،«ايگدر»،«قوجق» و«قان يخمز». اينها طوايف يموت هستند كه در كنار رود گرگان در صحرا ميان آلاچيق زندگاني مي كنند. ..... در هر اوبه زيردستان وجوانان ازبزرگ اوبه ي خود تااندازه اي اطاعت دارند. اماهروقت اتفاقي ومسئله اي براي طايفه پيش آيد، بزرگان اوبه ها، مشايخين وپيرمردان جمع شده، مشورت مي كنندوهرقسم كه تمام رؤسا وپيرمردان و حتي زيردستان آن طايفه صلاح دانستند اقدام خواهند كردودرآن موقع سخت متفق ويك جهت ويك قول هستند.
معطوفي ،اسداله . انقلاب مشروطه دراسترآباد(گرگان)..تهران .انتشارات حروفيه . چاپ اول 1384 .جلداول .ص121

 

 

 

....گوكلان ها نيز از طوايف بزرگ تركمان هستند . منطقه ي گوكلان نشين ازطرف مشرق محدود است به دهنه ودامنه ي كوه هاي بجنورد وازطرف مغرب به گنبد كاووس وصحراي يموت،ازطرف شمال به رودخانه ي اترك و كويرصحراي روس وازطرف جنوب به «نردين« و«كوهسار» و«حاجي لر» .آب وهواي محل سكونت گوكلان ها نسبت به يموت ها بهتر و به عبارتي ييلاقي است . زمين هايش حاصل خيز است واغلب نقاط آن ازآب هاي كوهسارو حاجي لر مشروب مي شود . زراعتش برنج ،ماش،كنجد،گندم وجو است. اگر برنجش بهتر از برنج صدري نباشد كم تر هم نيست . اغلب زمين هايش ني زاراست،زيرابه جنگل هاي كوهسارنزديك است . همچنين جنگل هاي كوچك داخلي در دامنه ها و نيز چشمه سارهاي فراوان دارد .پنبه وهندوانه هم خوب درآن به عمل مي آيد.
جماعت گوكلان مركب ازدوگروه ودوازده طايفه اند: «داغلوها» عبارتند از: «قايي» ،«قره بل خان»،«اركك لو»،«چيق لق»،«قارنوا»،«بايندر»،«قرق».
قايي، مركب ازسه طايفه وهرطايفه مركب از چندتيره است :«تمك قايي» ،«قارناس قايي»،«دالي بوق قجه قايي». قره بل خان يك خان دارد ويازده طايفه واوبه که شامل:«آجي بيك»،«پاشي»،«قاپان»،«پچ»،«قارا»،«خوردايماق»،«قير»،«كروك»،«عرب»،«سقر»،«سيكي چتر»هستند.
دودورغه مركب ازشش طايفه هستند: «يانقاق» ،«سنگريك»،«چاغر»،«بيگدلي»،«آي درويش»،«اجن قانجق».(يانقاق شامل چهارطايفه ي :«ساري جد»،«قول لي» ،«دايزاكري»،«كتي» است).
معطوفي ،اسداله . انقلاب مشروطه دراسترآباد(گرگان)..تهران .انتشارات حروفيه . چاپ اول 1384 .جلداول .ص123/124

 

 

 

....مشايخ تركمان عبارتنداز: «حاجي ملاقليچ» كه امام جماعت است ورياست تامه دارد و مردم به وي اعتقادي كامل دارند و نذورات زيادي به او مي دهند. مدرسه اي از آجر، درنهايت استحكام براي طلاب درنزديك اوبه ي خودش كه موسوم است به «ساري سو» ساخ