قضات مزدور جمهوری اسلامی ومحاکمه کننده گان فعالان ملی مان را بیشتر و بهتر بشناسیم  

 

تقریبا تمامی دستگیر شدگان قیام سال 85 در تبریز که در واکنش به توهین وقیحانه ی روزنامه دولتی ایران و در اصل به انگیزه ی تخلیه ی خشم فروخورده ی ناشی از ستم ملی و اجتماعی برملت ترک ایران به خیابان های تبریز ریخته بودند با دستورات کتبی سه نفر از قضا ت مزدوردادسرای عمومی و انقلاب تبریز به نام های کیانوش شکوه تازه(بازپرس شعبه ششم)حسن با هوش(دادیار شعبه19)وسجاد حبیبی(دادیارشعبه16) به دست جلادان و بازجویان اداره اطلاعات سپاه تبریز سپرده شدند.

سابقه اطلاعات سپاه در سرکوب کلیه ی مبارزین و فعالین بر هیچ کس پوشیده نیست.این جلادان از فردای 22 بهمن سال 1357 تا به امروز صدای دگر اندیشان را به انحاء مختلف در حنجره خفه کرده اند.

در سال های اول حاکمیت پلید جمهوری اسلامی (رژیم نژاد پرست فارس)،چون اکثر این بازجویان و جلادان به شیوه های به قول خود علمی و به رمز و رموز اخذ اطلاعات و اعتراف گیری آشنایی چندانی نداشتند،غالبا متوسل به شکنجه وآزار و اذیت جسمی و فیزیکی می شدند. چنین شیوه ی قادر بود در روحیه بعضی ازمبارزین خلل وارد کرده و آنها را مجبور به اعتراف کند ولی در بعضی از مبارزین بالعکس سبب مقاومت و عدم افشای اسرار خود و تشکیلا تش می گردید.

ولی به تدریج و پس از استحکا م حاکمیت جمهوری اسلامی وبا استفاده از تجربیا ت ساواک که از طریق حسین فردوست نزدیک ترین دوست وهمکار محمد رضا پهلوی و رئیس اداره امنیت به آنها منتقل کرد وبعدها با استفاده از تجربیات سازمان های امنیتی سایر کشورها شکل دیگری به خود گرفت.

سالهاست مزدوران وبازجویان اداره ی اطلاعات جمهوری اسلامی(رژیم نژاد پرست فارس)به جز در موارداستثنایی از برخورد فیزیکی و شکنجه ی جسمی دستگیر شدگان اجتناب می ورزند. شیوه ای که مورد استفاده قرار می گیرد بیشتر مرتبط با روح و روان وشخصیت دستگیر شدگان است و این نیز در جنبه های مختلف ومتعدد پیش برده می شود. این موارد شامل تحقیر وتوهین وتهدید وارعاب ویا غلو واغراق در بزرگ نمائی ودادن شخصیت کاذ ب به آنان ویا دست گذاشتن بر روی نقطه ضعف ها و یا نقاط قوت در جهت شکستن روحیه و در نهایت اجبار به تسلیم و دادن اطلاعات است.مثلا در مورد فردی که دارای تحصیلات عا لیه  ویا موقعیت شغلی و اجتماعی مناسبی است با بیان این امر که چنین رفتارها و حرکاتی شایسته ی شما نیست و شما فردی تحصیل کرده ،با هوش وبا شخصیت هستید و باید به امور مهم و در خور شأن خود مشغول شده و خود را قاطی افراد فرو دست و به زعم آنها اراذل اوباش نکنید. سعی در بزرگ نمائی شخصیت و موقعیت اجتماعی آنان کرده و چنین به افراد القاء می کنند و وی نیز می پذیرد که فاصله وتفاوت عمیقی میان وی و سایر دستگیر شدگان است. یا با دست گذاشتن بر روی روابط خصوصی افراد با بیان این که شما مثلا با فلان خانم  ویا آقا رابطه ی نا مشروع! دارید و چگونه می توانید با فساد اخلاق_البته به تصورمزدوران_ خود را فعال سیاسی و اجتماعی قلمداد کنید سعی در تحقیر و خرد کردن شخصیت شان نمایند.یا در مورد فردی که متکفل مادر پیر و بیمار و یا چندین برادر و خواهر خردسال است با دلسوزی و همدلی نشان دادن و این که شما باید مراقب و مواظب و در کنار خانواده خود باشید.سعی در وادار نمودن چنین افرادی به اقرار و اعتراف نموده اند و...

 

پس از قیام اول خرداد سال 1385 شکوه تازه- باهوش و حبیبی که ازنظر اعتقادی وابستگی و سر سپردگی کاملی نیز به جمهوری اسلامی ندارند.به عنوان قضات تحقیق رسیدگی کننده به اتهامات فعالان ملی و اجتماعی انتخاب شدند. با وجود این که در تمام سیستم های حقوقی کشورهای دنیا قضات به صورت مستقل و به دور از تعصب و حب بغض به افراد وبدون اجرای اوامر قضاوت می کنند. به عکس در جمهوری اسلامی قضات با دستور مقربین درگاه ولایت فقیه جمهوری اسلامی(رایش فارسها) تصمیم گیری وقضاوت می کنند.شکوه تازه-باهوش وحبیبی نیز به ظاهر در مقام ما فوق مأمورین اطلاعات ولی در اصل و در عمل ملعبه دست و مطیع بی چون و چرای اطلاعاتی ها بودند و هر دستوری را که  اطلاعات در مقام در خواست از آنها می کرد به فوریت اطا عت امر می کردند.مثلا بسیاری از فعالین دستگیر شده بنابه درخواست و مصلحت اطلاعات هفته ها-  در اختیار  - آنها از سوی قضات مذکور قرار گرفتند. مفهوم -در اختیار- نیز که از ابداعات دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به معنای اعمال هر گونه رفتار و عملکرد آزادانه و موسع در مورد دستگیر شدگان است.                                                          

  

پس از به اصطلا ح تحقیق و باز جویی از دستگیر شدگان توسطاطلاعات و قضات زیر دست اطلاعت پرونده به شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز به ریاست علی علی اکبری از مرتجع ومتحجرترین قضات دادگستری تبریز در اتهامات اقدام علیه امنیت جمهوری اسلامی و ... و شعبه ی 110 دادگاه عمومی جزائی تبریز به ریاست وحد ت آخوند بی سواد و مرتجع در اتهام -ایجاد هیاهو و جنجال و... ارجاع می شد.در غالب موارد نوع مجازات و حکم صادره نیز از سوی وزارت اطلاعات به این به اصطلاح قضات دیکته شده است.

 

شعبات تجدید نظر استان آذربایجان شرقی:

 

در صورت اعتراض و تجدیدنظر  خواهی هر یک از محکومان در دادگاه انقلاب و دادگاه شعبه 110 جزائی تبریز،پرونده ی آنها جهت رسیدگی مجدد به دادگاه های تجدید نظر استان ارسال شده است.

نکته قابل توجه در این مورد این که ،دادگاه تجدید نظر در رسیدگی مجدد شامل تمام شعبه های دادگاه تجدید نظر استان نمی شد.

ارجاع پرونده ها به شعبات مذکور، با توجه به میزان سرسپردگی قضات آن به جمهوری اسلامی ودرجه ی ذوب آنها درولایت فقیه صورت گرفته است. در این راستا، نقش یکی از معاونین دادگستری به نام جواد یردچی در ارجاع پرونده به شعباتی که در این موارد سختگیرانه عمل کرده اند ، حائز اهمیت است. جواد یزدچی،اهل شهرستان اهر، یکی از بی خاصیت ترین، منفعل ترین، متملق ترین وگوش به فرمان تزین قضات جمهوری اسلامی ایران است. وی نزدیک به بیست سا ل است که سمت اداری در دادسرا و دادگستری دارد وبا وجود تعویض دادستان ورئیس دادگستری ، پست معاونت را حفظ کرده است! دلیل عمده ی این امر، انفعال وعدم جسارت وشجاعت در این فرد است. جواد یزدچی، پرونده های اعتراض شده وتجدید نظر شده را به شعباتی ارجاع کرده که احتمال تائید رای دادگاه بدوی در حد بالا باشد.

این شعبات عبارت از شعبه ششم، چهارم و دوازدهم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی  ریاست شعبه ششم را آقای آخوندی مرتجع ومتحجری به نام ایمانی بر عهده دارد. این آخوند که اهل یکی از روستاهای مرند (یامچی) است. کدورت وخصومت دیرینه ای با مخالفان جمهوری اسلامی داشته ودارد و میزان تحجر و بی سوادی این فرد به حدی است که هیچ گونه بیان و سخن مخالفی را بر نمی تابد قاضی دیگری نیز در شعبه ششم در زمان رسیدگی به پرونده ها به نام حمد اللهی حضور داشته است. او نیز سرسپردگی خاصی به رژیم جمهوری اسلامی دارد .

ریاست شبه ی چهارم را آخوند بی سوادی به نام هوشیار زرنقی بر عهده دارد.این آخوند به قول هم ولایتی هایش(زرنقی ها) حتی استعداد وقابلیت چراندن گاو وگوسفند را هم ندارد سال هاست که دز دادگستزی استان آذربایجان شرقی درپست های حساس مثل ریاستکل دادگستری استان آذربایجان شرقی وریاست شعبه ی چهارم مشغول است.

 ریاست شعبه دوازدهم دادگاه کیفری استان که همزمان دادگاه کیفری استان نیز محسوب می شود بر عهده ی آخوند به نام قلی امینی شاد باد (پینه شالوار از روستاهای حومه ی تبریز) است. آخوند قلی امینی، واقعا ً از شاهکارهای خلقت است! این فرد که حتی موقع راه رفتن و از فرط غرور و تبختر ، گردن ا ش را مثل کرگدن نگه می دارد، از نظر روانی دارای اختلالات وعقده های عمده ی روانی و شخصیتی است. اختلالات وعقده هایی ازقبیل آزارگری ومیل مفرط به توهین و تحقیر وشکنجه ی مراجعین ومتهمان، عقده ی خود بزرگ بینی، عدم تعادل روحی ورفتاری و....      

این فرد علاقه ی عجیبی به اعمال مجازات های سنگین وزجر آور در مورد متهمان دارد واعمال این مجازات ها وی را از نظر روانی ارضاء می کند . قلی امینی حتی در مورد متهمان جرایم عادی نیز ، بر خوردی غیر انسانی وغیر حقوقی می کند. مثلا در پرونده ی قتل مطرح شده در اردیبهشت سال    1386وی دراسرع وقت وبدون رسیدگی کامل ومحاکمه ی عادلانه حکم به اعدام صادز و خود آن را به صورت دستی به دیوان عالی کشور جهت تائید برده ودر عرض کمتر از سه ماه، حکم اعدام اجراء شد! پرونده ای که حداقل در سیستم حقوقی کشورهای مترقی پنج سال طول می کشد. آخوند قلی امینی شادباد، به گفته ی یکی از نزدیکانش روزی چند قرص آرامش بخش استعمال می کند وبا وجود چنین مسئله ای به لحاظ کمال خلوص خود در مزدوری و سرسپردگی به حاکمیت جمهوری اسلامی ، به حیات نا میمون خوددر دادگستری ادامه می دهد چیزی که در هیچ یک از سیستم های حقوقی کشورهای دیگری قابل تصور نیست.

 

 

مدافعان حقوق بشرآذربایجان جنوبی