بحث دموکراسی در درون حرکت ملی آذربایجان

بابک قزوینی

 

حرکت ملی آذربایجان با گسترش روز افزون خویش بحثهای مدرن را هم در درون و هم در بیرون حرکت باید پیگری کند و در تکامل ارزشهای مدرن و دست آوردهای جامعه های دموکرات و پیشرو،  کوشا باشد. یکی از بحثهائی که چند سالی است هم در درون و هم دربیرون حرکت ملی مورد مداقه است بحث نهادینه شدن دموکراسی در ایران و منطقه است و این بحث  در درون حرکت ملی هم، همیشه مورد بحث بوده است ولی تابحال نتوانسته است به نحو احسن در متن و بطن حرکت نهادینه شود و به گفتمان اصلی حرکت تبدیل شود.

وقتی از دموکراسی صحبت می شود باید دموکراسی های مدرن و تا حدودی تکامل یافته را مورد کنکاش قرار داد  و با الگو گیری از آنها و راه و روشهای آنها به عمومیت یافتن این بحث مدرن و جا افتادن آن در میان گروه ها و احزاب ملی  کمک کرد نه اینکه عملکرد یک فرد یا گروه را عین دموکراسی به خورد یک عده نا آگاه از این بحث مدرن داد و گفت که این است دموکراسی یعنی ما هر طور فکر می کنیم با هر طور بیان می کنیم دموکراسی این است، این کارها عین عوام فریبی و خاک پاشیدن به چشم مردم است تا نگذارند آنها حقایق را بفهمند یا سئوال کنند.

 

اصول دموکراسی این نیست که یک گروه خود را عین دموکراسی قلمداد کند و بر دیگران درس دموکراسی دهد بلکه اصول دموکراسی حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی بیان، عقیده، رای اکثریت با آزادی انتقاد اقلیت،پاسخگو بودن، چرخش نخبگان،تعویض پستها بر اساس زمان، استقلال قوه مجریه، قضائیه، مقننه و رکن دیگر دموکراسی آزادی مطبوعات است که باید آزاد باشند تا نقایص را گوشزد کنند و انحرافات را آشکار کنند.

 

اکثر گروه های حرکت ملی در اساس نامه های خویش خود را گروهی دموکرات قلمداد می کنند ولی در عمل می بینیم که بعضی از آنها اگر چه هدف خویش را معاصر شدن و غیره  قلمداد کرده اعمالشان  بر اساس، اساس نامه خویش نمی خواند و عملکرد و خیلی از کارهایشان نهادینه کردن دیکتاتوری است و این گروه ها و طرفداران این گروه ها مانعی شده اند بر پیشرفت حرکت ملی هم در داخل و هم در خارج که انرژی حرکت را با اصطکاکهای بی حاصل گرفته اند و نمی گذارند حرکت ملی با اراده ملی ملت آذربایجان به جایگاه اصلی خویش نائل شود.

 

این افراد و گروهها با اینکه در عمل از دموکراسی دم می زنند ولی برای هیچ کارشان پاسخگو نیستند مگر نه این است که افراد و گروه های دموکرات باید به افکار عمومی و آنهائی که سئوال می کنند باید پاسخگو باشند ما چگونه می توانیم به این افراد نام دموکرات بگذاریم؟ در دموکراسی حتی رهبر هم باید به نسبت به عملکرد خویش پاسخگو باشد و عملکرد رهبر هم باید قابل دفاع باشد و الا می شود دیکتاتوری که قابل دفاع نیست.

 

آنهائی که می خواهند افرادی را در حرکت ملی غیر پاسخگو به عملکرد خویش بکنند و بعضی را مستثنی می کنند از پاسخگوئی، دقیقا راه دیکتاتوری را صاف می کنند هر چند که در اساس نامه خویش و در بعضی از بیانیه های خویش در وصف دموکراسی و معاصر شدن غزل سرائی کنند این گونه افراد و گروهها را چگونه می توان دموکرات نامید؟ یا آنهائی که می خواهند بر بعضی از کسان حالت مقدس دهند،  کسی نباید از ایشان سئوال کند این تفکر با معاصر شدن و دموکراسی آیا در تضاد نیست؟ معاصر شدن یعنی گردن نهادن بر ارزشهای مدرن و پاسخگو بودن نسبت به عملکرد خود و فارغ شدن از گفته های آسمانی در سیاست و مدنیت و رو آوردن به عقلانیت و علامت سئوال گذاشتن در مقابل عملکرد هر فردی، نه تبدیل شدن به توجیه گر عملکرد غیر قابل دفاع بعضی از افراد و گروه ها یا تقدس دادن به بعضی از افراد و اشکال که کسی را یارای سئوال کردن نباشد این کاره ها عین دیکتاتوری و این افراد جاده صاف کن دیکتاتوری هستند اگر چه در ظاهر لباس دموکراسی به تن کرده اند یا به زعم خویش می خواهند دموکراسی را تبیلغ کنند.

ایجاد یک دموکراسی قدرتمند نیاز به افراد و گروه های دموکرات و معتقد به دموکراسی دارد که با وجود افراد و گروه های دموکرات می توان امید داشت که آینده آذربایجان جنوبی و منطقه دموکراسی خواهد بود و گرنه پیش بینی آینده با به وجود نیامدن گروه های و افراد دموکرات هم در میان ملت فارسستان و هم در بطن حرکت ملی کمی مشکل است.

با وجود این، قدرت گرفتن افراد و گروه های دموکرات در درون حرکت ملی مواضع گروه های و افراد غیر دموکرات را تضعیف کرده و آنها باید یا خود را با دموکراسی  هماهنگ کنند یا منتظر منزوی شدن خود در بطن حرکت ملی باشند.

بحث دموکراسی هر چند در بطن حرکت ملی روبروز پر رنگتر می شود و افراد و گروه های بسیاری به این بحث رو می آورند و می خواهند گفتمان دموکراتیک در متن حرکت نهادینه شود ولی باز موانع زیادی باعث تضیف دموکراسی در حرکت ملی است ولی در مقابل این موانع نقاط قوت حرکت ملی در بحث دموکراسی هم زیاد است که در زیر به عمده موانع نهادینه شدن دموکراسی و به نقاط قوت ، بحث دموکراسی در درون  حرکت ملی اشاره می شود.

 

نقاط قوت گفتمان دموکراتیک در حرکت ملی

 

1. ظهور گروه های دموکرات متعدد:

 

در طول چند سال گذشته گروه های متعدد با عملکرد دموکراتیک برای پیش برد اهداف حرکت ملی آذربایجان جنوبی پا به عرصه مبارزه گذاشته اند و این گروه ها هر چند در عمل چنانکه پیش بینی می شد موفق نبوده اند ولی در تئوری و ایجاد بحث موفق بوده اند و این فضای تئوریک در آینده جای خود را به فضای عمل خواهد داد که موفقیت حرکت ملی را هم در داخل و هم در خارج چند برابر خواهد.

 

2. تولد گروه های غیر سیاسی همگرا با منافع ملی آذربایجان جنوبی

 

گروه های و افراد غیر سیاسی که فقط بر اساس حس مسئولیت بعضی از افراد با اتحاد عمل موفق در کنار هم گرد آمده اند توانسته اند با بالا بردن حس مسئولیت فعالین ملی در مقابل خاک آذربایجان، فرهنگ و منافع ملی آذربایجان جنوبی،  نقش خویش را به نحو احسن بازی کنند این گروه ها اگر چه در ظاهر سیاسی نیستند ولی توانسته اند با عملکرد موفق خویش، افکار عمومی جامعه آذربایجان را به یک قسمت از خاک عزیز خویش حساس کنند، همین تولد آنها با عملکرد قابل قبول در آینده می تواند به تعدد گرو ه های غیر سیاسی هماهنگ با منافع ملی دامن زند که همین تعدد گروه ها نقش مهمی در پیشبرد دموکراسی در آینده آذربایجان خواهد داشت. از این گروه ها می توان به"کمیته دفاع از غرب آذربایجان" اشاره کرد.

 

3. پا به عرصه گذاشتن رهبران جوان در داخل آذربایجان

 

حرکت ملی آذربایجان یک حرکت جوان و جوانگرا است که خلاقیت جوانان آذربایجان جنوبی در همه عرصه ها باعث شده این حرکت به متن و داخل خانه های آذربایجان جنوبی راه یابد و طبعا در مسیر مبارزه هم افراد مقاومی پیدا شده اند که توانسته اند برای خود جای پای محکمی باز کنند و تفکرات دموکرات آنها از سوی بسیاری از فعالین ملی پذیرفته شده است و آنها به رهبران جوان تبدیل شده اند که حالا نمی توان در داخل  نقش بی بدیل آنها را انکار کرد افرادی  مثل عباس لسانی، سعید متین پور، معلم مبارز هدایت ذاکر، ابراهیم ساوالان، ابراهیم جعفرزاده... که هرکدام برای خویش طرفداران زیادی دارند و تعدد رهبری اگر چه در نظر بعضی ها شاید یکی از نقایص حرکت های اجتماعی باشد ولی برای حرکت ملی این یک حسن است ولی باید این افراد و گروه های دموکرات بدون تک روی با یکدیگر،  بر اساس اصول دموکراسی و منافع ملی هماهنگ شده و هماهنگ عمل  کنند و اهداف ملی را به صورت متحد پیگیری کنند.

 

4. به وجود آمدن مدیاهای متعدد جمعی

 

وجود رسانه های جمعی متعدد در حرکت ملی موجب تعمیق دموکراسی در حرکت ملی شده است  و این رسانه با به وجود آوردن فضاهای دموکراتیک توانسته اند بحث دموکراسی را در جامعه به موضوع روز تبدیل کنند، از رسانه های اینترنتی گرفته تا رادیو و تلویزیونهای ملی از جمله "گوناز تی.وی." نقش مهمی در ایجاد فضای دموکراتیک داشته اند و در داخل هم نقش بی بدیل "دیلماج"،"نوید آذربایجان" و نشریات متعدد دانشجوئی انکار شدنی نیست.

 

 

موانع نهادینه شدن دموکراسی در حرکت ملی

 

1. بایراق گاموح:

 

اگر چه آذربایجان جنوبی سوای از شمال آن،  می تواند مالک یک "بایراق ملی" باشد در این مساله شکی نیست ولی پروسه ای که برای به وجود آمدن یک بایراق باید طی شود باید دموکراتیک و با نرمهای ملل متمدن دنیا باید همخوانی داشته باشد آنها که خود را قیم ملت می دانند و ملت را کودک حساب کرده و می خواهند چیزی که خود دوست دارند بر ملت آذربایجان جنوبی تحمیل کنند نمی توانند آدمهای دمکراتی باشند آنها فقط برای خود و گروه خویش می توانند تکلیف تعیین کنند نه برای ملت آذربایجان که خود هوشیار است و بزرگ.  این بایراق گاموح امروزه تبدیل به یکی از موانع نهادینه شدن دموکراسی در بطن حرکت ملی شده است و باید این مانع برداشته شود از هر راهی که عقلا پیشنهاد می کنند باید این مانع برطرف شود، طرفداران گاموح هم از این بهانه های کودکانه که بایراق آنها توسط یک عده در قلعه بابک بلند شده دست بردارند آنوقت طرفداران شهید زهتابی که خیلی بیشتر از گاموح بایراقشان بر سر روزنامه زده می شد چه خواهند گفت یا طرفداران صالح ایلدریم که می گویند ما کمتر از گاموح نیستیم که ما هم برای آذربایجان جنوبی"بایراق ملی" تعیین می کنیم و کرده اند. جنبش های اجتماعی نیاز به یک سمبل دارند سمبلی که وصل کننده باشد و تاثیر گذار نه "بایراق". اگر چه در طول مبارزه اجتماعی رهروان آن راه اگر می خواهند تشکیل دولت خود مختار یا مستقل را داشته باشند می توانند با هم رائی برای آینده سرزمین خویش بایراق ملی تعیین کنند این کار را  یک فرد یا یک گروه حق ندارد به دیگر تحمیل کند.

بایراق گاموح سوای اینکه مانعی بر تعمیق دموکراسی در حرکت ملی شده است وجه غیر دموکراتیکی هم از گاموح در حرکت ملی ساخته است که سالها وقت و انرژی نیار دارند که این وجه را تغییر دهند و ذهن فعالان ملی را نسبت به خود تغییر دهند این مساله به"تپه گوز" یا "پاشنه آشیل" گاموح تبدیل شده است.

 

2. لیدر بازیها:

 

هر حرکت اجتماعی نیاز به رهبر یا رهبران هماهنگ دارد که بتواند توده ها را دور خویش جمع کرده و با استفاده از انرژی توده ها قدرت سیاسی را مجبور به پذیرش خواستهای خود کنند. کسانی که می گویند حرکت ملی به رهبر نیاز دارد و یا شورای رهبری درست می گویند ولی در حرکتهای اجتماعی گاهی یک حزب یا جریان فکری نقش رهبری را داشته اند و موفق هم بوده اند نه یک فرد. حرکتهای اجتماعی زیادی هم بر حول یک فرد شکل گرفته اند که بعضی ها موفق بوده اند به دموکراسی برسند و بعضی ها به دیکتاتوری انجامیده اند. در حرکتهائی که رهبری هدف خود را نجات جامعه خویش قرار داده نه قدرت سیاسی، موفق تر بوده است مانند آفریقای جنوبی و هند. همچنین در حرکتهای اجتماعی کسی می تواند رهبر آن حرکت را داشته باشد که با بدنه حرکت همراه باشد نه اینکه به یک کشور دیکر رفته باشد و از راه دور بخواهد هدایت کند این نوع حرکتهای هیچ وقت موفق نمی شوند رهبری حتی اگر به زور هم تبعید شود باید برگردد، رهبر یک فعال ساده نیست که هر وقت دلش خواست برود دنبال زندگی خویش، اگر کسی نمی خواهد مبارزه کند نباید نقش رهبری برای خویش قائل شود و اگر طرفدرانش او را رهبر حرکت می دانند باید بیاید همراه طرفدران خویش در متن جامعه مبارزه کند.

چهرگانی اگر چه در سالهائی که در داخل مبارزه می کرد رهبری گروهی از فعالین ملی را به عهده داشت نه همه فعالین را،  ولی حالا با فضائی که طرفدران ایشان در داخل و خارج بوجود آورده اند ایشان به یکی ار موانع نهادینه شدن دموکراسی در حرکت ملی تبدیل شده اند و باید این نقش مانعگرایانه را از خود به دور کنند، حالا در داخل و خارج از کشور افرادی زیادی هستند که نقش رهبری گرفته اند یا از طرف طرفداران خویش نقش رهبری به آنها داده می شود مثل عباس لسانی یا سعید متین پور که طرفدران آنها، آنها را رهبر خود می دانند و از آنها می خواهند که رهبری حرکت را به صورت هماهنگ به عهده بگیرند اگر چه آنها این نقش ها را نمی پذیرند و می خواهند ملت خویش را نجات دهند خودشان اگر چه در این راه شهید هم شدند چه باک.

نتیجه می گیریم که نقشی که برای چهرگانی طرفداران آنها قائل می شوند یا خودش، یک مانعی است برای جا افتادن دموکراسی در حرکت ملی است. چهرگانی باید آن نقش که برای خودش یا طرفدرانش برای  ایشان قائل هستند کمی تلطیف کند و خود را هم  عنوان دیگر مبارزان ملی بداند.

 

3. صاحبان تفکرات دگم:

 

در هر حرکتی عده ای افراد خود را تافته جدابافته می دانند و با گذشت زمان هم نمی خواهند افکار خود را آپ دیت کنند و این افراد در هر حرکتی مانع گسترش دموکراسی در درون حرکت می شوند.

 

4. سنتهای مذهبی هماهنگ با خرافات

 

بعضی از سنتهای مذهبی جا افتاده که هماهنگ با خرافات هستند و ذهن افراد سنتی را مشغول کرده اند مانع دیگری بر نهادینه شدن دموکراسی در درون حرکت ملی هستند.

 

 

نتیجه گیری

 

برای نهادینه شدن دموکراسی افراد و گروه های دموکرات چه در داخل و چه در خارج باید هماهنگ عمل کنند و فضا را از دست افراد و گروه های غیر دموکرات خارج کنند و یک جبهه دموکراتیک با شراکت افراد و گروه های دموکرات ایجاد و موانع نهادینه شدن دموکراسی در درون حرکت ملی را با عقلانیت بردارند و نقاط قوت دموکراسی در درون حرکت ملی را تقویت کنند این راهی که باید افراد و گروه های دموکرات برای خوشبختی خویش و ملت آذربایجان باید بپیمایند.

 همچنین  افراد و گروه های دموکرات از نقد نکردن عملکرد افراد غیر دموکرات به خاطر رفیق بودن یا همشهری بودن دست بردارند هر گروه و فردی که عملکرد غیر دموکرات داشته باشد باید به زیر تیغ انتقاد گرفت و عملکردش باید افشا شود و مجبور به پاسخگوئی شود این کار ما مانع به وجود آمدن غده هائی در بدنه حرکت می شود که باید در آینده مجبور شویم این غده را جراحی کنیم و داد یک عده ای در بیاید.