تحلیل دیدگاه های آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی ( تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان)(AMDT) در گفتگوی دیره نیش سسی با مسئول روابط عموی AMDT

  خوانندگان گرامی ، مطلبی که هم اکنون پیش روی شماست، ماحصل چندین ساعت گفتگو و پرسش و پاسخ نشریه دیره نیش سسی با مسئول روابط عمومی آذربایجان میلی دیره تشکیلاتی( تشکیلات مقاومت ملی) در رابطه با مسائل بین المللی و تاثیرات آن در حرکت ملی آذربایجان می باشد.  با توجه به اینکه نشریه دیره نیش سسی ارگان رسمی آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی( تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان ) محسوب می گردد، بر آن شدیم  که با مد نظر قرار دادن نظرات هواداران(AMDT) و فعالین حرکت ملی آذربایجان که به آدرس پست الکترونیکی نشریه ارسال گردیده است، سوالات در فضایی کاملا دمکراتیک و غیر تشکیلاتی مطرح شود تا ضمن پاسخ گویی به سوالات ارسالی به تحلیل مواضع آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی ( تشکیلات مقاومت ملی) نیز پرداخته شود.

برخلاف مصاحبه های گذشته می خواستم اولین سوال خود را در مورد روابط ایران با آمریکا بپرسم.  شاهد تحولاتی عمده ای در این رابطه هستیم، تحلیل تشکیلات در مورد این تحولات چیست؟

رابطه بین آمریکا و ایران چیزی نیست که ما در مورد آن مطلق انگاری بکنیم، دولت آمریکا و یا هر کشوری تلاش خواهد کرد که سیاست  داخلی وجهانی خود را بر اساس منافع ملی طراحی کند. ایالات متحده برای تضمین منافع ملی خود شرایط زمانی را به بهترین وجه ارزیابی می کند و هر موقع منافع ملی آمریکا ایجاب کرده، سیاست های خود را تغییر داده است .حاکمیت ایران نیز برای تحکیم قدرت و حاکمیت خود حتی مرزهای عقیدتی خود را شکسته است. در جنگ ایران و عراق تفکر سیاسی و عقیدتی حاکمیت ایران حول شعار " راه قدس از کربلا می گذرد" بود. اما دیدیم که چگونه در منطقه فاو عقب نشینی کرد و با  هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری با دخالت مستقیم نظامی  دولت آمریکا  مجبور به قبول صلح گردید. ده ها نمونه دیگر وجود دارد. هرم سیاسی نظام ایران علیرغم شعار های ظاهری اش بعد از مذاکرات بغداد برای جلب رضایت دولت آمریکا  حتی خط قرمز های نظام را نادیده گرفت. با شدت گرفتن بحران  انرژی هسته ای و خطر تحریم های اقتصادی، رهبران سیاسی ایران خطر را در کنار گوش خود احساس می کردند و در پشت در های بسته دنبال راه حلی بودند که هم افکار عمومی را قانع کنند و هم قدرت های جهانی  راضی شوند. تحویل سوخت هسته ای  روسیه به ایران و گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا و عقب نشینی سیاسی رهبران  ایران همه نشانه های توافقات پشت پرده می باشد. البته به سخن اول خود بر می گردم  در عرف سیاسی همه چیز مطلق نیست دولت آمریکا در قبال امتیاز های پنهانی چراغ سبز هایی به دولت ایران داده است، ولی هنوز کارت هایی در دست دارد که خواب را بر رهبران ایران آشفته می کند. ما معتقدیم  چشم انداز نزدیکی دولت آمریکا و ایران آنقدر هم روشن نبوده  و این رابطه ها مقطعی خواهد بود. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و رقابت های ریاست جمهوری ایران  ارتباط تنگانگی  با  نزدیکی های ماه های گذشته دارد.

فکر نمی کنید این نزدیکی فضای سیاسی در ایران را بسته تر خواهد کرد؟

 البته فضای سیاسی ایران بدون آن هم به وحشتناک ترین وجه بسته است. تورم سرسام آور، بیکاری روز افزون، آمار صعودی طلاق، ورشکستی زیر ساخت های اقتصادی و تولیدی، عدم امنیت شغلی و اجتماعی، برخورد های خشونت آمیز با سیاسیون و قشر های فرهنگی ، ترویج  افراطی گری مذهبی نارضایتی در بین لایه های اجتماعی جامعه را شدت بخشیده است. نظام ایران این مورد ها را بخوبی  درک می کند ولی به جای حل این معضلات با تئوری" الرعب به نصر" به سرکوب نارضایان می پردازد. به نظر ما اجرای طرح های  امنیت اجتماعی و سرکوب های کور سیاسی و فرهنگی از همین تئوری نشات می گیرد. تحول سیاسی در روابط ایران و آمریکا نه تنها مشکل این سرکوب ها را حل نخواهد کرد، بلکه فرکانس های خطرناکی برای داخل دارد. آقایان اگر سرشان از مسئله بحران هسته ای و فشار های جهانی فارغ شوند فضا از این هم که هست سنگین تر خواهد شد.

آیا این تحلیل می تواند در مورد آذربایجان و حرکت ملی نیز صادق باشد؟                                                                                                                                                

ما در مصاحبه های قبلی مان نیز اشاره کردیم که مسئله ملت های ساکن ایران به عمده ترین مسئله سیاسی  ایران تبدیل شده است. حرکت ملی بلوچ ها، خیزش عرب های الاهواز، جریانات کردستان و از همه مهمتر خیزش ملی  ملت آذربایجان نظام ایران را با بحران عمیقی روبرو ساخته، با اینکه حاکمیت ایران با ابزار های سیاسی،تبلیغی و مطبوعاتی خود این بحران را لاپوشی می کند ولی واقعیت این است که این بحران تا عمق جامعه نفوذ کرده است.  نظریه پردازان اجتماعی،سیاسی،امنیتی حاکمیت ایران خطر خیزش های ملی در ایران را به رهبریت کلان حاکمیت گوش زده کرده اند و راهکار های سرکوب را نیز تجویز نموده اند. اعدام فعالین عرب،سرکوب نظامی بلوچ ها و کردها و سرکوب  سیستما تیک سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و امنیتی آذربایجان بر پایه همین مسئله صورت می گیرد.  به نظر ما با حل و یا کم رنگ شدن بحران های جهانی حاکمیت ایران سرکوب  ملت های تحت ستم ایران خصوصا حرکت ملی آذربایجان هدف اصلی  حاکمیت ایران خواهد بود. متاسفانه اپوزیسیون تمامیت خواه ایران که در داخل و خارج ایران با شعار های دهن پرکن دمکراسی خواهانه فعالیت می کنند، در سرکوب خواسته های مشروع  ملت های تحت ستم ملی ساکن در ایران  مشارکت گسترده و حتی جدی تر از خود حاکمیت دارند.

 حاکمیت ایران تلاش دارد این گونه وانمود کند که، فعالین حرکت های ملی جریانی برانداز بوده و از سوی آمریکا هدایت می شود؟

البته باید این مسئله را روشن کنیم  که به نظر ما فعالین حرکت ملی آذربایجان در چارچوب مخالفین بر انداز نظام قرار نمی گیرند. حرکت ملی آذربایجان برای برچیدن سیستم شوونیستی و سانترالیستی مبارزه می کند و خواهان حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی ملت آذربایجان بر اساس منشور های جهانی و راهکار های مدنی و دمکراتیک می باشد. گذشته از این مسئله چسباندن حرکت ملی آذربایجان به قدرت های خارجی ادبیات کهنه ای است که نظام های دیکتاتور همیشه  از آن برای سرکوب مخالفین یاری گرفته اند ولی تجربه نشان داده است این شیوه نتیجه عکس داشته، نظام سلطنتی – شوونیستی پهلوی نیز تلاش می کرد خیزش ملی 21 آذر 1324 را وابسته به شوروی جلوه دهد ولی نتیجه چه شد؟ بعد از انقلاب  نیز هر وقت اعتراضی ملی در آذربایجان آغاز گردیده حاکمیت اسلامی  آن را به تورکیه و بعد از استقلال قسمت شمالی آذربایجان به جمهوری آذربایجان منتسب کرده است. در اولین سالگرد قیام ضد آپارتایدی ملت آذربایجان تعدادی از فعالین صدیق حرکت ملی آذربایجان را که در تهران و زنجان بازداشت کردند. این انسان ها را بدون دلیل و سند هفت ماه در سلول انفرادی نگه داشتند و با شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی تلاش کردند که آن ها را  مجبور به اعترافات دروغین کنند که گویا  با آمریکا رابطه داشته اند. خوشبختانه به دلیل نبود مستندات کافی و مقاومت های سر افرازانه فعالین حرکت ملی توطئه حاکمیت نقش بر آب شد. تعدادی از این عزیزان با وثیقه های سنگین از بازداشت های انفرادی آزاد شدند. مبارزه و مقاومت ملی در آذربایجان شروع شده و حاکمیت با کاسه لیسان اپوزیسیون سیاسی خود تلاش دارد این حرکت مقدس ملی را به کشور های منطقه و آمریکا  ربط دهد و ممکن است این توطئه در زمان های مختلف و در اشکال گوناگون ظاهر شود. به نظر ما حرکت ملی آذربایجان باید آمادگی خود را برای مقابله با این توطئه ها حفظ نماید. 

یعنی شما رابطه حرکت ملی آذربایجان را  با دنیای خارج نفی می کنید؟

ببینید، هر حرکت و نهضتی یک بعد داخلی و یک بعد بین المللی دارد. حرکت ملی آذربایجان صدای اعتراض یک ملت تحت ستم ملی است که هویت و موجودیت آن زیر شدید ترین حمله های شونیستی قرار گرفته است. طبیعتا هر ملتی برای مقابله با نابودی خود مقاومت خواهد کرد و تلاش خواهد نمود که صدای اعتراض خود را با شیوه های مختلف به گوش جهان برسانند. فعالین حرکت ملی آذربایجان نه تنها در میهن خود بلکه در سراسر جهان مخالف نژاد پرستی و شوونیسم و نابودی ملت ها هستند.  وقتی زیر بنای حرکت ملی ملت آذربایجان با این تفکر پایه ریزی شده است پس ما در در سطح جهان حرفی برای گفتن داریم . ملت آذربایجان باب اعتراض و گفتگو را در هر کجای جهان بر روی خود باز می بیند. ارتباط با دنیای خارج و رساندن صدای مظلومیت یک ملت تحت ستم ملی با ارتباطی که آقایان می گویند زمین تا آسمان فرق می کند. به اعتقاد ما حرکت ملی آذربایجان جریان مستقلی است که برای  افشا و مبارزه با آپارتاید نژاد این حق را دارد که پرست فارس  در هر کشوری به اعتراض بپردازد.

اتحادیه اروپا شدیدا در پی تحریم اقتصادی ایران است فکر می کنید این تحریم ها واقعا کار ساز باشد؟

 طبعتا اگر تحریم ها جنبه واقعی به خود بگیرند کمر ایران را می شکند. تحریم های اخیر تاثیر بسزایی در اقتصاد ایران داشته است . اما  واقعا در پشت این تحریم ها اراده قوی سیاسی وجود دارد؟ یا نه؟ یحث دیگری می طلبد. در عمر 28 ساله  جمهوری اسلامی شاهد آن بودیم که کشور های اروپایی از سردی روابط آمریکا و ایران بهترین سود اقتصادی را برده اند.سیاست رسمی کشور های اروپایی با تبلیغاتشان فرق اساسی دارد. شما آزادی متهمان پرونده میکنوس از زندان را ببینید، مذاکرات هسته ای را مطالعه بفرمائید ده ها مورد دیگر را می توان مثال زد عمل و گفته کشور های اروپا یی با ایران متضاد است. ما هم قبول داریم که فشار افکار عمومی و فعالیت تشکل های غیر دولتی و برخی احزاب مخالف دولت های اروپایی بر مسئله تاثیر چشمگیری دارد مثلا اگر این فعالیت ها نبود بحث نقض حقوق بشر در ایران ابعاد جهانی به خود نمی گرفت ولی وقتی پای سود اقتصادی در بین باشد صورت مسئله فرق می کند.

 با توجه به تحلیل های شما حرکت ملی آذربایجان چگونه می تواند از این وضعیت استفاده کند؟

جواب این سوال دقیقا به مورد فعالیت های جهانی فعالین حرکت ملی آذربایجان بر می گردد. افکار عمومی در کشور های اروپایی به مسئله حقوق بشر بسیار حساس است. ما باید حرکت ملی و خواسته های  انسانی خود را در سطح جهان معرفی کنیم، باید به صورت سیتماتیک ظلم های ملی که بر ملت آذربایجان می رود افشا کنیم. در کشور های اروپایی فضای سیاسی برای این قبیل اقدامات مساعد بوده و تاثیر بسزایی هم دارد. فعالین حقوق بشر آذربایجانی باید در انجمن ها و کانون های دفاع از حقوق بشر، دفاع از حقوق کودکان، دفاع از حقوق زنان بیشتر از این کار کنند. انتشار نشریات، تجمعات فعالین در مقابل پارلمان اروپا، شورای اروپا، یاری گرفتن از مجامع حقوق بشر اروپایی و.. می تواند وضعیت حرکت ملی ما را در سطح جهان متحول کند. باید از این فرصت ها استفاده بهینه کرد. در این جا لازم می بینیم به نمایندگی آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی از فعالین حقوق بشری آذربایجان خصوصا از خانم فاخته زمانی و جناب علیرضا جوانبخت تشکر و قدر دانی کنم. به باور ما  حرکت ملی آذربایجان باید از حالت سنتی خارج و حول محور اندیشه های ملی به شاخه های تخصصی تبدیل شود، یعنی فعالین حقوق بشر دراین عرصه کاملا بصورت تخصصی وارد صحنه شوند. گروه های خبری حرکت ملی می توانند با ادبیات ژورنالیستی جایگاه تخصصی تری برای خود را پیدا بکنند. تلویزیون ملی آذربایجان با مشکلات زیادی که دارد باید در قالب رسمی ظاهر شود. احزاب سیاسی حرکت ملی حتما باید در عین حالی که استقلال تشکیلاتی خود را حفظ می کنند به عنوان بازوی سیاسی عمل کنند. اگر حرکت به این سطح مبارزه برسد حتما و یقینا در داخل و سطح جهان حرفی برای گفتن دارد.

مسئله ورود کشور تورکیه به اتحادیه اروپا هر روز جنجالی تر می شود، دیدگاه تشکیلات در مورد این مسئله چیست؟

البته کشور تورکیه هم مثل هر کشور مستقل دیگری منافع ملی خود را دارد. رهبران سیاسی  و احزاب سیاسی تورکیه آنقدر درایت سیاسی دارند که خودشان تشخیص بدهند که چه حرکتی می تواند به نفع کشورشان باشد. ما بر خلاف برخی گروه های سیاسی حرکت ملی اصلا موافق این نیستیم که  با تبلیغات منفی  افکار عمومی  داخل را در رابطه با کشور تورکیه تضعیف کنیم. ولی به عنوان  یک تشکیلات آذربایجانی  در مورد سیاست های کشور تورکیه دیدگاه های خاص خودمان را داریم و ورود تورکیه به اتحادیه اروپا را کاملا منفی ارزیابی می کنیم.

حاکمیت فعلی تورکیه جریانی اسلامیست، دیدگاه  تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان  در مورد حزب حاکم و یا سایر حزب های تورکیه چگونه است؟

در سوال های قبلی هم اشاره کردیم، تشیلات مقاومت ملی این حق را برای حرکت ملی آذربایجان قائل است که صدای مظلومیت ملی ملت آذربایجان را در هر کشوری بلند کند و دنبال منافع ملی ملت آذربایجان باشد و این مسئله شامل کشور تورکیه هم می شود.در کشوری که ملت ما با ملت آن برادر است  فرقی بین احزاب سیاسی آن نمی بینیم. تشکیلات مقاومت ملی انتقاد هایی به حزبAKP  دارد و معتقد است سیاستی که آن ها انتخاب کرده اند نهایتا به ضرر کشورهای تورک منطقه خواهد بود. اما در حرکت ملی آذربایجان اصل بر رساندن صدای مظلومیت ملت آذربایجان  به گوش برادران خود  در کشور تورکیه می باشد. ممکن است تشیلات مقاومت ملی از بعد جهان بینی با برخی احزاب تورکیه مخالف باشد و با بعضی دیگر احساس نزدیکی بکند ولی این به منزله رد یا قبول آن ها نیست. ملت کشور تورکیه برادر ملت آذربایجان هستند و حوادث تاریخی نیز گواه آن است.

آیا این بینش در مورد DTP نیز صادق است؟

به عنوان یک حزب سیاسی بلی، اما به عنوان حامی یک گروه تروریستی اصلا

بالاخره DTP هم مبارزه سیاسی و پارلمانتریستی می کند؟                

متاسفانه DTP به شاخه سیاسی  گروه های تروریستی تبدیل شده است. این مسئله را در شورای اروپا هم به رهبران DTP گوش زد کردند. جامعه سیاسی تورکیه و ملت تورکیه هم این بر این باور هستند.

تورکیه عملیات های نظامی درون مرزی و برون مرزی خود بر علیه پایگاه های گروه  تروریستی PKK شدت بخشیده است، فکر می کنید این عملیات ها می تواند را حل مسئله کرد در تورکیه باشد؟

 نگاه  ما به مسئله کرد کشور تورکیه به عنوان تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان متفاوت است. تورکیه تنها ترین  کشور منطقه است که دمکراسی به منعقی واقعی اش در حال نهادینه شدن است. احزاب و گروه های سیاسی کرد تا مجلس ملی تورکیه راه یافته اند. گروه های دانشجویی و سندیکا های کارگری وابسته به احزاب کرد به راحتی فعالیت می کنند. به نظر ما مسئله کرد تورکیه با مسئله PKK متفاوت است. پایگاه های گروه تروریستی PKK تبدیل به مرکز تجمع تروریست های بین المللی شده است. تورکیه با عملیات نظامی خود نه تنها با تروریست های PKK بلکه با تروریسم بین المللی مبارزه می کند و این حق طبیعی ملت،دولت و ارتش تورکیه است که از خود دفاع بکنند.عملیات گسترده ارتش تورکیه در 16 دسامبر در مناطق قندیل، هاواشین،زآب و هاکورک که در آن نزدیک به 50 فروند هواپیمای جنگی و شمار زیادی از واحدهای هوایی ، زمینی و اطلاعاتی شرکت کرده بود حاوی نکات مهمی بود از آن جمله می توان گفت که دیگر عملیات های نظامی تورکیه علیه تروریسم از حالت منطقه ای خارج و در بعد جهانی رو به گسترش است و مثل قبل تورکیه تنها به  دنبال نمایش قدرت نیست بلکه هدف تنها نابودی شبکه های تروریستی می باشد و AMDT با مشاهده آخرین عملیات نظامی تورکیه روزهای سختی را برای گروه های تروریستی در فصل سرما و بهار پیش بینی می کند. 

ظاهرا سیر حوادث مبارزه تورکیه با گروه تروریستی PKK به قسمت شمالی و جنوبی آذربایجان هم سرایت کرده است، موضع تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان در این مورد چیست؟

کشور های مختلفی در دنیا به PKK  کمک های لجستیکی،سیاسی،نظامی،آموزشی می رسانند. PKK از مدت ها قبل می دانست که صبر ملت تورکیه لبریز خواهد شد. بنا بر این پایگاه مخفی چند منظوره خود را به نقاط مختلف جهان منتقل کرده بود. این پایگاه ها در قلب اروپا و روسیه و منطقه قفقاز زده شده است که برخی افشا و بعضی هنوز پنهان هستند. با حمایت کشور اشغال گر ارمنستان بخشی از نیروی عملیاتی گروه تروریستی PKK به قاراباغ منتقل شده است.PKK  قبلا بخشی از پایگاه های عملیاتی و لجستیکی خود را با حمایت  دولت ایران در بخش غربی آذربایجان مستقر کرده بود و شاخه های سیاسی و مالی گروه تروریستی به راحتی در این منطقه فعالیت می کردند.  با  روی کار آمدن حزب فعلی تورکیه سیاست آمریکا در مقابل تورکیه نیز تغییر کرد، PKK بهترین ابزاری بود که دولت آمریکا در مقابل تورکیه به کار برد. حمایت های پنهانی آمریکا و کشور های اروپایی از این PKK و با ظهور PJAK باعث تغییر مقطعی سیاست منطقه ای ایران گردید و حمایت دولت ایران از PKK کمتر شد. ولی این تغییر سیاست بدین معنی نیست که دولت ایران حمایت کامل خود از PKKرا قطع کرده است.  خبری از سوی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان منتشر شده که گویا بعضی از کادرهای سیاسی PKK   در روستا های اطراف سلماس با حمایت دولت ایران مخفی شده اند. این مسئله از حمایت های آشکار  نیز خطرناک تر است . متاسفانه غده سرطانی تروریسم گریبان غرب آذربایجان را گرفته است و به نظر تشکیلات مقاومت ملی تمام گروه های سیاسی در مورد انتقال پایگاه های گروه تروریستی PKK به قاراباغ اشغالی و فعالیت این گروه در غرب آذربایجان باید بدون در نظر گرفتن منافع تشکیلاتی  به شدت فعالیت کنند.

از کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان نام بردید، دیدگاه تشکیلات مقاومت ملی در خصوص این کمیته چیست؟

به نظرم جواب را در سوال قبلی دادم.  مبارزه با غده سرطانی تروریسم در غرب آذربایجان منهای طیف و تشکیلات مسئولیت ملی ماست و معتقدیم که برای این مسئله باید جبهه مبارزه ملی تشکیل داد، به نظر می رسد که  کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان چنین پتانیسل و ویژگی فرا طیفی را دارد.  تشکیلات مقاومت ملی از به وجود آمدن کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان بسیار خرسند بوده و سیاست ها و عملکرد کمیته را به دقت مطالعه می کند. خوشبختانه کمیته مبارزه با تروریسم  و دفاع از منطقه غرب آذربایجان را با شیوه های نرم و آرام به خوبی پیش می برد.  تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان  تا آنجا که در توان دارد از سیاست ها و اقدامات معقول  کمیته  مردمی دفاع از غرب آذربایجان حمایت  می کند. به نظر ما  تمام گروه های حرکت ملی باید با نگرشی فراطیفی حمایت از این کمیته  را در برنامه های خود داشته باشند.

به نظر تشکیلات مقاومت ملی حوادث عراق خصوصا منطقه شمالی آن بر شرایط آذربایجان چه تاثیراتی می تواند داشته باشد؟

البته این تاثیرات را از چند منظر می توان بررسی کرد. سرنوشت سیاسی حاکمیت ایران و حتی جناح های سیاسی ایران با مسئله حزب الله و لبنان ، مذاکرات صلح فلسطینی ها و اسرائیل ، مسئله عراق و افغانستان اجین شده است. سیاست جناح های سیاسی آمریکا هم حول این محور ها می چرخد. ما معتقدیم مبارزه ملی جهت تعیین سرنوشت سیاسی در بین اقوام و ملت های ساکن در عراق با تعریف واقعی آن در جریان نیست.آمریکا از منطقه شمال عراق به مثابه خانه امن خود استفاده می کند و فقط کرد های شمال عراق هستند که بر طبل ملی گرایی می کوبند. صدای این طبل هم صدایی نیست که به گوش ما خوش باشد بلکه زنگ خطری برای تمام کشور های تورک منطقه است. در منطقه نفت خیز شمال عراق برادر های ترکمن ما از سرزمین های تاریخی خود اخراج می شوند، تروریسم PKK-PJAK با پشت گرمی بارزانی و جلال طالبانی غرب آذربایجان و حتی قاراباغ اشغال شده و تورکیه را تهدید می کند. یعنی شرایط فعلی عراق و حوادث تورکیه و تحولات خاورمیانه با سرنوشت حرکت ملی ما ارتباط تنگاتنگی دارد.

می گویند اسرائیل با تورکیه و آذربایجان روابط دوستانه ای دارد اما اسرائیل از بارزانی و PJAK   هم حمایت می کند، تحلیل تشکیلات در این مورد چیست؟

خوب تورکیه و آذربایجان دولت های مستقلی هستند و اسرائیل هم کشوری است که در سازمان ملل متحد کرسی  دارد، رابطه بین دولت ها امر طبیعی است اما  حمایت اسرائیل از بارزانی و گروه تروریستی پ ک ک  به دشمنی ایران با اسرائیل بر می گردد. ضمنا اسرائیل به خاطر منافع دراز مدت خود در منطقه سرمایه گذاری می کند، در اول گفتگو هم اشاره کردم هر کشوری به دنبال منافع ملی خود است ولی این ما هستیم که باید مواظب کلاه خود باشیم.

تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان مبارزه ملت فلسطین را چگونه ارزیابی می کند؟

ملت فلسطین 50 سال است که برای حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی خود مبارزه می کند، مبارزه آن ها مبارزه مقدسی است. ملت فلسطین صاحب این حق است سرنوشت سیاسی – ملی خود را تعیین کرده و کشور و دولت ملی خود را تشکیل بدهد. به نظر ما مشکل نیم قرنی فلسطین و اسرائیل فقط در پای میز مذاکره حل خواهد شد و ظاهرا مذاکرات صلح بین فلسطینی ها و اسرائیل به خوبی پیش می رود و امیدواریم ملت فلسطین نیز به زودی موجودیت سیاسی – ملی خود را اعلام کند.

در مورد اسرائیل چطور؟

 آنقدر که ما اطلاع داریم، ملت آذربایجان با دولت اسرائیل و ملت یهود تا به حال هیچ مشکلی  نداشتند که ملت آذربایجان  بخواهد موجودیت اسرائیل را قبول و یا رد بکند.

 کوزوو هم یک قدم به حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی خود نزدیک شده است، نظر تشکیلات در این مورد چیست؟

ما هم به عنوان تشکیلاتی که به خاطر حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی ملت آذربایجان مبارزه می کنیم از پیروزی مبارزین کوزویی خوشحالیم و به آنها تبریک می گوئیم.گر چه صربستان به رهبری کوشتونیتسا طرح نهایی نماینده سازمان ملل "مارتی آهتیساری" که به کوزو اجازه اعلام استقلالِ مرحله ای زیر نظارت مجامع بین الملی را می داد کاملا رد کرد و در این بین روسیه در کنار صربستان برای به بن بست رسیدن مذاکرات تلاش کرد اما تا بحال نتیجه به زعم فرزندان میلوشویچ و حکومت پوتین رقم خورده و احساسات ملی گرایی در