منوچهر
عزيزي(هاراي)
02/10/86
گپي
در محضر حاج
بيژن!
با اينكه
آبمان با حاج
بيژن در يك جوب
نمي رود ولي
گاهگاهي وقتي
كه دلش برايم
لك مي زند به
بهانه اي كه
امانتي در پيش
من داري
بوسيله تلفن
مرا به محضرش
فرا مي خواند
اما با پيدا
شدن سرو كله من
ضمن خطاب
تمسخر آميز به
من مي گويد: "خوب
... منوچهر خان
چطوري؟! پاسخ
مي دهم :
الحمدالله
زير سايه شما
بد نيستم. بعد
شروع مي كند به
عصباني شدن و
با داد و فرياد
و تهديد مي
گويد: منوچهر
خان آخر تو
چكاره مملكت
هستي كه پشت
سرم عليه من
شايعه مي
پراكني؟! عرض
مي كنم من كي و
كجا عليه شما
شايعه پراكني
كردهام؟ شما
كه بحمد الله
به شايعه
احتياجي
نداري، چون هر
كه هستي معلوم
همه هستي! حاج
بيژن نگذاشت
حرفم تمام
بشود و با
عصبانيت هرچه
تمامتر پريد
توي حرفم و گفت:
" مگر تو زلزله
اخير تبريز را
از 6/4 به 9/5 ريشتر
با شايعه
پراكني
ارتقاء
ندادي؟ عرض
كردم "حاج
بيژن مگر من
زلزله سنج
دارم كه در آن
ترس و دلهره
زلزله را
بسنجم وانگهي
چه مرضي دارم
در اين مورد
شايعه پراكني
بكنم؟ ثانياً
اين به
حضرتعالي چه
مربوط است؟"
باز هم نگذاشت
حرفم تمام شود
، گفت: "يعني چه
به من چه مربوط
است؟ يعني تو
نمي داني كه نه
تنها زلزله و
ميزان ريشتر
آن، بلكه گردش
ابر و باد و مه
و خورشيد و فلك
در اختيار
اوامر ماست؟
كاري نكن دهنم
باز بشود و
همكاري تو و
منافقين را
افشا بكنم!
گفتم: حضرت حاج
بيژن! تو كه
نفس كش مي طلبي
و اختيار
زلزله و ميزان
ريشتر آن و
گردش روزگار و
كائنات را در
اختيار داري،
چه لزومي دارد
به مردمان
بهتان بزني؟!
گفت: "براي
اينكه مگر نمي
داني كه من زور
دارم؟ " گفتم
نه حاج بيژن!
استغفرالله
من كي باشم كه
به عرض برسانم
كه زور نداري!
اما فقط ...!...
بلافاصله داد
زد اما فقط .. چي ..؟!
به ذات عالي
مباركشان عرض
كردم : اما فقط
نه تنها زور
داريد بلكه
عقل هم داريد!!
چپ – چپ ... نه
راست راستكي
نگاهم كرد و
گفت : برو دعا
كن كه بالاي
سرم خدا هست و
الا چنان
دماري از
روزگارت در مي
آوردم كه نه
تنها
آذربايجان
بلكه نام خودت
را نيز فراموش
مي كردي! گفتم
چشم... الان مي
روم دعا ميكنم
كه خداوند
تبارك و تعالي
نعمت وجود ذي
قيمتي همچون
حضرتعالي را
نصيب مخلوق
خود كرده است!
در حاليكه
عرق وحشت را از
چهره ام پاك مي
كردم عرض كردم
حاج بيژن! گويا
امانتي در
پيشگاه
حضرتعالي
دارم. استدعاي
عاجزانه
مينمايم به
خاطر خداوندي
كه گفتي بالاي
سرت است، اگر
نيازي به آن
نداريد عنايت
فرموده پس
بدهيد! حاج
بيژن با غضب
امر به
معروفانه
نگاهي به من
انداخت و گفت :
حالا رو دادم
آسترش را هم مي
خواهي؟ زود گم
شو و پشت سرت
هم نگاه نكن!
عرض كردم چشم
عزت ذات عالي
مباركتان
زياد.
منوچهر
عزيزي(هاراي)
02/10/86
درك
مسئوليت صدور
انديشه از
ضروريات است
بنده طي
ملاقات هايم
با فعالان ملي
آذربايجان،
از آنان خواهش
كرده بودم
بدليل دور
بودن از
جزئيات شرايط
روند حركت، از
تعيين تكليف
عجولانه و خود
محورانه از
راه دور، جانب
احتياط را در
نظر بگيرند تا
بقول معروف با
نيت صواب موجب
كباب نگردند.
البته
بلافاصله ياد
آور شوم در عصر
اينترنت دوري
مسافت بطور
كلي نمي تواند
مانع ژرف
انديشي و قدرت
تحليل و
ارزيابي همه
گردد، ليكن
عملاً شاهد
انحرافاتي از
اين دست شده
ايم كه نمي
توان تبعات
منفي آنها را
انكار نمود كه
بعضي از
دوستان ساده
انديش كه از
تجربه و
ارتباط و
مطالعه و قدرت
كافي تحليل
برخوردار
نيستند ليكن
در نيت خيرشان
شكي نيست،
افاضاتي
ميفرمايند كه
خود متوجه
تبعات آن نمي
شوند.
تجربه
نشان داده است
انگيزه اصلي
چنين اظهارات
دور از وطن،
ارتباطات
انحرافي با
اشخاص غير
صلاحيتداري
است كه واقعيت
را با ذهنيات
سليقه اي خويش
ارزيابي مي
كنند و آن را
به خارج
انتقال مي
دهند و گيرنده
پيام چنين
ذهنياتي چنان
دستورالعمل
هايي به داخل
صادر مي
نمايند كه
انگار فعالان
داخل كشور در
وادي كوران و
كران زندگي مي
كنند. كليت
بافي چنين
دوستان نامجو
زماني عجيب و
غريب بنظر مي
رسد كه نه تنها
به فعالان
آذربايجاني،
بلكه به منطقه
خاورميانه
ممالك
آمريكا،
اروپا،
روسيه، چين،
عراق، ايران و
افغانستان،
سياستهاي
كلان تعيين مي
كنند و بسيار
غير مسئولانه
و حتي
خودنمايانه
تاريخ سياسي
سده اخير جهان
را به چالش مي
گيرند و دگر
انديشان
مغاير با
ذهنيات خويش
را بيرحمانه
مورد غضب قرار
مي دهند.
اينگونه
اشخاص اگر به
دور بر خويش
خوب نگاه
بكنند، لااقل
به تعداد
انگشتان يك
دست فرهيخته
هاي بسيار
صلاحيتدار و
پر تجربه را مي
يابند كه
اجازه دست به
قلم بردن بخود
ميدهم با نيت
ارائه نظريات
شخصي، آنهم از
داخل ايران كه
هر چند گاهي
دست تهديد
گريبانم را مي
گيرد، با در
نظر گرفتن
امنيت روند
مبارزه مدني
آذربايجان و
با در نظر
گرفتن حقوق
قانوني و
جوانب
مسئوليت
احتمال
خطاهايي
اجتماعي،
سياسي و ملي مي
نويسم و نه
تعيين
سياستهاي
كلان، و
پيوسته از
دوستان
خواسته ام
نظريات بنده
را نقد بكنند.
بنده دست
به قلم گرفتن
همه را به فال
نيك مي گيرم هر
چند كه
ناخواسته
دچار انحراف
فكري گردند.
اما بايد در
نظر داشت
انديشه نگاري
آنهم در ساحت
سياست و در
آشفته ترين
دوران و در
خطرناك ترين
مكان شوخي
نيست. هر چند
كه دوستان
خارج نشين از
لحاظ امنيت
خيالشان راحت
است، اما
مسئوليت صدور
انديشه بسيار
خطرناكتر و
سنگين تر از به
خطر افتادن
امنيت جاني
است.