آقای خاتمی ، باز هم ؟!

کور اوغلو

koroglu_1385@yahoo.com

 

چند روزی است بحث حضور سید خندان نقل محافل گشته و از هر دری که وارد می شوی انبوه سخنان خاتمی دار به استقبالت می آید . از یک سو برادران جان بر کف اصلاح طلب تا دیروز ایراندوست و اینک آذربایجانچی ! با ردیف کردن ابیات شاهنامه و حیدربابا درصددند حفظ وحدت ملی را تشریح کرده ، لزوم انتخاب بدتر در مقابل بد را تبیین نمایند و از دیگر سو دوستان میللت چی در اکثر موارد با خنده ای پرمعنی ! بحث را به پیش می رانند . برادران اصلاحی گویا نکاتی را فراموش کرده اند و یا دوست دارند فراموش کنند و یا این که اصلا سنشان قد نمی دهد تا چیزهایی را دیده باشند و بخواهند فراموش نمایند ! و در هر سه حالت مذکور وظیفه ی ما یادآوری چند مثقال ناقابل از شرایط گذشته و حال است . بی گمان تعدادی از این عزیزان سال 75 را از یاد نبرده اند . سالی که فشار اقتصادی و خفقان سیاسی چنان حلقه را بر مردم تنگ کرد که هر آن بیم انفجاری مهیب از دیگ خروشان خشم می رفت . آش آن قدر شور گشت که خامنه ای نیز لب به انتقاد از هاشمی ، یار غار خود گشود . در چنین احوالاتی ، رژیم برای فرار از بن بست فروپاشی متوسل به شیوه ای قدیمی ( و البته جدید برای مردم ایران که هیچ وقت حافظه ی تاریخی نداشته اند ) شد و از آستین خود دست پرورده ای با نام سید محمد خاتمی را به عرصه آورد . در ادامه ، برای مهیا نمودن شرایط و زمین بازی ، محافظه کاری و اصلاح طلبی تعریف گشته دو طیف در مقابل هم صف آرایی می کنند و زمان به نفع رژیم ، به دعواهای صرفا سیاسی بین دو جناح می گذرد . ( این همان تز بسیار ساده ی انگلیسی است ، کما اینکه فرآیند تولید بازی فوتبال نیز از این اصل منبعث گردیده است . ایجاد دو رقیب در جامعه و مشغولیت با آن . کاری که در رژیم شاه در تمامی صنوف ، از شعر و فرهنگ گرفته تا سیاست و تحزب ادامه داشت . در این رژیم نیز همین استقلال و پرسپولیس نمونه ای کوچک است . ) . نتیجه ی مظلوم نمایی ها از سوی طیف اصلاح طلب و گستاخی های صوری محافظه کاران آنی می شود که دیدیم . 20 میلیون رای ، بدون پشتوانه ی فکری . در بی تعقلی جامعه در رای به خاتمی آن قدر دلیل و برهان مستدل وجود دارد که بیان کردن هر یک تمامی این مقاله را اشغال خواهد کرد و کوچکترین و شاید یکی از برهان ترین ها همان داستان 18 تیر کذا باشد که دیدیم آن 20 میلیون نفر چقدر به حمایت مستمر و هزینه دار از خاتمی پرداختند ! ( البته این نکته را رد نمی کنم که در آن شرایط وقوع انقلابی دیگر ، به هیچ وجه به صلاح نبود . چه ، انقلاب بدون اندیشه بسیار بسیار مخرب تر از انفعال اندیشمندانه است . زیرا در اولی نمی دانی بعد از حال ، چه کسی بر مسند خواهد نشست و در عین حال پتانسیل مردم تا بازه ی زمانی طولانی تخلیه گشته و دیگر امیدی به انقلاب مجدد نیست . اما این مورد ، خدشه ای بر نیت خاتمی در ورود به انتخابات وارد نمی کند . زیرا خود وی نیز بارها تاکید کرده است که در لحظه ی انتخاب ، ملت را فدای جمهوری اسلامی ایران می نماید . ) . با درک آن شرایط ، به زمان حاضر بر می گردیم و راز آمدن دوباره ی خاتمی را می یابیم . آری ، شرایط در حال تکرار است . ملت عاصی گشته اند . فقر بیداد می کند . اصلا در این مملکت و مخصوصا در آذربایجان مظلوم همه چیز بیداد می کند . و خاتمی بار دیگر برای پیشگیری از وقوع حق خواهی مردم در قالب تظاهرات و اعتراضات گسترده ی صنفی و غیر صنفی که این بار نسبت به 11 سال قبل بسیار آگاهانه تر است وارد میدان می گردد . این بار هم خاتمی از یک سو با ناز کردن ! برای ورود به عرصه ی انتخابات سعی در هیجانی تر کردن مردم و چرخش دیدگاه آنان به این سمت که تنها منجی شان خاتمی است دارد و از سوی دیگر نیز در حال ترساندن مردم از لولوهای فاشیست است ، تا برای فاشیستی دیگر رای جمع کند . آمده است تا فاشیستی خندان تر را برگزینیم و با حضور خود ، شائبه ی عدم مشروعیت رژیم را از بین ببریم و به عبارت بهتر ، مهم آن نیست که چه کسی انتخاب می گردد ؛ مهم حضور ماست . اما علاوه بر این ها نکته ی ظریف دیگری نیز وجود دارد و آن ، ترکیب سنی جمعیت حال ایران است . در حال حاضر ، بیشترین جمعیت بنا به آمار رسمی مربوط به بازه ی سنی 20 تا 30 سال است . همان کسانی که اینک با بیکاری ، بی پولی ، فساد ، اعتیاد و هزاران مشکل دیگر دست به گریبانند . قشری مستعد ، معترض و خشمناک . دقیقا به همین علت است که رژیم ، بهترین بازیکن خود را به میدان فرستاده است . وظیفه ی این بازیکن مجبور کردن جوانان به باور حرفهایش است و ایجاب آنان به انتخاب و فهماندن این حرف دروغین که رای هایشان تاثیری بر روند زندگی شان دارد . با مشغول کردن این بازه ی سنی به این قبیل یاوه سرایی ها ، و بعد از سپری شدن یک دوره ی حداقلی 5 سال ، این جوانان امروزی به پیرجوانانی 25 تا 35 سال مبدل خواهند گشت . کسانی خواهند گردید که دغدغه ی همسر و فرزند و معیشت و عدم آسیب کیان حداقلی خانواده ، نای هر گونه ریسک و اعتراض را از آنها گرفته است . آری ، با همین فرمول بسیار ساده ، رژیم جوانان را 5 سال به عقب خواهند راند تا دیگر شور و شوقی برای تغییر شرایط نماند و عالیجنابان سرخ پوش آسوده تر از قبل بر اریکه ی قدرت نشینند . امیدوارم و می دانم همه امیدوارند ، جوانان خاک پاک آذربایجان فریب گزافه های این سید همیشه خندان بر زجر مردم را باور ننمایند . گرچه ، در جلسه ی وی با مردم تبریز ، بسیاری از مطالب برای وی آشکار گردید !.

 

تکمله : بحث از رژیم شد ، بد نیست به مطلبی نیز اشاره گردد . زلزله های اخیر تبریز و سایر شهرهای آذربایجان که همگی با اندکی اغماض ، دارای قدرتهای مشابه و از حیث میزان خسارت نیز یکسان بودند نکاتی را در خود نهفته داشته و دارد . این نکات ، به تفصیل توسط سایر فعالین و سایت ها و وئبلاگ ها مورد بررسی قرار گرفته و نتایج در خور توجهی نیز کسب گردیده است . اما مطلبی که به زعم نگارنده در این میان پنهان ماند ، نقش دستیابی رژیم به توانایی ایجاد زلزله ی مصنوعی ( توسط بمب اتمی و یا سایر وسائل ) بر سیر تظاهرات و قیام های مردم آذربایجان در آینده است . فرض ایجاد زلزله توسط بمب اتمی ، فرضی است که در سایر کشورها و البته در مقیاس کوچک آزمایش گردیده و به اثبات رسیده است . بنا به شواهد و قراین ، ایران نیز به خصوص در زلزله های تبریز از این روش سود برده است . کما اینکه در زلزله ی بم نیز وقایع ، دقیقا مانند تبریز بوده و آنجا نیز شائبه ی بمب اتمی به میان آمد . با علم به اینکه در سیاست ، فرض محال وجود ندارد و قبول دستیابی رژیم به این فن آوری ، موقعیتی را برای شما ترسیم می کنم . تبریز و یا هر شهر دیگری ، سراسر آشوب است و مردم به خیابان ها ریخته اند . کاری از دست ماموران رژیم در کنترل شرایط بر نمی آید . شهر در آستانه ی فتح توسط مردم است . و ناگهان ، زلزله ای روی می دهد . زلزله ای که برای جلوگیری از افزایش نارضایتی و خشم مردم و شعله ور تر شدن اعتراضات ، کنترل شده بوده و خسارتی بر جای نمی گذارد . مطمئنا به خوبی می توانید جو روانی ایجاد شده در شهر را تصور نمایید . همچنان که در تبریز ، مردم تا دو روز در بیرون از خانه ها بودند و این فرصتی است برای رژیم تا از خلا موجود بهره ببرد و به ساماندهی قوای خود پردازد . کما این که بایکوت کامل خبری از سوی صدا و سیما در ساعات اولیه ی زلزله ی تبریز و در عین حال ایجاد جو روانی در مورد حجم عظیم تخریبات توسط سایت های فارسی برای تشدید شانتاژ روحی بر مردم ، نشان از برنامه ریزی حساب شده ی این امر دارد . در هر صورت ، سلاحی است که در دست کودکی وحشی و نادان افتاده و تا دنیا را با خاک یکسان ننماید ول کن داستان نخواهد بود . مگر آن که از سوی ملتی به قدمت تاریخ آذربایجان ، کاملا ، تادیب گردد !.

 

کور اوغلو

koroglu_1385@yahoo.com