خیانت لنینیست ها به ملت آذربایجان  از  اول تشکیل شان  تا امروز وبررسی ریشه های آن

 

 

با یک نگاه سطحی ممکن است این سئوال مطرح شود که ولادیمر الییچ اولیانوف معروف به لنین

رهبربولشویستهای روسیه وبنیان گذار حکومت دیکتاتوری پرولتاریا که تقریبا هفتاد سال قبل مرده 

چه ربطی به حرکت مللی آذربایجان دارد، ولی  این همه  اخلال گریها ، سعی به انحراف کشیدن ها  ،

خیانتها ئی که از طرف لنینیستها به قیام های مللی ما شده  وهنوز هم میشود،وظیفه هر آذربایجانی

آزادی خواه است  تاحد توانائی اش علل وریشه های این همه ترک ستیزی  لنینیست هارا تحقیق

و نتیجه  آنرا در اختیار ملتهای غیر فارس ومخصوصا ملت ترک آذربایجان قرار دهند ،

گرچه تا بحال از طرف  بعضی  از رو شنفکران ترک مان  جسته و گریخته   تحقیقاتی در این باره

شده ومقالاتی نوشته  شده و میشود ولی  خیلی اندک است وملت آذر بایجان ،مخصوصا نسل جوان ما

از تمام روشن فکران ودانشمندان وصاحب قلمان مان انتظاردارند معلومات وآگاهی های جامع و  بنیادی در اختیارشان قرار دهند که لنین کی بود ولننیستها کی ها هستند وانگیزه این همه ضد تر ک 

بودنشان از کجا سرچشمه میگیرد.

 

من اینجا بسنده می کنم  بذکر چند موردی از موارد بی شمار خیانت وتخریبات حزب توده ودر کل

لنینیست ها در در قیام ها و حرکات مللی آذراجان:

کشتار مردم آذر بایجان شمالی توسط آرتش سرخ تحت فرمان لنین وبراندختن  دولت جمهوری

آذربایجان

 

خیانت  به دولت ملی مرحوم پیشه وری،،  خیانت به حرکت مرحوم خیابانی،، 

یک نمونه سند از اعلامیه های حزب توده ایران ازشهریور1357/تاپایان  اسفند1358

»»شکست توطعه ضد انقلابی در اذربایجان را باید یکی از مهمترین پیروزیهای انقلاب،

خط امام خمینی ومجموعه جنبش اصیل انقلابی ایران بحساب آورد««

پخش اعلامیه دروغین  وکذب محض ازفرستنده رادیو تبریز با این عنوان :امروز

حضرت آیت الله شریعتمداری دستو داد  که نیروهای خلق مسلمان رادیو تبریز را تخلیه کرده

و تمامی سلاح ها را  زمین گزارند،لازم است ذکر شود  همین آقای گوینده لنینیست اکنون رل

دایه مهربان تر از مادر را  درحرکت ملی آذر بایجان به عهده گرفته است وانشاءالله  در آینده

 افشا گریهای مان شا مل  همه این  لنینیست ها خواهد ود

بیانات اقای کورش مدرس رئیس حزب کومونیست شوونسیتهای حکمتی ایران در رابطه

با قیام خردادماه 85    اذربا یجان :«مردم در تظاهراتهای آذریها خر نشید .....وشرکت نکنید»

مقاله  سر تا پا ضد ترکی  علی اکبر نا حق پزوه در  سات انترنتی فدائیان خلق اکثرت(کار)

فیلولوژی[زبان شناسی تاریخی]زبان آذری [2] نکاتی پیرا مون زبان سومری [الف]

حمله اخیر لنینیستها ی ترکیه  در شهر آنکارا  به تجمع  آذربایجانیها وسایر ترکها در رابطه

با  فاجعه گنو ساید خوجالی:لطفا به شعاراین ترکهای لنینیست  توجه فرمائید!«ما همه کرد

هستیم ،ما همه ارمنی هستیم ولی ترک نیستند..

 

لنین بولشویستی بود پان  اسلاویست و ضد ترک و در عین حال غرب گرا

 

ایدئولوژی پان ایسلاویستی لنین وتصورات  اواز  دنیائی با دکتاتوری پرولتاریا  تحت رهبر یت

روسها ویا  نژاد اسلاوی  در ممالک غرب خیلی زود شناخته شد و جهان غرب خطر   زیرفرمان

گرفتن دنیارا وسیله امپراطوری  تازه بدوران رسیده روسها تحترهبری لنین از نزدیک درک کرده بودند.با  آنالیزها وروشنگریهای دقیق وبموقع توانستند توسعه این طوفان  مهلک دموکراسی بشریت

را حد اقل بطرف غرب مهار کنند.  درزیر ترجمه قسمتی از یک مقاله آ لمانی که دراین باره

تحت عنوان  «رسالت روسی»که توسط «« تنگل ریچارد»» نوشته شده جهت آگاهی  خوانندگان

 

گرامی می نویسم:

««لنین بعد پیروزیاش    انقلاب  بولشویکی را با عادات و  رسومات و هویت ملی روس پیوند داد  و

سعی بر آن داشت که تحقق جهانی این انقلاب فقط هدیه ای  از طرف  ملت روس  به جهانان فهمیده

شود.

امپراطوری سابق روسیه منحل شده بود  ولی در جایش یک امپراطور جدید روسی طبق تفکرات

خودش نشانده بود. 

 

 باین ترتیب یک  رویای روسی با امپراطوری تمام عیاربا مرکزیت فکری مسکو تحقق یافته بود.

 

تشکیلات سازمانی دولت کومونستی جدید  کا ملا هماهگ بود  با تشکیلات دولت تزار وایوان خوفناک.

بدینوسیله دولت دسپوتی را  بوجود آوردهبود  که بر جان و مال ملت مسلط  بود.

بدینسان بود که بولشویسم موفق شده بود به آرمانهای ناسیونالیستی وبرتری طلبی روسها جامه عمل

پوشانند ولی با چه قیمتی.

این  رسالت کومونیستی فکر توقف  درداخل مرزهای روسیه  را نداشت وبولشویسم روسی

حالا  حامی و حامل  یک شعارمقدس  طبقه کارگر جهانی شده بود با مفهوم زیر:پرولتاریا

یعنی  روس وروس یعنی  پرولتاریا و با این معنی که روسیه وطن  تمام  کومونیستهای جهان است

وبر هر کومونیست وظیفه است  از این وطن دفاع کند .

اگر این جمله راطور دیگر بیان کنیم :  لنین  معتقد بود  که ملت روس از کشور روسیه  بود که

انقلاب کومونیستی را  به ثمر رساند و به آن روح  و هویت روسی داد ،دفاع از کومونیسم بمعنی دفاع

 از روسیه است و بالعکس.

پس اینجا به یکی از ریشه های اصلی روس گرائی ونتیجتا ضد ترک بودن مکتب کومونیسم برخورد

می کنیم که عینا وذهنا  لنینیستهای  خودمان  دارند.حالا دولت بظاهر    پورلتاریائی ولی در عمل

دسپوت وپان اسلاویستی بنیانگزاری شده توسط  لنین  در روسیه  مثل دخمه های کارتنی ویران شده

 ولی لنینیستای ما مثل  اصحاب کهف  در خواب و منتظر ظهور مجدد  لنین هستند که مبادا.مبادا  لنین

 ظهور یافته  نتواند  امپراطوری  روسی نو ای را بنا کند .

 

می بینیم  لنین  در مرز های غربی اش  به دیوار محکم ملل  روشن ،دموکرات و با صنعت خیلی

پیشرفته تر  از روسها  بر خورد  کرده و ایست می کند چون نه ایدیولژی ونه قدرت نظامی اش

کاربرد هجوم به غرب را دارد .حمله  فرصت طلبانه استالین بر کشور های ایسکاندیناوی بطور

آشکار ادامه آرمانهای توسعه گرانه پان روسی لنین بود.

ولی لنین در جنوب روسیه  خلق های غیر روس ،ترک زبان ،مسلمان ودرعین حال ضعیفتری را

باب دندان خود می یابد. این جا است می بینیم  نه به مات رحم میکند ، نه  درفکر رهائی و

آزادی انسانها ست . فقط یک فکر در مغزش دارد تشکیل «امپراطوری» روسها.

 

سرکوب وحشیانه مردم آذربایجان  واز بین برداشتن   دولت  دموکرات  وتازه تشکیل یافته محمدامین

رسول زاده  قتل عام   آذربایجانیها در باکو وسایر شهرها  با همیاری داشناکهای ارمنی  ،تشکیل

دولت ارمنستان در خاکهای آذربایجان   ،به این وآن بخشیدن خاکهای آذرباجان،تغییر  خط  مردم

 ترکها در جمهوریهای مختلف به خط روسی[باید یاد آور شد این تغییر خط فقط  شامل جمهوریای

مسلمان نشین بود نه جمهوریهای  مسیحی]،آسیمیلاسیون فرهنگی  ومدنی ملل غیر روس مخصوصا

ترکها  به جامعه روس و........همه وهمه دلالت بر ناسیونا لیستی وپان اسلاویستی این رهبر خدا گونه

لنیینیست ها دارد.

 

 

 

 یادم هست موقعی که دانشجو بودم با چند تا از همکلاسیهایمان بحث و گفت وگو می کردیم،سخن به

کومونیسم وکومونیستها کشید.یکی از همکلاسان جمله ای را گفتند که  هنوز هم در خاطرم هست و

خوا هد ماند و عین آن جمله را میخواهم اینجا بنویسم ««کومونیستها هم خدا را ول کردند وچسبیدند به

لنین»»   ودقیقا هم همینطور بود.

شستشوی مغزی سیستماتیک درداخل مرزهای شوروی و خارج از آن جزو برنامه های کومونیزم

بود. |پیر سالان ما هنوز بخاطر دارند که در مدارس شوروی  چگونه به بچه ها یاد می دادند بجای

خدا از لنین بخواهند  که به آنها غذا بفرستد.

 

لنینیست های ما مخصوصا حزب توده پرورش یافته وتربیت شده همچون مکتبی هستند.اینها همیشه

آذربایجان ومنافع ملت ترک را فدای ایده اولوژی کومونیزم کرده اند،چون  در مکتب لنینیستی اینطور

آموخته اند و به آن ایمان آورده اند.

 

لطفا مقاله های آقای منوچهر عزیزی را که نمونه بزرگی از اینهاست باز هم بدقت بخوانید:

فقط این هدف را دنبال می کند که حرکت ملت آذربای جان باید مهار بشود،کند بشود وبه فرسایش

رسیده و بایستد.

از هشتاد سال به این طرف هر موقع در آذربایجان هرحرکتی که بنفع ملت آذربایجان بوقوع پیوسته

این کومونیستها مخالفت کرده اند.اگر غیر از این است آقای عزیزی لطف بفرمایند و جواب بدهند.

 

کشتار مردم بی گناه  در آذربایجان شمالی توسط آرتش سرخ لنین،خیانت استالین واستالینیستها

به حکومت ملی  سید جعفر پیشه وری،کشتار بیش از 25000آذربایجانی وجلای وطن بیش از

75000آذربایجانی،خیانت به حرکت خیابانی،خیانت به  قیام خلق مسلمان، اشغال اراضی آذربایجان

توسط ارمنی ها با تمام فاجعه هایش،کدام یک از اینهارا  تا حال اقلا محکوم کرده اید.

لطفا اگر یک بیانیه ای در این مورد دارید در یکی از سایتهای آذربایجانی منتشر کنید.

 

در خاتمه آقایان لنینیست ها و در رأس آن حزب محترم توده[معذورم آنتی توده] با کسب اجازه

بعنوان یک آذربایجانی چند تا سؤال از شما می کنم!

 

1- آیا حاضرید از اینهمه  خیانت    کومونیستها به ملت آذربایجان که بحثی رویش نیست

از ملت آذربایجان عذر بخواهید؟

 

2-  آیا حاضرید  ملت آذربایجان   در مملکت محروصه ایران به عنوان یک ملت  شناخته شده

 

 و یک دولت فدرال در خاک تاریخی شان تشکیل دهند وزبان ارتباطی بین  فدرالها یک زبان غیرفارسی بشود؟

 

3-آیا حاضرید آذربایجانیها  یک دولت مستقلی را در داخل مرزهای تاریخی خودشان تشکیل

دهند؟

 

اگر  با هیچ کدام از سئوالات فوق راضی نیستید پس لطفا   دایه مهربان تر برای  اذر بایجانی ها

 نباشید.    

                                          10.03.2007       سلیمانی