ضرورت
سازمان یابی حرکت
ملی
آذربایجان
( در جواب
بررسی مقاله
جبهه صلح
اینجانب توسط
جناب رضا
اکبری نسب )
نوشته
جنابعالی را
از چند زاویه
می توان مورد
ارزیابی قرار
داد :
-
ماهیت
جیهه صلح یا هر
نوع جبهه صلح !؟
-
پدرم
چنگیز بخت آور
-
تتقید
سیاستهای
آمریکا در
قبال جنبش ها و
دولت های ملی
درمقابل
سیاستهای
روسیه , اروپا
و چین در گذشته
-
طرح
خاورمیانه
بزرگ و مقاصد
آمریکا
-
اعلام
موضع در برابر
تشکیل جبهه حق
تعیین سرنوشت
برای ملل در (
ایران ) و
وابستگی آنان
به نئوکان های
آمریکا
-
پندها
و اندرزها و ....
در
ابتدا لازم به
ذکر است که
نوشته شما
بیشتر از آنکه
جنبه بررسی
داشته باشد ,
دارای ماهیتی
متفاوت و شبه
اتهام زنی
ابتدا
اين موضوع
موجب حيرت است
كه چگونه آقاي
چنگيز بخت آور
بعنوان يك
فعال كارگري
اين اشتباه
شبه خيانت
فرزندش را
قبول ميكند كه
اين آقازاده
در مقاله ي
موردبحث خود
اينهمه قربان
صدقه ي آمريكا
برود-
آمريكائي كه
بزرگترين
دشمن
هرزحمتكش
وكارگري است .)
(
شبه خیانت ! )
می باشد که در
جای خود قابل
بررسی یست و
مقصد نگارنده
و صداقت و بی
غرضی وی در
تنقید را با
علامت سئوال
روبرو می کند !؟
خیانت به چه
و که !؟ من شما
را نمی شناسم و
نمی دانم
وابسته به
کدام جریان
فکری یا ارگان
و یا صاحب
کدام
ائیدولوژی می
باشید, شاید هم
شخصی مستقل
باشید! اما اگر
از دید مثبت به
مسئبه بنگریم
نکته ای واضح و
هویداست,و آن
تفاوت فاحش در
چهارچوب نگرش
به مسائل
آذربایجان و
تحولات منطقه
ای و بین
المللی برای
نیل به اهداف
مورد نظر می
باشد. از
نوشته تان
چنین می نماید
که مخالف
سرسخت آمریکا
و سیاست هایش
در عرصه بین
المللی در
گذشته و حال می
باشید و همین
مسئله بر
منحرف شدن شما
از ماهیت
مقاله و هدف آن
و در نتیجه
وارونه جلوه
دادن حقایق
موجود در
مقاله من
انجامیده است,
لذا منطفی در
جواب دادن به
نوشته شما نیز
نمی دیدم! اما
بهانه ی
مناسبی شد, هم
برای پاسخ
بعضی موارد و
هم جهت
روشنگری
افکار عمومی
که اتفاقا
شما هم به شدت
نگران آن
هستید و بیان
مسائلی که در
تعیین
استراتژی و
ارائه تاکتیک
های مناسب در
نیل به اهداف
حرکت ملی جوان
و نوبنیاد
آذربایجان که
شاید به نوبه
خود بتواند
مفید و قابل
استفاده باشد.
هر
کس یا گروه بر
اساس جهان
بینی
ائدواوژیک و
اهداف
استراتژیک و
معیارهای
ارزشی مورد
نظر خود مسائل
و حوادث
پیرامونی را
آنالیز نموده
و براساس آن
میزان ارزش
منفی و مثبت
این تحولات و
رویدادها و
تعریف معینی
از دوست و دشمن
را ارائه می
دهد. حال به
اصل موضوع می پردازم
:
-
در
اینکه صلح یک
کلمه و
ایده مقدس و
خواست و
آرزوی هر
انسان , خصوصا
انسان مبارز و
آزادیخواه
فارغ از نوع
ملیت , دین و
مذهب می باشد
شکی نیست,
همانطور که
دموکراسی ,
برابری –
برادری در
حقوق ( کارگر ,
زن, کودک و .... )
آزادی عقیده و
بیان نیز
کم و بیش حاوی
چنین مزمونی
می باشند. اما
آنچه مورد بحث
است ماهیت
مسئله می باشد
! اینکه این
جبهه صلح بر
اساس شرایط
زمانی و مکانی
طرح و ماهیت
تفکرات
دکترین و
حامیان طرح از
جمله حزب توده
, جبهه ملی و
امثال خانم
شیرین عبادی
نوه محترم
کوروش کبیر!
تا چه میزان
تامین کننده
حقوق و منافع
ملی ملت
آذربایجان (
جنوبی ) است یا
اساسا طرحی
است برای عقیم
گذاشتن آن !؟
من و به
عبارتی ما
مخالف صلح
نیستیم , برعکس
صلح طلب ترین -
دموکرات
ترین , مدرن
ترین و مظلوم
ترین حرکت
موجود در
جغرافیای
سیاسی به نام
ایران و منطقه
هستیم. نکته به
نکته مقاله با
دقت و مسئولیت
در قبال ملت
تورک
آذربایجان
نوشته شده و در
همان مقاله
راه صلح آمیز و
منطبق بر اصول
مدرن
دموکراسی
برای حل
مسالمت آمیز
مشکل
دیکتاتوری و
تبعیض ملی نیز
داده شده است .
حال اگر این
راه حل در
راستای اصول
ائدولوژیک ,
دیدگاهها و
معیارهای
ارزشی شما
قابل اجرا
نبوده یا
موهوم و
خطرناک می
باشد و اینکه
نویسنده
محترم بدون
دقت همه جانبه
به مذمون
مقاله و
بدون ارائه
هیچ راه حل
آلترناتیو
برای تامین
حقوق ملت تورک
آذربایجان حکم
جنگ طلبی ما را
صادر می کند ,
بحث دیگریست .
عین جملات در
متن :
اگر
مقصد حقیقتا
دستیابی به
صلح و آزادی
است بهترین
راه؛ تلاش در
جهت ” تشکیل
جبهه حق تعیین
سرنوشت برای
ملل موجود در
جغرافیای
سیاسی ( ایران) ”
بر اساس رای
ملتها می باشد
که یک
دموکراسی
تمام عیار و
بدون جنگ و
خونریزی می
باشد!
-
در خصوص پدرم
چنگیز بخت آور
با اینکه به
لحاظ حقوقی
بحث در مورد
ایشان به من
ربطی پیدا نمی
کند , اما به
لحاظ حقیقی آن نکاتی
چند را مطرح
نموده و ذکر
توضیح اضافی
در صورت لزوم
را به ایشان وا
می گذارم.
اول اینکه
نویسنده
محترم
همانطور که در
ابتدای مقاله
ذکر شد, قبل از
شروع به نگارش
, فعالیت
کارگری ایشان
را مورد اشاره
قرار داده,
اتهام دو پهلو
( اشتباه شبهه
خیانت) را
تفهیم نموده و سپس
با ارائه به
اصطلاح (بررسی)
یک سویه و هدف
دار وابستگی
بنده و پدرم به
استکبار
جهانی (امپریالیزم
آمریکا ) را
محرض قلمداد
نموده است !؟
با شناختی
که از پدرم و
تفکرش دارم, وی
خواهان عدالت
ودموکراسی در
همه ابعاد آن
نه به صورت
گزینشی از
جمله حق تعیین
سرنوشت ملل بر
اساس رای
ملتها بطور
خاص ملت تورک
آذربایجان,
آزادی عقیده و
بیان و ..... بوده
و هست و حقوق
کارگر نیز بخش
تفکیک ناپذیر
تفکرش می باشد
و مصداق آن را
در نامه وی به
سازمان دیده
بان حقوق بشر (1) ,
ریاست قوه
قضائیه ( ایران
) , اکبر اعلمی
نماینده
تبریز (2) , در
جریان سالگرد
قیام خونین و
سراسری ملت
آذربایجان در
خرداد ماه
امسال از
زندان تبریز
می توان یافت.
حال اگر شما
دفاع مشروع از
حقوق ملت تورک
آذربایجان
را در تضاد با
حقوق کارگر می
بینید, و مقاله
بنده را
نشانگر
وابستگی به
آمریکا و
خیانت تلقی
می کنید, این
مشکل شماست!
در
اینجا تیز نقل
به مزمون :
طبیعتا
هر سیستمی
برای اجرائی
نمودن اهداف و
تئوریهای خود
شعارهایی را
مطرح می نماید
و میزان تاثیر
این شعارها در
جلب افکار
عمومی در این
راستا نیز
بسیار موثر می
باشد و درپس
این شعارها
نیز منافعی
نهفته است!
نمونه بارز
این شعارها
شعار ” مبارزه
با تروریزم و
گسترش
دموکراسی ” می
باشد که
آمریکا با
تئوریزه
نمودن طرح
خاورمیانه
بزرگ و جلب نظر
افکار عمومی
جهان گزینه
جنگ را در
راستای نیل به
دموکراسی
توجیه نموده ,
و موفق به
سرنگونی رژیم
های
دیکتاتوری
طالبان و صدام
در افغانستان
و عراق شد و
همچنین منافع
خود در این
منطقه را
تثبیت و گسترش
داد. اینکه این
جنگ ها تا چه
حد در تامین
منافع مردمان
این سرزمین ها
موثر بوده بحث
دیگری است .
طبیعتا نگاه
یک عرب سنی و
وابسته حزب
بعث با نظر یک
عرب شیعه یا
کرد متفاوت
خواهد بود!
شعار”
صلح و یا
گفتمان
دیپلوماتیک ”
نیز در واقع
نقطه مقابل (
آنتی تز ) شعار”
دموکراسی و
مبارزه با
تروریزم ” می
باشد که از طرف
اروپا و خصوصا
روسیه درجهت
مقابله با
توسعه نفوذ
سیاسی آمریکا
در مناطق
مختلف و در حال
حاضر
خاورمیانه
صورت می گیرد و
هدف آن تقویت
قدرت های
منطقه ای
دیکتاتور و
توتالیتر در
برابر قدرت
جهانی, به نام
آمریکا می
باشد. نمونه آن
حمایت از
میلوشوویچ ؛
فاشیست حاکم
بر یوگوسلاوی
در جنگ بالکان
در برابر غرب و
حمایت از رژیم
دیکتاتوری
صدام و حزب بعث
در عراق می
باشد.
در
این مقال نیز
مستقیما به
منافع آمریکا
و روسیه و
اروپا و
تاکتیک های
آنان در نثبیت
موقعیتشان در
منطقه اشاره
شده و میزان
بهره آن برای
ملل موجود در
منطقه به
خودشان ارجاع
شده است .
طبیعتا سیاست
های به قول شما
جبارانه
آمریکا در
تسلط بر جهان
توجیه گر
حمابت از رژیم
های جبار
ودیکتاتور
بین المللی (
روسیه , اروپا
و چین ) و منطقه
ای طالبان,
صدام و جمهوری
اسلامی به هر
شکل ممکن (
حداقل از دید
بنده ) منطقی
به نظر نمی رسد
! که با تحریف
آن سعی در
وارونه جلوه
دادن مقصد
اصلی شده است.
شما
آمریکا را جنگ
طلب, فریبکار و
دشمن اصلی
بشریت و ملت
آذربایجان
معرفی می کنید
و به کودتاهای
آمریکایی 28
مرداد بر
علیه مصدق در
ایران و علیه سالوادور
آلندا
در شیلی در
گذشته و
پاکستان و .... در
حال را بصورت
فاکت ارائه می
دهید, در
حالیکه از
کودتاهای خون
بار روسیه (
اتحاد جماهیر
شوروی سابق)
مدافع حقوق
کارگر و تز
دیکتاتوری
پرولتاریا در
چک و لهستان و
افغانستان؛
خیانت به
حکومت ملی
آذربایجان به
رهبری پیشه
وری در گذشته و
دخالت مستقیم
ارتش آن در
تحقق فاجعه
20 ژانویه
باکی در
آذربایجان (
شمالی )
و قتل عام مردم
قره باغ
بواسطه
حمایتهای
گسترده
مستقیم و
غیرمستقیم
روسیه از
داشناک های
ارمنی و ایجاد
بحران در
قفقاز جنوبی ,
سرکوب
مخالفان
سیاسی خود در
داخل و
فعالان ملل
مختلف از جمله
چچن ها در
حال حاضر ؛ هیچ
اشاره ای
نکرده و به
سادگی از آن می
گذرید!
کوتاه
سخن؛
این
حرکت باتوجه
به کیفیت
جوان و
نوبنیاد –
شرایط درونی
حاکم بر آن به
جهت ضعف
سازمانی ,
سرعت فزاینده
در وقوع
تحولات و
تلاطم سیاسی
حاکم بر منطقه
خاورمیانه و
خصوصا ایران ,
با توجه به
جوانی و
نوبنیاد بودن
آن دشوارترین
و حساس ترین
دوران حیات
سیاسی خود را
در حال گذار
است که هرگونه
اشتباه در
تعیین
استراتژی و
اتخاذ تاکتیک
های مناسب
ضربات جبران
ناپذیری بر
پیکره آن وارد
خواهد نمود.
همانطور که در
مقاله ( قبلی ) نیز
اشاره کرده
ام؛ حق تعیین
سرنوشت بر
اساس رای ملل
موجود در
جغرافیای
سیاسی ایران
راهی صلح آمیز
و دموکراتیک
در راستای حل
مسالمت آمیز
مسئله ملی و
دموکراسی می
باشد ؛ که
دلایل و چرایی
آن در
نگاهی گذار به
تاریخ معاصر
آذربایجان از
بدو مشروطیت ,
قیام خیابانی ,
حکومت ملی
آذربایجان و
فاجعه قتل عام
21 آذر 1325 ,
سرانجام
انقلاب 1357 و
وضعیت اسف بار
کنونی حاکم بر
آذربایجان به
لحاظ اقنصادی ,
اجتماعی ,
فرهنگی و
..... بر هر
عاقل و بالغی
محرز است. حال
به عنوان یک
انسان از ملت
تورک
آذربایجان
نباید از خود
پرسید که ریشه
این همه
شکست در
مبارزه ملی-
دموکراتیک
و تداوم
تبعیض ملی و
دیکتاتوری
مذهبی در
چیست ؟ آیا
ریشه تمام
مشکلات ما به
قول رهبر کبیر
انقلاب فقط
آمریکاست !؟ چه
کسانی و
کدامین دولت
ها در شکست و
انحراف
انقلاب
مشروطیت نقش
اساسی ایفا
نمودند؟ آیا
این ماسون های
وابسته به
فراماسونری
انگلیس
نبودند که
دولت نصفه
نیمه مدرن و
دموکرات
قاجار در دور
احمدشاه را
ساقط نموده و
دیکتاتوری
و راسیزم
فارس را به
واسطه مزدور
خود رضا پهلوی
بر ایران حاکم
نکردند!؟
اینکه این
سیاست به چه
قصدو نیتی از
جمله جلوگیری
از بسط و گسترش
کمونیزم یا
سایر مسائل
بود سبب توجیه
اصل موضوع
یعنی نقض
دموکراسی و
حاکمیت
ارگانیزه شده
تبعیض ملی بر
اساس
آسیمیلاسیون
فرهنگی نمی
شود! عین مطلب
در مورد حکومت
ملی
آذربایجان و
سایر مسائل
نیز صادق است.
حکومت
موجود ایران
دست پخت کدام
دولت ها و
جریان های
فکری موجود در
ایران است !؟
شما را نمی
دانم اما از
نظر من آمریکا
, اروپا , روسیه ,
چین , فارس و ....
تنها از نقطه
نظر تامین
منافع ملت
تورک
آذربایجان
اهمیت پیدا
می نمایند و
لاغیر . تجربه
تاریخی نشان
می دهد که
روسیه و اروپا و
چپ
مرکزگزای
ایرانی به
رهبریت حزب
توده نقشی
به مراتب
موثرتر از
آمریکا در
ناکامی این
ملت در
دستیابی به
حقوق ملی و
دموکراتیک
خود داشته اند
, اما این به
هیچ وجه توجیه
گر نزدیکی بی
تدبیر به
آمریکا نیست .
و تو ای پیر دلباخته
در مسکو بدان
که نسل امروز
آذربایجان با
تکیه بر انرژی
و به قول شما
غلیانات
جوانی توام
با تدبیر ,
بدون وابستگی
به واشنگتن یا
مسکو و لندن و ....
با جگر شیری که
از قهرمانان
ملی خود از
جمله بابک ,
جوانشیر ,
تومروس , منطق
و تعقلی که از
نسیمی , فضولی ,
نعیمی و
مولانا و راهی
که از
محمدامین
رسول زاده و
پیشه وری به
ارث برده و با
تکیه بر اراده
ملت تورک
آذربایجان به
اهداف ملی-دموکراتیک
خود دست خواهد
یافت و اسیر
افکار فسیلی
رنگ باخته
نخواهد شد. اگر
این خیانت است
, من خائن ترین
خائن ها هستم و
به این خیانت
خود افتخار می
کنم. آن را که
حساب پاک است
از محاسبه چه
باک است.
به
یاد قربانیان
قتل عام 21 آذر و
شهدای حکومت
ملی
آذربایجان
توسط رژیم
فاسیشتی –
شوینیستی
فارس
بابک
بخت آور
باکی
– 2007/12/09
1-
نامه به
سازمان
دیدبان حقوق
بشر http://haqqimiz.blogfa.com/post-516.aspx
2-
نامه
چنگیز بخت آور
به اعلمی و
شاهرودی
http://tabriz.supersized.org/archives/1153-unknown.html