اراده
صفرخان،
ساوونار ملی
مرزهای
مقاومت انسان
را درهم شکست

19 آبان ماه سال
1386، پنجمین
سالروز
درگذشت
دلیرمرد حلقه
چنلی بئل،
سرباز رشید
فرقه دمکرات
آذربایجان،
سرمشق
پارتیزانها و
گریلاهای
مردمی تورک و
اسطوره
مقاومت
مبارزان و
زندانیان
سیاسی جهان، "
صفرخان،
ساوونار ملی"
است.
اگرچه "نلسون
ماندلا" با 27
سال سابقه
حبس، شناخته
شده ترین
زندانی سیاسی
جهان محسوب می
شود، اما
صفرخان با
تحمل بیش از 32
سال حبس توام
با تحقیر و
شکنجه و علاوه
بر آن، مقاومت
در برابر
عفوهای مشروط
و تحمیلی رژیم
فاشیست
پهلوی، بی
تردید
مقاومترین و
صبورترین
چهره در میان
زندانیان
سیاسی جهان
خواهد بود.
طبعا همسر
وفادار
ساوونار ملی،
"بانو ملوک
باقر پور" نیز
شایسته تقدیر
و تکریمی
گسترده است. در
واقع اگر
صفرخان در
درون سیاهچال
پهلوی در
زنجیر بود،
همسر وی نیز
همزمان با
صفرخان، در
اندرون شکنجه
گاه نا امنی،
فقر و بی
یاوری، رها
شده بود. شاید
به همین دلیل
است که شمع
حیات ملوک در 41
سالگی و در حین
سفر به
تبعیدگاه
همسرش در
برازجان، در
بیمارستانی
در تهران
خاموش شد. بی
شک این زن صبور
و باوفا،
خاتون مبارز
ملت
آذربایجان
است.
اگرچه بیان
نام، ذکر
عملکرد و شرح
مقاومت
صفرخان
ساوونار ملی،
هم از سوی رژیم
پهلوی دوم و هم
از جانب رژیم
جمهوری
اسلامی، در
رسانه های
گروهی ممنوع
الذکر بوده و
است و اساسا
تلاشهای هر دو
رژیم بر امحاء
نام و یاد این
مبارز سرشناس
جهان تمرکز
یافته است،
اما عموم ملل و
اقوام مقیم
مرزهای ایران
و بخصوص ملت
پیشروی
آذربایجان،
کوشیده اند به
رغم حاکمیت
سنگین
استبداد، در
هر زمان
مقتضی، از
قهرمان ملی
خود تجلیل
کنند.
صفرخان، از
روز سوم آبان
سال 1357 که مردم
موفق به تسخیر
زندان قصر
تهران و آزاد
سازی او و دیگر
یاران دربندش
از سیاهچال
پهلوی بر شانه
های نیم
میلیون انسان
شدند، به رغم
خاموشی
اجباری اش در
رسانه ها، تا
لحظه مرگ با
مردم و برای
آنان بود.
اگر رژیم
پهلوی صفرخان
را جهت جدا
کردن از ملت به
حبس ابد محکوم
کرد، در مقابل
رژیم جمهوری
اسلامی ایران
نیز کوشید تا
وی را طعمه
قتلهای
زنجیره ای در
پاییز 1377 شمسی
کند. اما
صفرخان به رغم
همه زجرها و
سوء قصدها
زنده ماند و
سرانجام در 19
آبانماه در
تهران درگذشت
و تابوت وی در
مشایعت
هزاران تن از
دوستداران
رهسپار خانه
ابدیش گردید.
در این میان
همایشهای
سالگرد
درگذشت وی
نیز، تبدیل به
صحنه
اعتراضات
مردمی علیه
رژیم مرتجع و
مستبد جمهوری
اسلامی
گردیده است .
اکنون اگرچه
خان و خاتون
ملت
آذربایجان به
ابدیت پیوسته
اند، اما
هستند دهها
خان و خاتون
هویت طلب و
تورکی که
امروزه در
سراسر شهرهای
آذربایجان
جنوبی از
تهران تا
همدان و از
زنجان تا
بازرگان،
اسیر زندانها
و شکنجه گران
جمهوری
اسلامی شده
اند.براساس
اخبار نگران
کننده ای که از
آذربایجان
جنوبی رسیده
است در حال
حاضر دهها تن
از فرزندان
تورک
آذربایجان،
فقط و
فقط به دلیل
تلاش مدنی
برای آزاد
سازی فرهنگ،
تاریخ، زبان و
هویت در زنجیر
خود، در
زندانهای
رژیم فاشیست
جمهوری
اسلامی تحت
بازداشت و
عموما زیر
شکنجه های
سنگین روحی و
جسمی قرار
دارند. بسیاری
از این هویت
طلبان( اعم از
اساتید
دانشگاه،
معلمان،
خبرنگاران،
وکلای
دادگستری،
نویسندگان،
شعرا،
هنرمندان،
دانشجویان،
کارمندان و از
دیگر اصناف و
اقشار زحمتکش
اجتماع) به
-
حبس،
-
تبعید،
-
شلاق،
-
جریمه
های سنگین
نقدی،
-
محرومیت
از تحصیل،
-
مصادره
کتابها،
آلبوم عکسها و
مدارک
خانوادگی،
-
تعطیلی
محل کار( چون مغازه
های محل کسب آقایان
عباس لسانی،
مهدی محمد
پور، آصف
ابراهیم زاده و
ودود سعادتی...)،
-
حذف
سوبسیدهای
مرسوم دولتی و...
محکوم
شده اند.
اسامی برخی
از این هویت
طلبان اسیر یا
محکوم که از
جانب نهادهای
مدافع حقوق
بشر
آذربایجان طی
یک سال اخیر
شناسایی شده و
نام این
عزیزان در
برخی از
بیانیه های
بین المللی
نیز درج شده
عبارتند از:
...اسفندیاری-
جلال، ایل غمی-
رامین،
باقری-
پرویز،
بخشی- رامین،
برزگر-
فرید، بزاز
قدیم-
افشین،
جاملو- مجتبی،
جعفری-محمد
، حیدر پور-
مهراد، دوست محمدی - ابوالفضل،
زلفی –ابراهیم،
سلمانزاده-
رضا،
سلیمانی- رضا،
سلیمانی- مهدی،
سیفی -امید،
شکری-
مرتضی،
صفرنیا- حسین،
طهماسبی-
انوشیروان،
عوض- حسن پور
سرقینی، قانع -
پرویز،
کارگر- کریم، ابراهیم
زاده- طیب،
اکبر زاده-
عسکر، ایلقار-
مرندلی، بالایی-
حسن، بنایی
کاظمی- امیر
عباس، بهرام
نژاد- رامین،
پاشایی- رضا،
توسلی –
سیامک، جدی-
منصور، حاج
محمدی-
علی،حاجیلو-
شیرزاد، حسن
پور- جواد،
حسین زاده-
محسن، حمیدی- هادی،
حیدری- لیلا، حیدری-
محمدعلی، خاکپور-؟،
سلطانی-
مسعود،
سعادتی- ودود،
سیدین زاده-
میر قاسم،
شادی- علی،
صادقی اصل-
رامین، صفری-
بهروز، عباسی
جوان-
عبدالله، عوض
پور- محمد علی،
علیزاده-
بهروز، غنی لو-
جلیل،
کامرانی -
صالح، لسانی –
عباس، متین
پور- سعید،
متین پور-
علیرضا،
نصیری - محمد، معینی –
ابراهیم، مهری-
حبیب، میدان نورد- مصطفی، نصرتی-
محمد، نوری-
ائلمان،
یکانلی-
ائلیاز، فرامرزی
- محسن،
کرددریلو -
جلال،
قلیزاده -
بهبود ،
آقازاده -
امیر، ظهرابی-
ولی الله ،
سلطانی- علی،
حسنی- شاهین،
محمد زاده-
مهناز، اسدی-
قربان،
آذریون-
ولی،غلامی-شهناز،
محمد پور-
مهدی،
...
اما این
بازداشتها
بصورت حیرت
انگیزی بعضا
در قالب
بازداشتهای
خانوادگی
صورت می گیرد.
بعنوان
مثال؛دستگیری
بهروز صفری و
همسرش لیلا
حیدری، ولی الله ظهرابی
همراه با پدر سالخورده اش،
سعید متین پور
و بردارش
علیرضا متین
پور، محمد
نصرتی و همسرش
شهرزاد آزرمی...
از این جمله
اند.
بازداشت و
شکنجه رقت
آمیز کودکان
معصوم نیز در
جمهوری
اسلامی رواج
دارد. بعنوان
مثال؛ محمدرضا
عوض پور دانش
آموز ۱۶ ساله
تبریزی روز سه
شنبه ۲۹
خرداد ماه سال
86 توسط نیروهای
بسیجی رژیم
مجددا دستگیر
و پس از حدود ۴۰
روز بازداشت
از زندان
تبریز آزاد
گردید. گفته می
شود دلیل
بازداشت
محمدرضا
توهین به رهبر
جمهوری
اسلامی بوده
است.
او
قبلاْ هم به
همراه دو
برادر بزرگتر
خود مصطفی و
مرتضی
چندین
بار بازداشت
شده بود.
محمدرضا، بار
اول در تاریخ ۱۷
فروردین ۱۳۸۵
به
جرم نوشتن جمله “من
تورک هستم و
زبان من تورکی
است” به روی
دیواری در
مدرسه اش
دستگیر شد و طی
مدت دستگیری
بارها بصورت
معکوس از سقف
زندان آویزان
گردید. محمد
رضا همچنین
برای هفته ها
از مدرسه دور
نگه داشته شد.
همچنین
شهناز غلامی و
دختر هشت ساله
اش حسنی در مورخه
29/5/1386 در تبریز از
سوی نیروهای
اطلاعاتی
رژیم با یورش
به خانه
دستگیر شدند و
پس از دست کم
دو هفته حبس
آزاد گردیدند.
آنچه که ذکر
شد تنها برخی
از اسامی و
بخشی از شرح
حال کسانی است
که در حال حاضر
در زندان های
اردبیل،
اورمیه،
تهران،
زنجان، ماکو،
سراب،
قوشاچای،...
بسر می برند.
لازم به تذکر
است که براساس
ماحصل مجموعه
ای از اخبار
متفرقه و قابل
اعتنایی که
توسط فعالین
حرکت ملی
آذربایجان در
جریان سلسله
قیامهای ضد
آپارتاید ملت
آذربایجان در
سال 85 منتشر
شده است عمدتا
در طی دو هفته
نخست قیام و
نیز ماههای
بعد از آن،
نزدیک به 10
هزار نفر از
هویت طلبان زن
و مرد
آذربایجانی
در پی حمله
نیروهای
اطلاعاتی و
امنیتی رژیم
راهی زندانها
شدند که در
مواردی به
دلیل شوک ناشی
از این حملات
وحشیانه به
خانواده ها،
کودکان و
افراد مسن
حاضر در خانه،
دچار ناراحتی
های شدید روحی
و جسمی شده اند.
این حملات
وحشیانه در
سال 86 نیز علیه
اشیانه امن
خانواده ها
ادامه داشت و
حداقل در یک
مورد منجر به
شهادت یکی از
اعضای
خانواده
گردید. بعنوان
مثال؛ شیهد بانو سیاره
رشتبری،
53 ساله،
در روز 29
اردیبهشت ماه
1386، به هنگام
حمله وحشیانه
مامورین
اطلاعاتی و
امنیتی به
منزل، جهت
تفتیش وسایل
شخصی فرزندش
حسین یوسفی،
دانشجوی
هویت طلب
تبریزی، در
معرض وحشت و
شوک شدید قرار
گرفته، درحال
دچار
سکته مغزی و
ورود به حالت
کما و در نهایت
نائلیت به
مرتبت شهادت
می شود . یک روز
قبل از این
حادثه دانشجو
حسین یوسفی به
دلیل
توزیع
اعلامیه
فراخوان تجمع
در تبریز، در
نخستین
سالروز قیام
سراسری
و
ضد آپارتاید
ملت
آذربایجان در
سال 85 بازداشت
شده بود.
شورای اتحاد
ملی
آذربایجان
جنوبی
معتقد است:
حرکت ملی
آذربایجان
شالوده ای
کاملا؛
-
انسان
دوستانه،
-
حق
طلبانه،
-
عدالت
خواهانه،
-
آزادی
گرا،
-
ضد
اپارتاید
-
و لاییک
دارد.
این
حرکت ضمن
احترام عمیق
خود به همه
ملل، اقوام،
ادیان و مذاهب
جهان بخصوص
همسایه، دشمن
سرسخت
دیکتاتوری
های سیاسی،
شوونیزم قومی
و فاشیزم
مذهبی است.
شورای اتحاد
ملی
آذربایجان
جنوبی براین
باور است:
-
حرکت
ملی
آذربایجان،
حرکتی
دینامیک و
توده ای است.
-
این
حرکت به رغم
سرکوب شدید
رژیم جمهوری
اسلامی و
بایکوت و حتی
مساعدت شرم
آور نیروهای
پان آریانیست
جهت سرکوب آن
تحت نام و در
واقع بهانه
ایران گرایی،
به مثابه
اساسی ترین
حرکت در میان
ملت
آذربایجان و
بی تردید در
مرتبه برترین
جنبش مردمی در
سراسر ایران
است.
-
برگزاری
دستکم 5
قورولتای چند
صد هزار نفری
مردمی در قلعه
بابک ، طراحی و
اجرایی کردن
سلسله
قیامهای
میلیونی ضد
اپارتاید ملت
آذربایجان در
دهها شهر در طی
اردیبشهت ماه
و خرداد ماه
سال 1385 و همچنین
برگزاری دهها
گردهمایی
بزرگ در
دانشگاهها و
نیز بر سر مزار
شرفائی چون
شهید
ستارخان،
شهید
باقرخان،
صفرخان، شهید
خیابانی،
شهدای 21 آذر،
شهید پروفسور
ذهتابی، ایت
الله
شریعتمداری،
طغرل سلجوقی و
همچنین
برگزاری
تجمعات
اعتراض آمیز
خیابانی در
اول مهرماه
روز باز گشایی
مدارس، در 21
فوریه سالروز
جهانی زبان
مادری و نیز 26
فوریه سالروز
قتل عام خونین
اهالی خوجالی
آذربایجان ...
بخوبی حکایت
از هوشیاری
بسیار عمیق و
وسیع ملی در
میان بیش از سی
میلیون
شهروند
آذربایجان
جنوبی دارد.
شورای اتحاد
ملی
آذربایجان
جنوبی بر
این امر توجه
دارد:
اگرچه
آذربایجان
جنوبی با
قلمروی وسیعی
قریب به 300 هزار
کیلومتر
مربع، شامل
شهرهای
استانهای
آذربایجان
شرقی،
آذربایجان
غربی،
اردبیل،
تهران،
زنجان،
گیلان،
قزوین، قم،
مرکزی، همدان
و نیز محال
بیجار، یاسو
کند، قوروه،
سونقور،... می
باشد اما حرکت
ملی
آذربایجان
جدای از حرکت
ملی میلیونها
تورک در؛
-
تورکمنستان
جنوبی،
-
کرمانشاهان
-
کردستان
-
قشقایستان،
-
خوراسان،
-
خلجستان،
-
اصفهان،
-
سمنان،
-
کرمان،
...
نیست و می
کوشد تا با
ایجاد زمینه
های مشترک
همکاری،
مساعی متمرکز
و واحده ای را
در دفاع از
حقوق تورکان
اسیر در حدود
ایران
آپارتاید به
منصه ظهور
رسانده در
احقاق حقوق
ملی آنان و
همچنین دیگر
ملل تحت ستم
ایران محل
تاثیر باشد.
شورای اتحاد
ملی
آذربایجان
جنوبی بر
این مقوله
اصرار دارد:
حرکت ملی
آذربایجان،
حرکتی جوشیده
از بطن ملت و
خروشیده از
متن تاریخ
بوده حرکتی
همسو با اعلامیه
جهانی
حقوق بشر و
میثاقها
و دیگر کنوانسیونهای بین
المللی مرتبط با
حقوق
بشر است.
این
حرکت فریادی
علیه ستم
رژیمهای
سلطنتی و
ولایتی بیش از
هشتاد سال
اخیر است.
اینکه کل ملل و
اقوام ساکن در
ایران تحت ستم
این رژیمهای
ضد انسانی
بوده و هستند
امری مسلم است
اما اینکه ملت
آذربایجان و
دیگر ملل تحت
ستم جغرافیای
کنونی ایران
به دلیل غیر
فارس بودن تحت
هجوم وحشیانه
فاشیزم قرار
گرفته اند
حقیقتی کاملا
غیر قابل
انکار است.
شورای اتحاد
ملی
آذربایجان
جنوبی در
خصوص تنگتر
شدن زنجیر
فاشیزم اعلام
می دارد:
طی ماههای
اخیر
آذربایجان
جنوبی علاوه
بر فرمول "اقتصاد،
هویت و شخصیت
سوخته" ای که
از بدو حاکمیت
پان
آریانیستها
در ایران علیه
تورکها اعمال
می شود با؛
-
ایران
شمالی نامیده
شدن جمهوری
آذربایجان از
طرف نماینده
سید علی حسینی
خامنه ای در
نشریه حکومتی
کیهان،
-
عبور
نیروهای مسلح
ایران از رود
ارس و پیشروی
غاصبانه آنها
در اراضی
اشغالی قره
باغ
آذربایجان
شمالی،
-
گسترده
تر شدن
موج مهاجرت
روستائیان
محروم تورک به
شهرهای
فارسستان،
-
تلاش
برای حذف نام
آذربایجان با
تاسیس
استانکهای بی
اختیار در
آذربایجان
جنوبی،
-
انتشار
اسکناس 50 هزار
ریالی و جعل
حدیث مردان
فارسی جهت
اثبات توهم
برتری قومیت
فارس،
-
کافر و مفسد
دانسته شدن
عقاید مولانا
جلال الدین
محمد رومی،
شاه اسماعیل
صفوی، ابونصر
فارابی و
ابوسعید
ابوالخیر از
سوی مراجعه
حکومتی،
-
ذوالقرنین
معرفی شدن
کوروش
هخامنشی،
-
تلاش
برای تغییر
نام تورکی خزر
به مازندران،
-
انهدام
آثار تاریخی و
فرهنگی
آذربایجان
جنوبی به
بهانه ساخت
سدهای غیر
کارشناسانه،
-
گسترش
مواد مخدر و
دیگر مواد
روان گردان در
مناطق تورک
نشین،
-
گسیل
مدیران غیر
بومی عمدتا
کردزبان و
فارس زبان به
آذربایجان،
-
اعطای
امکانات و
فرصتهای
مشکوک به
ارامنه جهت
برگزاری تجمع
بظاهر دینی در
قره کلیسا،
-
افزایش
همکاریهای
نظامی و
اقتصادی
ایران با دولت
اشغالگر
ارمنستان،
-
تعمیر
کلیساهای
قدیمی با صرف
هزینه های
فراوان بدون
توجه به تعمیر
مساجد تاریخی
آذربایجان،
-
بخشنامه
ممنوع شدن
تدریس
اساتید،
معلمان و
مربیان به
زبان تورکی در
موسسات
آموزشی ایران
و به تبع آن
آذربایجان
جنوبی از سوی
رییس جمهور
آپارتاید،
-
تحقیر
موقعیت
تورکان در
تاریخ و فرهنگ
به انحاء
مختلف و به
منظور ارتقای
قوم حاکم
کنونی در
کتابهای درسی
مدارس،
-
بازگشت
صندوقهای
جریمه تکلم به
زبان تورکی در
مدارس
آذربایجان،
-
حمله
به مردم تحت
نام ارتقاء
امنیت
اجتماعی،
-
اعمال
محدودیتهای
سنگین علیه
پوشش مردم
بخصوص زنان و
جوانان،
-
اعدام
گروهی از
شهروندان تحت
عنوان شرارت،
-
صدور
احکام رجم در
آذربایجان
جنوبی
-
تبرئه
قاتلین ملت
آذربایجان طی
قیامهای اخیر
در محاکم
قضایی
-
تنگ
کردن عرصه بر
پیروان اهل
سنت، اهل حق و
بهائیت در
آذربایجان
جنوبی،
-
بازداشت
فعالین هویت
طلب چه بصورت
فردی و چه به
شکل
خانوادگی،
-
توقیف
پی در پی و
ممانعت از
انتشار
نشریات هویت
طلب
کثیرالانتشار
یا دانشجویی
چون(نوید
آذربایجان،
صدای اورمیه،
دیلماج،
اویانیش،
اولوس،
یاشیل،
آددیم،
یاپراق...) بعضا
بدون ابلاغ
حکم محاکم
قضایی یا
کمیته های
نظارت
دانشگاهی
-
تعطیلی
و تحدید
فعالیت
نهادهای مدنی(
کانون فرهنگی
ستارخان در
تهران، موسسه
بیلیم یولو در
اورمیه،
آموزشگاه
موسیقی
آذربایجان در
تبریز...)
روبرو
شده است.
به نظر می رسد
هدف رژیم
دیکتاتوری
حاکم بر ایران
از بازداشتها
و توقیفهای
فله ای و غیر
قانونی اخیر،
اقدام سریع
جهت پیشگیری
از وقوع
قیامهای جدید
مردمی در
سراسر
آذربایجان
جنوبی است. به
همین دلیل است
که طی ماههای
اخیر ملت
آذربایجان
جنوبی به
دفعات شاهد
تمرین و مانور
نیروهای ضد
شورش در
خیابانها
بوده اند.
براساس
اطلاعات
ارسالی
فعالین تورک؛
-
هزاران
تن از هویت
طلبان
آذربایجانی،
بصورت دائم در
معرض تهدیدات
تلفنی،
احضار، ضرب و
شتم و
ربایشهای
کوتاه مدت
قرار گرفته
اند،
-
برخی
از فعالین از
بابت امنیت
خانوادگی در
معرض
تهدیدند،
-
جمعی
دیگر تحت
فشارند تا در
برابر
دوربینهای
شکنجه گران به
کارهای
ناکرده
اعتراف کنند،
-