گزارش
دادرسي ايرج
صدري در برلن
26
اوت - 29
سپتامبر 2003
٭
نوامبر
2003
٭
چاپ
اول
٭ هزار نسخه
٭
انتشارات
سازمان
فداييان خلق
ايران
فهرست
مقدمه 5
اولين جلسه دادگاه سه شنبه 26 اوت 2003 7
ادعانامهي دادستاني 7
اعترافات متهم 15
دومين جلسه دادگاه چهار شنبه 27 اوت 2003 19
شهادت كميسر پليس 19
شهادت حسين يزدي 20
شهادت علي رضا قلي پور 21
شاهدت حسن خطائي 22
سومين جلسه دادگاه 4 چهار شنبه سپتامبر 2003 24
شهادت هانس يواخيم تايس مسئول سا زمان اطلاعات داخلي آلمان 24
شهادت خانم الپانيان 25
شهادت فريدون صارمي 28
شهادت حسين جعفر زاده 29
شهادت مهدي شريف محمدي 30
چهارمين جلسه دادگاه چهار شنبه10 سپتامبر2003 32
شهادت نصرت الله جهان شاهلو 32
شهادت سعيد اكبر زاده 33
شهادت فريدون بيژن پور (فري كرمانشاهي) 34
پنجمين جلسه دادگاه چهارشنه17 سپتامبر 2003 36
شهادت محمود صبوري 36
شهادت خسرو حيدري 37
شهادت احمد مجد امين 38
ششمين جلسه دادگاه دوشنبه 22سپتامبر2003 40
شهادت محمد شمس 40
كيفرخواست دادستاني 41
هفتمين جلسه دادگاه سه شنبه 23سپتامبر2003 44
آخرين دفاع وكيل متهم 44
آخرين دفاع ايرج صدري 45
هشتمين جلسه دادگاه 29 سپتامبر 2003 46
حكم 46
براي
سومين بار
دولت جمهوري
اسلامي در
برلن بر صندلي
اتهام مينشيند.
اين بار
نمايندگي
جمهوري
اسلامي را
مسئول ساواك
شاهنشاهي در
برلن غربي به
عهده دارد.
اولين
بار در دادگاه
ميكونوس چهرهي
واقعي جمهوري
اسلامي در
برابر يك
دادگاه
اروپايي در
معرض ديده
همگان قرار
گرفت. در اين
دادرسي نشان
داده شد كه
چطور ماموران
امنيتي رژيم
اطلاعات را
جمع ميكنند و
چطور در
اختيار گروههاي
ترور قرار ميدهند
و برنامه قتل
مخالفين را به
اجرا در
ميآورند. اما
اين بار
در دادگاه
صدري نه
برنامه ريزيهاي
قتل بلكه
چگوئگي جمع
آوري خبر بود
كه افشا ميشد.
كار دادگاه
رسيدگي به
فعاليتهاي
خبر و جاسوسي
صدري بود، اما
در سير دادرسي
فعاليت مداوم
واواك اسلامي
براي به خدمت
گرفتن ساواكيهاي
شاهنشاهي و
موفقيت چشم
گيريش در
اين كار نشان
داده شد. علاوه
بر آن سير
جلسات اجازه
داد به گوشههايي
هر چند جزئي
اما جدي
فعاليتها
سلطنت طلبان
نوري تابانده
شود. از ايرانيهايي
كه به عنوان
شاهد به
دادگاه آمدند
جز يك نفر بقيه
يا در مركز
فعاليتهاي
سلطنت طلبان
بودند و
مشروطه
خواهان بودند
و يا از نزديك
با آنها كار
ميكردند. يكي
هم جاسوس
ساواك بود و هم
جاسوس
اشتازي،
سازمان امنيت
آلمان
دمكراتيك (آلمان
شرقي)، ديگري
از باجگيران
معروف برلن
بود كه در زمان
سفر شاه به
برلن جزو
چماقداران
شاهنشاهي بود
و به
دانشجويان
مخالف با چماق
حمله كردند،
اين يكي جاكش
بود و از گفتن
شغل خود در
دادگاه خود
داري كرد و آن
يكي رييس
كميته مشترك
ضد خرابكاري
شاهنشاهي كه
به گفته
دوستانش از
زمان انقلاب
براي واواك
اسلامي كار ميكند،
اين يكي مسئول
ساواك
شاهنشاهي در
هامبورك، آن
يكي به قول خوش
هم اكنون توسط
ماموران
مخفيش مشغول
جمع آوري
اطلاعا ت است،
اگر اين يكي
مفتخر است در
دوران شاه
توانسته به
صندوق اسناد
مخفي حزب توده
دستبرد بزند و
سعي كند آنها
را در اختيار
سازمانهاي
اطلاعاتي
غربي قرار دهد
ديگر سر بلند
بود كه بعد از
سالها
مبارزه در صف
طرفدارن
شوروي به
فرمان
شاهنشاه
خاطرات نوشته
است. اين يكي
سازمان
فرزندان وطن
را درست كرده و
آن يكي “سازمان
مبارزان راه
آزادي ايران“
و چند نفرشان
همراه با صدري
سازمان خشم (خدا-شاه-ميهن)
را.
با
آن كه فعاليتهاي
اطلاعاتي
صدري از سال 1998
براي سلطنت
طلبان از سال
روشن بود، او
تا هنگام
دستگيري در
سال 2003 به
فعاليت خود
ميان آنها
ادامه ميداد
و حتي
دادستاني
آلمان در كيفر
خواست خود از
سهلانگاري
آنها سخن گفت.
اين نوشته علاوه بر ترجمه كامل ادعانامه دادستاني حاوي گزارش جلسات دادگاه است. اين گزارشها در زمان خود در چند نشريه در خارج كشور به چاپ رسيدند اين بار با تصحيح اشتباهات آنها دوباره به چاپ ميرسند.
شروع
ساعت 9:30
شعبه
2 دادگاه عالي
برلن براي
رسيدگي به
اتهام جاسوسي
ايراج صدر در 26
او ت شروع به
كار كرد. هيات
قضات متشكل از
وايسبرودت Weißbrodt
رييس هيات
قضات و آقاي هس
Hees و
خانم شاف Schaaf
بود. دادستاني
از طرف دو
دادستان از
جمله برونو
يوست (يوست
نماينده
دادستاني
آلمان در
دادگاه
ميكونوس و
دادگاه حميد
خرسند نيز بود)
نمايندگي ميشد.
وكاكت متهم را
آقاي بلودم Bloedom
به عهده داشت.
پي از رسميت
يافتن دادرسي
ادعانامهي
دادستاني
توسط دادستان
ارشد يوست
قرائت شد.
ايرج
صدر
متولد
15 فوريه 1938
درتهران/
ايران ساكن … برلن داراي
تابعيت
ايراني و
آلماني، محل
خدمت …
وكيل
مدافع:
وكيل
مدافع بلودوم Bloedom.
…
را
متهم ميكنم
كه
از
1991 تا 2002 در برلن،
فرانكفورت،
هامبورگ،
هانوفر، گيسن
و نقاط ديگر
داخل و خارج
آلمان براي
سازمان
اطلاعاتي يك
قدرت خارجي
فعاليت
اطلاعاتي
عليه جمهوري
فدرال آلمان
داشته است، و
واقعيات،
اشياء يا
اخبار را
ارسال ميكرده
است.
متهم
حداقل از 1991 تا 2002
در رابطه با
وزارت
اطلاعات و
امنيت ايران (واواك)
كه به عنوان
سازمان
اطلاعاتي
مستول تعقيب و
مراقبت
اپوزيسيون ميباشد
بوده است. وي
از اين وزارت
دستور ميگرفته
تا انجمن
سراسري “سازمان
ايرانيان
مشروطه خواه“
و همچنين
سازمان مقدم
بر آن و سازمانهاي
بعدي آن را
ساخت سازماني
سازمانهاي
مختلف
اپوزيسيون
سلطنت طلب
ايران و هم
چنين اعضا و
فعاليتهاي
آنان و همچنين
اعضاي سابق
ساواك سازمان
امنبت سابق را
زير نظر داشته
باشد و تعقيب
كند. پس از اين
كه فعاليت او
در 1991 توسط يك
عضو علي رتبه
سازمان
اطلاعات
ايران واواك
به نام جمال
مبيني شروع شد
يك از اعضاي
ارشد با نام
مستعار اميري
مسئول او بود و
سپس مسئول او
از آغاز سال 1994
يكي از اعضاي
واواك
فرستاده شده
به برلن به نام
حسن مرادي بود.
بعد از اخراج
حسن مرادي در
رابطه با “حكم
ميكونوس“ در
آوريل 1997 متهم
بخشي از
فعاليت خود را
از طريق تلفني
با تهران/
ايران و بخش
ديگر را در
ملاقاتهاي
خارج از آلمان
انجام ميداد.
متهم
در انجام
ماموريتهاي
اطلاعاتي خود
حداقل از
اواسط 1991 به
فعاليتهاي
خود در سازمان
برلن “شواي
سلطنت طلبان
مشروطه خواه“
شدت بخشيد. اين
گروهبندي
اپوزيسيون
ايرانيان
مشروطه خواه
از زمان
انقلاب 1979 رژيم
مستقر جمهوري
اسلامي ايران
را رد ميكرد و
در پي استقرار
پادشاهي
مشروطه در
ايران است.
متهم
براي اين كه
ماموريت خود
را قابل قبول
پيش ببرد، هم
در فعالبتهاي
“سازمان
ايرانيان
مشروطه خواه“
مجموعهي
سازمانهاي
اپوريسيون
سلطنت طلب، در
محل اقامتش
برلن و هم در
شهرهاي متعدد
ديگر مشاركت
داشت. علاوه بر
آن سعي كرد
نزديكترين
روابط را با
اعضا و
كادرهاي
سازمانهاي
عضو “سازمان
ايرانيان
مشروطه خواه “
و اعضاي ساواك
سابق برقرار
كند، او در
جلسات شركت ميكرد
و به صحبت ميپرداخت.
اطلاعاتي
كه متهم به طور
مستقيم يا غير
مستقيم كسب ميكرد
را به يكي از
افسران مسنول
آن زمانش
گزارش ميداد.
گزارشها هر
ماه حداقل يك
يا دو بار به
طور منظم به
صورت كتبي از
طريق فاكس يا
از طريق شخصي
–تا
زمان اخراج
حسن مرادي- و
گاهگاهي از
طريق تلفن
ارسال ميشد.
موارد
زيرين از
فعاليتهاي
اطلاعاتي او
مشخص شده است:
1.
در
يك نوشتهي
تدوين شده در
نوامبر 1991 متهم
به طور مشروح
در بارهي
رهبر فعال
سازمانهاي
سلطنت طلب
دكتر حسين
يزدي گزارش
داد. بعلاوه
متهم –احتمالا
در همين زمان و
كاملا مشروح-
همچنين در
بارهي
فعالين در
ميان سلطنت
طلبان
ويريجينا
آلپانيان،
داريوش
همايون، دكتر
نصرتالله
جهانشاهلو،
سيد احمد
عباسيان
خراساني،
غلامرضا
لطفي، محمد
رضا ميهني،
مرتضي نعمت
پور، علي مير
رئيسي. پري
صفائي و مهدي
شريف محمدي
گزارش داد.
2.
در
نوامبر 1991 متهم
براي ملاقات
شخصي با جمال
مبيني و ديگر
مقامات عاليرتبه
واواك از طريق
قبرس به ايران
سفر كرد.
3.
از
30 نوامبر تا
اول دسامبر 1991
در يك كنگرهي
مشروطه
خواهاان در
فرانكفورت
شركت كرد. وي
در اين مورد در
1 و 26 دسامبر 1991
گزارش تهيه
كرد.
4.
از 24 دسامبر
1991 در يك جلسهي
اعضاي ساواك
در هتل رزيدنس
در گيسن شركت
كرد و گزارش آن
را بين 26 تا
دسامبر 1991 و 22
فوريه 1992 كتبي
ارسال كرد. به
ويژه نام شركت
كنندگان و سير
جلسه و همچنين
زمان و محل
ملاقاتهاي
بعدي را گزارش
كرد.
5.
در
1 ژانويه 1992 از
مهرداد
خطائي؟؟ يكي
از اعضاي
رهبري “سازمان
ايرانيان
مشروطه خواه“
كتبا در خواست
كرد تمامي
انتشارات
بعدي و
دستورات
سازمان را در
اختيار او
فرار داده شود.
6.
كمي
بعد از نوشتهي
تدوين شده در 21
ژانويه 1992 متهم
از افسر
مسئولش در
واواك با
اشاره به
هزينههاي
ايجاد شده
تقاضاي 10.000 دلار
به عنوان
؛تنخواهگردان
براي هزينه
عمليات“ نمود.
و ارسال هزينه
سفر به قبرس و
تهران در
ژانويه 1991 (مقايسه
شود با شماره 2)
و همچنين
ارسال هزينهي
زمان بين
بازگشت او به
آلمان تا 21
ژانويه 1992.
بعلاوه از
جمله تقاضا
كرد كه براي او
و خانوادهاش
براي سفر به
ايران
پاسپورت صادر
شود و هزينههاي
مربوطه از
دريافتيهايش
كسر شود.
7.
در
14 مارس 1992 در
تبادل نظر
اعضاي ستاد
موقت براي
برگزاري
كنگره كشوري
مشروطه
خواهان در
روزهاي بعد در
فرانكفورت
شركت نمود و در
اين مورد در
نوشته 29 مارس 1992
گزارش داد. در
اين نوشته او
نتايج هر
دو جلسه را در 14
و 15 مارس 1992 را
گزارش كرد.
بعلاوه او نام
سه تن از اعضاي
سابق ساواك كه
مايل به
بازگشت به
ايرانتحت
شرايط مشخص
هستند را ذكر
كرد.
8.
در
15 مارس 1992 در جلسهي
ستاد موقت
براي برگزاري
كنگره كشوري
در فرانكفورت –ذكر
شده در شماره 7-
شركت كرد. در
اين مورد در
نوشته به
تاريخ 25 مارس 1992
گزارش تدوين
كرد. به ويژه
نام شركت
كنندگان، سير
جلسه و همچنين
نتايج
انتخابات
انجام شده را
اطلاع داد.
9.
در
يك گزارش
ضميمهي
گزارش به
تاريخ 25 مارس 1992
از افسر
مافوقش در
واواك در
خواست كرد
هزينه شركت او
در جلسه
هامبورگ و
فرانكفورت به
مبلغ 510 مارك و
هزينههاي
ديگر از جمله
هزينههاي ده
بار تلفن به
تهران در مدت
زمان بين 21
ژانويه تا 21
مارس 1992 بالغ بر
466 مارك و
همچنين حوالهي
حساب باقي
مانده مبلغ 6.910
مارك پرداخت
شود. به ايجاد “حساب
تنخواهگران“
به مبلغ 10.00. دلار
كه در خواست
كرده بود (مقايسه
شود با شمارهي
6) دوباره
اشاره كرده
است.
10.
در
24 ژوئن 1992 متهم در
جلسهي تاسيس
“سازمان
ايرانيان
مشروطه خواه“
بخش آلمان در
فرانكفورت
شركت داشت و در
اين مورد كمي
بعد كتبي
گزارش داد.
11.
در
24 ژوئيه 1992 در
جلسهي ستاد
برگزاري
كنگرهي موقت
“سازمان
ايرانيان
مشروطه خواه“
آلمان در
فرانكفورت و
در 25 ژوئيه 1992 در
انتخابات
مربوطه شركت
كرد. در مورد
هر دو جسله كمي
بعد از 25 ژوئيهي
1992 گزارش نوشت.
به ويژه شركت
كنندگان، سير
جلسه و محتواي
سخنرانيها و
نتايج
انتخابات را
اطلاع داد.
علاوه بر آن
انتشارات
جديد سازمانهاي
مشروطه خواه
را كه در دو
جلسه جمعآوري
كرده بود
ارسال داشت.
12.
كمي
بعد از 25 ژوئيهي
1992 متهم طي يك
گزارش تدوين
شدهي كتبي در
بارهي حسن
خطائي، معروف
به هنرفكر،
داود فرزين،
فريدون و
فريبرز و هما
صارمي فعالين
در حوزهي
رهبري سازمانهاي
سلطنت طلب
گزارش داد.
13.
متهم
در نوشتهي به
تاريخ29 ژوئن 1992
با اشاره به
ملاقات شخصي
در تهران/
ايران در 1991 (مقايسه
شود با شمارهي
2) از كمبود
تماس با افسر
مسئولش “آقاي
اميري“ شكوه
كرد. او تاكيد
كرد كه “بيش از
پيش براي
انجام خواست
شركت“ آماده
است و تقاضاي
يك قرار سفر به
تهران كرد.
بعلاوه به
خاطر صدور
پاسپورت براي
همسر و
فرزندانش (با
شمارهي 5
مقايسه شود)
تشكر كرد.
14.
در
22 اوت 1992 متهم با
پرويزروانبخش
در هامبورگ
ملاقات كرد تا
شركت در سفر به
پاريس براي
شرفيابي به
حضور پسر رضا
شاه پهلوي در
دو تا سه هفته
بعد را به
اطلاع او
برساند. اما
سفر به علت
مشكل ويزا و
هزينه انجام
نشد. كمي بعد
در بارهي
تلاشهايش
گزارش كتبي
داد.
15.
در
12 سپتامبر 1992 در
جلسهي “سازمان
ايرانيان
مشروطهخواه“
در هانوفر
شركت كرد. در
نوشتهي به
تاريخ 19
نوامبر 1992 در
اين باره با
ذكر شركتكنندگان
مهم، سير جلسه
و محتواهاي
مهم سخنرانيها
گزارش داد.
16.
در
2 اكتبر 1992 متهم
با افسر
مسئولش در
واواك در
تهران تلفني
صحبت كرد در
اين گفتگو در
بارهي مسالهي
كار مشرك
مذاكره شد و از
او خواسته شد
تا 21 ژانويه 1993 به
ايران سفر كند.
17.
در نوشتهي
23 اكتبر 1992 از
افسر مسئولش
خواست تصميش
را در مورد
تاريخ سفرش به
ايران اعلام
كند.
18.
در
19 نوامبر 1992 دو
باره با افسر
مستولش در
تهران / ايران
صحبت كرد بدون
آن كه در مورد
سفر برنامه
ريزي شده به
ايران تصميم
گرفته شود.
19.
در
اكتبر/نوامبر
1992 شش نشريه و
اعلاميه از
حوزهي
فعاليت
سازمانهاي
سلطنت طلب
ايران “جهت
اطلاع و گرفتن
تصميم مقتضي
ارسال داشت.
20.
در
9 و 10 نوامبر 1992
متهم در يك
كنگرهي
مشروطه
خواهان در
فرانكفورت
شركت كرد و در
اين مورد كمي
بعد گزارش
كتبي تدوين
كرد.
21.
در
يك نوشته ديگر –همچنين
كمي بعد از 10
دسامبر 1992
تاليف شده- يك
نسخه “بولتن
مخصوص“ در
بارهي كنگره
ايرانيان
مشروطه خواه
در 9 و 10 نوامبر 1992
در فرانكفورت (در
شمارهي 20 ذكر
شده) و همچنين
فهرست 33 نفر كه
به عضويت ستاد
موقت برگزاري
كنگره
ايرانيان
مشروطه خواه
انتخاب شده
بودند ارسال
داشت.
22.
كمي
بعد از 13
دسامبر 1992 متهم
در نوشتهي
تدوين شده در
بارهي تاريخ
سفر دكتر حسين
يزدي به
آمريكا و
محتواي
مصاحبهي او
با رضا شاه دوم
و دكتر قريشي
ريس دفتر آن
زمان رضا شاه
دوم گزارش داد.
23.
در
13 دسامبر 1992 در يك
جلسهي
كارداران
شوراي “سازمان
ايرانيان
مشروطه خواه“
در آلمان
فرانكفورت
شركت كرد. كمي
بعد در مورد
سير جلسه و و
اختلاف نظر
بروز كرده بين
فرامرز و
فريبرز صارمي
از يك طرف و
دكتر سيد علي
يمني از طرف
ديگر گزارش
داد.
24.
در
نوشته به
تاريخ 19
دسامبر 1992 متهم
يك بار ديگر از
افسر مسئولش
در واواك
خواست تا 22
دسامبر 1992 روشن
كند اگر بنا
است به ايران
برود چه زماني
بايد سفر كند (با
شمارهي 16 و 18
مقايسه شود)
25. در يك نوشته تدوين شده در 1 ژوئيهي 1993 از حسن خطائي معروف به هنرفكر (مقايسه شود با شمارهي 12)