توضیح علی کشتگر

 

بدین وسیله به آگاهی هم میهنان عزیزم می رسانم که من علی کشتگر، هیچ نسبتی وهیچ آشنائی با آقای علی کشگر(همسرشان نیزگویا خانم فرخنده نام دارد) که از طرفداران بازگشت سلطنت به ایران است و اخیرا هم در کنفرانس رفراندوم شرکت داشته و مقاله ای در دفاع از همین شیوه رفراندوم نوشته است ندارم. ضمنا نمی دانم چرا این شخص چنین نامی را برای همکاری های خود با طرفداران سلطنت برگزیده است. برای شفافیت و روشن شدن اذهان تقاضا دارم این توضیح را در جائی مناسب به چاپ رسانید.

26 آذرماه 84

 

با احترام

علی کشتگر

 

صبخ بخیر برای  آقای کشتگر

در این روزها که خطر حمله آمریکا به " ایران" بیشتر از هر زمان دیگر بگوش میرسد. کوشنده گان راه ایرانیت دچار ولوله شده اند . جبهه ورشکسته ملی " فارس" کنگره خویش را به نام یکی از منفوترین چهره های شوونیستی " ورجاوند" میگذارد ، داریوش همایون خواهان پیوستن به احمدی نژاد است. علی کشتگر نگران نابودی دولت مرکزی است.

کشتگر معروف به "علی چتری" از اعضای سابق فدائیان  در مقاله " اولویت ما حفظ ایران است!" ، نابودی جمهوری اسلامی ایران را فاجعه میدانند .  ایشان می نویسند :

"حمله نظامی آمریکا که پیامد سیاستهای تسلیحاتی اتمی جمهوری اسلامی است، مهمترین خطری است که انهدام ایران بعنوان یک ملت را در پی خواهد داشت. پیامد حمله نظامی آمریکا به ایران چند پاره شدن کشور و تغییر نقشه جغرافیای سیاسی ایران است. اگر حمله نظامی به ایران صورت گیرد به قصد نابودی جمهوری اسلامی در تمامی حوزه ها و عرصه خواهد بود. حمله نظامی آمریکا به ایران، امنیت و شیرازه کشور را از هم گسیخته و تمامی توان ملی و زیرساختهای آن را در مدت کوتاهی نابود و ایران را به ویرانه ای تبدیل خواهد کرد. در چنین وضعیتی شرایط برای اجرای مقاصد شوم نیروهای تجزیه طلب فراهم خواهد شد و جنگهای قومی ـ قبیله ای و جنگهای داخلی در ایران و منطقه سربرآورده و کل منطقه را به آشوب خواهند کشاند. "

سیاسیون مملکت ایران خوانده  جناب کشتگر و سازمان متبوع  او را خوب میشناسند.  روسوفیل های که  در کوبیدن آیت الله شریعتمداری با " امام خمینی"  همنوا شدند. ایشان از همان سلاله هستند که کلمه لیبرال را معادل آمریکای برای ملاهای ایران معنا نمودند. و در سرکوب حرکت خلق مسلمان آذربایجان فعالتر از خود رژیم خمینی حرکت کردند.  اکنون نیز فریاد بر می آورند ، داد و مصیبتا که حمله آمریکا  جمهوری اسلامی را در تمامی عرصه ها از بین خواهد برد. چرا ؟ چون ایران تجزیه خواهد شد. عجبا هم و غم ایشان  نه کشتار انسانهای بیگناه،  بلکه بر هم خوردن جغرافیای سیاسی ضد انسانی ایران و پایان سلطه شوونیزم  است .  این کدامین ایران است که پاشیده شدن آن بر انسان و حقوق انسانی برتری دارد .

این چه کشوری ایست که با تهاجم یک کشور خارجی از هم می پاشد ، این راز آشکار ریشه اش کجاست؟  مگر نه اینکه معمار ایران کنونی  استعمارگر کهنه سال انگلیس است.  همان های که از ممالک محروسه قاجار، ایران آریایی تبار را آفریدند  و" دولت – ملت"  ساختگی ایران را بر پایه فارس محوری به بیان دیگر یک زبان یک ملت را پر و بال دادند ، اگر امروز منافعشان ایجاب کند قادر به هر کاری هستند.

 میدانید چرا؟ چون" وحدت ملی" در ایران ساختگی است.  گفتمان " ملت  ایران" بر باد  است.   کانسپت دولت – ملت ایران در عرصه گفتمانی شکست خورده است. اصولا همیشه این ملت ساختگی در ذهن ملل دارای شکاف بوده است ، اگر زور و سرکوب  مرکزی نبود  اینک نشانی از" ملت – ایران" با تعریف کنونی آن نیز نبود. آخر این چه سری است که هر گاه حکومت مرکزی ضعیف شده ، گریز از مرکز فعال شده است. 

آنچه که بدرست یا غلط همزیستی " طبیعی اقوام " در ایران نام داشت با پایان ممالک محروسه قاجار دارفانی را ودعا گفت.  اگر بعد از آن دوران ایرانی بر جا بود ، بر سرکوب و  توهم شیعه مذهبی بودن بود.

 شما هیچگاه با ما "همزیستی" نکردید، "هم زیستی طبیعی اقوام" از جعلییات فابریکهای آریایی است. 

شما ممالک محروسه را "ایران" و در معنای عملی فارستان کردید و عامل زبانی  تات و تاجیک را رمز "همبستگی" اعلام نمودید،  به این بسنده نکرده بنا را در نفی فرهنگی و کیستی  نهادید، تاریخ دروغین ساختید.

 شما دلسوختگان ایرانیت در حک حرمت از بزرگترین  روحانیت شیعه که  تجسم او آیت الله شریعتمداریی بود با خمینی هم آوا شدید.    شما که برای فلسطینی ها اشک میریزید ،  در مقابل کشتار و نسل کشی در خوجالی توسط جنایتکاران داشناک ارمنی، بدون در نظر گرفتن حساسیت تورکهای آذربایجان به خاک و ملییت خویش،   سکوت خائنانه کردید، مگر خاکهای اشغال شده و انسانهای آواره گشته آذربایجانی  مسلمان نبودند؟ بر عکس شما سمپاتی خود را نسبیت به جنایکاران داشناکسیون آشکارا بیان نمودید. آیا کانون نویسنده گان شما حاضر است که به اسرائیل سفر کند، اما همین کانون نویسنده گان فارس که نگهبان فکر و فرهنگ شماست بار و بندیل خود را مگر برای سفر معروف به ارمنستان نبسته بود.

 شما  و دولت شما مگر زبان نیمی از ساکین تورک  " ایران" را  نبریدید؟  کدام یک از  فرهیختگان فرهنگی  شما  در مقابل تحقیر ملت تورک ایستاد؟  مگر نه اینکه آبشخور تمامی شما در شعر و ادب پارسی در دشمنی با تورک و عرب  بود.  شما خود را چند صباحبی با  "ساتقون" ها ی از قبیل کسروی ،  محمود  افشار، تقی زاده، .......مشغول کرده و" آذری"  بودن آنها را سلاح کرده و به ترور معنوی ملت تورک  دل خوش  کردید، تا پروژه " دولت- ملت" ساختگی محکم شود.   

  شما خواهان تمیز شدن صفوف اپوزیسیون ایران از نیروهای تجزیه طلب شده اید ، صبخ بخیر آقای علی کشتگر ! قبل از اینکه شما از خواب ناز آریایی و ایران پرستی بیدار شوید؛ هم آن زمان که شما ساعت خود را با زمان تهران کوک میکردید و زبونانه اخبار آذربایجان را بایکوت کرده و موذیانه از فرهنگ و خرده فرهنگ و قوم و قبیله سخن میراندید و فرهنگ ارتجاعی و باستان پرستانه تان را رواج میدادید و فرهنگ سلطه را معیار سنجش خود کرده بودید،   نهضت ملی تورک صفوف مستقل خود را سازمان داده بود ، آنان اصولا در کنار امثالی مثل شما بودن را مایه ننگ  میدانند.  این یکی از دستاورهای درجه اول  و مبارک  حرکت ملی آذربایجان است: " ما شمع مان باید در خانه خودمان بسوزد". بگذریم که این قصه سر دراز دارد،    نمک به حرامی شوونیزیم آریایی تنها یکی از سبب های بیداری ملی بود، چنانکه  دیگر هیچ سرباز تورک  برای ایرانی که تعریف واقعی آن فارسستان است به جبهه های جنگ  نخواهد رفت. دیگر هیچ تورک با شرف عمر خود را در سازمانهای فارسی تلف نخواهد نمود.

 اینک تمام  فعالین حرکت ملی آذربایجان از همکاری با تمام سازمانهای به اصطلاح سراسری ایران امتناع  میکند. هدف حرکت ملی غصب حکومت مرکزی و یا سرنگونی آن نیست. هدف حرکت ملی  تحقق حقوق ملی  و رها شدن از شر شوونیزم است.  شما به سیاق همیشگی نام تجزیه طلبی بر این سیاست می گذارید،  ما از آن به عنوان حق طبیعی نام  می بریم. حرکت ملی آذربایجان به پیمانهای بین المللی پایبند است، حرکت ملی بر خلاف شما که به روس  و انگلیس وابسته بودید ، حرکتی قائم به ذات و مستقل است،  تحصیل به زبان مادری اکنون کوچکترین جزء مطالبات ملی ماست. به بیان دیگر کف مطالبات ما را تشکیل میدهد .   ما از شکل و شمایل گربه دیگر به تنگ آمده ایم ، ما از قهرمان بودن برای ایران به زله آمده ایم ، ما دیگر نمیخواهیم ستار خان به تهران رفته و در پارک اتابای گلوله باران شود، ما نمیخواهیم که باکری ها، خیابانی ها، نابدل ها ، دهقانی ها و.....در راه  فارسستان ( پرشیا ) فدا شوند و آذربایجان سرش بی کلاه بماند و کرمان و اصفهان و تهران آباد شوند.  ما از انتر ناسیونالیزم شما هم خسته شده ایم ، کومونیستهایی که اسم ایران را یدک میکشند در بهترین حالت همانا  سوسیال شوونیست ها هستند ؛ ما خواهان حمله آمریکا به سرزمین خود و دیگر سرزمین ها نیستیم ، اما برای ایرانی که تعریفش فارسستان ( پرشیا) است جان خود و فرزندان خود را فدا نخواهیم کرد.    این درس تاریخ است.

بیراهه نرویم  ذهن" ایرانیت"  آلوده است ، دشمنی با عرب و تورک اساس این ذهنییت است.  فردوسی ارزانی تان باد.

 ایران در نزد فردوسی چیزی ایست میان هرات و خراسان . ایران خود را در همان حوزه بنا کنید ما که بخیل نیستیم    مثلث پارسی را با هم زبانان خود ایجاد کنید و دست از سر ما بر دارید.

ما نمی خواهیم که مالیاتهای در آمده از ملل غیر فارس  به  ترویج زبان فارسی در کشورهای بیگانه صرف شود.  این کدامین ایران است  که آموزش به زبان مادری من را از من دریغ میکند ، اما از کیسه من برای ترویج زبان  تاجیک هزینه میکند.

ما  برای این ایران که تورکی را پاس نمیدارد، تره هم خورد نخواهیم کرد ، ما پارلمانتاریزیم را به شما شناساندیم، ما  حقوق زنان و سوسیال دمکراسی را به شما شناساندیم، ما برای شما مشروطه آوردیم ، ما در راه ایران خون دادیم اما کلاهمان پس محرکه ماند. تعریف ما از ایران به معنای فارسستان نبود ، شما اما ایران  را معادل فارسستان کردید. شما فاشیزم فرهنگی را تا آنجا پیش بردید که کودکان غیر فارس  از تورک بودن ویا عرب بودن خود شرم کنند ، اینک  ما نمی خواهیم که کودکان ما از تورک بودن خود شرم کنند.

تعبیر وارنه شمایان  از حرکت ملی آذربایجان و سرکوب ملت تورک به ما نشان داد که بین حکومت ایران و مخالفین ایران پرست او فرقی نیست ؛ شوونیزم فارس دوشمن واقعی آذربایجان است.  ملت تورک آذربایجان خود آینده  خود را رقم خواهد زد. دوراندیشی در آن است که دست از شوونیزم بردارید ذهن ملت فارس را بیش از این با آلوده گیهای توهم آریایی مسموم نکنید، ما طرفداری دوستی بین ملل  در منطقه هستیم  و این دوستی البته که باید متقابل باشد.

اپوزیسیون فارس گرا،  اگر میخواهد به جرگه ملل متمدن و دمکرات راه باز کند ،  باید  که توهم سلطه و افزون خواهی های فرهنگی و سیاسی خود را به کنار نهد و به حدود خود قانع شود. در دنیانی که باد جهانی شدن به عقب مانده ترین کشورها از جمله فارسستان رسیده است با توسل به ایدئولوژی های استعماری نمیتوان سیاست به پیش برد. کمی آینده نگری لازم است . اگر صلح و ثبات و دمکراسی  و برپایی حقوق بشر را در منطقه میخواهید باید یک بار هم که شده تابوی ایرانیت را بشکنید . خشک مغزهایی از قبیل ورجاوندها و تئوریسینهای رضا خانی نقشه های شان برباد و ارتجاعی  هستند، آنان در درجه اول طاعون نژاد پرستی و جنگ را برای ملت خود به ارمغان می آورند . شما اگر خواهان صلح در بین ملل هستید ، از شوونیزم دست بردارید، از پندار واهی صاحب خانه بودن دوری گزینید. بدون شما هم ملل ساکن این منطقه به خواسته های خود خواهند رسید.   

ب- افشار