به نام خدا

جایگاه اهل سنت در ایران

متن سخنرانی محمود براهویی نژاد در مراسم نماز عید فطر زاهدان

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، جامعه اهل سنت ایران که پس از سیطره استبداد صفوی ، از ظلم و ستم
بیشمار حکومتهای زمان در این کشور رنج برده بودند ، به امید روزهای بهتر در پناه یک حکومت دینی و داعیه دار اسلام
متحد ، با این انقلاب همراه شدند . رهبران اهل سنت ایران از نقاط مختلف 10 روز قبل از پیروزی انقلاب  و در بدو ورود امام خمینی به کشور ، پیام تبریکی را برای ایشان ارسال کرده واز انقلاب اسلامی ایران اعلام حمایت کردند.
شادروان مولانا عبدالعزیز و شهید احمد مفتی زاده تلاش بسیار کردند تا جامعه اهل سنت را با انقلاب اسلامی همراه و همگام کنند تا مگر در سایه نظامی اسلامی به حقوق مشروع و اساسی خود دست یابند.
بر این اساس ، آنان در تدوین قانون اساسی کشور که آن را متکی بر آزادی جمهور خوانده و مردم ایران به جمهوری و اسلامی بودن آن رای آری داده بودند ، مشارکت جستند، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد رسمی کردن مذهب شیعه بجای دین اسلام و تاکید بر عدم تغییر این اصل بود.
اعتراضات گسترده ی جامعه ی اهل سنت که به گواهی روزنامه اطلاعات سال 58 یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می دادند ، مخالفت شدید مولانا عبدالعزیز و یارانش و حتی وعده‌ی امام خمینی در پاسخ به این اعتراضات مبنی بر افزودن متممی به این اصل برای جلب رضایت سنی مذهبان ایران ، کارگر نیفتاد و جناح تند رو و افراطی مذهبی همچنان بر تصمیم خود پای فشرد و آن را به کرسی نشاند.
با این همه جامعه اهل سنت بدلیل پرهیز از تنش و اختلاف،در نهایت پذیرفتند که به امید اصلاح چنین اشتباهاتی در آینده و اجرای دیگر اصول قانون اساسی که بر حقوق مشروعشان تاکید ورزیده است ، در جهت سازندگی و حفظ امنیت کشور بکوشند.
بند 9 اصل سوم قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف کرده است تا نسبت به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه ، در تمام زمینه های مادی و معنوی بکوشد.
اما آنچه در عمل اتفاق افتاده است گسترش این تبعیضات ناروا و ایجاد و توزیع نا عادلانه امکانات در مناطق سنی نشین در همه ابعاد است . تا  آنجایی که 29 سال پس از پیروزی انقلاب استان های سیستان و بلوچستان ،کردستان و هرمز گان و دیگر مناطق سنی نشین کشور در آمارهای رسمی جزو فقیر ترین و محرومترین استان های ایران قرار دارند، نرخ رشد بیکاری در این استان ها همچنان سیر صعودی دارد ، به طور مثال در آمار های سال 81 از کل جمعیت استان سیستان و بلوچستان  1/11 در صد بیکار بوده اند، این آمار در سال 86 به9/21درصد رسیده است و البته این آمار های رسمی با توجه به مشاغل کاذب و ارایه آمارها و گزارش های غلط ، واقعی نیست و نرخ واقعی بیکاری در استان بمراتب بیش از این است . از نظر شاخصه سواد این استان ها در  گزارش های رسمی بیسواد ترین و کم سواد ترین استان ها معرفی شده اند .
تبعیض در استخدام ها و مدیریت ها در مناطق سنی نشین چنان فاحش و آشکار است که در کل کشور نمی توان حتی یک استاندار و یا مقام عالی رتبه سنی را یافت . بیشتر نیرو های سنی مذهب در گزینش های ادارات و استخدام ها و حتی در عرصه های انتخابی فعالیت های اجتماعی و سیاسی رد صلاحیت می شوند و حضور نیروهای اهل سنت در مراکز تصمیم گیری در حد صفر است.
اصل 9 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ضمن تاکید بر آزادی، استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی کشور میگوید :"هیچ مقامی حق ندارد به نام استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را ، هر چند با وضع قوانین و مقررات ، سلب کند." اما  در بسیاری موارد آزادی فعالیت های مذهبی از اهل سنت سلب گردیده و جماعت های تبلیغی و مبلغان اعزامی اهل سنت که بر پایه مشترکات دینی و وحدت اسلامی به ارشاد مردم می‌پردازند ، در استان های مختلف مورد اذ یت و آزار قرار گرفته اند ،در حالیکه به گزارش دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم سالانه بیش از 9 هزار مبلغ از سوی این حوزه به سراسر کشور و بویژه مناطق سنی‌نشین اعزام شده و آزادانه فعالیت می‌کنند.همین دفتر آمار تعداد مبلغان مذهبی اعزامی شیعه را در کل کشور از سوی سازمانها و ارگانهای مشابه بیش از 50 هزار نفر ذکر کرده است. در برخی نقاط از جمله تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران که ام القرآی جهان اسلام اسلام خوانده می شد از ساخت مساجد جلو گیری شده و حتی مدرسه پاکستانیها که مردم اهل سنت تهران به علت نداشتن مسجد بیش از 30 سال نمازهای جمعه خود را در آنجا برگزار می‌کردند تعطیل شده و مردم تهران نماز جمعه را در خانه‌های خود و با هراس از برخوردهای حکومتی برگزار می‌کنند و اصل 9 قانون اساسی در جاهای مختلف  نقض شده است . بر خلاف تصریح اصل 9 قانون اساسی بخشنامه ها و قوانین بسیاری برای سلب آزادی ها ی مشروع مردم وضع گردیده و مورد اجرا قرار گرفته است.
در اصل 12 قانون اساسی علیرغم تصریح بر رسمی بودن مذهب جعفری اثنی عشری که در ابتدا به آن اشاره شد چنین می خوانیم :  «مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی ، شافعی ،مالکی ، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی ،طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج،طلاق ، ارشاد و وصیت)  و دعاوی مربوط به آن در داد گاهها ،رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات محلی در حدود اختیارات شورا ها بر طبق آن مذهب خواهد بود ، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب .»
پرسش اینجاست که آیا پخش و انتشار دهها فیلم و صد ها کتاب و مقاله و... در صدا و سیما و مطبوعات مورد حمایت و زیر نظر دولت علیه مقدسات اهل سنت ، برگزاری میز گردهای اختلاف برانگیز علیه اهل سنت و حضور امثال تیجا نی در این برنامه ها حتی در ماه مبارک رمضان ، احترام به اهل سنت است ؟ آیا این حرکت ها و اقدامات در تریبون های رسمی و عمومی نظام ، همان چیزی نیست که مسؤلان عالی نظام و رهبری از آن بعنوان خط تفرقه آمریکا و اسراییل یاد میکنند؟ چگونه این خط تفرقه تا عمق رسانه ملی نفوذ کرده و چرا هیچ بر خوردی با آن صورت نمی گیرد و چرا رسانه به اصطلاح ملی ضمن انتقاد از نفاق افکنی های دشمنان ، خود مجری ایده های اختلاف افکنانه آنان شده است ؟ در کدام منطقه سنی نشین ایران رسمیت داد گاه ها در دست اهل سنت است ؟ وکدام مقررات محلی در حدود اختیارات شورا ها بر طبق مذاهب اهل سنت در مناطق آنان تدوین شده است ؟
اصل 15 قانون اساسی کشور تصریح می کند: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است .اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است."
این در حالیست که نه تنها در هیچ یک از مدارس کشور ادبیات زبانهای محلی و قومی تدریس نمی‌شود بلکه انتشار نشریات و کتابها به زبانهای محلی و قومی با محدودیتهای خاصی روبرو هستند.
تا آنجا که در مورد زبان بلوچی می‌توان گفت کشورهای دیگر از جمله پاکستان ، برخی کشورهای حوزه اسکاندیناوی و ... تولیت احیا و حفظ این زبان را در مدارس و دانشگاههای خود بر عهده گرفته‌اند ، زبان بلوچی مطمئنا یکی از زبانهای اصیل ایرانی است که واژگان مشترک آن با زبان پهلوی یا فارسی باستان از هر زبان دیگری بیشتر است و حفظ آن به معنای حفظ تمدن و میراث کهن این کشور است.
اصل 19 قانون اساسی بر برابری قومی تاکید می‌کند و می‌گوید : " مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود."
اینک چگونه است که در مناطق قومیت نشین ایران که عمدتا سنی مذهب هستند ، اقوام اکثریت از کمترین حقوق و امتیاز برخوردارند. بسیاری از معلمان اعزامی به مناطق جنوبی بلوچستان ، غیر بلوچ هستند ، در حالیکه نیروی واجد شرایط بلوچ در این بخش به حد کافی وجود دارد. از بیش از 400 عضو هیات علمی دانشگاههای استان کمتر از 20 نفر بلوچ هستند ، در کل استان کمتر از 10 نفر مدیرکل و مسئول عالیرتبه بلوچ و سنی وجود دارد و با اینهمه کمترین صدای حق‌خواهی که از سوی این جامعه بلند می‌شود به سهم‌خواهی تعبیر شده و حق‌خواهان با انگهای وهابی و اشرار  و ... روبرو می‌شوند تا موقعیت اقلیتی که به ناحق و بر اساس معیارهای برتری طلبی قومی و مذهبی قدرت را در این مناطق به دست گرفته‌اند خدشه‌دار نشود.
اصل 23 قانون اساسی می‌گوید : " تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد ."
اصل 37 این قانون تصریح می‌کند : " اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات گردد."
و اصل 41 می‌گوید :" تابعیت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی و دولت نمی‌تواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند ، مگر به درخواست خود او و یا در صورتی که به تابعیت کشور دیگری درآید."
تک تک این اصول بر حقوق مسلم و اساسی ملت ایران و اقوام و مذاهب تاکید دارند و متاسفانه خلاف آن در بسیاری از موارد اجرامی شود بدون اثبات جرم افراد مجرم معرفی می شوند وشناسنامه بسیاری از ایرانیان بلوچ به بهانه های اندک توقیف می گردد و ... اینها نمونه ای اندک از نقض آشکار قانون اساسی در کشور است.
اینک جامعه اهل سنت پس از 29 سال حضور فعال و یکطرفه در صحنه های مختلف نظام انتظار دارند که
 1ـ موانع وحدت اسلامی و همبستگی ملی در قانون اساسی و دیگر قوانین کشور بر طرف گردد و صدا و سیما رسما بخاطر پخش فیلمها و برنامه‌های اهانت‌آمیز علیه اهل سنت از مردم ایران و جهان اسلام عذرخواهی کند.
2- اصول مترقی قانون اساسی که اساس خقوق مسلم و آزادیهای اساسی مردم بنا نهاده شده است بطور کامل اجرا گردد.
3- با خاطیان از اجرای قانون اساسی که از هر دشمن خارجی بیشتر به نظام ضربه زده و می‌زنند بطور جدی برخورد شود و نتیجه این برخوردها به مردم اطلاع داده شود.  
4- کلیه تبعیضات ناروا بر طرف شده و کلیه امکانات بصورت عادلانه در مناطق سنی نشین توزیع گردد.
5- جامعه اهل سنت همواره پشتیبان مرزها و حیثیت این مرز و بوم بوده اند و در این شرایط حساس تاریخی که دشمنان ایران از هر سو منافع ما را تهدید می کنند ، نیز هرگز  تن به خیانت نداده اند . ما معتقدیم اهل سنت با خویشتتنداری و صبر و شکیبایی و حضور فعال و صاذقانه خود در صحنه های مختلف نظام پشتیبان واقعی نظام هستند و دشمنان و ضد انقلاب واقعی کسانی هستند که با بی توجهی به قانون اساسی و حقوق مشروع این جامعه و با سوء استفاده از ابزارهای رسانه و قدرت در جهت ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی و حذف بخش بزرگی از ملت ایران از حضور در صحنه های مدیریتی ، به نارضایتی و اختلاف دامن می زنند تا پایه های نظام اسلامی را سست کرده و در شرایطی که دشمنان از هجوم خارجی مایوس شده اند کشور را از داخل به نابودی بکشانند .بدیهی است تدابیر مسؤلان عالی و قوه عاقله نظام می تواند از یک فاجعه بزرگ جلوگیری کند.
هیچ قدرتی بهتر از مردم و مرزداران این کشور نمی تواند در برابر هجوم دشمنان ،کشور را پاسداری کند.
در پایان ضمن تبریک عید سعید فطر یاد شهدای اهل سنت ایران را که در مسیر حق‌خواهی و عدالت‌طلبی جان باخته‌اند گرامی می‌داریم. راهشان پاینده و روانشان شاد باد.