خباثت
پانفارسها در
خبرگزاريهاي
غربي٫ ترس از
بکار بردن
کلمه “تورک” و
نقشه کثيف
شوونيسم فارس
براي ملتها
همچنانچه
در خبرها آمده
است٫ رژيم
فارس با صدور
دستورالعملهايي٫
استفاده از
زبان تورکي را
در آذربايجان
ممنوع اعلام
کرده است. اين
دستورالعملها
و بخشنامه ها٫
اينبار به طور
چشمگيري باعث
عکس العمل
مردم٫ فعالان
ملي و نماينده
هاي مجلس شده
است. علت آن را
نيز بايد در
واکنش سريع و
همگاني در
داخل و فعاليت
خبرگزاريها و
وب سايتهاي
آذربايجاني
در خارج عنوان
نمود. اينجاست
که ميتوان به
قدرت رسانه
هاي جمعي پي
برد. بايدي که
نبودش هر روز
بيشتر از روز
قبل احساس
ميشود.
در
اين ميان٫
هرچند برخي از
نماينده هاي
پانفارس
آذربايجان
نيز در عمليات
ماهيگيري از
آب گل آلود
شرکت دارند٫
ولي هر چه باشد
فشاري که از
اين سو به
شوونيسم فارس
وارد ميشود
ميتواند بخش
کوچکي از حقوق
ملي ما را آزاد
نمايد.
استفاده
از کلماتي
نظير “آذري” و
يا اطلاق “ترکزبان”
به جاي “تورک”! و
نيز استفاده
از “شمالغرب
ايران”٫ “شمالغرب
کشو” و يا “مناطق
آذري نيشن”! به
جاي “آذربايجان”٫
از دسيسه هاي
استعمارگران
فارس محسوب
ميشوند. آنها
با انکار
موجوديت ملت
تورک و
نامگذاري
جعلي به
سرزمين و مليت
ما٫ ميخواهند
جاي پاي کثيف
خود را محکمتر
کنند. در
اينراه٫
فارسهاي
مزدوري که در
خبرگزاريهاي
خارجي فعاليت
ميکنند نيز
سنگ تمام
ميگذارند.
آنها با کاسه
ليسي آمريکا و
يا کشورهاي
غربي٫
رذيلانه تلاش
ميکنند تا
سياست مشهور
رضا پالاني
ادامه يابد.
سياست منحوس “يک
کشور٫ يک ملت و
يک زبان”!
به
خبر زير که در
راديو فردا*
منتشر شده است
دقت نمائيد:
||شکایت
دو نماينده
مجلس به دليل
محدودیت
استفاده از
زبان آذری
اکبر
اعلمی،
نماينده
تبريز، و رسول
صديقی بنابی،
نماينده
بناب، از
شورای تأمين
شهرستان
تبريز، به
دليل جلوگيری
از استفاده
اصناف از زبان
مادری، به
کميسيون اصل
نود شکايت
کرده اند.
به
گزارش ايسنا،
اين دو
نماينده در
نامه خود به
کميسيون اصل
نود، تصميم
شورای تأمين
شهرستان
تبريز برای
جلوگيری از به
کار بردن زبان
مادری را نقض
اصل ۱۵
قانون اساسی
جمهوری
اسلامی
دانسته و
خواهان لغو
دستور آن شورا
شده اند.
به
گفته اين دو
نماينده،
شورای تأمين
شهرستان
تبريز در
تيرماه گذشته
استفاده
اصناف و
بازرگانان از
واژگان و
عبارات مرتبط
با زبان مادری
خود، در
تابلوی
فروشگاه ها و
برچسب کالاها
در استان
آذربايجان
شرقی را ممنوع
کرده است.||
همچنانچه
مشاهده
ميشود٫
پانفارسهاي
دون شخصيت در
خبررساني نيز
دچار
بحرانهاي
شديدي هستند.
در تيتر خبر از
“محدوديت” سخن
ميگويند ولي
در متن خبر از “ممنوعيت”!
اين دو کلمه
کاملا با هم
تفاوت دارند.
زبان مادري
تورکها در
سرزمين
خودشان ممنوع
شده است٫ يعني
به هيچ عنوان
اجازه
استفاده از آن
را ندارند.
سالها
قبل نوشته
بودم که رژيم
فارس در
برنامه هاي
خود٫ آزاد
ساختن
استفاده از
زبان مادري در
سال ۱۳۹۰
را گنجانده
است. اين
برنامه که از
سالها قبل
آماده شده بود
با قيام
ميليوني ملت
تورک
آذربايجان به
هم ريخت.
امروز٫ رژيم
فارس ميخواهد
به هر طريقي که
شده با
استفاده از
سوپاپ
اطمينان
اجراز قانون
اساسي و
مخصوصا بند ۱۵
آن!! به طريقي
جلوي
اعتراضات
روزافزون ملي
در آذربايجان
و ديگر مناطق
را بگيرد.
البته٫
سالها قبل
نوشته ام که
ملت ما فقط
مدرسه و
روزنامه به
زبان مادري
تحت کنترل
مرکز خود
ندارند. نياز
ملي ما داشتن
حق تعيين
سرنوشت است.
براي
ايجاد محيطي
سالم و انساني
در جغرافياي
ايران٫ و
مخصوصا
آذربايجان٫
بايستي
امکانات
اوليه زير
مهيا شوند.
زبان مادري و
ملي ما بايد
بدون هرگونه
محدوديتي و
اجباري آزاد
شود. حداقل٫ به
فعالان ملي و
بين المللي٫ ۲
سال (در مقابل
بيش از ۸۰
سال آسيميله
شدن) اجازه
تبليغات
گسترده و همه
جانبه٫ براي
آشنائي ملت
آذربايجان با
خوبيها و
بديهاي حال٫
گذشته و آينده
داده شود.
همگان بايستي
بتوانند با
اطلاع کامل از
وقايع گذشته و
روند جاري٫ با
درک دقيق
واقعيات٫
انتخاب آتي
خود را به صورت
مستقل٫ سالم و
عاقلانه
انجام دهند.
تمامي آمار و
ارقام واقعي
توسط
سازمانهاي
بيطرف بين
المللي تهيه
شده و در
اختيار عموم
قرار گيرد.
آمار در خصوص
جمعيت٫
تحصيلات٫
اقتصاد و نيز
درآمدهاي
متفرقه
بايستي بدون
دستکاري به
عموم رسانده
شود. از نظر
سرمايه
گذاري٫ با
توجه به
پتانسيل
انساني-اقتصادي-جغرافيايي٫
بايد تعادل
نسبي بين
تمامي مناطق
برقرار شود و
کاستيهاي
سالهاي گذشته
برطرف شوند.
بعد
از آن است که
ميشود
آزادانه و با
قدرت انتخاب
کرد. امروز
اکثريت
ساکنان
آذربايجان به
قدري در تلاش
براي زنده
ماندن هستند
که نميتوانند
خوب و بد آينده
خود را تشخيص
دهند. امروز
همان سياست
مشهور
قورباغه در
حال اجراست تا
ملت تورک
آذربايجان
نداند کي و
چگونه فارس
شده است!
قورباغه را
زنده زنده در
ديگ آب
ميگذارند و
شعله ملايم
آتش آب را گرو
و گرمتر ميکند
تا به لحظه اي
برسد که
قورباغه پخته
شده است! بدون
اينکه خود
فهميده باشد
چه بلايي بر
سرش مياورند.
آب داخل ديگ
آذربايجان از
همه طرف توسط
شوونيسم فارس
در حال داغ شدن
است.
تلويزيون٫
راديو٫
روزنامه٫
برنامه٫ خبر٫
مدرسه٫
اداره٫ شرکت٫
اسناد و همه و
همه به زبان
تحميلي فارس
بوده و چون
شعله اي است که
وجود ملت تورک
آذربايجان را
تهديد ميکند.
سخن
آخر اينکه٫ با
اعتراضات
سطحي و مصلحتي
عده اي از
فعالان ملي يا
غير ملي
خودمان را
قانع نکنيم.
اگر حتي رژيم
فارس آماده
اجراي اصل ۱۵
قانون اساسي
خود نيز باشد٫
باز هم هيچ
تضميني در
استقلال
فرهنگي و ملي
ما وجود
نخواهد داشت.
چرا که آن اصل
به استفاده از
زبان مادري و
قومي! در کنار
زبان فارسي
اشاره ميکند.
يعني٫ اولا ما
خود را قوم
شناخته و
خواهيم
شناساند!
دوما٫ زبان ما
پايينتر از
زبان فارسي
قرار خواهد
گرفت و ديگر
نخواهيم
توانست به
آساني آنرا
تغيير دهيم.
سوما٫ طرز و
جاي استفاده
از زبان مادري
ما توسط مرکز
که تحت کنترل
فارس است معين
خواهد شد.
چهارما٫ در
بعد گسترده
هيچ تغييري
ايجاد نخواهد
شد. يعني٫
سيستم آموزشي
و اطلاع رساني
و سرگرميهاي
روزمره و
عمومي همچنان
به زبان فارسي
خواهند بود.
با
قبول کردن
اجراي بند ۱۵
قانون اساسي
فارسها! در
واقع شکست
دائمي خود را
امضا خواهيم
نمود. ما به
عنوان
اسيراني
خواهيم بود که
هويت٫ زبان و
آينده شان
توسط اقليت
نژادپرستي به
نام فارس رقم
خواهد خورد.
آنهايي
که ما را
ترکزبان و
آذري مينامند
خوب ميدانند
که چکار
ميکنند. آنها
برنامه هاي
گسترده اي
براي از بين
بردن ما دارند.
ما نبايد به
دام آنها
بيافتيم.
شايد
خيليها
بگويند که يک
تار مو از خرس
کندن نيز
غنيمت است! اما
من ميگويم که
آشتي يکطرفه و
امضاي
قرارداد
خطرناک با
دشمن هيچ سودي
نخواهد داشت.
ما چرا به خرس
اجازه زندگي و
حمله ميدهيم
تا مجبور
باشيم به تار
مويش شاد
شويم؟ خرس
بايد از خاک و
زندگي ما
بيرون
انداخته شود.
يک سال زندگي
آزاد با
ارزشتر از ۴۰
سال بندگي است.
يا
قبول خواست
ملي
آذربايجان
براي استقلال
کامل خود از
يوغ فارسها٫ و
يا برگزاري
رفراندوم با
نظارت
سازمانهاي
بين المللي.
براي داشتن
حق تعيين
سرنوشت٫ همه
راهها پيموده
خواهند شد
باي
بک تبريزلي
گلاسگو
۲۹/۰۹/۲۰۰۷
http://www.radiofarda.com/News/414222.html
*