منوچهر
عزيزی
بازهم
دم خروس
برای
دومين باری که
به اروپا سفر
کردم، بازهم
رنج های غربت
نشينان
اجباری،
ارمغان
اندوهبار به
دوشم گذاشته
که آن را به
وجدان های
خفته حوالت
بدهم که اکثرا
بی خود و بی
جهت ميليونها
انسان در حسرت
وطن را از خانه
و کاشانه و
خانواده و
فرهنگ و روح
ملی خويش
آواره و
سرگردان
ساخته که جز
فرار از
مجازات اعدام
دادگاههای
تفتيش عقايد
دو سه دقيقه
ای چاره ای
نداشتند. هنوز
هم که هنوز است
ترفندهای
دانه پاشی
برای به دام
انداختن آن
بال و پر شکسته
گان بپايان
نرسيده که
آخرين نقره
داغشان
پرونده
سازيهای
ناجوانمردانه
برای مصادره
کلبه خرابه
های بازمانده
زندانيان
غربت، کريه
ترين سيمای
رذالت بنام
احکام اسلامی
جمهوری
اسلامی را به
نمايش می
گذارند.
در
زندان غربت
هزاران
زندانی با
اندوخته های
فکری و معنوی و
ميلياردها
دلار سرمايه
ملی در لابلای
آههای اندوه و
حسرت وطن
انباشته شده
که يک جو درک و
غيرت انسانيت
می تواند
آنها را به
خزانه ملی و
معنوی سرازير
کند، اما زهی
افسوس از
عملکرد بعضی
از مديران
نالايق که
اصلی ترين
دشمنان ملت و
وطن بشمار مي
رود که از زير
عبايشان دم
خروس هويداست!!
کسانيکه
با اطمينان از
بی گناهی خويش
ريسک و جرئت
شرکت در مراسم
فوت پدر يا
مادرشان را به
خود داده راهی
وطن می شوند،
چنان
درزيرفشار
بازجوئيهای
بی شرمانه
قرار می گيرند
که آن پاک
باخته زندانی
غربت، شانه
های شخصيت اش
در تهديدات و
تحقيرات و
تعهدات
جاسوسی چنان
خرد می شود که
خويشتن را در
پست ترين قعر
رذالت احساس
می کند.
درپای
درد دل يکی
ازمعصوم ترين
و بی گناه ترين
فراريان
اجباری به
زندان غربت
نشستم و
تابحال
هونانيست تر
از وی کسی را
سراغ ندارم که
يقين دارم با
به نماز
ايستادن در
پشت سر او به
خداوند نزديک
تر خواهم بود.
صاحب اين
سرنوشت شوم
تحميلی آقای
ميرموسی
هاشمی فرزند
مرحوم
ميرغفار از
اهالی سابق
شهرستان
اورميه، شهرک
فرهنگيان،
خيابان عارف،
نبش سمت
راست کوچه
شماره چهار
از فراريان
هراس از
اعدامهای
دسته جمعی
صادره از رای
دادگاههای دو
و سه دقيقه ای
انقلاب به
کشور سوئد،
شهر مالمو،
پناه آورده
به اتهام
فراری بودن
طبق ستاد
فرمان امام با
پرونده 1-
74/8935 -26/9/1375به رياست
حجت السلام
خدايی و با
پرونده شماره
8471- 29/ 11/ 1375 دفتر
دادگاه اصل 49
تهران به
رياست آقای
جليل زاده
رئيس سابق
دادگاه
انقلاب
اسلامی
اورميه، نسبت
به مصادره
خانه مسکونی
وی در آدرس
مذکور نموده
اند که با
وکالت آقای
يوسف بهنود
نيز نتيجه ای
حاصل نگرديده
است.
عليرغم
ميل باطنی اين
دوست معصوم و
مظلوم به حکم
وظيفه وجدانی
خويش اين
رنجنامه را به
جهانيان
اعلام داشتم
که قطره ای از
اقيانوس بی
کران ظلم و
استبداد بنام
اسلام و
اسلاميت
را به
جهانيان
به ويژه
سازمانهای
مدافع جهانی
حقوق بشر که
همچون کبک
سرشان را در
برف ندانم
کاری فرور
برده اند،
بيهوده فاش
کرده باشم.
ايسوچ-
مالمو- منوچهر
عزيزی
19-9-2007