گفتاری پیرامون بیابان و چادرنشین جلوه دادن سرزمین و ملت تورکمن توسط نام " ترکمنصحرا "




کریم آتا



رشد و تعمیق آگاهی فرهنگی ـ ملی ملل تحت ستم در ایران، نوزایی نسلی پیگیر و فداکار برای تغییر وضعیت نکبت بار وخشن حاکم، و استقرار حقوق انسانی ، ملی و آزادی را نوید می دهد. بایستی با استقبال از این جویندگان و نقش آفرینان انواع نحله های فکری، با پذیرش گفتمان نقد، برآنچه که می نویسیم و بکار می بریم استدلال و منطق را حاکم کنیم و در مقابل نظریات انتقادی، مسئولانه جوابگو شویم. زیرا این نسل با بازخوانی رنسانس گونه منابع، بیداری ملی را کلید زده است. در این مسیر هرگونه ناخوانی و نامطلوبی مفاهیم نیز به چالش فراخوانده

می شود.

فقدان و یا ممانعت از نامگذاری واقعی سرزمین ملت تورکمن توسط رژیمهای پهلوی و جمهوری اسلامی، و تلاش فعالان تورکمن برای رفع این نیاز و بویژه گزینش پسوند نامناسب " صحرا" توسط کاربران آن در سایتهایی مانند ترکمنصحرا، یاختی ترکمنصحرا، ترکمنصحرا مدیا و یا سازمان آزادی بخش ترکمنصحرا... بویژه در محیطهای آزاد و دموکراتیک و در هنگامی که این واژه به چالش کشیده می شود، حائز اهمیت بوده و با توجه به ورود و مسئولیت پذیری دوستان در حوزه روشنگری ، حداقل از آنها انتظار می رود که منطق نامگذاری و پیروی شان را از عنوان "ترکمنصحرا " با جدیت به اطلاع عموم برسانند. نگارنده سعی می نماید در روشنگری و نامتناسب بودن واژه" صحرا" نوشته و متن زیر را با بهره گیری از منابع علمی در معرض قضاوت علاقمندان و عموم قرار دهم. تا بدینوسیله بتوانم گوشه ای از هنجارهای موجود را شکافته و ناسازگاری مفهوم صحرا را با طبیعت سرزمین تورکمن در ایران و نرم و فرهنگ نامگذاری سرزمینی رهنمون شوم.



صحراـ SAHARA

صحرا واژه ای عربی ( صحراء) و به معنای بیابان و شن است. معنای دیگر آن خالی و غیر قابل کشت می باشد. همچنین در زبان عربی معنای صحرا، بحر بلاماء به معنای دریای بدون آب است.

واژه صحرا برای مشخص کردن ناحیه ای بکار می رود که بدی آب و هوا، خشکی مفرط ، گرمای شدید، سردی بیش از حد محیط ، تفاوت زیاد تغییر درجه حرارت هوا در روز و شب نسبت به یکدیگر، ریزش بسیار نادر و کم باران و یا کمبود گیاهان از ویژگیهای آن بوده و فاقد صرفه اقتصادی است. سکونت کم جماعت، چادرنشینی و دامداری از مشخصات عمومی آن است.

صحرا در محیط و یا طبیعت آنتروپوگنر بوجود می آید. نابودی گیاهان و جنگل از آن جمله است. از دلایل طبیعی تشکیل بیابان می توان به خشکسالیهای مداوم و پیشرفت شنزارها، وزش بادهای شدید، نمکزار شدن را نام برد. برخی از بزرگترین صحراها به قرار زیر هستند:

آنتراکیس، صحرا، صحرای استرالیا ، صحرای عربی، گبی، کاله هاری، تکه له مکان، سونورا، قاراقوم، صحرای تار و چولیستان( cholistan ,چولیستان در ایالت پنجاب پاکستان قرار دارد. در فرهنگ و زبان اردو نیز مانند تورکمنی، چؤل به معنای صحرا آمده است).



سرزمین تورکمن در ایران بطور یقین یکی از زیباترین وحاصلخیزترین منطقه با دارا بودن انواع گیاهان، میوه جات، درختان ، جنگل، آبشارها، دره ها و ارتفاعات، کوهها، رودخانه ها و دریاست. بنابراین کاربرد کلمه صحرا نه تنها ویژگی و طبیعت واقعی سرزمینمان و شیوه زندگی ملتمان را برنمی تابد بلکه مفهومی متضاد و سوء تفاهم انگیز است.

بایستی پرسید اگر سرزمین ما بیابان و صحرای برهوت نیست پس این واژه از کجا وچگونه آمده است و چه کسانی آنرا بر زبانمان جاری کرده اند. آیا این استعمال سهوی و یا تلقینات پوشالی در خدمت و پیروی از توهمات بیگانه و غیر واقعی نیست که خواستند بر ما فرهنگ و تاریخ جعلی بیافرینند و با انبار کردن مجعولات، ذهنیت ما را بیالایند تا به ملت و سرزمینمان، فرهنگ و تاریخ مان، تحقیرآمیز و با شرمندگی بنگریم؟

آیا این واژه ی فریبنده، هتک حرمت و ناسپاسی آشکار به سرزمین پربار و ملت مترقی و آزادی خواهمان نیست که با گزینش واژه ترکمن صحرا( تورکمن چول، TürkmenChöl) به عنوان سایتها و وبلاگها و ... خاستگاه و زیستگاهمان را به بیابان و با مردمانی بادیه نشین تداعی و ترسیم کنیم.

سیاست هجومی و تسلط پهلویها، درباریها و مزینها و اکنون شرکتهای آقازاده ها و باندهای شوونیستی وعمال گوناگون آنها برای غارت بیابانی! که فاقد کشاورزی مکانیزه، محصولات کشت ـ صنعت مدرن، باغداری، دامداری مدرن، فرآورده های تولیدی و مقرون بصرفه اقتصادی نباشد، چگونه باید توضیح داد. آیا تلاش آزمندانه واستثمارگرایانه آنها برای چیدن گندمزاران و قطره های طلایی و مرواریدهای پنبه نبوده ونیست؟ سازماندهی باندهای غاصب اراضی برای چیست؟! توگویی که این همه سازماندهی هجومهای شبانه برای شنزارها و علف های هرز بیابان! تورکمن است؟! یا برای درهم شکستن ساختار و وحدت ملتی متمدن با انواع ثروتهایی طبیعی.



مسلما آن برادرم در منزل هنوز صحرایی مینمایاند، زیرا که دهانش را می بویند. اما یقین دارم که عشق تورکمنستانی اش را در پستوی خانه نهان کرده است. او در تلاش خستگی ناپذیر برای پایان دادن به وضع موجود و کنار زدن ابرهای تیره و تار، شاهد گشایش افقهای روشن و شکوفایی دوباره شقایق خزر و لاله های آلاداغ است. زیرا که دادخواهی او محبت صیادان کرانه دریایش، شاعران و فرهنگ ورزان ماغتیم قولی وارش تا زحمتکشان بلندای گلی داغ را به خود معطوف کرده است. دانه های زحمت او در حال شکوفایی است. بگذار تا زمستان و سرمای ناجوانمردانه سپری شود و بهار فرارسد، تا سرود " تورکمنیستانیم " را آزادانه و به زبان مادری به همراه برادراش بسراید.

و اما من و تورا چه ملاحظه ای از گفتن حقیقت است؟! مسلما تو نیز مانند ما با چشمانی اشک آلود و حسرتی پایان ناپذیر دیارمان را ترک کرده ای. تو نیز در همین خاک فریاد برآوردی و از او قهرمانانه به دفاع برخاستی. و من وتو وما این خروش برای آزادی و رهایی را مردانه و سربلند تداوم خواهیم بخشید تا در آغوش گرم و پر محبت و آزاد او، آرام و قرار بگیریم.

ما فرزندان راستین این مرز و بوم، فرزندانی قدرشناس هستیم که عطر و رایحه گلهای سرزمینمان و بوی دیرآشنای آن از ما جدا شدنی نیست. ما پاره و جزئی از او هستیم. نام واقعی و زرین او بر قلبهایمان نقش بسته است و این ما و ملت ماست که نام واقعی او را بر سینه فراخ او ثبت می کند، نه نظامهای چرکین و نفرت انگیز غاصبان.

بیا باهم همت کنیم و با تدبیر و استقلال اندیشه ، طرح و جامه ای نو اندازیم و با ادله و برهان قاطع در برابر عامی گرایی و تحریف واقعیت، با باز خوانی چند باره مطالب و مفاهیم، در مسیر گذار از وضعیت تحقیرآمیز به آینده ای امید بخش، مدخل نوینی را در فرهنگ نامگذاری مان بنیان نهیم.

بیا باهم همصدا شویم و سپاس و حرمت مان را با شایسته ترین و مناسب ترین عنوان " ایلری تورکمنستان " بر قامت قهرمان او تقدیم و بر سینه سبز و پهناورش ثبت کنیم.



28.02.2007


اطلاعات تخصصی:

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

صحرا

صَحرا به نوعی از منطقه خشک و کم‌باران در جغرافیای کره زمین گفته می‌شود.

از مهم‌ترین مشخصات صحراها بارش کم‌باران، کم بودن پوشش گیاهی و اختلاف زیاد دمای روزانه است. در واقع صحرا به نواحی اطلاق می‌شود که با کمی رطوبت، موجودات زنده و تغییر شدید دمای شب و روز مشخص می‌شوند. صحرای غربی نام یک منطقه جغرافیایی در جنوب مغرب یا مراکش است. در فارسی به صحرای بسیار خشک و خالی اصطلاحاً صحرای برهوت گفته می‌شود.

گونه‌های صحرا
صحراهای قطبی : این صحراها شامل نواحی وسیعی هستند که به‌وسیله یخ پوشیده شده‌اند و به علت پایین بودن دما و سرمای زیاد ناحیه خیلی خشک هستند.


صحراهای توپوگرافی : صحراهایی هستند که کمی رطوبت آنها به علت دور بودن از اقیانوس‌ها و قرار گرفتن در مرکز قاره‌ها و یا وجود کوههای بلند و مرتفع که جلوی بادهای اصلی ناحیه را گرفته و از رسیدن رطوبت به این نواحی جلوگیری می‌کنند، است. نمونه این نوع صحراها کویر مرکزی ایران است.


صحراهای استوایی : این صحراها که به مراتب وسیعتر از صحراهای قطبی هستند. در فاصله بین 15 تا 30 درجه شمال و جنوب خط استوا قرار دارند. به عنوان مثال می‌توان صحرای شمال افریقا و صحرای عربستان را نام برد.

تخریب در صحراها
تخریب شیمیایی در صحراها به علت کمی رطوبت بندرت انجام می‌گیرد. از این جهت بیشتر قطعات و ذرات کانی‌ها و همچنین سنگ‌ها در صحراها دستخوش تغییرات شیمیایی نشده‌اند. از انواع تخریب‌های فیزیکی که در صحراها انجام می‌گیرد، می‌توان عمل نیروی ثقل (گرانشی)، انرژی باد و تغییرات درجه حرارت را نام برد که از جمله عوامل موثر در تخریب مکانیکی هستند. تغییرات درجه حرارت سبب انبساط و انقباض سنگ‌ها شده و باعث تخریب آنها می‌گردد. عدم وجود پوشش گیاهی در صحراها موجب می‌شود که مواد حاصل از تخریب به‌وسیله باد به سهولت جابجا و پراکنده شود.

آبها در صحرا
مقدار آبهای جاری در صحراها بسیار کم است ولی بارانهای اتفاقی اغلب بصورترگبار نازل می‌شود. در نواحی خشک به علت کمی پوشش گیاهی مقدار آبی که در سطح زمین جریان می‌یابد نسبت به مناطق دیگر با پوشش گیاهی زیاد با باران مشابه خیلی بیشتر است و در نتیجه هر چند که مقدار این آبها نیز کم باشد در تخریب، حمل و نقل و رسوبگذاری در صحراها نقش مهمی دارد. در صحراها ممکن است رودخانه‌های کمی جاری هستند که از نقاط مرطوب منشاء گرفته و از صحراها عبور می‌کنند، ولی اکثر این رودخانه‌ها به حوضه‌های داخلی ریخته و وارد دریا نمی‌شوند.

عمل باد در صحراها
گرچه باد از نظر فرسایش از آب به مراتب دارای اهمیت کمتری است. ولی نقش مهمی را در فرسایش صحراها به عهده دارد. در مناطق خشک که رسوبات تخریبی و سست توسط هیچ پوشش گیاهی محافظت نمی‌شوند. بادها به آسانی مواد را از جایی برداشته و در جایی دیگر انباشته می‌سازند. در نتیجه باد علاوه بر عمل حمل و نقل، عمل تخریب و رسوبگذاری را نیز انجام می‌دهد.

حمل مواد به‌وسیله باد قادر است ذرات موجود در سطح زمین را برداشته و با خود تا مسافتی حمل نماید. میزان حمل، مقدار جابجایی و سرعت ته نشست مواد بستگی مستقیم به قدرت (سرعت) باد و قطر ذرات دارد. یعنی هرچه سرعت باد بیشتر باشد می‌تواند ذرات را به ارتفاع بیشتر و به فاصله دورتر ببرد و همچنین دانه‌های درشت‌تری را با خود حمل کند. برای به حرکت در آوردن ذرات خشک سرعت کمتری لازم است تا ذرات مرطوب. بنابراین در صحراهای خشک به علت نبودن رطوبت و پوشش گیاهی حمل مواد به‌وسیله باد خیلی بهتر و سریعتر انجام می‌گیرد. سرعت باد با نزدیک شدن به سطح زمین (در اثر ایجاد اصطکاک) کم گشته ولی با دور شدن از سطح زمین به میزان سرعت آن افزوده می‌شود.

نحوه حمل مواد توسط باد

حمل مواد به وسیله باد نسبت به وزن دانه‌ها به سه طرزیق انجام می‌گیرد :





حرکت معلق برای ذرات خیلی ریز

ذرات خیلی ریز ماسه، سیلت‌های دانه‌ریز، گرد و غبار و خاکسترهای آتشفشانی چون بسیار سبک هستند. حتی به‌وسیله بادهای خیلی ملایم به آسانی به هوا بلند شده و مدت‌ها در هوا به حالت معلق باقی می‌مانند. بطور کلی در شرایط عادی ذرات با قطر کوچک‌تر از 0.03 میلیمتر که در روی سطح زمین قرار گرفته‌اند می‌توانند به‌وسیله باد به هوا بلند شوند. این ذرات ممکن است صدها متر از سطح زمین بلند شده و همچنین کیلومترها جابجا شوند.


حرکت جهشی برای ذرات متوسط

باد به تنهایی نمی‌تواند ذرات متوسط را از جا بلند کند بلکه بر اثر برخورد ذرات ماسه با یکدیگر به هوا پرتاب می‌شوند که به این نوع حرکت جهشی می‌گویند. وقتی سرعت باد به حد معینی برسد ذرات ماسه شروع به چرخش و غلطیدن به سمت جلو می‌کنند که ممکن است در اثر برخورد با ذرات دیگر باعث حرکت و یا پرتاب آنها به هوا شوند. وقتی ذره‌ای به هوا بلند می‌شود تحت تأثیر دو نیروی نیروی گرانشی و نیروی سرعت باد، قرار می‌گیرد. ذرات در اثر نیروی گرانش به زمین برمی‌گردند ولی در اثر نیروی باد بجلو رانده می‌شوند.


حرکت چرخشی برای ذرات درشت

ذراتی که درشت‌تر هستند اغلب به سبب وزن و درشی از جا کنده نشده و در هوا پراکنده نمی‌شوند بلکه وقتی سرعت باد به‌حد کافی برسد با چرخش و یا غلطیدن به سمت جلو حرکت می‌کنند. این عمل چرخش را Reptation می‌گویند.

فرسایش به‌وسیله باد عمل فرسایش باد به دو صورت انجام می‌گیرد. :بادکند (Deflation) و بادساب (Abrasion).

بادکَند
جابجایی ذرات توسط باد را بادکند می‌گویند. باد قادر است ذرات ریز و کوچک موجود در سطح زمین را بخصوص در مناطقی که فاقد پوشش گیاهی و رطوبت زیاد است به آسانی از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل کند و ممکن است این عمل سبب کنده شدن سطح زمین و بوجود آمدن گودی‌هایی می‌شود که گاهی ممکن است تا صد متر عمق داشته باشند.

سنگفرش بیابان
در مناطقی که ذرات درشت و ریز وجود داشته باشد باد سبب جابجا شدن ذرات ریزتر و سبکتر شده و قطعات بزرگ‌تر سنگ‌ها بر جای باقی می‌مانند که بعد از گذشت زمان سنگ‌های درشت‌تر باقی مانده و منظره فرشی به خود می‌گیرند که اصطلاحا به آن سنگ‌فرش بیابان و یا Hamade می‌گویند.

یاردانگ
باد در مناطق صحرایی بویژه در زمین‌های سست و نرم موجب تشکیل شیارهای طولی و طویل می‌گردد که یاردانگ نامیده می‌شود. این نوع شیارها در جنوب دشت لوت دیده می‌شود.

بادساب
موادی که به‌وسیله باد حمل می‌شوند در اثر برخورد با یکدیگر سایش پیدا می‌کنند. این عمل ساییدگی که به‌وسیله باد انجام می‌گیرد را بادساب می‌نامند. البته عمل ساییدگی بدون بادکَند امکان‌پذیر نیست. چون در اثر حمل مواد است که ساییدگی و یا خراش بوجود می‌آید. ذرات یا دانه‌های ماسه‌ای که به‌وسیله باد حمل می‌شوند، بدلیل سختی که دارند وسایل بسیار مناسبی برای سایش سنگ‌ها، ساختمان‌ها، دیوارها و ... هستند.


سنگ‌های بادساب
سنگ‌ها و قلوه‌سنگهایی که یک سطح آنها در اثر باد صیقلی و صاف شده است در اثر تغییر جهت باد و یا چرخش سنگ‌ها در محل اولیه خود چند سطح صاف در آنها ایجاد گردد به چنین سنگ‌هایی که به‌ علت سایش باد بوجود آمده‌اند سنگ‌های بادساب (ventifact) می‌گویند.

فرسایش لانه‌زنبوری
برخورد مداوم بادهای قوی و دائمی که ذرات ماسه همراه دارند بر روی صخره‌ها و یا سنگ‌هایی که در سطح زمین بخصوص در نقاط خشک و نیمه خشک قرار دارند باعث می‌گردد که بتدریج این سنگ‌ها فرسایش حاصل کنند و نوعی فرسایش لانه‌زنبوری از خود نشان دهند.

تخت دیو
گاهی باد مواد نرمی را که در زیر تخته سنگ‌ها قرار گرفته‌اند تخریب نموده و با خود حمل می‌کند و در نتیجه پدیده قارچ مانندی بوجود می‌آید که اصطلاحاً به آن تخت دیو می‌گویند.

منبع: ویکی پدیا