آسیب
شناسی جنبش
دانشجویی
آذربایجان
( با
تکیه بر فقر
فرهنگ مبارزه
در حرکت ملی
آذربایجان )
دومان
ساوالان
Duman.savalan@gmail.com
مرداد
1386
چكيده
جنبش
دانشجويي
آذربايجان
يكي از اساسي
ترين ارکان
حركت ملي
آذربایجان
بوده است. آغاز
و شكل گيري
حركت ملي از
محافل
دانشگاهي
بوده و
دانشجويان در
تمام عرصه هاي
آن حضور فعال
داشته اند. در
چند سال اخير
جنبش
دانشجويي
آذربايجان
توانسته خود
را به اين اسم
از جنبش
دانشجويي
ايران جدا
كرده و براي
خود هويت
مستقلی تعريف
كند. با توجه
به اهميت و نقش
جنبش
دانشجويي
آذربايجان،
تاثير هدايت
صحيح آن در پیشبرد
اهداف حركت
ملي است كه دقت
دشمنان حركت
ملی هم به اين
بخش از حركت
معطوف شده و
وقايع اخير
نشان مي دهد كه
آنها چقدر در
مقابله با
جنبش
دانشجويي
آذربايجان
مصمم هستند. در
اين مقاله
نويسنده ضمن
اينكه خود از
فعالين
دانشجویی
است، با نگاهي
انتقادي به
عملكرد جنبش
دانشجويي
آذربايجان در
سال هاي اخير
به بيان موارد
زير مي پردازد:
-
نقش
جنبش
دانشجويي
آذربايجان در
حركت ملي
آذربايجان .
-
لزوم
تعريف مختصات
براي ارزيابي
عملکرد جنبش
دانشجويي
آذربايجان.
-
مفهوم
مستقل بودن
جنبش
دانشجويي
آذربايجان.
-
ارزيابي
جنبش
دانشجويي
آذربايجان با
تحليل شرايط
كنوني حركت
ملي.
-
عوامگرایی
موجود در حرکت
ملی و علل بروز
آن از نقطه نظر
جنبش
دانشجویی.
-
نقش
جنبش
دانشجويي
آذربايجان در
حل مشکلات
موجود در حركت
ملي
آذربايجان.
اصطلاحات
كليدي:
جنبش
دانشجويي
آذربايجان،
حركت ملي
آذربايجان،
جنبش
دانشجويي
ايران،
عوامگرایی،
فرهنگ
مبارزه، آسیب
شناسی .
مقدمه
فارغ از
اينكه گستره
بحث ها و
مسایلی که در
حركت ملي
آذربايجان
صورت مي گيرد
چقدر است،
يعني اين كه
اين بحث ها
چقدر براي
عموم ملت مطرح
است كه نيست،
هر چند وقت
يكبار بحث و
جدلي در محافل
روشنفكري،
سايتها و گروه
هاي اينترنتي
درمي گيرد و
بيشتر از آنكه
بحثي گره گشا و
هدفمند باشد،
يادداشت ها و
نوشته هايي كه
در اين جدل ها
رد و بدل مي
شود، اكثرا پر
از تهمت و
افترا،
تخريب، فرا
افكني و مطلق
گرايي است كه
نويسنده با
سوء استفاده
از كلمات
دلنشيني
همچون ملت
آذربايجان،
حركت ملي،
جنبش
دانشجويي،
دموكراسي،
پلورالیسم و...
خود را از
هرگونه
اشتباهی مبرا
دانسته و به
زعم خود
آنهايي كه
مسئول تمام
بدبختيهاي
حركت ملي
هستند، را به
باد سرزنش مي
گيرد و به شيوه
عوامگرايانه
و لمپنگونه
با به کار بردن
كلماتي كه
نحوه استفاده
آنها را نمي
داند به صورت
كاملا
تبليغاتي و
غيرمعقولانه
تنها تاثیری
كه میگذارد
اینست که
موجبات خنده و
تمسخر جبهه
شووینیسم،
ناامیدی و
تاسف مبارزان
حركت ملي را
فراهم مي آورد.
اخيرا
هم موضوع
انتخابي براي
اين چنين بحث
هايي، جنبش
دانشجويي
آذربايجان
بوده، كه
متاسفانه
زیاد هم با
آنچه که در فوق
آمد، توفيري
نداشته است.
گرچه یکی از
کارکرد های
جنبش
دانشجويي
آذربايجان
انتقاد از
جریانهای
اجتماعی –
سیاسی موجود
می باشد، اما
شرایطی که در
این نوشته به
آن اشاره
خواهد شد باعث
شده که جنبش
دانشجويي
آذربايجان از
تنقید خود
غافل شود. اين
مقاله سعي
كرده است،
نگاهي از درون
به جنبش
دانشجويي
آذربايجان
انداخته و
فارغ از جهت
گيري هاي
معمول، با
دیدی انتقادی
عملکرد این
جنبش را مورد
بازبيني قرار
دهد. نياز به
گفتن نيست که
نويسنده آنچه
را كه در مقاله
آورده معصوم
از اشتباه
ندانسته و با
كمال ممنونيت
هر گونه
انتقاد را
مورد دقت قرار
خواهد داد.
قبل از
پرداختن به
اصل موضوع،
توضیح نکاتی
چند ضروری به
نظر میرسد:
-
ضمن
توجه به اینکه
هرپدیده یا
موضوع
اجتماعي-
سياسي بر آمده
از دهها دليل
ديالتيك می
تواند باشد،
در اين مقاله
تنها از نقطه
نظر جنبش
دانشجويي
آذربايجان به
مسائل مطروحه
دقيق خواهيم
شد.
-
در
اين مقاله
منظور از "جنبش"
یا " جنبش
دانشجويي"،
همان "جنبش
دانشجويي
آذربايجان" و
منظور از "حرکت"
یا "حرکت ملی"،
همان " حركت
ملي
آذربايجان"
میباشد.
-
گرچه
حرکت ملی آذربايجان
مربوط به حفظ و
انکشاف تمام
پارامترهای
ملت ساز، اعم
از فرهنگی (زبان،
تاریخ، دین و...)،
اجتماعی،
اقتصادی،
سیاسی و...
میباشد . اما
در این نوشته،
بیشتر،
مهمترین و
تعیین کننده
ترین بعد آن
یعنی بعد
سیاسی مد نظر
است.
-
با
توجه به اینکه
در متن،
ناگزیر از
کلمه " آخوند
مابانه " به
صورت منفی
استفاده شده،
لازم به توضیح
است که منظور
نویسنده به
هیچوجه
عزیزان
روحانی فعال
در حرکت ملی
نیست.
-
از
نظر این مقاله
جنبش
دانشجويي
آذربايجان
شامل
دانشجويان و
دانشگاهيانی
است که هم
اکنون در
دانشگاهها
فعال هستند،
نه فارغ
التحصيلان !
چرا که در غیر
اینصورت با
تخمینی قابل
قبول كل حركت
ملی معادل
جنبش
دانشجويي
آذربایجان
خواهد بود.
-
شاید
نیاز به گفتن
نباشد که وقتی
جنبش
دانشجویی با
افعال سوم شخص
مخاطب قرار می
گیرد، روی سخن
با فعالین
جنبش هست . این
نکته از آن جهت
مهم است که
بعضا عزیزان
فعال در حرکت
ملی یا جنبش
دانشجویی با
تعبیر غلط
اوتو-دینامیسم
موجود در
اجتماع و
جنبشها،
آنچنان از
شعور مبارزه
الینه شده اند
که به حرکت یا
جنبش هویتی
زنده، جدا از
فعالین آن می
دهند و انتظار
دارند که برخی
مسایل به خودی
خود!
توسط جنبش حل
شود!!
نقش
جنبش
دانشجويي
آذربايجان در
حركت ملي
آذربايجان
قبل از
هر چیز لازم به
یاد آوری است
که گرچه در
اکثر موارد از
حرکت ملی
آذربایجان و
فعالان آن،
دانسته یا
ندانسته، با
عناوین
مختلفی چون
حرکت هویت
طلبی، قومیت
گرا، فعال
فرهنگی، فعال
حقوق بشر و...
یاد میشود،
ولی بدون
تعارف باید
اذعان داشت که
با وجود اینکه
حرکت تمام
موارد بالا را
شامل می شود،
اما حرکت ملی
آذربایجان،
حرکتی است
سیاسی، برای
کسب قدرت
سیاسی برای
ملت
آذربایجان
جنوبی. چرا که
تنها در گرو
کسب قدرت
سیاسی است که
تمام
خواستهای ملی
آذربایجان از
قبیل فرهنگی،
اقتصادی،
اجتماعی ... برای
تحقق و تداوم
تضمین می
یابند. حرکت و
مبارزه سیاسی
مهمترین و
شاید هم تنها
بعدی از هر
حرکت هست که
میتواند توجه
سیاستمداران
و استراتژیست
های منطقهای
و جهانی را به
خود جلب کند.
از همینرو
کسب هویت و
پرستیژ سیاسی
در معاملات
سیاسی منطقه و
حتی جهان
اهمیت مییابد
که در طرف
مقابل هم
شووینسم
هزینههای
هنگفتی را
متقبل میشود
تا با حربههای
مختلف این
پرستیژ سیاسی
را از حرکت ملی
آذربایجان
گرفته و آن را
در حد جنبشی
فرهنگی معطوف
به زبان یا
جنبشی
اجتماعی
معطوف به هویت
یا شورشی با
هدف تاسیس
مدرسه یا به
بهانه یک
کاریکاتور و ...
نشان دهد. هیچ
حرکتی به
مفهوم عام خود
هرگز
نمیتواند
جایگاه سیاسی
برای خود دست
وپا کند، بلکه
لیدر و
نمایندگان
سیاسی، احزاب
سیاسی، سیمبل
سیاسی،
شعارهای
سیاسی و ... است
که حرکت را با
هویتی سیاسی
در جهت کسب
قدرت
مینمایاند و
در نهایت هم با
مبارزه سیاسی
به آن میرساند.
شعارهایی چون
" هارای،
هارای، من
تورکم "، "
تورک
دیلینده،
مدرسه" و یا
سیمبلهای
اسطورهای چون
"بوزقورد" و...
با وجود اینکه
به صورت
شعارهایی
تاکتیکی در
برخی شرایط میتواند
مفید باشد،
اما باید دقت
کرد که این
شعارها از
آنجایی که
مفهوم سیاسی
کمتری دارد،
در طولانیمدت
میتواند موجب
تبلیغ منفی
برای حرکت شده
و مضر باشد.
به طور كلي هر
حرکت سیاسی
تمام تلاش خود
را در جهت بسيج
سياسي توده
تنظيم مي كند.
مشاركت تودهاي
در يك جنبش خود
مستلزم وجود
نوعي سازمان،
رهبري و
ایدئولوژي
براي بسیج است.
رهبران
تعبيري روشن،
ساده و منسجم
از شرايط
پيچيده را
ارائه ميكنند.
آنها مسائلي
را مورد تاكيد
قرار ميدهند
كه در ميان
گروهها و
طبقات
گوناگون
جامعه مشترك
هستند. رهبران
مسائل را به
وجود نميآورند
بلكه آنها را
از شرايط عيني
اخذ ميكنند
تا بدين وسيله
جمعيت را بسيج
كنند. تعبير و
تفسير شرايط
موجود جهت
تقبيح آن و
ترسيم جامعه
اي بهتر،
عناصر اساسي
ایدئولوژي
مبارزه را
تشكيل ميدهد.
ایدئولوژي
مبارزه
اصولاً خود را
به طور مطلق بر
حق ميداند و
همين تصور به
فعاليت
مبارزان يقين
و قطعيت لازم
را ميبخشد.
مسئوليت
اصلي سازمان
حفظ ارتباط
ميان رهبران
بسيجگر و
پيروان ميباشد.
به علاوه هرچه
گروه حاكمه و
دستگاه سركوب
آن منسجمتر و
منازعه
انقلابي
طولانيتر
باشد اهميت
سازمان
افزايش مييابد.
سازمان گذشته
از آنكه
همبستگي
ایدئولوژيك
جنبش انقلابي
را حفظ میكند،
موجب پيدايش
شرايط ويژه
منازعه قدرت
یا "حاكميت
دوگانه" ميگردد.
در اين منازعه
سازمان هر
چقدر شمار
بيشتري از
وظايف حكومتي
را قبضه نمايد
احتمال
پيروزي جنبش
بيشتر است.
با نگاهي
اجمالي به
تاريخچه نه
چندان طولانی
حركت ملي
آذربايجان با
دقت در چهار
پارامتر
اشاره شده (رهبري،
سازمان،
ایدئولوژي و
بسیج) نقش و
جايگاه جنبش
دانشجويي
آذربايجان
كاملا مشخص ميشود.
جنبش
دانشجويي
آذربايجان
ضمن اينكه
همواره با
حضور خود در
مراسم ملي به
عنوان بسیج
عمومی ظاهر
شده، نقش
انكار
ناپذيري در
شكلگيري
رهبري و
ایدئولوژي
حركت ملي
داشته است. بحث
هايي كه در بعضي
عرصهها سبب
تئوريزه شدن
حركت ملي
آذربايجان و
روشن شدن نقاط
كور
ايدئولوژي آن
شده، در برخی
موارد از
محافل
دانشگاهي
شروع شده است.
اما شرايط
زير در حركت
ملي سبب شده
است، جنبش
دانشجويي
بيشتر نقشي كه
سازمانها در
يك جنبش بر
عهده ميگيرند،
را در حد
توانايي خود
بر دوش بگيرد.
به طوري كه
جنبش
دانشجويي
عملا پل
ارتباطي بين
رهبري و توده
ملت بوده است.
1.
تشكيلات
يا اخيرا
تشكيلات هاي
فعال در حركت
ملي وجود
نداشتند يا در
صورت وجود
اكثر اعضا و
فعالين آنها
دانشجو بودند
و هم اينكه
درصورت اجراي
برنامه و
طرحي، اولين
اولويت به
دانشجوها
داده ميشد.
2.
دانشجوها
به عنوان قشري
از جامعه كه
انگيزه تفكر
در مسائل تازه
را دارند به
عنوان اولين
قشر از ملت
آذربايجان به
شور و شعور ملي
ميرسند.
3.
فضاي
دانشگاهها
نسبت به ساير
بخشهای
اجتماع آزادي
عمل بيشتري
دارد.
4.
با
توجه به اينكه
اينترنت به
عنوان وسيله
ارتباطي در
حركت ملي
جايگاه خاصي
دارد،
دانشجويان در
مقايسه با
ساير اقشار
آشنایی و
دسترسي
بيشتري به
اينترنت
دارند.
5.
امکان
متشكل شدن و
سازمان يابی
در محيط هاي
دانشگاهي به
علت وجود
الگوي تشكل
هاي دانشجويي
زياد است.
6.
....
اگر
اولويت حركت
ملي را در طول
اين سالها
آگاهي دهي و
بيداري ملت
آذربايجان در
نظر بگيريم،
با توجه به
اينكه معمولا
اطلاع رساني و
تبلیغ از طريق
احزاب و
نهادها،
راديو-
تلويزيون،
نشريات و
اينترنت صورت
میگیرد و نيز
حركت ملي در
اين موارد با
مشكلاتي دست
به گريبان
بوده است،
كاركرد جنبش
دانشجويي تا
حدي در راستاي
بر طرف كردن
اين كمبودها
بوده است بهطوريكه
دانشگاهها
مهمترين
مراكز بيداري
و اشاعه آن در
جامعه بودهاند.
ايفاي چنين
نقش حساس و
تعيين كنندهاي
توسط جنبش
دانشجويي
اگرچه ضرورت
زمان بوده و در
كل تاثيري
بسیار مثبت در
حركت ملي
داشته است،
اما بايد گفت
که سبب غرور
كاذبي در جنبش
دانشجويی شده
كه گهگاهي
موجبات فساد
را در اين جنبش
فراهم کرده
است. چرا كه
هیچ فرد و
گروهي هيچوقت
نخواسته است
که در موضع
انتقاد از
جنبش
دانشجويي برآيد
و هميشه با
تعريف و
تمجيدي مثال
زدني از جنبش،
خود را در كنار
جنبش قرار
داده و اين
اواخر هم با
سوء استفاده
از نام آن بر
عليه گروههاي
ديگر بيانيهها
صادر ميكند.
اما واقعيت
اين است كه
سپردن چنين
وظيفه سنگين
از سوي حركت به
جنبش
دانشجويي كه
داراي شرايط
مخصوص به خود
ميباشد در
بلندمدت به
ضرر حركت ملي
خواهد بود.
ايفاي نقش
سازمانی در
حركت بايد در
درجه اول به
سازمانها و
تشكيلاتها
داده شود و در
اين راستا
جنبش
دانشجويي هم
بايد بستر
مناسب برای
ایجاد و تقویت
احزاب و گروهها
را در حد وسع
خود فراهم
آورد.
مورد فوق از
این جهت مهم
است که جنبش
دانشجويي به
دلايل زير به
آن انسجامي كه
لازمه يك
سازمان مبارز
است نميتواند
دست يابد :
-
فعالیت
دانشجويي
مربوط به
فعاليت در یک
دوره موقت
معمولاً چهار
یا پنج ساله
دانشجويان
دانشگاههای
مختلف است.
-
متاسفانه
دانشجويان با
توجه با اينكه
اكثراً بعد از
ورود به
دانشگاه با
حركت ملي و
مسائل مربوط
به آن آشنا ميشوند،
بيشتر وقت
آنها صرف
یادگیری
معلومات پايه
و عمومي حركت
ملي شده و فرصت
و توجه کافی به
مسائل
راهبردي و
استراتژیک
اعمال نمیگردد.
-
به
دلايل فوق و
كوتاه بودن
دوران
دانشجويي اين
دوران مصادف
است با دوران
احساسي و
رمانتيسم
معمولاً
ادبي، که
البته منجر به
شكلگيري غرور
ملي
آذربایجانی
در فرد ميشود.
-
محيط
دانشگاه
فشارها و
خفقان خاص خود
را دارد كه
برخلاف
سازمانهاي
منسجم،
دانشجو از نظر
اينكه مورد
حمايت است يا
نه، هيچگاه به
اطمينان نميرسد.
-
معمولا
به خاطر کم
تجربگی
دانشجویان،
احتمال نفوذ،
کنترل و هدایت
فعالیتها در
دانشگاهها با
توجه به
ابزارهایی که
شووینسم در
اختیاردارد،
وجود دارد.
-
فعاليتهای
دانشجويی در
فصل امتحانات
و ایام
تعطیلات
معمولاً راکد
ميشود.
-
گذشته
از تمام موارد
فوق، از سه
مولفة لازم
برای تشکیلات (
هدف، برنامه و
سازمان)،
جنبشها
معمولا هدف و
تا حدودی
برنامه مشخصی
دارند.
فلذا انتظار
ايفاي نقش و
کارکرد
سازماني از
جنبش
دانشجويي در
حركت ملی گرچه
تا به اینجای
کار از سر
ناچاری و
اجبار بوده،
اما در صورت
ادامة چنین
روالی، به
دلیل اینکه
حرکت ملی به
مرحلهای
رسیده که با
پیچیدهتر شدن
امور، نیاز
مبرم به
انسجام و تخصص
سازمانی
دارد، ناگزیر
از ضربه پذیری
هم جنبش و هم
حرکت خواهیم
بود. در اين
مورد باز هم
بحث خواهيم
كرد ... .
تعريف
مختصات براي
ارزيابي جنبش
دانشجويي
همانطور كه
اشاره شد، نقش
بسيار حساس
جنبش
دانشجويي،
تعريف و تمجيدهاي
كاذب باعث شده
است كه جنبش
دانشجويي
محور مختصات
ارزیابی خود
را بر روي خود
گذاشته و تصور
كند هر
فعالیتی كه ميكند،
درست و لازم
بوده و هر كاري
كه نميكند
لازم نيست. و
در این میان هر
سخن مربوط و نا
مربوط با جمله
"جنبش
دانشجويي
آذربايجان
مستقل است"
جواب داده میشود.
بديهي است كه
در اين صورت
جنبش هيچگاه
نخواهد
توانست ديدي
علمي و عقلایي
به خود و قضايا
داشته باشد.
مادام كه مبدا
مختصاتی برای
فعاليتهای
جنبش تعريف
نشده باشد
قادر به
ارزيابي و
درجهبندي
عملکرد جنبش
نخواهيم بود.
اگر ندانيم كه
به كجا ميرويم
هيچ گاه
نخواهيم
دانست كه
كجاييم، گم
شدهايم يا
نه؟
بيشك جنبش
دانشجويي
آذربايجان
عضوي است از
مجموعه
بزرگتر بنام
حركت ملي
آذربايجان كه
براي تامين
منافع ملي
آذربايجان
جنوبي ايجاد
شده است.
ارزيابي جنبش
دانشجويي
آذربايجان بر
اساس میزان
تاثيري است كه
بر حركت ملي
آذربايجان
دارد و آنرا در
جهت رسيدن به
منافع ملي
آذربايجان
ياري ميرساند.
يعني اينكه
اگر جنبش،
مشكلي از
مشكلات بيكران
حركت ملي را حل
كند، نمره
مثبت و اگر
خواسته یا
ناخواسته
مانع حل مشكلی
گردد، ناچار
نمره منفي
خواهد گرفت و
اين مسئله
زماني اهميت
بيشتر پيدا ميكند
كه با توجه به
نقش كنوني
جنبش در حركت،
حل برخي
مشكلات و
نارساييهاي
حركت ملي به حل
بعضي مشكلات
جنبش و اصلاح
آن گره خورده
است. به عبارت
بهتر، با علم
به اينكه
امروز جنيش
دانشجويي تا
حدودی كانون
اثرگذاري و
جهت دهي
تفكرات حركت
ملي است،
مادام كه جنبش
اصلاح نشده
باشد به سختي
ميتوان اميد
به تصحیح آن در
حركت ملي داشت.
جنبش
همانطور كه در
تمام موفقيتهاي
حركت ملي سهيم
است به همان
میزان در ضعفهاي
حركت ملي هم
باید خود را
مسئول بداند.
اينكه چرا
تشكيلاتهاي
حركت ملي ضعيف
هستند! اينكه
چرا تظاهرات
پرشكوه 85 در حد
تظاهراتهاي
اجتماعي و
صنفی بود كه
پتانسیل
مصادره از طرف
گروههاي حتي
داخل حاكميت
را داشت! اينكه
چرا شعارهاي
داده شده در آن
تظاهراتها در
شان حركت ملي
نبود! چرا حركت
ملي نميتواند
توجه رسانهها
و دولتهاي
غربي را جلب
كند؟ و دهها
ضعف ديگر که در
برخی موارد در
مسئولیت پیش
آمدن آنها و
همچنین در
وظیفه برطرف
کردن آنها سهم
بيشتر از آن
جنبش
دانشجويي است
و آن ميسر نيست
مگر با ديدي
بسیط به افق
حركت ملي و
انتقاد از
عملكرد خود.
اما اولويت
در حرکت ملي با
كدام مسئله
است كه شاخص
ارزيابي جنبش
دانشجويي
آذربايجان
خواهد بود؟
مهمترين
مسئله و ضعفی
كه شايد تمام
مشكلات دیگر
حرکت از آن
نشات ميگيرد،
ضعف تشكيلاتي
موجود در حركت
ملي است و
همانطور که
گفته شد اين
مسئله باعث
شده است كه
مسئوليت
تشكيلاتهاي
لازم براي
حركت ملي،
بیشتر بر دوش
جنبش
دانشجويي
بيفتد و از اينرو
سرعت حرکت را
کند و كل حركت
ملي را آسيب
پذير نمايد.
به
اين مسئله
خواهيم
پرداخت كه اين
مشكل از كجا
ناشي ميشود و
و جنبش در حل
آن چه ميتواند
بكند؟ فصل
الخطاب اين
مسئله با
مستقل بودن
جنبش
دانشجويي
چيست؟
آيا
جنبش
دانشجويي
آذربايجان
مستقل است !؟
در
يكي از شبهاي
زمستان 1381 در
دفتري واقع در
خيابان
طالقاني
تبريز در يك
جمع دانشجويي
قرار بر اين شد
كه جمله " جنبش
دانشجويي
آذربايجان
مستقل است." به
عنوان شعار
تبليغي هر چه
بيشتر در بين
فعالان
دانشجويي
مطرح شود. شايد
نتوان گفت كه
تا آن زمان اين
جمله و يا حتي
واژه " جنبش
دانشجويي
آذربايجان "
به اين اسم
مطرح بود يا
نه، اما بعد از
آن بيشتر بر سر
زبانها افتاد.
در مورد آن جمع
دانشجويي فقط
همين كه آنها
يك جمع
دانشجويي از
دانشگاههاي
مختلف با شيوه
عمل
فراماسونري
بودند كه در
صدد هدايت
تئوريكي و
بعضاً هم
پراتيكي
فعاليت
دانشجويان در
برخي دانشگاه
ها بودند و
عليرغم برخي
اشتباهات،
مصدر برخي
ايدهها و
كارهاي
ارزشمند در
برخي دانشگاهها
شدند. تزهاي
مطرح شده در آن
جمع گرچه بعضيها
تحقق يافته
اما براي تحقق
يافتن پارهاي
ديگر هنوز
شرايط فراهم
نشده است.
اما
تحليلي كه آن
جمع را مجاب به
تبليغ جمله
فوق كرد اين
بود كه:
جنبش
دانشجويي
ايران در
دوران
اصلاحات
خاتمي بسيار
تاثيرگذار
بوده و حمايت
دولت حاكم از
آن، امكان
تبليغات
گستردهای را
براي اين جنبش(ایرانی)
پديد آورده
بود. در این
میان فعاليتهاي
دانشجويان
آذربايجاني
هميشه تحتالشعاع
جنبش
دانشجويي
ايران
قرارگرفته و
به نفع
مرکزنشینان
مصادره میشد.
در حالیکه
دانشجوي
آذربايجاني
همواره در
راستاي اهداف
جنبش
دانشجويي
ايران متحمل
هزينههاي
بسياري ميشد،
در تبليغات و
حمايتها
همواره مورد
تبعيض واقع
گردیده، و حتي
خبرهاي مربوط
به آن سانسور
ميشد و آنچه
كه براي جنبش
دانشجويي
آذربايجان
باقي ميماند،
تنها ابزار
واقع شدن و
نوكري بيمزد
برای جنبش
دانشجويی
ايراني بود.
برای مثال در
ماجراهای تیر
1378 که دانشگاه
تبریز آنچنان
مورد حمله
نیروهای شبه
نظامی قرار
گرفت و هزینههایی
به مراتب
بیشتر از
دانشگاههای
تهران متحمل
شد، خبرها و
وقایع آن، هم
در مطبوعات
دوم خردادی
داخل و هم در
مئدیاهای
ایرانیان
خارجنشین به
بهانه اینکه "
وقایع
دانشگاه
تبریز رنگ و
بوی قومی داشت."
مورد سانسور و
حتی تحریف
واقع شد.
از طرفي جنبش
دانشجويي
آذربايجان كه
در اوايل
جريان اصلاح
طلبي امیدوار
به تحقق
خواستههاي
ملت
آذربايجان
بود، كمكم
امید خود را در
حال از دست
دادن بود و
دانشجوياني
كه در اين
جريان مشاركت
داشتند، رفتهرفته
سرخورده ميشدند
كه اين هم ناشي
از فلسفه
وجودي متفاوت
براي دو جنبش
دانشجويي بود.
جنبش دانشجويي آذربايجان مستقل است از جنبش دانشجويي ايران، به خاطر اينكه اساس و شالوده جنبش دانشجويي آذربايجان تنها منافع ملي آذربايجان جنوبي است و در اين ميان، ديگر جنبشها و ملتها و دولتها تنها پارامترهايي هستند كه بايد در تعريف سياستها و استراتژيها مدنظر قرار گيرند. به عبارت ديگر هدف اصلي، جدايي و استقلال كامل جنبش دانشجويي آذربايجان از جنبش دانشجويي ايران بوده و این بر اساس این قانون بدیهی طبیعت و اجتماع استوار بود که با تعریف هویت جداگانه و فعالیت مستقل، نهایتاً طرف مقابل را مجبور به احترام به ارزشها و خواستههای خود بکند. و اين استقلال حتماً بايد به صورت تبليغي مطرح ميشد تا بار ديگر تجربه تلخ باور به جریانهايي مانند دوم خرداد خاتمی و ابزار شدن بيفايده براي جنبشهاي ديگر در بين دانشجويان آذربايجاني تكرار نشود و همچنين به اشاعه تفكري فارغ از ايران پرستی و ايران دوستي در بين قشر روشنفكر كمك كند و تمريني براي استقلالهاي بيشتر و بهتر شود. از اين رو تعريف هويت مستقل براي جنبش دانشجويي آذربايجان در قالب شعاري كه از چهار كلمه كليدي " آذربايجان، جنبش، مستقل و دانشجو" تشكيل ميشد، بسيار مفيد بود . البته در پي اين تبليغ، برنامههايي براي هر چه بيشتر عملي كردن اين طرح به اجماع رسيد كه با وجود محقق شدن برخي، چون افشاي آنه