5- آشنايي با ملل و كشورهاي تُرك

 

جمـهوري آزربايجـان

 

چاپ شده در هفته نامه « سينا » شماره 140 -  17/5/1386

 

   

 

 

جغرافيا وجمعيت

كشور آزربايجان كه در شرق منطقه قفقاز جنوبي و غرب درياي خزر واقع شده، با 86600 كيلومترمربع وسعت ، از شمال با جمهوري ترك "داغيستان" (كه جزء جمهوري فدراتيو روسيه است) ، از شمال غربي با كشور گرجستان، از جنوب غربي با ارمنستان و از جنوب با كشور ايران همسايه است .

مهمترين رودخانه‌هاي آزربايجان عبارتند از : آراز چايي ، كورا چايي، آلازاني چايي ، سامور چايي ، قانيق چايي ، گئنجه چايي"، "بيئلقان چايي . مرتفع ترين قله اين كشور بنام "توفان داغي" 4489 متر ارتفاع دارد. مهمترين شهرهاي جمهوري آزربايجان عبارتند از : باكو ، سومقاييت ،گنجه ، شوشا ، قوبا‏دلي ، علي بايراملي ، لنكران ، مينگه چئوير ، خان كندي ، نافتالا ن . شهر بزرگ و ساحلي باكو، پايتخت اين كشور است .  منطقه "ناخجيوان" ( نخجوان ) نيز بخشـي از كشور آزربايجان مي باشد .جمهوري آزربايجان حدود 9/000/000 نفر جمعيت دارد (هشتاد و ششمين كشور جهان از نظر ميزان جمعيت). حدود 98 درصد از مردم كشور آزربايجان از نژاد ترك و مسلمان ( اكثريت شيعه و اقليت سني ) مي باشند و 2 درصد بقيه روس ها و ارمني‏هايي هستند كه در زمان حاكميت استعمار رويه با اهداف استعماري به اراضي آزربايجان خصوصاً منطقه "قاراباغ" كوچ كرده اند .

زبان مردم كشور آزربايجان "تركي" است . زبان تركي معاصر داراي دو شاخه اصلي است :

1- تركي شرقي

2- تركي غربي

تركي شرقي داراي لهجه هاي متعددي است از قبيل : تركي اؤزبكي ، تركي قيرغيزي ، تركي قازاقي ، تركي اويغوري  و ... .

تركي غربي داراي 4 لهجه عمده است : تركي تركيه اي ، تركي آزربايجاني ، تركي تركمني و تركي قاقا اوزي .

تركي آزربايجاني علاوه بر اينكه زبان مردم كشور آزربايجان است، زبان مردم ترك منطقه غرب و شمال غرب ايران ( از استان همدان ، استان مركزي و شهرستانهاي ترك نشين استان كرمانشاه و استان كردستان گرفته تا استانهاي اردبيل ، آزربايجان غربي و آزربايجان شرقي ) ، شمال عراق (كركوك ، توز خورماتو ، آلتين كؤپرو ، تلعفر ،  داقوق ،  قاراتپه  و ...  )  و بخش هايي از ارمنستان و گرجستان نيز مي باشد .

 

تاريخچه

مردم كشور آزربايجان از نژاد ترك هاي " آز " هستند . دكتر حسين محمدزاده صديق در كتاب "يادمانهاي تركي باستان" (صفحه 28-27) در اين زمينه مي نويسد : »  در حدود 3000-3200 سال پيش از ميلاد مسيح ، نخستين آثار تاريخ ادبيات تركي در شهر سومري " اوروق" ايجاد شده است .

در سرزمين ميان دجله و فرات، نخستين نگارندگان آثار مكتوب تركي سومري ، با ني هاي نوك تراشيده بر روي الواح گلي پخته مي نگاشتند .

در سده هاي بيستم و هفدهم پيش از ميلاد ، اكديان توانستند فرهنگ پيشيني سومري را اخذ كنند و با جهان بيني فلسفي خاص، آن را جاودان سازند. در همين روزگار در غرب درياي خزر، تركان " آسي يا آزي" توانستند بر اقوام و قبائل هم اقليم خود چيره شوند و بدنه حكومتي منسجمي با نام "آزر" تشكيل دهند. كلمه " آزر" از دو هجا تشكيل شده است   :   هجاي نخست (يعني " آز" ) نام قبيله سلحشور تركان غرب خزر است و هجاي دوم يعني " ار" ( در زبان تركي ) معناي جوانمرد، رزمنده، سرباز و پهلوان مي دهد كه در فارسي مي توان (" آزر" را) " آزي  مرد " ترجمه كرد . اجداد و نياكان آزربايجانيان امروزي و تركان ايراني ، اين نام را بر روي كوه و رود و پهنه و گستره تحت حكومت و ولايت خود دادند و رودي را كه در قلب سرزمين مقدسشان جاري بود "ارآز" ناميدند ( اين كلمه اكنون به صورت "آراز" تلفظ مي شود . در فارسي "اَرَس" مي نويسيم. ساحل نشينان اين رود، بويژه در "كليبر" هنوز شيوه كهن آن يعني "اَر آز" eraz را تلفظ مي كنند) و سرزمين شان را " آزربايجان " نام نهادند . «

با طلوع خورشيد درخشان اسلام و گرويدن اقوام ترك به اين دين الهي، دوره تاريخي ديگري از تمدن سازي نژاد ترك آغاز شد .

دولتها و امپراتوريهاي با عظمت تركهاي مسلمان از جمله قاراخانليلار، غزنويلر، سلجوقلار، خوارزمشاهيلار، صفويلر، افشارلار، عثمانلي‏لار  و ...  ، تمامي كوشش خود را در اشاعه و گسترش اسلام در اقطار جهان بكار بردند و در اين رهگذر بود كه بخشي از ترك هاي " اوغوز " ب برادران ترك بومي خود در آزربايجان (كشور آزربايجان و منطقه آزربايجان ايران) پيوستند.

ترك هاي آزربايجان در دوره اسلامي موفق به تأسيس دولت هاي بزرگي چون "قاراقويونولار"، "آق قويونولار"، "صفويلر"، "افشارلار"، "قاجارلار" و ... شدند .

گسترش اسلام در آسيا و اروپا از قرن پانزدهم ميلادي به بعد خصوصاً توسط امپراتوري مسلمان تركيه (امپراتوري عثماني) كه يونان، يوگسلاي، مجارستان، بلغارستان و ... را تحت قيادت اسلام در آورده بود كليسا (كشورهاي مسيحي) و كنيسه (يهوديان) را به وحشت انداخت بگونه اي كه آن دو بر ضد دنياي اسلام ، متحد شدند و توطئه هاي شوم خود را براي پايان بخشيدن به عظمت اسلام منسجمتر‏از پيش كردند . روسيه مسيحي در اين راستا به ممالك ترك مسلمان آسياي مركزي و قفقاز حمله نمود و در سالهاي 1813 و 1825 ميلادي پس از وحشيگريهاي فراوان و با كمك ها و خيانت هاي ارمني هاي منطقه توانست، بخش شمالي آزربايجان مسلمان را تصرف كند اما مردم اين بخش با سالها مبارزه و جانفشاني توانستند در سال1918 ميلادي متجاوزين روسي را از سرزمينشان بيرون برانند و بدينسان بود كه در اين بخش آزربايجان دولت مستقل » آزربايجان خلق جومهوريتي « (جمهوري خلق آزربايجان) تشكيل شد . اما استعمارگران روس اين بار در قالب دولت كمونيستي شوروي با توپ و تانك مجدداً به جمهوري جديدالتاسيس آزربايجان حمله كرده و عليرغم مقاومت غيورانه مردم ، آنجا را تصرف نموده و به اتحاد شوروي (سابق) ملحق نمودند. امپراتوري ضد دين و ملحد شوروي ، تلاش هاي گسترده فرهنگي ، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ... خود را براي نابودي چراغ اسلام و هويت تُركي اقوام تُرك آسياي ميانه و قفقاز بكار گرفت و بموازات تبديل مساجد به موزه ها و ...  كلمه "تُرك" مشمول غَضَب روسها واقع شد به گونه اي كه  اقوام ترك اؤزبك ، ترك قازاق ، ترك قيزغير، ترك توركمن ، ترك آزربايجان و ...  ،  ديگر حق نداشتند خود را " تُرك " بنامند بلكه بايستي خود را فقط اؤزبك ، قازاق ، قيرغيز ، توركمن، آزربايجاني يا آذري مي ناميدند ! و به همين جهت بود كه "اتحاد جماهير شوروي"، "زندان ملت ها" لقب گرفت . عاقبت در سالهاي  1989 - 1990 ميلادي ، از پي سالها مبارزات استقلال طلبانه ، ديواره هاي آهنين اين زندان فرو ريخت و كشورهاي مسلمان آسياي ميانه و قفقاز از جمله آزربايجان استقلال خود را بازيافتند .

 

«  قَـرَه  بـاغِ  »  مظلوم :

فلسطيني ديگر

بخش هاي عمده اي از جمهوري كنوني ارمنستان از قرنها پيش، جزء سرزمين آزربايجان و دنياي اسلام و مسلمان نشين بوده است ؛ مثلاً خود پايتخت ارمني ها يعني شهر ايروان از سرزمين هاي اصلي اسلامي به شمار مي آمده ، بگونه اي كه صدها تن از علما و مجتهدان و مراجع شيعه از اين شهر ترك نشين برخاسته اند از جمله آيت ... سيدعلي ايرواني ، ملامحمد ايرواني و ... .

اما پس از سلطه روسيه بر منطقه قفقاز، ارمني ها با چراغ سبز روس ها به تدريج به ايروان و ديگر شهرهاي مسلمان و ترك نشين واقع در منطقه اي كه اكنون ارمنستان نام گرفته است هجوم آورده و تركيب جمعيتي آن نواحي را به نفع خود تغيير دادند . حرص و آزمتجاوزين ارمني به اين مناطق محدود نشد بلكه اين استراتژي ضد دنياي اسلام ، در مورد ولايت قره باغِ كشور آزربايجان نيز با حمايت هاي روسيه پيگيري شد ( در بخش ديگري از دنياي اسلام نيز يهوديان صهيونيست با كمك هاي استعمار انگليس در حال نفوذ در كشور مسلمان فلسطين بودند ) و در نهايت اقليتي از ارمني ها در قره باغ آزربايجان نفوذ كرده و جاي گرفتند .

در سال1989كشور ارمنستان با زرادخانه جنگي اهدايي روس ها به كشور مسلمان آزربايجان حمله كرد و منطقه قره باغ را به بهانه وجود اقليت ارمني در آن به اشغال خود در آورد. ارمني ها در اين حملات وحشيانه هزاران زن و كودك مظلوم شيعه‏ي ترك قره باغ را به سبعانه ترين شكل ممكن مُثله كرده و كشتند و زنان عفيفه و حامله آزربايجاني را در برابر ددگان دولت ها و سازمانهاي به اصطلاح حامي حقوق بين المللي و حقوق بشر شكم دريدند وصدها هزار مسلمان قره باغي را مجبور به ترك قره باغ كردند .

 

 

 

 قتل عام مردم مسلمان "خوجالي"  در 26 فوريه 1992 اوج وحشيگريهاي  ارمني‏ها بود .  ارامنه در اين حادثه  613 نفر از شيعيان بي دفاع شهر خوجالي را با حيوانيت تمام قتل عام كردند كه از اين تعداد 106نفر زن و 83 نفر كودك بودند . در اين وحشيگري ننگين ارمني ها 1275 نفر را اسير گرفتند و 150 نفر نيز مفقود شدند . 560 نفر از قربانيا تحت شكنجه كشته شده و اجساد برخي از آنها مُثله شد .

 

 

 

 

 

اما جنايت ارمني ها در خوجالي ، آخرين جنايت ايشان نبود . بلكه اين جنايات هنگام حمله ارامنه به شهرهاي  شوشا ( در 9 فوريه 1992 ) ، لاچين ( در 17 فوريه 1993 ) ، خارمون ( در 21 فوريه 1992) ، قوبادلي ( در 31 اوت 1993 ) ، زنگيلان ( 6 آوريل 1993 ) ، جيبراييل ( در 18 اوت 1993 ) ، آق دام ( در23 جولاي 1993 ) نيز تكرار شد .

متجاوزين ارمني در اين حملات ددمنشانه25 هزار مسلمان آزربايجاني را شهيد و 1/5 ميليون نفر را آواره و 20 درصد از خاك آزربايجان را اشغال كردند ،  قره باغ  مظلوم  تا كنون تحت اشغال ارمني ها قرار دارد ؛ همچون فلسطين مظلوم كه در چنگ خون آشامان يهودي است .

 

 

5- مشاهير دنياي تُرك

 

موسيقيدان جهاني آزربايجان

«  اوزَه‏يير حاجي‏بئيگلي »

 

چاپ شده در هفته نامه « سينا » شماره 140 -  17/5/1386

 

 

اوزه‏يير حاجي‏بئيگلي، آهنگساز و موسيقي دان برجسته شرق ، در تاريخ موسيقي جهان از مقام والايي برخوردار است . او با خدمات و آثار خود ، فرهنگ نگرش علمي به موسيقي را در كشورش آزربايجان معمول كرده و با سرودن و تصنيف آثار بيشماري، جايگاه رفيع خود را بر فراز قللرارتفاع موسيقي معاصر، استحكامي درخور و لايق بخشيده است . حاجي بئيگلي از زمره اولين كساني است كه در شرق ، موسيقي آكادميك را با آداب و رسوم  و فولكلور ملت خويش پيوند داده و از اين راه به بياني تازه و بديع دست يافته است . او با پرداختن به اُپرا ، تاريخ شرقي اين هنر را نيز از شكوه و افتخار آكنده و با استمداد از عقايد و ايده هاي انساني خود ، در انتخاب موضوعات بكر و دست نخورده، هنرمندي خود را به اثبات رسانده است . حاجي‏بيگ‏اف نقش خود را در بيداري ملت هاي شرق درك كرده و در آفرينشهاي هنري خود آن را به طور جدي و دق مورد توجه قرار داده است .

اگر چه امروزه جهان او را به عنوان موسيقيداني بزرگ مي شناسد ، اما جالب است كه بگوييم ، او نويسنده اي خستگي ناپذير نيز بود كه در راه احياء ارزش هاي اجتماعي و سياسي دوران خود، دمي از پاي ننشست . سري مقالات او در روزنامه هاي عصر خود، در دفاع از آزادي مسلمانان قفقاز و آزادي ملت هاي آسيا ، آشناي هر جستجوگري است . توجه وي به مسائل گوناگون و مختلف عصر خويش ، روشنگري و همراهي او با مردم زمانه اش و رفاقت و دوستي ديرينه اش با قلم گوياي شخصيت ذوابعاد اوست . آثار قلمي اوزه‏يير حاجي‏بئيگلي در ده جلد منتشر شده است . آثاانساني كه با موسيقي انسي عجيب داشت و صدا را ماندگارترين چيزها در دنيا مي دانست . ده جلد از مقالات و نوشته هاي او تنها بخشي از تراوشات مغز متفكرش بود . زيرا  ده ها جلد ديگر نيز از نت هاي سمفوني‏ها ، كنسرتوها ، اپراها ، اورتورها  و بسياري ديگر باقي است كه نانگر نبوغ اوست . اوزه‏يير حاجي‏بئيگلي در همه اين آثار حتي براي يك لحظه نيز از موسيقي زادگاهش ، از فولكور مردمش و از رسالت سترگ خود غافل نيست . او ساز  را نيز به سلاح تبديل مي كند و آن را بر عليه استعمارگران شرق و غرب به كار ميگيرد و بي وقفه در راه بيداريي سرايد ... .

امروزه زادگاه اوزه‏يير حاجي‏بئيگلي ، در دهكده‏ي آغجا بديع ، در شوشاي قره باغ در قلب آزربايجان ، زخمي است ؛ زيرا اشغالگران ارمني آنجا را با خاك يكسان كرده اند . اوزه‏يير  هفده سپتامبر 1885 در آن دهكده چشم به جهان گشود . او از ابتدا با لالايي هاي مادر خورين بيگم خانم كه مي بايست گوش هاي موسيقي شناس او را پرورش دهد ، آشنا شد . در اين خانه بود كه با دلسوزي هاي مادري مهربان ، موسيقي دانان آينده پرورش مي‏يافتند . پدرش عبدالحسين به شغل منشي‏گري اشتغال داشت و اين خود دليلي بر آشنايي اين پدر ، با قلم و تفكر موانست باشد . برادر بزرگ اوزه‏يير ، ذوالفقار نيز از نام آوران موسيقي آزربايجان است . اين دو برادر از همان اوان كودكي در شوشا ، مركز روشنفكري آزربايجان و خاستگاه بسياري از هنرمندان و شعراي نامي تحت آموزش قرار گرفتند . اين امر باعث شد كه آتش عشق و علاقه اي جويدان ، در سينه هاشان شعله ور باشد و موسيقي با خون آنان آميخته گردد... .

اوزه‏يير سرانجام در سال 1904 تحصيلات خود را به پايان برد و در كسوت معلمي به دهكده‏ي هادروت رفت و به عنوان معلم موسيقي ، تاريخ و ادبيات روس كار خود را آغاز كرد . او در اين مقام به افشاي سياست روسيه توجهي خاص مبذول داشت . وي با ترجمه نمايشنامه "بازرس" ( نوه نويسنده روس ) »گوگول « به تُركي آزربايجاني ، نقش ماموران روس را در شهرهاي آزربايجان و شباهت تام و تمام آنها را با بازرس گوگول ، به مردم فهماند . اما مبارزه ، او را از كار فرهنگي دور نكرد . ترجمه هاي درخشاني از آثار بزرگان فرهنگ و ادب روس به  تركي آزربايجاني نيز ، در برنامه‏ي كار وي بود . پوشكين ، گوگول ، لرمانتف و چخوف يكي پس از ديگري از زير دستش بيرون مي‌ آمد . از سويي توجه عميق حاجي‏بئيگلي به موسيقي ، او را به اتخاذ تصميمي جدي وامي‏داشت :  اوزه‏يير به يك مكتب نوين در موسيقي آزربايجان مي انديشيد و به از موسيقيِ سازي به موسيقيِ آوازي نيز كششي خاص نشان مي داد . با اين افكار و تلاش‏هاي مستمر او بود كه در روز دوازدهم ژانويه سال 1908 اولين اُپراي تاريخي‏اش به نام » ليلي و مجنون « به روي صحنه رفت . ليبرتوي اين اثر براساس اشعار تُركي شاعر نامي قرن شانزدهم ربايجان » محمد فضولي « نوشته  شده بود و در آن سازهاي بين المللي و فولكوريك با هم به كار گرفته شده بودند . اين اثر اولين پايه هاي مستحكم اپراي آزربايجان را بنا نهاد.  به دنبال ليلي و مجنون ، اپراي شيخ صنعان (1909)  ـ  رستم و سهراب (1910) ـ   شاه عباس و خورشيد بانو (1912)  ـ  اصلي و كرم (1912)  و  هارون و ليلا (1915)  به ترتيب در هر‏چه غني‏تر‏كردن دبيات جهاني موسيقي آزربايجان نقش پرباري ايفا كردند .

اين همه حاجي بئيگلي را قانع نساخت ؛ او به مسائل بسيار مهم ديگري مي انديشيد و هنوز راه درازي را در پيش پاي خود مي ديد . اپرت  » اَر ـ  آرواد «  در 1910 و اپرت » اوْ  اوْلماسين ، بو  اوْلسون «  كه به نام » مشهدي عباد « معروف است به سال 1913 و اپرت  » آرشين  مال آلان «  و تهيه ليبرتوي اين همه به توسط خود او ، قدمهاي موثر ديگري را در راه عرضه و شناسايي موسيقي اصيل برداشت . كمدي موزيكال  » اوْ  اوْلماسين ، بو  اوْلسون «  يك اثر بزرگ رئاليستي است كه به افشاي جهالت ناشي از روابط اجتماعي مي پردازد . در سال 1911 حاجي بئيگلي براي تكميل كردن دانش موسيقي خود به مسكو رفت و در كنسرواتوار سن پترزبورگ به تحصيل پرداخت .  » آرشين  مال آلان « از محصولات اين دوره است . اما مشكلات مالي ، اين خالق موسيقي و اُپراها را از ادامه تحصيل در كنسرواتوار باز داشت و او به ناچار به وطنش مراجعت نمود . در اين ايام كه جمهوري مستقل آزربايجان تازه تشكيل مي شد وي به كار خلاقه در عرصه هاي موسيقي همت گماشت و در كسوت رهبري اركسترهاي مختلف و تربيت كادرهاي موسيقي در مدارس تازه تشكيل يافته ، خدمات شاياني را ارائه نمود . او در پست هاي مدير رشته موسيقي اداره فرهنگ و معاون اول كنسرواتوار آزربايجان و سپس رئيس كنسرواتوار ايفاي نقش كرد . در سال 1931 اولين اركستر سازهاي ملي را بر مبناي موسيقي علمي تاسيس نمود و كتابت موسيقي را رايج ساخت .  حاجي بئيگلي در سال 1936 اولين كُر ملي آزربايجان را نيز تشكيل داد  ...  آفرينش اپراي كوراوغلو ، دومين حادثه بزرگ تاريخ اپرا بعد از پديدار شدن اپراي ليلي و مجنون به حساب مي آيد . اوزه‏يير از سال 1930 شروع به آفرينش اين اثر كرده بود و لاجرم در سال 1937 جستجوها ، يادداشت‏ها و تصانيف او در قالب اپرايي بزرگ به نام » كوراوغلو « باروشد و از اين دوران ، بناي باشكوه موسيقي اجرايي آزربايجان شكل گرفت و جاودانگي يافت ... .

در روز سي ام آوريل 1937 اولين اجراي اپراي كوراوغلو در فستيوال هنر موسيقي آزربايجان بر روي صحنه سالن  اپرا ، تئاتر و باله‏ي آخوندزاده در باكو مي رود . نقش هدايت زاده در به صحنه بردن كوراوغلو قابل تقدير است . كارگردان هنري آن مصطفي زاده مي باشد . نقش كوراوغو را پروفسور بولبول بازي مي كند كه به خوبي از عهده نقش خود بر مي آيد . او بيش از 400 بار بازي اين نقش را در اجراهاي مختلف به عهده مي گيرد . بول بول از آوازه‏خوانان با قدرت تنور بود كه اسم و رسم ديرينه‏اش هنوز هم بر سر زبان‏هاست . ايفاي نقش » نگار « ( همكور اوغلو ) ، به عهده خانم اسكندري بود كه از سوپرانوهاي جادويي اُپراي آزربايجان محسوب مي‏شد . شخص اوزه‏يير بئيگ  نيز رهبري اين اجرا را به عهده داشت . در سالهاي بعد نيازي ، كارگردان و رهبر بزرگ موسيقي آزربايجان ، از موفق ترين اجرا كنندگان كوراوغلو بود . ح زاده نيز بارها و بارها كوراوغلو را كارگرداني مي كند . هنرشناسان و خبرنگاران اپراي جهان ، كوراوغلو را هم تراز اُپراهاي آهنگسازان بنام روس چون گلينكا ، بورودين و موسورگسكي مي دانند و از آن به عنوان اپرايي رئاليستي كه در نقطه مركزي موسيقي آزربايجان واقع است ، ياد مي كنند .

حاجي بئيگلي ، اين بار اثر نوين و بي همتاي خود را با هويتي تازه مي آفريند و با مهارتي بي نظير مجموعه اي از ميراث ادبي و فرهنگي و موسيقي مردم خود را در قالب اين اپرا مي ريزد . او خود مي گويد : » كوراوغلو كسي است كه با قدرت تمام به جنگ ثروتمندان چپاولگر بي‏دد و  غاصبان داخلي و خارجي مي رود . ليكن بي دليل نيست كه از آن زمان تا به امروز ،  آشيق‏هاي آزربايجاني از كوراوغلو و حماسه او مي خوانند و سازهاشان ، هم چنان در ستايش عشق و آزادي ، عدالت و برادري نغمه سر مي دهد و نفرت تاريخي خود را از قدرتمندان بي ايمان ، زرگويان لاابالي و دلالان پول‏پرست و شاهان كاخ نشين به فرياد اعلام مي دارند  « .» كوراوغلو «  يكي از رهبران قيام تاريخي اواخر قرن شانزدهم و اوايل قرن هفدهم در آزربايجان است . خاطره از خود گذشتگي ها و مبارزات كورواغلو ، بر سر زبان‏ها افتاده و در طي سه قرن سينه به سينه از نسلي به نسلي انتقال يافته است .  » كوراوغلو « تاريخ آرزوها و آما آزاديخواهانه  ملت‏هاي شرق است . او با دلاوري ، آزادمنشي و آشتي ناپذيري بر عليه تجاوزگران به نبرد برخاست ؛ نبردي كه منجر به شكست دشمن شد .

نوشته فوق، خلاصه ايست با اندكي تصرف از مقاله

« رئاليسم و اوپراي كوراوغلو» نوشته بهمن مه آبادي، چاپ شده در

نشريه تخصصي موسيقي آزربايجان »دالغا«، شماره هاي 1 و 2

 

 

 

خواننده مشهور تُرك

« سامي يوسف » در ايران

 

چاپ شده در هفته نامه « سينا » شماره 140 -  17/5/1386

 

 

سامي يوسف خواننده ترانه هاي مذهبي در برنامه هاي صداوسيما ويژه عيد فطر حضور مي يابد.

بگزارش سايت "رجا نيوز" به نقل از خبرگزاري ايرنا، دعوتنامه حضور يوسف ارسال و با موافقت او روبه رو شده است.

سامي يوسف كيست؟

خواننده و آهنگساز مشهور تُرك "سامي يوسف" در سال 1980 در خانوادة موسيقي دوست و هنرمند آزربايجاني، در شهر لندن به دنيا آمد. وي، كه اولين آموزش هايش در زمنيه موسيقي را از پدرش، كه خود يك آهنگساز و شاعر بين المللي است، دريافت كرده است، از همان اوان كودكى نواختن سازهاى مختلف را فراگرفت و سپس اندك اندك به آواز خواندن و آهنگسازى علاقه مند شد.

 وي، در سن 18 سالگي موفق به گرفتن بورس از "آكادمي سلطنتي موسيقي لندن" كه يكي از مشهورترين آكادمي هاي موسيقي در جهان است، شده و فعاليت هاي خود در زمينه آهنگسازي و موسيقي را در آنجا ادامه داد. در اين مدت، با تحقيق و بررسي پيرامون مقامهاي موسيقي ملت هاي خاورميانه و نيز "تئوري موسيقي"، اطلاعات گسترده اين در اين زمينه ها كسب كرد.

اين خواننده و آهنگساز مسلمان تُرك كه ترانه هاي مذهبي خود را به زبان هاي تركي، عربي و انگليسي خوانده است، اولين آلبوم خود را با عنوان "المعلم" در سال 2004 به بازار عرضه كرد. در ميان ترانه هاي زيباي اين آلبوم، ترانه هاي "اللهُ" و "يا مصطفي" بيش از سايرين مورد اقبال فراوان مخاطبان مسلمان در سرتاسر جهان قرار گرفت.

در سال 2006 دومين آلبوم وي با عنوان My Ummah (امت من) به بازار عرضه شد. اين آلبوم نيز مانند آلبوم قبلي با اقبال فراوان روبرو شد. ترانه Mother (مادر) در اين آلبوم به زبانهاي تركي و عربي و ترانه "دعا" به زبان تركي است.

اين خواننده محبوب آزربايجاني، كه در ترانه هاي خود موضوعاتي همچون تعاليم دين مبين اسلام و دعوت تمامي جهانيان و به خصوص مسلمانان سرتاسر جهان به صلح و دوستي و اتحاد را مورد توجه قرار داده است، توانسته است با بهره گيري از صوت داوودي خود و نيز خواندن ترانه هايش به زبانهاي مختلف و در كشورهاي مختلف جهان ( از جمله تركيه، آمريكا، كويت، سوريه، هند و ...)، رغبت و علاقه ميليونها مسلمانان در  5 قاره جهان را جلب نمايد.

 

 

 

 

 

 

 

 

بهائيان شهر همدان

 

دكتر عبدا... شهبازي

 

چاپ شده در هفته نامه « سينا » شماره 140 -  17/5/1386

 

 

اشاره :  نوشته اند كه بر سنگ قبر كانت فيلسوف غربي از قول وي چنين حك شده است: »دو چيز است كه اعجاب انسان را برمي انگيزد و هيچوقت اعجابش نسبت به آن كاسته نمي شود. يكي، آسمان پر ستاره اي كه بالاي سرمان قرار دارد، و ديگري، وجداني كه در درون ما انسانهاست«.

در مواجهه با تاريخ ايران نيز، چيزهايي است كه اعجاب انسان را بر مي انگيزد؛ اعجابي كه نه توام با تحسين، بلكه قرين خشم و نفرت است: يكي، نقش اساسي يهوديان در تعيين مسير تاريخ نويس سراسر جعل اين سرزمين؛ دوم، پيوند عميق و وثيق يهوديت با بابيگري و بهايي گري است. و آنگاه كه محقق حقيقت طلب درمي يابد كه از قرن ها پيش تا كنون، يهوديان و بهايان با نفوذ در اركان فرهنگ و هنر و ادبيات و اقتصاد و ... ما، و در بسياري موارد، در چهره و لباس يك مسلمان مومن، به زيركانه ترين وجه ممكن، در تخريب و تضعيف اسلام عزيز، مجدانه كوشيده اند، اين اعجاب خشم آلود افزونتر مي شود. و زمانيكه در مي يابد، اكثر هخامنشي ستايان و ساساني پرستان و برآورندگان تمدن هاي پر زرق و برق كاغذيِ باصطلاح پيش از اسلام، و ترك و عرب ستيزان اين سرزمين، از »خواجه رشيد الدين فضل ا... همداني« گرفته تا »دكتر احسان يارشاطر همداني« (كه هم اكنون با پشتوانه مادي و معنوي كليسا و كني