در
سالگرد ترور
رهبر يکي از
حزبهاي
کردستان٫
اطلاعيه هايي
صادر شده
بودند و
تبليغات
وسيعي انجام
شده بود تا در
شهرهاي
کردستان و نيز
تعدادي از
شهرهاي
آذربايجان
مراسمي
برگزار شود.
اين
مراسم که شامل
تجمعات
گسترده٫
تعطيلي بازار
در روز جمعه (که
خودبخود
اتفاق ميافتد
چون بازار
جمعه ها تعطيل
ميباشد) و نيز
خاموشي
چراغهاي
منازل!! ميشد
از سوي تقريبا
تمامي احزاب
کرد تائيد شده
بود.
نکته
جالب اينکه٫
تاکيد اکثريت
حزبهاي کردي
بر برگزاري
اين مراسم در
سويوق بولاغ (مهاباد)٫
اورمو (اورميه)
و نيز سولدوز (نقده)
ميبود. اين
شهرها به اين
دليل حائز
اهميت هستند
که به صورت
آشکار تبديل
به خط مقدم
مبارزه با
تروريسم کرد
شده اند.
اتفاقي که از
سوي کردها به
آذربايجان
تحميل شده و
آهسته آهسته
به سوي جنگهاي
نظامي
پيشبرده
ميشود.
فعالان
آذربايجاني
هرچند در
سخنوري استاد
شده اند٫ اما
هنوز به صورت
قاطع در برابر
زياده
خواهيها و جنگ
طلبيهاي
کردها
نايستاده اند.
با پيامهاي بي
اثر و يا
دوستيهاي
کاذب که براي
وقت کشي ايجاد
ميشوند
نميتوان با
اشغال شهرهاي
آذربايجان
توسط کردهاي
تروريست
مقابله کرد.
هر
چند شهرهاي
آذربايجاني
در اختيار
قواي مردمي
آذربايجان
قرار دارند٫
ولي وجود
نيروهاي
محافظ از
ضروريات
ميباشد. براي
اين منظور
بايستي شاخه
هاي نظامي
کميته هاي
دفاع از
آذربايجان
غربي بيشتر و
منسجمتر به
صحنه آمده و
ضعف مديران به
اصطلاح
دموکرات منش
آذربايجاني
را برطرف
نمايند.
با
اخباري که از
اورمو٫ سويوق
بولاغ و
سولدوز
دريافت کرده
ايم مراسم
قابل توجهي به
جهت پيروي از
اعلاميه هاي
احزاب کرد
برگزار نشده
است. و همچنين
درگيريهايي
که به دنبال
تعقيب و گريز
نيروهاي
دولتي و
قاچاقچيان
کرد اتفاق
ميافتند ربطي
به مراسم
کذائي ندارند.
تروريستهاي
کرد و شاخه هاي
به ظاهر حقوق
بشري آنها
تلاش ميکنند
درگيريهاي
ذکر شده را به
عنوان سرکوب
هويت خواهي
کردها در
شهرهاي
آذربايجان
معرفي کرده و
از آن استفاده
سياسي
بنمايند.
در
مصاحبه هايي
از اين دست حتي
مصاحبه کننده
نيز سعي ميکند
شهرهاي
آذربايجاني
را به صورت
آشکار تحت
تملک کردستان
معرفي کنند.
حتي در برخي
زمينه ها نيز
سعي در گذاشتن
حرف خود در
دهان مصاحبه
شونده
مينمايند.
چگونه
شخصي مانند
مسعود کردپور
ميتواند
آزادانه از
داخل کشور
ايران٫ با يک
راديوي
بيگانه
مصاحبه کند٫
بدون اينکه با
نيروهاي
اطلاعاتي و
انتظامي رژيم
برخوردي
داشته باشد؟ و
نيز چگونه
ميتواند بدون
دستگير شدن
همچنان به
مخابره اخبار
تحريف شده و
جهت دار ادامه
دهد؟
به
بخشهايي از
مصاحبه مسعود
کردپور با
دويچه وئله (آلمان)
دقت کنيد:
با
مسعود
کردپور، روزنامهنگار
و فعال حقوق
بشر در
کردستان در
این مورد گفتوگویی
کردهایم:
دویچهوله:
خبر رسیده که
در درگیریهای
اخیر مهاباد یکنفر
کشته شده است.
آیا این خبر
صحت دارد؟
مسعود
کردپور: بله.
براساس
گزارشهایی که
رسیده است، در
جریان تعطیلی
روز جمعه ۲۲
تیرماه که مصادف
بود با
سالگرد ترور
دکتر قاسملو،
رهبر حزب
دموکرات
کردستان
ایران، در آن
روز تجمعاتی
صورت گرفته
بود که
متأسفانه با دخالت
نیروهای
انتظامی منجر
به درگیری شد و
در جریان این
درگیریها
فردی به اسم
عبدالصمد
نصیری، یک
جوان ۱۷ ساله،
متاسفانه
کشته شده است.
علت
شروع درگیری
چه بود؟ آیا از
طرف مردم این
درگیری یا
ناآرامی شروع
شد یا از طرف
نیروی
انتظامی؟
البته
با
توجه به وضعیت
کردستان که
همیشه اعتراض
وجود داشته
است و از اوایل
انقلاب نسبت
به سیاستهای
تبعیضآمیز و
آپارتاید
قومی و مذهبی
موجود در این
منطقه،
همیشه
پتانسیل
اعتراض وجود
دارد که
خصوصاً در
سالهای اخیر
این اعتراضات
بیشتر جنبهی
مدنی پیدا
کرده است. و با
توجه به روند
مبارزاتی که
وجود داشته
است، مردم
به این شعور و
آگاهی رسیدهاند
که به
مبارزاتشان
جنبهی مدنی و
انسانی بدهند
و اطلاع دارید
که در این
درگیری نیز
مردم بازار را
در اکثر
شهرهای
کردستان تعطیل
کرده بودند،
ولی متأسفانه
نیروی
انتظامی در
شهر مهاباد دخالت
و حمله کرد و
در واقع خواست
یک نوع آشوبی
بوجود بیاورد
و بتواند در
رابطه با این
آشوب، خشونت و
سرکوب اعمال
کند که در
جریان این
درگیری، این
جوان ۱۷ ساله
کشته شده است.
گفتید
که بازار را
تعطیل کرده
بودند. ظاهراً
در اطلاعیهای
که حزب
دموکرات
کردستان
منتشر کرده، فقط خواسته
است که ۳
دقیقه برقها
را خاموش کنند و
هیچگونه
درخواستی از
مردم برای
تظاهرات یا
ریختن به
خیابانها
نبوده است. آیا
مردم به
خیابانها
آمدند و
تظاهرات
کردند که در
جریانش
درگیری شروع
شد؟
بله،
حزب دموکرات
تنها خاموشی
چراغها را
اعلام کرده
بود. ولی در
شهر مهاباد یک
پتانسیل
بیشتری وجود
دارد برای
اعتراض و
در برخی
مناطق، بويژه
منطقهی
استقلال این
شهر، که «شوانه
قادری» دوسال
پیش در همین
منطقه کشته
شد، در آنجا ظاهراً
دوستان
ایشان همیشه
تجمعاتی
برگزار میکنند
و نیروی
انتظامی هم
بسیار حساس
است به تجمع و
هرگونه
اعتراض که در
جریان این
اعتراضاتی که
صورت گرفت،
نیروی
انتظامی هم
دخالت کرد و در
جریان درگیری
این جوان کشته
شد و دوـ سه
نفر دیگر نیز،
ظاهراً زخمی
شدهاند.
آیا
تیراندازی
شده و این جوان
در اثر
تیراندازی
کشته شده؟
ظاهراً میگویند
در اثر باتوم
نیروهای
انتظامی،
نیروهای ضد
شورش که در
آنجا حضور
داشتند،
ایشان را مورد
ضرب و شتم شدید
قرار دادند که
در جریان این
درگیری ایشان
کشته شدند.
آیا
خانوادهی
این فرد قصد
شکایت یا
پیگیری قضایی
این موضوع را
دارند؟
البته
با توجه به
سوابق امر که
در هر حال در
این قضیه و در
این مسئلهی
حقوقی خود
دولت یکطرف
قضیه هست،
یعنی درواقع
نیروی
انتظامی،
پیگیری
پروندههای
گذشته هم
اکثراً بجایی
نرسیده است.
دولت چون خودش
هم باید
رسیدگی کند،
هم قاضیست و
هم از او شکایت
شده است،
رسیدگی نمیکند
و این پروندهها
همینجور راکد
میماند و
اطلاع دارید
که اکثراً به
نتیجه نیز
نرسیده است. پس
هیچ انتظاری
هم نمیرود که
در این رابطه
نیز به نتیجه
برسد، بويژه
در مناطق
کردنشین که
بويژه خودشان
اسم این
تجمعات را «اغتشاش»
میگذارند،
که در واقع «اغتشاش»
نیست چون
براساس اصل ۲۷ قانون
اساسی اصلا
تجمعات آزاد
هست و مردم میتوانند
اعتراض مدنی و
مسالمتآمیز
خودشان را
نسبت به
سیاستهای
حاکمیت یا نفی
خشونت اعلام
کنند و بدین
وسیله به گوش
حاکمان
برسانند. ولی
با توجه به
حاکمیت
اقتدارگرایی
که وجود دارد
که تحمل شنیدن
هیچگونه
انتقاد و
اعتراضی
ندارد،
متاسفانه گوش
شنوایی نیز در
این رابطه
وجود ندارد و
همیشه هرگونه
اعتراضی منجر
به بوجودآمدن
خشونت میشود.
در
جریان این
ناآرامیها
آیا کسی هم
دستگیر شده
است؟
ظاهرا بله. در
هر ناآرامی یا
اعتراضی که
صورت میگیرد،
در مدنیترین
شکلش هم عدهای
را بازداشت میکنند
و یا صدمه
بهشان میزنند
و مشکلاتی
برای مردم
ایجاد میکنند.
متأسفانه
خبرهای جدید
حاکی از این
است که تعدادی
بازداشت شدهاند.
بله.
در
حال حاضر
وضعیت عمومی
شهر مهاباد و
بطور کلی
استان
کردستان به
چه صورتیست؟
آرامش برگشته
به منطقه یا
اینکه هنوز جو
متشنج است؟
با
توجه به حضور
گسترده
نیروهای
ضدشورش که
همیشه در این
منطقه حضور
دارند و
بلافاصله
وارد عمل میشوند
و حفاظتهای
نظامی و
میلیتاریستی
که همیشه وجود
داشته و در
این مواقع
تشدید میشود،
به همین دلیل
الآن فضا
آرامتر است
نسبت به چند
روز پیش.
مصاحبهگر:
میترا شجاعی
بای
بک