فدرالیزم تلاش مذبوحانه ای برای جلب اعتماد و ترحم شوونیسم فارس در جهت برسمیت شناختن حقوق ملل تحت ستم   

در طول تاریخ هشتاد ساله اخیر توسط رژیمهای شوونیست فارس آنچنان داغی بر دل ملل غیر فارس زده شده که هیچگونه تفاهم و احترام  و اعتماد متقابلی در میان نیست چون تاریخ نشان داده هر موقع شوونیستهای فارس در موضع ضعف بوده اند التماس کرده اند مثل انقلاب یا جنگ و وقتی خطر برطرف شده جز تحقیر و توهین چیز دیگری نصیب ملتها  نگردیده است, محافظه کارانه و محتاطانه ودست به عصا راه رفتن و التماس و با طلب عافیت و عنایت و دست به دامن شدن از شوونیسم فارس برای مرحمت بی نتیجه است, چون ما با یک شوونیسم سطحی و معمولی طرف نیستیم ذهنیت شوونیسم در پیش فارس زبانان تبدیل به یک فرهنگ ملی و توده ای گردیده است و با شخصیت آنها گره خورده و اجین شده و ذهنیت ایران یعنی فارس از هشتاد سال پیش زمانی که حتی تلویزیون نبود در قهوه خانه ها در ماههای رمضان بعد از افطار نقال هائی در تمام نقاط ایران داستان رستم و سهراب را دقیقا شبیه سریال های تلویزیونی هر روز یک قسمت را با چنان آب وتاب و مجانی  برای پیر و جوان که در آن موقع هیچگونه مشغولیتی نبود تعریف می کردند و چنان شعر مسموم چو ایرن نباشد تن من مباد را در وسط داستان در مغز و مخ پیر و جوان و حتی کودکان حک می کردند که  این رسوبات ذهنی که با مرور زمان تبدیل به سنگ گردیده و خلاصی از آن کار حضرت فیل است و به این سادگی ها نیست که با مطرح کردن تو بمیری من بمیرم از شر شوونیسم خلاص شد, سرطان ریشه دار هشتاد ساله چو ایران نباشد تن من مباد را نمی شود با تجویز آسپرین فدرالیستها مداوا کرد این تومور سرطانی هشتاد ساله باید با جراهی از وجود پیکر ملتها خارج شود

 فدرالیسم برای اولین بار توسط سوسیال شوونیستهای گروههای چپ مطرح گردید, و در واقع نه برای به رسمیت شناختن حقوق ملل تحت ستم بلکه در واقع اعلان زنگ خطر برای شوونیسم کنسرواتیو که اخطاری بود برای هوشیار کردن آنها, از قدیم گفتند قبل از وقوع زلزله مارها از سوراخهایشان بیرون می آیند و سگها پارس کنان شهر را ترک می کنند بخاطر آنکه توانا ئی شنیدن صداهائی با فرکانس خیلی پایین را دارند و خطر را قبل از همه حیوانات احساس می کنند در واقع مطرح کردن فدرالسیم با نیت خدمت به ملل تحت ستم نبود بلکه درواقع آگاه کردن حاکمیت در جهت سرکوب علمی و با ژشست مدرن نمائی فدرالیستی بود, به قول معروف علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

روشنفکران  از مللتهای تحت ستم بدون بررسی ریشه دقیق پیداش شوونیسم افراطی و علل مطرح شدن فدرالیسم توسط سوسیال شوونیستها و انگیزه طرح آن, خواسته یا ناخواسته در قربانگاه شوونیستهای دوراندیش قرار خواهند گرفت یعنی درواقع امر پایان ماجرا به سود فدرالیست شوونیستهای دورانیش تمام خواهد شد تنها ویگانه راه خلاصی رهائی کامل از هرگونه سلطه شوونیسم می باشد

فدرالیسم شوونیسم دورانیش باتلاقی است که اگر ما با نسخه فدرالیستها به آن باتلاق گام بگذاریم و با آهنگ فدرالیسم برقصیم هر روز و هر روز بیشتر در باتلاق شوونیسم فرو خواهیم رفت و آن حداقلی که در دست داریم در آینده از دستمان خواهند گرفت و ما تا جائی که توان داریم از رفتن هم وطنان فدرالیست به سوی باتلاق شوونیسم ممانعت خواهیم کرد, تجربه برای عاقلان یکبار بس است بلائی که بر سر ستارخان آوردند باید هر آن آویزه گوش خود قرار دهیم

شوونیسم از نوع شوونیسم فارس با مغزی کنسرواتیو یک نمونه نادر واستثنائی در تاریخ بشریت است اگر تبلور تمام قوانین دمکراسی دنیا را از مونتسکیو گرفته تا به امروز را تبدیل به یک میخ بکنی و آن را بر کله شوونیستها ی فارس بگذاری و با یک پتک صد کیلوئی بر سر میخ بکوبی تا میخ دمکراسی در مغز اینها فرو رود باید مطمئن باشی بعد از اصابت پتک کمانه کرده و به صورت خودت برگشته و صورتت دغون خواهد کرد و میخ دمکراسی حتی نخواهد توانست کوچکترین خراشی در مغز شوونیست فارس بوجود آود

شما اگر نامه ورجاوند به خاتمی  را بخوانید خواهید دید که حتی از غلظت شوونیسم سعی کرده در واقع فعالین آذربایجان و نحوه عملکرد آنها و اینکه مثلا چه کسانی به آنها کمک میکند و به چه نحو ی عمل می کنند در لابای درد ودل شوونیستی چوغولی و جاسوسی ما را هم برای جمهوری اسلامی کرده است

مطمئن باشید زندگی در اروپا وآمریکا وهمزیستی بیش از بیست ویا سی سال در دامان دمکراسی هم نتوانسته غلظت شوونیسم را در وجود اینها حتی یک ذره بکاهد, باور نمی کنید به رادیو فردا و یا به رادیو زمانه نامه بنویسد و از آنها توضیح بخواهید که چرا به زبان ترکی برنامه ندارید و موسیقی ترکی پخش نمی کنید شما که بودجه اتان از طریق آمریکا و اروپا تامین می شود و بودجه فقط مختص فارس زبانها نمی باشد اگر یک قرن هم صبر کنید و منتظر بمانید جوابی نخواهید گرفت نه تنها از آنها بلکه از تمام گروهها وتشکیلات اپوزیسیون, چون آنها دمکراسی را یاد نگرفته اند که در زندگی روزمره به اجرا در آورند یاد گرفته اند تا حد ومرز تبیض نژادی را بشناسند و بی گدار در یک اجتماع عمومی به دیگر ملتها توهین نکنند اگر به نامه ها جواب نمی دهند چون وحشت دارند لب تر کنند در برابر قانون قرار گیرند و خوب می دانند با افرادی مثل میلسویچ چگونه رفتار می شود و تعجب من از این است فدرالسیتهای هموطن ما از اینها طلب برسمیت شناختن ما را دارند و دست دوستی به سوی اینان دراز می کنند و می خواهند بر سر یک میز بنشنند و البته بدون لهجه با آنها مذاکره کنند چون با لهجه مورد تمسخر واقع خواهید شد آیا ما باید یک ستارخان دیگری را باید به مسلخ اینها روانه کنیم تا باورمان بشود که اینها لایتغیرند لطفا فریب کلماتی مثل آذربایجانی های سلحشور, غیور, باغیرت وجان بر کف را نخورید, آنها فقط و فقط از جرئت ما و پشتکار ما در سرنگونی رژیمها بهره برداری کرده و بعد از پایان ماجرا همان آش و همان شوونیسم و هر طور با آنها کناربیائی در نهایت کلاهت پس معرکه است وبعد از حصول اهدافشان خواهند گفت برو بابا کشکت را بساب, و از این جهت کلماتی مانند سلحشور و غیور و جان بر کف از هر نا سزا ئی و توهینی  رکیک تر است

از بزرگترین شگردهای نئو فدرال شوونیسم دوراندیش نفوذ در گروههای رهائی خواه آذربایجان و به انحراف کشاندن آنها و ایجاد تفرقه در بین آنها و ایجاد یاس و نامیدی می باشد با مطرح کردن اینکه آذربایجان جنوبی بدون ارتباط  اقتصادی و اجتماعی قادر به ادامه حیات نیست از جمله مثلا ما آب باران کمتری داریم با طراحی و مطرح کردن سئوالاتی در جهت اشغال ذهن شنونده و یا خواننده و به طور غیر مستقیم و القائی و ایجاد یک نوع نامیدی و دلسردی و سوق دادن مخاطب به شکل نا مرعی به سوی عدم اعتماد بنفس به پتانسیلهای رهائی از سلطه شوونیسم, بخاطر نا توانی ما و اینکه بدون اتکا به شوونیسم ما در عمل قادر به حفظ تعادل خود نخواهیم بود و در نهایت  شرمنده به آغوش شوونیسم فارس بر خواهیم گشت و طلب مغفرت خواهیم کرد

و در اینجاست که باید به شوونیسم فارس گفت: عطایتان را به لقایتان بخشیدیم

 از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید  

یعقوب

 

عدم درک صحیح دمکراسی و متعاقب آن برسمیت نشناختن موجودیت دیگر انسانها

قلمی برداشتند و یک خط هندسی بسته به شکل گربه کشیدند و ایرانش نامیدند, و برای ارضا خود و توجیه عمل خود شروع به تاریخ سازی و داستان سرائی و سند سازی کردند, همه آدمهائی که در داخل این خط قرار گرفته اند ششدانک پارس آریائی هستند, و اگر اشتباها به زبان دیگری صحبت می کنند, به خاطر حمله عمر و چنگیز به ایران زبان آنها به زبانهای دیگری مثل عربی  و ترکی  تغییر یافته و با نامیدن قوم و قبیله های فارس ترک شده و یا فارس عرب شده و غیره عمل خود را توجیه کردند, و برای فرار از واقعیات چنان گسترده و وسیع در مورد تئوری خود در بین مردم تبلیغ کردند تا جائی که خودشان نیز به داستان های ساختگی شان باور کردند, همانند گورینگ مامور تبلیغات هیتلر که چنان شایعاتی می ساخت و آنقدر تبلیغ می کرد که بعدا خودش به  شایعات خود ساخته اش باور می کرد ولی آنهائی که قلم ترسیم در دستشان بود نفهمیدند که با ترسیم این خط چه خانواده هائی را در زیر این خطوط هندسی از هم پاشیده شد, و ناله های جدائی خانواده ها در دو طرف رودخانه ارس سالهای سال شنیده می شد و دهها ترانه به ارس خوانده شد که ای ارس دلت خون شود که دل ما را خون کردی

 ولی برای شوونیسم انسان مطرح نیست واقعیت ملموس مطرح نیست به تمام شگردها در طول هشت دهه دست زده تا عکس خوشگل گربه اش که ترسیم کرده بی سر نماند این سر گربه خیالی شما وطن ماست زادگاه ماست تمام کوهها و رودخانه های آن از آن ماست با عوض کردن نام های محل زیست ما مثل آخماقایا به احمقیه و یا بوزگوش به بزکش و غیره نمی شود ملتی را از حدیده شوونیسم گذرانده و موجودات جدید و دلخواه خلق کرد

 در دنیای کنونی به علت درک دقیق و عمیق دمکراسی در پیش همه ملل و اجرای واقعی آن در پیش ملل مترقی شما در آنچنان تنگنای جواب گوئی قرار خواهید گرفت و مجبور به اعتراف در مقابل ارگانهای حقوق بشر و سازمان ملل خواهید بود و مجبور خواهید بود و بعنوان مجرمان تاریخی که آگاهانه با هدف نابودی زبان و فرهنگ دیگر ملل به محاکمه کشیده خواهید شد و جوانان آذربایجان تازه به بلوغ هویت طلبی پا گذاشته اند و این تازه شروع کار است و از قدیم گفتند,, می بخور منبر بسوزان بر حرم آتش بیفکن آشیان ویران مکن,, شما آشیانه ملتها را با بلند پروازی ها فاشیستی تان ویران کردید ولی بترسید از آمدن آنروزی که ملت آذربایجان یکدست ویکصدا بپا خیزد و رو در روری شما بایستد, و باید بدانید این آرامش قبل از طوفان است این دمل چرکین هشتا ساله تبدیل به یک انفجاز عظیم ملی خواهد شد, و بترسید از آن روز که زیاد دور نیست, رساتر گر شود این ناله ها فریاد می گردد

یعقوب