یونس شاملی
مقاله
طولانی "جایگاه
نهادهای مدنی
قوم در جنبش
های ضد تبعیض"
به قلم آقای
احمد تقوایی
تلاش دیگری
است در توجیه
دکترین معروف
تبعیض و تحقیر
علیه ملیتهای
غیرفارس در
ایران که در
هشتاد سال
گذشته توسط
دولتهای فارس
ایران اعمال
شده است. اگر
چه ظاهرا در
این مقاله
برای اثبات
مدعا از
نظریات
دیگران نیز
استفاده شده
است، اما این
دلیل هیچ
مدعای نیست.
چرا که امروزه
بیش از 60 درصد
کشورهای جهان
بصورت
فدراتیو خود
را اداره
میکنند و نه
تنها نظریه
پردازان
برجسته در آن
خصوص، بلکه
تجربه عملی
این کشورها
مهم ترین
منابع و
فاکتهای در
دسترس و قابل
استفاده در یک
نوشته
میتواند باشد
که آقای
تقوایی به هر
دلیلی
استفاده از آن
منابع را مورد
استفاده قرار
نداده اند!
یاداشت
آقای آیدین
تبریزی نکات
برجسته فوق را
از زاویه نگاه
40 ملیون انسان
غیرفارس در
ایران 70
ملیونی،
هرچند کوتاه
به نقد کشیده
است. برای هر
انسان فارغ از
برتربینی و
فارغ از
قدرتمداری،
نوشته ایشان
قابل فهم و
عمیقا انسانی
و کاملا
دمکراتیک بود.
اما متاسفانه
هشتاد سال
حاکمیت پهلوی
ها و حکومت
کنونی به چشم
روشنفکران
فارس و
همقطاران
خودباخته
آنان از میان
ملیتهای
غیرفارس
ایران خاک
پاشیده است تا
مسائل را
آنگونه که هست
نبینند و
طبیعی است که
وقتی درست
نبینند، پاسخ
درخوری نیز به
آن نخواهند
داد.
در
جائی از همان
مقاله آمده
است؛ "تحولات
قرن بیستم
نشان می دهد که
دمکراسی تنها
زمانی
میتواند در
جوامع شکوفا
گردد که:
یکم:
نهادهای
جامعه مدنی
برپایه حقوق
شهروندی و
پایبندی به
اعلامیه حقوق
بشر و پذیرش
تنوع فرهنگی
ودینی در درون
آن نهادهای
بینان نهاده
شود.
دوم:
نظام حقوقی
برپایه رد
اندیشه "جدائی
و برابری"
قرار گرفته و
تنها
استثناءها
مورد توجه
قانون گذاران
قرار گیرد.
سوم:
سمت و سوی
قوانین در
راستای از
میان بردن
سدهایی باشد
که مانع آمیزش
آزادانه
شهروندان است
و نه برعکس."
با
اندکی توجه به
این بخش از
نوشته مذکور
تناقضات
آشکاری بچشم
می خورد: در
بند یکم، "حقوق
شهروندی و
پايبندی به
اعلاميه حقوق
بشر" به مثابه
پایه اولیه
بنیادهای
دمکراسی در
کشور تلقی شده
است. اما در
بند دوم،
برمبنای همان
متد آمریکایی
مطرح در مقاله
که آقای
تبریزی بخوبی
این بخش از
نوشته آقای
تقوایی را به
نقد کشیده
است، با کمال
تعجب و تاکید
به مفهوم
نسبتاً مضموم
"جدائی و
برابری"، آن
را مانع تحقق
دمکراسی
دانسته است.
این در حالی
است که
کنوانسیونهای
الحاقی منشور
جهانی حقوق
بشر همه و همه
بر پایه
احترام به
تمامی شئونات
فرهنگی،
اتنیکی و
مذهبی مردم
تنظیم شده است.
در
بند اول، میثاق
بین المللی
حقوق مدنی و
سیاسی،
مصوب مجمع
عمومی سازمان
ملل متحد در
تاریخ ۱۶
دسامبر ۱۹۶۶
می خوانیم که؛ "کلیه
ملل دارای حق
خود مختاری
هستند. بموجب
حق مزبور ملل
وضع سیاسی خود
را آزادانه
تعیین و توسعه
اقتصادی -اجتماعی
وفرهنگی خود
را آزادانه
تأمین می کنند."
به
این ترتیب بند
دوم این بخش از
نوشته شما در
تناقض آشکار
با منشور
جهانی حقوق
بشر و
کنوانسیونهای
الحاقی آن
قرار دارد. در
بند سوم مذکور
که عنوان کرده
اید "سمت و سوی قوانين
در راستای از
ميان بردن
سدهائی باشد
که مانع اميزش
ازادنه
شهروندان"
باشد،
امیدوارم
منظورتان دست
شستن 40 ملیون
انسان از زبان
و فرهنگ خویش
در ایران
نباشد. اگر
چنین باشد در
واقع شما هم در
ردیف
نژادپرستانی
چون پهلوی ها
قرار میگیرید
که در کوتاه
مدت حکومتشان
به نسل کشی
فرهنگی وسیعی
علیه ملیتهای
غیرفارس
ایران دست
زدند. به نظر
میرسد که بند
سوم نوشته
بایستی تاکید
به گسترش
عدالت در
ایران را مد
نظر داشت. چون
به مراتبی که
عدالت دامنهء
بیشتری
بگستراند، و
تبعض و
نابرابری از
جامعه ریشه کن
شود، مناسبات
انسانها از هر
رنگ و تباری که
باشند، بر
اساس نزدیکی،
تفاهم و
همبستگی
خواهد بود.
یک مهم
دیگر در نوشته
آقای تقوایی
استفاده از
مفهوم "جدایی
و برابری" است
که بشدت غیر
روشن و سوء
تفاهم زاست. "جدایی
و برابری" را،
بر اساس اصل "حق
تعیین سرنوشت
خلقها"
میتوان در
جایی استفاده
کرد که یک بخش
از کشور به
دلایل ضروری
قصد جدا شدن و
از نظر سیاسی
استقلال
یافتن را
داشته باشد.
اما چنین مورد
در مقاله آقای
تقوی مورد
بررسی قرار
نگرفته است.
بلکه تاکید و
مطالبه حقوق
برابر اتنیکی
در ایران چند
ملیتی از نظر
ایشان تلاش
برای "جدایی و
برابری" است!
این در
صورتیست که در
یک کشور
فدراتیو هرگز
انسانها از
همدیگر جدا
نمی شوند و
شهروندان از
هر ایالتی در
تمام کشور می
توانند بصورت
آزادانه رفت و
آمد کرده و
کاری
برگزینند. در
کشورهایی که
بصورت
فدراتیو
اداره میشوند
انسانها از
همدیگر جدا
نمی شوند،
بلکه
اختیارات
انسانها شکل
متفاوتی به
خود میگیرد. در
واقع روش "اختیار
و برابری" در
آن کشورها
اعمال می شود.
چرا که با به
رسمیت شناختن
حقوق برابر
ملیتها،
قوانین کشور
اختیارات
معینی را برای
به اجرا در
آوردن آن حقوق
در اختیار
ملیتها مختلف
قرار میدهد و
ملیتها با
اعمال این
اختیارات به
برابری
درعرصه حقوق
اتنیکی در یک
کشور دست می
یابند. بنابراین
انتخاب
مفاهیم "جدایی
و برابری"
انتخاب دقیقی
برای طرح
مسئله در
افکار عمومی
ایران نیست.
چرا که
استفاده از
واژه "جدایی"
در افکار
عمومی ایران
مثل گفتن بسم
الله در برابر
جنّ است، که
برای جنّ وحشت
آورد است! در
عین حال منشور
جهانی حقوق
بشر و تمامی
کنوانسیونهای
الحاقی آن به "اختیار
و برابری"
تاکید دارد.
آقای احمد
تقوایی، رک و
پوست کنده
بگویم، زبان
نگارش شما،
روشنفکرانه و
از روی فضیلت
نیست. چرا که
نگاهتان به
مسئله ملی که
شما آنرا
مسئله قوم می
نامید (و
متاسفانه از
زبانی
استفاده
میکنید که
جمهوری
اسلامی برای
سرکوب فعالین
ملیتهای
غیرفارس از آن
بهره می جوید)
نگاهی عمودی
است تا افقی.
نوشته شما
هرچقدر که
ظاهراً به
استدلال
آراسته باشد،
اما نگاهی از
بالا ست و
زبانتان زبان
قدرت است.
متاسفانه
اغلب
روشنفکران
فارس (و
آسیمیله شده
های غیرفارس
ایران) امروز
با زبان قدرت
در مورد حقوق
ملیتها سخن می
گویند. حتی گاه
چنان تصور می
رود که خود
جمهوری
اسلامی استکه
سخن می گوید!! چون
زبان نگاه از
بالا و زبان
استدلالات
پوزیسیون با
اوپوزیسیون
تفاوتی با هم
ندارند. به شما
پیشنهاد می
کنم برای درک
این مفهوم در
مورد حقوق
زبانی
ملیتهای
ایران، اصل 15
قانون اساسی
جمهوری
اسلامی را با
بند 4 طرح
پیشنهادی
اتحاد
جمهوریخواهان
ایران مقایسه
کنید. مو نمی
زنند. مقاله
شما در واقع
تکمیل کردن
پازولی است که
نژادپرستان
فارس در دوره
حاکمیت
پهلویها طرح
آن را ریخته
اند. اما قیام
اول خرداد
تبریز در سال
گذشته و
سالگرد همان
قیام در اول
خرداد همین
امسال هیبت
این پازل
مسخره و
راسیستی را به
هم ریخت و خواب
چندین دهساله
نژداپرستان
فارس را
پریشان کرد و
چه خوب...!
آقای
تقوایی، من به
تدریج قانع می
شوم که
استدلالات از
آن نوع که شما
و تمامی قلم
بدستان
دستگاه عریض و
طویل حاکمیت و
مخالفین فارس
آن عرضه
میکنید، فقط و
فقط برای
توجیه و حفظ
وضعیت موجود،
یعنی حفظ
برتری عنصر
فارس بر دیگر
عناصر(ترک،
کرد، بلوچ و
عرب) در ایران
است. این یعنی
اعلان جنگ
علیه ملیتهای
غیرفارس در
ایران که شما
با همین قلم
کوچکتان یکی
از منادیان آن
هستید. آیا
برای شما
تجربهء اعلان
جنگ صربها
علیه ملیتهای
دیگر در
یوگسلاوی
کافی نیست؟
واقعاً
میخواهید
تجربه هولناک
یوگسلاوی را
برای استمرار
برتری عنصر
فارس در ایران
تکرار کنید؟
2007-07-01
http://www.iranglobal.info/emtyseite3.php?news-id=2739&nid=haupt