استفاده ابزاری از زبان جهت استثمار اقتصادی دیگر ملل تحت ستم
استفاده ابزاری در خوار شمردن زبان و فرهنگ در جهت اعمال سیادت و رجحان اقتصادی و سیاسی و ااجتماعی بر ملل دیگر تحت ستم. تلقین و القا و تبلیغ در تمام ابعاد گفتاری و نوشتاری اجتماعی اعم از مراکز تحصیلی و آموزشی و ادبی و تاریخی و جغرافیایی مبنی بر اینکه زبان و فرهنگ ملل دیگر تحت ستم هیچگونه ریشه ای ندارند و مثل علف هرز باید نابود و ناپدید شوند.
استعمار و استثمار یک ملت بواسطه خوار شمردن زبان محاوره ای آن ملت و با نیت نابودی زبان و فرهنگ یک ملت بی رحمانه ترین و ظالمانه ترین و خشن ترین نوع استعمار در تاریخ بشریت است.
اگر مستعمره های قدیمی کشور های اروپایی را در دهها سال قبل در کشور های آفریقائی و آسیائی را مد نظر قرار دهیم می بینیم که هرگز اروپائیان اقدام به نابودی زبان و فرهنگ ملتی اقدام نکرده اند. حتی آلمان نازی در جنگ جهانی دوم با در نظر گرفتن تمام خلق و خوی درندگی فاشیسم , در کشورهای اشغال شده اقدام به نابودی زبان و فرهنگ هیچ ملتی نکرد.
هر انسانی که مجبور به تکلم به زبان دیگری است به خودی خود فلج والیل در دفاع از حقوق حقه خویش می باشد.
چون مغز انسان در لحظه تکلم نیاز به انرژی و زمان دارد, به موضوع باید فکر کند, لغات مورد نیاز را در بایگانی مغز بجوید, در قالب دستور زبان بگنجاند , جمله بسازد و بیان کند.
در لحظه شنیدن , نیاز به انرژی و زمان و آنالیز لغات دستور زبان واصطلاحات وپی بردن به موضوع را دارد
وقتی فرد به زبان مادریش صحبت می کند تمام انرژی تکلم فرد معطوف تفکر در مورد موضوع می شود.
در صورتی که فردی که به زبان دیگری صحبت می کند بین 50 تا 80 در صد البته در مورد افراد مختلف انرژی مغزی فرد معطوف زبان و فقط 20 الی 50 در صد توانائی مغز صرف موضوع و دفاع از حق و حقوق اقتصادی, اجتما عی , سیاسی میشود ودر نتیجه شخص همیشه در دفاع از خود کم می آورد
و لاجرم بجای موضع تهاجمی همیشه در موضع دفاعی قرار گرفته و مجبور به پذیرش خواری می گردد.
اینگونه افراد در سنجش های اجتماعی پائینترین موقعیت اجتماعی نصیبشان می شود و در نتیجه همیشه در یک موقعیت نا برابر و پائینتر از میانگین سطح اجتماعی ارزش گذاری می شوند.
و دقیقا کنه مطلب ( عدم تقبل زبان دیگر ملل ) در اینجا نهفته است , یعنی در وضع دفاعی قرار دادن دیگر ملل به کمک خوار شمردن زبان مادری آنها و در نتیجه کسب امتیازات اساسی بیشتر اقتصادی و سیاسی و اجتماعی نسبت به دیگر ملل و اعمال حاکمیت و هژمونی و برتری خود.
یعقوب
************************************************************************************
علل پیدایش و وجودی تعصب و دگماتیسم فکری
اکر انسان در زمینه های مختلفی از جمله مذهب, ایدوئولوژی , نژاد ملیت و زبان و فرهنگ با یک حساسیت خاص در حفظ وعدم تغییر فکر در آنمورد بطور مکرر وبازگوئی و تذکر و تمرکز واقع گردد
با وحی معضل قلمداد کردن موارد بالا توسط خانواده یا جامعه ویا مراکز تحصیلی ویا گروههای اجتماعی , باعث پیدایش تعصب و دگماتیسم می گردد
پالایش تعصب و دگماتیسم از ذهن اینگونه هیپنوتیزم شده ها کار بس دشواری است
مثلا تشریح تئوری داروین به یک شیخ با پیشانی پینه بسته در اثر زیاده روی در خواندن نماز
و یا صحبت بر سر حقوق پایمال شده ملت آذربایجان به یک ایرانی متعصب معتقد به چو ایران نباشد تن من مباد
امیدوارم با دو مثال ساده فوق توانسته باشم مفهوم دقیق دگماتیسم را بازگو کنم
یعقوب
************************************************************************************
شروع قرن بیست و یکم و انقراض نسل دیکتاتورها در چهار گوشه جهان
با رشد امکان ارتباطات ماهواره ای و ارتباط ملل محروم بوسیله تلویزیون و کامپیوتربا دنیای خارج و مقایسه سطح زندگی و رفاه وآزادی خود با دیگر ملل جهان باعث پیدایش رشد سریع آگاهی در بین نسل جدید گردیده است , این پتانسیل آگاهی در کشورهای غیر نفتی بخاطراتکا مالی دولت به نیروی کاری و فکری ملت به راحتی تبدیل به یک حرکت اجتماعی و آزادی بخش در جهت پی ریزی دمکراسی و تغییر رژیم های دیکتاتور گردیده است.
ولی در کشورهای نفت خیز بخاطر عدم اتکا دولت به نیروی کاری و فکری ملت و با دردست داشتن سود باد آورده نفت وبا به خدمت گرفتن صدها هزار مزدور و با پرداخت مبالغ هنگفتی به آنها توانسته اند صدای مردم را در گلو خفه کنند.
و بعضا بخاطر عدم درک صحیح بعضی روشنفکران جهان از وضعیت کشورهای نفت خیز همیشه با مطرح کردن اینکه ,اگر ملت این کشورها آگاهی لازم را دارند پس چرا ?به پا نمی خیزند
باید گفت بپا می خیزند ولی بی رحمانه سرکوب میشوند دولت های نفت فروش که نیازی به جامعه ندارند آنها خواهی نخواهی در آمد خود و مزدوران خود را دارند و هیچ اتکائی به مردم ندارند , نه احتیاجی به رای آنها و نه احتیاجی به تلاش آنها دارند
قیام میلیونی اول خرداد 1385 نمونه بارز خیزش ملت آذربایجان که با عایدات باد آورده نفتی و به کمک جیره خواران به خاک و خون کشیده شد.
پس در این میان کشورهای صنعتی جهان در کنار این ملت باشند و با قطع کامل داد وستد نفتی دولت را در مقابل ملت ضعیفتر کنند و بدین منوال حاکمیت را از داشتن قدرت سرکوب اقتصادی خلع سلاح کنند و بدین وسیله برای انقراض عقب مانده ترین دیکتاتورها با ملت همگام شوند.
دیکتاتورها هرگز از تاریخ درس یاد نمیگیرند صدام حسین تا آخرین لحظه باور نمی کرد که کارش تمام است و حاکمان ایران نیز هنوز که هنوز است باورشان نمی شود که تاریخ مصرفشان گذشته ولی چه می شود کرد تا طناب را دور گردن خود لمس نکنند باورشان نمی شود وبا تلفین امیدهای واهی به خود و اطرافیان خود و با توکل به موهومات و ایشالله و ماشاالله گفتن ها و با توسل به چاه چم کران در انتظار فردا? و فردا روز دردناکی است
یعقوب
***************************************************************
فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی و یوگسلاوی و اینک نوبت شروع بحران و فروپاشی کشور کثیرالمله ایران
کشورهای کثیرالمله جهان جهت اعمال سلطه و حاکمیت خود بر دیگر ملل تحت ستم واقع در بین محدوده غیر واقعی و ظالمانه خطوط جغرافیائی کشورگشایان
که با افسانه سرائی و تاریخ سازی و با اقدام به جعل هرگونه سند تاریخی جهت طبیعی جلوه دادن تجاوز وسلطه و استعمار خود بر دیگر ملل و با سوئ استفاده از نا آگاهی اجداد و پدران این ملل در گذشته چه با تبلیغات مکتوب ( کتب درسی ) و شفاهی ( نقالی شاهنامه در قهوه خانه ها ) توانسته بودند تا این قرن آقائی خود را بر دیگر ملل اعمال کند
ولی نسل جوان امروز با بهره مندی از برکات تکامل صنعت ارتباطات و رشد و همگامی خود با این صنعت وهمچنین ارتباط تاریخ شناسان و جغرافی دانان جوان امروز و پی بردن آنها به ناموثق و جعلی بودن تاریخ گذشتگان ما و امروز بهتر از ما می داند که چه بلائی برسر ما و اجداد ما آورده اند
با در نظر گرفتن بحران های هویت طلبی در گوشه و کنار ایران و با در نظرگرفتن آگاهی نسل جوان بعید به نظر می رسد که این کشور را به زور چسب دوقلو به هم چسباند دیگر مذهب شیعه گری و ایران گرائی هم نمی تواند کمک کند
ملت آذربایجان جنوبی امیدوار است که این فروپاشی بدون حماقت حاکمان ایران بدون خونریزی فیصله یابد چیزی حداقل شبیه شوروی وبدون قتل وکشتار و خونریزی ولی اگر حاکمیت و پان ایرانیست ها لجاجت بخرج دهند امکان بروز اتفاقات هولناکی شبیه یوگسلاوی بعید نیست , نصیت ملت آذربایجان به ترک زبانهائی که خود را در پناه شوونیسم فارس قرار داده اند و در خدمت آنها هستند می رساند بلائی که امروزه برسر ملل غیر روس در شهرهای روس نشین می آید ومشابه آن در یوگسلاوی و فراموش نکنید وقتی که در آینده سلطه شوونیسم فارس از سرما کوتاه شود , مطمئن باشید آنها بد تر از روس ها و یوگسلاوها با دیگر ملل برخورد خواهند کرد
بی جهت نیست که سیاست مداران کار کشته و کهنسال جهان قریب به اتفاق فروپاشی ایران را قطعی می دانند و حتی پیدایش حداقل پنج کشور مستقل بنامهای جمهوری آذربایجان,جمهوری الاحواز,جمهوری کردستان,جمهوری بلوچستان وجمهوری فارسستان را به دوراز واقعیت نمی بینند
یعقوب
*******************************************************************************
مالکیت تصمیم گیری در نهوه زندگی هر فرد در محدوده زمانی بین تولد و مرگ متعلق به خود آن فرد است
پس من و من ها در این محدوده زمانی حق انتخاب چگونه زیستن داریم که این چگونه زیستن را هیچ بنی بشری از ما نمیتواند بگیرد و یا حق تعیین تکلیف به ما را ندارد, ما یکبار زاده شدیم و یکبار می میریم و حیات همه یکبار است واین حیات هدیه ای است از طرف خدا یا طبیعت به ما و ما از مادرانمان آموخته های فراوانی داریم از جمله آنها زبان مادری است برای یادگیری هر کلمه و لغت مادرانمان همراه ما هزاران بار تکرار ونحوه حرف زدن را به ما آموخته اند, ولی نمی دانم چه نوع ویروس و یا بیماری ژنتیک ادواری باز مانده از دوران خشایارشا در ژن های خاندان پهلوی و جمهوری اسلامی و پان ایرانیستها حلول کرده, که یک دفعه مثل جن بسم الله از راه نرسیده برایمان از فردوسی واهورامزدا آیه صادر می کنند که نه شما تاریخ خودتان نمی دانید ما بهتر شما تاریختان را می دانیم , آن چیزی که مادرت به تو یاد داده اشتباه است, تو فارس بودی اشتباهات تاریخی باعث شده که فارسی در مغز تو مفقود شده و باعث شده اجداد تو تورک از آب درآمده اند تو بایستی آب توبه ترک زدائی به سرت بریزی و به راه راست فارس ناب 24 عیار کوروشی و خشاریاشائی باید هدایت شوی
به صلابه کشیدن و سانسور اعتراضات هویت طلبانه آذربایجانی ها در اروپا وآمریکا ودیگر ممالک خارجی توسط مهاجرین پان ایرانیستی که خود را اشرف مخلوقات می دانند
سابقه مهاجرت و اقامت آذربایجانی ها در اروپا و آمریکا مدت زمان کوتاهی است, در صورتیکه فارس زبانها چه قبل از انقلاب و چه در جریان انقلاب با هجوم میلیونی مهاجرین درباری وساواکی و ارتشی و دیکر گروههای سیاسی وغیرسیاسی که به نهوی با پان ایرانیسم وایران ستا در ارتباط بودند و با مغزهائی آلوده به سرطان بدخیم و علاج ناپذیر چو ایران نباشد تن من مباد که همگی به علت قدمت اقامت و یادگیری زبان و واقع شدن در روابط اجتماعی کشور محل اقامت خود شانس آنرا داشته اند که در اکثر ارگانهای خبری و ارتباطی و همچنین در اکثر مراکز و موسسات و انستیتوهای تحقیقاتی و فرهنگی مربوط شرق و ایران موقعیتی را برای خود دست وپا کنند و پست ومقامی را احرازکنند البته بدون معالجه وبا به همراه بردن مغزسرطانی بدخیم چو ایران نباشد تن من مباد به محل کار خود, واینان عملا شبیه به چاله های سیاه فضائی هستند که هر نور ویا انرژی تابیده شده از فضا را درخود می بلعند و هیچ نوری از آنها بر نمی گردد, تمام اخبار و اطلاعات واعتراضات ونامه ها شکوائیه ها از جانب هویت طلبان دیگر ملل تحت ستم در محدوده اینها معدوم و نابود می شوند و در هیچ جائی منعکس نمی شوند و حتی بعید نیست که هویت نگارندگان نامه ودیگر مطالب را به نحوی در اختیار ژیم قرار گیرد
وظیفه مهاجرین آذربایجانی هویت طلب و دیگر ملل تحت ستم درکشورهای خارجی در اولویت قرار دادن حساسیت این مسئله وافشا ورساندن آن به گوش خبرگزاری های معروف بین المللی و پارلمانمهای کشورهای محل اقامت خود می تواند در شرایط حاظر اهمیت بسزائی داشته باشد, ما اجازه نمی دهیم که خواسته ها ی بر حق ملیمان در کشور های مهد دمکراسی هم سانسور و در نطفه خفه شود واز این رو هموطنان مسلط به ادبیات ونامه نگاری به زبان های انگلیسی و آلمانی وفرانسه و غیره می توانند در این برهه زمانی نقش موثری ایفا کرده ما را یاری رسانند,, تا بعد,, شب آبستن است تا چه زاید سحر
یعقوب