به سوی آزادی آذربایجان تورک جنوبی
نزديك به دويست سال پيش، قسمتي ازاراضی بزرگ آذربایجان به زور تفنگ و سرنيزه و به واسطة دو قرارداد گلستان و تركمانچاي و تحمیل بر ملت بزرگ آذربایجان، به اشغال روسيه درآمد، اين محدودة اشغال شده از خاك آذربایجان، که استقلال خود را از روسها گرفت جمهوری آذربایجان "شمالی" است. قسمت آذربایجان "جنوبی" در اشغال ایران است. البته در تاریخ، کشور مستقل اذربایجان جنوبی را حدود یک سال(1946 حکومت ملی سید جعفر پیشه وری) داشتیم. در جاي جاي اين سرزمين نشانههاي پيدا و پنهاني از آذربایجان و هويت تورک ها ی آذربایجان ثبت و ضبط است، ازدربند (داغستان فعلی)تا همدان(رجوع شود به تاریخ طبری و بیهقی)، و از ايروان تا نخجوان همه و همه اراضی بزرگ تورکهای اذربایجان است. اما اغلب در رسانهها و مطبوعات و درميان فرهيختگان، سرزميني كه آذربایجان جنوبی ناميده ميشود، مناطق تورکهای آذربایجان و يا منطقهاي است كه در قديم، حتی در زمان ساسانیان آذربایجان بزرگ خوانده ميشد.البته جای خوشحالی است که، قسمتی از اراضی بزرگ آذربایجان تورک، از سال 1918 (1297 شمسي ) و توسط يك حكومت دموکراتیک و بعد ها در سال 1991استقلال خود را گرفت، عضو سازمان ملل و سازمانهای معتبر جهان است. لازم به ذکر است که، بر خلاف بعضی از جمهورییهایی که بعد از فرو پاشی شوروی به استقلال رسیدند. ترکهای آذربایجان شمالی اولین ملتی هستند که قبل از فروپاشی شوروی برای استقلال وطنشانه دلیرانه در مقابل ابر قدرت سابق شوروی مبارزه کردند و جلوی تانکهای رژیم روسیه هم ایستادند و شهدایی هم در راه استقلال دادند. جمهوری آذربایجان وجوه اشتراكی از جهات مختلف با ايران فارس ندارد،فارسها مثل بسياری از ارامنه و یا گرجیان در قفقاز جنوبي هستند. فقط ملت تورک آذربایجان شمالی و آذرباجان جنوبی است که علیرغم فشار و سرکوب رژیم شونیست خمینی، باز هم پل این ملت تاریخ ساز ارتباط درونی را با هم دارا می باشند.اراضی آذربایجان، يكي از كانونهاي ديرين شعر و ادب تورکی، و خاستگاه شاعران و نويسندگان بزرگ تورک آذربایجان مانند نسیمی، نظامي گنجوي، پروین اعتصامی و خاقاني شيرواني و ... است. در جاي جاي شهرهايي مانند باكو، اردبیل، گنجه، تبریز، نخجوان، زنجان، ارومیه نمادها و نشانههاي فرهنگ تورکهای آذربایجان به چشم ميخورد. از بناهای قدیمی و تاریخی در تبریز، اردبیل، قزوین و زنجان تا بناهای تاریخی زمان سلجوقیان تورک، سلسله ای تورک آذربایجانی صفوی در گنجه، نخجوان و باکو نشانههاي روشن هويت تورکی آذبایجانی آشكار است. اگر چه طي 85 سال گذشته، در مناطق آذربایجان جنوبی(اشغال ایران)، مبارزة بياماني با زبان تورکی آذربایجانی توسط رژیم پان فارس پهلوی و رژیم پلید آخوندی خمینی انجام شده تا پيوندهاي معنوي آذربایجانیهای تورک جنوبی با آذربایجان شمالی گسسته شود، با اين حال، زبان تورکی آذربایجانی كه اكنون زبان رسمي در آذربایجان شمالي است، به عاملي براي پيوند ميان تورکهای آذربایجان جنوبي با ترکیه و آنادولی(آناتولی) تبديل شده است، چرا كه ميليونها تورک آذربایجانی فارس نیستند و تورک آذربایجان هستند و بيش از ديگر تورکها، براي تلاش در مسير وحدت تورکهای جدا شده با همدیگر اشتياق دارند.اما رژیم ایران آخوندی با نام و سوءاستفاده از اسلام در عمل دست به کارهای فاشیستی پان ایرانیستی میزند. چنانچه در روزنامه های مختلف ومنابع هم موجود است، رژیم ایران با مالیاتهای میلیونها تورک آذربایجانی حمایتهای مادی خود را از پشتون سالاری در افغانستان و تاجیکستان ادامه می دهد. نمونه هایش هم هفته های گذشته بود که، با آمدن امامعلی رحمان اف رییس جمهور تاجیکستان به تهران، رژیم شونیست در لباس آخوندی از جیب این ملت صدها میلیون دلار به تاجیکستان هدیه کرد.در واقع با این کارهای رژیم خمینی، فاشیست بودن شان نیز به خوبی روشن میشود. در رابطه با تورکهای آذربایجان(شمالی- جنوبی)، به طور كلي ميتوان گفت كه به جز مرز جغرافيايي فعلی،(مثل مرزهای مصنوعی شوروی سابق) هيچ عامل جداكنندة ديگري ( مانند فرهنگ، زبان، آداب و رسوم، تاريخ ، دین ) ميان تورکهای آذربایجان شمالی - جنوبی ساكن در منطقة شمال ارس (جمهوری آذربایجان) با جنوب ارس، آذربایجان جنوبی(در اشغال ایران شونیست) وجود ندارد. با تكيه بر همين عوامل مهم و علل وحدت بخش است كه ميتوان مناطق تورکهای آذربایجان جنوب ارس را آذربایجان جنوبی (در اشغال ایران آخوندی) ناميد. در نقشه امروز ایران هم اراضی آذربایجان مشاهده می شود.
در جهان امروز ملتها و دولتها به سوي همگرايي يا واگرايي كشيده ميشوند. ملتهايي كه داراي تمدن غني و مشترك هستند، به سمت همگرايي حركت ميكنند، اتحاديه اروپا نمونهاي موفق از سياست همگرايي است ، طي سالهاي گذشته تعدادي از كشورهاي تورک نيز براي در مسير همگرايي به ايجاد نهادهايي دست زدهاند. « آ، سه ، آن » نيز اسم اتحاديه كشورهاي جنوب شرق آسياست. تشكيل « آ، سه ، آن » حركتي ديگر در راستاي همگرايي ميان كشورهاست. مرحوم ابوالفضل الچی بیگ، رییس جمهور سابق جمهوری آذربایجان پس از به قدرت رسيدن، طرحهاي مختلفي در اين زمينه ارايه كرد كه از جملة اينها اتحادیه واحد كشورهاي تورک است... عبارت « آذربایجان جنوبی » و انتشار مجلةهای آذربایجان جنوبی نيز اقدامي فرهنگي در راستاي همگرايي دوبارة ملت تورک واحدي است كه قرنها در يك سرزمين و در پهنة يك فرهنگ و يك تمدن به نام فرهنگ و تمدن تورکی و در يك جغرافياي مشترك فرهنگی زيستهاند، اما قريب دويست سال پيش، با تجاوز روسيه به خاك آذربایجان و پس از سالها جنگ و تحميل عهدنامههايي شوم، گروهي از اين ملت واحد تورک آذربایجان را در اراضی بزرگ از ميهن و ملت مادر جدا كردهاند.(آذربایجان شمالی و آذربایجان جنوبی)نه اراضی ساختگی ایران. در جهان امروزی نیز اینگونه نمونه ها زیاد است. از جمله، آلمان غربی و آلمان شرقی که بعد ازسالها جدایی امروز متحد شده اند. و یا دو کشور کره که سالها جدایی ودو سیستم تحمیلی جدا بر یک ملت کره ای، الان رو به اتحاد قدمهای برداشته میشود. تورکهای آذربایجان هم این راه را طی خواهند نمود. هر چند كه امروز نظام سياسي متفاوتي در آذربایجان جنوبی(در اشغال ایران) حاکم است. اما نظام زبانی، تاريخي، فرهنگي و به طور كلي نظام هويّتي يكساني با هم دیگر دارند. عبارت « آذربایجان جنوبی» به معناي نفي ایران که يك كشور پر از ملل مختلف عرب، بلوچ، ترکمن و .... دارای کویرهای بزرگی است، نميباشد، « آذربایجان جنوبی» پيوند دهندة قلبها و پلي ميان آذربایجان تورک شمالی و جنوبي با ملت قدرتمند تورک ترکیه است، اگر چه ملتهای تورک آذربایجان طي دويست سال گذشته، اقدام مؤثري براي اتحاد اذربایجان شمالي و آذربایحان جنوبی انجام ندادهاند، البته مرحوم ابوالفضل الچی بیگ رییس جمهور سابق آذربایجان (شمالی)در این راه بسیاری از جوانان و ملت تورک آذربایجان را بیدار کرد و الان هم این راه مقدس ادامه دارد. اما هرگاه ساية حكومتهاي آهنين و استبدادي خمینیسم مثل شاه از سر مردم آذربایجان جنوبی و دیگر تورکها كنار رفته، آنها براي پيوستن به هویت ملی جانفشاني كردهاند و خواهند کرد. زیرا ایران که قدرتمندتر از شوروی سابق نیست. در سال 1918 (1297 شمسي ) هنگامي كه حكومت تزاريسم پايان يافت، و حكومتي دموکراتیک با حمايت ملت تورک آذربایجان در آذربایجان شمالی تشكيل شد، هيأتي از سوي دولت ايران براي پيريزي روابط روانة باكو شد، و با بسياري از دولتمردان باكو و چهرهها، ملاقات کرده اند. بعد از فرو پاشی شوروی در سال 1991، ملت آذربایجان شمالی و نخجوان با آمدن به آذربایجان جنوبی و کنار رود ارس و بالعکس، با شعار "آذربایجان بیر اولسون پایتاختی تبریز اولسون" یعنی "آذربایجان دوباره یکی و متحد شود و پایتخت اش هم تبریز شود". همدیگر را در آغوش گرفتند. حتي پيش از فروپاشي شوروي، حركت گستردهاي از سوي اهالي آذربایجان ونخجوان براي پيوستن به همدیگر صورت گرفت. در همين زمان، ترکمن های جنوبی در اشغال ایران نیز، براي پيوستن به ترکمنهای شمالی تلاش كردند، اما متأسفانه پاسخ شايستهاي دريافت نكردند و ناچار پرچم استقلال برافراشته و « جمهوري مستقل ترکمنستان جنوبی »در اشغال ایران را تشكيل دادند و امروزه هم فعالییتهای ملی ادامه دارد... همة اينها حاكي از آن است كه آذربایجان جنوبی پارهاي از اراضی بزرگ آذربایجان تورک است ، آذربایجانی که در ادبیات و فولکولور این ملت بزرگ تورک هم وجود دارد. چنانکه شاعر می گوید:
سن بیزیم سن، بیزیم سن
دوردوغجا بدن ده جان
یا شا یاشا چوخ یاشا
ای شانلی آذربایجان
بو تورپاغي سئويرم
بو تورپاغی سئويرم
منيم وطنيميدير بورا
گله جک بير قانلی گون
ستارخانلار،پیشه وریلر بیر داها قالخار
آذربایجان دوشمنلرينی
يئنه ده بير بير قيرار...
او گون، جنوبی آذربایجانیم
قوووشاجاق بیر بیرینه
وطن بیتووله شه جک
مژده وئر غم چکنه
جنوبی آذربایجانیم...هئی
شمالدان آیری قالماز
قیشین قارادیر اوزو
اینان کی گله جک یاز
تبریز ، اردبیل قالخیر
جنوب اسیردی اسیر
داردا قالان شئرلرین
گنجه دن سسی گلیر
قالیب اشغال آلتیندا
تبریزیم زنجانیم
قوووشاجاق آذربایجانا
باکیم گنجه م ، شیروانیم
نئج کی تورک شاه اسماعیل
فتح ائله دی، اصفهانی...
یئنه ده آلاجاغیق
تبریزی، زنجانی...
بو تورپاغی سئويرم
بورا منيم وطنيم
بورا آذربایجان ديرآذربایجان
بورا منيم دير منيم
يا شا ياشا وطنيم .