یادداشت
سیاسی
تبریز
در اول خرداد1386
اویرنجی-
سه شنبه اول
خرداد ماه،
تبریز به یک
دژ نظامی
تبدیل شده
بود. نیروهای
ضدشورش،
نیروهای
انتظامی،
ماموران لباس
شخصی اطلاعات
و مزدوران
بسیجی تبریز
را به یک
پادگان نظامی
بزرگ تبدیل
کرده بودند.
مساجد و
ادارات پر از
نیروهای
ذخیره ای بود
که در حال
آماده باش
برای مقابله
احتمالی با
تظاهرات
کنندگان
بودند. با
توجه به
اهمیت
استراتژیک
تبریز رژیم
از تمامی
ظرفیت های
امنیتی خود
جهت سرکوب
تظاهرات
استفاده کرده
بود. رژیم از
ده روز قبل
تمامی
نیروهای خود
را فراخوانده
و آنها را
بحالت آماده
باش نظامی
درآورده بود.
بطوریکه از
استانهای
فارس نشین
نیروهای کمکی
ضد شورش به
آذربایجان
گسیل داشته
شده بود. در
هفته آخر
اردیبهشت
اکثر فعالین
ملی به اداره
اطلاعات
احضار و به
قول خود
اطلاعاتی ها
فعالین را
ارشاد کرده
بودند تا از
هر گونه شرکت
احتمالی در
تظاهرات
خودداری کنند.
آنهائیکه
قابل ارشاد
نبودند به
بازداشتگاههای
مخوف و
انفرادی
اطلاعات سوق
داده شده
بودند. سلول
های انفرادی
که سالهاست
با شکل و
قیافه فعالین
ملی
آذربایجان
انس پیدا
کرده اند.
با همه این
توصیف ها
رژیم در
سیاست سرکوب
خود با شکست
مواجه گردید
و بالاخره
ملت
آذربایجان
توانست نزدیک
به نیم ساعت
مقاومت نشان
داده و صدای
اعتراض خود
را به گوش
جهانیان
برساند.
اعتراضات که
حوالی ساعت 6
عصر و از
منطقه راسته
کوچه تبریز
شروع شده بود
توانست خود
را به خیابان
و سه راهی
فردوسی و
مقابل پاساژ
مولانا
برساند. یگان
ویژه با
وحشیت تمام
بسوی ملتی که
تنها با
شعارهایی
مدنی همچون " تورک
دیلینده
مدرسه"، " بیز
اولمه یه
حاضیریق
بابکین
ائولادییق"،
یاشاسین
آذربایجان"
و ... حمله ور شد.
تعدادی از
هموطنان زخمی
شدند. به گفته
شاهدان عینی
یکی از
مصدومین
پیرمردی بود
که خون به
صورتش جاری
بود. بنا به
توصیه فعالین
ملی، ملت
آذربایجان از
هر گونه
خشونت و
مقابله با
یگان ویژه
خودداری
کردند. حتی یک
شیشه نیز
شکسته نشد.
تظاهراتی
کاملا مدنی
بوسیله ملتی
متمدن که از
سوی عوامل
مزدور و وحشی
رژیم سرکوب
گردید. آمار
دقیق بازداشت
شدگان و
مشخصات کامل
آنها هنوز
اعلام نشده
است ولی
حداقل اسامی
تعدادی
ازآنها با
نامهای افشين
احمدي،
حمايت احمدي
و سخاوت
جنگجو، نادر
مهدقاراباغ
دانشجوي برق
دانشگاه
تبريز(اهل اروميه)
و وحيد
پوربابا
دانشجوي برق
دانشگاه آزاد
تبريز(اهل
بناب) مشخص
شده است. پس از
سرکوب
وحشیانه
تظاهرات
نیروهای
انتظامی و
یگان ویژه در
تمامی
قسمتهای شلوغ
شهر از جمله
منطقه میدان
ساعت،
چهارراه
آبرسان و
حوالی
دانشگاه
تبریز حضوری
جدی داشت.
تعدادی بسیجی
جیره خوار
نیز سوار بر
موتورهای
خویش و با
شعار"
آذربایجان
اویاخدی
انقلابا
دایاخدی" به
ترساندن مردم
می پرداختند.
گفته می شود
در منطقه
میدان ساعت
یکی از این
موتور سوران
پس از سقوط
در حالیکه
قصد هجوم و
حمله بسوی
مردم بیگناه
را داشت از
سوی تعدای
جوان معترض
تبریزی مورد
ضرب و شتم
قرار گرفته
است.
براستی
تبریز پیر و
جوانان غیور
آن ابهت رژیم
شونیستی فارس
را شکستند.
آنها هم قسم
شده اند که تا
پس گرفتن
تمامی حقوق
ملی ازدست
رفته اشان به
مبارزه خود
ادامه دهند.
محله چهل
متری تبریز و
اطراف آن شور
و خاص دیگری
دارد. این
منطقه که
عمدتا محل
زندگی
مستضعفان و
طبقات پایین
شهر است، بیش
از دیگر نقاط
شهر آماده هر
گونه اعتراض
احتمالی است.
رژیم نیز با
مستقر کردن
نیروهای ضد
شورش خود در
پی ایجاد رعب
و وحشت در بین
جوانان این
منطقه است.
دانشگاه
تبریز نیز
مثل همیشه
شدیدا قرق
شده است. ورود
و خروجها
بصورت جدی
کنترل می شود
و حراست
دانشگاه
همراه با
نیروهای
امنیتی و
لباس شخصی
آماده هرنوع
برخوردی
هستند. تمامی
بولتنهای
دانشجوئی
شدیدا کنترل
می شود و هر
گونه عکس ویا
نوشته ای
سریعا از
بولتنها کنده
می شود.
بنظر می
رسد
آذربایجان
روزهای سخت
زیادی پیش رو
دارد.
روزهایی که
آمادگی هرچه
بیشتر فعالین
ملی را می
طلبد. مسیر پر
نشیب و فراز
آزادی
آذربایجان
بدون مقاومت
خونسردانه و
ایستادگی ملی
قابل دسترسی
نیست. تا بحال
هیچ گروه و
فعال حقوق
بشری کلمه ای
بزبان نرانده
است. مدعیان
دروغین حقوق
بشر فارس حتی
از پنهان
کردن شادی
خویش ابایی
ندارند. آنها
با سانسور
اخبار
آذربایجان به
زعم خود این
حرکت عظیم را
متوقف خواهند
کرد.
آنچه
دیروز در
تبریز اتفاق
افتاد نشان
از عزم جدی
رژیم در
سرکوب خونین
حرکت ملی
آذربایجان
داشت. اما نیک
می دانیم که
ملت بزرگ
آذربایجان با
مقاومت خود
عظمت ظاهری و
قدرت پوشالی
شونیسم فارس
را خواهد
شکست. کسی به
داد ملت
آذربایجان
نخواهد آمد.
بقول آتا
تورک: تورکون
تورکده ن
باشقا دوست-و
یوخدور.
بایستی همگی
دست در دست هم
به یاری و کمک
یکدیگر
بشتابیم.
گله جک
بیزیمدیر
www.oyrenci.mihanblog.com