موجودیت
، هویت و
راهمان (تركها
و ايران)
پیشگفتار:
مسائلی که ذهن
ما را مشغول می
کند!
شاید
برای بعضی این
سئوال پیش
آمده باشد که
حضور ما تركها
در ايران از
كجا نشات
ميگيرد و
تاريخ و
پيشينه ما
چيست؟ زبان
ترکی چگونه
زبانی است که
اکثر ما قادر
به خواندن و
نوشتن آن
نیستیم ؟ در
ایران جمعیت
ترکها چقدر
است؟ چرا
اجازه نداریم
در مدارس به
زبان ترکی
تحصیل کرده و
حتی صحبت
کنیم؟ چرا
برای ما جوک می
سازند و ما را
تحقیر می
کنند؟ متاسفانه
بعضی از ما به
این مسائل
توجهی
نداریم و برای
این مسائل به
دنبال پاسخ
نیستیم. حتی
بدتر اینکه
برخي از ما از
ترک بودن خود
نیز شرمنده
ایم و به نحوی
قصد انکار آن
را داریم! به
جای یاد دادن
زبان با احساس
و عاطفه مادری
به فرزند
خردسال خود ،
به او زبان
رسمی و
خشک فارسی را
می آموزیم!
هنگام فارسی
صحبت کردن سعی
داریم لهجه
خود را پنهان
کنیم! و به جای
ترک خود را
آذری می نامیم!
اینها مسائلی
هستند که ذهن
ما را مشغول می
کنند و هنگامی
نیز که موفق می
شویم که به
جواب این
سئوالها
نزدیک شده و
هویت خود را
بشناسیم ، اگر
کنجکاو باشیم
از خود می
پرسیم که حقوق
ما چیست ؟ چرا
حقوق ما ضایع
شده است ؟ و
چگونه می
توانیم حقوق
از دست رفته
خود را پس
بگیریم؟ در
این چند صفحه
به صورت خیلی
خلاصه قصد
جواب دادن به
این مسائل را
داریم. مورد
بحث در این
نوشته عمدتا
مسائل مربوط
به ملت ترک
آذربایجان
است.
جمعیت
ترکان ایران
چقدر است؟
بر اساس
اطلاعات منبع
زبان شناسی SIL
[1] ترکیب
جمعیتی ایران
در سال 1998 به
صورت زیر بوده
است:
|
جمعیت
کل ایران بر
اساس آمار
دولتی |
65,758,000 |
|
متکلمین
زبان ترکی
آذربایجانی قشقاییها
(ترکی
آذربایجانی) متکلمین
ترکی
خراسانی (
نزدیک به
ترکی
آذربایجانی) متکلمین
زبان ترکی
ترکمنی |
23,500,000 1,500,000 400,000 2,000,000 |
|
متکلمین
زبان فارسی* |
22,000,000 |
|
متکلمین
زبان لری* |
4,280,000 |
|
متکلمین
زبان کردی و
کرمانجی* |
3,450,000 |
|
متکلمین
زبان گیلکی* |
3,265,000 |
|
متکلمین
زبان
مازندرانی* |
3,265,000 |
|
متکلمین
زبان عربی |
1,400,000 |
|
متکلمین
زبان بلوچی* |
856,000 |
|
متکلمین
زبان تالشی و
تاکستانی* |
332,000 |
|
متکلمین
زبان ارمنی |
170,800 |
|
بقیه
زبانها |
700,000 |
متاسفانه
تاکنون
سرشماری رسمی
و درستی برای
تعیین ترکیب
جمعیتی ایران
صورت نگرفته و
آمارهای
موجود اکثراً
مغرضانه و در
جهت کم نشان
دادن جمعیت
ملتهای غیر
فارس در ایران
بوده است. بر
اساس آمار
تقریبی فوق
جمعیت ترکان
آذربایجانی
بدون در نظر
گرفتن ترکان
ترکمنی 25،400،000
نفر (62/38% جمعیت
ایران) بوده
واکثریت نسبی
این کشور را
تشکیل می دهند
که این رقم را
تا 30 میلیون
نفر نیز تخمین
زده اند. جمعیت
فارس زبانها
نیز 22 میلیون
نفر می باشد.
بر اساس این
آمار جمعیت
ترکهای ایران
حدود27،400،000 نفر
می باشد و کل
متکلمین
زبانهای
خانواده
ایرانی (نه
لهجه ها یا
گویشهای
فارسی! که با
علامت * مشخص
شده است) 37،500،000
می باشد. پس
ایران نه فقط
سرزمین ملت
فارس بلکه
سرزمین
ملتهای مختلف
ترک و کرد و
عرب وفارس و
بلوچ و عرب و ...
است. لازم به
ذکر است که
حدود 8 میلیون
ترک
آذربایجانی
در جمهوری
آذربایجان،
بیش از 500،000 نفر
در ترکیه
وحدود یک
میلیون نفر در
عراق (عمدتا
شهر کرکوک و
اطراف آن)
زندگی می کنند.
ترکان
آذربایجانی
در شهرهای
مختلف ایران و
به خصوص
استانهای
آذربایجانشرقی
،
آذربایجانغربی،
اردبیل،
زنجان،
همدان،
قزوین، تهران
و مرکزی و
بخشهائى از
استانهاى
گيلان،
كردستان و
كرمانشاهان
زندگی می کنند.
بخش عمده ملت
ترك در جنوب
ايران
دراستانهاى
فارس،
اصفهان،
بوشهر،
كرمان، چهار
محال و
بختيارى و
استانهاى
مجاور و عمده
ملت ترك در
شمال شرق
ايران در
استانهاى
خراسان
شمالى،
خراسان رضوى،
گلستان و
مازندران
ساكنند[23]ּ
بعد نيست
بدانيم كه
كشور ايران از
بابت جمعيت
تركها بعد از
تركيه در رتبه
دوم قرار دارد
و تهران نيز
بعد از
استانبول
دومين شهری
است كه
بيشترين
جمعيت ترك را
در خود جای
داده است.
تاریخ
ترکان
آذربایجان و
ایران
دو
دیدگاه عمده
در مورد تاریخ
ترکان ایران
وجود دارد که
اصولاً با هم
تناقضی نیز
ندارند:
نظریه
اول[2]
: سرزمین
اصلی ترکان
آسیای میانه
مناطق بین
کوههای اورال
و آلتای بوده
است که اولین
مهاجرت ترکها
به آذربایجان
در قرن هفتم
قبل از میلاد
همراه با
اقوام ایسکیت-
سکاها صورت
گرفت. مهاجرتهای
بعدی در
قرنهای چهارم
و پنجم میلادی
با آمدن هونها
اتفاق افتاده
است. ترکان
قدیم بلغار،
خزر، آغاجری ،
كنگر،
بارسيل، آوار
و سابیرها که بعضی
به اروپای
شرقی هم
مهاجرت کرده
اند، به
آذربایجان
آمده و در
اینجا سکونت
نمودند. در
زمان
انوشیروان (كه
خود از طرف
مادرى فرزند
شاهزاده آغ
هونها-هپتاليتهاى
زرد پوست بود[23])
نیز عده ای از
اقوام ترک در
آذربایجان
اسکان داده
شدند[38]. از قرن
هفتم میلادی
عده ای از
قبایل
اوْغوُز
ابتدا به
خراسان و از
آنجا به
آذربایجان
کوچ کردند. در
قرن دهم
میلادی عده ای
از ترکان خزر
بعد از مغلوب
شدن به روسهای
کیف به
آذربایجان
آمدند. از
اواخر قرن نهم
میلادی به بعد
از آسیای
میانه قبایل
پچه- نک، اوغوز
و قبچاق
ازمسیر شمال
دریای خزر به
غرب کوچ کردند
و عده ای از
آنها هم به
آذربایجان
آمدند. مهاجرت
انبوه ترکان
به ایران ،
خصوصاً به
آذربایجان در
زمان سلاجقه
انجام گرفت. با
حمله مغولها
نیز تعدادی از
اقوام ترک به
صورت قسمتی از
سپاهیان مغول
به ایران
مهاجرت كردند.
نظریه
دوم [4]
[8] : بر اساس
این نظریه
تركان در
ایران تاریخی
هفت هزار ساله
دارند و زبان
تركی از نظر
زبان شناسی
ادامه
زبانهای مادر
سومری و
ایلامی است.
زبانهای
ایلامی و
سومری همانند
زبانهای ترکی
جزء زبانهای
التصاقی است (
در این مورد
توضیح داده
خواهد شد) و
بین زبانهای
سومری ایلامی
و ترکی
اشتراکات
لغوی نیز وجود
دارد. تمدن
ایلام در جنوب
غرب ایران که
با تهاجم
هخامنشیان به
ایران برچیده
شد یکی از
متمدن ترین
تمدن های
ایران از 3000 سال
قبل از میلاد
بوده است.
حکومت
هخامنشیان
نیز برروی
ویرانه های
این تمدن
نهاده شد و حتی
دربار
هخامنشی که در
ابتدا از خود
خط و نوشتاری
نداشت از خط و
زبان ایلامی
استفاده می
کرد. سومریها
نیز از 5000 سال
قبل از میلاد
تا سال2000 قبل از
میلاد که توسط
آشوریها و
بابلیها
نابود شدند
شاید اولین
تمدن دنیا را
در بین
النهرین در
عراق فعلی
تاسیس کرده
بودند.
سومریها
اولین مبدعین
خط و قانون
محسوب می شوند.
بر اساس این
نظریه ریشه
ترکان ایران
را می توان در
عبور اقوام
سومری و
ایلامی
ازمنطقه
آذربایجان و
سکونت
احتمالی در
این منطقه و
دیگر مناطق
ایران و سکونت
دیگر اقوام
التصاقی زبان (غيرهند
و ايرانى زبان)
نظیر هوریها ،
آراتتاها،
کاسسی ها ،
قوتتی ها،
لولوبی ها ،
اورارتو ها،
ایشغوزها ،
ماننا ها،
گیلزان ها و
کاسپی ها در
منطقه
آذربایجان و
ایران جست.
البته
احتمال اینکه
فقط
مهاجرتهای
مؤخر طبق
نظریه اول از
ناحیه آسیای
میانه به
ناحیه آبادتر
و احتمالا
پرجمعیت تر
آذربایجان
موفق به تغییر
بافت منطقه
آذربایجان
شده باشد، کم
بوده و ترکیبی
از هردو نظریه
محتمل تر است.
یعنی اجداد
ترکان اولین
مهاجرین یا
اولین ساکنین
منطقه بودند
که با آمدن
دیگر اقوام
ترک ، زبان و
فرهنگ آنها
تکوین یافته
است. البته
نظریه های
تحریفی و
مغرضانه
دیگری نیز
وجود دارد که
طبق آنها
ترکان اقلیتی
مهاجم و
تجاوزگر
نمایانده می
شوند که به زور
زبان خود را در
ایران تحمیل
کرده اند! در
ادامه مطلب به
نقد این
نظریات و رد
آنها خواهیم
پرداخت.
ترکان
دنیا
ترکان
دنیا در وسعتی
از سیبری تا
بالکان عمدتا
در کشورهای
قزاقستان،
ازبکستان ،
قرقیزستان ،
ترکمنستان ،
روسیه، چین ،
جمهوری
آذربایجان،
افغانستان
،ایران ،
ترکیه و عراق زندگی
می کنند. بنا
به لینگواسفر
در سال 2000 خانواده
زبانهاى
تركى، زبان
تقریباً 150
میلیون نفر در
آسیا و اروپا
وشاخه تركى
جنوبی (شامل سه
لهجه عمده :
تركی آناتولی
، تركى
آذربایجانی و
ترکی تركمنى)
زبان اقلا
98 میلیون نفر
در
خاورمیانه،
قفقاز، آسیاى
میانه و شبه
جزیره بالكان-
اروپا بوده
است[1].
در همین سال
زبان فارسى (سه
لهجه عمده آن:
فارسى (ایران)،
درى (افغانستان)
و تاجیكى(
زبان تقریباً
٤٠ میلیون نفر
در خاورمیانه
و آسیاى میانه
بوده است. در
حال حاضر 28
لهجه یا زبان
ترکی در مناطق
مختلف زبان
رسمی مردم
بوده و در حدود
20 لهجه یا زبان
ترکی دارای
کتابت و
ادبیات کتبی
می باشد[23]
[5]
.
تاریخ
ترکان و زبان
ترکی
علاوه
بر زبان سومری
که در برخی
محافل
زبانشناسی به
عنوان ریشه
زبان ترکی (یا
پروترک) مطرح
است، مراحل
دیگر تکوین
زبان ترکی
شامل دوران
ترکی اولیه (شامل
ترکهای هون،
بلغار، پچنه ک
و خزر) از قبل
از میلاد تا
قرن ششم
میلادی، ترکی
قدیم (دوران
گوک ترک و
اویغورها) از
ششم تا هشتم
میلادی ، ترکی
میانه (شامل
ترکی مشترک
آسیای میانه و
ترکی غربی یا
سلجوقی) از قرن
دهم تا
شانزدهم
میلادی وترکی
جدید (شامل
ترکی عثمانی ،
آذربایجانی ،
جغتایی-اوزبکی
و...) از قرن
شانزدهم تا
عصر جدید می
باشد. به نظر
بعضی محققین
کلمه ترک نام
قبیله موسس
حکومت گؤک ترک
در 552 میلادی
یعنی شخص
آشینا بوده
است و از آن
زمان به کل
ملتی که به
زبان آنها
سخن می گفتند
منسوب شده است[5]
[2] .
ترکان
اوْغوُز Oğuz
( اوْق= ایل +
اوُز علامت
جمع در ترکی
قدیم) از قبایل
مهم ترکها
بوده اند و
امروزه اکثر
ترکان غربی (ترکان
ایران،
ترکیه،
آذربایجان،
ترکمنستان،
عراق، سوریه،
قبرس و بالکان)
از نسل ترکان
اوغوز می
باشند.
اوغوزها بعد
از پذیرش
اسلام به
ایران وآناتولی
مهاجرت کردند
و دولت های
اسلامی بزرگی
چون سلجوقیها
و عثمانیها را
تشکیل دادند.
از ترکان قدیم
داستانها و
افسانه های
متعددی باقی
مانده است ،
نظیر
داستانهای
آفرینش، آلپ
آرتونقا، شو،
اوغوزخان،
بوزقورد و
ارگه نه قون.
داستان
بوزقورد (گرگ
خاکستری) از
معروفترین
این داستانها
حکایت نسل رو
به انقراض
قبیله ای ترک
در اثر حمله
دشمن است که با
ازدواج یک گرگ
با باقی مانده
این قبیله
دوباره ادامه
پیدا می کند.
بوزقورد از
قدیم الایام
به عنوان
مهمترین سمبل
ملت ترک
شناخته شده
است. به
داستانهای
بعد از اسلام
نظیر
داستانهای
ساتوق بوغرا
خان، ماناس،
چنگیزنامه،
دده قورقود
نیز می توان
اشاره کرد.
حماسه دده
قورقود به
عنوان یک
داستان ترکان
غربی خصوصاً
ترکان
آذربایجان از
اهمیت بیشتری
برخوردار است
که در مباحث
دیگر به آن می
پردازیم.
ادبیات کتبی
ترکی بدون در
نظر گرفتن
دوران پروترک
یا زبان سومری
با سنگ نوشته
های یئنی سئی و
اورخون شروع
می شود و در
حدود 1250-1400 سال
سابقه دارد.51
نوشته یئنی
سئی برروی سنگ
مزارهای
اطراف
رودخانه یئنی
سئی در آسیای
میانه
قدیمیتر از
همه است. این
سنگ نوشته ها
با الفبایی
متشكل از159
علامت نوشته
شده است
که مختص
ترکان قیرقیز
و اوغوز بود [3]
[5] .
در سال 1970
ميلادی نيز در
ايسيك گؤل
قزاقستان طبق
سيميني از قبر
شاهزاده ای
كشف گرديد كه
بر روي آن
دو سطر و با
حروف اورخون و
به تركي قديم
نوشته شده بود
: " پسر پادشاه
در 23 سالگي از
دنيا رفت ؛ سر
مردم ايسيك به
سلامت باد ".
قدمت اين
نوشته به
وسيله راديو
كربنيك و
باتحقيقات
دانشمندان
شوروی (سابق)500
سال قبل
ازميلاد مسيح
تشخيص داده شد[39].
ریشه
زبان ترکی
زبان
ترکی
آذربایجانی
جزء شاخه
غربی زبانهای
ترکی و از شاخه
زبانهای
آلتاییک می
باشد وآن هم
جزء دسته اصلی
زبانهای
اورال-آلتاییک
است. ترکی
استانبولی و
ترکی ترکمنی
نیز جزء شاخه
غربی (در بعضی
تقسیم بندیها
جنوبی) زبان
ترکی محسوب می
شود. ترکی
قزاقی،
قیرقیزی،
اوزبکی و
اویغوری نیز
جزء شاخه شرقی
زبان ترکی(در
بعضی تقسیم
بندیها
متفاوت است) به
حساب می آیند .
از دیگر
زبانهای
آلتاییک می
توان به
زبانهای
مغولی، كره
ای، ژاپنی،
مانچو و
تونقوزاشاره
کرد. زبانهای
فنلاندی
ومجاری نیز
جزء شاخه
زبانهای
اورالیک حساب
می شوند.
بر اساس
نظریه اول
ترکی
آذربایجانی
از اختلاط
لهجه های
اوغوز و قبچاق
و ترکی شرقی
اویغوری
بوجود آمده
است که در زمان
امیر تیمور و
بعد از آن با
آمدن ایلات
ترک آناتولی(شاملو،
روملو،
استاجلو،
قاجار، افشار
و....) به
آذربایجان
عنصر اوغوز در
ترکی
آذربایجانی
بیشتر شد.
از دید
زبانشناسی
زبانهای دنیا
به دسته های
زیر تقسیم می
شوند[5]
:
·
زبانهای
تک هجایی:
کلمات از یک
هجا به وجود می
آیند و جمله از
تسلسل یک رشته
کلمات تک
هجایی تشکیل
می شود و معنی
آن در همان
رشته کلمات
مفهوم می گردد.
مانند زبان
چینی.
·
زبانهای
التصاقی:
علاوه بر ریشه
کلمات که از یک
یا چند هجا
تشکیل می
یابند ، ادات
پیوندی وجود
دارد. این
پیوندها با
پیوستن به
ریشه ها
کلماتی با
مفاهیم مستقل
ساخته و یا ضمن
الحاق به
کلمات و الفاظ
تصریف و حالت
پذیری آنها را
در کلام میسر
می سازد. مثل
سئو+یش+مک=سئویشمک.
در این زبانها
ریشه کلمات
تغییر نمی
کنند. مانند
ترکی به عنوان
یک زبان
التصاقی
پسوندی و اکثر
زبانهای
اورال-آلتاییک.
این زبانها
بیشتر قاعده
مند هستند.
·
زبانهای
تحلیلی:
این زبانها از
الحاق پسوند و
پیشوندها به
اول و آخر ریشه
کلمات تشکیل
می شوند. منتها
در جریان
ترکیب و تصریف
غالباً در
ساختمان خود
ریشه نیز
دگرگونیهایی
روی می دهد.
مثل می رفتم و
می روم یا go
و went.
اکثر زبانهای
هند و اروپایی
مانند فارسی و
ارمنی و
انگلیسی و
هندی و
زبانهای سامی
نظیر عربی از
این دسته می
باشند.
دگرگونیهای
ریشه در این
زبانها آنها
را به سوی بی
قاعدگی سوق می
دهد.
می
بینیم که زبان
فارسی و ترکی
نه تنها از نظر
لغوی و گرامری
با هم متفاوت
هستند بلکه از
لحاظ ساختاری
نیز در دو دسته
کاملاً مجزا
قرار گرفته
اند.
مشخصات
زبان ترکی
زبانهای
اورال-آلتاییک
مانند ترکی با
مشخصات زیر از
زبانهای هندو
اروپایی نظیر
زبان فارسی
متمایز می
شوند[5]
[9]:
1- در بین
صداهای کلمات
هم آهنگی
اصوات موجود
است 2- در این
زبانها جنس و
حرف تعریف
موجود نیست 3-
صرف به وسیله
اضافه کردن
پسوند انجام
می شود (آپار+دیم
، آپار+دین ،....) 4-
در صرف اسماء
پسوند ملکی به
کار می رود (آپار+دیغیم)5-
اشکال افعال
غنی و متنوع
است 6- حرف جر
بعد از کلمه می
آید (ائودن=از
خانه)7- صفات
قبل ازاسماء
می آیند(گؤزل
قیز)8- بعد از
اعداد علامت
جمع بکار نمی
رود9- مقایسه
با مفعول منه
انجام می گیرد
(من دن اوجا) 10-
برای فعل معین
به جای داشتن
از فعل بودن (ایمک)
استفاده می
شود.11- پسوند
سئوال موجود
است(گلدین می؟)12-
به جای حرف ربط
از اشکال فعل
استفاده می
شود(گئتدییم
یئر= جایی که
رفتم که به
غلط بعضا می
گوییم او یئر
کی گئتدیم)
خط زبان
ترکی
در مورد
خط ترکی
باستان در سنگ
نوشته های
یئنی سئی و
اورخون در 1400
سال پیش و
ایسیک گؤل در 500
سال قبل از
میلاد سخن رفت
که به عقیده
زبانشناسان
خطوط ابداعی
خود ترکان
بوده و از هیچ
خط دیگری
اقتباس نشده
است. ترکان با
پذیرش دین
اسلام خط عربی
را جایگزین خط
باستانی خود
کردند( نظیر
زبان فارسی که با
الفبای عربی
نوشته می شود).
با به کار
آمدن حکومت
جمهوری در
ترکیه ، مردم
این کشور
الفبای لاتین
را جایگزین خط
عربی کردند.
آذربایجانی
های شمال آراز
نیز ابتدا در
محدوده
سالهای 1929-1939 به
مدت ده سال
زبان خود را به
لاتین نوشتند
سپس به دستور
استالین ، خط
جمهوریهای
ترک زبان
اتحاد شوروی (سابق)
به کریل (سیریلیک)
تبدیل شد .
لاکن این
جمهوریها پس
از استقلال
دائمی خود در
سال 1991الفبای
خود را دوباره
به لاتین بر
گرداندند.
آثار مکتوب
زیادی به زبان
ترکی و به دو
الفبای عربی و
لاتین از 1000 سال
پیش به جای
مانده است. بنا
به دلایلی
بسیار الفبای
لاتین از
الفبای عربی
سریعتر فرا
گرفته می شود و
خواندن و
نوشتن به آن
راحتتر است.
خصوصا این
خط برای ترکی
که در آن تعدد
اصوات موجود
است مناسبتر
می باشد. خط
لاتین ترکی
آذربایجانی
با چند حرف
اضافه x,q,ə))
یعنی (اَ ، ق ، خ)
اندکی با خط
لاتین ترکی
استانبولی
متفاوت است.
متاسفانه در
ایران
استفاده از خط
لاتین برای
زبان تركی
بدلایل سیاسی
محدود گشته
است.
قدرت و
امکانات زبان
ترکی
آذربایجانی
·
هماهنگی
اصوات یکی از
زیباترین
خصوصیات زبان
ترکی است که
باعث راحتی
تلفظ و خوش
آهنگی آن می
شود. در زبان
ترکی صداهای
خشن (O,U,A,I)
و صداهای
نازک (Ö,Ü,E,Ə,İ)
نمی توانند در
ریشه یک کلمه
با هم مخلوط
شوند و با همان
ترتیب فوق در
کلمه می آیند.
مانندGözəllik
و Ayrılıq. کلمات
خارجی نیز حتی
المقدور تحت
تاثیر این
قانون جالب
قرار می گیرند.
مانند کلمه
عربی حسين(Hoseyn) که در
ترکی Hüseyn و
كلمه عربي
عباس (Əbbas) كه
در تركي (Abbas) گفته
می شود. ترکها
هنگام فارسی
صحبت کردن
نیزناخودآگاه
از این قانون
طبیعی زبان
خود پیروی می
کنند[9]
.
·
پسوندهای
ترکی بسیار
غنی و متنوع
است وامکان
لغت سازی و
غنای لغوی این
زبان را بالا
می برد.
پسوندهایی
نظیر چی، لی ،
سیز، لیق ،....
·
در زبان
ترکی کلماتی
با اختلاف
جزئی در معانی
موجود است که
در فارسی
نیست، مثلا
برای انواع
دردها کلمات
آغری، آجی،
سیزی، یانقی،
زوققو،
سانجی،
گؤینمک،
گیزیلدمک و
اینجیمک به
کار می رود که
هر کدام درد به
خصوصی را بیان
می کنند.
·
کلمات
ترکی بر خلاف
فارسی انعطاف
زیادی برای
اصطلاح سازی
دارند بعنوان
مثال از کلمه
دیل به معنی
زبان در ترکی 36
اصطلاح و
تعبیر موجود
است: دیل
آچماق، دیل-آغیز
ائتمک، دیلی
توتولماق و....
·
علاوه بر
غنای لغوی،
تحرک و قابلیت
لغت سازی،
بیان مفاهیم
جدید و غنای
مفاهیم مجرد و
همچنین تنوع
بیان و قدرت
بیان تفرعات و
تفاوتهای
جزئی کلام از
دیگر عوامل
غنای زبان
ترکی است . به
همین دلیل و به
اعتراف
زبانشناسان ،
نثر زبان ترکی
برای بیان
اندیشه و
مفاهیم و
موضوعات
مختلف علمی و
فلسفی و
اجتماعی
رساتر و
مناسبتر از
بسیاری
زبانهای دیگر
است. مفاهیم و
اندیشه هایی
را که در ترکی
می توان با یک
جمله بیان
کرد، جملات و
شرح مفصلی را
در زبانهای
دیگر ایجاب می
کند.
·
افعال
ترکی از نظر
وجوه و
زمانهای
متعدد بسیار
غنی است،
ترکیب این
وجوه و زمانها
منجر به 50 شکل
مختلف برای
بیان حالات
مختلف می گردد.
مثلا در فارسی
به جای هر دو
حالت گلیردیم
و گلردیم فعل
می آمدم به کار
می رود یا برای
حالتهایی چون
گله جکدیم (=قرار
بود بیایم)
وگلسئیدیم(=اگر
می آمدم) در
فارسی افعال
واحد و مستقلی
وجود ندارد.
·
افعال
ترکی همه با
قاعده اند،
جزء فعل ناقص
ایمک به معنی
بودن.
·
افعال
متعدی در ترکی
به سادگی با
اضافه کردن
پسوند به
افعال لازم
ساخته می شود:
اوخشاماق=شبیه
بودن ←
اوخشاتماق=
شبیه کردن.
افعال متعدی
درجه دو و درجه
سه نیز در ترکی
قابل ساخت است:
وورماق=زدن(متعدی)←
ووردورماق=
بوسیله کسی
زدن( متعدی
درجه دو)←
ووردوتدورماق=وسیله
زدن کسی را
فراهم کردن (متعدی
درجه سه).
·
ترکیب
پسوندها و
حالات افعال
در ترکی به خلق
کلماتی منجر
می شود که بیان
آنها در زبان
فارسی با یک یا
چند جمله
مقدور است.
مثال:
سئویشدیرمه
لییک (یک فعل
در ترکی)= آنها
را باید وادار
کنیم که
همدیگر را
دوست داشته
باشند(دو جمله
در فارسی).
از دیگر
خصوصیات زبان
ترکی
●
زبان ترکی از
طرف
زبانشناسان
به عنوان
سومین زبان
قانونمند
وتوانمند
دنیا شناخته
شده است و حتی
یکی از
تورکولوژهای
بنام زبان
ترکی را اعجاز
غیر بشری
معرفی کرده
است. ● زبان
ترکی حدود 24000
فعل دارد که در
فارسی بیش از 5000
نمی باشد ●
حدود 1650
لغت ترکی
آذربایجانی
شناخته شده
است که برای
آنها لغات
مستقلی در
فارسی نیست.
مانند
یایخالاماق،
یوبانماق،
یودورتماق و....
[9]● چند
هزار لغت با
ریشه ترکی در
زبان فارسی
موجود است که
از این لغات
بيش از 600 لغت
جزء کلمات
مصطلح و
روزمره است.
مانند آقا ،
خانم ، سراغ،
بشقاب،
قابلمه،
دولمه،
سنجاق، اتاق،
من، تخم،
دوقلو،
باتلاق،
اجاق، آچار،
اردک، آرزو،
سنجاق، دگمه،
تشک، سرمه،
فشنگ ، توپ ،
تپانچه،
قاچاق، گمرک،
اتو، آذوقه،
اردو، سوغات،
اوستا، الک،
النگو، آماج،
ایل، بیزار،
تپه، چکش،
چماق، چوپان،
چنگال،
چپاول، چادر،
باجه، بشگه،
بقچه، چروک،.... [28]
بیان
حقیقت مزایای
زبان ترکی
نسبت به فارسی
بر اساس دلایل
علمی دلیل بر
برتری ملت ترک
بر فارس نمی
شود و چنین
منظوری نیز در
این نوشته مد
نظر نیست،
بلکه هدف
افشای حقایقی
است که 80 سال
مغرضانه جهت
تحقیر و
نابودی ملت ما
کتمان و تحریف
شده است!
آیا
ترکی رایج در
ایران و
جمهوری
آذربایجان و
ترکیه متفاوت
است ؟
همانطور که نوشته شد ترکی رایج در ایران به سه گروه عمده آذربایجانی، ترکمنی، خراسانی و گروههای خلجی ، قزاقی ، اویغوری و ازبکی تقسیم می شود. ترکی رایج در جمهوری آذربایجان نیز ترکی آذربایجانی است. زبانها با سه رکن اساسی با هم قابل مقایسه هستند: دستور زبان، لغات اصلی مانند (مادر ، آب ، کوه ،...) و لغات دسته دوم (نظیر لغات علمی و سیاسی،....). دو رکن اول ارکان اصلی زبان هستند که تغییر آنها قرنها زمان می طلبد، ولی رکن سوم لغات ناشی از پیشرفت روزمره بشریت بوده که از عمر آنها زیاد نمی گذرد. مقایسه دو زبان بر اساس لغات دسته دوم و حكم دادن بر شباهت و تفاوت دو زبان درست نمی باشد! ترکی آذربایجانی رایج در دو طرف رودخانه آراز هر دو یک لهجه واحد از ی