آزربايجان توركي و آذربايجان پارسي

 

 

حميد دباغي

dabbagi@yahoo.com

 

تورك دئموكراتيك پيلاتفورمو

http://tedepe.blogspot.com/

 

 

حركت ملي دموكراتيك ملت تورك و مملكت آزربايجان جنوبي كه حاليا شاهد آنيم، در كل تاريخ اين ملت و اين مملكت، هرگز به اندازه امروزين داراي مضمون و استقامت توركي، ملي، دمكراتيك، مدرن، جهاني و علمي نبوده است. اين مضمون و استقامت بسيار غني و بيسابقه، خود را در اهداف، مفاهيم، شعارها و متدهاي مشخصي جلوه گر مي سازد كه تدقيق هر كدام، فورا روح و هويت توركي، ملي، دمكراتيك، مدرن، جهاني و علمي آنرا آشكار مي سازد. بيسابقگي اين مضمون و استقامت يكي نيز در گستره و عمق آن است، به نحوي كه در مدتي نسبتا كوتاه توانسته است خود را بر عرصه هاي سابقا هرگز دست نخورده و بسيار نوئي مانند تئرمينولوژي، سمبلها، نشانه ها و حتي املا و اورتوقرافي – نه تنها زبان توركي بلكه زبان فارسي هم- تحميل نمايد.

 

از ديدگاه زبانشناسناسانه صرف، حركت به سوي املا و اورتوقرافي توركي تماما فونئتيك و بدون تناقض داخلي كه كاملا از قيد و بندهاي املا مغلوط و نارساي زبان فارسي و يا املاهاي محافظه كارانه التقاطي فارسي-توركي رها شده باشد، نياز و ضرورتي تاريخي براي انكشاف زبان توركي در ايران است. ايجاد املا و اورتوقرافي تماما فونئتيك و رها از قواعد املا زبان بيگانه، تحميلي و استعماري فارسي، در عين حال به لحاظ منافع سياسي و ملي ملت تورك نيز يك نياز و ضرورت تاريخي است. اين چنين املا تماما فونئتيك و رها از يوغ املا فارسي در عرصه اورتوقرافي در مقابل املاهاي محافظه كارانه فارس محور ويا املاهاي فارسي-توركي التقاطي، معادل انديشه تورك محوري و آزربايجان مركزي در مقابل انديشه هاي فارس محوري و فارسستان مركزي (مدافع و مبلغ مفاهيم نادرستي مانند هويت قومي، ملت ايران، زبان ملي و مشترك فارسي، هويت ملي ايراني ...) در عرصه سياسي است. خوشبختانه امروزه گرايش غالب در نوشته هاي مختلف مطبوع و اينترنتي توركي و آزربايجاني بويژه در ميان نسل جوان هويتجو- عليرغم وجود برخي مقاومتها و اصرارها بر كاربرد املا فارسي و يا املاهاي التقاطي فارسي-توركي براي زبان توركي از سوي شماري از محافظه كاران- حركت به سوي املاي منطقي، يكدست و تماما فونئتيك تورك مركز (در عرصه زباني، در عرصه سياسي) است.

 

يكي از عواقب طبيعي اتخاذ املاي يك دست فونئتيك براي زبان توركي، مساله تحول لاجرم در نگارش فونئتيك و توركي برخي از اسامي و نامها مانند آزربايجان، تورك، آزر، قاشقاي، اورميه، باي بك و ... به ترتيب به جاي آذربايجان، ترك، آذري، قشقائي، اروميه، بابك و .... است. رسم الخط اين گونه نامها هم از جنبه املا فونئتيك زبان توركي و هم از جنبه پيام رساني، انعكاس ماهيت تورك مركزي و هويت ضد استعماري، علمي و مدرنيست حاكم بر حركت ملي دمكراتيك تورك و آزربايجاني شايان توجه است. همچنين اتخاذ نگارشهاي متفاوت و نو براي مقولات و مفاهيم نزديك اما جدايي كه در زبان فارسي با بي دقتي فراوان به يك شكل نشان داده مي شوند (مانند توركمان و تركمن، موغول و مونقول و....)، نشان از تعميق ديدگاهها، شناخت دقيقتر و شفاف سازي هرچه بيشتر ابهامات سابقا موجود، از سوي نخبگان و صاحبنظران تورك دارد. در زير به نحوه نگارش چند نام از اين قبيل اشاره شده است:

 

 

 

 

 

 

 

 

فرم غلط

(ترجيح قوميتگرائي فارسي- راسيسم آريائي-مراجع دولتي)

فرم صحيح

(ترجيح حركت ملي دمكراتيك تورك و آزربايجاني)

ترك

تورك

آذربايجان

آزربايجان

آذري- آذري ها

آزر-آزرها

بابك

باي بك

اروميه

اورميه- اورمو

قشقائي

قاشقاي

قرائي

قاراي

ايران

ايلام

Azarbaidjan, Azarbaijan

Azerbaijan

 

 

معادل غيردقيق فارسي

معادلهاي دقيق توركي

توضيحات-تعاريف

تركمن

تركمن

نام ملتي تورك از آسياي ميانه ساكن در تركمنستان و پيرامون آن

توركمان

نام ايل-ايلهائي آزربايجاني در تاريخ؛ نام دياسپوراي توركان آزربايجاني در سرزمينهاي عربي بويژه در عراق و سوريه

مغول

موغول

نام گروههاي مونقول تورك شده در آسياي ميانه، خاورميانه و اروپاي شرقي

موغال

نام گروههاي مونقول تورك شده در شبه قاره هندوستان

مونقول

نام ملتي آلتائيك زبان ساكن در مغولستان و پيرامون آن

شيعه

جعفري

قرائت توركي شيعه دوازده امامي متشرعه، مذهب اكثر توركان ايران، آزربايجان و عراق

شيعه = امامي

قرائت فارسي-عربي شيعه دوازده امامي متشرعه، مذهب فارسان و بخشي از اعراب در عراق و لبنان و غير آن

پارسي=فارسي

فارسي

نام دومين ملت ساكن در ايران، قومي شيعه مذهب و دري زبان

پارسي

نام قومي ايراني در ٢٠٠٠ سال پيش، زرتشتي و آريائي زبان؛ نام قومي فارسي زبان و زرتشتي ساكن در هندوستان

تركي

توركجه

گروه لهجه هاي آزربايجاني-خراساني زبان توركي (شاخه شرقي اوغوز غربي)

توركچه

گروه لهجه هاي آناتولي-بالكاني زبان توركي (شاخه غربي اوغوز غربي)

 

 

"تورك" و "توركي" به جاي "ترك" و "تركي"

 

در سال ٢٠٠٥ در افغانستان، كشوري رها يافته از قوميتگرائي پشتون دولت طالبان كه اخيرا هشت زبان عمده رايج خود را رسمي اعلام كرده است، سمیناري بنام «انکشاف زبانهای تورکی افغانستان» برگزار شد. در قطعنامه مصوبه اين سمينار در باره مساله نحوه نگارش نام زبان "توركي" در افغانستان، چنين گفته مي شود: "..... کلمة تورکی به دو شکل «ترکی» و «تورکی» در متون کلاسیک ادبی ما دیده میشود. لذا به خاطر جلوگیری از پراگنده گی در نوشتار، شکل گرافیم (تورکی) ترجیح داده شود و این شکل در نوشتار دایماً به صورت یکسان مراعات گردد". در ايران نيز به دلايلي مشابه، مساله نگارش واحد و استاندارد نام تورك و يا ترك وجود دارد. اما در جمهوري اسلامي ايران تحت حاكميت قوميتگرايان فارس، متاسفانه هنوز هيچ زباني به جز زبان محلي قوم اقليت فارس رسمي و دولتي نيست و از اينرو مساله استاندارديزاسيون اين نام بر عكس روال معمول در جهان متمدن، نه در سطح رسمي و توسط نهادهاي آكادميك و مراكز دولتي مسئول مربوطه، بلكه در سطح كاربردها و ترجيحهاي فردي روشنفكران و فرهنگيان تورك به پيش رانده مي شود.

 

در زبان فارسي "ترك" براي ناميدن دو مفهوم متفاوت، يكي گسترده و ديگري محدود بكار مي رود:

 

الف- نخست معادل Turkic انگليسي به معني عمومي و گسترده براي ناميدن خانواده اي زباني داخل در گروه زبانهاي آلتائيك و نام عمومي هر كدام از ملل و اقوام متكلم به يكي از زبانهاي متعلق به اين خانواده زباني در آوراسيا. در محافل روشنفكري تورك و آزربايجاني براي اين منظور عموما از فرم "تورك" استفاده ميشود؛

 

ب- ديگري معادل Turkish انگليسي به معني خاص و محدود براي ناميدن ملت به لحاظ شمار اول ايران كه بخش عمده آن در آزربايجان جنوبي، قاشقاي يورد در جنوب ايران و آفشاريورد در شمال خراسان ساكن است و نيز ملت عمده ساكن در تركيه ويا زبانهاي ايندو. برخي از فعالين سياسي و فرهنگي "ترك"، بدين معنا نيز كلمه "تورك" را بكار مي برند. ترجيح و كاربرد شكل "تورك" از طرف اين گروه براي ناميدن ملت خود، به منظور تاكيد بر تعلق ملت تورك ساكن در ايران به خانواده ملل توركي و يا دنياي تورك – از طريق نوشتن اين نام بر اساس فونئتيك زبان توركي- و نفي تعلق آن به دنياي ايراني (كه شامل فارسها، كردها، بلوچها، پشتونها، تاجيكها و … ميشود) – از طريق اجتناب از نگارش اين نام به فرم رايج "ترك" در زبان فارسي است.

 

نگارش نام "تورك" به شكل فونئتيك به هر دو معني محدود و گسترده، همچنين ناشي از تمايل فزاينده براي ثبت و نگارش صحيح و فونئتيك كلمات توركي بويژه نامهاي شخصيتهاي تاريخي و اقوام و دول و ايلات و ... در زبان فارسي است كه در ادبيات سياسي و علمي معاصر ايران مشاهده مي شود. به نظر ميرسد برآيند عوامل فوق  يعني ضرورت ثبت اسامي توركي با تلفظ صحيح آنها، تاكيد بر هويت توركي زبان و ملت اول ايران، تاكيد بر تعلق اين دو به دنياي تورك، حركت به سوي املا كاملا فونئتيك توركي و استانداردسازي نگارش نام اين ملت و زبان، در شرف شكل دادن اجماعي در نگارش نام ايندو در زبان فارسي به شكل "ملت تورك" و "زبان توركي" است.

 

"آزربايجان" به جاي "آذربايجان"

 

در مورد ريشه شناسي نام آزربايجان در اوائل قرن بيستم در ايران و اروپا در منابع فارسي، ارمني و برخي منابع اروپائي چندين تئوري رايج شد، از جمله اينكه اين نام معرب تركيب ايراني آذرآبادگان- آتروپاتگان به معني محل نگهداري آتشها ويا نگاهبان آتش (آذر-آدر از كلمه اوستائي آثه ره و يا آده ره به معني آتش) بوده و يا از نام سرداري ايراني بنام آتروپاتئس و ... ريشه گرفته است. اين تئوريهاي قطعي نشده مانند ادعاهاي اثبات نشده اي از قبيل وجود آتشكده هاي متعدد زرتشتي در آزربايجان و حتي تولد زرتشت در اين مملكت، از طرف دولت باستانگراي پهلوي و نخبگان و دولتمردان قوميتپرست و فرهنگيان نژادگراي فارس در كوتاه مدت با آغوش باز پذيرفته و سپس در مقياس كشوري و جهاني بازتوليد و تبليغ شدند. (اكنون قطعي شده است كه بسياري از اين اوجاقها- و نه آتشكده ها- يادگار تقديس و احترام به آتش - امري از ديرباز مشترك و رايج در بسياري از فرهنگها و تمدنها و اديان در سراسر جهان و از جمله در فرهنگ توركي و تمدنهاي بومي آزربايجان - مي باشند و ربطي به زرتشتيگري ندارند. علاوه بر آن مدتهاست كه ادعاي تولد زرتشت در آزربايجان به طور قطعي رد شده است. معتقدان به وجود واقعي وي نيز، او را شترچراني احتمالا متولد آسياي ميانه، جائي در ازبكستان فعلي مي دانند. اضافتا در حال حاضر وجود شخصي واقعي و تاريخي بنام زرتشت در عالم علم از اساس مورد سوال و محل ترديد بوده، بسياري از صاحبنظران وي را شخصيتي افسانه اي-اسطوره اي و غيرتاريخي، غيرواقعي مي دانند). از آنروز تاكنون اين تئوريهاي اثبات نشده و ادعاهاي مردود از طرف ماشين تبليغاتي، فرهنگي و آموزشي دولت پهلوي و جمهوري اسلامي ايران فربه تر شده و در جهت هويتزدائي توركي و هويتسازي ايراني به معني نادرست ملي و غيرتوركي براي مملكت آزربايجان و ملت تورك بكار گرفته شده اند.

 

طرفه آنكه تئوريهاي مطرح ديگري كه همزمان و در همان سالها مساله توركي بودن نام آزربايجان را به پيش كشيده بودند از سوي اين دسته جات و نهادها بالكل ناديده گرفته شدند و يا از انظار و افكار عمومي مخفي گرديدند. اما اينك پس از گذشت قربب به دو سده از آغاز ماجرا، به موازات كشف و تجمع يافته هاي نو، انتشار منابع جديدي كه قبلا در دسترس نبوده اند، پيشرفت در شاخه هاي مربوطه علم تاريخ، مردم شناسي، توركولوژي، ميتولوژي، باستانشناسي و ائتنوقرافي و با اهميت يافتن دوباره روايتهاي مردمي در تاريخ شناسي مدرن، مساله كاملا به صورت ديگري درآمده است. هر روز كه ميگذرد در نظر اهل فن، تئوريهاي توركي منشا بودن نام آزربايجان، كه با روايتهاي مردمي و قرائن تاريخي دال بر توركي بودن اين نام نيز تقويت ميشوند مقبوليت و اعتبار بيشتري كسب مي كنند. در زير به برخي از اين تئوريها اشاره ميشود:

 

تئوري آز+ار+باي/ به ي/ بي+قان

 

طبق اين تئوري، بخش اول نام آزربايجان ماخوذ از نام قوم باستاني تورك "آز" و يا "آزر" (آز+ار) بوده (نگاه كنيد به مدخل آزر و آذري زيرين) و بخش دوم آن نيز به شكل "باي+قانbay+qan " و يا "به ي+قانbəy+qan " قابل تقطيع است. بنا به اين ريشه يابيها "آزربايجانazərbaycan " به معني سرزمين آزرهاي محتشم و "آزربه يجانazərbəycan " به معني سرزمين سركرده آزرها است. عده اي نيز اين نام را به شكل "آزربيجانazərbican "، "آزر+بي+قان" كه در آن پسوند "–بي-bi " پسوند جمع ساز و يا به معني قوم است تقطيع نموده اند. "-بي-bi " و يا "-پي-pi " پسوند جمع به زبان ايلامي در نام بعضي از اقوام مانند قوم باستاني "لولوبي" (لولو+بي، لو ويا لولو به زبان سومري به معني انسان و مرد است)، "ائللي پي"، "مادا پي"، "سوو پي" و بنا به عده اي "آزر+بي" در نام "آزربيجان" است. برخي از صاحبنظران پسوند قوم ساز -بي را واريانت كلمه بودون-بوي توركي به معني قوم و خلق دانسته اند. بنا به اين ريشه يابي "آزربيجانazərbican " به معني سرزمين آزرها (قوم آزر) است.

 

"به يbəy " ("بكbək "، "بگbəg "، "به يگbəyg "، "بيگbig "٬ "به يbəy " و "بيbi " همه فرمهاي گوناگون يك كلمه توركي اند) در فرهنگ سياسي دول توركي عموما به معناي امير، درجه اي بالاتر از "آقاaqa " و پايين تر از "خانxan " و "خاقانxaqan " و همچنين معناي عاليرتبه، بزرگ، مسئول، مافوق، شوهر، آقا و ... بكار رفته است. كلمه "بايbay " در زبان توركي به معني غني، صاحب، سرور، محتشم، ثروتمند، مقتدر، توانا و .... است. "باييماق" و "باييتماق" در تركي قديم به معني ثروتمند شدن و ثروتمند كردن، اعمار، مرفه و آباد نمودن است. از تركيب "باي+ آغوت" كلمه "باياغوت" ساخته شده كه به معني غني است. "آغوت" پسوند تحبيب در تركي باستان است مانند "آلپاغوت" = "آلپ + آغوت" به معني دلاور محبوب. اكثرا كلمه توركي "بايات" (بيات) را فرم جديد "باياغوت" ميدانند. "بيات" نام يكي از طوائف 24 گانه اوغوز است كه در تشكل ملل تركمن و تورك (در ايران بخصوص از جنوب همدان تا سواحل خليج فارس، در آزربايجان، عراق و تركيه) و فرهنگ توركي نقش بسيار اساسي داشته است. دده قورقود، كوراوغلو، فضولي همه از بياتها هستند. در توركي مدرن "بايات" به معني قديمي و كهنه است.

 

عده "باي" توركي را ماخوذ از كلمه "بايان" مونقولي دانسته اند. در زبان مغولي "بايان" به معني ثروتمند و قدرتمند است. اين كلمه به شكل اوليه خود بايان در ميان تركان باستان آوار، اون اوغور و اويغورها و ديگر اقوام آلتايي نيز رايج بوده است. عنوان" بايان" لقب بزرگترين خاقان توركهاي اويغور "بايان چور" (به معني شاهزاده ثروتمند) است. "بايان" بعدها به شكل "بوگ يان" وارد زبان روسي شده، در زبانهاي اسلاوي شبه جزيره بالكان به شكل "بان" و به معني والي بكار رفته و همچنين به زبان مجاري نيز وارد شده است. عنوان "بايان" در نام طائفه توركي "باياندور، بايندر، بايندور، باييندير" از توركهاي اوغوز نيز موجود است. "-دور" پسوند تكثير در نام قبائل توركي است مانند "چاولدور". باياندورها يكي از قبايل توركي هستند كه در قرون وسطي در تمام ايران، بين النهرين، آناتولي و قفقاز پراكنده شده بودند. بايندورها موسس يكي از مهمترين دولتهاي تركهاي آزربايجاني توركمان در تاريخ يعني دولت "آغ قويونلو" و يا "بايندريه" ميباشند. عده اي نام بايات (بيات) توركي را نيز جمع قديم كلمه بايان دانسته اند. (در توركي باستان برخي از اسامي و عناوين مختوم به "ن"، با تبديل آن به "ت" جمع بسته شده اند، مانند تارخات، تيگيت و بايات كه به ترتيب جمع تارخان، تيگين و بايان اند).

 

پسوند ائتنوتوپونيم ساز توركي "-غان-Ğan " "-قان-qan "، "-گان-gan "، "-كه ن-kən " نشان دهنده جا، مكان و محلهاي جغرافيائي است. اين پسوند در توپونيمهاي باستاني مانند كورقان-قورقان (پشته اي كوچك بر مزار مرسوم در ميان اقوام اوراسيا در ٥ هزار سال پيش. بعدها به معني استحكامات و قلعه و ...)، قاديرقان، خينقان (سينجان)، بارسيغان-بارسقان، قارقان (قاراقان-خرقان، معادل قوراخان مونغولي. رود كوچك، باريكه آب كوهستاني)، قاتقان (خم، انحنا، كج و مورب)، يارقان، يارليغان (از اسامي جزائر درياچه اورميه. محل پرتگاه، كناره دره، شكستهاي كنار رودخانه)، چالاغان (از اسامي جزائر درياچه اورميه. محل زندگي طائفه چالا-چلا از توركان قيپچاق)، اٶتوكه ن (نام الهه مكان. كلمه اي اصلا مونقولي) و ... بكار رفته است. اين پسوند در توپونيمهاي بيشماري در سرزمينهائي كه روزگاري تحت حاكميت اقوام آلتائي، پروتوتورك و تورك بوده اند بويژه در آزربايجان بيادگار مانده است، از آن جمله نامهاي جغرافيائي زير اند: بلاسجان-بلاشگان، داخرقان-توفارقان، بيلقان-بايلاقان، مغان-موغان، زنگان-زنجان، سيساقان- سيسجان، يئكه ن، شانجان، سدقان (صدقان)، چادگان (چادقان)، چٶهره قان، دليجان، انديجان، ديلمقان، نوشيجان، كميجان، ورزقان، گوگان، گرگان-جرجان، واسپورقان، ارزينجان، اوجان، ترجان،  مزلقان، چاپاقان-چپقان، جنقان-جنگان، جوشقان، و... پسوند "-قان-qan " از طريق قوم و يا اتحاديه اقوام پروتوتورك ساكا به زبان پارتيان و از آنجا به زبانهاي ايراني وارد و پس از استيلاي عرب و نفوذ فرهنگ زباني عربي تبديل به "-جان-can " شده است.

 

روايت مردمي برهان قاطع

 

در باره ريشه شناسي توركي نام آزربايجان روايات مردمي چندي موجودند. يكي از جالبترين آنها را محمد خلف تبريزي در اثر خويش برهان قاطع ثبت كرده است. اين روايت داراي عناصر زباني است كه آن را بسيار كهن مي نماياند، از جمله ذكر "آغور" به جاي "اوغوز" و كاربرد پسوند جمع توركي قديم "-ان-ən ": "...... گويند وقتيکه آغور [اوغوز خان] آن ولايت گرفت، صحرا و مرغزار اوجان - که يکي از محال ولايت آذربايجان است-  او را خوش آمد و فرمود که هر يک از مردم او يک دامن خاک بياورند و آنجا بريزند؛ و خود به نفس خود يک دامن خاک آورد و بريخت. تمامت لشگر و مردم هر يک دامني خاک بياوردند و بريختند. پشته اي عظيم برهم رسيد، نام آن پشته را آذربايگان کرد. ….. چه آذر به لغت ترکي به معني بلند است و بايگان به معني بزرگان و محتشمان؛ و آنجا را با آن مشهور گردانيد….". در كتاب فرهنگ رشيدي تاليف رشيد الّدين متوفّاي ١٦٥٤ ميلادى نيز نقل ميشود اوغوز خاقان از شروان بر خاست و به اران رفت و از آنجا آمد به مغان، به اوجان آمد و در آنجا ساكن شد. نام اين مناطق را آذربايجان گذاشت.

 

الف- در تركي قديم پسوند جمعي به شكل "-ه ن-ən " ويا "-ان-an " موجود بوده است. مثلا در تركي قديم كلمه "ارər " به شكل "اره نərən " (مردان، جوانمردان) با استفاده از اين پسوند جمع بسته شده است. محتمل است نام بعضي از اقوام نيز با استفاده از اين پسوند جمع بسته شده باشد، مانند "آزان" به معني آزها (از قوم آز) و "خازاران" به معني خزرها (نام محله اي در شهر اورميه). عده اي كلمات "خيزان" و "اوغلان" در زبان توركي را نيز جمع با پسوند "–ان" كلمات "خيز" (قيز) و "اوغول" دانسته اند. در روايت برهان قاطع نيز "