تقدیم به مادر صبور رضا عباسی و همسر جسور عباس لسانی، دو تن از قهرمانان دربند حرکت ملی آذربایجان در زندانهای زنجان و اردبیل

 
 

 

 

 


این باشگاه مختص ارامنه تهران است؛

 

ورود برای عموم ممنوع!

آرارات را ملی اعلام کنید

فرزاد صمدلی

21 آوریل 2007

 

 

 

درب ورودی باشگاه آرارات در تهران

 

 

آیا تاکنون به کتابخانه عمومی شهرتان مراجعه کرده اید؟!

کتابخانه از جمله مکانهایی است که ورود به آن تابع شروط خاصی نیست. در واقع هر انسانی که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد حق استفاده از کتابخانه عمومی شهر را خواهد داشت. از طرف دیگر یکی از وظایف نهادهای آموزشی و تربیتی در هر شهر، تشویق شهروندان و بخصوص جوانان به حضور در کتابخانه ها و تشویق فرهنگ کتابخوانی است.

ورزشگاهها هم مشابه کتابخانه ها هستند. با این تفاوت که جهت بهره مندی از امکانات یک ورزشگاه، شرط خواندن و نوشتن نیز معمول نیست. در حقیقت درب ورزشگاهها می باید بر روی همه شهروندان یک شهر گشوده باشد و مسئولین با روی گشاده از ورزش دوستان استقبال کنند.  جامعه ای که جوانان را به سوی کتابخانه ها و ورزشگاهها هدایت کند جامعه سالمی خواهد بود. با توجه به اینکه در ایران هرم جمعیت از قاعده بسیار پهنی برخوردار است و این کشور در صدر جدول جوانترین کشورهای جهان قرار دارد لذا توجه به سلامت روحی و جسمی جوانان دو شرط اول سلامت جامعه  ایران محسوب خواهد شد.(1)

اما در کمال تاسف، درب باشگاه آرارات، بعنوان یکی از ورزشگاههای مهم تهران بزرگ، بر روی عموم ملت گشوده نیست. در جلوی درب ورودی این باشگاه تابلوی کوچکی نصب گردیده که برروی آن نوشته شده است: ورود برای غیر ارامنه ممنوع است! این جمله کوچک حاوی حقیقت تلخ بزرگی است. معنای آن این است که تنها چند هزار ارمنی مقیم تهران و یا چند ده هزار ارمنی ساکن در ایران، قادر به استفاده از امکانات وسیع ورزشی، تفریحی و فرهنگی این باشگاه هستند و میلیونها تن از جوانان تهران و دهها میلیون تن از جوانان سراسر ایران وحتی دیگر اقلیتهای مسیحی غیر ارمنی (چون آشوریها، کاتولیکها و ارتودوکسهای غیر گریگوری) فقط  قادرند به هنگام تردد در بزرگراه کردستان، با حسرت از کنار آن رد شوند.(2) باشگاه آرارات در حالی برای استفاده اختصاصی یک گروه کوچک نژادی قرُق شده است که برخلاف ادعاهای موجود؛ زمین، بنا و امکانات آن تماما متعلق به آحاد ملت است و استفاده اختصاصی از آن در قالب یک اقلیت نژادی و دینی نه تنها محمل قانونی ندارد بلکه با اصل 19 قانون اساسی(3) اعلامیه جهانی حقوق بشر،(4)كنوانسیون بین‌المللی رفع هر نوع تبعیض نژادی(5) و کنوانسیون بین المللی مبارزه با آپارتاید در ورزش(6) نیز مغایرت جدی دارد. دولت ایران خود را متعهد به اجرای همه این کنوانسیونها نموده است.

 

باشگاه آرارت تهران، بزرگترین باشگاه ویژه یک اقلیت مذهبی در سطح جهان است!

شاید این حقیقت که باشگاه آرارات بزرگترین باشگاه اختصاصی یک اقلیت نژادی- مذهبی در جهان می باشد برای بسیاری از خوانندگان این مقاله غیر قابل باور باشد. اما این یک حقیقت مسلم است.

اگر باور نمی کنید از زبان خود آقای گئورک وارطانیان، نماینده ارامنه تهران و شمال در مجلس شورای اسلامی بخوانید:

 

رييس سازمان تربيت بدني در بازديد از باشگاه آرارات:

علاقه‌مندم تيم فوتبال آرارات به روزهاي اوج خود بازگردد

 

 

وارطانیان: در هيچ جامعه‌اي از دنيا جايي نيست كه چنين مجتمع بزرگي براي اقليت‌ها وجود داشته باشد و از سوي دولت نيز به آنها كمك شود. ما مي‌خواهيم با توسعه‌ي باشگاه آرارات تصور جهان را نسبت به جمهوري اسلامي عوض كنيم.

 

ارامنه تهران به رغم جمعیت بسیار اندک، از فضا و امکانات حیرت انگیز ورزشی برخوردارند. این در حالی است که تهران با بیش از 12 میلیون نفر جمعیت، به شدت از کمبود فضاهای ورزشی رنج می برد و میلیونها تن از جوانان این شهر به دلیل عدم دسترسی به فضاهای ورزشی، در معرض انواع نابسامانیهای اجتماعی و فسادهای اخلاقی قرار می گیرند.

 

 

 

آقای مهندس علی آبادی  معاون  رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی ، در باشگاه آرارات در حال سخنرانی است. به آرمی که برروی میز تریبون نصب شده است دقت فرمایید. این آرم باشگاه آرارات و در واقع تمثیل گویایی از پرچم ارمنستان است. اساسا در فرهنگ داشناکها، نام آرارات نشان دهنده رویای توسعه طلبی ارضی ارامنه در خاک کشورهای همسایه است.

 

... معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدني به همراه معاونان اين سازمان از بخش‌هاي مختلف باشگاه آرارات بازديد به عمل آورد و با اعضاي هيات رييسه‌ي اين باشگاه در رابطه با مهم‌ترين مشكلات آنها به بحث و گفت‌وگو پرداخت. هنريك خالوئيان رييس هيات مديره‌ي باشگاه آرارات در رابطه با مشكلات بودجه‌اي اين باشگاه خطاب به علي آبادي گفت: به دليل كمبود اعتبارات ما نمي‌توانيم برنامه‌ريزي خاصي داشته باشيم و از شما مي‌خواهيم به ما به عنوان يك اقليت نگاه نكنيد و ما را هم مانند ديگر اقشار جامعه به صورت يكسان مورد توجه قرار دهيد. ما از كلمه‌ي اقليت زياد خوشمان نمي‌آيد. در ادامه گئورگ وارطانيان نماينده‌ي تهران در مجلس نيز خطاب به علي آبادي گفت:

 در هيچ جامعه‌اي از دنيا جايي نيست كه چنين مجتمع بزرگي براي اقليت‌ها وجود داشته باشد و از سوي دولت نيز به آنها كمك شود. ما مي‌خواهيم با توسعه‌ي باشگاه آرارات تصور جهان را نسبت به جمهوري اسلامي عوض كنيم. (7) تاریخ خبر: 2006/02/24

اما خواننده محترم حق دارد که همچنان به این موضوع به دیده حیرت بنگرد که چگونه یک اقلیت بسیار کوچک نژادی – دینی، از یکطرف قادر به استفاده اختصاصی از بزرگترین مجتمع ورزشی اقلیتها در سطح جهان می شود و از سوی دیگر از دولت مربوطه نیز کمکهای ویژه اقتصادی و تبلیغی دریافت می نماید؟!

ضمن اینکه آقای وارطانیان مدعی است که ارامنه با توسعه باشگاه آرارات می خواهند تصور جهان را نسبت به جمهوری اسلامی عوض کنند. این اظهارات مبین آن است که؛

1-      باشگاه آرارات به دلایل نامعلومی توسعه خواهد یافت!

2-      اقلیت چند ده هزار نفری ارمنی قصد دارند با ابزار قرار دادن توسعه باشگاه آرارات، نظر دنیا را نسبت به یک کشور 70 میلیون نفری و رژیم آن تغییر دهند!

در سطور آینده در خصوص دلایل توسعه باشگاه آرارات و نیز بخشی از پرونده آقای وارطانیان اطلاعات بیشتری تقدیم خوانندگان گرامی خواهیم کرد.

 

  

 

،۸۸۰۳۰۲۲۴       ۷- ۸۸۰۳۰۵۸۶ ، ۸۸۰۳۱۶۹۵

   تلفن باشگاه آرارات

     ۸۸۰۳۲۶۴۱    

   فکس  "       "

تهران –  منطقه سه -  میدان ونك -  خیابان ونك -  خیابان آرارات      

   آدرس "       "

 

 

باشگاه آرارات در زمینی دست کم به مساحت 70 هزار متر مربع (در حدود یک سوم وسعت پارک لاله تهران)، در محوطه ای به شکل مثلث، در حد واسط  بزرگراه کردستان، خیابان رشید یاسمی و خیابان آرارات، در شمال غربی میدان ونک احداث شده است. این محله یکی از محلات گران قیمت شهر تهران است و هر متر مربع زمین در این ناحیه نزدیک به 2.5 میلیون تومن بفروش می رسد. بنابراین بدون در نظر گرفتن قیمت بنا و امکانات داخل باشگاه آرارات، بهای عرصه آن چیزی نزدیک به 175.000.000.000 تومن و یا به عبارتی بالغ بر صد و هفتاد و پنج میلیارد تومن می باشد!

قبل از هرچیز نخست بهتر است با امکانات وسیع ورزشی، تفریحی و فرهنگی این باشگاه آشنا شویم.

تصاویر ذیل بخوبی گویای منظور ما خواهند بود:   

 

 

 

 

 

    

 

 

   

 

        

 

 

 

 

   

 

 

 

   

 

 

Textruta: باشگاه آرارات در زمینی دست کم به مساحت 70 هزار متر مربع (در حدود یک سوم وسعت پارک لاله تهران)، در محوطه ای به شکل مثلث، در شمال غربی میدان ونک احداث شده است. این محله یکی از محلات گران قیمت شهر تهران است و هر متر مربع زمین در این ناحیه نزدیک به 2.5 میلیون تومن بفروش می رسد. بنابراین بدون در نظر گرفتن قیمت بنا و امکانات داخل باشگاه آرارات، بهای عرصه آن چیزی نزدیک به 175.000.000.000 تومن و یا به عبارتی بالغ بر صد و هفتاد و پنج میلیارد تومن می باشد!ملاحظه می شود که ارامنه تهران به رغم جمعیت بسیار اندک، از فضا و امکانات حیرت انگیز ورزشی برخوردارند. این در حالی است که تهران با بیش از 12 میلیون نفر جمعیت، به شدت از کمبود فضاهای ورزشی رنج می برد و میلیونها تن از جوانان این شهر به دلیل عدم دسترسی به فضاهای ورزشی، در معرض انواع نابسامانیهای اجتماعی و فسادهای اخلاقی قرار می گیرند.

 

درب ورزشگاه آرارات را به روی مردم بگشائید

چرا باید درب ورزشگاه آرارات بروی عموم مردم گشوده شود و یا بعبارتی دیگر این باشگاه ملی اعلام گردد؟!

زیرا؛

1-    جمعیت ارامنه در ایران ناچیز است:

آمار رسمی سال 1375 هجری شمسی، جمعیت هر سه اقلیت دینی  مسیحی، موسوی و زرتشتی را در حدود 05 % از جمعیت کل کشور نشان می دهد. مطابق این آمار، جمعیت کل اقلیتهای دینی در حال حاضر بالغ بر 350 هزار نفر خواهد بود. در حال حاضر بر اساس واقعیتهای موجود این رقم بیشتر به یک شوخی شبیه است!

واقعیت های موجود حکایت از آن دارد که امروزه جمعیت کل اقلیتهای دینی مورد شناسائی قانون اساسی در ایران زیر 100 هزار نفر است. ایران با مساحتی در حدود 631.660 مایل مربع، جمعیتی در حدود هفتاد میلیون نفر دارد. حدود 98 درصد شهروندان ایران مسلمان هستند.
طبق آخرین سرشماری ملی رسمی در سال 1996 میلادی، 59.8 میلیون مسلمان، 30.000 زرتشتی، 79.000 مسیحی، 13.000 یهودی، 28.000 «سایر» و 47.000 «اظهار نشده» ساکن ایران بوده‌اند. بزرگ ترین اقلیت غیر مسلمان را با میانگین 300.000 تا 350.000 پیرو در سراسر ایران، جامعه‌ی بهایی تشکیل می‌دهد. برآوردها درباره‌ی جامعه‌ی یهودی بین 20.000 تا 30.000 نفر متغیراست. این آمار نشان دهنده‌ی کاهش قابل توجه جمعیت 75.000 تا 80.000 نفری یهودیانی است که تا پیش از انقلاب 1979 در این کشور ساکن بودند.

 طبق برآوردهای غیر رسمی، جمعیت مسیحیان آسوری یا آشوری ایران حدود 10 تا 15 هزار نفر است. ایران همچنین دارای جمعیت‌های پروتستان، از جمله مسیحیان بشارتی است. به گزارش نماینده‌ی ویژه‌ی سازمان ملل متحد، مسیحیان با نرخی معادل 15.000 تا 20.000 نفر در سال در حال مهاجرت از ایران هستند. ماندائیان، که اساس مذهب آن‌ها عقاید عرفانی ما قبل دوران مسیحیت است، با جمعیتی در حدود پنج تا ده هزار نفر عمدتا ساکن استان خوزستان در جنوب غربی این کشور هستند.

Textruta: صرف نظر از جامعه بهائیان که از جانب جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی شوند، ارامنه پرجمعیت ترین اقلیت دینی در ایران محسوب می شوند. آمارهای سال 1357 حکایت از جمعیت 250 هزار نفری ارامنه در ایران دارد. اما در حال حاضر با گذشت نزدیک به30 سال از استقرار رژیم جمهوری اسلامی در ایران، جمعیت ارامنه به دلایل مختلف و عمدتا بخاطر مهاجرت کاهش چشمگیری داشته است. براساس اظهارات عالیجناب "رمزی گرمو"، سراسقف کلیساهای کاتولیک در ایران، جمعیت کل مسیحیان ایران 70 هزار نفر اعلام شده است. به این ترتیب جمعیت ارامنه چیزی در حدود 40 تا 45 هزار نفر است. صرف نظر از جامعه بهائیان که متاسفانه از جانب جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی شوند، ارامنه پرجمعیت ترین اقلیت دینی در ایران محسوب می شوند. آمارهای سال 1357 حکایت از جمعیت 250 هزار نفری ارامنه در ایران دارد. اما در حال حاضر با گذشت نزدیک به30 سال از حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی در ایران، جمعیت ارامنه به دلایل مختلف و عمدتا بخاطر مهاجرت کاهش چشمگیری داشته است. براساس اظهارات عالیجناب "رمزی گرمو" ، سراسقف کلیساهای کاتولیک در ایران، به بخش فارسی رادیو بی بی سی، جمعیت کل مسیحیان ایران 70 هزار نفر اعلام شده است. به نظر می رسد که از بین کلیسهاهای مهم مسیحی در ایران (کلیسای ارامنه ارتدکس ایران-  سراسقف سیبوه سرکیسیان، کلیسای مسیحیان کاتولیک ایران- سر اسقف رمزی گرمو، خلیفه‌گری ارامنه کاتولیک ایران- سر اسقف نشان کاراکهیان و همچنین کلیساهای شرق آشوری، پنطیکاستی آشوری، مسیحیان پروتستان، اورتودوکس یونانی، پرستبری کره ای ها، ارتودکس روس...) کل جمعیت ارامنه اعم از اورتودوکس و کاتولیک مابین 45 تا 50 هزار نفر می باشد. هشتاد درصد ارامنه در تهران، 10 درصد در اصفهان، 5 درصد در آذربایجان و 5 درصد نیز در سایر شهرها ساکن و پراکنده هستند. بعنوان مثال در حال حاضر در شهر بزرگی چون تبریز در حدود 100 خانوار کم جمعیت ارمنی زندگی می کنند.

 ارامنه طی نه موج مهاجرت از ایران خارج شده یا در حال خروجند.

Textruta: پنجمین موج مهاجرت بدنبال فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری ارمنستان آغاز شد. در همین سالها به دستور اداره اماکن نیروی انتظامی  تابلوهای اقلیت دینی بر شیشه مغازه های ارامنه و دیگر اقلیتهای دینی بصورت مشمئز کننده ای نصب گردیده بود. این امر بیش از پیش ارامنه را از وضع موجود ناراضی کرد. شمار قابل توجهی از خانواده های ارمنی با سفر به ارمنستان، بدنبال باغ سبز رویاهای خود بودند. اما در ارمنستان تحت حکومت داشناکها، عقب مانده و فقیر، کمتر کسی به انها خوش امد گفت، در نتیجه بسیاری از آنها که  روی بازگشت به ایران را نداشتند راهی اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا شدند! 

اولین موج بزرگ مهاجرت با انقلاب سال 57 شروع شد. روی کار آمدن یک حکومت افراطی و محدود شدن آزادیهای اجتماعی و فرهنگی، بسیاری از ایرانیان مخالف را مجبور به مهاجرت کرد. دهها هزار تن از ارامنه نیز با این موج همراه شدند. پس از وقوع انقلاب، برخی از امامان جماعت و جمعه و نیز نیروهای سپاه و بسیج، عموما در شهرهای کوچک، مانع از داد و ستد آزاد مسیحیان شدند و بخش بزرگی از این اقلیت را یا در دورن جامعه خود منزوی کردند و یا باعث مهاجرت آنان به خارج از کشور شدند. این موج اکثرا راهی  آمریکا  شد. همچنین دو كشیش به نام‌های «ارسطو سیاح» و «بهرام دهقانی تفتی» نیز در اوایل انقلاب در شیراز به قتل رسیدند. در واقع با حاکم شدن قوانین شریعت، دیه ارمنی به نصف دیه مسلمان تقلیل یافت، اجرای آیین های مذهبی در کلیسا با محدودیت شدیدی روبرو گردید، بکار گیری ارامنه در ادارات و موسسات دولتی بسیار سخت شد، خرید و فروش مشروبات الکلی ممنوع گردید، زنان مسیحی و ارمنی چادر بر سر کردند، نیروهای مسلح رژیم به جشن‌های سال نو میلادی در ایران و جلسات مذهبی مسیحیان حمله کردند، مسلمانانی که مسیحی شده بودند در معرض اعدام قرار گرفتند و کتابهای درسی(غیر از کتابهای درسی دینی ارامنه) و برنامه های صدا وسیما فقط به تبلیغ دین اسلام پرداختند. این قبیل تبلیغات وسیع مذهبی و همچنین ضرورتهای انکار ناپذیر ناشی از حضور یک اقلیت ناچیز در میان یک اکثریت بسیار بزرگ، سبب شد تا جمع کثیری از ارامنه برخلاف رسوم قومی خود با مسلمانان ازدواج کنند. در نتیجه این ازدواجها اکثریت زوجها، زوجه ها  و فرزندان آنها مسلمان می شدند. حتی میزان تاثیر پذیری جوانان ارمنی از اسلام به حدی شد که جمعی از آنها خود عهده دار برگزاری رسومات دینی مسلمانان شیعه چون عاشورا شدند. (8)

مسلمان شدن ارامنه و یا تمایل انها به دین اسلام و دست کم بی تفاوتی و یا کم توجهی جوانان به مذهب گریگوری به معنای به صدا درآمدن آژیرهای خطر برای بقای اجتماعی قوم بی بنیه ای است که اساسا در عرصه بین المللی با کاهش شدید جمعیت روبرو شده است.

دومین موج بزرگ مهاجرت از سال 1359 شروع شد. با آغاز جنگ ویرانگر و خونین ایران و عراق و تداوم آن بر اساس شعارهای حیرت انگیزی چون جنگ جنگ تا پیروزی، جنگ جنگ تا رفع کل فتنه در جهان، این جنگ برای ما برکت است و یا راه قدس از کربلا می گذرد، بسیاری از خانواده های ایرانی که مخالف ادامه جنگ بودند، جهت نجات جان فرزندان خود، آنان را به هر صورتی از کشور فراری می دادند. در این میان خانواده های مسیحی ارمنی با روحیه غیر ایرانی و اسلامی خود، بیش از هرکس دیگری مایل به نجات جان جوانان خود بودند!

سومین موج مهاجرت ارامنه، در ابتدای دهه شصت، ناشی از بازداشت وسیع وغافلگیرانه اعضای حزب توده و به تبع ان جمعی از ارامنه فعال در این حزب بود. ارامنه چپ گرا، در قالب موج کوچکی از مهاجرین، بسرعت مشغول خروج از ایران شدند. آنها با خانواده هایشان سر از کشورهای اروپائی در آوردند.

چهارمین موج بعد از درگیریهای قومی میان ارامنه و الوار، در بخش مرکزی ایران بوقوع پیوست. سومین موج مهاجرت ارامنه کوچک و محلی بود و پس از زدوخورد خونین باغ کشمش در حومه اصفهان و در ابتدای دهه شصت صورت گرفت. در این واقعه صاحبین ارمنی باغ، جمعی از لرهای بومی محل را به دلیل ورود غیر مجاز به داخل ملک، با قمه و قداره مورد حمله قرار دادند. لرها نیز پس از با خبر کردن اقوام خود به ارامنه حمله ور شدند. از تعداد تلفات این حادثه اطلاع موثقی در دست نیست. اما کشمکشهای خونین باغ کشمش سبب وحشت ارامنه اصفهان و لرستان و تشدید خروج آنان از بخشهای مرکزی ایران شد.