تقدیم به مادر صبور رضا عباسی و همسر جسور عباس لسانی، دو تن از قهرمانان دربند حرکت ملی آذربایجان در زندانهای زنجان و اردبیل

 
 

 

 

 


این باشگاه مختص ارامنه تهران است؛

 

ورود برای عموم ممنوع!

آرارات را ملی اعلام کنید

فرزاد صمدلی

21 آوریل 2007

 

 

 

درب ورودی باشگاه آرارات در تهران

 

 

آیا تاکنون به کتابخانه عمومی شهرتان مراجعه کرده اید؟!

کتابخانه از جمله مکانهایی است که ورود به آن تابع شروط خاصی نیست. در واقع هر انسانی که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد حق استفاده از کتابخانه عمومی شهر را خواهد داشت. از طرف دیگر یکی از وظایف نهادهای آموزشی و تربیتی در هر شهر، تشویق شهروندان و بخصوص جوانان به حضور در کتابخانه ها و تشویق فرهنگ کتابخوانی است.

ورزشگاهها هم مشابه کتابخانه ها هستند. با این تفاوت که جهت بهره مندی از امکانات یک ورزشگاه، شرط خواندن و نوشتن نیز معمول نیست. در حقیقت درب ورزشگاهها می باید بر روی همه شهروندان یک شهر گشوده باشد و مسئولین با روی گشاده از ورزش دوستان استقبال کنند.  جامعه ای که جوانان را به سوی کتابخانه ها و ورزشگاهها هدایت کند جامعه سالمی خواهد بود. با توجه به اینکه در ایران هرم جمعیت از قاعده بسیار پهنی برخوردار است و این کشور در صدر جدول جوانترین کشورهای جهان قرار دارد لذا توجه به سلامت روحی و جسمی جوانان دو شرط اول سلامت جامعه  ایران محسوب خواهد شد.(1)

اما در کمال تاسف، درب باشگاه آرارات، بعنوان یکی از ورزشگاههای مهم تهران بزرگ، بر روی عموم ملت گشوده نیست. در جلوی درب ورودی این باشگاه تابلوی کوچکی نصب گردیده که برروی آن نوشته شده است: ورود برای غیر ارامنه ممنوع است! این جمله کوچک حاوی حقیقت تلخ بزرگی است. معنای آن این است که تنها چند هزار ارمنی مقیم تهران و یا چند ده هزار ارمنی ساکن در ایران، قادر به استفاده از امکانات وسیع ورزشی، تفریحی و فرهنگی این باشگاه هستند و میلیونها تن از جوانان تهران و دهها میلیون تن از جوانان سراسر ایران وحتی دیگر اقلیتهای مسیحی غیر ارمنی (چون آشوریها، کاتولیکها و ارتودوکسهای غیر گریگوری) فقط  قادرند به هنگام تردد در بزرگراه کردستان، با حسرت از کنار آن رد شوند.(2) باشگاه آرارات در حالی برای استفاده اختصاصی یک گروه کوچک نژادی قرُق شده است که برخلاف ادعاهای موجود؛ زمین، بنا و امکانات آن تماما متعلق به آحاد ملت است و استفاده اختصاصی از آن در قالب یک اقلیت نژادی و دینی نه تنها محمل قانونی ندارد بلکه با اصل 19 قانون اساسی(3) اعلامیه جهانی حقوق بشر،(4)كنوانسیون بین‌المللی رفع هر نوع تبعیض نژادی(5) و کنوانسیون بین المللی مبارزه با آپارتاید در ورزش(6) نیز مغایرت جدی دارد. دولت ایران خود را متعهد به اجرای همه این کنوانسیونها نموده است.

 

باشگاه آرارت تهران، بزرگترین باشگاه ویژه یک اقلیت مذهبی در سطح جهان است!

شاید این حقیقت که باشگاه آرارات بزرگترین باشگاه اختصاصی یک اقلیت نژادی- مذهبی در جهان می باشد برای بسیاری از خوانندگان این مقاله غیر قابل باور باشد. اما این یک حقیقت مسلم است.

اگر باور نمی کنید از زبان خود آقای گئورک وارطانیان، نماینده ارامنه تهران و شمال در مجلس شورای اسلامی بخوانید:

 

رييس سازمان تربيت بدني در بازديد از باشگاه آرارات:

علاقه‌مندم تيم فوتبال آرارات به روزهاي اوج خود بازگردد

 

 

وارطانیان: در هيچ جامعه‌اي از دنيا جايي نيست كه چنين مجتمع بزرگي براي اقليت‌ها وجود داشته باشد و از سوي دولت نيز به آنها كمك شود. ما مي‌خواهيم با توسعه‌ي باشگاه آرارات تصور جهان را نسبت به جمهوري اسلامي عوض كنيم.

 

ارامنه تهران به رغم جمعیت بسیار اندک، از فضا و امکانات حیرت انگیز ورزشی برخوردارند. این در حالی است که تهران با بیش از 12 میلیون نفر جمعیت، به شدت از کمبود فضاهای ورزشی رنج می برد و میلیونها تن از جوانان این شهر به دلیل عدم دسترسی به فضاهای ورزشی، در معرض انواع نابسامانیهای اجتماعی و فسادهای اخلاقی قرار می گیرند.

 

 

 

آقای مهندس علی آبادی  معاون  رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی ، در باشگاه آرارات در حال سخنرانی است. به آرمی که برروی میز تریبون نصب شده است دقت فرمایید. این آرم باشگاه آرارات و در واقع تمثیل گویایی از پرچم ارمنستان است. اساسا در فرهنگ داشناکها، نام آرارات نشان دهنده رویای توسعه طلبی ارضی ارامنه در خاک کشورهای همسایه است.

 

... معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدني به همراه معاونان اين سازمان از بخش‌هاي مختلف باشگاه آرارات بازديد به عمل آورد و با اعضاي هيات رييسه‌ي اين باشگاه در رابطه با مهم‌ترين مشكلات آنها به بحث و گفت‌وگو پرداخت. هنريك خالوئيان رييس هيات مديره‌ي باشگاه آرارات در رابطه با مشكلات بودجه‌اي اين باشگاه خطاب به علي آبادي گفت: به دليل كمبود اعتبارات ما نمي‌توانيم برنامه‌ريزي خاصي داشته باشيم و از شما مي‌خواهيم به ما به عنوان يك اقليت نگاه نكنيد و ما را هم مانند ديگر اقشار جامعه به صورت يكسان مورد توجه قرار دهيد. ما از كلمه‌ي اقليت زياد خوشمان نمي‌آيد. در ادامه گئورگ وارطانيان نماينده‌ي تهران در مجلس نيز خطاب به علي آبادي گفت:

 در هيچ جامعه‌اي از دنيا جايي نيست كه چنين مجتمع بزرگي براي اقليت‌ها وجود داشته باشد و از سوي دولت نيز به آنها كمك شود. ما مي‌خواهيم با توسعه‌ي باشگاه آرارات تصور جهان را نسبت به جمهوري اسلامي عوض كنيم. (7) تاریخ خبر: 2006/02/24

اما خواننده محترم حق دارد که همچنان به این موضوع به دیده حیرت بنگرد که چگونه یک اقلیت بسیار کوچک نژادی – دینی، از یکطرف قادر به استفاده اختصاصی از بزرگترین مجتمع ورزشی اقلیتها در سطح جهان می شود و از سوی دیگر از دولت مربوطه نیز کمکهای ویژه اقتصادی و تبلیغی دریافت می نماید؟!

ضمن اینکه آقای وارطانیان مدعی است که ارامنه با توسعه باشگاه آرارات می خواهند تصور جهان را نسبت به جمهوری اسلامی عوض کنند. این اظهارات مبین آن است که؛

1-      باشگاه آرارات به دلایل نامعلومی توسعه خواهد یافت!

2-      اقلیت چند ده هزار نفری ارمنی قصد دارند با ابزار قرار دادن توسعه باشگاه آرارات، نظر دنیا را نسبت به یک کشور 70 میلیون نفری و رژیم آن تغییر دهند!

در سطور آینده در خصوص دلایل توسعه باشگاه آرارات و نیز بخشی از پرونده آقای وارطانیان اطلاعات بیشتری تقدیم خوانندگان گرامی خواهیم کرد.

 

  

 

،۸۸۰۳۰۲۲۴       ۷- ۸۸۰۳۰۵۸۶ ، ۸۸۰۳۱۶۹۵

   تلفن باشگاه آرارات

     ۸۸۰۳۲۶۴۱    

   فکس  "       "

تهران –  منطقه سه -  میدان ونك -  خیابان ونك -  خیابان آرارات      

   آدرس "       "

 

 

باشگاه آرارات در زمینی دست کم به مساحت 70 هزار متر مربع (در حدود یک سوم وسعت پارک لاله تهران)، در محوطه ای به شکل مثلث، در حد واسط  بزرگراه کردستان، خیابان رشید یاسمی و خیابان آرارات، در شمال غربی میدان ونک احداث شده است. این محله یکی از محلات گران قیمت شهر تهران است و هر متر مربع زمین در این ناحیه نزدیک به 2.5 میلیون تومن بفروش می رسد. بنابراین بدون در نظر گرفتن قیمت بنا و امکانات داخل باشگاه آرارات، بهای عرصه آن چیزی نزدیک به 175.000.000.000 تومن و یا به عبارتی بالغ بر صد و هفتاد و پنج میلیارد تومن می باشد!

قبل از هرچیز نخست بهتر است با امکانات وسیع ورزشی، تفریحی و فرهنگی این باشگاه آشنا شویم.

تصاویر ذیل بخوبی گویای منظور ما خواهند بود:   

 

 

 

 

 

    

 

 

   

 

        

 

 

 

 

   

 

 

 

   

 

 

Textruta: باشگاه آرارات در زمینی دست کم به مساحت 70 هزار متر مربع (در حدود یک سوم وسعت پارک لاله تهران)، در محوطه ای به شکل مثلث، در شمال غربی میدان ونک احداث شده است. این محله یکی از محلات گران قیمت شهر تهران است و هر متر مربع زمین در این ناحیه نزدیک به 2.5 میلیون تومن بفروش می رسد. بنابراین بدون در نظر گرفتن قیمت بنا و امکانات داخل باشگاه آرارات، بهای عرصه آن چیزی نزدیک به 175.000.000.000 تومن و یا به عبارتی بالغ بر صد و هفتاد و پنج میلیارد تومن می باشد!ملاحظه می شود که ارامنه تهران به رغم جمعیت بسیار اندک، از فضا و امکانات حیرت انگیز ورزشی برخوردارند. این در حالی است که تهران با بیش از 12 میلیون نفر جمعیت، به شدت از کمبود فضاهای ورزشی رنج می برد و میلیونها تن از جوانان این شهر به دلیل عدم دسترسی به فضاهای ورزشی، در معرض انواع نابسامانیهای اجتماعی و فسادهای اخلاقی قرار می گیرند.

 

درب ورزشگاه آرارات را به روی مردم بگشائید

چرا باید درب ورزشگاه آرارات بروی عموم مردم گشوده شود و یا بعبارتی دیگر این باشگاه ملی اعلام گردد؟!

زیرا؛

1-    جمعیت ارامنه در ایران ناچیز است:

آمار رسمی سال 1375 هجری شمسی، جمعیت هر سه اقلیت دینی  مسیحی، موسوی و زرتشتی را در حدود 05 % از جمعیت کل کشور نشان می دهد. مطابق این آمار، جمعیت کل اقلیتهای دینی در حال حاضر بالغ بر 350 هزار نفر خواهد بود. در حال حاضر بر اساس واقعیتهای موجود این رقم بیشتر به یک شوخی شبیه است!

واقعیت های موجود حکایت از آن دارد که امروزه جمعیت کل اقلیتهای دینی مورد شناسائی قانون اساسی در ایران زیر 100 هزار نفر است. ایران با مساحتی در حدود 631.660 مایل مربع، جمعیتی در حدود هفتاد میلیون نفر دارد. حدود 98 درصد شهروندان ایران مسلمان هستند.
طبق آخرین سرشماری ملی رسمی در سال 1996 میلادی، 59.8 میلیون مسلمان، 30.000 زرتشتی، 79.000 مسیحی، 13.000 یهودی، 28.000 «سایر» و 47.000 «اظهار نشده» ساکن ایران بوده‌اند. بزرگ ترین اقلیت غیر مسلمان را با میانگین 300.000 تا 350.000 پیرو در سراسر ایران، جامعه‌ی بهایی تشکیل می‌دهد. برآوردها درباره‌ی جامعه‌ی یهودی بین 20.000 تا 30.000 نفر متغیراست. این آمار نشان دهنده‌ی کاهش قابل توجه جمعیت 75.000 تا 80.000 نفری یهودیانی است که تا پیش از انقلاب 1979 در این کشور ساکن بودند.

 طبق برآوردهای غیر رسمی، جمعیت مسیحیان آسوری یا آشوری ایران حدود 10 تا 15 هزار نفر است. ایران همچنین دارای جمعیت‌های پروتستان، از جمله مسیحیان بشارتی است. به گزارش نماینده‌ی ویژه‌ی سازمان ملل متحد، مسیحیان با نرخی معادل 15.000 تا 20.000 نفر در سال در حال مهاجرت از ایران هستند. ماندائیان، که اساس مذهب آن‌ها عقاید عرفانی ما قبل دوران مسیحیت است، با جمعیتی در حدود پنج تا ده هزار نفر عمدتا ساکن استان خوزستان در جنوب غربی این کشور هستند.

Textruta: صرف نظر از جامعه بهائیان که از جانب جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی شوند، ارامنه پرجمعیت ترین اقلیت دینی در ایران محسوب می شوند. آمارهای سال 1357 حکایت از جمعیت 250 هزار نفری ارامنه در ایران دارد. اما در حال حاضر با گذشت نزدیک به30 سال از استقرار رژیم جمهوری اسلامی در ایران، جمعیت ارامنه به دلایل مختلف و عمدتا بخاطر مهاجرت کاهش چشمگیری داشته است. براساس اظهارات عالیجناب "رمزی گرمو"، سراسقف کلیساهای کاتولیک در ایران، جمعیت کل مسیحیان ایران 70 هزار نفر اعلام شده است. به این ترتیب جمعیت ارامنه چیزی در حدود 40 تا 45 هزار نفر است. صرف نظر از جامعه بهائیان که متاسفانه از جانب جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی شوند، ارامنه پرجمعیت ترین اقلیت دینی در ایران محسوب می شوند. آمارهای سال 1357 حکایت از جمعیت 250 هزار نفری ارامنه در ایران دارد. اما در حال حاضر با گذشت نزدیک به30 سال از حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی در ایران، جمعیت ارامنه به دلایل مختلف و عمدتا بخاطر مهاجرت کاهش چشمگیری داشته است. براساس اظهارات عالیجناب "رمزی گرمو" ، سراسقف کلیساهای کاتولیک در ایران، به بخش فارسی رادیو بی بی سی، جمعیت کل مسیحیان ایران 70 هزار نفر اعلام شده است. به نظر می رسد که از بین کلیسهاهای مهم مسیحی در ایران (کلیسای ارامنه ارتدکس ایران-  سراسقف سیبوه سرکیسیان، کلیسای مسیحیان کاتولیک ایران- سر اسقف رمزی گرمو، خلیفه‌گری ارامنه کاتولیک ایران- سر اسقف نشان کاراکهیان و همچنین کلیساهای شرق آشوری، پنطیکاستی آشوری، مسیحیان پروتستان، اورتودوکس یونانی، پرستبری کره ای ها، ارتودکس روس...) کل جمعیت ارامنه اعم از اورتودوکس و کاتولیک مابین 45 تا 50 هزار نفر می باشد. هشتاد درصد ارامنه در تهران، 10 درصد در اصفهان، 5 درصد در آذربایجان و 5 درصد نیز در سایر شهرها ساکن و پراکنده هستند. بعنوان مثال در حال حاضر در شهر بزرگی چون تبریز در حدود 100 خانوار کم جمعیت ارمنی زندگی می کنند.

 ارامنه طی نه موج مهاجرت از ایران خارج شده یا در حال خروجند.

Textruta: پنجمین موج مهاجرت بدنبال فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری ارمنستان آغاز شد. در همین سالها به دستور اداره اماکن نیروی انتظامی  تابلوهای اقلیت دینی بر شیشه مغازه های ارامنه و دیگر اقلیتهای دینی بصورت مشمئز کننده ای نصب گردیده بود. این امر بیش از پیش ارامنه را از وضع موجود ناراضی کرد. شمار قابل توجهی از خانواده های ارمنی با سفر به ارمنستان، بدنبال باغ سبز رویاهای خود بودند. اما در ارمنستان تحت حکومت داشناکها، عقب مانده و فقیر، کمتر کسی به انها خوش امد گفت، در نتیجه بسیاری از آنها که  روی بازگشت به ایران را نداشتند راهی اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا شدند! 

اولین موج بزرگ مهاجرت با انقلاب سال 57 شروع شد. روی کار آمدن یک حکومت افراطی و محدود شدن آزادیهای اجتماعی و فرهنگی، بسیاری از ایرانیان مخالف را مجبور به مهاجرت کرد. دهها هزار تن از ارامنه نیز با این موج همراه شدند. پس از وقوع انقلاب، برخی از امامان جماعت و جمعه و نیز نیروهای سپاه و بسیج، عموما در شهرهای کوچک، مانع از داد و ستد آزاد مسیحیان شدند و بخش بزرگی از این اقلیت را یا در دورن جامعه خود منزوی کردند و یا باعث مهاجرت آنان به خارج از کشور شدند. این موج اکثرا راهی  آمریکا  شد. همچنین دو كشیش به نام‌های «ارسطو سیاح» و «بهرام دهقانی تفتی» نیز در اوایل انقلاب در شیراز به قتل رسیدند. در واقع با حاکم شدن قوانین شریعت، دیه ارمنی به نصف دیه مسلمان تقلیل یافت، اجرای آیین های مذهبی در کلیسا با محدودیت شدیدی روبرو گردید، بکار گیری ارامنه در ادارات و موسسات دولتی بسیار سخت شد، خرید و فروش مشروبات الکلی ممنوع گردید، زنان مسیحی و ارمنی چادر بر سر کردند، نیروهای مسلح رژیم به جشن‌های سال نو میلادی در ایران و جلسات مذهبی مسیحیان حمله کردند، مسلمانانی که مسیحی شده بودند در معرض اعدام قرار گرفتند و کتابهای درسی(غیر از کتابهای درسی دینی ارامنه) و برنامه های صدا وسیما فقط به تبلیغ دین اسلام پرداختند. این قبیل تبلیغات وسیع مذهبی و همچنین ضرورتهای انکار ناپذیر ناشی از حضور یک اقلیت ناچیز در میان یک اکثریت بسیار بزرگ، سبب شد تا جمع کثیری از ارامنه برخلاف رسوم قومی خود با مسلمانان ازدواج کنند. در نتیجه این ازدواجها اکثریت زوجها، زوجه ها  و فرزندان آنها مسلمان می شدند. حتی میزان تاثیر پذیری جوانان ارمنی از اسلام به حدی شد که جمعی از آنها خود عهده دار برگزاری رسومات دینی مسلمانان شیعه چون عاشورا شدند. (8)

مسلمان شدن ارامنه و یا تمایل انها به دین اسلام و دست کم بی تفاوتی و یا کم توجهی جوانان به مذهب گریگوری به معنای به صدا درآمدن آژیرهای خطر برای بقای اجتماعی قوم بی بنیه ای است که اساسا در عرصه بین المللی با کاهش شدید جمعیت روبرو شده است.

دومین موج بزرگ مهاجرت از سال 1359 شروع شد. با آغاز جنگ ویرانگر و خونین ایران و عراق و تداوم آن بر اساس شعارهای حیرت انگیزی چون جنگ جنگ تا پیروزی، جنگ جنگ تا رفع کل فتنه در جهان، این جنگ برای ما برکت است و یا راه قدس از کربلا می گذرد، بسیاری از خانواده های ایرانی که مخالف ادامه جنگ بودند، جهت نجات جان فرزندان خود، آنان را به هر صورتی از کشور فراری می دادند. در این میان خانواده های مسیحی ارمنی با روحیه غیر ایرانی و اسلامی خود، بیش از هرکس دیگری مایل به نجات جان جوانان خود بودند!

سومین موج مهاجرت ارامنه، در ابتدای دهه شصت، ناشی از بازداشت وسیع وغافلگیرانه اعضای حزب توده و به تبع ان جمعی از ارامنه فعال در این حزب بود. ارامنه چپ گرا، در قالب موج کوچکی از مهاجرین، بسرعت مشغول خروج از ایران شدند. آنها با خانواده هایشان سر از کشورهای اروپائی در آوردند.

چهارمین موج بعد از درگیریهای قومی میان ارامنه و الوار، در بخش مرکزی ایران بوقوع پیوست. سومین موج مهاجرت ارامنه کوچک و محلی بود و پس از زدوخورد خونین باغ کشمش در حومه اصفهان و در ابتدای دهه شصت صورت گرفت. در این واقعه صاحبین ارمنی باغ، جمعی از لرهای بومی محل را به دلیل ورود غیر مجاز به داخل ملک، با قمه و قداره مورد حمله قرار دادند. لرها نیز پس از با خبر کردن اقوام خود به ارامنه حمله ور شدند. از تعداد تلفات این حادثه اطلاع موثقی در دست نیست. اما کشمکشهای خونین باغ کشمش سبب وحشت ارامنه اصفهان و لرستان و تشدید خروج آنان از بخشهای مرکزی ایران شد.

Textruta: ششمین موج مهاجرت ارامنه ناشی از رفتارهای افراطی خود داشناکها در ایران و ارتکاب جنایتهای وسیع جنگی در قره باغ بود. ارامنه ایران بدنبال تحریک داشناکها، بدون محاسبه توان قومی خود در ایران، وارد باتلاق 24 آوریل شدند.پنجمین موج مهاجرت بدنبال فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری ارمنستان آغاز شد. در همین سالها به دستور اداره اماکن نیروی انتظامی  تابلوهای اقلیت دینی بر شیشه مغازه های ارامنه و دیگر اقلیتهای دینی بصورت مشمئز کننده ای نصب گردیده بود. این امر بیش از پیش ارامنه را از وضع موجود ناراضی کرد. شمار قابل توجهی از خانواده های ارمنی با سفر به ارمنستان، بدنبال باغ سبز رویاهای خود بودند. اما در ارمنستان تحت حکومت داشناکها، عقب مانده و فقیر، کمتر کسی به انها خوش امد گفت، در نتیجه بسیاری از آنها که  روی بازگشت به ایران را نداشتند راهی اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا شدند!

Textruta: اختصاص بودجه ویژه به اقلیتها و بصورت عمده به ارامنه در ردیف بودجه کشور، اعطای وام با تسهیلات ویژه به ارامنه روستایی، تعمیر وسیع کلیساها، تقویت باشگاههای ورزشی، امکان برگزاری گردهمایی های چون مراسم 24 آوریل، راه اندازی المپیک ارامنه، مساعدت در برگزاری جشن وارداوار و تجمع قره کلیسا ... از جمله کمکهای بلاعوض تهران به ارامنه  است. اما این مساعدتها در مقایسه با  کمهای حیرت انگیزی که به جمهوری ارمنستان می شود در حد قطره ای از دریاست!ششمین موج مهاجرت ارامنه ناشی از رفتارهای افراطی خود داشناکها در ایران و ارتکاب جنایتهای وسیع جنگی در قره باغ بود. ارامنه ایران بدنبال تحریک داشناکها، بدون محاسبه توان قومی خود در ایران، وارد باتلاق 24 آوریل شدند. برگزاری این قبیل نمایشهای سیاسی نخست سبب شد تا بخشی از بدنه جامعه ارمنی ایران به دلیل مخالفت با آرمانهای سیاسی داشناکها تحت تحقیر و تهدید قرار گیرند. در واقع این گروه قبل از هر چیز، از دست هم نژادان افراطی خود فراری شدند. عامل دوم رشته ای از واکنشهای هویت طلبانه بود که بعد از تظاهراتهای سالیانه ارامنه، در میان آذربایجانی ها(صاحب بزرگترین جمعیت در ایران) و حتی دیگران مشاهده می شد. (9)

 هفتمین موج مهاجرت ارامنه از ایران بعد از قتل کشیشهای ارمنی مبلغ مسیحیت در ابتدای دهه هفتاد صورت گرفت. مرگ این کشیشها موجب وحشت ارامنه و سبب ایجاد موج کوچکی از مهاجرت گردید. قتل این کشیشها  در زمان تصدی امور توسط  سعید اسلامی و امثال وی صورت گرفت. در سال ١٩٩٠ كشیش حسین سودمند در مشهد به دار آویخته شد. پس از آن در سال ١٣٧٣ (١٩٩٧)، قتل فجیع سه كشیش مسیحی،‌ با نامهای هایك هوسپیان مهر، تاتاووس میخاییلیان و مهدی دیباج بوقوع پیوست. رژیم جمهوری اسلامی قتل كشیشان مزبور را به‌ سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت داد. حتی در این رابطه سه زن را نیز به‌اصطلاح دستگیر كرد كه به‌‌ادعای رژیم، بلافاصله به‌قتل كشیشان و نیز داشتن ارتباط با سازمان مجاهدین اعتراف كردند. پس از افشای عاملان «قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای» مشخص شد که قتل این کشیشان نیز به وسیله‌ی ماموران وزارت اطلاعات انجام شده است. به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، پس از قتل رهبران مسیحی مذکور، سایر رهبران كلیساها از طرف مقامات رژیم تحت فشار قرارگرفتند تا در رادیو و تلویزیون، سازمان مجاهدین خلق را مسئول قتل سه كشیش معرفی نمایند. ولی تعدادی از آنان از انجام این عمل خودداری كرده و برای آن‌كه دچار انتقام رژیم نشوند، مخفیانه كشور را ترك كردند.

Textruta: نهمین موج مهاجرت ارامنه از ایران به دنبال سلسه قیامهای عظیم و سراسری میلیونها تورک در آذربایجان، طی ماههای اردیبشهت و خرداد سال گذشته در پی اهانت شرم آور روزنامه رسمی ایران بوقوع پیوست و در جریان آن شعارهای تندی علیه پان آریانیسم و پان ارمنیسم سر داده شد. لازم به ذکر است که در حین قیامهای مذکور به ارامنه و اماکن آنها هیچ آسیبی وارد نشد.هشتمین موج مهاجرت ارامنه به دنبال تشدید تهدیدات و تحریمات بین المللی علیه ایران آغاز شده است. با افزایش مخاطرات بین المللی علیه ایران، ارامنه دلیل خاصی برای ماندن و تجربه شرایط ناپایدار اجتماعی و سیاسی ندارند. براساس اخبارموثق، تنها طی سال 1385 بیش از 5 هزار برگه غسل تعمید از جانب کلیسای سنت سرکیس واقع در خیابان استاد نجات اللهی تهران و دهها برگه مشابه از جانب تنها کلیسای فعال تبریز واقع در خیابان شهناز، عمدتا جهت ارامنه متمایل به مهاجرت صادر شده است.

نهمین موج مهاجرت ارامنه از ایران به دنبال سلسه قیامهای عظیم و سراسری میلیونها تورک در آذربایجان، طی ماههای اردیبشهت و خرداد سال گذشته در پی اهانت شرم آور روزنامه رسمی ایران بوقوع پیوست و در جریان آن شعارهای تندی علیه پان آریانیسم و پان ارمنیسم سر داده شد. لازم به ذکر است که در حین قیامهای مذکور به ارامنه و اماکن آنها هیچ آسیبی وارد نشد.

خروج از ایران حق ارامنه است. اما چون خروج کامل آنها از کشور می تواند تبعات سیاسی دامنه داری برای رژیم تهران و همچنین مدافعان پان ایرانیسم به همراه داشته باشد لهذا نهادهای رسمی  دست به دست هم داده اند تا  با در پیش گرفتن حداکثر تحبیب ممکن، مسیحیان و بخصوص ارامنه را مایل به اقامت در کشوری کنند که شهروندان مسلمانش نیز مایل به خروجند!

اختصاص بودجه ویژه به اقلیتها و بصورت عمده به ارامنه در ردیف بودجه کشور، اعطای وام با تسهیلات ویژه به ارامنه روستایی، تعمیر وسیع کلیساها، تقویت باشگاههای ورزشی، امکان برگزاری گردهمایی های چون مراسم 24 آوریل، راه اندازی المپیک ارامنه، مساعدت در برگزاری جشن وارداوار و تجمع قره کلیسا ... از جمله این کمکها است. اما این کمکها در مقایسه با  کمهای حیرت انگیزی که به جمهوری ارمنستان می شود در حد قطره ای از دریاست!

 

کلیساها و مدارس ارامنه تهران، یکی پس از دیگری تعطیل می شوند

مهاجرتهای گسترده  باعث شده تا دهها کلیسا و مدرسه مربوط به ارمنیان در تهران و اصفهان تعطیل شده سال به سال نیز بر تعداد آنها فزوده شود.

از نزدیک به 15 کلیسای فعال ارامنه در تهران در سال 1357، در حال حاضر فقط کلیساهای ذیل فعالند و بقیه کلیساها به مروز زمان تعطیل شده اند.

 

برادران روحاني ارمني

كريم خان زند- خیابان آبان جنوبي- بن بست واعظي- پ.3/2

88907540

حضرت پولس

كريم خان زند- حافظ شمالي- پلاک .749

88801383

حضرت مریم

میدان سپاه خیابان شهید برادران باباخانلو نبش کوچه 4

77646157الی 8

سركيس مقدس

كريم خان زند- نبش خیابان استاد نجات الهي(ويلا)- شماره 311

6-88901635

گئورک مقدس

بازارچه شاپور

 

 

از بین نزدیک به 30 مدرسه مخصوص ارامنه، در حال حاضر تنها 12 مدرسه ذیل در تهران فعالند و تعداد دانش آموزان آنها در دوران ابتدایی بطور متوسط بالغ بر 350 تا 400، در دوران راهنمایی بالغ بر 300 تا 350 و در دوران متوسط در حدود 250 نفر می باشد:

 

نام آموزشکاه

استان

منطقه

نوع اقلیت

دوره تحصیلی

شماره تلفن

 

رستم

تهران

7

ارامنه

ابتدایی – راهنمایی

7536065

ساهاکیان

تهران

7

ارامنه

ابتدایی – راهنمایی

7559950

نائری

تهران

8

ارامنه

ابتدایی- راهنمائی

7812354

شافت

تهران

8

ارامنه

ابتدایی

7817332

سوقوموینان

تهران

8

ارامنه

متوسطه-پیش دانشگاهی

7816936

نورآنی

تهران

8

ارامنه

راهنمایی

8408119

طوماسیان

تهران

8

ارامنه

متوسطه

7814739

آرارات

تهران

8

ارامنه

ابتدایی – راهنمایی

3526750

ایران پیروز

تهران

8

ارامنه

ابتدایی

7814408

تونیان

تهران

8

ارامنه

ابتدایی- راهنمایی

7812151

عالیشان

تهران

12

ارامنه

ابتدایی- راهنمائی

6701600

کوشش

تهران

12

ارامنه

ابتدایی- متوسطه

6706150

 

Textruta: کل دانش آموزان ارمنی در تهران، در حدود 5 هزار نفر است.لازم به ذکر است که تنها دو مدرسه غیر انتفاعی ارامنه در تهران وجود دارد که جمعیت دانش آموز آنها به مراتب از مدارس دولتی کمتر است. بنابراین می توان گفت که کل دانش آموزان ارمنی در تهران در حدود 5 هزار نفر است. همه این مدارس بظاهر تحت نظارت شورای مدارس ارامنه، وابسته به شورای خلیفه گری ارامنه و در واقع  تحت مدیریت حزب داشناکسویتون قرار دارند. در شهرهای دیگر نیز وضع به همین منوال است. (10)

همچنین میزان آراء نمایندگان ارمنی شمال و جنوب در آخرین انتخابات مجلس شورای اسلامی گویای جمعیت کنونی انها است. کل رای دهندگان ارمنی در هر دو حوزه انتخابیه شمال و جنوب نزدیک به 15 هزار نفر بوده است. با توجه به مشارکت بسیار بالای ارامنه در انتخابات مجلس و همچنین کاهش بارز جمعیت زیر 15 سال، به نظر می رسد که کل جمعیت ارامنه ایران نمی تواند بیش از 50 هزار نفر باشد.  

اما حیرت انگیز اینکه این جمعیت بسیار ناچیز دو نماینده در مجلس شورا دارد. این در حالی است که مطابق قانون برای هر 150 هزار نفر، یک نماینده در نظر گرفته می شود. درواقع پنج کرسی از 290 کرسی مجلس شورای اسلامی ایران به اقلیت‌های مذهبی اختصاص دارد. از این پنج کرسی، سه کرسی به پیروان دین مسیحیت اختصاص دارد؛ شامل  دو کرسی برای مسیحیان ارمنی و یک کرسی برای آسوریان و کلدانیان.

Textruta: استادیوم"هزاردان" بعنوان بزرگترین ورزشگاه شهر یک میلیونی ایروان ، پایتخت ارمنستان ، از باشگاه آرارات کوچکتر است. Textruta: جمعیت بسیار ناچیز ارامنه ایران دو نماینده در مجلس شورا دارد. این در حالی است که مطابق قانون برای هر 150 هزار نفر، یک نماینده در نظر گرفته می شود.البته خروج ارامنه از نظر اجتماعی فاقد هر گونه تاثیر محسوس است. نخست آنکه این جامعه از ابتدا در ایران ایزوله بوده و فاقد ارتباطات معمول با شهروندان مسلمان می باشد. دوم آنکه ارامنه فاقد موقعیت ممتاز اجتماعی در ایران هستند. این جامعه از نظر تحصیلات دانشگاهی نسبت به جمعیت خود بسیار پایین است و آمارها نشان می دهند که شمار زیادی از آنها به دلیل تولید و فروش مشروبات الکلی، قاچاق مواد مخدر، سرقت، اقدامات غیر اخلاقی و رفتارهای لمپنیستی بارها جلب و زندانی شده اند. بنیان خانواده در بین ارامنه نسبتا سست است و متاسفانه میزان روابط   نامشروع در بین این جامعه بالا است. بگونه ایکه یکی از مناسبات مشهود این جامعه با شهروندان مسلمان در ارتباطات غیر اخلاقی  و حتی انحرافی فی مابین رقم می خورد. ارامنه خود معتقدند که رویای مهاجرت در بین جوانان ارمنی سبب کاهش توجه به زندگی روزمره شده و آنها را نسبت به شرایط موجود عاصی کرده است. به هر حال ارامنه در حال مهاجرت هستند و این مهاجرت هیچ مسئولیتی را متوجه آذربایجانی ها نمی کند. مسئولیت این خروج نخست بر عهده سیاستهای جنون آمیز جمهوری اسلامی، دوم شوونیسم تحریکگر فارس، سوم سیاستهای ضد ملی داشناکها و چهارم شرایط مخاطره آمیز ایران است. گفته می شود آخرین ارامنه در حال خروج از تبریز، اراک، اهواز، شیراز، شاهین شهر و سلماس هستند. تذکر این نکته نیز لازم است که از یک سو به دلیل مهاجرت و از سوی دیگر به خاطر بالا رفتن سن ازدواج، کاهش تمایل به ازدواج، نرخ منفی موالید، افزایش نرخ مرگ در بین ارامنه تهران(بین 800 تا 1000 نفر در سال) و پایین بودن انگیزه ورزش در میان جوانان، شمار جمعیت جوان ارامنه بسیار کاهش یافته و بالطبع جوانانی که راهی باشگاه می شوند بسیار کم شده اند.

با توجه به آمارهای فوق می توان جمعیت کل ارامنه تهران را چیزی در حدود 25 تا 30 هزار نفر دانست که بیشتر در محلات شهید ثانی، مجیدیه(شانزده متری اول و دوم)، خواجه نصیر، ویلا و اطراف پارک دانشجو بصورت کلونی های نزدیک به کلیساهای ارمنی ساکنند.

در چنین شرایطی چگونه می توان باشگاه بزرگی همچون آرارات را تنها برای چند هزار جوان ارمنی مقیم تهران اختصاص داد؟! لازم به ذکر است که حتی استادیوم "هزاردان" بعنوان بزرگترین ورزشگاه شهر یک میلیونی ایروان، پایتخت ارمنستان، از باشگاه آرارات کوچکتر است.

 

 

استادیوم "هزاردان"  بزرگترین استادیوم شهر ایروان پایتخت ارمنستان است. این استادیوم  در حدود یک دوم مجموعه ورزشی آرارات می باشد.

 

2-    Textruta: شهر تهران مجموعه های فرهنگی- ورزشی متعددی دارد. همه جوانان ارمنی بدون هرگونه محدودیتی، براحتی قادر به استفاده از امکانات ورزشگاههای عمومی در تهران، همانند دیگر جوانان تهرانی هستند. لذا اختصاص یک ورزشگاه ویژه برای آنان چه مفهومی می تواند داشته باشد؟!  ارامنه در استفاده از دیگر ورزشگاههای تهران با هیچ محدودیتی مواجه نیستند:

شهر تهران مجموعه های فرهنگی- ورزشی متعددی دارد.(11) همه جوانان ارمنی بدون هرگونه محدودیتی، براحتی قادر به استفاده از امکانات ورزشگاههای عمومی در تهران، همانند دیگر جوانان تهرانی هستند. لذا اختصاص یک ورزشگاه ویژه برای آنان چه مفهومی می تواند داشته باشد؟! 

در نگاه اول به نظر می رسد که تعداد ورزشگاههای شهر تهران در حد مطلوبی است. اما هنگامی که این امکانات با جمعیت 12 میلیون نفری شهر مقایسه می شود براحتی می توان به فقر وسیع کلان شهر تهران از نظر امکانات فرهنگی و ورزشی پی برد. اینجا است که ملی اعلام شدن ورزشگاه آرارات از اهمیت جدی برخوردار می شود.

درب ورزشگاههای تهران بدون هر گونه محدودیت نژادی و دینی بروی همه شهروندان گشوده است و ارامنه نیز براحتی قادر به استفاده از آنها هستند. اما رویکرد نژادی ارامنه مانع از حضور غیر ارامنه در ورزشگاه آرارات می شود. به چه دلیل مدیریت باشگاه آرارات از حضور غیر ارامنه در این ورزشگاه آشفته می شود؟!

 

3-    آرارات تنها باشگاه ارامنه در تهران نیست:

Textruta: تعداد کسانی که  چه در ورزشگاه آرارات (اعم از دختر و یا پسر) و چه در ورزشگاههای سیپان و نائیری ورزش میکنند ناچیز است. متاسفانه باشگاه نائیری در روزهای مشخصی از هفته جهت برگزاری جلسات قمار مورد استفاده قرار می گیرد. ضمن اینکه اگر ارامنه به هر دلیلی مایل به ورزش با هموطنان ایرانی خود نیستند می توانند به دو ورزشگاه سیپان و یا نائیری مراجعه کنند.در تهران غیر از باشگاه آرارات، نزدیک به 25 باشگاه و سازمان فرهنگی و ورزشی مختص به ارامنه وجود دارد. در این میان دست کم دو باشگاه ورزشی دیگر به نامهای سیپان و نائیری نیز فعالند و همانند باشگاه آرارات، تنها ارامنه حق استفاده از آن آنها را واجدند و ورود غیر ارمنی به این باشگاهها ممنوع است. این دو باشگاه از آرارات کوچکترند و در محلات نظام آباد و مجیدیه تهران قرار دارند. شواهد عینی دال بر این مدعا است که در حال حاضر، تعداد کسانی که  چه در ورزشگاه آرارات(اعم از دختر و یا پسر) و چه در سیپان و نائیری ورزش میکنند ناچیز است. متاسفانه باشگاه نائیری در روزهای مشخصی از هفته جهت برگزاری جلسات قمار مورد استفاده قرار می گیرد. ضمن اینکه اگر ارامنه به هر دلیلی مایل به ورزش با هموطنان ایرانی خود نیستند می توانند به دو ورزشگاه سیپان و یا نائیری مراجعه کنند. همچنین گهگاه اخباری از برگزاری سلسله مسابقاتی تحت عنوان المپیک ارامنه در باشگاه آرارات به گوش می رسد. واقعیت آن است که این مسابقات قبل از آنکه جنبه ورزشی داشته باشد بیشتر پوششی برای تجمع دیاسپورای ارمنی در داخل کشور است. در این خصوص در سطور آتی توضیحات کافی داده خواهد شد.

 

4-    خانواده های ارمنی مخالف حضور فرزندان خود در باشگاه آرارات هستند

Textruta: اخیرا بخش حقوقی تولیت آستان قدس رضوی با شکایت به دادگاه، خواستار اعاده مالکیت خود بر زمین باشگاه آرارات گردیده بود. قاضی پرونده با پذیرش ادعای آستان قدس، بر تخلیه باشگاه و واگذاری آن به این موسسه حکم کرد که با دخالت آقای سید علی الحسینی (خامنه ای)، رهبر جمهوری اسلامی ایران، حکم قاضی معلق شد. تعلیق این حکم هدیه بزرگی  برای ارامنه و فی الواقع داشناکها بود.به دلیل در اختیار گرفته شدن مدیریت باشگاه توسط افراطیون داشناک و مشاهده شدن رفتارهای غیر اخلاقی و حتی مواردی از زدوخوردهای خونین و قتل در درون و بیرون باشگاه، خانواده های ارمنی عموما با رفتن فرزندان خود به این باشگاه مخالفت می کنند. بعنوان مثال در مورخه هجدهم شهریور 1384- نهم سپتامبر ، میرو بگیجانیان نوجوان ارمنی، در نتیجه زدو خوردی  که میان گروههای لمپن ارمنی در خیابان جنب ورزشگاه آرارات به  وقوع پیوست به قتل رسید. در چنین شرایطی بسیاری از خانواده های ارمنی تنها به هنگام برگزاری کنسرتهای موسیقی و یا برپایی مراسم جشن عروسی در سالنهای این باشگاه، حاضر به حضور در باشگاه آرارات می شوند.

 

5-    ارامنه مالک زمین و بنای باشگاه آرارات نیستند

اخیرا بخش حقوقی تولیت آستان قدس رضوی با شکایت به دادگاه، خواستار اعاده مالکیت خود بر زمین باشگاه آرارات گردیده بود. قاضی پرونده با پذیرش ادعای آستان قدس، بر تخلیه باشگاه و واگذاری آن به این موسسه حکم کرد که با دخالت آقای سید علی الحسینی (خامنه ای)، رهبر جمهوری اسلامی ایران، حکم قاضی معلق شد. تعلیق این حکم هدیه بزرگی  برای ارامنه و فی الواقع داشناکها بود. به جرات می توان گفت که حکومت تهران بعد از سپری کردن دوران افراط، اکنون وارد مرحله حیرت انگیزی از تفریط شده است. بگونه ایکه در حال حاضر شاهد ماه عسل پیروان اسلام آریایی با داشناکهای افراطی هستیم.

  

     

 

آقای غفوری فرد رییس سابق سازمان تربیت بدنی و سراسقف ارامنه در حال مشاهده افتتاحیه بازیهای المپیک ارامنه، آقای خاتمی رییس جمهور وقت در حال دیدار با سراسقف ارامنه در کاخ ریاست جمهوری، آقای قالیباف شهردار تهران در حاشیه افتتاح زمین چمن مصنوعی باشگاه آرارات در کلیسای صلیب مقدس

 

برخلاف ذهنیت موجود، ارامنه مالک زمین و باشگاه آرارات نیستند. زمین این ورزشگاه متعلق به آستان قدس رضوی است. این زمین در ابتدای دهه پنجاه شمسی از جانب امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت به ارامنه بخشیده شد. به این ترتیب باشگاه بسیار کوچک آرارات که(از بدو تشکیل در نزدیک به 60 سال پیش) قبلا در خیابان جمهوری تهران قرارداشت توسعه یافت و مدیریت آن بعد از انقلاب با دریافت بودجه های کلان دولتی از سازمان تربیت بدنی، مجلس، شهرداری و... صاحب باشگاه امروز آرارات شد. گفته می شود غیر از بودجه ثابت یک میلیارد تومانی باشگاه آرارات، هر سال صدها میلیون تومان به انحنا مختلف بصورت بلاعوض در اختیار مدیریت داشناک این باشگاه قرار داده می شود! 

 

 

بحران در جامعه ارمنه ایران به دنبال اعطای کمک های دولتی مجلس ایران به حزب داشناک؛
گئورک وارطانیان بودجه اختصاصی مجلس ایران به ارامنه را در طایفه خود تقسیم کرده است

 

گئورک وارطانیان و محمود احمدی نژاد

اجرای مصوبه مجلس شورای اسلامی در خصوص اعطای بودجه ای خاص برای حمایت از  فعالیت های فرهنگی، ورزشی و مطبوعاتی اقلیت های رسمی کشور و تقسیم نا عادلانه آن توسط آقای گئورک وارطانیان، نماینده ارامنه تهران و شمال، باعث پدید آمدن بحران در جامعه ارامنه ایران گردیده است.                                                                 .
چندین نشریه مستقل ارمنی در اروپا و آمریکا طی مقالاتی از آقای وارطانیان تقاضای توضیح کرده اند و از او خواسته اند بگوید که آیا واگذاری کل بودجه فرهنگی، ورزشی و مطبوعاتی ارامنه به حزب داشناک با آگاهی و هدایت مجلس انجام گرفته و یا خودسرانه بوده است؟!                                                                            
خبرهای دیگر نیز حاکی از آن است که برخوردهای تبعیض آمیز و نادیده گرفتن نشریات و نهادهای مستقل ارمنی توسط آقای گئورک وارطانیان، بارها باعث ایجاد تشنج در جامعه ارامنه شده است.                                                .
نهادها و نشریات مستقل ارمنی که مخالف عملکرد تمامیت خواهانه حزب داشناک هستند، متذکر شده اند که گئورک وارطانیان به نمایندگی از ارامنه تهران وارد مجلس شده است و حق برخوردهای تبعیض آمیز اینچنینی را ندارد.                                                  .
اخبار مربوط به این مساله در نشریات ارمنی کانادا، یونان، فرانسه، ترکیه، لبنان و به خصوص ارمنستان انعکاس وسیعی یافته و تفسیرهایی را به همراه داشته است، به خصوص آنکه حزب داشناک، شریک ائتلافی حکومت ارمنستان نیز محسوب می شود. {تذکر این نکته لازم است که روبرت کوچاریان، رییس جمهور کنونی ارمنستان، نماینده جناح ناسیونالیست افراطی ارمنی، یعنی داشناکها است.}(
12)

Textruta: چندین نشریه مستقل ارمنی در اروپا و آمریکا از آقای وارطانیان خواسته اند بگوید که آیا واگذاری کل بودجه فرهنگی، ورزشی و مطبوعاتی ارامنه به حزب داشناک با آگاهی و هدایت مجلس انجام گرفته و یا خودسرانه بوده است؟!

دخل و تصرف آقای وارطانیان در بودجه اهدایی مجلس و بعبارتی میلیاردها تومان پول بیت المال ملت فقیر ایران، به مجموعه های فرهنگی و ورزشی ارامنه و در واقع باشگاه آرات به حدی خود سرانه و ضد ملی بوده که مطبوعات ارمنی چند کشور اروپایی نیز در این خصوص قادر به سکوت نشده اند. از همه بدتر اینکه این پول روانه جیب داشناکهای افراطی شده است. جنایتکارانی که حتی به ارامنه غیر داشناک نیز رحم نمی کنند.(13)

لازم به ذکر است که اکنون آقای وارطانیان بدون اینکه ترسی از محکمه و مجازات داشته باشد در حال حاضر نماینده ارامنه تهران و شمال در مجلس شورای اسلامی است و گهگاه از ضرورت تصویب طرح نسل کشی(ادعایی) ارامنه به دست دولت عثمانی سخن می راند! 

 

6-    باشگاه آرارات تبدیل به ستاد فرماندهی داشناکها شده است:

 

 

آویخته شدن پرچم ارمنستان در مراسم پیشاهنگی در باشگاه آرارات تهران:

 در روبروی پیشاهنگان ارمنی پرچم ارمنستان افراشته شده و نوجوانان داشناک در حال ادای احترام به آن هستند.

 

Textruta: درب باشگاه آرارات به روی 99/99 درصد جامعه ایران مسدود است. حراست باشگاه نسبت به ورود اشخاص غیر ارمنی بسیار حساس است. اگر  یک جوان ارمنی به هر دلیلی یک دوست غیر ارمنی  را داخل باشگاه کند، بی تردید خود را در معرض یک توبیخ سنگین قرار داده است. همچنین چه بسیار ارامنه ای که به دلیل مخالفت با داشناکها قادر به حضور در باشگاه نیستند!

باشگاه آرارت تهران مهمترین مرکز تجمع و عملیات داشناکهای ارمنی در ایران است. چنانچه که گفتیم درب این باشگاه وسیع به روی 99/99 درصد جامعه ایران مسدود است. حراست باشگاه نسبت به ورود اشخاص غیر ارمنی بسیار حساس است. اگر  یک جوان ارمنی به هر دلیلی یک دوست غیر ارمنی  را داخل باشگاه کند، بی تردید خود را در معرض یک توبیخ سنگین قرار داده است. همچنین اخبار رسیده از باشگاه آرارات حکایت از آن دارد که چه بسیار ارامنه ای که به دلیل مخالفت با داشناکها قادر به حضور در باشگاه نیستند!

مدیریت باشگاه آرارات بطور صد در صد در اختیار داشناکها قرار دارد. باشگاههای نائیری و سیپان، کلیسای سنت سرکیس و حتی مدارس و درمانگاههای ارمنی نیز عمدتا تحت اداره داشناکها قرار دارند. حتی سیبوه سرکیسیان نیز بر اساس میل داشناکها رفتار می کند. بعبارتی دیگر این اسقف لبنانی الاصل ارمنی بیش از انکه مروج و نگهبان انجیل و مذهب گریگوری باشد مجری دستورات حزب افراطی داشناکسوتیون می باشد. داشناکها در باشگاه آرارات عهده دار فعالیتهای مختلفی هستند:

- در کشورهای میزبان، از منافع جمهوری ارمنستان دفاع میکنند.

-  مروج ناسیونالیسم افراطی ارمنی می باشند.

- علیه پرستیژ و منافع جمهوریهای تورکیه و آذربایجان فعالیت می کنند. در حال حاضر بخش عمده ای از فعالیت تبلیغی داشناکها در ایران از طریق راه اندازی سایتهای فارسی زبان بخصوص در موضوع نسل کشی ادعایی است.

-  با صلاحدید شرایط زمانی و مکانی، در برخی از کشورها مهاجرت ارامنه را به ارمنستان تبلیغ می کنند و در برخی دیگر مانع این قبیل مهاجرتها می شوند.لازم به ذکر است که  داشناکها مخالف مهاجرت ارامنه ایران به خارج هستند.

- در پی ایجاد لابی و نفوذ در موسسات اقتصادی( بعنوان مثال؛ لئون آهارونیان رییس اتقا بازگارنی ایران و ارمنستان)، حقوقی(بعنوان مثال؛ حضور دو نماینده ارمنی در مجلس شورای اسلامی ) و رسانه ای(بعنوان مثال؛ در صدا و سیما، رورنامه های ایران، شرق، همشهری،...) کشورهای میزبان هستند.

Textruta: داشناکها با تشکیل گروههای پیشاهنگی در سه سطح مبتدی، حرفه ای و استاد، پندارهای حزبی، قومی و دینی خود را در اذهان دانش آموزان و دانشجویان دختر و پسر تلقین می کنند. واقعیت آن است که آموزش پیشاهنگی کودکان و نوجوانان ارمنی به رغم مخالفت خانواده های آنان صورت می گیرد. اگر خانواده ای با این آموزش مخالفت کند ممکن است تحت فشار داشناکها قرار گیرد. پیشاهنگان ارمنی در واقع کودک- سربازهایی هستند که تنها به آرمانهای حزب داشناک وفادارند.

- وظیفه جاسوسی در کشورهای میزبان و دریافت اطلاعات جمع آوری شده از سمپاتیزانهای مقیم را بر عهده دارند.

- علاوه بر سفارت ارمنستان با سفارتهای فرانسه، روسیه، یونان و آمریکا همکاری می کنند.

- مدیریت فعالیتهای مسیونری را در کشورهای مختلف دنبال می کنند. توزیع وسیع انجیلهای بسیار ارزان قیمت، با همکاری مشترک کلیسای سنت سرکیس، باشگاه آرارات و انتشارات نائیری در تهران صورت می گیرد.

- در صورت لزوم دست به ترور می زنند.(14)

- با تروریستهای کرد پ.ک.ک و پژاک در ایران ارتباط برقرار می کنند.

- برخی از نشریات (چون آراکس) و موسسات هنری را هدایت می کنند. داشناکها در تئاتر شهر تهران نیز حضور دارند. نمایش تئاتر آندرانیک که حدود دو سال پیش در یکی از سالنهای این نمایشگاه صورت گرفت حکایت از نفوذ داشناکها در تئاتر شهر تهران دارد.

- کنترل مدیریت گورستانهای ارامنه در ایران و بخصوص در گورستان خاوران تهران در اختیار داشناکها است. خاوران برای داشناکها حایز اهمیت بسیار است. نخست آنکه این گورستان محل دفن چند تن از سر اسقفها، جمعی از مقتولین ارمنی جنگ ایران و عراق و چند ده تن از داشناکهای مشهور است. توجه به قبور آنان و برگزاری مراسم در کلیسای این گورستان بر عهده داشناکها است. در گورستان خاوران قطعه  ویژه ای به داشناکها اختصاص دارد.  

 - کنترل و محدود کردن جناح چپگرای ارمنی (جناح نشریه آلیک) را بر عهده دارند.

- در انتخاب سر اسقف ارامنه تهران، اصفهان و آذربایجان و نیز مدیران و کارمندان موسسات فرهنگی، ورزشی، درمانی و آموزشی ارامنه نقش تعیین کننده ای دارد.

-  وظیفه جمع آوری مالیاتها و هدایای سرمایه داران ارمنی برای ارسال به حزب داشناک در ارمنستان را برعهده دارد.

Textruta: داشناکها به کودک- سربازهای ارمنی، استفاده از سلاحهای سرد و گرم و وفاداری به پرچم و سرود ملی ارمنستان را نیز می آموزند. 

- میزان وفاداری اعضای جامعه ارمنی در قبال اهداف این حزب را بصورت مستمر پیگیری می کنند.

- با تشکیل گروههای پیشاهنگی در سه سطح مبتدی، حرفه ای و استاد، پندارهای حزبی، قومی و دینی خود را در اذهان دانش آموزان و دانشجویان دختر و پسر تلقین می کنند. واقعیت آن است که آموزش پیشاهنگی کودکان و نوجوانان ارمنی به رغم مخالفت خانواده های آنان صورت می گیرد. اگر خانواده ای با این آموزش مخالفت کند ممکن است تحت فشار داشناکها قرار گیرد. پیشاهنگان ارمنی در واقع کودک- سربازهایی هستند که تنها به آرمانهای حزب داشناک وفادارند.

- داشناکها علاوه بر تعلیم دروس پیشاهنگی و دینی  به کودک- سربازهای ارمنی، استفاده از سلاحهای سرد و گرم و وفاداری به پرچم و سرود ملی ارمنستان را نیز می آموزند. چکیده دروس ایدئولوژیک  آنان عبارت از این دو اصل است: نخست اینکه ارامنه سر آمد اقوام دنیا هستند و دوم اینکه جهان غیر ارمنی  فاقد ارزش است!  

 

       

 

در باشگاه آرارات تعلیمات پیشاهنگی در سه سطح به دانش آموزان ارمنی ارایه می شود. برخی از پیشاهنگان حتی کار با اسلحه گرم را نیز می آموزند. یونیفورم، نشانها و پرچمهای مورد استفاده پیشاهنگان ارمنی در تهران دقیقا مشابه نوع ارمنستانی آن است. بعبارتی دیگر باشگاه آرارات، ارمنستان کوچکی  در قلب تهران و در واقع در قلب ایران است. فرد به فرد پیشاهنگان ارمنی ، بمبهای ساعتی کوچک و خطرناکی هستند که روزی  به خواست داشناکها  منفجر خواهند شد. فاجعه نسل کشی صدها هزار تن از مردم آذربایجان غربی در اوان جنگ جهانی اول و یا کشتار دهها هزار تن از مردم قره باغ در بین سالهای 1988 تا 1994 نمی بایست فراموش خوانندگان محترم گردد. بعنوان مثال فرماندهی عملیات کشتار مردم آذربایجان غربی، از مراکز میسیونری صورت گرفت و با استفاده از متعلیمن ارمنی وآسوری به مورد اجرا گذاشته شد.

 

-  در دست داشتن نبض قاچاق مشروبات الکلی و اخیرا ورود به شعاع خرید و فروش مواد مخدر، سی دی های پورنو و نیز قرصهای روان گردان

 

 

 

گروههای پیشاهنگی در ارمنستان و در باشگاه آرارات تهران می آموزند که مرزهای جمهوری ارمنستان می باید تا مرزهای ارمنستان بزرگ امتداد یابد

 

- هدایت وسازماندهی تظاهراتهای 24 آوریل و تجمع سالیانه قره کلیسا را بر عهده دارند. داشناکها جهت برگزاری مراسم 24 آوریل به شدت نیازمند فعالیت نیروهای پیشاهنگی هستند.این پیشاهنگان کودک و نوجوان که  فاقد قدرت تصمیم گیری و استقلال رای هستند تحت تاثیر تعلیمات داشناکها، آذربایجانیها، تورکها و مسلمین را دشمنان درجه یک خود می دانند. آنها با تمام وجود پذیرفته اند که 5/1 میلیون ارمنی توسط تورکها قتل عام شده اند و اراضی آنها اشغال شده است. این پندار از نظر روانی سبب شده تا کودک- سربازهای ارمنی ضربه زدن به یک تورک و یا یک مسلمان را وظیفه آسمانی و ملی خود تصور کنند. طبعا به این دلیل است که معمولا هر سال به هنگام برگزاری تظاهرات 24 آوریل جمعی از رهگذران مسلمان و احتمالا تورک تهران هدف تعرض قمه کشان و قداره بندان فناتیک ارمنی قرار می گیرند.

 

 

آتیلا کیشی زاده در مورخه 4 اردیبهشت ماه 1382 در پارک حضرت مریم(ع) و در روبروی کلیسای سنت سرکیس ارامنه، به همراه 6 تن دیگر از رهگذران معترض، در برابر چشمان نیروی انتظامی، هدف حمله قمه کشان داشناک قرار گرفت. داشناکها از ناحیه گرده و کمر سه زخم عمیق با دشنه بر پیکرآتیلا وارد کردند. این دشنه ها در ریتین  کیشی زاده فرورفت. پزشکان بیمارستان لقمان وی را با نا امیدی تحت سه بار عملیات جراحی قرار دادند. خوشبختانه کیشی زاده بعد از یک ماه بستری شدن از بیمارستان مرخص گردید. در این حادثه هیچ فردی از ارامنه بازداشت نشد. در مقابل بیش از 10 تن از معترضین مسلمان به رغم زخمهای عمیقی که برداشته بودند راهی زندان اوین شدند.

Textruta: فعالیتهای ارامنه داشناک در ایران، تحت حمایت کامل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران صورت می گیرد.

 اساسا از ابتدای ماه آوریل، مثلث باشگاه آرارات، کلیسای سنت سرکیس و سفارت ارمنستان جهت برگزاری این مراسم وارد ارتباط تنگاتنگ می شوند. ارایه خط مشی سیاسی تظاهرات بر عهده سفارت ارمنستان است. کلیسای سنت سرکیس موظف به برپایی کنفرانس مطبوعاتی، مراسم دعا و نیایش و نیز سخنرانی توسط سر اسقف است. داشناکهای باشگاه آرارات نیز  توزیع اعلامیه ها، نصب پوسترها، برپائی نمایشگاه، تامین وسایل ایاب و ذهاب جهت مشارکت کلونی های ارمنی نشین شهرها، روستاها و محلات دور و نزدیک بخصوص محله مجیدیه تهران، اسکان ارامنه غیر بومی تهران، برگزاری راهپیمائی و... بر عهده دارند. این قبیل فعالیتهای ارامنه، تحت حمایت کامل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران صورت می گیرد.

Textruta: شرکت در تظاهرات 24 آوریل اجباری است. اگر فردی از ارامنه به دلایل سیاسی از شرکت در این تجمع خودداری کند و یا اینکه در خصوص برگزاری آن تردید کند از بسیاری از مزیتهای مربوط به جامعه ارمنی محروم خواهد ماند. اگر یک ارمنی جسور،  با سیاستهای افراطی داشناکها به مبارزه برخیزد ممکن است در نخستین مرحله از حق استفاده از مدارس، درمانگاهها، موسسات ورزشی و فرهنگی، کلیسا، امکان سفر به ارمنستان وحتی از دفن شدن در گورستان ارامنه نیز محروم شود. در دومین مرحله، جان و مال و ناموس وی هدف حمله قرار خواهد گرفت.

 

همه ساله در تهران تظاهرات 24 آوریل ارامنه،  تحت حمایت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برگزار می شود.

 در این تظاهرات ارامنه با سر دادن شعارهای جنگ طلبانه و نژاد پرستانه علیه آمریکا و پیمان ناتو شعار داده خواهان نابودی تورکیه وآذربایجان می شوند.

 

شرکت در تظاهرات 24 آوریل اجباری است. اگرچه هیچ دستور مکتوبی در این خصوص وجود ندارد اما اگر فردی از ارامنه به دلایل سیاسی از شرکت در این تجمع خودداری کند و یا اینکه در خصوص وقوع این کشتار و یا شدت آن تردید کند از بسیاری از مزیتهای مربوط به جامعه ارمنی محروم خواهد ماند. در واقع به دلیل اینکه توزیع این مزایا تحت کنترل داشناکها قرار دارد اگر یک ارمنی جسور،  با سیاستهای افراطی داشناکها به مبارزه برخیزد ممکن است در نخستین مرحله از حق استفاده از مدارس، درمانگاهها، موسسات ورزشی و فرهنگی، کلیسا، امکان سفر به ارمنستان وحتی از دفن شدن در گورستان ارامنه نیز محروم شود. در دومین مرحله، جان و مال و ناموس وی هدف حمله قرار خواهد گرفت.  

    

     

Textruta: داشناکها تحت نام المپیک ارامنه؛
بودجه های بسیار کلانی از سازمان تربیت بدنی ایران دریافت می کنند،امکان تجمع امن در تهران را کسب می کنند، امکان بزرگنمایی موجودیت بسیار ناچیز قومی خود را در رسانه های گروهی به دست می آورند،تحت پوشش ورود ملزومات بازیهای المپیک، حمل سلاح و انبار آن  در باشگاه آرارات سهلتر می شود،با دعوت از تیم ارامنه قره باغ می کوشند تا به نوعی این منطقه عصیانگر را از نظر سیاسی شناسائی کنند.

دو عکس از نوجوانان یونیفورم پوش داشناک به هنگام برگزاری تظاهرات 24 آوریل در تهران:

پیشاهنگان ارمنی  در باشگاه آرارات تحت تعلیم افراطیون داشناک قرار دارند. آنان یاد میگیرند که  چرا باید ازغیر ارمنیان  متنفر بود و چگونه این تنفر رانشان داد!

 

- داشناکها همچنین عهده دار برگزاری سلسله مسابقات المپیک ارامنه در باشگاه آرارات تهران هستند. اینکه ارامنه به جای ایروان، در تهران اقدام به برگزاری چنین مسابقات ورزشی ای می کنند جای سئوال دارد!

واقعیت آن است که  داشناکها تحت نام المپیک ارامنه؛

1-      بودجه های بسیار کلانی از سازمان تربیت بدنی ایران دریافت می کنند.

2-      امکان تجمع امن در تهران را کسب می کنند.

3-      بیش از پیش به مقامات ایران نزدیکتر می شوند.

4-      موقعیت خود را بعنوان مهمترین گروه ارمنی تثبیت می کنند.

5-      امکان بزرگنمایی موجودیت بسیار ناچیز قومی خود را در رسانه های گروهی به دست می آورند.

6-      تحت پوشش ورود ملزومات بازیهای المپیک، حمل سلاح و انبار آن  در باشگاه آرارات سهلتر می شود.

7-      با دعوت از تیم ارامنه قره باغ می کوشند تا به نوعی این منطقه عصیانگر را از نظر سیاسی شناسائی کنند.

 

 

المپیک ارامنه در باشگاه آرارات تهران هر سال تحت پرچم ارمنستان و با یک شعار ویژه برگزار می شود.

 

اما به رغم اینکه باشگاه آرارات مهمترین مرکز فعالیت داشناکها در ایران است این باشگاه بصورت حیرت انگیزی تحت توجه و حمایت مقامات سیاسی ایران قرار دارد.

 

افتتاحیه سی و یکمین دور از بازیهای المپیک ارامنه با حضور رییس جمهور سید محمد خاتمی

در سال 1998 (1377)، سی و یکمین دور از بازیهای المپیک ارمنی با حضور رئیس جمهور آقای محمد خاتمی و هیئت عالیرتبه از مقامات مملکتی و همچنین آقای وارطان اسکانیان وزیر امور خارجه جمهوری ارمنستان در ورزشگاه آرارات تهران افتتاح شد. مراسم گشایش این دوره از بازیها، با حضور رئیس جمهور با شکوه فراوان برگزار شد. در این دوره، یکهزار ورزشکار از تهران، شهرستانها و همچنین جمهوری ارمنستان و{سرزمینهای اشغالی} قره باغ به رقابت پرداختند... سی ودومین دور از بازیهای ورزشی ارامنه ایران در سال 1999 (1378) برگزار شد. این دوره از بازیها به پنجاه و پنجمین سالگرد تأسیس باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات و بیست و پنجمین سالگرد بنای ورزشگاه آرارات تهران تقدیم شده بود. 1550(!!!) ورزشکار ارمنی از تهران، شهرستانهای اصفهان، تبریز، ارومیه، گردآباد، شاهین شهر، شیراز، اراک و جمهوری ارمنستان و{سرزمینهای اشغالی}  قره باغ، با حضور خود جلوه ای ویژه به این دوره از بازیها دادند. (15)

 

 

 صرف نظر از شرکت سید محمد خاتمی رییس جمهور وقت در افتتاحیه المپیک ارامنه، رفتارهای  شگفت آور دیگری نیز در این خصوص ملاحظه شده است. بعنوان مثال پیام تبریک رییس مجلس به مناسبت شصتمین سال تاسیس باشگاه ارارات، خواننده را متوجه اهمیت این باشگاه از نظر مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران می کند:

 

پيام تبريك رئيس مجلس به مناسبت شصتمين سال تاسيس باشگاه آرارات

سرويس اجتماعي: غلامعلي حداد عادل، رئيس مجلس شوراي اسلامي در پيامي شصتمين سال تاسيس باشگاه فرهنگي و ورزشي آرارات را به هموطنان ارمني تبريك گفت. متن پيام رئيس مجلس به اين شرح است: شصتمين سال تاسيس باشگاه فرهنگي و ورزشي آرارات را به هموطنان ارمني خود تبريك مي گويم و از اينكه از اينجانب نيز براي حضور در جشني كه به همين مناسبت برپا شده دعوت به عمل آورده ايد، سپاسگزاري مي كنم باشگاه آرارات در عمر طولاني خود مركزي براي فعاليتهاي فرهنگي و ورزشي هموطنان ارمني ما در ايران بوده و نام خود را با افتخارات ورزشي بسياري كه در ميدانهاي مسابقات توسط ورزشكاران ارمني كسب شده، در ذهن همه ايرانيان تثبيت كرده است....اینجانب با استفاده از فرصت شصتمين سال تاسيس باشگاه فرهنگي و ورزشي آرارات، براي همه هموطنان ارمني خود آرزوي بهروزي و پيروزي دارم و اميدوارم مسلمانان و ساير اقليت هاي ديني ايران بتوانند با دوستي و همكاري با يكديگر در ساختن ايراني آباد و آزاد سهيم باشند. (16)

 

 و یا خبر دیگر اینکه؛

 

 

احمدی نژاد و حداد عادل در افتتاحیه المپیک ارامنه

خبرگزاری آريا- رييس جمهور و رييس مجلس شوراى اسلامى به سى‌وهشتمين دوره‌ى مسابقات ارامنه‌ى ايرانى دعوت شدند. به گزارش خبرنگار آریا در كنفرانس مطبوعاتى سى و هشتمين دوره‌ى بازى‌هاى ارامنه ايران که صبح امروز در باشگاه آرارات تهران برگزار شد. مدير اجرايى باشگاه آرارات با اشاره به 61 ساله شدن باشگاه آرارات گفت: باشگاه آرارات تهران در سال گذشته در مسابقات هفتمين دوره‌ى باشگاه‌هاى ارامنه در يونان و نخستين دوره بازى‌هاى بين‌المللى بسكتبال ارامنه در ايروان موفق به كسب عناوين قابل قبولى شدند. مدير اجرايى باشگاه آرارات همچنين با اشاره به بازديد خاتمى رييس جمهور پيشين و احمدى‌نژاد از مجموعه‌ى آرارات گفت: با مساعدت احمدى نژاد در سال گذشته زمين چمن مصنوعى باشگاه ايجاد شده و درحال آماده‌سازى زمين‌هاى مينى گلف و بولينگ هستيم و اميدواريم با حضور وى در مسووليت جديد كمك‌ها به باشگاه آرارات افزايش پيدا كند. (17)

 ۱۳/۶/۱۳۸۴

 

دلیل این همه حمایت چیست؟!

بدون اغراق می توان گفت که در حال حاضر "ریز- جامعه" ارامنه ایران و نیز دولت داشناک حاکم بر ایروان، تحت حمایت  شگرف جمهوری اسلامی ایران قرار دارند. منشا این همه توجه و حمایت چیست؟!

Textruta: تقویت روابطی که فاقد هر گونه ریشه تاریخی و توجیه ملی است معنایی جز نیاز حاکمان به این مناسبات، جهت بقای حاکمیت به هر بهای ممکن نخواهد داشت!

به سختی می توان قرابتهای دور نژادی و یا زبانی موجود میان ملل بسیار متنوع گروه هندو- اروپایی را عامل این همه نزدیکی دانست. همسایگی ایران  با ارمنستان نیز دلیل قاطعی بر این دوستی نیست. چراکه ایران اساسا با همه همسایگان خود غیر از تورکمنستان از روابط  مناسبی برخوردار نیست. حتی تفاوتهای تعیین کننده دینی و فرهنگی نیز قادر به تاثیر گذاری بر این همه نزدیکی نشده است. در این میان به رغم رویکرد ضد ایرانی ارامنه در تاریخ، بر عهده داشتن نقش ستون پنجم در نبردهای روسیه و ایران، ارتکاب نسل کشی خونین در آذربایجان غربی در سالهای جنگ اول جهانی، رفتارهای جنون آمیز حکمداران تهران بر علیه اقلیتهای دینی و مذهبی ایران بخصوص ارامنه طی دهه اول و دوم انقلاب، جنوساید شیعیان قره باغ، اشغال بیست درصد از سرزمین جمهوری آذربایجان توسط ارامنه، حاکمیت یک دولت افراطی بر ایروان، مناسبات گسترده میان ارمنستان با اسرائیل، ... روابط تهران و ایروان با گذشت زمان نزدکتر می شود.

در هم تنیدن روابطی که فاقد ریشه های قوی تاریخی و توجیه ملی است معنایی جز نیاز حاکمان به این مناسبات، جهت بقای حاکمیت به هر بهای ممکن نخواهد داشت!

     

 

بالا از راست به چپ: 15 سال است که 1.2 میلیون  نفر از جمیعت آذربایجان در اردوگاه آوارگان جنگی و در محرومیت کامل زندگی می کنند،سید محمد خاتمی رییس جمهور وقت ایران در حال ادای احترام به بنای یادبود نسل کشی ادعایی ارامنه در ایروان، مسجد شهرآغدام قره باغ که توسط اشغالگران ارمنی به طویله تبدیل شده است، محمود احمدی نژاد در حال فشردن دست روبرت کوچاریان رییس جمهور کنونی ارمنستان و فرمانده سابق دسته جات افراطی داشناک در قره باغ.

 

     

 

 بالا از راست به چپ: تصویری دردناک از آخرین بازماندگان قتل عام شهر خوجالی که در 26 فوریه سال 1992 توسط نیروهای ارمنی و با حمایت ارتش روسیه انجام شد، تصویری از کشته شدگان مسلمان در شهرهای آذربایجان غربی همزمان با جنگ اول جهانی به دست ارامنه و آسوریهای مسلح در فاجعه جیلولوق

 

نهایت اینکه باشگاه آرارات می بایست؛

-          به نام مقابله با تبعیضات نژادی و دینی

-          به نام  مبارزه  با رفع آپارتاید در ورزش

-          به نام دفاع از منافع  و امنیت ملل و اقوام ایران

-          به نام حفاظت از سلامت جسمانی و روحی جوانان

-          به نام جلوگیری از هدر رفتن بودجه های کلان بیت المال

-          به نام مبارزه با افراطیون داشناک و تروریسم

-          به نام حمایت از خانواده های ارمنی تحت فشار تندروهای داشناک

به سرعت و بطور کامل ملی اعلام گردد و با حذف مدیریت داشناک آن، در اختیار عموم ملل و اقوام ایران قرار گیرد.

تلاش برای تحقق این هدف وظیفه همه کسانی است که مدعی دفاع از حقوق بشر، مبارزه با آپارتاید، مدافعه از ایران و همچنین صیانت از سلامت جسمی و روحی آحاد جامعه بخصوص جوانان هستند. 

 

توضیحات:

(1)خودکشی: در ایران ۶۵ درصد افرادى كه اقدام به خودكشى مى كنند، بین ۱۸ تا ۳۴ سال سن دارند. از این تعداد ۵۹ درصد ۱۸ تا ۲۴ ساله و ۴۱ درصد ۲۵ تا ۳۰ ساله هستند. در فاصله سال هاى ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰ تعداد پرونده هاى اقدام به خودكشى در كشور افزایش قابل توجهى داشته و از ۲۰۱ مورد به ۳۲۷۵ نفر رسیده است و از ۹۲۲ مورد خودكشى منجر به فوت در سال ۷۳ به ۳۱۴۳ مورد در سال ۷۸ رسیده است.مطابق با آخرین آمار وزارت بهداشت در سال ۱۳۸۰ روزانه ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر در ایران مى میرند. از این میزان روزانه یازده نفر به علت خودكشى و از این تعداد چهار نفر با خودسوزى فوت مى كنند كه رقم ۴۰۱۵ نفر در كشور را نشان مى دهد. این در حالى است كه مطابق با آمار وزارت كشور در سال ،۷۵ شش نفر در هر صد هزار نفر جمعیت یعنى ۳۶۸۳ نفر و در سال ،۷۹ پنج نفر در هر صد هزار نفر جمعیت یعنى ۳۱۸۷ نفر خودكشى كرده اند.از سوى دیگر طبق تحقیق درباره وضعیت خودكشى در ایران كه در مجله علمى پزشكى قانونى كشور چاپ شده است در كشور حدود ۲۸۴۰ مورد مرگ ناشى از خودكشى در مراكز پزشكى قانونى در سال ۱۳۸۰ ثبت شده است كه نسبت به سال قبل از آن ۵/۱۴ درصد در بین مردان و ۶۲/۰ درصد بین زنان افزایش داشته است. نتایج به دست آمده این تحقیق نشان داده است كه استان هاى تهران ۶۶/۱۳ درصد، آذربایجان شرقى ۴۵/۸ درصد و فارس ۶۹/۷ درصد از كل موارد خودكشى مردان و استان هاى كرمانشاه ۵۴/۱۲ درصد، فارس ۰۳/۱۲ درصد و آذربایجان غربى ۰۱/۱۱ درصد از كل موارد خودكشى زنان را به خود اختصاص داده اند.با در نظر گرفتن جمعیت استان ها، استان هاى همدان با ۵/،۱۳ لرستان با ۴/۱۱ و ایلام با ۳/۱۱ خودكشى به ازاى هر ۱۰۰ هزار مرد بالاترین نرخ خودكشى مردان را دارند و استان هاى ایلام با ۵/،۱۵ كرمانشاه ۱/۱۳ و لرستان ۷/۱۱ خودكشى به ازاى هر ۱۰۰ هزار زن بالاترین نرخ خودكشى زنان را داشته اند.بالاترین نسبت جنسى خودكشى به استان قزوین (۴/۹ مرد به ازاى یك زن)، گیلان (۱/۷ مرد به ازاى یك زن)، تهران (۷/۶ مرد به ازاى یك زن) و پایین ترین آن به استان ایلام (۷/۰ مرد به ازاى یك زن)، كرمانشاه (۸/۰ مرد به ازاى یك زن) و لرستان، آذربایجان غربى و خوزستان (یك مرد به یك زن) اختصاص دارد.مطابق با آمار وزارت كشور بالاترین انگیزه خودكشى طى سال هاى ۷۹-۷۴ اختلافات خانوادگى ۴۰ درصد و پس از آن شكست و ناامیدى با ۷ درصد در رتبه دوم انگیزه خودكشى قرار دارد. پس به ترتیب اختلال حواس، فقر، ناموس و تحصیل و ازدواج در مراتب بعدى قرار دارند.مطابق با تحقیق سازمان ملى جوانان به طور متوسط سالانه ۴/۲ جوان در هر صد هزار نفر جمعیت در آذربایجان شرقى، ۲/۳ جوان در استان آذربایجان غربى، ۷/۱ جوان در استان اردبیل، ۳/۱ جوان در استان اصفهان، ۹۵/۱۴ جوان در استان ایلام، ۵۶/۳ جوان در استان بوشهر، ۲/۱ جوان در استان تهران، ۳/۳ جوان در استان خراسان، ۴/۳ جوان در استان چهارمحال و بختیارى، ۴/۲ جوان در استان خوزستان، ۵/۳ جوان در استان زنجان، ۶/۳ جوان در استان سمنان، ۸/۰ جوان در استان سیستان و بلوچستان، ۷/۲ جوان در استان فارس، ۴/۱ جوان در استان قزوین، ۴ جوان در استان كردستان، دو جوان در استان كرمان، ۳/۱۰ جوان در استان كرمانشاه، ۴ جوان در استان كهگیلویه و بویراحمد، یك جوان در استان گلستان، ۶/۱ جوان در استان گیلان، ۶ جوان در استان لرستان، ۳ جوان در استان مازندران و مركزى و هرمزگان و ۳/۳ جوان در استان یزد خودكشى مى كنند.در سال ۷۹ ایلام بالاترین و تهران و سیستان و بلوچستان پایین ترین میزان خودكشى را داشتند.» (شیوا زرآبادى: روزنامه شرق: دوشنبه 9 آبان ۱۳۸۴)
اختلالات روانی: طبق آخرین نتایج تحقیقات وزارت بهداشت، ‌درمان و آموزش پزشكی 21 درصد جمعیت ایران 15 میلیون نفر از یك كسالت روانی رنج می‌برند و 6/0 درصد ایرانیان در اثر ابتلای شدید به بیماریهای روانی شعور خود را از دست داده‌ و به حالتی بنام جنون دچارند از 15 میلیون ایرانی مبتلا به اختلالات روانی به طور میانگین 9/25 درصد آنان را زنان و 9/14 درصد را مردان تشكیل می‌دهند، كه 14 درصد آنان جوانان هستند.»(ایسنا: 3 آبان 1384)

(2) بر اساسگزارشمركز آمار ایران، جمعیتكشور در پایان‎‎ سال1374 بهمرز 68 میلیون و 467 هزار و 413 نفر می‏رسد كه 45 میلیونو 650 هـزار و 253 نفـر در شهـرهــا و 22 میلیونو 817 هزار و 160 نفر در روستاهـا زندگی‎‎ می‏كنند  جمعیتتهران‎‎ بزرگنیز به 12 میلیـون و 150 هزار و 742 نفر خواهد رسیـد كـه 10 میلیون‎‎‎ و 528 هزار و 282 تن در تهران و یكمیلیون‎‎ و 622 هزار و 460 در حاشیهیتهران بزرگخواهند بود.

(3) اصل 19 قانون اساسی اذعان می‌‌‏كند؛ "مردم ايران از هر قوم و قبيله‌‏ای كه باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ‌‏, نژاد‌‏ و زبان سبب امتياز نخواهد بود.

(4) متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر را در این لینک مطالعه بفرمایید........................... http://www.bashariyat.de/manshor2.htm

(5) «كنوانسیون بین‌المللی رفع هر نوع تبعیض نژادی» (1965) اشاره نمود. ماده یك معاهده به تبیین و تشریح «تبعیض نژادی» پرداخته است. ماده 6 نیز دول عضو را ملتزم میكند در برابر تبعیض نژادی، صلاحیت قضایی خود را اعمال و از افرادی كه بدین وسیله حقوق بشری و آزادیهای اساسی‌شان تهدید شده است حمایت نمایند. بند 1- د ماده 2 و ماده 3 نیز كشورهای عضو را متعهد میكند با تدابیر تقنینی و قضایی اعمال تبعیض نژادی را ممنوع و ریشه‌كن سازند. مطابق بندهای الف و ب ماده 4 نیز نشر افكار نژادپرستانه و تبعیض نژادی و تبلیغ و تشویق به آنها باید جرم شناخته و مجازات شود. همچنین مطابق بند 2 ماده 20 پیمان‌نامه حقوق مدنی و سیاسی «هرگونه ترغیب به كینه (تنفر) ملی یا نژادی یا مذهبی كه محرك تبعیض یا مخاصمه یا اعمال زور باشد به موجب قانون ممنوع» اعلام شده است و این امر یكی از محدودیتهای قانونی برای «حق آزادی بیان» به شمار میرود.

(6) كنوانسیون بین‌المللی علیه آپارتاید در ورزش» (1985) اشاره نمود كه تكمله‌ای بر كنوانسیون 1973 و هدف از آن انزوای دولت آپارتایدی وقت افریقای جنوبی در مجامع ورزشی بین‌المللی بود. در حقیقت این معاهده، خود یك نظام كیفری ویژه بین‌المللی علیه دولتهای آپارتایدی است و هرگونه كمك به ارگانهای ورزشی، تیمها و ورزشكاران نماینده كشورهایی كه سیاست آپارتاید در آنها اعمال میشود را ممنوع اعلام میكند. (ماده 5) حتی میتوان آنچه در مواد 6 و 7 ذكر شده را (مانند عدم صدور روادید برای ورزشكاران و مخصوصا اخراج افریقای جنوبی از كلیه فدراسیونهای ورزشی در آن زمان طبق بند الف ماده 3) یك نوع مجازات بین‌المللی دانست

(7)منبع.............................................................................................................. http://www.bashariyat.de/manshor2.htm

(8) در ضلع غربى میدان هفتم تیر، چادرى برپا شده است. بیش از ۷۰۰ عزادار  از اقلیت‌هاى مذهبى مسیحى و زرتشتى، زیر چادر هیأت ثارالله گرد هم می‌آی